|
از وصایای امیرالمؤمنین(ع)
اوّل و آخر در كلام اميرالمؤمنين عليهالسّلام، تقواست. مىفرمايد:
«پسران من! مراقب خودتان باشيد؛ در راه خدا و با معيار خدايى.»
«تقوى
اللَّه» يعنى اين. بحثِ ترسيدن از خدا نيست؛ كه بعضى تقوا را به «خدا
ترسى» معنا مىكنند.
«خشيةاللَّه» و
«خوف اللَّه» هم ارزش ديگرى است.
امّا اين، تقواست. تقوا، يعنى مواظب باشيد هر عملى كه از شما سر
مىزند، منطبق بر مصلحتى باشد كه خداى متعال براى شما در نظر گرفته
است. تقوا چيزى نيست كه كسى بتواند يك لحظه آن را رها كند. اگر رها
كرديم، جاده لغزنده است، درّه عميق است؛ خواهيم لغزيد وسقوط خواهيم
كرد، تا باز جايى دستمان به مستمسكى، سنگى، درختى و بوتهاى گير كند، و
بتوانيم خودمان را بالا بكشيم.
«ان الذين اتقوا اذامسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذاهم مبصرون.»
( اعراف؛ آيه 201)؛ وقتى كه آدمِ با تقوا، مسِّ شيطان را
احساس كرد، فوراً به خود مىآيد و حواسش جمع مىشود. شيطان كه از ما
دور نمىشود! پس، اوّلين وصيت، تقواست.
از لوازم تقوا: دنبال دنیا ندویدن
دنبال تقوا، مطلبى ديگر است:
«وان لا تبغيا الدنيا و ان بغتكما.»
دنبال
دنيا ندويد، اگر چه دنيا دنبال شما بيايد. اين هم نكته دوم. اين هم از
لوازم تقواست. البته همه كارهاى نيك، از لوازم تقواست. از جمله، همين
ندويدن دنبال دنيا. نمىگويد كه «ترك دنيا كنيد.» مىگويد:
«لاتبغيا.»
دنبال دنيا حركت نكنيد. دنيا را طلب نكنيد. در حقيقت، با تعبير فارسى
ما، چنين معنى مىدهد كه «دنبال دنيا ندويد.» دنيا يعنى چه ؟يعنى آباد
كردن روى زمين ؟ يعنى احيا كردن ثروتهاى الهى؟ اين است معناى دنيايى كه
گفتند طلب نكنيد؟ نه! دنيا يعنى آنچه كه شما براى خودتان، تمتّعات
خودتان و لذّات خودتان مىخواهيد. اين را دنيا مىگويند. و الّا، آباد
كردن روى زمين، اگر با هدف خير و صلاح بشريت انجام گيرد، عين آخرت است.
اين، همان دنياى خوب است. دنيايى كه مذمّت شده است و نبايد دنبالش
برويم، دنيايى است كه ما را، نيروى ما، تلاش ما و همت ما را متوجّه خود
مىكند و از راه بازمان مىدارد. خودخواهى ما، خود پرستى ما، ثروت را
براى خود خواستن و لذّت را براى خود طلبيدن، دنياى مذموم و نكوهيده
است.
البته اين دنيا، نوع حرام دارد، نوع حلال هم دارد.اينطور نيست كه براى
خود خواستن، همه نوعش حرام باشد. نه! حلال هم دارد. امّا همان حلالش را
هم گفتهاند دنبالش نرويد.اگر دنيا به اين معنا شد،حلالش هم خوب نيست.
هر چه بتوانيد مظاهر زندگى مادّى را در جهت خدا قرار دهيد، سود
كردهايد و بهره بردهايد. و اين معناى آخرت است. تجارت هم، اگر براى
رونق دادن به زندگى مردم باشد و نه اندوختن سرمايه براى خود، عين آخرت
مىشود. همه كارهاى ديگر دنيا، از همين قبيل است. پس، نكته دوم اين است
كه دنبال دنيا ندويد و در طلب دنيا روانه نگرديد.
آنچه اميرالمؤمنين عليهالسلام در اين وصيت فرموده، خود، آيينه تمام
نماى آن بوده است. زندگى آن حضرت را كه نگاه كنيد، خلاصه همين جملاتى
است كه در وصيت كوتاه او آمده است.
«و لاتأسفا على شئمنها زوى عنكما.»
ديگر اينكه، اگر از همين دنياى به اين معنا مذموم، چيزى بهدست شما
نرسيد و از شما منع شد، تأسّف نخوريد. اينكه فلان ثروت را، فلان لذّت
را، فلان مقام و فلان امكان رفاه را نداريد، تأسف نخوريد. اين هم جمله
سوم.
جمله بعد:
«و قولا بالحقّ.» يا بر طبق نسخهاى
«و قول الحق.» فرق
نمىكند. معنايش اين است كه «حق بگوييد.» حق را بگوييد و كتمان نكنيد.
اگر چيزى به نظرتان حق بود، آن را در جايى كه بايد بيان كرد، بيان
كنيد. حق را مكتوم نگه نداريد. آن وقتى كه زباندارها حق را پنهان و
احياناً باطل را آشكار كردند، يا باطل را به جاى حق گذاشتند، اگر
حقبينان و حقدانان، حق را بگويند، حقْ مظلوم نمىشود؛ حق به غربت
نمىافتد و اهل باطل در نابود كردن حق طمع نمىبندند.
جمله بعد:
«و اْعملاللاجر.»
براى پاداش - يعنى پاداش الهى و حقيقى -
كار كنيد. بيهوده كارنكن، اى انسان! اين كارِ تو، اين عمر تو و اين
نَفَس زدن تو، تنها سرمايه اصلى توست. اين را بىخود از دست نده! اگر
عمرى مىگذرانى، اگر عملى انجام مىدهى، اگر نَفَسى مىزنى و اگر قوتى
را مصرف مىكنى، اين همه را براى پاداشى بكن. پاداش چيست؟ چند تومان
پول، پاداش وجود انسان است؟! اين پاداش عمرى است كه من مصرف مىكنم؟!
خوش آمدن فلان و بهمان، پاداش يك انسان است؟! خير!
«فليس لانفسكم ثمن
الا الجنّه على فلا تبيعوهابه غيرها.» (حكمت 456 نهجالبلاغه)
اين، جملهاى از امام مىفرمايد:
«الا حُرّ يدع هذه اللماظة لاهلها؟ انه ليس لانفسكم ثمنٌ الّا الجنّة
فلا تبيعوها الّا بها»
کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً
امام على عليهالسّلام مىفرمايد:
«وكونا
للظّالم خصماً و للمظلوم عوناً.» خصم ظالم باشيد. «خصم»، غير از «دشمن»
است. يك وقت كسى دشمن ظالم است؛ يعنى از ظالم بدش مىآيد و دشمن اوست.
اين، كافى نيست. «خصم او باش»، يعنى «مدّعىاش باش.» خصم يعنى «دشمنى
كه مدّعى است»، «دشمنى كه گريبان ظالم را را مىگيرد و او را رها
نمىكند. بشريت بعد از اميرالمؤمنين عليهالسلام، تا امروز، به سبب
نگرفتن گريبان ستمكاران، بدبخت و روسياه شد. اگر دستهاى با ايمان،
گريبان ظالمان و ستمكاران را مىگرفتند، ظلم دردنيا اينقدر پيش
نمىرفت؛ بلكه از بن برمىافتاد. اميرالمؤمنين اين را مىخواهد: «كونا
للظّالم خصماً.» خصم ظالم باش. در دنيا، هرجا ظلم هست و ظالمى هست، تو
كه اينجا هستى، خود را خصمش بدان. نمىگوييم «اكنون راه بيفت؛ و از
اين سوى دنيا به آن سوى دنيا برو و گريبان ظالم را بگير.» مىگوييم
«حتماً خصومت خودت را نشان بده. هروقت و هرجا فرصتى دست داد، خصم او
باش و گريبانش را بگير.» يك وقت انسان نمىتواند نزديك ظالم برود و
ابراز خصومت نمايد؛ لذا از راه دور، مخاصمه مىكند. ببينيد امروز، به
خاطر عملنكردن به همين يك كلمه وصيت اميرالمؤمنين عليهالسّلام، در
دنيا چه منجلابى ايجاد شده است و بشريت چه بدبختيهايى دارد! ببينيد
ملتها و بخصوص مسلمانان چه مظلوميتى دارند! اگر به همين يك وصيت
اميرالمؤمنين عليهالسلام عمل مىشد، امروز بسيارى از ظلمها و
مصيبتهاىِ ناشى از ظلمها، وجود نمىداشت.
«و للمظلوم عوناً.» هرجا مظلومى هست، به او كمك كن. نمىگويد «طرفدارش
باش». نه! بايد كمكش كنى. هرچه مىتوانى و به هرنحو كه مىتوانى.
تا اينجا وصيت حضرت، خطاب به امام حسن و امامحسين عليهماالسلام است.
البته اين حرفها مخصوص امام حسن و امام حسين عليهما السّلام هم نيست.
خطاب به آنهاست؛ اما اختصاص به همه دارد.
جملات بعدى وصيت را، اميرالمؤمنين عليهالصّلاةوالسّلام، عمومى
مىفرمايد: «اوصيكما و جميع ولدى.» به شما دو پسرم و به همه فرزندانم
وصيت مىكنم. «و اهلى.» و به همه اهل و كسانم.
« ومن بلغه كتابى.» و به
هركس كه اين نامه من به او برسد.
با اين حساب، شما كه اينجا نشستهايد و من كه اين وصيتنامه را براى
شما مىخوانم، همه مخاطب كلام اميرالمؤمنين عليهالصّلاة والسلام
هستيم. مىفرمايد: «همه شما را وصيت مىكنم.» به چه چيز؟ باز
«بتقوى
اللَّه.» مجدداً «تقوا». اولين وآخرين كلمه اميرالمؤمنين، عليهالسّلام
تقواست. بهدنبال آن:
«و نظم امركم.»
نظم امرتان. يعنى چه؟ يعنى همه
كارهايى كه در زندگى مىكنيد، منظّم باشد؟ معنايش اين است؟ ممكن است
معنايش اين هم باشد. نفرمود
«نظم اموركم.» كارهايتان را منظم كنيد.
فرمود «نظم امركم.» آن چيزى كه بايد منظم و محكوم نظم و انضباط باشد،
«يك چيز» است. «نظم امور» نفرموده است. فرموده است: «ونظم امركم.»
انسان مىفهمد كه اين نظم امر، عبارت است از امرى مشترك بين همه است.
به نظر من مىرسد كه «نظم امركم» عبارت از اقامه نظام و حكومت و ولايت
اسلامى باشد. معنايش اين است كه با قضيه حكومت ونظام، منطبق با نظم و
انضباط رفتار كنيد و بلبشو نباشد.........
صلاح ذات بین و صفای میان مردم
سومين اصلى كه در بخش دوم وصيت مىفرمايد،
«صلاح ذات بين» است.
يعنى با
هم خوب باشيد. دلها باهم صاف باشد. اتّفاق كلمه داشته باشيد و اختلاف و
جدايى ميانتان نباشد. اين جمله را كه بيان مىفرمايد، يك شاهد نيز از
كلام پيغمبر مىآورد. پيداست كه روى آنْ خيلى تكيه دارد و از آن
مىترسد. نه اينكه صلاح ذات بين، اهميتش بيشتر ازنظم امراست؛ ازباب
اينكه صلاح ذات بين، آسيبپذيرتر است. لذاست كه اين عبارت را از
پيغمبر نقل مىكند: «فانى سمعت جدكما، صلى اللَّه عليه و آله و سلم»
يقول: از جدتان شنيدم كه فرمود:
«صلاح ذات البينافضل من عامّة الصّلاة
والصّيام.» صلاح ذات بين و صفاى ميان مردم از هر نماز و روزهاى بهتر
است. نمىگويد «از همه نمازها و روزهها بهتر است.» مىفرمايد «از هر
نماز و روزهاى بهتر است.» شما مىخواهيد، دنبال نماز و روزه خود
برويد. امّا كارى هست كه از هر دوى اينها، فضيلتش بيشتر است. آن چيست؟
آن، «اصلاح ذات البين» است. اگر ديديد جايى، در بين امّت اسلامى،
اختلاف و شكافى وجود دارد، برويد آن شكاف را پركنيد. اين، از نماز و
روزه، فضيلتش بيشتر است.
رسیدگی به وضع یتیمان
بعد كه اين چند جمله را بيان فرمود، كلمات كوتاه، پرمغز و جانسوزى بيان
كرد: «واللَّه اللَّه فى الايتام.» يعنى «اى مخاطبين من! اللَّه اللَّه
دريتيمان.» «اللَّه اللَّه» ترجمه فارسى ندارد. ما در زبان فارسى،
برايش معادل نداريم. اگر بخواهيم ترجمه كنيم، بايد بگوييم «جان تو وجان
خدا، در يتيمان.» يعنى «هر چه مىتوانيد، به يتيمان برسيد. مبادا
فراموششان كنيد!» خيلى مهم است. ببينيد چقدر اين انسان شناسِ خداشناسِ
روانشناسِ دلسوز، نكتههاى ريز را مىبيند! بله! رسيدگى به وضع يتيمان،
فقط يك ترحّم شخصى و عاطفهاى معمولى نيست. كودكى كه پدرش را ازدست
داده، انسانى است كه يكى از اساسى ترين نيازهايش را از دست داده است و
آن، نياز به پدر است. بايد به گونهاى جبران كنيد. گرچه نمىشود جبران
كرد، اما بايد مواظب باشيد كه جوان، نوجوان يا كودكِ پدر از دست داده،
ضايع نشود.
«واللَّه اللَّه فىالايتام. فلا تغّبوا افواههم.» مبادا
بگذاريد اينها گرسنگى بكشند! اين طور نباشد كه گاهى چيزى به اينها برسد
و گاهى نرسد!
«لاتغّبوا»
معنايش اين است. از لحاظ وضع زندگى، به اينها
برسيد.
«ولايضيعوا بحضرتكم.»
مبادا اينها ضايع بمانند و با بودن شما، مورد بىاعتنايى قرار
گيرند! اگر حضور نداشته باشيد، بىاطّلاعيد؛ اما مبادا حضور داشته
باشيد و يتيمى - هر يتيمى - مورد بىاعتنايى و اهمال قرار گيرد! نبايد
هركسى فقط دنبال كار خودش باشد و كودك يتيم، تنها بماند.
رعایت حق همسایگان
«اللَّه اللَّه فى جيرانكم.» يعنى «اللَّه اللَّه
درهمسايگانتان!» موضوع همسايگى را كوچك نگيريد. امرِ بسيار مهمى است.
يك پيوند عظيم اجتماعى است كه اسلام به آن توجّه دارد و طبق فطرت
انسانهاست. منتها در پيچ وخم تمدّنهاى دور ازفطرت انسانى، اين ارزشها
گم شده است. ...... بايد همسايگانتان را رعايت كنيد. نه فقط از لحاظ بُعد اقتصادى و مالى -
كه آن هم البته مهم است - بلكه ازهمه جهات انسانى. آن وقت ببينيد چه
الفتى درجامعه بهوجود مىآيد و چطور دردهاى لاعلاج، دوا پيدامىكند.
«فانهم وصيّة نبيّكم.» اين، وصيت پيغمبر است، كه:
«ما زال يوصى بهم حتى
ظنّنا انه سيورّثهم.» پيغمبر آنقدر سفارش همسايه را كرد كه ما خيال
مىكرديم برايشان ارث معيّن خواهدشد!
واللَّه اللَّه فىالقرآن
اللَّهاللَّه در قرآن.
«لايسبقكم بالعمل به غيركم.» مبادا ديگران
مفاهيم قرآن را كه اعتقاد به آن ندارند، عمل كنند و جلو بيفتند و شما
كه اعتقاد داريد، عمل نكنيد و عقب بيفتيد! يعنى همين امرى كه
اتّفاق افتاد! آنهايى كه دردنيا جلو افتادند، با پشتكار، با دنبالگيرى
كار، باخوب انجام دادن كار، باصفاتى كه خداى متعال آن صفات را دوست
مىدارد جلو افتادند، نه با فسادشان، با شرب خمرشان و يا با ظلمهايى كه
مىكنند......
خالی نماندن خانهی خدا
و الله الله فی بیت ربکم
«لاتخلّوه مابقيتم.» تا هستيد، نگذاريد خانهی خدا
خالى بماند.
«فانه ان ترك لم تناظروا.»
اگر خانهی خدا ترك شود، شما
مهلت داده نمىشويد (يا امكان زندگى نمىيابيد). از اين عبارت، معانى
مختلفى كردهاند.
ترک نکردن جهاد فی سبیلالله
«واللَّه اللَّه فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم فى سبيلاللَّه.»
يعنى اللَّه اللَّه در جهاد. مبادا جهاد در راه خدا را با مال و جان و
زبانْ ترك كنيد. اين جهاد، همان جهادى است كه امّت اسلامى تا آن را
داشت، ملت نمونه دنيا بود و وقتى آن را از دست داد، ذليل شد.........
جهاد با همان شكل اسلامىاش - كه البته حدودى دارد - ظلم نيست. در
جهاد، تعدّى و تجاوز به حقوق انسانها نيست. درجهاد، بهانهگيرى و كشتن
اين و آن نيست. در جهاد، از بين بردن هركسى كه مسلمان نيست ديده
نمىشود. جهاد، يك حكم الهى است كه بسيار هم با عظمت است. اگر جهاد
باشد، ملتها سربلند خواهند شد.
بعد مىفرمايد:
«وعليكم بالتّواصل و التّباذل.» با هم ارتباط داشته
باشيد. به هم كمك كنيد. بذل كنيد.
«واياكم والتّدابر والتّقاطع.» به هم
پشت نكنيد. پيوندها را قطع نكنيد.
«لاتتركوا الامر بالمعروف والنّهى عن
المنكر.» امربمعروف و نهى از منكر را، هرگز ترك نكنيد كه اگر ترك كرديد
«فيولّى عليكم شراركم.»
آنجا كه نيكى، دعوت كننده و بدى، نهى كننده
نداشته باشد، اشرار برسركار مىآيند و زمام حكومت را دردست مىگيرند.
اگر مردم به مذموم شمردن بدها و بديها عادت نكنند، بدها بر سرِكار
مىآيند و زمام امور را در دست مىگيرند.
«ثم تدعون.»
بعد شما خوبها
دعا مىكنيد كه «خدايا، ما را ازشرّ اين بدها نجات بده!»
«فلا يستجاب
لكم.» خدا دعاى شما را مستجاب نمىكند......
فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در خطبههاى نماز جمعه تهران 21
رمضان(1414) 13/12/1372
|