ماجراى عاشوراى سيّدالشهداء، حسين‏بن‏على عليه‏السّلام كه مظهر مقاومت و به‏ كارگيرى اراده الهى و انسانى و صف‏آرايى جنود رحمان در مقابل جنود شيطان بود.

 

هفتم محرم 1428

 

 

عناصر قيام حضرت ابى‏عبداللَّه الحسین(عليه‏السّلام): منطق و عقل، حماسه و عزت، عاطفه
... عنصر دوم، حماسه است؛ يعنى اين مجاهدتى كه بايد انجام بگيرد، بايد با عزت اسلامى انجام بگيرد؛ چون «العزّةللَّه و لرسوله و للمؤمنين». مسلمان در راهِ همين حركت و اين مجاهدت هم، بايستى از عزت خود و اسلام حفاظت كند. در اوج مظلوميت، چهره را كه نگاه مى‏كنى، يك چهره‏ى حماسى و عزتمند است. اگر به مبارزات سياسى، نظامىِ گوناگونِ تاريخ معاصر خودمان نگاه كنيد، حتى آنهايى كه تفنگ گرفته‏اند و به جنگ روياروى جسمى اقدام كرده‏اند، مى‏بينيد كه گاهى اوقات خودشان را ذليل كردند! اما در منطق عاشورا، اين مسأله وجود ندارد؛ همان جايى هم كه حسين‏بن‏على (عليه‏السّلام) يك شب را مهلت مى‏گيرد، عزتمندانه مهلت مى‏گيرد؛ همان جايى هم كه مى‏گويد: «هل من ناصرٍ» - استنصار مى‏كند - از موضع عزت و اقتدار است؛ آن جايى كه در بين راه مدينه تا كوفه با آدم‏هاى گوناگون برخورد مى‏كند و با آنها حرف مى‏زند و از بعضى از آنها يارى مى‏گيرد، از موضع ضعف و ناتوانى نيست؛ اين هم يك عنصر برجسته‏ى ديگر است. اين عنصر در همه‏ى مجاهداتى كه رهروان عاشورايى در برنامه‏ى خود مى‏گنجانند، بايد ديده شود. همه‏ى اقدام‏هاى مجاهدت‏آميز - چه سياسى، چه تبليغى، چه آن‏جايى كه جاى فداكارى جانى است - بايد از موضع عزت باشد...
عنصر سوم، عاطفه است؛ يعنى هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه يك نقش تعيين‏كننده‏اى ايجاد كرده است، كه باعث شد مرزى بين جريان عاشورايى و جريان شيعى با جريان‏هاى ديگر پيدا شود. حادثه‏ى عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمى است؛ لذا ما را امر مى‏كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن. زينب كبرى (سلام‏اللَّه‏عليها) در كوفه و شام منطقى حرف مى‏زند، اما مرثيه مى‏خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مى‏كوبد، اما مرثيه مى‏خواند. اين مرثيه‏خوانى تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مى‏توان خيلى از حقايق را فهميد، كه در خارج از اين فضاها نمى‏توان فهميد. اين سه عنصر، سه عنصر اصلىِ تشكيل‏دهنده‏ى حركت عاشورايى حسين‏بن‏على (ارواحنافداه) است كه يك كتاب حرف است و گوشه‏اى از مسائل عاشوراى حسينى است؛ اما همين يك گوشه براى ما درس‏هاى فراوانى دارد.

» آرشیو مطالب قبلی : 1   2   3   4   5   6