عزت ملی - تعداد فیش : 295 ، تعداد مقاله : 0
1395/05/11
1394/12/20
1394/12/20
1394/12/07
1394/12/05
1394/12/05
1394/12/05
1394/12/05
1394/12/05
1394/12/05
1394/11/28
1394/11/28
1394/11/28
1394/10/30
1394/09/04
1394/06/25
1394/06/25
1394/02/30
1394/02/09
1394/02/09
1394/01/20
1394/01/01
1393/11/19
1393/11/19
1393/10/17
1393/09/06
1393/08/17
1393/03/04
1393/02/23
1393/02/23
1393/01/01
1393/01/01
1392/12/20
1392/07/13
1392/07/04
1392/06/26
1392/05/12
1392/04/05
1392/03/08
1392/03/06
1392/03/06
1392/03/06
1392/03/06
1392/02/25
1392/01/01
1391/11/28
1391/11/28
1391/11/19
1391/07/25
1391/07/24
1391/07/22
1391/07/03
1391/05/25
1391/05/16
1391/05/03
1391/03/14
1391/03/14
1391/03/14
1391/03/03
1390/12/18
1390/12/18
1390/11/21
1390/11/19
1390/11/14
1390/11/14
1390/10/07
1390/08/19
1390/08/19
1390/07/27
1390/07/24
1390/07/23
1390/07/21
1390/07/20
1390/07/13
1390/06/26
1390/06/02
1390/03/14
1390/01/14
1390/01/08
1390/01/01
1389/09/10
1389/08/04
1389/06/19
1389/04/24
1389/04/05
1389/01/09
1388/11/30
1388/11/30
1388/11/19
1388/10/29
1388/09/04
1388/07/14
1388/06/20
1388/04/29
1388/03/26
1388/03/14
1388/03/03
1388/02/29
1388/02/26
1388/02/24
1388/02/22
1388/02/22
1388/02/22
1387/08/08
1387/07/04
1387/06/02
1387/04/26
1387/03/14
1387/03/14
1387/02/19
1387/02/15
1387/02/13
1387/02/11
1387/02/11
1387/02/04
1387/02/04
1387/01/01
1387/01/01
1387/01/01
1387/01/01
1386/12/25
1386/12/22
1386/12/22
1386/10/15
1386/08/16
1386/08/09
1386/07/21
1386/06/12
1386/05/06
1386/03/14
1386/03/14
1386/03/14
1386/03/08
1386/02/27
1386/02/27
1386/02/25
1386/02/25
1386/01/01
1386/01/01
1385/09/28
1385/09/22
1385/08/20
1385/08/18
1385/08/18
1385/07/01
1385/05/31
1385/03/29
1385/03/14
1385/03/14
1385/01/05
1385/01/01
1385/01/01
1384/11/18
1384/11/18
1384/11/18
1384/09/07
1384/07/06
1384/06/31
1384/06/08
1384/06/02
1384/05/28
1384/05/28
1384/04/07
1384/04/03
1384/03/25
1384/03/14
1384/01/01
1383/11/24
1383/11/10
1383/11/10
1383/08/24
1383/07/02
1383/04/19
1383/04/16
1383/04/16
1383/04/01
1383/03/27
1383/03/27
1383/03/06
1383/01/02
1382/11/16
1382/10/18
1382/10/04
1382/09/25
1382/09/25
1382/08/11
1382/08/11
1382/07/21
1382/07/03
1382/06/19
1382/05/08
1382/01/01
1381/11/28
1381/11/28
1381/10/19
1381/08/13
1381/08/13
1381/08/07
1381/07/04
1381/06/21
1381/04/26
1381/03/14
1381/03/01
1381/03/01
1381/01/09
1380/12/12
1380/12/12
1380/11/18
1380/11/18
1380/08/21
1380/03/14
1380/02/28
1380/02/28
1380/02/28
1380/01/01
1380/01/01
1379/09/06
1379/08/11
1379/08/11
1379/08/11
1379/08/09
1379/07/18
1379/07/06
1379/07/06
1379/02/23
1378/12/11
1378/08/12
1378/08/12
1378/06/31
1378/03/03
1378/01/25
1378/01/01
1377/10/28
1377/07/29
1377/07/29
1377/06/24
1377/04/21
1377/02/22
1377/01/12
1377/01/12
1377/01/01
1376/11/09
1376/11/09
1376/10/03
1376/09/25
1376/07/24
1376/07/24
1376/03/14
1376/01/27
1376/01/01
1375/11/21
1375/06/27
1375/03/16
1375/03/14
1375/03/11
1374/10/05
1374/06/14
1374/03/14
1374/03/08
1374/03/08
1373/12/11
1373/03/08
1372/08/30
1372/04/26
1371/11/06
1371/11/06
1371/08/13
1371/06/24
1370/09/18
1370/09/13
1370/07/03
1370/07/03
1370/04/18
1370/02/21
1370/01/01
1369/11/19
1369/11/10
1369/07/14
1369/06/26
1369/05/24
1369/03/10
1369/03/02
1369/02/22
1369/02/12
1368/11/04
1368/09/01
1368/06/01
1368/06/01
1368/05/23
1368/04/23
1368/04/22
1368/04/14
1368/04/07
1368/03/28
1368/03/18

ما در این ۳۷، ۳۸ سالی که از اوّل انقلاب گذشته است، خوب پیش رفتیم. واقعاً اگر کسی با چشم انصاف نگاه کند، ایرانِ وابسته‌ی عقب‌افتاده‌ی گمنامِ ذلیل زیر دست و پای آمریکا و انگلیس، امروز جوری شده است که آمریکا و انگلیس و بقیّه می‌آیند صف میبندند برای اینکه امکانات موجود جمهوری اسلامی در منطقه را بلکه بتوانند بنحوی مصادره کنند، و نمیتوانند؛ یعنی این‌جور گسترش پیدا کرده است عزّت اسلامی و عزّت نظام اسلامی و ایران اسلامی که آنهایی که با چشم تحقیر نگاه میکردند به ملّتها و ازجمله به ملّت ایران -مثل دوران طاغوت- امروز مجبورند مثل یک هماورد قدرتمند با او مواجه بشوند. این پیشرفت عمومی ملّت است.

اگر بخواهیم این پیشرفت حقیقی انجام بگیرد، باید خصوصیّات انقلابی‌مان را حفظ کنیم، حرکت جهادی‌مان را حفظ کنیم، عزّت و هویّت ملّی‌مان را حفظ کنیم، هضم نشویم، و در هاضمه‌ی خطرناک فرهنگی و اقتصادی جهانی هضم نشویم؛ اگر اینها را رعایت بکنیم، این درست خواهد شد.

تجربه‌ی ۳۷ساله‌ی جمهوری اسلامی نشان میدهد که ما باید خودمان را تقویت کنیم، قوی کنیم؛ از لحاظ فکری قوی کنیم، از لحاظ سیاسی قوی کنیم، از لحاظ اقتصادی قوی کنیم، از لحاظ فرهنگی قوی کنیم، از لحاظ علمی قوی کنیم. وقتی قوی شدیم، طبعاً عزّت پیدا خواهیم کرد؛ امروز عزّت یک ملّت در دنیا به اینها است.

واقعاً مردم قصد نیّت خیر بکنند، قصد خدایی بکنند؛ به قصد ایجاد اعتبار فزاینده برای کشور و استقلال کامل کشور در این کار بزرگ شرکت کنند که نتایجش هم همین هست؛ به عزّت ملّی، به استقلال ملّی پاسخ بدهند؛ یعنی این یک پاسخی به این نیاز بزرگ است. ما دشمنانی داریم و چشم طمع دوخته‌اند، بایستی این انتخاب ما جوری باشد که دشمنمان را مأیوس کند، ناامید کند؛ دقّت کنند، با بصیرت، با چشم باز رأی بدهند؛ ان‌شاءالله خدای متعال هم به آنها اجر خواهد داد. این از جمله‌ی حسناتی است که علاوه‌ی بر اجر دنیوی کوتاه مدّت و بلند مدّت، اجر اخروی هم دارد؛ چه بهتر از این!

واقعاً مردم قصد نیّت خیر بکنند، قصد خدایی بکنند؛ به قصد ایجاد اعتبار فزاینده برای کشور و استقلال کامل کشور در این کار بزرگ شرکت کنند که نتایجش هم همین هست؛ به عزّت ملّی، به استقلال ملّی پاسخ بدهند؛ یعنی این یک پاسخی به این نیاز بزرگ است. ما دشمنانی داریم و چشم طمع دوخته‌اند، بایستی این انتخاب ما جوری باشد که دشمنمان را مأیوس کند، ناامید کند؛ دقّت کنند، با بصیرت، با چشم باز رأی بدهند؛ ان‌شاءالله خدای متعال هم به آنها اجر خواهد داد. این از جمله‌ی حسناتی است که علاوه‌ی بر اجر دنیوی کوتاه مدّت و بلند مدّت، اجر اخروی هم دارد؛ چه بهتر از این!

نکته‌ی اوّل اهمّیّت خود این انتخابات است؛ صرفاً این نیست که ما میرویم پای صندوق رأی و یک برگه‌ی رأیی به نام کسی و کسانی می‌اندازیم در صندوق؛ مسئله این است که انتخابات در کشور ما قد برافراشتن ملّی است؛ ملّت با انتخابات در مقابل دشمن سینه سپر میکند، عرضِ اندام میکند؛ اهمّیّت انتخابات این است. وقتی دشمن مشاهده میکند که بعد از ۳۷ سال با این‌همه فشار، با این تحریمهای ظالمانه، با این تبلیغات غرض‌آلود و خباثت‌بار نتوانسته است مانع مردم از بیعت با نظام بشود، عظمت این انقلاب در چشم او هیبت پیدا میکند، ملّت ایران عظمت پیدا میکند؛ انقلاب او عظمت پیدا میکند؛ انتخابات این است. انتخابات به‌معنای حمایت از عزّت ملّی و استقلال ملّی و به‌معنای ایستادگی ملّت ایران است.

هر که به عزّت ایران اسلامی علاقه‌مند است، در این انتخابات باید شرکت کند و میکند؛ حالا ان‌شاءالله خواهید دید. دنیا روز جمعه خواهد دید که مردم ایران چطور مشتاقانه به‌سمت انجام وظیفه و احقاق حق -که هم وظیفه است، هم حق است- حرکت میکند.

مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی یعنی چه! اینها دوقطبی‌های کاذب است. شما با یکایک ملّت ایران تماس بگیرید و بگویید آیا شما مجلسی میخواهید که دردهای کشور را، مشکلات کشور را، مشکلات مردم را بشناسد و بخواهد آن را حل کند یا مجلسی که طرف‌دار زید یا عمرو باشد. جواب چیست از طرف مردم؟ معلوم است که مردم آن اوّلی را میخواهند؛ برای مردم این مهم است؛ مجلس متدیّن، مجلس متعهّد، مجلس شجاع، مجلس فریب‌نخور که فریب ترفند دشمن را نخورد؛ مجلسی که به عزّت ملّی و استقلال ملّی اهمّیّت بدهد و عزّت ملّی را پایمال نکند، استقلال ملّی را پایمال نکند؛ بِایستد در مقابل طمع‌ورزی و زیاده‌خواهی استکبار، در مقابل طمع‌ورزی قدرتهایی که دستشان از ایران کوتاه شده و دارند تلاش میکنند که دوباره برگردند و زمام قدرت را در این کشور در دست بگیرند؛ این‌جور مجلسی. مسئله‌ی اقتصاد درون‌زا را ما مطرح کردیم؛ مردم مجلسی میخواهند که برای اقتصاد درون‌زا، به معنای واقعی کلمه وقت‌گذاری کند، ریل‌گذاری کند و دولت موظّف بشود بر اساس این حرکت بکند؛ آنچه مردم میخواهند اینها است.

مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی یعنی چه! اینها دوقطبی‌های کاذب است. شما با یکایک ملّت ایران تماس بگیرید و بگویید آیا شما مجلسی میخواهید که دردهای کشور را، مشکلات کشور را، مشکلات مردم را بشناسد و بخواهد آن را حل کند یا مجلسی که طرف‌دار زید یا عمرو باشد. جواب چیست از طرف مردم؟ معلوم است که مردم آن اوّلی را میخواهند؛ برای مردم این مهم است؛ مجلس متدیّن، مجلس متعهّد، مجلس شجاع، مجلس فریب‌نخور که فریب ترفند دشمن را نخورد؛ مجلسی که به عزّت ملّی و استقلال ملّی اهمّیّت بدهد و عزّت ملّی را پایمال نکند، استقلال ملّی را پایمال نکند؛ بِایستد در مقابل طمع‌ورزی و زیاده‌خواهی استکبار، در مقابل طمع‌ورزی قدرتهایی که دستشان از ایران کوتاه شده و دارند تلاش میکنند که دوباره برگردند و زمام قدرت را در این کشور در دست بگیرند؛ این‌جور مجلسی. مسئله‌ی اقتصاد درون‌زا را ما مطرح کردیم؛ مردم مجلسی میخواهند که برای اقتصاد درون‌زا، به معنای واقعی کلمه وقت‌گذاری کند، ریل‌گذاری کند و دولت موظّف بشود بر اساس این حرکت بکند؛ آنچه مردم میخواهند اینها است.

مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی یعنی چه! اینها دوقطبی‌های کاذب است. شما با یکایک ملّت ایران تماس بگیرید و بگویید آیا شما مجلسی میخواهید که دردهای کشور را، مشکلات کشور را، مشکلات مردم را بشناسد و بخواهد آن را حل کند یا مجلسی که طرف‌دار زید یا عمرو باشد. جواب چیست از طرف مردم؟ معلوم است که مردم آن اوّلی را میخواهند؛ برای مردم این مهم است؛ مجلس متدیّن، مجلس متعهّد، مجلس شجاع، مجلس فریب‌نخور که فریب ترفند دشمن را نخورد؛ مجلسی که به عزّت ملّی و استقلال ملّی اهمّیّت بدهد و عزّت ملّی را پایمال نکند، استقلال ملّی را پایمال نکند؛ بِایستد در مقابل طمع‌ورزی و زیاده‌خواهی استکبار، در مقابل طمع‌ورزی قدرتهایی که دستشان از ایران کوتاه شده و دارند تلاش میکنند که دوباره برگردند و زمام قدرت را در این کشور در دست بگیرند؛ این‌جور مجلسی. مسئله‌ی اقتصاد درون‌زا را ما مطرح کردیم؛ مردم مجلسی میخواهند که برای اقتصاد درون‌زا، به معنای واقعی کلمه وقت‌گذاری کند، ریل‌گذاری کند و دولت موظّف بشود بر اساس این حرکت بکند؛ آنچه مردم میخواهند اینها است.

انقلاب اسلامی دوران تحقیر ملّت ایران را خاتمه داد؛ قبلاً ملّت ایران به‌وسیله‌ی بیگانگان و قدرتها تحقیر میشد؛ تحقیر علمی میشد، تحقیر سیاسی میشد، تحقیر اجتماعی میشد. آنچه را قدرتهای مسلّط و عمدتاً آمریکا در این سالهای آخر مایل بودند، به سران رژیم پهلوی دیکته میکردند و آنها هم عیناً همان را عمل میکردند؛ قبل از آمریکا هم انگلیسی‌ها این نقش را در کشور ایفا میکردند؛ انقلاب اسلامی آمد این تحقیر غیر قابل تحمّل را برطرف کرد و به کشور و به ملّت عزّت داد، استقلال داد و انسانیّت او را مطرح کرد. وقتی یک ملّت احساس هویّت کرد، آن‌وقت استعدادها در او شکوفا میشود و شد؛ استعدادها شکوفا شد، کشور پیشرفت کرد. امروز کشور در ردیف عزّتمندترین کشورهای دنیا است؛ ملّت ایران جزو آبرومندترین ملّتهای دنیا است در چشم دشمنان خود، چه برسد به دوستان؛ این برای دشمنان ما قابل تحمّل نیست. این برای آمریکا که یک روزی اینجا مثل حیاطِ خلوتش بود و برای رژیم صهیونیستی که اینجا یک روز آرامشگاهش بود و می‌آمدند اینجا استراحت میکردند، غیر قابل تحمّل است؛ برای دشمنان ملّت ایران اینکه یک ملّتی صریحاً بِایستد و بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای نظرات قاطع خود را علیه استکبار بیان بکند و به دیگر ملّتها جرئت بدهد، قابل تحمّل نیست، لذا هرچه میتوانند دارند تلاش میکنند.

اگر چنانچه مجلس به دنبال رفاه مردم، عدالت اجتماعی، گشایش اقتصادی، به دنبال پیشرفت علم، پیشرفت فنّاوری، به دنبال عزّت ملّی و استقلال ملّت باشد، ریل‌گذاری او به سمت این هدفها خواهد بود؛ اگر مجلس مرعوب غرب باشد، مرعوب آمریکا باشد، دنبال حاکمیّت جریان اشرافی‌گری باشد، ریل‌گذاری او در این جهتها خواهد بود؛ کشور را بدبخت خواهند کرد.

اهمّیّت این انتخابات به‌خاطر این است که این انتخابات مثل همین راه‌پیمایی چند روز قبل -بیست‌ودوّم بهمن- مظهر بیداری ملّت ایران است، مظهر دفاع از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است، مظهر دفاع از استقلال کشور است، مظهر دفاع از عزّت ملّی است. اینکه بنده به همه‌ی ملّت ایران عرض میکنم که حضور پیدا کنید، شرکت کنید، اعلام نظر کنید به‌خاطر این است؛ مسئله مهم است.

رقابت سالم این است که همه خوب بازی کنند، همه خوب حرکت کنند. شرط اوّل همین‌طور که عرض کردیم، شرکت همگان است؛ همه بیایند. بنده در صحبت قبلی هم این را به همه گفتم که آن کسانی که ممکن است نسبت به نظام جمهوری اسلامی هم حتّی مسئله داشته باشند، نسبت به امنیّت کشور که دیگر مسئله ندارند، نسبت به اقتدار کشور که دیگر مسئله ندارند. خب، امروز این نظام، امنیّت کشور را حفظ کرده است، پیشرفت کشور را تسریع کرده است، به این ملّت عزّت داده است؛ اینها که دیگر قابل انکار نیست، اینها را که دوست دارند؛ [پس‌] وارد این میدان بشوند برای عزّت بخشیدن به ایران و ایرانی، برای استمرار امنیّت ملّی، برای تضمین پیشرفتی که بحمدالله از اوّل انقلاب شروع شده و تا امروز بی‌وقفه پیش رفته؛ برای اینها باید وارد بشوند. همه باید وارد بشوند. البتّه آن‌کسی که محض رضای خدا و برطبق وظیفه وارد میدان میشود، علاوه بر این خیرات، یک دستاورد دیگری هم دارد که بسیار عظیم است و آن دستاورد، رضای الهی است، رضای خدا است. این، شرط اوّل است: همه وارد بشوند و با نشاط وارد بشوند؛ و من به شما عرض بکنم که وارد هم میشوند. این ملّتی که ما دیده‌ایم و این آگاهی و بصیرتی که این ملّت از خود نشان داده، به فضل الهی، به اذن الهی، به توفیق الهی ان‌شاءالله ملّت عزیزمان وارد خواهد شد.

عدّه‌ای همه‌ی تلاششان این است که خودی را، خود را تحقیر کنند، ملّت را تحقیر کنند؛ آقا ما چیزی نیستیم! این را به زبان گوناگون بیان میکنند، برمیدارند مفصّلاً از فلان کشور یا مردم فلان کشور یا رفتارهای فلان کشور تعریف و تمجید و مانند اینها میکنند، که اغلب هم خلاف واقع است، اغلب هم مثل این فیلم‌های سینمایی [است‌]. در فیلم‌های سینمایی وقتی‌که پلیس می‌آید، یکی را میخواهد دستگیر کند، همان اوّل میگوید که مواظب باش؛ هرچه بگویی ممکن است علیه‌ات در دادگاه به کار برود؛ یعنی این‌قدر این پلیس آدم نجیبی است که به آدم متّهم -آدمی که احتمال دارد مجرم باشد- دارد همان اوّل نصیحت میکند که مواظب باش حرف زیادی از دهنت بیرون نیاید تا در دادگاه بر علیه‌ات [بشود]؛ پلیس غربی‌ها این است؟ پلیس آمریکایی‌ها این است؟ این، فیلم‌های هالیوودی است. پلیس آمریکا که به یک نفری دستبند میزند، بعد از آنکه دستبند زد، او را میزند؛ شلّیک میکند، میکُشد؛ یک نفر را به‌خاطر اینکه اسلحه‌ی اسباب‌بازی تو جیبش است، شلّیک میکند میکُشد. پلیس این است؟ فیلم سینمایی بدروغ تزیین میکند؛ دادگاه را، پلیس را، دستگاه دولتی را، چه را، چه را، چه را؛ خب فیلم سینمایی است. بعضی‌ها مقاله نوشتن‌شان، چیز نوشتن‌شان، حرف زدن‌شان، مثل همین فیلم‌های سینمایی هالیوودی است؛ سعی میکنند دیگران را به آنچه ندارند، مزیّن نشان بدهند، آنها را بزک کنند؛ در واقع احساس خودکم‌بینی را در ملّت ما به وجود بیاورند؛ نه آقا، این‌جوری نیست؛ ملّت ما ملّتی است بزرگ، از امتحانهای بزرگ هم موفّق و سربلند بیرون آمده، کارهای بزرگی هم کرده؛ ملّت ما همان ملّتی است که وقتی در جنگ اسیر میگرفت، آن اسیر را کتک نمیزد، آن اسیر را نمیکُشت، آن اسیر را درمان میکرد؛ از قمقمه‌ی خودش آب به او میداد؛ ملّت ما این‌جور ملّتی است. چندتا آدم نابابِ متّهم به جاسوسی -که امکان جاسوسی‌شان هم بود- از فلان کشور در دریا میگیرند، می‌آورند اینجا، بعد با لباس نو به خانه برشان میگردانند. ملّت ما این‌جور ملّتی است. در برخوردش، در مهربانی‌اش، در انصافش، بعد در شجاعتش. ملّت ما آن ملّتی است که خودش را از زیر بار تحقیر چندقرنی خارج کرد، توانست در اوج عزّت حرف بزند؛ ما یک‌چنین ملّتی داریم؛ شوخی که نیست. کشورهای مختلف؛ کشورهایی که قدرتمندان دنیایند، دور هم می‌نشینند برای اینکه با ایران اسلامی چه‌کار کنیم؛ خب این قدرت این ملّت است؛ قدرت مادّی، قدرت نظامی، قدرت سیاسی، قدرت منطق، قدرت اخلاقی؛ نه اینکه ضعف نداریم، ضعف هم خیلی داریم امّا توانایی‌هایمان، ارزشهایمان، درخشندگی‌هایمان کم نیست؛ ملّت را چرا تحقیر میکنند؟ بعضی‌ها مرتّباً عادت کردند دائم تحقیر کنند؛ کشور را، ملّت را، مسئولین را. بصیرت این است که انسان بداند، این حقایق را درک کند، جایگاه خودش را، جایگاه کشورش را، جایگاه ملّتش را، جایگاه منطق انقلاب را، جایگاه آن خطّ مستقیم و صراط مستقیمی که امام در کشور ترسیم کرد؛ جایگاه اینها را بداند؛ این، بصیرت است.

[سپاه‌] مظهر اقتدار میدانی است؛ خصوصیّت سپاه بودن این است. اقتدار در عرصه‌ی سیاسی، در عرصه‌ی تبلیغات یک حرف است، اقتدار بر روی زمین در میدان، یک حرف دیگر است. اقتدار میدانی موجب میشود که اقتدار سیاسی هم به‌وجود بیاید. وقتی شما بر روی زمین دارای اقتدار هستید، میتوانید تصرّف کنید، میتوانید کار کنید، میتوانید دفع کنید، میتوانید جذب کنید. وقتی یک ملّتی این خصوصیّت را دارد، یا مجموعه‌ای از یک ملّت وقتی دارای یک چنین خصوصیّتی است، این، اقتدار سیاسی را هم به‌وجود می‌آورد، اقتدار هویّتی را هم به‌وجود می‌آورد، عزّت هم میبخشد.

حیات طیّبه یعنی چه؟ یعنی همه‌ی این چیزهایی که بشر برای بِه‌زیستی خود، برای سعادت خود به آنها احتیاج دارد. مثلاً عزّت ملّی جزو حیات طیّبه است؛ ملّت ذلیل، توسری‌خور، حیات طیّبه ندارد. استقلال، وابسته نبودن به بیگانگان و به دیگران جزو حیات طیّبه است. حیات طیّبه را فقط در عبادات و در کتابهای دعا که نباید جستجو کرد؛ واقعیّات زندگی اینها است. حیات طیّبه‌ی یک ملّت، از جمله این است که این ملّت، عزیز زندگی کند، سربلند زندگی کند، وابسته نباشد، مستقل زندگی کند. حالا کتاب مینویسند برای ردّ استقلال! انسان واقعاً تعجّب میکند که چطور، افرادی رویشان می‌آید این حرفها را امروز بزنند. دزدی می‌آید سر گردنه، جلو کاروان را میگیرد، بِزور از آنها مطالبه‌ی هست و نیستشان را میکند؛ یک نفر هم بگوید بله، امروز مصلحت این است که ما برویم جزو ایشان؛ هرچه میفرمایند عمل کنیم! این حرف زدن در نفی استقلال، یک چنین چیزی است. عرض کردیم استقلال، آزادی در ابعاد یک ملّت است. از آزادی به اسم دفاع میکنند، استقلال را میکوبند. استقلال یعنی آزادی؛ منتها نه آزادی یک شخص، آزادی یک ملّت از تحمیلها، از توسری‌زدن‌ها، از عقب نگه‌داشتن‌ها، از استثمارها، از تسمه از گرده‌ی ملّتها کشیدن‌ها؛ یک ملّت، از این چیزها که آزاد شد میشود مستقل.

ما عزّت خود را که به‌وسیله‌ی اسلام و نظام اسلامی و حرکت انقلابی و نگاه انقلابی و آرمانهای انقلابی به‌دست آمده است، از دست نخواهیم داد. امروز دشمنان مشغول چالش هستند و هر روزی یک‌جور چالشی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار میدهند؛ ما ابائی نداریم، ما بیمی نداریم.

بنده معتقدم مشکلات اقتصادی کشور که از جمله‌ی مهم‌ترین آنها مسائل کارگری است، مسئله‌ی معیشت است، مسئله‌ی بیکار شدن کارگران [ است‌] - که گزارشهایی میرسد و انسان میبیند این گزارشها را - اگر به مسئله‌ی تولید توجّه بشود، حل خواهد شد. اشتغال ایجاد میکند، احساس عزّت ایجاد میکند، احساس بی‌نیازی ایجاد میکند. وقتی یک کشوری متّکی به نیروی داخلی خودش شد، احساس استغنا خواهد کرد. ممکن است انسان ده مسئله را هم با دنیا بخواهد حل کند، امّا فرق میکند حل کردن مسئله، رفتن پشت میز مذاکره، وقتی شما احساس قدرت میکنید یا احساس ضعف میکنید. آدم وقتی احساس قدرت میکند، یک‌جور مذاکره میکند، وقتی احساس ضعف و احتیاج میکند، یک‌جور مذاکره میکند. اگر ساخت داخلیِ قدرت در کشور در همه‌ی زمینه‌ها از جمله و بخصوص در زمینه‌ی اقتصادی، ساخت مستحکمی باشد، همه‌ی مسائل را با طرفهای گوناگون میشود مذاکره کرد؛ انسان منتها از موضع قدرت مذاکره میکند، نه از موضع نیاز، نه از موضع احتیاج که زبان دشمن را دراز کند، دائم شرط و شروط بگذارد، دائم حرف بی‌ربط و مفت بزند؛ بنده علاج را در این میبینم. من میگویم - روز اوّل سال هم این را گفتم - همه بایستی همه‌ی همّتشان را در بخشهای مختلف و گوناگون برای مسئله‌ی تولید صرف کنند.
این البتّه لوازمی دارد؛ هم سرمایه‌گذار، هم کارگر، هم مصرف‌کننده، هم دستگاه‌های متولّی دولتی، همه وظایفی دارند؛ این کار، یک‌بُعدی نیست؛ همه بایست با هم‌[ همکاری کنند]. اینکه میگوییم همدلی و هم‌زبانی مردم با دولت، معنایش این است؛ یعنی همه با هم همکاری کنند تا این سنگ بزرگ را بردارند، این صخره‌ی بزرگ را از سر راه حرکت کشور بردارند.

بنده معتقدم مشکلات اقتصادی کشور که از جمله‌ی مهم‌ترین آنها مسائل کارگری است، مسئله‌ی معیشت است، مسئله‌ی بیکار شدن کارگران [ است‌] - که گزارشهایی میرسد و انسان میبیند این گزارشها را - اگر به مسئله‌ی تولید توجّه بشود، حل خواهد شد. اشتغال ایجاد میکند، احساس عزّت ایجاد میکند، احساس بی‌نیازی ایجاد میکند. وقتی یک کشوری متّکی به نیروی داخلی خودش شد، احساس استغنا خواهد کرد. ممکن است انسان ده مسئله را هم با دنیا بخواهد حل کند، امّا فرق میکند حل کردن مسئله، رفتن پشت میز مذاکره، وقتی شما احساس قدرت میکنید یا احساس ضعف میکنید. آدم وقتی احساس قدرت میکند، یک‌جور مذاکره میکند، وقتی احساس ضعف و احتیاج میکند، یک‌جور مذاکره میکند. اگر ساخت داخلیِ قدرت در کشور در همه‌ی زمینه‌ها از جمله و بخصوص در زمینه‌ی اقتصادی، ساخت مستحکمی باشد، همه‌ی مسائل را با طرفهای گوناگون میشود مذاکره کرد؛ انسان منتها از موضع قدرت مذاکره میکند، نه از موضع نیاز، نه از موضع احتیاج که زبان دشمن را دراز کند، دائم شرط و شروط بگذارد، دائم حرف بی‌ربط و مفت بزند؛ بنده علاج را در این میبینم. من میگویم - روز اوّل سال هم این را گفتم - همه بایستی همه‌ی همّتشان را در بخشهای مختلف و گوناگون برای مسئله‌ی تولید صرف کنند.

با وجود اینکه من خوش‌بین نبودم به مذاکره‌ی با آمریکا، با این مذاکرات موردی، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الان هم حمایت میکنم. از رسیدن به یک توافقی که منافع ملّت ایران را تأمین کند و عزّت ملّت ایران را حفظ کند، صددرصد من حمایت میکنم و استقبال میکنم؛ این را همه بدانند. اگر کسی بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقی انجام بگیرد که این توافق توافقی باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد.
البتّه این را هم ما گفتیم که توافق نکردن بهتر از توافق بد است ــ که این حرف را آمریکایی‌ها هم میزنند ــ این فرمول، فرمول درستی است؛ توافق نکردن از توافق کردنی که در آن، منافع ملّت پامال بشود، عزّت ملّت از بین برود، ملّت ایران با این عظمت، تحقیر بشود [بهتر است]، توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنی.

در سال ۹۴ آرزوهای بزرگی برای ملّت عزیزمان داریم که همه‌ی این آرزوها هم دست‌یافتنی است. آرزوهای بزرگ ما برای ملّت در این سال، پیشرفت اقتصادی است؛ اقتدار و عزّت منطقه‌ای و بین‌المللی است؛ جهشهای علمی به معنای واقعی است؛ عدالت قضائی و اقتصادی است؛ و ایمان و معنویّت است که از همه مهم‌تر و پشتوانه‌ی همه‌ی آن سرفصل‌های دیگر است.

ما با پیشرفت این کاری که مسئولین دولتی ما شروع کرده‌اند و تلاش هم دارند میکنند - واقعا دارند تلاش میکنند و وقت میگذارند و نیرو صرف میکنند - موافقیم؛ به یک توافق خوب هم اگر برسد موافقیم. بنده هم موافقم، مطمئنّم که ملّت ایران هم آن توافقی را که در آن عزّت او محفوظ بماند، احترامش محفوظ بماند، منافعش حفظ بشود، مخالفتی ندارد، موافقت خواهد کرد؛ منتها باید این خصوصیات، بلاشک ملاحظه بشود؛ باید تکریم و حرمت ملّت ایران و مسئله‌ی اساسیِ مهمّی که عبارت است از پیشرفت ملّت ایران، محفوظ بشود و محفوظ بماند. ملّت ایران عادت نکرده است که به زورگوییِ دشمنان گوش فرا بدهد و تسلیم زورگویی و باج‌خواهی بشود؛ آن‌طرف هرکه باشد، آمریکا باشد[یا دیگران‌]. یک‌روزی آمریکا و شوروی سابق، در مقابل جمهوری اسلامی دست به دست هم داده بودند و با همه‌ی اختلافاتی که داشتند، زور میگفتند؛ جمهوری اسلامی زیر بار زور آنها نرفت، جمهوری اسلامی پیروز شد، جمهوری اسلامی موفّق شد؛ امروز هم همین‌جور خواهد بود. امروز هم ملّت ایران و نظام جمهوری‌اسلامی، زیر بار زور نخواهد رفت.

همه‌ی ملّت ایران، همه‌ی دلسوزان، در این جهت متّفقند که عزّت ملّی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است. اگر عزّت بود، امنیت هم خواهد آمد؛ اگر امنیت بود، پیشرفت هم عملی خواهد بود؛ والّا اگر یک ملّت تحقیر شد، همه چیز او به بازی گرفته خواهد شد؛ حتّی امنیت او، حتّی ثروت او، و همه چیز او. عزّت ملّی بایستی محفوظ بماند و مسئولین این را میدانند و ملّت ایران ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن با حضور خود، با نشان دادن اقتدار خود، با نشان دادن عزم راسخ خود، ان‌شاءالله دشمن را به زانو درخواهد آورد.

بزرگ‌ترین خدمتِ حرکت اسلامى و انقلاب اسلامى این بود که مردم را از شرّ آن رژیم خلاص کرد. همه‌ى آنچه بعداً پیش آمده است تا امروز، این عزّت ملّى، این حرکت عظیم مردمى، این آگاهى و بصیرت عمومى، این پیشرفت علمى، این جایگاه برجسته‌ى ایران در جهان و در منطقه، اینها همه و همه به‌خاطر این است که آن مانع بزرگ از پیش پاى ملّت برداشته شد؛ و این را مردم انجام دادند؛ این را دین انجام داد؛ این را اعتقادات انجام داد.

با دلایل متعدّد هم میشود این را قطعى و مدلّل کرد که قصد واقعى استکبار و غرب در مقابل ایران، جلوگیرى از رشد و اقتدار ملّت ایران است؛ قصد واقعى این است که از عزّت روز افزون ملّت ایران جلوگیرى کنند؛ مسئله‌ى هسته‌اى یک بهانه است، بهانه‌هاى دیگرى هم در کنار این هست. مسئله‌ى اصلى این است که استعدادهاى ملّت ایران بتدریج بُروز و ظهور پیدا کرده است، دارد پیشرفت میکند در همه‌ى ابعاد؛ ابعاد سیاسى، ابعاد علمى، ابعاد گوناگون اجتماعى، و دارد اقتدار پیدا میکند، اینها از این ناراضى‌اند، از این ناراحتند، جلوى این را میخواهند بگیرند.

مسئولیت تاریخی رسانه ملّی در مقطع کنونی، حفظ و ارتقای استقلال فرهنگی و هویت انقلاب ایران اسلامی است. «عزم ملّی و ابتهاج معنوی و نشاط انقلابی» آحاد جامعه در مسیر اهداف بلند نظام اسلامی، در گرو آگاهی و معرفت عمیق و گسترده‌ی عمومی و نیازمند پیوند با سرچشمه‌های تولید فکر ناب دینی و خیل دلبستگان فرهیخته و پرانگیزه‌ی انقلاب اسلامی است.

برنامه‌ى ششم یعنى سیاستهاى پنج سال کشور تدوین خواهد شد؛ شما نقشه‌ى راه عملى براى پنج سال کشور را در این برنامه‌ى ششم ان‌شاءالله تدوین خواهید کرد. سه نقطه‌ى اصلى - البتّه برنامه باید جامع باشد - وجود دارد: یکى اقتصاد است که تکیه روى اقتصاد مقاومتى در آن برنامه باید تجلّى پیدا کند. یکى مسئله‌ى فرهنگ است؛ ... و سوّم علم؛ حرکت علمى در کشور خوب آغاز شده است؛ بحمدالله در این سالها، در این ده دوازده سال حرکت خوبى در کشور به‌وجود آمده؛ این حرکت مطلقاً نباید کُند بشود، بلکه باید سرعت و شتاب بگیرد. خیلى از افتخارات ملّى و بخش مهمّى از عزّت ملّى و بخش قابل توجّهى از ثروت ملّى به برکت علم به‌دست مى‌آید؛ مسئله‌ى علم و تحقیق و پیشرفت در بخشهاى گوناگون علمى و کشف سرزمین‌هاى ناشناخته‌ى دانش، براى کشور خیلى مهم است؛ این هم ان‌شاءالله باید در برنامه مورد توجّه قرار بگیرد.

ما عرض کردیم «اقتصاد مقاومتى»؛ اقتصاد مقاومتى یعنى ما اگر به نیروى داخلى، به ابتکار جوانها، به فعّالیّت ذهنها و بازوها در داخل، تکیه کنیم و اعتماد کنیم، از فخر و منّت دشمنان خارجى، خودمان را رها خواهیم کرد؛ راه درست این است. معناى اقتصاد مقاومتى این است که ما نگاه کنیم، ظرفیّتهاى بى‌پایانى را که در داخل هست جستجو کنیم، شناسایى کنیم، با برنامه‌ریزى درست و صحیح این ظرفیّتها را فعّال کنیم، این استعدادها به کار گرفته بشوند. من یکى دو روز پیش گفتم در یک دیدارى؛ هرجایى که ما به ابتکار و استعداد جوانانمان تکیه کردیم، آنجا ناگهان مثل چشمه‌اى جوشید، شکوفا شد؛ در قضایاى مربوط به مسائل هسته‌اى، در قضایاى مربوط به مسائل دارویى، در درمانهاى گوناگون، در سلّولهاى بنیادى، در نانو، در این برنامه‌هاى صنعتىِ دفاعى، هرجایى ما سرمایه‌گذارى [کردیم‌] و به این نیروى جوان و علاقه‌مند و مؤمن و بااخلاص داخلى تکیه کردیم و به او ارج نهادیم، کارمان پیش رفت؛ خب، به این برسیم. مسائل اقتصادى هم همین‌جور است؛ ظرفیّتهاى اقتصادى باید فعّال بشود؛ این راه پیشرفت کشور است. آن‌وقت کشور، هم از لحاط مادّى و اقتصادى، هم از لحاظ اعتبار بین‌المللى، هم از لحاظ عزّت ملّى و اعتمادبه‌نفس ملّت ایران، و هم از لحاظ معنوى و اخلاقى و روحى پیشرفت خواهد کرد.

جامعه‌ى اسلامى جامعه‌اى است که اگر از لحاظ جنبه‌هاى مادّى به اسلام عمل بکند، بدون تردید در قلّه قرار خواهد گرفت؛ از لحاظ علم، از لحاظ صنعت لازم، از لحاظ معیشت، از لحاظ روابط اجتماعى، از لحاظ عزّت و شرف دنیائى و عمومى و ملّى و بین‌المللى در اوج قرار میگیرد؛ امّا این همه‌ى کارها نیست، همه‌ى هدفها نیست. اگر زندگى ما در دنیا زندگى خوبى باشد، امّا لحظه‌ى مرگ ما لحظه‌ى بدبختى و روسیاهى ما باشد، چه فایده دارد؟ امام سجّاد (علیه‌السّلام) در دعاى صحیفه‌ى سجّادیّه میفرماید: اَمِتنا مُهتَدینَ غَیرَ ضالّینَ، طائِعینَ غَیرَ مُستَکرِهین؛ میگوید پروردگارا! من را درحالى از دنیا ببر و بمیران که هدایت‌یافته باشم، گمراه نباشم؛ من را درحالى از دنیا و از این نشئه ببر که من با طوع و رغبت به آن‌طرف بروم. چه کسى با طوع و رغبت از این گذرگاه عبور میکند؟ آن کسى که به آن‌طرف خاطرجمع است.

در تخریب فرهنگی، کاری که تخریب‌کنند‌گان فرهنگ انجام میدهند این است که به‌جای عزم راسخ ملّی، تردید را در مردم ترویج میکنند. یک ملّت تا عزم راسخ نداشته‌ باشد، نمیتواند به هیچ‌جا برسد؛ سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آنها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند؛ جای ایمان راسخ، شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّت‌جویی و شهوت‌رانی و از این قبیل؛ این کارها کارهایی است که انجام میگیرد. دستگاه‌های رسمی فرهنگی کشور بایستی وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند.

چطور از ما توقّع دارند که خطوط قرمز اعتقادی و انقلابی کشورمان و جوانانمان را ندیده بگیریم؟ اگر یک کسی است که روح استقلال ملّی را نشانه میرود ـ الان هستند کسانی که صحبت استقلال که میشود، استقلال را مسخره میکنند، میگویند این عقب‌افتاد‌گی است، استقلال چیست ـ و میخواهد وابستگی را تئوریزه کند، استقلال را مسخره کند، دلهای جوانان را برای مستقل زیستن متزلزل کند، نمیشود در مقابل او بی‌تفاوت ماند؛ باید در مقابل او عکس‌العمل نشان داد. یکی به ضروریّات اخلاقی و دینی جامعه اهانت میکند، زبان فارسی را مسخره میکند، خلقیّات ایرانی را تحقیر میکند؛ اینها هست‌؛ اینها وجود دارد الان. کسانی سعی‌شان این است که بزنند توی سر روح عزّت ملّی جوان ایرانی؛ مکرّر خلقیّات منفی را نسبت میدهند: از اروپایی‌ها یاد بگیرید، از غربیها یاد بگیرید، همدیگر را تحمّل میکنند، ما همدیگر را تحمّل نمیکنیم! واقع قضیّه این است؟ در خیابانهای کشورهای اروپایی و پایتختهای اروپایی ــ حالا، نه بیست سال قبل و پنجاه سال قبل ــ یک نفری که اندکی حجابش را مراعات کرده، مورد تهاجم جوانها قرار میگیرد، جلوی چشم مردم میزنند زن محجّبه را مجروح میکنند یا میکشند، کسی جرئت نمیکند بگوید چرا! کسی را به‌عنوان اینکه این اهل آن کشور نیست، جلوی چشم مردم آتش میزنند! این تحمّل مخالف است؟ این چیزی است که همین تازه اتّفاق افتاد؛ چند ماه قبل از این جوانهای الواط یکی از شهرهای یکی از کشورهای اروپایی، یک ایرانی را کتک میزنند، بعد رویش بنزین میریزند، آتشش میزنند، همسایه‌ها هم وامی‌ایستند برّوبر نگاه میکنند، عکس‌العملی نشان نمیدهند! این تحمّل مخالف است؟ آن ‌کسانی ‌که ملّت ایران را و ملّیّت ایرانی را و خلقیّات ایرانی را تحقیر میکنند؛ آ‌ن‌ کسانی ‌که مبانی اسلامی را در ذهنها متزلزل میکنند، آ‌ن ‌کسانی ‌که شعارهای اصلی انقلاب را مورد تعرّض جدّی قرار میدهند، آ‌ن ‌کسانی ‌که نهاد خانواده را بی‌ارزش جلوه میدهند و ازدواج را بی‌معنی وانمود میکنند ـ اینها امروز در جامعه‌ی ما هست؛ کسانی این کارها را دارند میکنند ـ آ‌ن ‌کسانی ‌که لذّت‌جویی را یک امر مطلوب و یک ارزش میدانند ــ لذّت؛ «اصالة‌اللّذّه» همان سوغات فرهنگ غربی است؛ هرچه موجب لذّت بشود؛ خب، یکی با اعتیاد لذّت میبرد، یکی با شهوات جنسی لذّت میبرد، یکی با کتک زدن این ‌و آن لذّت میبرد؛ هرچه مایه‌ی لذّت کسی باشد، این را مباح میدانند ـ کسانی‌ که این حرفها را ترویج میکنند، نمیشود در مقابل اینها بی‌تفاوت ماند.

گرایش به اقتصاد مقاومتی مخصوص ما هم نیست؛ امروز در بسیاری از کشورها - بخصوص در این سالهای اخیر - با تکانه‌های شدید اقتصادی که در دنیا به‌وجود آمد، کشورهای متعددی به دنبال مقاوم‌سازی اقتصاد خودشان برآمدند؛ البته هر کشوری شرایط خاص خودش را دارد. این اقتصاد سرمایه‌داری با مشکلاتی که ناشی از این اقتصاد بود، از غرب و از آمریکا سرریز شد به بسیاری از کشورها؛ و اقتصاد جهانی در مجموع، یک کل مرتبط به یکدیگر است، طبعاً کشورها از این مشکلات کم‌وبیش متأثر شدند؛ بعضی بیشتر، بعضی کمتر. بنابراین خیلی از کشورها در صدد برآمدند که اقتصاد خودشان را مقاوم‌سازی کنند؛ به تعبیری همین اقتصاد مقاومتی را به شکل متناسب با کشورهایشان برنامه‌ریزی کنند، تحقق ببخشند. به نظر من احتیاج ما به اقتصاد مقاومتی بیش از کشورهای دیگر است؛ ما بیشتر احتیاج داریم که اقتصاد خودمان را مقاوم‌سازی کنیم. اولاً به همان دلیل مشترک بین ما و دیگر کشورها؛ ما با اقتصاد جهانی مرتبطیم، بنای بر همین ارتباط هم داریم، ما قصد جداشدن و مُنعزِل شدن از اقتصاد جهانی را به‌هیچ‌وجه نداریم و در شرایط کنونی دنیا نمیتوان هم داشت؛ بنابراین متأثر میشویم از آنچه در دنیا در اقتصادهای جهانی اتفاق می‌افتد. ثانیاً خصوصیتی است که ما داریم؛ ما به‌خاطر استقلالمان، به‌خاطر عزت‌مداری‌مان، به‌خاطر اصرارمان بر تحت تأثیر سیاستهای قدرتها قرار نگرفتن، مورد تهاجم و سوء نیت هم قرار داریم؛ یعنی نسبت به ما - همچنان که در شرایط کنونی مشاهده میکنید - انگیزه‌های مخالفت و اخلالگری و اشکال‌تراشی و ایجاد مشکل، بیش از بسیاری از کشورهای دیگر است. بنابراین ما بیشتر بایستی اهتمام بورزیم به اینکه پایه‌های اقتصاد را محکم کنیم و اقتصادمان را مقاوم‌سازی کنیم؛ نگذاریم وضعیتی وجود داشته باشد که یا حوادث و تکانه‌های ناگزیر و یا سوءنیت‌ها بتواند در اقتصاد ما اثر بگذارد. بنابراین ما به این نیاز داریم.

آنچه برای نظام جمهوری اسلامی حائز اهمّیّت است، استحكام ساخت درونیِ نظام جمهوری اسلامی است، استحكام درونی ملّت ایران است؛ همان چیزی كه از روز اوّل تا امروز توانسته است این كشور را حفظ كند؛ اتّحاد ملّی، توجّه به آرمانهای والای نظام جمهوری اسلامی، توجّه به عزّت ملّی. ملّت ایران ملّت عزیزی است؛ انقلاب عزّت ملّت را به آنها برگرداند. گذشت آن زمانی كه در خاك ایران یك گروهبان آمریكایی جرئت میكرد بزند توی گوش یك سرهنگ ایرانی؛ آن روزی كه مسئولین كشور عزیز ما مجبور بودند كه ملاحظه‌ی دشمنان زیاده‌خواه و افزون‌خواه را بكنند، گذشت. جمهوری اسلامی، ملّت ایران را عزیز كرد، این عزّت باقی است، روز به روز هم این عزّت افزایش پیدا كرده است، بعد از این هم، هم وظیفه‌ی آحاد مسئولین، و هم وظیفه‌ی عموم ملّت ایران است كه این عزّت را پاس دارند، از آن دفاع كنند. یك ملّت، با هویّت اصلی خود، با عزّت خود سرافراز میماند و میتواند به پیشرفت برسد.

بزرگداشت شهیدان و تكریم نام آن بزرگمردان، بیش از خود آنان، ملتی را كه این گوهرهای ناب را در درون خود پرورانده است، سرافراز می سازد. ما با این تكریم، منتّی بر آنان نداریم؛ آنانند كه با درخشش خود، ما را سرافراز و درخشان كردند و بر ما منت نهادند. ملت ایران با فداكاری شهیدانش و با صبر و پایداری آزادگان و جانبازانش، و با گذشت و بزرگواری خاندانهای آنان، توانست خود را به قله های عزت برساند و راه روشن خود به سوی آینده را بگشاید.

یكی از بخشهای مهمّ كارنامه‌ی سپاه، انقلابی زیستن و انقلابی ماندن سپاه است؛ یعنی حوادث، جریانات نتوانست این تشكیلات مستحكم و قوی‌بنیه را از مسیر اصلی و درست، به بهانه‌ی اینكه دنیا تغییر كرده، زندگی تغییر كرده، منحرف كند؛ بهانه‌هایی كه میشنوید و می‌بینید كه می‌آورند، برای وادادگی بهانه می‌آورند، برای پشیمانی بهانه می‌آورند؛ بهانه هم این است كه دنیا تغییر كرده، همه چیز عوض شده. خب، یك چیزهایی عوض نمیشود؛ از اولِ تاریخ تا امروز حُسن عدالت و عدالت‌طلبی انسان تغییر نكرده، زشتیِ ظلم تغییر نكرده، حُسن استقلال ملّی و عزّت ملّی تغییر نكرده، اینها و بسیاری از اصول دیگر كه تغییرپذیر نیست. اینكه دنیا تغییر كرده، بهانه نمیشود برای اینكه ما رفتار خودمان، هدف خودمان، آرمان خودمان را عوض كنیم؛ وقتی آرمان عوض شد، راه عوض میشود؛ وقتی هدف نهایی عوض شد، دیگر معنی ندارد كه شما در راه قبلی حركت كنید، میروید به سمت هدف جدید كه راه جدیدی است، راه دیگری است.

ملت ما تا قبل از انقلاب اسلامی مزه‌ی حاكمیت مردم را نچشیده بود. از اعلام مشروطیت در ایران تا سالی كه انقلاب پیروز شد، هفتادوپنج سال طول كشید؛ از این هفتادوپنج سال، پنجاه‌وپنج سال دیكتاتوری خاندان پهلوی بود؛ دیكتاتوریِ خشن و وابسته به قدرتهای جهانی؛ یعنی اول به انگلیس، بعد به آمریكا. بدون ملاحظه‌ی خواست مردم، در این پنجاه‌وپنج سال، زمام امور كشور در دست انسانهائی قرار گرفت كه نه به سرنوشت این ملت، نه به منافع این ملت، نه به عظمت و شكوه و عزت این كشور اعتنائی نداشتند و به منافع شخصی خود و منافع قدرتهائی كه از آنها حمایت میكردند، دلبسته بودند. بیست سال قبل از آن هم كشور دچار هرج و مرج بود. یعنی از آغاز دوران مشروطیت تا انقلاب اسلامی، بجز یك فرصتِ حدود دو ساله‌ای در این میان ،كه یك دولت ملیِ ضعیفی تشكیل شده بود - كه این هم با توطئه‌ی مشترك انگلیس و آمریكا از بین رفت - بقیه‌ی این مدت، تمام به استبداد و دیكتاتوری گذشت.
مزه‌ی مردم‌سالاری را مردم در جمهوری اسلامی چشیدند.

ما به مردم عزیزمان عرض كردیم كه خب مردم نظامشان را دوست میدارند، می‌آیند رأی میدهند؛ اما اگر احیاناً كسی هم هست كه با نظام اسلامی خیلی دل صافی ندارد، اما برای كشورِ خودش و منافع كشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضی‌ها از این مجموعه بودند و آمدند. این نشان‌دهنده‌ی چیست؟ نشان‌دهنده‌ی این است كه حتّی كسانی كه طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند؛ آنها هم میدانند كه نظام جمهوری اسلامی منافع كشور را و عزت ملی را میتواند حفظ كند و از آن دفاع كند. مشكل دولتها در كشورهای مختلف این است كه در مقابل هجمه‌های جهانی، در مقابل طمع‌ورزان بین‌المللی، قادر نیستند از ملتشان، از منافعشان، از عزتشان دفاع كنند. جمهوری اسلامی، استوار و مستحكم مثل شیر در مقابل دشمنان ایستاده، از منافع ملت دفاع میكند؛ این را حتّی آن كسانی هم كه احیاناً آمدند رأی دادند، اما به نظام اعتقادی هم نداشتند، با این كارِ خودشان تصدیق كردند؛ نشان دادند كه اعتماد به نظام جمهوری اسلامی، عمومی است.

وقتی مردم در یك نظامی متحدند، یكپارچه‌اند، پشتیبان نظامند، با نظامند، این نظام مصونیت پیدا میكند، اقتدار پیدا میكند، قدرت پیدا میكند، بركندن آن از جا ناممكن میشود؛ مثل درختی است كه در اعماق زمین ریشه دوانده؛ این را نمیشود برداشت. بعضی از نظامها هستند كه پول هم دارند، امكانات هم دارند، به‌به و چه‌چه سیاستمدارانِ استعمارگر دنیا را هم دارند، اما ریشه ندارند؛ خودشان هم میدانند كه ریشه ندارند. نظام جمهوری اسلامی ریشه دارد؛ این ریشه، مردمند. اجتماع مردم حول این نظام، مایه‌ی عزت و بركت كشور و بركت نظام و بركت خود آن مردم است. مردم كمك میكنند به این كه نظام عزت پیدا كند؛ خود این، عزت مردم است؛ خود این، مصونیت و امنیت مردم است؛ خود این، امكانی است برای حل همه‌ی مشكلات مردم؛ این را باید دانست؛ این یك فرمول كلی است.

این انقلاب، تاریخ كشور را تغییر داد. سلاطین جور و طغیانگران تاریخ، قرنهای متمادی حركت گمراهانه‌ای را بر این ملت تحمیل كرده بودند و در این چند ده سال قبل از انقلاب، علاوه‌ی بر استبداد و خودرأیی و انحصارطلبی در همه چیز، عزت این مملكت را هم در مقابل دشمنان به باد داده بودند. این انقلاب آمد، این كشور را، این ملت را از افتادن در این تندباد ویرانگر و نابودكننده نجات داد؛ ما در صراط مستقیم قرار گرفتیم.

این گامی كه ملت ایران در چند روز دیگر در پیش دارد - یعنی گام انتخابات - یكی از همان گامها است كه ان‌شاءاللّه بشارت‌ده گامهای بعدی است. ما نمیدانیم چه كسی رئیس جمهور خواهد شد، نمیدانیم خدای متعال دلها را به كجا متوجه خواهد كرد؛ اما میدانیم كه حضور مردم در پای صندوقهای رأی - كه اعلام حضور قدرتمندانه‌ی این ملت در عرصه‌ی حركت و تاخت به سوی آرمانها است - بلاشك به دنبال خود، موفقیتهای دیگری را دارد؛ به كشور مصونیت میبخشد، عزت میبخشد، آبروی بین‌المللی میبخشد، دوستان شما را خوشحال میكند، دشمنان شما را ناكام و بدحال میكند.

مردم نگاه كنند به اظهارات داوطلبان محترمی كه در این میدان وارد شدند، ما هم نگاه میكنیم؛ تشخیص بدهیم، ترجیح بدهیم، ببینیم آن كسی كه میتواند برای انقلاب، برای كشور، برای آینده، برای عزت ملی، برای باز كردن گره مشكلات، برای ایستادگی قدرتمندانه و عزتمندانه در مقابل جبهه‌ی معاندان، و برای الگو كردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان عالم، بیشتر و بهتر تلاش كند، كیست؟

در تبلیغات انتخاباتی، در شعارهای انتخاباتی، آنچه كه اهمیت دارد، این است كه مواضع عزت‌آفرین و صحیح و عاقلانه و حكیمانه‌ی انقلاب و نظام تثبیت شود. مبادا در شعارهایمان، ما به زید و عمرو در خارج از این مرزها یا آدمهائی در داخل مرزها، چراغ سبز نشان دهیم. خب، دشمن كار خودش را دارد میكند؛ علیه كسی، علیه كسانی، و بیشتر از همه علیه خود انقلاب و نظام و انتخابات لجن‌پراكنی میكند. البته حنجره‌های بی‌تقوائی هم در داخل وجود دارد. در داخل، متأسفانه زبانهای بی‌تقوا، قلمهای بی‌تقوا و حنجره‌های بی‌تقوائی هستند كه همان حرفهای دشمن را كه به قصد نومید كردن و افسرده كردن مردم گفته میشود، تكرار میكنند؛ آحاد مردم به اینها نباید اعتنائی كنند. فردای این ملت، فردای روشنی است. فردای این انقلاب، فردای عزتمدارانه‌ای است. فردای این كشور و این ملت، فردائی است كه ان‌شاءاللّه به توفیق الهی برای همه الگو خواهد شد.

برای انتخابِ خوب باید فكر كرد، باید معیارها را شناخت. من ان‌شاءاللّه در آینده مطالبی عرض خواهم كرد؛ اما اجمالاً معیار اصلی این است كه كسانی سر كار بیایند كه همتشان بر حفظ عزت و حركت كشور در جهت هدفهای انقلاب باشد.

اقتصاد مسئله‌ی مهمی است که بنده در این چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تکیه کرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نیست؛ امنیت کشور مهم است، سلامت مردم مهم است، پیشرفتهای علمی مهم است و اساس کار و زیربنای کار است ــ که اگر چنانچه در کشور علم پیشرفت کند، همه‌ی کارهای بعدی آسان خواهد شد ــ استقلال و عزت ملی برای کشور مهم است، زیردست نبودن یک ملت و ارباب نداشتن یک ملت مهم است، نفوذ و اقتدار منطقه‌ای یک ملت و یک کشور پشتوانه‌ی استقلال و امنیت کشور است و مهم است.

حقیقتاً حضور آذربایجان و تبریز و دیگر شهرهای آن منطقه، در همه‌ی دورانهای گذشته‌ی ما، از صد سال، صد و پنجاه سال قبل تا امروز، در حرکت ملت ایران، تعیین‌کننده بوده است. امروز هم همین جور است. شماها هستید که با همت خودتان، با غیرت خودتان، با ایمان خودتان، با عزم راسخ خودتان، توانسته‌اید عزت این کشور و این ملت را در مقابل دشمنان حفظ کنید. هر روز هم که گذشته است، جلوه‌ی آذربایجان در عرصه‌های گوناگون بیشتر شده است. سی و پنج سال از ۲۹ بهمن سال ۵۶ میگذرد. آذربایجان، امروز از جهت ایمان، استقامت، بصیرت و ایستادگی، حتّی از آن دوران مهم و سرنوشت‌ساز هم جلوتر است. این همه توطئه، این همه بدخواهی برای جدا کردن احساسات بعضها و بخشهای مختلف این ملت، اثرش درست بعکس بوده است. شما بودید که توانستید همیشه پیشگام و پیشرو باشید. در واقع شما هستید که لنگر آرامش این کشورید.

اقتدار جمهوری اسلامی مربوط به افکار عمومیِ جهانی نیست. جمهوری اسلامی اقتدار خود، عزت خود، شرف خود را از افکار عمومی دنیا به دست نیاورده است؛ از خود این ملت به دست آورده است. آن بنای استوار و مستحکمی که ملت ایران به وجود آوردند و امروز پیام آن در همه‌ی دنیا دارد پی‌درپی و به خودی خود پخش میشود، متکی است به خود ملت ایران.

دشمن اذیت میکند، آزار میکند، اما جز اذیت و آزار کاری از او برنمی‌آید. عرض کردم چند روزِ قبل از این، خدای متعال می‌فرماید: «لن یضرّوکم الّا اذی»؛ کار آنها این است که به شما آزار برسانند، اما نمیتوانند جلوی شما را سد کنند، نمیتوانند راه شما را ببندند. این همه آمریکایی‌ها در طول این سی سال علیه ملت ایران رجزخوانی کردند، هرچه در توان داشتند گفتند، کردند، تبلیغ کردند، امپراطوری خبیث رسانه‌ای را علیه ملت ایران به کار گرفتند؛ نتیجه این شده است که امروز ملت ایران به فضل الهی از همیشه شاداب‌تر، عازم‌تر، جازم‌تر، فعال‌تر، شکوفایی بیشتر در عرصه‌های مختلف را دارد مشاهده میکند؛ سعی آنها این بوده است که ملت را از نظام جمهوری اسلامی، از انقلاب جدا کنند. هر سال در 22 بهمن، ملت ایران با حضور خودشان در این عرصه‌ی نمایش عمومی ملی و انقلابی، دشمن را ناکام کردند؛ سعی‌شان این است که ملت را جدا کنند. وزیر خارجه‌ی بی تجربه‌ی قبلی آمریکا صریحاً گفت که ما این تحریمها را برای این میگذاریم که مردم ایران را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار بدهیم؛ ملت ایران جواب آنها را در حرکات خود، در راهپیمایی‌های خود داده‌اند و خواهید دید در روز 22 بهمن، ملت ایران با حرکت کوبنده‌ی خود، یک‌بار دیگر دشمن را ناکام خواهند کرد. ... حُسن کار این است که ملت بصیر است، بیدار است، معنای کار دشمن را میفهمد، حرکات دشمن را جهت‌یابی میکند؛ میفهمد چرا دشمن این سیاست را اتخاذ کرده است، نقطه‌ی مقابل او حرکت میکند، بر داشته‌های خود پافشاری میکند، حضور خود را در این عرصه‌ی عظیم عزت ملی نشان میدهد، خودش را نشان میدهد، حضور خودش را اثبات میکند؛ این حُسن قضیه است. بصیرت عمومی مردم در مقابل تبلیغاتی که دشمنان میکنند - بیشتر از همه آمریکایی‌ها و صهیونیستها - راه را اشتباه نمیکنند، دچار آن اشتباهی و خطایی که دشمن در پی آن است که ملت ایران دچار آن بشود، دچار نمیشوند؛ این حُسن قضایای عظیم ملی و کلان ما است.

امروز کشور نیاز به کار و تلاش دارد؛ عزیزان من! مسئولان بخشهای مختلف! برگزیدگان قشرها! این را باید به مجموعه‌ی آحادی که از شما حرف‌شنوی دارند، یا تحت مدیریت شما دارند تلاش میکنند، هم به زبان، هم به عمل، منتقل کنید: کشور احتیاج به کار دارد. باید کار کنیم، باید سخت کار کنیم؛ کار برنامه‌ریزی شده، کار منظم و مرتب، کار خوب.
هر وقتی که ما یک احساس ضعفی بکنیم، دشمنان سوگندخورده‌ی ما روحیه میگیرند؛ همچنان که هر وقت ما یک حرکت مؤثری را در سطح کشور مشاهده میکنیم برای حرکت دادن مردم و تشجیع مردم و بصیرت‌افزائی مردم، فوراً می‌بینیم یک تلاشی از سوی دشمن برای خنثی کردن این به وجود می‌آید. کسانی که مسائل بین‌المللی را، مسائل سیاسی را، مسائل خبری را، برخوردهای گوناگون بین‌المللی را رصد میکنند، این را بخوبی دریافت میکنند. هر وقت در کشور کار مهمی انجام میگیرد - مثلاً فرض کنید یک راهپیمائی بزرگ، یک انتخابات بزرگ، یک موفقیت بزرگ علمی و صنعتی، یک اقدام مهم و مؤثر در دولت - فوراً آنها سعی میکنند این کار را تحت‌الشعاع قرار دهند؛ یک جوری مسئله‌سازی کنند. همچنین اگر یک وقتی ما اظهار ضعف کنیم، اظهار خستگی کنیم، ملاحظه میکنید فوراً عکس‌العملش در دنیا این است: مخالفین نظام اسلامی و مخالفین اسلام روحیه میگیرند، احساس شعف میکنند؛ کأنه تازه‌نفس میخواهند حمله کنند. باید به اینها توجه داشت. این به ما می‌آموزد که اولاً کار و تلاش را هرگز از دست ندهیم؛ ثانیاً سعی کنیم روحیه‌ی کار، روحیه‌ی تلاش، روحیه‌ی امید را در همه‌ی کسانی که از ما میشنوند، در حوزه‌ی کار ما هستند، تقویت کنیم، تزریق کنیم؛ این وظیفه است. هر سخنی که نشان‌دهنده‌ی یأس و خستگی و افسردگی و ملالت و اختلاف باشد، بلاشک به ضرر مصالح کشور است، به ضرر پیشرفت کشور است، به ضرر عزت ملی است.
در مقابله‌ی با دشمنان، دست ما پر است. توانائی‌های ما بالاست؛ نه به عنوان یک ادعا - نمیخواهیم رجز بخوانیم - بلکه اینها واقعیت دارد. مهمترین شاهد واقعیت این است که سی و سه سال است که مرتب دارند تیشه میزنند، سنگ میزنند، ضربه میزنند؛ اگر ما ضعیف بودیم، خب این درخت باید تا حالا خشک شده بود، باید تا حالا ساقط شده بود؛ چرا ده برابر رشد کرده است؟ چرا «تؤتی اکلها کلّ حین باذن ربّها» شده است؟

آنچه که من مایلم به شما برادران و خواهران عزیز شیروانی عرض کنم، این است که تلاش ملت عزیز ما و هوشمندی و آگاهی و بصیرت مردم عزیز ما در این استان و در سرتاسر کشور، موجب شده است که کشور ما از یک ثبات سیاسی مستمری برخوردار باشد؛ این نعمت بزرگی است. قدرتمندان زورگو و تجاوزگر، یکی از سلاحهاشان این است که در کشورهائی بی‌ثباتی ایجاد کنند، که نمونه‌ی آن را شما مشاهده میکنید؛ هم در منطقه‌ی خودمان، و هم در مناطق دیگر این دنیای بزرگ. می‌بینید که قدرتمندان هر جا توانسته‌اند، هر جا در کشوری طمعی ورزیده‌اند، برای اینکه سلطه‌ی خود را در آن کشورها و در آن مناطق مستقر کنند، بین مردم آن کشور یا مردم آن کشور با کشور همسایه، بی‌ثباتی ایجاد کردند؛ ایجاد اختلاف کردند، ایجاد درگیری کردند، تا بی‌ثباتی در نظامها به وجود بیاید؛ از این بی‌ثباتی، کارخانجات اسلحه‌سازی استفاده کنند، کارتلها و تراستها و بنگاه‌های بزرگ اقتصادیِ حاکم بر دستگاه سیاسی غرب استفاده کنند. امروز یکی از سیاستهای دستگاه‌های استکبار، ایجاد بی‌ثباتی است. آن وقت در یک چنین شرائطی، نظام جمهوری اسلامی به برکت ایمان شما مردم، به برکت بصیرتی که به فضل الهی در ملت ما وجود دارد، توانسته است به کوری چشم دشمنان، یک کشور با ثبات و استقرار به وجود بیاورد.
خود آحاد ملت پشتوانه‌ی این ثبات و استقراری هستند که در کشور وجود دارد؛ و البته متقابلاً بیشترین فایده‌ی این ثبات و استقراری که در نظام سیاسی کشور هست، متوجه و عاید خود مردم است. یک ملت اگر امنیت داشته باشند، ثبات سیاسی داشته باشند، از آرامش دستگاه‌های حاکمیت نظام برخوردار باشند، آن ملت فرصت پیدا خواهند کرد که در میدانهای گوناگون، به مسابقه‌ی بزرگ بشری وارد شوند و پیشتاز باشند. امنیت و آرامش برای یک کشور، جزو مهمترین خواسته‌ها و مفیدترین عواید یک ملت است.
در قرآن کریم، خدای متعال در سوره‌ی فتح - که فتح مسلمانان را برای پیغمبر و برای مردم، به صورت یک نعمت بزرگ معرفی میکند - میفرماید: «فأنزل اللّه سکینته علی رسوله و علی المؤمنین و الزمهم کلمة التّقوی و کانوا احقّ بها و اهلها»؛ به عنوان یک نعمت بزرگ، نزول سکینه‌ی الهی را بر جامعه‌ی اسلامی ذکر میکند. سکینه یعنی آرامش، یعنی اطمینان، یعنی آن طمأنینه‌ای که وجود دارد. یک وقت در میان یک ملتی تلاطم هست، آرامش وجود ندارد؛ همه نسبت به هم بدبین، همه نسبت به یکدیگر ستیزه‌گر؛ دستگاه‌های حاکم در مقابل مردم، مردم در مقابل دستگاه‌های حاکم؛ یک چنین کشوری که دارای امنیت نباشد، نمیتواند نه در علم، نه در اقتصاد، نه در صنعت، نه در عزت ملی، خودش را به پیش و به جلو بکشد؛ اما وقتی استقرار و امنیت و آرامش در یک کشور بود، ملت فرصت پیدا میکند که آمادگی‌های خود را، استعدادهای خود را بروز دهد؛ همچنان که شما می‌بینید علی‌رغم تهدیدهای دشمنان، تحریمهای دشمنان، خباثتهای دشمنان، ملت ایران و جوانان عزیز ما توانسته‌اند در میدانهای گوناگون، خود را نشان دهند؛ عظمت خود را، استعداد خود را، آمادگی خود را در زمینه‌های مختلف به رخ دنیا بکشند؛ این به برکت ثبات است.

خب، پیشرفت شاخصهائی دارد. یکی از شاخصهای پیشرفت یک ملت، عزت ملی و اعتمادبه‌نفس ملی است. ادعای من این است که با لحاظ این شاخص، ملت ما پیشرفت زیادی کرده است. امروز ملت ما دارای اعتمادبه‌نفس در عرصه‌ی سیاست بین‌المللی است. اینکه شما ملاحظه میکنید مسئولان کشور در مواجهه‌ی با قضایای جهانی، با اعتمادبه‌نفسِ کامل حرف میزنند، ناشی از این است که ملت ما احساس عزت و اعتمادبه‌نفس میکند. اسلام به ما این اعتمادبه‌نفس را داده است. هر مقداری که با اسلام و احکام قرآن و معارف قرآن آشناتر باشیم، این اعتمادبه‌نفس ملی بیشتر خواهد شد. مقوله‌ی عزت ملی و اعتمادبه‌نفس ملی، به طور کلی محسوس است. در عرصه‌های جهانی؛ چه در مسابقات علمیِ جهانی، چه در رقابتهای سیاسیِ جهانی، امروز ملت ایران حرف برای گفتن دارد. مسئولین کشور به اعتماد ایستادگی ملت، در عرصه‌های جهانی و صحنه‌های بین‌المللی می‌ایستند و کار خودشان را و حرف خودشان را پیش میبرند. این یک شاخص است.

یک نکته‌ی دیگر که بارها بر آن تأکید شده و باز هم لازم است عرض کنیم، این است که حج اگرچه یک واجب سیاسی است، یک واجب اجتماعی است، مظهر وحدت است، مظهر تجمع مسلمین است، برای بیان برائت است - در اینها شکی نیست - اما یک مجموعه‌ی لبالب از احساس معنوی است؛ این نباید فراموش شود. از اول مراسم حج، از همان احرامی که شما برای عمره در میقات میبندید، تا آخرین وظائف و فرائضی که در حج وجود دارد، ذکر خدا موج میزند؛ این را باید به یاد داشته باشیم. ذکر خدای متعال ما را پاکیزه میکند، ما را تطهیر میکند، زنگها را از دل ما پاک میکند، غفلتها را از ما میزداید، عشق به دنیا و چنگ زدن به زخارف مادی و پول و مقام و شهوات جنسی و غیرجنسی و اینها را در ما تضعیف میکند. ما امروز و همیشه به این احتیاج داریم. انسان برای اینکه بتواند راه را درست طی کند، از صراط مستقیم حق منحرف نشود، احتیاج دارد به این که همیشه یاد خدا را در دل بپروراند؛ و در این جهت، حج یکی از بهترین فرصتهاست؛ از جهاتی بی‌نظیر است. من خواهش میکنم در هر کدام از اعمال و فرائض و مناسکی که انجام میدهید، در لبیکی که اول کار میگوئید، توجه داشته باشید چه کار دارید میکنید؛ با کی دارید حرف میزنید. در طواف، در سعی، در میقات، در مراکز وقوف، در هر عملی از اعمال حج، بدانیم که داریم با چه کسی حرف میزنیم، با چه کسی معامله میکنیم، برای چه کسی داریم تلاش میکنیم. این یاد را، این ذکر را، این خشوع را، این تضرع را لحظه‌ای از خودمان جدا نکنیم؛ این یکی از کارهای مهم است. روحانیون محترم بخصوص، مسئولان کاروانها، مرتبطین با افراد، به این نکته توجه کنند.
نکته‌ی آخر هم این است که ارتباطات با برادران مسلمان در دنیای اسلام باید در این مرکز مهم احیاء شود. ارتباطات، ارتباطات دولتها نیست. ارتباطات دولتها، ارتباطات رسمی است، ارتباطات زبانی است، برای مسائل دیگری است. ارتباط بین آحاد امت اسلامی، ارتباط قلبی است؛ این با ارتباط آحاد ملتها با یکدیگر حاصل میشود. در دیدار با برادران مسلمانی که از کشورهای دیگر آمده‌اند، آنهائی که اهل زبانند، میتوانند حرف بزنند، با زبان اظهار محبت کنند، اظهار تعارف کنند، بر روی نقاط مشترک تکیه کنند؛ آنهائی که اهل حرف زدن نیستند، با عمل: جا بدهید، مهربانی کنید، محبت کنید، بعضی از سختی‌ها و خشونتها را تحمل کنید؛ یکی ممکن است تنه بزند، شما در مقابلش لبخند بزنید. در عمل سعی کنید این ارتباط به وجود بیاید؛ نه فقط برای اینکه آبرو و عزت ایران و ملت ایران را حفظ کنید - که البته این در جای خودش خیلی مهم است؛ چقدر خوب است که یک ملت بتواند کرامت خود، ارزش خود، پایبندی خود به آداب و اخلاق انسانی و اسلامی را نشان بدهد - بلکه برای اینکه این ارتباط قلبی برقرار شود. اهل هر نژادی است، اهل هر زبانی است، اهل هر مذهبی است، مسلمان است؛ او هم مثل شما به عشق کعبه آمده، به عشق پیغمبر آمده؛ او هم دارد همین راه را میرود، او هم با خدای متعال دارد حرف میزند. هرچه میتوانید، این وجه مشترک را به رخ یکدیگر بکشید؛ بفهمند که این وجه مشترک وجود دارد. وقتی مسلمان در اقصی‌ نقاط عالم احساس کرد که در کشورهای دیگر، در ملتهای دیگر برادرانی دارد، قوّت روحی پیدا میکند، اعتماد به نفس پیدا میکند؛ از ضعفی که دستهای خبیثِ مستکبر بر مسلمانها تحمیل کرده‌اند، خودش را نجات میدهد. این حالت باید تقویت شود.

یک ملت عزتش، قدرتش، صدرنشینی‌اش در تاریخ، به مجاهدت فرزندانش بستگی دارد. این مجاهدت گاهی در جبهه است، گاهی در میدان اسارت است؛ با این قهرمانی‌هائی که شماها در میدان اسارت نشان دادید؛ این استقامتها، این ایستادگی‌ها. خب، کسانی در همان دوران شهید شدند؛ شهید تندگویان و بسیاری از شهدای دیگری که از اسارت برنگشتند؛ اکثر هم با سرافرازی برگشتند. امیدواریم خدای متعال اجر شما را محفوظ بدارد و آن کسانی که در این دوران تأثیرگذار بودند، خدمتگزار بودند، دیگران را هدایت کردند، و در رأس همه، سید بزرگوار عزیز ما مرحوم آقای ابوترابی، ان‌شاءاللّه خداوند درجاتشان را عالی کند.

ما با یک محاسبه‌ای، یک راهی را انتخاب کردیم. انقلاب اسلامی آمد تحولات عمده‌ای را در این کشور به وجود آورد؛ سلطنت را تبدیل کرد به حکومت مردم، مردم‌سالاری؛ وابستگی را تبدیل کرد به استقلال؛ عقب‌ماندگی تاریخیِ مزمن را تبدیل کرد به پیشرفت - که دارید می‌بینید - تحقیرشدگی را تبدیل کرد به اعتماد به نفس و احساس عزت؛ اینها کارهای انقلاب بوده. خب، دشمن ما، یعنی آن دستگاه مقتدرِ مادی که تا قبل از انقلاب بر اقتصاد این کشور و سیاست این کشور و فرهنگ این کشور و منابع این کشور و تصمیمهای مسئولان این کشور مسلط بوده، از این وضع ناراحت است؛ میخواهد این را عوض کند؛ چه کار کند؟ برای او تنها راه، منحصر در این است که ملت ایران و مسئولین ایران در نهایت به یک محاسبه‌ای برسند که احساس کنند ادامه‌ی این راه به صرفشان نیست.

بعضی وانمود میکنند که آرمان‌گرائی با واقع‌بینی نمیسازد؛ این را ما بشدت رد میکنیم. بسیاری از آرمانهای جامعه‌ی ما و مطالبه‌ی آنها جزو واقعیتهای جامعه است. مردم مایلند عزت ملی داشته باشند، مردم مایلند زندگی ایمانمدار و دینمدار داشته باشند، مردم مایلند در امور اداره‌ی کشور و مدیریت کشور سهیم باشند - یعنی مردم‌سالاری - مردم مایلند پیشرفت داشته باشند، استقلال سیاسی و اقتصادی داشته باشند؛ اینها خواسته‌های عمومی مردم است. این خواسته‌ها، واقعیتهای جامعه است؛ این واقعیتها دقیقاً در جهت آرمان‌خواهی است؛ اینها که مسائل تحلیلی و ذهنی نیست، اینها که موهومات نیست، اینها که ذهنیات نیست؛ اینها واقعیاتی است که در جامعه وجود دارد. یک جامعه‌ی زنده و مؤمن دنبال این چیزهاست؛ میخواهد عزت ملی داشته باشد، میخواهد استقلال داشته باشد، میخواهد پیشرفت داشته باشد، میخواهد آبروی بین‌المللی داشته باشد؛ اینها خواسته‌هائی است که مردم دارند؛ اینها در جهت آرمانهاست؛ و این خواستن، جزو واقعیتهای قطعی جامعه است. بنابراین واقعیات میتواند در خدمت و معطوف به آرمانها باشد. بله، ذکر آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظه‌ی سازوکارهای معقول و منطقیِ رسیدن به آرمانها، خیال‌پردازی است؛ آرمانها در حد شعار باقی خواهد ماند؛ لیکن وقتی که مسئولان کشور آرمانها را به صورت منطقی و متین دنبال کردند، مردم همراهی کردند، اینجا آنجائی است که واقعیتهای جامعه با آرمانها هماهنگ میشود. خب، این یک امر اساسی و یک پایه‌ی اساسی برای حرکت کشور است.

این روزها مصادف است با عید مبارک ولادت امیر مؤمنان (سلام اللّه علیه) که پدر امت بود. مردم ما روز سیزدهم رجب را «روز پدر» نامیده‌اند. امام بزرگوار ما در حق این ملت و در حق این کشور پدری کرد. پدر امت، یعنی مظهر مهربانی و رحمت و مظهر اقتدار و صلابت و شخصیت؛ استحکام شخصیت پدرانه، در کنار محبت و مهربانیِ پدرانه. علاوه‌ی بر اینها، امام پدر جنبش اسلامیِ امروز در دنیای اسلام است. یکی از خطوط اصلی در سیره‌ی امام و منش امام که امروز به آن میپردازیم و درباره‌ی آن قدری بحث میکنیم، دمیدن روح عزت ملی در کالبد کشور است. بحث درباره‌ی این حرکت عظیم امام که عزت ملی را در کشور ما و ملت ما زنده کرد، یک بحث متکی به واقعیات جامعه است؛ یک بحث صرفاً ذهنی نیست. عزت یعنی چه؟ عزت به معنای ساخت مستحکم درونی یک فرد یا یک جامعه است که او را در مقابله‌ی با دشمن، در مقابله‌ی با موانع، دارای اقتدار میکند و بر چالشها غلبه میبخشد.
در ابتدا یک بحث قرآنیِ کوتاهی را عرض کنم. در منطق قرآن، عزت واقعی و کامل متعلق به خداوند و متعلق به هر کسی است که در جبهه‌ی خدائی قرار میگیرد. در مصاف بین حق و باطل، بین جبهه‌ی خدا و جبهه‌ی شیطان، عزت متعلق به کسانی است که در جبهه‌ی خدائی قرار میگیرند. این، منطق قرآن است. در سوره‌ی فاطر میفرماید: «من کان یرید العزّة فللّه العزّة جمیعا». در سوره‌ی منافقون میفرماید: «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین و لیکنّ المنافقین لایعلمون»؛ عزت متعلق به خداست، عزت متعلق به پیامبر و به مؤمنین است؛ اگرچه منافقان و کافردلان این را درک نمیکنند؛ نمیفهمند که عزت کجاست، مرکز عزت واقعی کجاست. در سوره‌ی نساء، درباره‌ی کسانی که خود را متصل به مراکز قدرتهای شیطانی میکنند، برای اینکه حیثیتی به دست بیاورند، قدرتی به دست بیاورند، میفرماید: «أ یبتغون عندهم العزّة فانّ العزّة للّه جمیعا»؛ آیا دنبال عزتند این کسانی که به رقبای خدا، به دشمنان خدا، به قدرتهای مادی پناه میبرند؟ عزت در نزد خداست. در سوره‌ی مبارکه‌ی شعراء، گزارشی از مجموعه‌ی چالشهای پیامبران بزرگ را مطرح میفرماید - درباره‌ی حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت هود، حضرت صالح، حضرت شعیب، حضرت موسی - مفصل درباره‌ی چالشهای این پیامبران بزرگ بحث میکند و گزارش الهی و وحی را به گوش مردم میرساند. در هر مقطعی که میخواهد غلبه‌ی جبهه‌ی نبوت را بر جبهه‌ی کفر بیان بفرماید، میفرماید: «انّ فی ذلک لایة و ما کان اکثرهم مؤمنین. و انّ ربّک لهو العزیز الرّحیم»؛ یعنی با اینکه طرف مقابل اکثریت داشتند، قدرت دست آنها بود، پول دست آنها بود، سلاح دست آنها بود، اما جبهه‌ی توحید بر آنها پیروز شد؛ در این یک آیتی است از آیات الهی، و خدای تو عزیز و رحیم است. بعد از آنکه قرآن این گزارش را در طول سوره‌ی مبارکه‌ی شعراء هی تکرار میکند، تکرار میکند، در آخر سوره خطاب به پیغمبر میفرماید: «و توکّل علی العزیز الرّحیم»؛ به این خدای عزیز و رحیم که تضمین کننده‌ی غلبه‌ی حق بر باطل است، توکل و تکیه کن. «الّذی یریک حین تقوم. و تقلّبک فی السّاجدین»؛ او ناظر به حال توست؛ در حال قیام، در حال سجده، در حال عبادت، در حال حرکت، در حال تلاش؛ او حاضر و ناظر است، تو را می‌بیند؛ «انّه هو السّمیع العلیم». پس در منطق قرآن، عزت را باید از خداوند طلب کرد.
وقتی که عزت شامل حال یک انسان، یک فرد یا یک جامعه میشود، مثل یک حصار عمل میکند، مثل یک باروی مستحکم عمل میکند؛ نفوذ در او، محاصره‌ی او، نابود کردن او برای دشمنان دشوار میشود؛ انسان را از نفوذ و غلبه‌ی دشمن محفوظ نگه میدارد. آن وقت هرچه این عزت را در لایه‌های عمیق‌تر وجود فرد و جامعه مشاهده کنیم، تأثیرات این نفوذناپذیری بیشتر میشود؛ کار به جائی میرسد که همچنان که انسان از نفوذ و غلبه‌ی دشمن سیاسی و دشمن اقتصادی محفوظ میماند، از غلبه و نفوذ دشمن بزرگ و اصلی، یعنی شیطان هم محفوظ باقی میماند. آن کسانی که عزت ظاهری دارند، این عزت در دل آنها، در درون آنها، در لایه‌های عمیق وجود آنها نیست؛ لذا در مقابل شیطان بی‌دفاعند، نفوذپذیرند.
معروف است که میگویند اسکندر مقدونی در یک راهی میگذشت، مردم به او کرنش میکردند. یک مرد پارسای مؤمنی در یک گوشه‌ای نشسته بود، کرنش نکرد، احترام نکرد، بلند نشد. اسکندر تعجب کرد، گفت: او را بیاورید. او را آوردند. گفت: تو چرا در مقابل من کرنش نکردی؟ گفت: زیرا تو غلامِ غلامان منی؛ چرا در مقابل تو کرنش کنم؟ گفت: چطور؟ گفت: زیرا تو غلام شهوت و غضب خود هستی، و شهوت و غضب غلامان منند، در اختیار منند، من بر آنها غالبم.
بنابراین اگر عزت نفس در درون لایه‌های عمیق وجود انسان نفوذ کرد، آن وقت شیطان بر انسان اثر نمیگذارد؛ هوی‌های نفس در انسان اثر نمیگذارد؛ شهوت و غضب، انسان را بازیچه‌ی خود قرار نمیدهد.
ما امام را اینجور شناختیم. امام در طول حیات، چه در حوزه‌ی علم و تدریس، چه در دوران مبارزه‌ی دشوار، و چه در حوزه‌ی مدیریت و حاکمیت - آن وقتی که در رأس کشور قرار گرفت و مدیریت جامعه را در قبضه گرفت - در همه‌ی اینها مصداق «و توکّل علی العزیز الرّحیم» بود. برای همین بود که کارهای بزرگی که همه میگفتند نشدنی است، با طلوع امام، این کارها شدنی شد؛ همه‌ی سدهائی که گفته میشد شکستنی نیست، با حضور امام، این سدها شکستنی شد. او علاوه بر اینکه خود، مظهر عزت نفس و اقتدار معنوی بود، روح عزت را در ملت هم زنده کرد. این، کار بزرگ امام بزرگوار بود؛ که من دوباره برمیگردم، درباره‌ی این نکته توضیح خواهم داد. ملت ما با احساس عزتی که از درسهای انقلاب و امام آموخت، توانست خود را کشف کند. ملت، خود را کشف کرد، توانائی‌های خود را کشف کرد؛ و چنین شد که ما در این چند دهه، بسیاری از تحقق وعده‌های الهی را با چشم خود دیدیم؛ چیزهائی را که در تاریخ میخواندیم، در کتابها میدیدم، در مقابل چشمِ خودمان مشاهده کردیم؛ غلبه‌ی مستضعفین را بر مستکبرین، بی‌بنیادی قصرهای بظاهر باشکوه مستکبران و بسیاری از حوادث دیگر را در این سالها دیدیم.

من میخواهم بر روی این مسئله‌ی «عزت ملی» تکیه کنم تا به یک نقطه‌ی مورد نظر برسم. امروز روز بزرگی است؛ سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است. امروز یاد امام بزرگوارمان از همیشه زنده‌تر است. میراث بابرکت او امروز در این کشور و در دنیای اسلام در مقابل چشم همگان است. روی برخی از ابعاد وجودی این حرکت تکیه کنیم.
عزت ملی. ما ایرانی‌ها در طول تاریخ طولانی خودمان دورانهای متفاوتی را گذرانده‌ایم؛ عزت هم داشتیم، ذلت هم داشتیم؛ اما در این دوران طولانیِ دویست ساله‌ی منتهی به انقلاب، ما یک دوران سختِ تاریکِ ذلت را گذراندیم. خیلی‌ها از تاریخ بی‌خبرند، و خیلی‌ها تاریخ را سرسری نگاه میکنند. باید در تاریخ تعمق کرد، از تاریخ درس گرفت. ما در این دویست سال، یک دوران تاریکِ ذلت را از سر گذراندیم. نشانه‌های این ذلت، زیاد است. ما در تمام این دوران، در حوزه‌ی سیاست، یک ملت منزوی بودیم؛ در فعل و انفعالات منطقه‌ی خودمان - چه برسد به فعل و انفعالات جهان - هیچ تأثیری نداشتیم. در این دوران دویست ساله، استعمار به وجود آمد. دولتهای مستعمر از اقصی‌ نقاط عالم به منطقه‌ی ما آمدند؛ کشورهائی را گرفتند، ملتهائی را اسیر کردند، منابع ثروت ملتها را غارت کردند. در این دویست سال، دولت ایران و ملت ایران، بی‌خبر و غافل، به حوادث نگاه میکردند؛ حتّی شاید از حوادث مطلع هم نمیشدند، چه برسد به اینکه بخواهند در آن حوادث دخالت کنند و تأثیر بگذارند. در حوزه‌ی اقتصاد، وضع ما روزبه‌روز به طرف انحطاطِ بیشتر حرکت میکرد. در حوزه‌ی علم و فناوری، بکلی عقب‌مانده بودیم؛ هیچ دستاورد علمی‌ای که قابل توجه و قابل عرضه باشد، در مقابله‌ی با حرکت عظیم علمی در دنیا نداشتیم. در سیاست داخلی خودمان، دستخوش سیاستهای بیگانگان بودیم. استعمارگرها، قدرتهای مسلط دنیا، بر روی حکومتهای ما اثر میگذاشتند؛ آنها را به این طرف و آن طرف میکشاندند، به آنها تحمیل میکردند، از آنها کار میکشیدند؛ و دولتهای ما، پادشاهان ما، قدرتهای مسلط ما، هیچ عکس‌العمل شایسته‌ی انسانیِ افتخارآمیزی از خودشان نشان نمیدادند. حتّی در زمینه‌ی حفظ تمامیت ارضی کشور، حفظ حاکمیت دولتها، ضعف خجالت‌آوری را در این دورانِ دویست ساله مشاهده و تجربه کردیم. در همین دورانِ دویست ساله است که معاهده‌ی ذلتبار ترکمانچای و قبل از آن، معاهده‌ی گلستان اتفاق افتاد؛ هفده شهر قفقاز را از ایران جدا کردند. در همین دورانِ دویست ساله بود که آمدند بوشهر ما را اشغال کردند، بدون کمترین مقاومتی از سوی دولت و دولتی‌ها. در همین دوران بود که یک دولت بیگانه آمد در قزوین اردوی نظامی زد و دولت مرکزی تهران را تهدید کرد که باید فلان کار را بکنید، فلان اقدام را بکنید، فلان کس را بیرون کنید، والّا به تهران حمله میکنند. یعنی تا قزوین جلو آمدند، تهران را تهدید کردند، دولت مرکزی در تهران به خود میلرزیدند. اگر شخصیتهای نادری در این میان نبودند، قطعاً تسلیم اولتیماتوم آن دولت بیگانه میشدند. در همین دوران بود که دولت انگلیس آمد حکومت پهلوی‌ها را در ایران به وجود آورد؛ رضاخان را انتخاب کردند، از یک مرکز فرودستی او را بالا کشیدند، به سلطنت کشور رساندند و سلطنت او را در کشور به صورت یک قانون درآوردند و همه‌ی امور را به دست او دادند و او هم در مشت خودشان و در اختیار خودشان بود. در همین دوران بود که قرارداد ننگین 1299 - 1919 میلادی - اتفاق افتاد؛ که بر طبق این قرارداد، اقتصاد کشور به دست بیگانه می‌افتاد و سیاست کشور و اقتصاد کشور یکباره در اختیار دشمنان ایران قرار میگرفت. در همین دوران بود که رئیس سه کشور - که متحدین جنگ بودند - به تهران آمدند و بدون اینکه از دولت اجازه بگیرند، بدون اینکه به دولت مرکزی کمترین اعتنائی بکنند، در اینجا جلسه تشکیل دادند. روزولت، چرچیل و استالین به میل خودشان به تهران آمدند و جلسه تشکیل دادند؛ نه از کسی اجازه گرفتند، نه گذرنامه‌ای نشان دادند. محمدرضا که آن روز پادشاه ایران بود، مورد اعتنای اینها قرار نگرفت؛ آنها به دیدن او نرفتند، او به دیدن آنها رفت؛ وارد اتاق شد، برایش بلند نشدند، اعتنا نکردند! ببینید ذلت یک دولت مرکزی که سرریز میشود بر روی مردم، تا کجاها منتهی میشود؟ این، حضیض ذلت یک حکومت و یک ملت است. این، مال دوران دویست ساله‌ی ماست.
البته در این میان، استثناهائی وجود داشت: مثلاً یک امیرکبیری سه سال بر سر کار آمد. یا فتوای میرزای بزرگ شیرازی توانست قضیه‌ی تنباکو را فیصله بدهد. یا علما در قضیه‌ی مشروطیت دخالت کردند. یا نهضت ملی شدن نفت در یک دوره‌ای به راه افتاد. همه‌ی اینها کارهای کوتاه‌مدت، موقت و بعضاً بکلی ناکام بود؛ اما روال کلی، حرکت کلی، حرکت ذلت بود که بر این ملت بزرگ، بر این ملت تاریخ‌ساز، بر این ملتِ دارای مواریث عظیم تاریخی تحمیل شده بود.
انقلاب کبیر اسلامی بکلی جهت را عوض کرد و ورق را برگرداند. همت امام - که رهبر این انقلاب و زمامدار این انقلاب و پیشوای این انقلاب بود - بر این گماشته شد که روح عزت ملی را در این مردم احیاء کند؛ عزت آنها را به آنها برگرداند. امام بزرگوار فرهنگ «ما میتوانیم» را به دهان مردم انداخت و در دل آنها جایگزین کرد؛ این همان فرهنگ قرآنی است که فرمود: «و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین». خود ایمان به معنای علو است. ایمان وسیله‌ی علو مادی است، اما فقط این نیست؛ نفس ایمان علوآور است، عزت‌آور است، یک ملت را رشد میدهد. خود امام جلو افتاد، رهبری کرد، آن وقت انگیزه‌ها در مردم بیدار شد، همتها در مردم بیدار شد، استعدادها جوشیدن گرفت؛ و عمل مردم، حضور مردم در صحنه، زمینه‌ی جلب رحمت الهی شد. این، نکته‌ی بسیار عظیمی است. رحمت الهی گسترده است؛ اما تا انسان ظرف خود را آماده نکند، این باران رحمت گیر او نمی‌آید. ملت ما به صحنه آمد، خود را در وسط میدان قرار داد، این شد زمینه‌ی رحمت الهی و هدایت الهی؛ هدایت الهی شامل حال او شد، رحمت الهی شامل حال او شد، حرکتِ بی‌وقفه آغاز شد؛ حرکت به سمت عزت، حرکت رو به جلو، حرکت عزت‌آفرین؛ البته گاهی کند، گاهی تند، اما بدون وقفه و تعطیل.
وقتی ادبیات انقلابی امام را ملاحظه میکنید، می‌بینید تکیه‌ی اصلی بر روی ساخت درونی ملت است؛ احیای روح عزت، نه با تفاخر، نه با غرور، نه با به‌خودبستن، بلکه با استحکام ساخت درونی. آنچه که ما باید به آن توجه کنیم، این است که این یک کارِ مقطعی نیست؛ این یک کارِ مستمر است، یک کارِ ادامه‌دار است. ملت باید با عوامل رکود و ایستائی مقابله کند. عواملی وجود دارد که یک انسان پیشرو را، یک ملت پیشرو را متوقف میکند. بعضی از این عوامل در درون خود ماست؛ بعضی از این عوامل، تمهیدات دشمن است. اگر بخواهیم دچار رکود نشویم، دچار ذلت نشویم، دچار عقبگرد نشویم، دچار همان وضعیت دوزخیِ قبل از انقلاب نشویم، باید حرکتمان متوقف نشود. اینجاست که با یک مفهومی به نام «پیشرفت» روبه‌رو میشویم. باید دائم پیشرفت کنیم. این عزت ملی، این استحکام درونی، این ساخت مستحکم، بایستی دائم در حال جلو رفتن باشد و ما را به پیشرفت برساند. این دهه به «دهه‌ی پیشرفت و عدالت» نامگذاری شده است. عدالت هم در دل پیشرفت است. پیشرفت، فقط پیشرفت در مظاهر مادی نیست؛ در همه‌ی ابعاد وجودی انسان است؛ که درونش آزادی هم هست، عدالت هم هست، اعتلای اخلاقی و معنوی هم هست؛ اینها همه در مفهوم پیشرفت هست. البته در آن، پیشرفت مادی، پیشرفت مظاهر زندگی، پیشرفت علمی هم وجود دارد. امام با آن حرکت خود، ما را در جاده‌ای قرار داد که باید در این جاده پیش برویم. هرگونه توقف در این جاده، ما را به عقبگرد میرساند. ملتی که از حقیقت عزت برخوردار شده است و در جاده‌ی پیشرفت قرار گرفته است، اگر این نعمت را کفران کند، آن وقت مصداق این آیه‌ی شریفه میشود که: «أ لم تر الی الّذین بدّلوا نعمت اللّه کفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم یصلونها و بئس القرار»؛ دنیا دوباره دوزخ خواهد شد، زندگی دوباره تلخ خواهد شد. ملتها اگر ایستادگی نکنند و پیش نروند، دوباره همان سختی و سیاهیِ دوران ذلت بر سر آنها سایه‌افکن خواهد شد.
ما امروز در مسئله‌ی عزت ملی و پیشرفتِ ناشی از آن با یک الگوی زنده مواجه‌ایم. عرض کردم؛ بحث ما یک بحث ذهنیِ محض نیست. یک الگوی زنده در مقابل ماست و آن، خود این ملت و این جامعه است؛ یک مدلِ تجربه شده و امتحان داده. ملت ایران با این مدل، با این الگو وارد میدان شده.

صحبت از عزت ملی است. این جنبشها و انقلابهای منطقه را که نگاه کنید، می‌بینید همه مرتبط با عزت ملت است. این انقلابها، از یمن و بحرین بگیرید تا مصر و لیبی و تونس و همچنین کشورهائی که هنوز آتش زیر خاکسترند و یک روزی شعله‌ور خواهند شد، همه‌ی اینها انگیزه‌شان بازگشت به عزت ملی و عدالت اجتماعی و آزادی، و همه در سایه‌ی اسلام است. اینکه میگوئیم بیداری اسلامی، این حرف پایه‌دار است، ریشه‌دار است. ملتهای مسلمان عدالت را میخواهند، آزادی را میخواهند، مردم‌سالاری را میخواهند، اعتنای به هویت انسانها را میخواهند؛ اینها را در اسلام می‌بینند، نه در مکاتب دیگر؛ چون مکاتب دیگر امتحان‌داده و شکست‌خورده‌اند. بدون مبنای فکری هم که نمیشود به این اهداف بلند دست پیدا کرد. آن مبنای فکری بر حسب ایمان و اعتقاد ملتهای منطقه عبارت است از اسلام و بیداری اسلامی. ماهیت جنبشها این است.

خداوند متعال نعمت بزرگ خدمت در جمهوری اسلامی را به ما ارزانی داشته است و ما وظیفه‌ی شکرگزاری آن را داریم. میدانِ امروز که بحمداللَّه سرشار از ابتکارات بود و جلوه‌های زیبای نمادین در آن، سرتاسر مراسم و برنامه‌ها را فرا گرفته بود، یک نمونه‌ای از پیام انقلاب اسلامی به ما، شما و همه‌ی نسلهای آینده است. خداوند متعال در قرآن میفرماید: «انّ الّذین یبایعونک انّما یبایعون اللّه»؛ آنهائی که در راه اسلام با پیغمبر بیعت کردند، در واقع با خدا بیعت کردند. «ید اللّه فوق ایدیهم»؛ آن دستی که برای بیعت بر روی دست آنها قرار گرفت - که دست پیغمبر بود - در واقع دست خداست. بیعت با اسلام، بیعت با دین، بیعت با مأموریت و مسئولیت الهی، چنین بیعتی است. انسان، با خدا بیعت میکند. بعد میفرماید: «فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه»؛ هر کسی که این بیعت را بشکند، به زیان خود اقدام کرده است. «و من اوفی بما عاهد علیه اللَّه فسیؤتیه اجرا عظیما»؛ اما آن کسانی که بر این پیمان وفا میورزند و پایداری میکنند، پاداش بزرگ خود را از خدای متعال دریافت خواهند کرد. این پاداش، فقط پاداش در آخرت نیست - اگرچه پاداش آخرت آنقدر باعظمت و پرمغز و پرمعناست که ذهن دنیائی و مادی ما قادر به فهم آن نیست - این پاداش در دنیا هم هست. پاداش آن کسانی که در راه خدا با بیعت الهی حرکت میکنند، پایداری میکنند، عزت است، سرافرازی است، آزادگی است، بزرگواری است.
میدانید ملت ایران از مغاک چه ذلتی - که بر اثر تحمیل سلطه‌ی پادشاهان ستمگر در طول چند قرن بر او وارد آمده بود - به اوج عزتِ امروز رسید؟ امروز ملت ایران، هم عزیز است، هم مقتدر است، هم پیشگام و پیشرو است، هم به آینده‌ی خود امیدوار و مطمئن است و افق آینده به او لبخند میزند. در درونِ خود نیز افراد ما، جوانهای ما، پیران ما، قشرهای مختلف ما، احساس هویت میکنند؛ میدانند دنبال چه هستند؛ تلاش آنها با معنی است. اینها همه باارزش است.
ملتها بر اثر انقطاع از دین و از معنویت و از خدا، پوک میشوند؛ هویت خودشان را از دست میدهند؛ دچار سرگردانی و حیرت میشوند. ملتها بر اثر دوری از احکام خدا به ذلت می‌افتند؛ همچنان که امت اسلامی در طول قرنها دچار ذلت بود. این ایستادگی و وفاداری ملت ایران بود که این جاده‌ی استوارِ هموارِ خوش‌عاقبت را در مقابل ملت ایران گذاشت. البته جاده‌ی هموار به معنای جاده‌ی بی‌زحمت نیست. سختی‌ها فراوان است، اما فضل و بزرگواری و مردانگی انسانها در بلاهای سخت به وجود می‌آید و ظاهر میشود.

جوانهای عزیز! نعمت جوانی را، توانائی‌های ذهنی و جسمی را، دلهای پاک و نورانی را که خدای متعال به شما داده است، قدر بدانید. تلاش کنید؛ این کشور متعلق به شماست، آینده مال شماست؛ شمائید که باید در پیشانی امت اسلامی و پیشاپیش این قافله، حرکت به سوی تعالی امت اسلامی را با شدت، با سرعت و به طور روزافزون ادامه دهید. گذشتگان این راه را آغاز کردند، مجاهدت کردند، فداکاری کردند.

خدا را سپاس میگوئیم که نیروهای مسلح ما، سپاه پاسداران ما، ارتش جمهوری اسلامی ما، همه‌ی سازمانهای نیروهای مسلح در این راه پایداری کردند، پافشاری کردند و از خود تجربه‌های ماندگاری را به یادگار گذاشتند.

راه، متعلق به شماست؛ کار، کار شماست. هرچه میتوانید، در این راه کوشش کنید. ملت ایران رو به عزت و اعتلای روزافزون است. پیشرفت ما، ترقی ما، استقرار عدالت در میان ما - که این دهه، متعهد به اینهاست - به پیشرفت و توسعه‌ی عدالت در دنیای اسلام و در نهایت در همه‌ی جهان کمک میکند.

تجربه‌ی این سی و سه سال هم نشان داده که اسلام میتواند به یک کشور عزت بدهد؛ میتواند یک ملت را سربلند کند؛ میتواند اهداف خوبی را ترسیم کند؛ میتواند راه‌هائی را به سوی این اهداف، هموار و مسطح کند؛ میتواند حرکت علمی ایجاد کند؛ میتواند حرکت فناوری و صنعتی ایجاد کند؛ میتواند حرکت تقوائی و اخلاقی ایجاد کند؛ میتواند آنها را در مقابل ملتهای دیگر روسفید کند؛ اینها اتفاقاتی است که در کشور ما افتاده؛ اینها کارهای بزرگی است که به برکت اسلام در این کشور انجام گرفته. اسلام همچنان لُب و محتوا و ماده‌ی اصلی حرکت نظام ماست، شکل هم شکل مردم‌سالاری است؛ از هم جدا نیستند. یعنی این مردم‌سالاری هم باز از خود اسلام سرچشمه گرفته.

ملتهای مسلمان هم اگر میخواهند بدانند جمهوری اسلامی چه میگوید و داعیه‌ی او چیست، بدانند ما داعیه‌مان این است: ما از اسلام صرف نظر نمیکنیم؛ احکام الهی و شریعت الهی را که شریعت اسلامی است، در همه‌ی امور زندگی‌مان واجب‌الاتّباع میدانیم؛ تلاش و سعیمان هم این است که به این برسیم. چهارچوب و قالب ما برای ورود در این میدان هم مردم‌سالاری دینی است. مردم باید بیایند انتخاب کنند. قانونگذار را که بر این اساس قانون خواهد گذاشت، بایستی مردم معین کنند. مجری را باید مردم معین کنند. همه چیز با انتخاب مردم، با حضور مردم، با عزت مردم و کرامت مردم است.

خدای متعال به ما وعده کرده است؛ فرموده است اگر مجاهدت کنید، اگر تلاش کنید، خدای متعال شما را به مقصود میرساند و شما در سایه‌ی ایستادگی، به اهداف خود دست پیدا میکنید. در مقابل شهوات دنیائی احساس ضعف و زبونی نکنیم؛ در مقابل مال، در مقابل مقام، در مقابل وسوسه‌های گوناگون نفسانی احساس ضعف نکنیم؛ ایستادگی کنیم. اینهاست آن چیزی که بشریت را به اوج کمال میرساند، یک ملت را عزت میبخشد، یک جامعه را به خوشبختی و سعادت واقعی میرساند. به اینها ما احتیاج داریم؛ مظهر همه‌ی اینها پیغمبر ماست.

یک کشور اگر بخواهد عزت خود را، هویت خود را، منافع خود را، امنیت خود را به دست بیاورد، احتیاج دارد به ابتکار، به کار. با نشستن، با خوابیدن، با غفلت از اطراف، نمیشود به اهداف عالی دست پیدا کرد. اینکه می‌بینید جامعه‌ی اسلامی و کشورهای اسلامی چند صد سال - دویست سال، سیصد سال - دچار عقب‌ماندگی شدند، که امروز چوب آن عقب‌ماندگی را همه‌ی ما داریم میخوریم، این به خاطر غفلتها بود.

آنچه که من به عنوان خطوط اساسی انقلابمان عرض میکنم، فقط یک دو سه جمله است، که شرح و تفصیل آن بسیار طولانی و مفصل است. این خصوصیات در انقلاب ما وجود داشت. انقلاب ما رژیم ضد اسلام را از بین برد، رژیم اسلامی بر سر کار آورد؛ رژیم دیکتاتور و مستبد را از بین برد، رژیم مردم‌سالار به جای آن نشاند؛ وابستگی‌ای که کشور ما در طول سالهای متمادی گرفتار آن بود و در دوران پهلوی‌ها به فجیع‌ترین و فضیح‌ترین وضع خود رسیده بود، از بین برد و استقلال همه‌جانبه را به ملت ما داد؛ اختناق نفسگیری که بر ملت ما حاکم بود، از بین برد، آزادی به این ملت داد - آراء خودشان را، حرفهای خودشان را بتوانند آزادانه ابراز کنند؛ فضا، فضای آزادی شد - تحقیرشدگی تاریخیِ ملت ما را از بین برد، عزت ملی داد. ده‌ها سال ملت ما تحقیر شد. این ملت بزرگ، با این سابقه‌ی تاریخی، با این مواریث عظیم فرهنگی و علمی و تاریخی، در مقابل حکام زورگو و فاسد، و پشت سر آنها در مقابل مستعمران و سلطه‌گران بین‌المللی تحقیر شد. انقلاب ما این را از بین برد، تبدیل کرد به عزت ملی. امروز ملت ایران احساس عزت میکنند، احساس تشخص میکنند. انقلاب، ضعف نفس و خودکم‌بینی را در ملت ما از بین برد؛ به جای آن، اعتماد به نفس ملی را به ملت داد. ما خودکم‌بینی داشتیم؛ فکر میکردیم نه کار علمی از ما برمی‌آید، نه کار سیاسی از ما برمی‌آید، نه کار عظیم نظامی از ما برمی‌آید. ما فکر میکردیم یک ملت ضعیفی هستیم؛ این را به ما تلقین کرده بودند، تزریق کرده بودند. انقلاب این را از ملت گرفت، به جای آن، اعتماد به نفس ملی به ما داد. ما امروز در همه‌ی میدانها اعتماد به نفس داریم؛ میدانیم که میتوانیم، و دنبال این توانستن حرکت میکنیم، و همه جا هم بحمداللّه به مقاصدمان میرسیم.

اینها همین طور مرتباً در تبلیغاتشان میگویند ما این تحریمها را میخواهیم بر ایران اعمال کنیم تا ایران را وادار به عقب‌نشینی کنیم؛ حالا مثلاً در قضیه‌ی هسته‌ای. پس همه‌ی دنیا فهمیدند که این تحریمها برای فشار بر ایران، برای عقب‌نشینی در قضیه‌ی هسته‌ای و قضایای دیگر است. خب، وقتی ما عقب‌نشینی نکردیم، چه اتفاقی می‌افتد؟ این تحریمها برای این است که ایران را وادار به عقب‌نشینی کنند، ایران هم که عقب‌نشینی نخواهد کرد؛ نتیجه این میشود که هیبت غرب و هیبت تهدیدهای غرب در چشم این ملتهای منطقه که قیام کردند، میشکند و عزت ملت ایران و قدرت ملت ایران در چشم اینها زیاد میشود؛ و این به نفع ماست. بنابراین، این تحریمها برای ضربه زدن به ماست، اما از این دو جهتی که عرض کردم، در واقع خدمت به ماست.

اینکه ما تصور کنیم اگر ارزشهای معنوی را ملاک قرار دادیم، کار دیپلماسی به بن‌بست خواهد خورد، غلط است؛ به بن‌بست نمیخورد. میتوان با حفظ همین ارزشها، با پای‌فشاری بر همین ارزشها، در عرصه‌ی دیپلماسی وارد شد، فعال شد، تلاش کرد، منطق را حاکم کرد و طرفها را رفته رفته و بتدریج به مواضع خود نزدیک کرد. اینکه گفتیم «عزت، حکمت، مصلحت»، حکمت این است. حکمت این است که شما بتوانید مواضع طرف مقابل را حکیمانه به مواضع خودتان نزدیک کنید؛ اینها در تضاد با هم نیستند. حکمت و عزت و مصلحت مکمل همند؛ باید در جهت مصالح ملی باشند؛ و در درجه‌ی اول باید با حفظ عزت ملی و عزت هویتی همراه باشند. یعنی تسلیم، انسلام، انظلام، نه در مرحله‌ی باورهای قلبی و نه در مرحله‌ی عمل و قرارداد، نباید وجود داشته باشد؛ این با حکمت امکان‌پذیر است. دعوا کردن و اوقات‌تلخی کردن و حرف تند زدن، یک وقتی ممکن است به درد بخورد؛ اما این روش عمومی نیست. روش عمومی، حکمت است. حکمت یعنی با منطق، متین در عرصه‌ی دیپلماسی وارد شدن. اگر چنانچه اینجوری پیش برویم، به توفیق الهی پیشرفتهای ما هرگز متوقف نخواهد شد.

دانشگاه‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران کانون علم و جهاد است. آنچه انسان روزبه‌روز بیشتر احساس میکند، عطر معنویت و تدین و ایمانی است که در این دانشگاه‌ها استشمام میشود؛ این جای خرسندی است، جای خوشحالی است. دانشگاهی از جهات علمی، فعال؛ دانشجویان علاقه‌مند، اساتید خوب، فرمانده‌ای که خود یک چهره‌ی علمی است؛ علاوه‌ی بر این، فضای آمادگی‌های مجاهدانه‌ی مؤمنانه؛ رزمایش و آموزشهای رزمی در هوای گرم ماه رمضانِ مرداد ماه و تیر ماه؛ روزه گرفتن جمع زیادی از دانشجویان دانشگاه در همه‌ی هفته‌ها - هفته‌ای یک روز و بعضی بیشتر؛ این اطلاعی است که من دارم - اینها چیزهائی است که نه در کشور و میهن ما، در دنیای اسلام، در میان نیروهای مسلح، بی‌سابقه است. اینها آفریده‌ی همت بلند ملتی است که بر برافراشتن پرچم ایمان و اسلام و دیانت، همت گماشته است. نیروهای مسلحی که برای خدا، در راه خدا و برای آرمانهای الهی درس میخوانند، آموزش می‌بینند، زحمت میکشند، خود را آماده میکنند و هنگامی که فرصت مجاهدت و دفاع دست بدهد، با فداکاری وارد میدان میشوند، عزت اسلام و مسلمینند، عزت کشورند.
شما عزیز و عزتمندید. عزت شما از دو جهت است: یکی از این جهت که در راه علم، در راه جهاد و با زلال معنویت و ایمان، جوانیِ ارجمند خودتان را میگذرانید؛ این عزت است. «و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین»؛ عزت متعلق به خدا و پیامبر و مؤمنان است. و شما با این شیوه، در خیل مؤمنان داخلید.
جهت دوم این است که شما مایه‌ی عزت کشور خود و ملت خود هستید. آن کشور و آن ملتی که بتواند ثابت کند که آماده است برای استقلال خود، برای حفظ هویت خود، برای آرمانهای خود، برای موجودیت خود، ایستادگی کند و مردانه دفاع کند، عزیز است. عزت آن ملت را حتّی دشمنان در اعماق وجود خودشان تصدیق میکنند؛ اگرچه از روی عناد حاضر نباشند بر زبان بیاورند. امروز عزت شما را - که نوک پیکان استوارِ دفاع ملی هستید - دشمنان شما هم تصدیق میکنند؛ بسیاری بر زبان هم می‌آورند.

خود را برای تداوم این عزت ملی و اقتدار بین‌المللی آماده نگه دارید. همه باید آماده باشیم. همه باید برای حفظ ارزشهای والای ماندگار در طول تاریخ، خود را آماده نگه دارند؛ در عرصه‌ی علم، در عرصه‌ی کار، در عرصه‌ی صنعت، در عرصه‌ی مدیریت و سیاست، و در نوک پیکان، برای دفاع ملی، نیروهای مسلح؛ عرصه‌ی رزم نظامی.

امروز کشور عزیز ما با دورانهای قبل قابل مقایسه نیست. ما یک ملتِ دچار رکود و جمود و انزوا در همه‌ی بخشها بودیم. انقلاب کشور را زنده کرد، ملت را زنده کرد، روحیه‌ی نوآوری را در این کشور بیدار کرد و عزت را برای این ملت به ارمغان آورد. راه‌های زیادی را پیموده‌ایم، پیشرفتهای زیادی انجام گرفته است؛ و این راه ادامه دارد؛ ما وسط راه توقف نمیکنیم.

جامعه‌ی اسلامی یعنی چه؟ یعنی جامعه‌ای که در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی که اسلام برای بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند. جامعه‌ی عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ای که مردم در آن، در اداره‌ی کشور، در آینده‌ی خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تأثیرند، جامعه‌ای دارای عزت ملی و استغنای ملی، جامعه‌ای برخوردار از رفاه و مبرای از فقر و گرسنگی، جامعه‌ای دارای پیشرفتهای همه‌جانبه - پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی - و بالاخره جامعه‌ای بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروی دائم؛ این آن جامعه‌ای است که ما دنبالش هستیم. البته این جامعه تحقق پیدا نکرده، ولی ما دنبال این هستیم که این جامعه تحقق پیدا کند. پس این شد هدف اصلی و مهمِ میانه‌ی ما.

درست است که امروز دفاع از مرزهای جغرافیائی نیست، دوران جنگ مسلحانه‌ی دفاع از کشور امروز در اینجا مطرح نیست، اما دفاع از مرزهای هویت ملی چرا؛ این مطرح است؛ دفاع از مرزهای شخصیت دینی و اسلامی چرا؛ دفاع از مرزهای عقیدتی چرا؛ اینها هست. همه‌مان مسئولیم. جوانِ امروز اگر در آن دوره نبوده است تا در مقابل دشمن بایستد و از هجوم او ممانعت کند و از خانه‌ی خود و شهر خود دفاع کند، امروز میتواند در میدان شرف و افتخارِ دفاع از شخصیت ملی، از عزت ملی، از هویت ملی، از عقیده‌ی مستحکم اسلامی نقش ایفاء کند. دختران و پسران جوان، زنان و مردان مؤمن، در این منطقه‌ی دفاعیِ حساسِ کنونی، همه میتوانند نقش ایفاء کنند. این روحیه باید حفظ شود. مسئولان این منطقه باید توجه کنند که یک چنین زمینه‌ی با ارزش انسانی و معنوی و روحی در این منطقه وجود دارد؛ همچنان که زمینه‌های مادی وجود دارد.

نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی، با این آرمانها، با این هدفها، با این داعیه‌ی بزرگی که دارد - دشمن ظلم است، دشمن استکبار است، دشمن زیاده‌خواهیِ متکبرانه‌ی قدرتهای بین‌المللی است - با چالشهائی مواجه میشود؛ به رنگهای مختلف، به شکلهای گوناگون؛ لذا باید آماده باشد. این آمادگی، بیش از همه چیز متکی به ایمانهای مردم است. آن حصار پشتیبان، آن پاسدار اعظم در دفاع از هویت یک ملت و عزت یک ملت و نجات یک ملت از کید دشمنان، آگاهی مردم است؛ این را ما در جنگ تجربه کردیم. امروز هم در هر بخشی، در هر مجموعه‌ای از کار که مسئولان آگاهانه متوجه باشند و به مردم نقش بدهند، همین اتفاق خواهد افتاد.

مسئله‌ی اصلی ما، مسئله‌ی مردم است؛ حضور مردم، میل مردم، اراده‌ی مردم، عزم راسخ مردم. این را باید عرض کنیم؛ در همه‌ی تحولات و جنبشهای گوناگون اجتماعی بزرگ، نقش مردم، نقش معیار است. یعنی گسترش یک تحول، گسترش یک فکر، گسترش نفوذ یک مصلح اجتماعی، وابسته‌ی به این است که با مردم چقدر ارتباط داشته باشد. هرچه ارتباط او و آن جریان و آن جنبش و آن تحول با مردم بیشتر باشد، امکان موفقیت او بیشتر است؛ اگر از مردم منقطع شد، دیری نخواهد پائید، کاری نخواهد کرد. البته در تاریخ کشور ما جابه‌جائی‌های قدرت، آمدن سلسله‌های سلاطین و رفتن آنها، به مردم ارتباطی نداشته است؛ لیکن همین سلسله‌های حکومتی و سلطنتی‌ای که در طول تاریخ ما وجود داشته‌اند، هر کدام از آنها که توانسته‌اند رابطه‌ی خودشان را با مردم به یک نحوی محکم و گرم و دوستانه کنند، پایداری‌شان، موفقیتشان در اداره‌ی کشور و در عزت ملی بیشتر بوده است؛ هر کدام، از مردم منقطع شدند، همه چیز را از دست دادند؛ که نمونه‌ی اتمّ آن، سلسله‌ی قاجار و سلسله‌ی منحوس پهلوی در این دوره‌های اخیر است. ما یک تجربه‌ی مشروطیت را داریم در دوران نزدیک خودمان، و یک تجربه‌ی ملی شدن صنعت نفت را. در این دو، مردم حضور داشتند، شرکت داشتند؛ عامل پیروزی هر دو نهضت، مردم بودند؛ ولی از مردم جدا شدند. در نهضت مشروطیت، انگلیسها با مکر و کلک خودشان، با حیله و خدعه‌ی خودشان، آمدند بر امواج مشروطیت سوار شدند، مردم و رهبران مردمی را کنار زدند؛ مشروطیت سر از قلدری رضاخان درآورد.

بیش از ده‌ها سال، عزت ملت ما، غرور ملت ما، افتخار ملت ما پامال شد. انقلاب، ما را به خود آورد و متوجه به خودمان کرد. کشور ما با این سابقه‌ی تاریخی، با این سابقه‌ی علمی، با این ذخائر عظیم علمی و فکری که ما داشتیم، با آن بزرگان علمی‌ای که کشور ما در دوران جهالت و غفلت دنیا اینها را تربیت کرده - «ابن‌سینا»ها، «محمدبن‌زکریا»ها، «فارابی»ها، «خواجه نصیر»ها و چه و چه، اینها مال دوران جهالت بشریت است؛ مال قرون وسطی است که هیچ خبری از دانش، هیچ فروغی از دانش در دنیا نبود - این کشوری که یک چنین ظرفیتی و یک چنین استعدادی دارد، کارش به جائی برسد که برای اوّلیات زندگی خودمان هم باید چشم به دست دیگران داشته باشیم. سیاستمداران ما - بی‌عرضه‌های عقب‌افتاده - میگفتند ایرانی یک لولهنگ هم نمیتواند بسازد! لولهنگ این آفتابه‌های گِلی بود. خاک بر سر آن سیاستمداری که از ملتش اینجوری حرف بزند. یا آن یکی میگفت که ما از فرق سر تا نوک پا بایستی فرنگی بشویم تا بتوانیم پیش برویم! خب، اینها بی‌عرضگی است؛ اینها عقب‌افتادگی است که یک عده‌ای به خاطر ضعفهای خودشان، این ضعفها را بر ملت تحمیل میکنند؛ ملت تحقیر میشود. انقلاب اینها را از بین برد؛ ما به خود آمدیم. خوشبختانه کارهای خوبی انجام گرفته، ظرفیتهای خوبی آشکار شده؛ ما پیشرفت کردیم و ان‌شاءاللَّه پیشرفت خواهیم کرد.

اصول انقلابهای کنونی منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجه‌ی اول اینها است:
احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطه‌ی سیاسی آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.

یک رکن مهم این ایستادگی، علم است. این علم است که به ما اعتماد به نفس داده. اگر امروز نفت ما را شرکتهای خارجی باید می‌آمدند استخراج و پالایش میکردند، گاز ما را باید آنها لوله‌کشی میکردند، اگر نظام سلامت ما وابسته‌ی به متخصصین خارجی و عمدتاً فرنگی بود، اگر تغذیه‌ی ما دست آنها بود، اگر کشت و صنعت ما دست اسرائیلی‌ها بود، اگر صنعت هسته‌ای ما در صورتی که بنا نبود در آرزوی آن بمیریم و یک چیزی وجود میداشت، در اختیار فرانسه و آلمان و دیگران بود، ما امروز این اعتماد به نفس را نداشتیم، قدرت این ایستادگی نبود، این عزت و این شرف وجود نمیداشت. اگر ما برای ساختن یک سد، برای ساختن یک نیروگاه، برای ساختن یک بزرگراه، برای ساختن یک تونل، برای ساختن سیلوهای گندم، دستمان به سمت صنعتگران و دانشمندان شرق و غرب دنیا دراز بود، ملت ما احساس عزت نمیکرد؛ مسئولین کشور هم آبروی اظهار وجود در قبال استکبار جهانی را نداشتند؛ نه چنین اعتماد به نفسی وجود داشت، نه چنین قوت اراده‌ای وجود داشت، نه چنین عزمی وجود داشت. کی برای ما جاده ساخت و تونل ساخت و نیروگاه ساخت و سد و پل و بزرگراه و سلولهای بنیادی و انرژی هسته‌ای را درست کرد؟ دانشگاه. این دانشگاه بود که به ملت ایران کمک کرد تا بتواند عزت نفس خودش را حفظ کند، آبروی خودش را حفظ کند و در مقابل زیاده‌خواهی دشمنان سینه سپر کند. مسئولین کشور هم از این جهت مدیون دانشگاهند.
خب، من قصدم این نیست که مناقب دانشگاه را در جمع دانشگاهی‌ها بگویم؛ من از این میخواهم یک نتیجه‌ای بگیرم. دشمن ما از این مرکز قدرت‌افزائی غافل نیست و غافل نخواهد بود؛ این را همه بدانیم. هر چیزی که مایه‌ی عزت کشور و عزت ملت و ایستادگی ملت و استقامت ملت است، بدون شک آماجی از آماجهای دشمن است. احساس دینی، احساس انقلابی، استقلال‌طلبی و هرچه که در این زمینه هست - از جمله با این بیانی که عرض شد، دانشگاه - آماج دشمن است. در دانشگاه چه کار میخواهند بکنند؟ دشمن علی‌القاعده دو تا کار را برای دانشگاه ما برنامه‌ریزی میکند: یکی علم‌زدائی، یکی دین‌زدائی؛ از دانشگاه علم‌زدائی بشود، از دانشگاه دین‌زدائی بشود. علم‌زدائی از دانشگاه چگونه است؟ یکی از کارهای کوچکش همین ترور دانشمندان است؛ که آخری‌اش همین دو سه تا دانشمند عزیز هسته‌ای ما بودند که در این یک سال اخیر از دست ما گرفته شدند. برنامه، وسیع‌تر از اینهاست؛ این یکی از آسانترینهایش است. پیچیده‌تر از این، این است که دانشگاه ما را، استاد ما را و دانشجوی ما را به کار غیر علمی سرگرم کنند؛ نگذارند این شکوفائی علمی که آرزوی ماست، تحقق پیدا کند.

این مکتب، ما را در طول این سی و دو سال از گردنه‌های خطرناکی عبور داده است؛ سطح عزت ملی و شرافت بین‌المللی ما را بالا آورده است. کشور به برکت پیمودن این راه، در همان حدی که رعایت کرده است، پیشرفت کرده است؛ به سمت آرمانهای خود پیش رفته است. ما باید رعایت کنیم، منتها همه‌ی جوانب را با هم. اگر کسی یا جریانی بخواهد به نام عقل‌گرائی، از ارزشهای اسلامی و انقلابی عدول کند، این انحراف است. اگر کسی بخواهد به وسیله‌ی عقل‌گرائی، در مقابل دشمن بی‌تقوائی به خرج بدهد، وابستگی به وجود بیاورد، این انحراف است، این خیانت است. آن عقلانیتی که در مکتب امام بزرگوار ما هست، اقتضاء نمیکند که ما از خدعه‌ی دشمن غافل شویم، از کید او غافل شویم، از نقشه‌ی عمیق او غافل شویم، به او اعتماد کنیم، در مقابل او کوتاه بیائیم. هرچه که انسان در مقابل دشمن کوتاه بیاید، پشتوانه‌ی عظیم معنوی در درون کشور و درون ملت را از دست خواهد داد.

انقلاب اسلامی ایران همانند شجره طیبه ای است که میوه های ایستادگی 32 ساله آن به صورت عزت ملت، سربلندی سیاسی نظام اسلامی، پیشرفتها و نوآوریها در عرصه های مختلف علمی و اقتصادی، و کوتاه نیامدن در مقابل قدرتهای زورگو، تداوم پیدا کرده و اکنون به الگویی برای ملتهای منطقه تبدیل شده است.

خوشبختانه در همه‌ی گوشه و کنار کشور و در هر بخشی و به نحوی نشانه‌های رشد و تعالی فکری و عملیِ ملت عزیزمان آشکار است. استان بوشهر جزو اصیل‌ترین و کهن‌ترین استانهای این کشور و دارای مردمِ امتحان داده‌ای است. هر کس با تاریخ این منطقه آشنا باشد، میداند که مردمِ این کرانه‌ی طولانی خلیج فارس، به کشورشان، به استقلال کشور، به عزت ملت ایران خیلی خدمت کرده‌اند. در یک دوره‌ای، مستکبران متجاوز و سلطه‌طلب که اهمیت این منطقه‌ی از عالم را درک کرده بودند، تصمیم داشتند این حوزه‌ی ثروتمند خلیج فارس را به طور کامل قبضه کنند و در اختیار بگیرند. همان استعمارگرانی که شبه‌قاره‌ی هندوستان را به آن روز درآوردند و با حضور خودشان آن ضربه‌های جبران‌ناپذیر را به آن مردم زدند، و در شمال آفریقا به نحو دیگر، و در شرق آسیا به نحو دیگر، حاضر نبودند از این منطقه دل بکنند و طمع ببُرند. در آن روز، مردم این کرانه‌ی طولانی، هم بخصوص در استان بوشهر، و هم در استان هرمزگان، خیلی خدمت کردند، ایستادگی کردند، شهامت نشان دادند، عزت و ایستادگی ملت ایران را به اثبات رساندند؛ که این یک سابقه‌ی تاریخی است برای این منطقه، و این چیزها از حافظه‌ی تاریخ هرگز زدوده نخواهد شد.

در مورد شعار امسال و کاری که امسال باید انجام بگیرد. البته سرفصلهای مهمی وجود دارد که همه دارای اولویتند. مثلاً تحول نظام اداری یک کار لازم است که باید انجام بگیرد؛ تحول آموزش و پرورش، یک کار بنیانی است؛ جایگاه علوم انسانی در دانشگاه‌ها و در مراکز آموزش و تحقیق، یک کار اساسی است؛ مسائل مربوط به فرهنگ عمومی، مسائل مربوط به اخلاق جامعه، این کارها همه‌اش کارهای مهمی است؛ لیکن به نظر صاحبنظران، امروز در این برهه‌ی از زمان، مسئله‌ی اقتصادی از همه‌ی مسائل کشور فوریت و اولویت بیشتری دارد. اگر کشور عزیز ما بتواند در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، یک حرکت جهادگونه‌ای انجام بدهد، این گام بلندی را که برداشته است، با گامهای بلند بعدی همراه کند، بلاشک برای کشور و پیشرفت کشور و عزت ملت ایران تأثیرات بسیار زیادی خواهد داشت. ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامی را در زمینه‌ی حل مشکلات اقتصادی به همه‌ی دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند که یک ملت در سایه‌ی اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت کند.

عرصه‌ی سوم، عرصه‌ی زندگی است، که قبلاً عرض کردیم. همه‌ی چیزهائی که در زندگی یک جامعه به عنوان مسائل اساسی و خطوط اساسی مطرح است، در همین عنوان «عرصه‌ی زندگی» میگنجد؛ مثل امنیت، مثل عدالت، مثل رفاه، مثل استقلال، مثل عزت ملی، مثل آزادی، مثل تعاون، مثل حکومت. اینها همه زمینه‌های پیشرفت است، که باید به اینها پرداخته شود.

مخاطب عمده‏ی من در بسیاری از مباحث، از جمله در این بحثی که امروز مطرح میکنم، شما جوانها هستید؛ چون کار مال شماست، کشور هم مال شماست. ما مهمان چند روزه هستیم. نوبت ما، سهم ما، دوران ما سپری شده. از حالا به بعد دوران شماهاست؛ شما هستید که باید این کشور را اداره کنید؛ باید در سطوح مختلف، این اقتدار ملی را، این عزت ملی را با استفاده از دستاوردهائی که تاکنون وجود داشته، به کمال برسانید؛ این وظیفه‏ای است که در تاریخ متوجه به شماست. لذا مخاطب من شما هستید.

این اشکهایی که از چشمها جاری میشود، در حقیقت از دل بیدار و پاک است که بیرون می‏آید و میجوشد. مردم عزیز ما این را باید قدر بدانند. ذخیره‏ای به دست آوردید، محصولی اندوختید در این ماه مبارک، آن را حفظ کنید؛ با قرآن انس پیدا کردید. این را حفظ کنید؛ این انس را حفظ کنید. این نماز جماعت اول وقت را، نماز در مسجد را، نمازِ با حال و حضور را برای خودتان در طول دوران سال نگه دارید و تا آنجایی که ممکن است، نگذارید این عوامل مادی، این خار و خاشاک، این خاکسترهای مادی روی این گوهر بنشیند. ملتی که این خصوصیات را در خود حفظ کند و این عروج معنوی و تکامل معنوی را در خود نگه دارد، این ملت در همه‏ی میدانها- در میدان مادی، در میدان معنوی، در عزت، در اقتدار، در ایجاد همه‏ی سرمایه‏های ملی- موفق خواهد شد. و ان‏شاءاللَّه این برای ملت ما پیش خواهد آمد.

امروز جبهه‏ی مخاصم با جمهوری اسلامی ایران را نگاه کنید؛ یک جبهه‏ی عریض و طویل است؛ همه‏ی شیاطین و اشرار عالم در این جبهه جمعند؛ از صهیونیستها تا آمریکائی‏ها، تا خبیث‏ترین دولتهای غربی، تا وابسته‏ترین و حقیرترین دولتهای غیر غربی- حالا دائره را بیشتر محدود نکنیم- همه توی این جبهه هستند؛ هر کاری هم که می‏توانند، دارند می‏کنند. خیال نکنید کاری هست که دشمنان ما می‏توانند علیه جمهوری اسلامی انجام بدهند و انجام نمی‏دهند؛ نه، هر کار توانستند، تا حالا کرده‏اند؛ هر کاری هم که بتوانند، می‏کنند. هر کار نمی‏کنند، به خاطر این است که نمی‏توانند. اما ملت ایران، با قدرت، با عزت و با سربلندی، در مقابل همه‏ی این‏ها ایستاده است.

ملت ایران می‏خواهند در زیر سایه‏ی اسلام، یک ملت سعادتمند، مرفه، باکمال، بااخلاق و دارای عزت و اقتدار باشند. ملت ایران در این راه حرکت کرده‏اند، پیشرفت کرده‏اند و کارهای بزرگی انجام داده‏اند. آنچه که امروز در وضع کنونی ما مشاهده می‏کنید- این پیشرفتها، این توانائی‏ها، این امکانات فراوان، این مسجل شدن و حتمی شدن شعارهای اصلی انقلاب- این‏ها آسان به دست نیامده است؛ ملت ایران این‏ها را با توانائی‏های خودشان، با بصیرت خودشان به دست آوردند و به توفیق الهی این راه را ملت ایران ادامه خواهند داد. آینده متعلق به ملت ایران است. کید دشمنان و مکر بدخواهان نخواهد توانست این ملت را از این راهی که در آن حرکت می‏کند، منصرف و منحرف کند. جوانهای ما امروز بصیرتشان بحمد اللَّه بصیرت بسیار خوبی است. در عرصه‏های مختلف، جوانهای ما کارهای بزرگی را دارند انجام می‏دهند؛ این را بایستی روز به روز بیشتر کرد. این ثبات قدم را، این ایستادگی را، این التئام و همبستگی ملی را بایستی روز به روز بیشتر کرد. تمسک به شعارهای اسلام و تمسک به قرآن و تمسک به سیره‏ی اهل بیت (علیهم‏السّلام) و به کلمات امیر المؤمنین روز به روز باید بیشتر شود.

دوران حركت تقلیدی برای خودروسازی در كشورهائی كه خواستند خودروساز بشوند، چهار پنج سال است. چرا باید در اینجا این قدر طول بكشد؟ این گناه آن كسانی است كه به منافع كشور فكر نمیكردند؛ برای عزت كشور دل نمیسوزاندند؛ برای ضایع شدن و دور ریخته شدن سرمایه‌های مادی كشور اهمیتی قائل نبودند. اما در نظام جمهوری اسلامی از دهه‌ی 70 شما شروع كردید؛ خب، پیشرفت هم خوب بوده. امروز این موتور ملی كه از ایده و طراحی تا آخرین اجزائش را هنر ایرانی و سرانگشت ایرانی و فكر ایرانی و تلاش ایرانی ساخته، یك نماد عزت برای كشور است؛ این خیلی چیز پرمعنائی است. مسئله فقط این نیست كه ما توانسته‌ایم یك موتور خودرو تولید بكنیم؛ مسئله فراتر از اینهاست. امروز دنیا میدان مسابقه‌ی وسائل انواع موتورهاست و موتور خودرو به عنوان یك وسیله‌ی متعارف زندگی و جلو چشم و مورد استفاده‌ی همه، یكی از برجسته‌ترین اقلام است. توی این دنیای پر كشمكش، شما توانستید هنر سرانگشتِ هنرمندِ ایرانی را اینجا نشان بدهید؛ این خیلی باارزش است.

جمهوری اسلامی متکی به دلهای میلیونها انسان است. وقتی صدای واحدی از حنجره‏ی ده‏ها میلیون انسان با قدرت ادا می‏شود، این سخن قابل محو شدن نیست؛ امواج این سخن در دنیا باقی می‏ماند و ماندگار می‏شود. شوخی است؟ ده‏ها میلیون انسان باهم فریاد نفرت از استکبار، نفرت از نظام سلطه‏ی جهانی و پافشاری بر عزت ملی و ایمان اسلامی را سرمی‏دهند؛ آن هم نه یک‏بار، نه دو بار؛ سی سال است که مردم دارند این فریاد را سر می‏دهند؛ این از بین رفتنی نیست. فریاد هماهنگ این همه حنجره و این همه دل، ماندنی است؛ این‏ها جزو قوانین حتمی طبیعت و تاریخ است؛ مثل قانون جاذبه است، مثل قوانین دیگر طبیعی است؛ لذا تخلف ندارد. این صدا ماندگار است. شرط این است که ما هرکدامی کار خودمان را درست انجام دهیم. من بارها این حدیث را از قول پیغمبر اکرم به مخاطبان گفته‏ام: «رحم اللَّه امرأ عمل عملا فأتقنه»؛ رحمت خدا بر کسی که کار را انجام دهد و آن را محکم انجام دهد، درست انجام دهد، با اتقان انجام دهد. کار را باید با اتقان انجام داد.

این طرح کلانی که الآن آقای دریادار سیاری بیان کردند، خوب، بلندپروازانه است؛ لیکن من داشتن چنین نظرها و ایده‏هائی را صددرصد تأیید می‏کنم. به دنبال این باشید که بتوانید حضور مقتدرانه و شجاعانه‏ی خودتان را برای دفاع از عزت کشور و ملتتان به همه نشان دهید. البته این مقدماتی دارد و کارهای لازمی را باید انجام داد. وقتی انسان نگاه می‏کند، با توجه به بعضی از واقعیتهای موجود، ممکن است بعضی از این خواسته‏ها دور از دسترس به نظر بیاید؛ لیکن من می‏گویم وارد راه می‏شویم، قدمها را یکی پس از دیگری برمی‏داریم و هرچه جلوتر برویم، رسیدن به نتیجه برایمان آسان‏تر خواهد شد.

نیروی هوائی- همان طور که فرمانده محترم نیرو گزارش دادند- پیشرفتهای خوبی داشته است؛ ما هم از پیشرفتهای خوب نیروی هوائی در بخشهای مختلف مطلعیم؛ لیکن در عین حال هیچ توقفی جایز نیست. به وضع موجود قناعت نکنید. ابتکارها را به کار بیندازید. شما شایسته‏ی بیش‏ از این هستید، و ملت شما شایسته‏ی نیروی هوائیِ حتّی مقتدرتر از این است. این مجموعه‏ی نیروهای مسلح- از جمله نیروی هوائی- باید بتوانند عزت ملت ایران را، استحکام ملت ایران را مشخص کنند و نشان بدهند؛ مظهری باشند از ایستادگی و اقتدار این ملت، که إن شاء اللَّه همین‏جور هم خواهد شد.

بیست و دوی بهمن متعلق به ملت ایران است، متعلق به امام بزرگوار است، متعلق به شهداست، متعلق به آن روح و معنای حقیقی انقلاب اسلامی است، مال ملت است؛ دشمن می‏خواهد این ثروت عظیم و ذخیره‏ی عظیم ملی را متزلزل کند، ضعیف کند. شما با تمام قوا إن شاء اللّه باید در صحنه باشید و عاقلانه و مدبرانه حرکت کنید. ملت هم- بدانید- دلبند و دل‏بسته‏ی به همین شعارهای اساسی انقلاب است. امروز در دنیا عزت ملت ایران، عظمت ملت ایران- که دشمن هم به آن اقرار می‏کند- به برکت همین انقلاب و این حضور مردمی است؛ و ملت ایران این را از دست نخواهند داد.

وقتی با حقیقت معنا به بسیج نگاه شود، بسیج رمز پایداری و ماندگاری و عزت ملی است. جمعی از بهترین و مؤمن‏ترین مردم در هر عرصه‏ای که کشور و نظام به آن احتیاج دارد، بی‏محابا وارد شوند، همه‏ی توان خودشان را کف دست بگیرند، بیاورند توی میدان، اجر و مزدی هم نخواهند، نام و نشانی هم برایشان مطرح نباشد؛ این خیلی چیز مهمی است. ما عادت کرده‏ایم؛ مثل خیلی چیزهای مهمی که انسان به آن‏ها عادت می‏کند و اهمیت آن‏ها را توجه نمی‏کند. چنین چیزی در جای دیگری نیست.

جوانان عزیز من! فرزندان برومند! این دوران آموزش را، این جوانی را، این عزت و خوش‏نامی ملت ایران را، این شکوه سیاسی این ملت و این کشور و این نظام را قدر بدانید و خودتان را برای فرداهای بهتر و فتح میدانهای بیشتر آماده کنید. فردا مال شماست؛ آینده متعلق به شماست.

جمهوری اسلامیِ به معنای حقیقی- یعنی همان جمهوری اسلامی که امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) برای ما پایه‏گذاری کرد و به کشور ما هدیه داد- می‏تواند همین خصوصیات را تأمین کند؛ اقتدار بین‏المللی را، اقتدار سیاسی را، عزت را، رفاه دنیا و آبادی معنوی آخرت را. اما مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلبی نخواهند برای ما درست کنند؛ کاری که در ده سال گذشته هم بعضاً حرکاتی انجام گرفت، اما خدای متعال مهار کرد؛ مردم بیدار بودند، هشیار بودند، اجازه ندادند. می‏خواستند کارهائی بکنند، شعارهای امام را به موزه بسپرند؛ صریحاً می‏گفتند که این‏ها کهنه شده! نه، شعارهای انقلاب کهنه شدنی نیست؛ همیشه تازه است، همیشه برای آحاد مردم جذاب است. شعاری که به نفع مستضعفین است، شعاری که به نفع عزت ملی است، شعاری که در آن مقاومت و ایستادگی است، این شعارها هیچ‏وقت کهنه نمی‏شود؛ برای هیچ ملتی کهنه نمی‏شود، برای نظام ما هم کهنه نخواهد شد.

میدان زندگی هم میدان آزمایش است. ملت ایران این آزمایش‏های دشوار را پشت سر گذاشت که به این عزت رسید. تا وقتی به اسم «لا اله الّا اللَّه» و تلفظ محض به «لا اله الّا اللَّه» و احیاناً به ذهنیت «لا اله الّا اللَّه» اکتفا کرده بودیم، اسیر پنجه‏ی طاغوت بودیم. آن وقتی‏که وارد عمل شدیم، میدان عملیِ «لا اله الّا اللَّه» را شناختیم و پا در آن گذاشتیم، شدیم ملت مسلمان و خدای متعال آن عزت را، آن قدرت را، آن هویت برجسته و درخشان را به ما ملت ایران بخشید. ما اگر قدم بگذاریم، خدای متعال پاسخ می‏دهد؛ سریع‏الاجابه است.

انتخابات در کشور ما برخلاف بعضی از کشورهای دیگر، همیشه مظهر وحدت ملت و نمایشگر عزت ملی بوده؛ چون هرکسی که پای صندوق رأی می‏آید و رأی به صندوق می‏اندازد، در واقع رأی به جمهوری اسلامی و نظام اسلامی را دارد تکرار می‏کند. لذا همیشه دیده‏اید مسئولین کشور و خود بنده اصرار داشتیم بر افزایش آحاد شرکت‏کننده‏ی در رأی دادن؛ مردم را تشویق می‏کردیم، ترغیب می‏کردیم، مردم هم هوشیارانه و در مواقع حساس وارد قضایا می‏شدند؛ در مواقعی که کشور احتیاج داشته به اینکه یک فریاد رسا و بلندی را در مقابل مخالفان خود و بدخواهان خود در دنیا مطرح بکند، آمده‏اند پای صندوقهای رأی و رأی داده‏اند. بنده در چند تا از پیامهای تبریک انتخابات، این جمله را تکرار کردم: «مردم هوشمند و زمان‏شناس». این دفعه هم این تعبیر را من آوردم، هم بعضی از دفعات قبل این را ذکر کردم. علت این است که حضور مردم پای صندوقهای رأی همیشه نشانه‏ی حضور مردم در صحنه و آگاهی آن‏ها و رأی آن‏ها به نظام جمهوری اسلامی تلقی می‏شده. لذا انتخابات ما از این جهت همیشه مظهر وحدت ملی و عزت ملی بوده.

این خودباوری و اعتماد به نفس ملی یکی از دو رکن اساسی پیشرفت هر کشور است. یک رکن، امکانات مادی است، اما امکانات مادی کافی نیست. یک ملت ممکن است امکانات مادی زیادی هم داشته باشد، اما به رشد و ترقی و تعالی نرسد؛ نتواند یک ملت عزیز و قدرتمند بشود. خوب، ما در دوران قبل از انقلاب همین نفت را داشتیم، همین گاز را داشتیم، همین معادن عظیم فلزات ذی‏قیمت را داشتیم، همین استعدادهای درخشان و نیروی انسانیِ بااستعداد را داشتیم؛ اما در عین حال یک ملت دست سوم، گمنام در دنیا، توسری‏خور قدرتهای بزرگ، زیر یوغ یک حکومتی که فاسد بود، دست‏نشانده بود، متصل به دشمنان ملت بود، زندگی می‏کردیم. پس امکانات مادی کافی نیست، مؤلفه‏های دیگری لازم است؛ مؤلفه‏های معنوی. یکی از مهم‏ترین این مؤلفه‏ها، همین خودباوری است، اعتماد به نفس است و اینکه یک ملت باور کند که می‏تواند. امام ملت ما را به این باور رساند که می‏تواند بایستاد؛ می‏تواند مقاومت کند؛ می‏تواند کشور خود را آزاد کند؛ می‏تواند نظامی را که خود به وجود آورده است، با کمال قدرت این نظام را حفظ کند؛ می‏تواند در دنیا، در سیاستهای بین‏الملل اثر بگذارد، که همین‏جور هم شد. این همان عزت ملی است که من بیست روز قبل از این در سنندج در بین برادران کُردمان این مسئله را مطرح کردم. عزت ملی خیلی برای یک کشور مهم است. این عزت ملی فقط حرف هم نیست. این ترجمه‏ی عملی در همه‏ی عرصه‏های زندگی ما دارد.
عزت ملی در مدیریت کشور به این معناست که یک دولت، یک نظام، به ملت خود متکی باشد، به مردم متکی باشد.
عزت ملی در مسائل اقتصادی به این است که کشور به قدرت خودکفائی برسد، بتواند اگر چیزی از دنیا نیاز دارد، می‏گیرد، چیزی هم دنیا به او نیاز داشته باشد و در مقابل از او بگیرد؛ مغلوب نباشد، مقهور نباشد.
عزت ملی در عرصه‏ی علم به این است که جوان دانشجوی او، پژوهشگر او، عالمِ محقق او سعی کند مرزهای علم را درنوردد- همین چیزی که ما گفتیم نهضت نرم‏افزاری و تولید علم- و علم را تولید کند. آن کسانی که دانش را به این نقطه رساندند، انسان‏هائی بودند که از لحاظ متوسط استعداد از ما اگر عقب‏تر نبودند، جلوتر نبودند. ما قرنها سابقه‏ی درخشان علمی در تاریخ داریم و امروز هم باید بتوانیم علم را بسازیم، به وجود بیاوریم، کشف کنیم و در بنای علمی دنیا سهم عمده‏ای داشته باشیم؛ این می‏شود عزت.
عزت یک ملت در سیاستهای گوناگون و در تعاملش با کشورهای دیگر و دولتها و قدرتها این است که از استقلالِ رأی برخوردار باشد. یک دولت، یک نظام در مقابل قدرتها آن‏چنان ظهور کند که نتوانند در هیچ مسئله‏ای اراده‏ی خودشان را بر او تحمیل کنند.
عزت ملی در عرصه‏ی فرهنگ به این است که یک ملت به سنتهای خود پایبند باشد، برای آن‏ها ارج قائل باشد، مقلد فرهنگهای بیگانه و مهاجم نشود. این چیزی است که متأسفانه کشور ما در قبل از انقلاب، در طول صد سال یا بیشتر در مقابل این طوفان و این موج ویرانگر فرهنگ غرب، غرق شد که آثارش را ما هنوز هم داریم تحمل می‏کنیم؛ رنجهایش را ما هنوز هم داریم می‏بریم. عزت ملی به این است که یک ملت به سنتهای خود اهمیت بدهد، احترام بگذارد، افتخار کند و به اینکه دیگران بگویند آقا شما مرتجعید، اعتناء نکند. امروز بعضی از کشورهای اروپائی کارهائی می‏کنند که اگر آن‏ها را در مقابل یک آدم عاقلِ متعارف بگذارید، جز خنده‏ی تمسخرآمیز کاری نمی‏کند. می‏گوئیم: چرا می‏کنید؟ می‏گویند: این سنت ماست! به سنتهای خودشان پایبندند؛ سنتهای کهنه‏ی پوسیده. آن وقت اگر ملتهای دیگر به سنتهای خودشان احترام بگذارند، پایبند باشند، آن‏ها را طعن و تمسخر می‏کنند که چرا. نه، این خودباختگی مخالف با عزت ملی است. عزت ملی آن وقتی است که یک ملت در مقابل فرهنگ دیگران خودباخته نباشد؛ این عزت ملی است. در همه‏ی عرصه‏های زندگی عزت ملی ترجمه می‏شود، معنا دارد، مصداق دارد.
در نحوه‏ی اداره‏ی کشور و ارتباط با انسانها، عزت ملی به این است که تک‏تک انسانها در یک جامعه مورد احترام قرار بگیرند. «امّا اخ لک فی الدّین و امّا نظیر لک فی الخلق»؛ اگر هم‏دین شماست، مورد احترام است؛ اگر هم‏دین شما هم نیست، مورد احترام است. در جامعه هرکه انسان است، مورد احترام است؛ مورد تکریم است؛ این ایجاد عزت ملی می‏کند. این‏ها ابعاد گوناگون عزت ملی است که رهنمود امام بود؛ انگشت اشاره‏ی امام بود.
نظام اسلامی هم در این سی سال با همین اعتماد به نفس پیش رفت. البته فراز و نشیب داشت، افت‏وخیز داشت؛ اما توقف نداشت؛ ملت توقف نکردند. این عزت ملت ما امروز در دنیا هم منعکس است. من قبول نمی‏کنم حرف آن کسانی را که تصور می‏کنند ملت ما به خاطر پایبندی به مبانی و اصول خود، در دنیا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً. ما دشمن داریم. دشمنان ما یک جبهه‏ی متحدی هستند متشکل از قدرتهای مداخله‏گر و زورگوی عالم. این‏ها وقتی ببینند یک کشوری از مدار آن‏ها خارج شد- کشورهائی که این‏ها به عنوان اقمار خودشان در مدار خود نگه داشته بودند- مثل کشور ایران که با انقلاب اسلامی از مدار آن‏ها خارج شد، سعی می‏کنند با او مقابله کنند، او را بکوبند؛ تحقیر می‏کنند؛ وسائل تبلیغاتیشان هم زیاد است. این معنایش این نیست که ما عزت خودمان را از دست دادیم. نه، در اعماق دل همان کسانی که دشمن اسلام و دشمن جمهوری اسلامی هستند، احترام امام و ملت ایران رسوخ یافته است.
راه این ملت بزرگ ما که پرورده‏ی بیانات امام و هدایتهای امام است، برای رسیدن به اوج اعتلاء و پیشرفت عبارت است از اینکه این عزت ملی را در همه‏ی عرصه‏ها حفظ کند. این ملت می‏تواند به اوج اعتلاء برسد، که وقتی یک ملت قوی شد، اعتلاء مادی و معنوی پیدا کرد، امنیت او هم کامل خواهد شد. یعنی آسیب‏پذیری او از بین خواهد رفت؛ دشمنان دیگر طمع نمی‏کنند. اگر ملت ما می‏خواهد به امنیت کامل برسد، اگر می‏خواهد دشمنان دیگر جرأت تهدید او را پیدا نکنند، باید همین راه را برود. اگر پیشرفت و عدالت را می‏خواهد، همین راه را باید برود. خطر بزرگ برای کشور ما جدا شدن از مردم است؛ جدا شدن از ارزشهای اسلامی است؛ جدا شدن از خط مبارک امام است؛ این‏ها برای کشور ما خطر است. اگر این استخوان‏بندی محکم که انقلاب به وجود آورد حفظ بشود، خیلی از مشکلات را در گوشه و کنار در طول زمان می‏شود ترمیم کرد. نگذارید این استخوان‏بندی محکم شکسته بشود، که اگر شکسته شد، هیچ زخمی هم دیگر درمان پیدا نخواهد کرد، هیچ گوشه‏ی خرابی هم دیگر ترمیم نخواهد شد. استخوان‏بندی مستحکم نظام اسلامی‏ای را که امام آن را به ما یاد داده است، باید حفظ کنیم. من خدا را شکر می‏کنم که در طول این سی سال، ملت ایران و مسئولین کشور توانستند به قدر وسع خودشان این راه را دنبال کنند، تعقیب بکنند. البته کم و زیاد داشته است، افت‏وخیز بوده است؛ در یک دوره بهتر، در یک دوره کمتر، اما این حرکت به طور مستمر ادامه پیدا کرده است تا امروز، و به توفیق الهی به همت شما مردم، بخصوص به همت شما جوانها، این راه همچنان تا پیروزی نهائی ادامه پیدا خواهد کرد.

خدا را شکر می‏کنیم که به برکت اسلام نگذاشت خون شهیدان ما پامال و ضایع شود. خون شهیدان ما ضایع و باطل نشد. این عزتی که امروز شما می‏بینید نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران دارند، به برکت همین خون‏هاست. اینکه در همه‏ی کشورهای اسلامی، قشر عمومی مردم، ملت ایران را تحسین می‏کنند، نظام جمهوری اسلامی را به چشم عظمت نگاه می‏کنند، به برکت این خون‏هاست. این امنیتی که امروز در کشور ما هست، این حرکت عظیمی که امروز به سمت سازندگی این کشور هست، این کارهای بزرگی که انجام گرفته است، این پیشرفت علمی و فناوری، این افزایش تعداد عالم و دانشمند و دانشجو و محقق و پژوهشگر، این‏ها همه به برکت خون شهداست. این بیداری عمومی که امروز کشور و ملت ما دارد، به برکت خون شهداست. خون شهدای شما مثل کیمیا، مثل اکسیر توانست این ملت را، این کشور را متحول کند، رشد بدهد و افتخارش مال شهدای شما و مال خود شماست.

پروردگارا! این جوانان برومند و عزیز را برای کردستان، برای کشور عزیز ایران حفظ کن؛ توفیقات خودت را شامل حال آنان بگردان. پروردگارا! گره‏ها را از کار مردم ما در همه‏ی نقاط کشور و در این نقطه باز کن. پروردگارا! روز به روز عزت ملت ایران را در مقابل ملتهای دیگر و در مقابل زورگویان و قلدران افزایش بده. پروردگارا! ما را بندگان صالح و شایسته‏ی خودت قرار بده؛ آنچه گفتیم و آنچه شنیدیم، به کرمت از ما قبول کن؛ و توفیق عمل به ما ارزانی بدار.

این منطقه این آزمایشهای بزرگ را دیده است. من قصد ندارم از تاریخ بگویم. این‏ها را البته شما، بخصوص نسل جوان باید بدانید. باید آزمونهای بزرگی را که جمهوری اسلامی گذرانده است، این حرکت عظیمی که ملت ایران انجام داد و به اتکاء آحاد ملت ایران این پیروزی بزرگ نصیبشان شد، این‏ها را باید به صورت عبرتهای بزرگ تاریخ، درسهای آموزنده‏ی تاریخ، شما جوانها بدانید، تا بفهمید وزن و مقدار تبلیغاتی که امروز ایادی استکبار در دنیا می‏کنند، چقدر است. من نمی‏خواهم تاریخ بگویم، من می‏خواهم این را بگویم: در سنندج در روز سه‏شنبه، من راجع به عزت ملی حرف زدم. یک ملت باید خود را عزیز بداند و عزیز قرار دهد. باید یک ملت از خواری، از ذلت، به هر وسیله‏ای از سوی هرکسی مبارزه کند و خود را به نقطه‏ی عزت برساند. این عزتی که برای ملت ایران یک ضرورت است و به فضل الهی به وسیله‏ی انقلاب اسلامی زمینه‏ی کامل این احساسِ عزت در ما مردم به وجود آمده است، یکی از عناصرش عبارت است از دل‏بسته و وابسته نبودن به بیگانگان، به دشمنان، به کسانی که در سرنوشت پرشکوه یک ملت مثل ملت ما، آن‏ها هیچ‏گونه احساس سود نمی‏کنند. بنابراین دنبال منافع خودشان هستند و این منافع را در ذلیل کردن، خوار کردن، به استضعاف کشاندن ملتها می‏دانند. باید به این‏ها دل‏بسته نشد.
شما جوانها، اداره‏کنندگان آینده‏ی این کشورید. این کشور مال شماست، آینده متعلق به شماست. جوانان ما این را باید به صورت یک اصل کلی در ذهن داشته باشند که برای اداره‏ی کشور، برای آینده‏ی کشور، نسخه‏های بیگانه‏نوشته را انتخاب نکنند. نسخه‏های اسلامی، نسخه‏های ملی، نسخه‏های بومی را انتخاب کنند. امروز و از سالها قبل، همه‏ی تلاش دولتهای غربی و فعالان تمدن غربی، متوجه این نقطه است که فرهنگ خودشان، دانسته‏های خودشان، بافته‏ها و یافته‏های خودشان را بر ملتها، بر ذهنها تحمیل کنند. ملت عزت‏طلب، ملتی که می‏خواهد مستقل باشد، باید در مقابل این حرکت مقاومت کند.

نظام جمهوری اسلامی یک‏سخن نو را به میدان آورده؛ برخلاف آنچه که تبلیغ می‏کنند و می‏گویند- که این تبلیغ هم باز از سوی دشمنان و مخالفین نظام جمهوری اسلامی است- جمهوری اسلامی دشمن‏تراش نیست، تشنج‏آفرین نیست، دعوا درست‏کن نیست، دنبال دردسر نیست. اگر دردسری وجود دارد، ناشی از طبیعت نظام جمهوری اسلامی است. این طبیعت عبارت است از
نگاه مستقل به مسائل عالم و تحت تأثیر قدرتها قرار نگرفتن در کوچک و بزرگِ مسائل. این از تعالیم اسلام است، این آموزش اسلام است، این هم دستوری است که اسلام به ما داده است. اسلام نخواسته است که ملت مسلمان در جهت‏گیری‏اش، در حرکتش، در سیاستهایش، در تصمیم‏گیری‏هایش تابع مراکزی باشد که مصالح استکباری خودشان و نگاه منفعت‏طلبانه‏ی خودشان را دارند. باید نگاه کند آنچه را که منافع ملت و امت اسلام اقتضاء می‏کند، مسئولان حکومت موظفند آن را رعایت کنند. ما بر این اساس تحت تأثیر سیاستهای قدرتهای مستکبر و مسلط قرار نگرفتیم. در قضایای گوناگون رأی آن‏ها چیزی بود، رأی نظام جمهوری اسلامی چیز دیگری بود. این برای آن‏ها قابل قبول نیست، بنابراین دشمنی را آغاز می‏کنند. نظام جمهوری اسلامی ناچار است از خودش دفاع کند. طبیعت ایستادگی، طبیعت استقلال همین است؛ اصطکاک به وجود می‏آورد. می‏شد ملت ایران هم حکومتی داشته باشند که این حکومت زیر بار زورگوئی‏های این و آن برود. آن‏وقت این اصطکاکها مسلماً وجود نمی‏داشت؛ اما آنچه که وجود نمی‏داشت، فقط این اصطکاکها نبود؛ چیزهای دیگری هم بود که آن‏ها هم دیگر وجود نمی‏داشت: عزت ملی دیگر وجود نداشت، پیشرفت ملی دیگر وجود نداشت؛ همچنانی که در دوران طاغوت دیدیم.
این آماری که من آن روز در میدان بزرگ این شهر گفتم، آمار عبرت‏آموزی است. این استان شما با این همه امکانات، سی سال قبل، تعداد دانشجویش سیصد و شصت و پنج‏تاست؛ طبق آماری که آمار رسمی و محفوظ است. نسبت سواد در استان بیست و نه درصد است. بله، آن روز این مشکلاتی که امروز برای استان تصور می‏شود، نبود؛ اما با این هویت، با این وضعیت، با این ضعف و حقارت. این قابل تحمل است؟ و این را شما تعمیم بدهید به ملت ایران؛ همه جا همین‏جور بود. کتابها و خاطراتی را از دوران طاغوت، کسانی که خودشان جزو آن مجموعه‏ها بودند، نوشته‏اند که انسان وقتی می‏خواند، عرق شرم بر پیشانی‏اش می‏نشیند. بزرگان و تصمیم‏گیران کشور برای انتخاب نخست‏وزیر، برای تصمیم‏گیری در مسائل صددرصد داخلی، برای خطوط اصلی کشور، ناچار بودند سراغ سفیر آمریکا و سفیر انگلیس بروند، استمزاج کنند ببینند آن‏ها مخالف نباشند! این حرفی نیست که مخالفین آن رژیم بخواهند درست کرده باشند؛ نه، حرف‏هائی است که خودِ آن‏ها نوشته‏اند. البته تو همین اسنادی هم که در اختیار ما قرار گرفت، این چیزها وجود داشت و حالا هم صریحاً دارند می‏نویسند.
همین روزها کتابی دست من است دارم می‏خوانم که انسان واقعاً حیرت می‏کند. کو آن غرور ملی؟! کو آن عزت ملی؟! کو آن احساس افتخار به ایرانی بودن؟! کو آن تکیه‏ی به این ملتی که این همه گذشته و میراث تاریخیِ شرافتمندانه دارد؟! هیچ‏کدام در دوران رژیم طاغوت وجود نداشت؛ پهلوی‏ها یک‏جور، قبل از او قاجارها یک‏جور دیگر؛ یکی از یکی بدتر. نظام جمهوری اسلامی این بساطها را به هم زده. بایستی ما این را به عنوان یک حقیقت بدیع، روشن، ارزشمند در نظر داشته باشیم و محاسبات و اقدامها را بر این اساس قرار بدهیم. من احساس می‏کنم نخبگان محترم و عزیز این استان می‏توانند نقشهای مهمی را در این بخش که در واقع یک بخش فرهنگی- سیاسی است، ایفاء کنند.

اسلام برای ساخت یک جامعه‏ی سرافراز و پویا خصوصیاتی را ترسیم کرده و راه رسیدن به آن‏ها را برای ملت مسلمان و امت اسلامی در طول تاریخ تبیین کرده است. یکی از این نشانه‏ها و خصوصیات عزت ملی است؛ عزت. همچنانی که یک فرد مایل است ذلیل نباشد و عزیز باشد، از آرزوهای بزرگ یک ملت هم این است که عزیز باشد و ذلیل نباشد. عزت ملی چیست؟ عزت ملی عبارت است از اینکه یک ملت در خود و از خود احساس حقارت نکند. نقطه‏ی مقابل احساس عزت، احساس حقارت است؛ یک ملت وقتی به درون خود- به سرمایه‏های خود، به تاریخ خود، به مواریث تاریخی خود، به موجودی انسانی و فکری خود- نگاه می‏کند، احساس عزت و غرور کند، احساس حقارت و ذلت نکند. این یکی از چیزهائی است که برای یک ملت لازم است. قرآن در موارد متعددی به این معنا اشاره کرده: «یقولون لئن رجعنا الی المدینة لیخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین و لکنّ المنافقین لا یعلمون». منافقان با خودشان گفتگو می‏کردند که ما عزیزیم و مسلمانها را- که ذلیلند- از مدینه خارج خواهیم کرد! خداوند به پیغمبر وحی فرستاد که این‏ها این‏جور می‏گویند، لیکن نمی‏فهمند و نمی‏دانند؛ آنکه عزیز است مؤمنانند؛ عزت از آنِ خداست و از آنِ پیامبر خدا و از آنِ مؤمنان باللَّه. این یک تابلو درخشانی است که همیشه جلوی چشم امت اسلامی باید قرار داشته باشد؛ «عزت ملی». اگر یک ملتی احساس عزت نکند، یعنی به داشته‏های خود- به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفبای خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود- به چشم حقارت نگاه کند، آن‏ها را کوچک بشمارد و احساس کند از
خودش چیزی ندارد، این ملت به‏راحتی در چنبره‏ی سلطه‏ی بیگانگان قرار می‏گیرد.
استعمارگران از قرنهای شانزده و هفده که وارد سرزمینهای شرق- از جمله سرزمینهای اسلامی- شدند، برای اینکه بتوانند کاملًا کمند اسارت را به دست و پای این ملتها ببندند و آن‏ها را اسیر خود بکنند، شروع کردند آن‏ها را نسبت به گذشته‏ی خود، نسبت به داشته‏های خود، نسبت به مذهب خود، نسبت به آداب خود و نسبت به لباس خود بدبین کردن. این‏ها عبرت‏آموز است؛ کار به جائی رسید که در زمان اوائل مشروطیت در این کشور، یک روشن‏فکر گفت: ایرانی باید از سر تا به پا فرنگی بشود! یعنی دینش را، اخلاقش را، لباسش را، خطش را، گذشته‏اش را و مفاخرش را کنار بگذارد و فراموش بکند، اما فرهنگ غربی، آداب غربی، رسوم غربی، تفکر غربی و روش و منش غربی را بپذیرد! این‏جور اعلان کردند. این فریاد مذلت‏بار را در کشور ما آن کسانی که به دین پشت کرده بودند، سر دادند. معلوم است؛ وقتی یک کشوری همه چیز خود را از دست داد و از درون تهی شد، استعمار انگلیس به‏راحتی می‏تواند بر همه چیز او- نفت او، ارتش او، دارائی او، دستگاه سیاسی او- تسلط پیدا کند؛ کار در دوران پهلوی به جائی رسیده بود که شاه خائن برای اینکه فلان‏کس را بعنوان نخست‏وزیر معین بکند، مجبور بود با سفیر انگلیس- و بعدها با سفیر آمریکا- در میان بگذارد و در واقع از او استجازه کند و اجازه بگیرد. این تاریخ دردبار گذشته‏ی ماست. این ضد عزت ملی است. حکومتهای دیکتاتوری وابسته و فاسد، ملت ایران را از اریکه‏ی عزت فرود آوردند؛ نه علم او را توسعه دادند، نه دنیای او را درست کردند، بلکه آخرتش را هم از او گرفتند و لباس اسارت بر او پوشاندند. انقلاب اسلامی در مقابل یک چنین وضعیتی قیام کرد. در مقابل یک چنین مصیبت بزرگی انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ایستاد و ملت ایران خون خود را در این راه نثار کرد و به پیروزی رسید.
وقتی یک چنین روحیه‏ای در میان مردمی حاکم شد، دستگاه سیاسی آن کشور و آن ملت هم به طور طبیعی نوکرمآب می‏شود: در مقابل مردم خود مثل سگ درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل بره‏ی رام؛ «اسد علیّ و فی الحروب نعامة». همان رضاخانی که بخصوص در نیمه‏ی دوم سلطنتش آن‏جور با مردم خود با خشونت رفتار کرده بود- که مردم جرئت نفس کشیدن نداشتند؛ توی خانه‏های خودشان پدر به فرزند و فرزند به پدر اعتماد نمی‏کرد- در مقابل یک پیغام ساده‏ی انگلیسی‏ها که گفتند «باید از سلطنت کناره بگیری»، مثل موشِ مرده از سلطنت کناره گرفت و از کشور خارج شد! همین طور محمد رضای پهلوی؛ محمد رضای پهلوی در سالهای دهه‏ی چهل و دهه‏ی پنجاه شدیدترین فشارها را بر این ملت و بر مبارزان و بر آزادی‏خواهان- خشن؛ بدون اندک ملاحظه‏ای از مردم- وارد کرد؛ اما همین آدم در مقابل سفیر آمریکا و سفیر انگلیس خشوع و خضوع می‏کرد و از آن‏ها حرف می‏شنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. این حکومت یک ملتی است که از عزت ملی محروم است.
یکی از اساسی‏ترین قلمهائی که انقلاب اسلامی به ما ملت ایران عطا کرد، احساس عزت بود. امام بزرگوار ما مظهر عزت بود. آن روزی که امام علناً فرمود «آمریکا هیچ غلطی نمی‏تواند بکند»، اوج اقتدار سیاسی و نظامی آمریکا در دنیا بود. امام احساس عزت را به این مردم برگرداند و انقلاب احساس عزت را به ملت ایران برگرداند. امروز ایرانی به ایرانی بودن خود و به مسلمان بودن خود افتخار می‏کند. امروز قدرتمندان عالم هم اعتراف می‏کنند که در مقابل ملت ایران، تهدید آن‏ها، قدرت نظامی آن‏ها و تبلیغات سیاسی آن‏ها هیچ تأثیری ندارد؛ ملت ایران راهی را و هدفی را که انتخاب کرد، با قدرت تمام خواهد رفت و به آن هدف خواهید رسید.

آنچه مهم است حفظ این عزت ملی است. برادران و خواهران من! مردم عزیز کردستان و ملت بزرگ ایران! این را همه باید توجه کنیم، این عزت ملی را باید حفظ کنیم. عزت ملی فقط با زبان و با ادعا و با شعار حفظ نمی‏شود؛ امروز اگر ملت ایران عزیز است و در سیاستهای بزرگ جهانی دارای نفوذ است، علتش در ایمان او، و در عمل و ابتکار او، و در اقدام شجاعانه‏ی او، و در وحدت و یکپارچگی اوست. هرکدام از این عوامل را که از دست بدهیم عزت ما دچار تهدید می‏شود. اگر ما وحدت خودمان را از دست بدهیم، اگر ایمان خودمان را از دست بدهیم، اگر روحیه‏ی کار و تلاش خودمان را- که بحمد اللَّه امروز در مجموعه‏ی عظیم ملت، بخصوص در نسل جوان محسوس است- از دست بدهیم، عزتمان را از دست خواهیم داد. این یک نقطه‏ی اساسی برای تحلیل حوادث سیاسی- بخصوص برای جوانها- است.

درست در نقطه‏ی مقابل خواست دشمنان، همه‏ی ما باید در انتخابات حضور فعالی داشته باشیم. انتخابات آبروی ملی ماست؛ انتخابات یکی از شاخصهای رشد ملی ماست؛ انتخابات وسیله‏ای برای عزت ملی است. وقتی ببینند که ملت ایران با شور و باشعور و با درک کامل و آگاهی پای صندوقهای رأی می‏روند، معنایش چیست؟ معنایش این است ملت برای خود حق و توان تصمیم‏گیری قائل است؛ می‏خواهد در آینده‏ی کشور اثر بگذارد و مسئولان کشور و مدیران اصلی کشور را انتخاب کند. انتخاب رئیس‏جمهور یعنی انتخاب رئیس قوه‏ی مجریه و کسی که اغلب امکانات کشور در اختیار اوست. و می‏بینید اگر چنانچه رئیس‏جمهوری شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگی را برای این کشور انجام می‏دهد؛ می‏خواهند این نباشد. من عرض می‏کنم: همه باید اصرار داشته باشید که در انتخابات شرکت کنید. به نظر من مسئله‏ی اول در انتخابات، مسئله‏ی انتخاب این شخص یا آن شخص نیست؛ مسئله‏ی اول، مسئله‏ی حضور شماست. حضور شماست که نظام را تحکیم می‏کند، پایه‏های نظام را مستحکم می‏کند، آبروی ملت ایران را زیاد می‏کند، استقامت کشور را در مقابل دشمنی‏ها زیاد می‏کند و دشمن را از طمع ورزیدن به کشور و از فکر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف می‏کند. این یک مسئله‏ی بسیار مهم است؛ پس مسئله‏ی اول، شرکت در انتخابات است.

مشکل ملت ایران با آمریکا مشکل کارهای امروز نیست؛ مشکل پنجاه و چند سال موذی‏گری و خباثت از سوی آن رژیم نسبت به ملت ایران است؛ از سال 1332 تا امروز. سالها پیش از انقلاب، بخصوص از وقتی نهضت امام (رضوان اللَّه علیه) و نهضت روحانیت شروع شد تا پیروزی انقلاب، آنچه خواستند علیه ملت ایران توطئه کردند، ضربه زدند، خیانت کردند، فشار وارد آوردند و انواع و اقسام شیوه‏های مستکبرانه را با این ملت به کار بردند. بعد از پیروزی انقلاب- الآن، سی سال است- هیچ روزی نبوده است که آمریکا نسبت به ملت ایران نیت خیری داشته باشد؛ از کارهای گذشته‏ی خودش عذرخواهی بکند؛ صادقانه دست از استکبار و طمع‏ورزی نسبت به ملت ایران بردارد. مسئله‏ی ما با آمریکا این نیست که حالا بر سر دوتا موضوع جهانی یا بین‏المللی یا منطقه‏ای باهم اختلاف نظر داریم، برویم بنشینیم با مذاکره حل کنیم. مسئله مثل مسئله‏ی مرگ و زندگی است؛ مسئله‏ی هست و نیست است. این نکته‏ی دوم، که این را شما جوان‏ها بدانید؛ ما اهل ستیزه‏گری نیستیم؛ اما اهل حفظ هویت خود، استقلال خود، عزت خود هستیم. هرکسی که عزت ملت ایران را بخواهد پایمال کند، ملت ایران را تحقیر کند، بخواهد دست سلطه را بر این ملت دراز کند، ملت ایران با غیرت خود، با ایمان خود این دست را قطع می‏کند.

نام مبارک شهیدان و نام‏گذاری یک‏روز از هفته دفاع مقدس به یاد پرخاطره آنان، حامل مضمونی بزرگ است. این کار نمادین بدین معنی است که هیچ ملتی بدون فداکاری قادر نخواهد بود از هویت و عزت و ناموس ملی خود و از ارزش‏ها و باورها و حقوق خود دفاع کند. گریز از عرصه‏هائی که زورگویان و مستکبران جهان بر ملت‏های آزاده تحمیل می‏کنند، سرانجامی جز تحقیر شدن و آنگاه گرفتار شدن در چنبره ستم و تجاوز انسان نخواهد داشت.

مسئله‏ی اعاده‏ی عزت ملی و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده‏طلبی سیاستهای دیگران و ترک شرمندگی در مقابل غرب و غرب‏زدگی را هم انسان در این دولت احساس می‏کند؛ عزت ملی و استقلال حقیقی و معنوی از اینجا حاصل می‏شود. استقلال به این نیست که انسان شعار استقلال بدهد یا حتی مثلًا در زمینه‏های اقتصادی هم به یک رشد بالایی دست پیدا کند؛ نه، استقلال این است که یک ملت به هویت خود و به عزت خود معتقد و برای او اهمیت قائل باشد، برای حفظ او تلاش و کار کند و در مقابل متعرضین و مستهزئین، شرمنده‏ی اظهارات و جایگاه خود نباشد.

ملت ایران می‏خواهد زیر بار قدرت استکبار نباشد؛ می‏خواهد منافع خود را قربانی منافع استکبار نکند. آنچه که استکبار جهانی- و امروز در رأس همه امریکا- دنبال آن هستند، درست نقطه‏ی مقابل همین مسئله است.
آن‏ها هدفشان این است که منابع ملتها، عرصه‏ی زندگی ملتها و امکانات ملتها را به نفع خودشان مصادره کنند؛ همه‏ی داعیه‏ها و شعارهای به‏ظاهر انسانی آن‏ها دروغ محض است و هدف واقعی همین است. لذا اگر یک ملتی بخواهد واقعاً مستقل زندگی کند- نه «فریب استقلال»؛ مثل بعضی از کشورها که ظاهرشان مستقل است، اما در واقع استقلال یک فریب است و در باطن توی مشت ابرقدرت‏ها هستند- آبش با ابرقدرت‏ها به یک جو نخواهد رفت.
خب، یک چنین چالشی در مقابل ملت ایران قرار دارد. ملت ایران اگر بخواهد در این چالش موفق بشود و عزت خود و استقلال خود را بدست بیاورد، احتیاج به اراده‏ی مستحکم و قدم استواری دارد؛ بحمد اللَّه در این دو سه دهه‏ای که بر عمر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی گذشته است، ملت ایران ثابت کرده است که در مقابل قدرتهای متجاوز و زورگو و زیاده‏طلب، محکم ایستاده است.
این ایستادگی- که عزّت ملت ایران و عزّت اسلام است- با توکل به خدای متعال، با استمداد از قدرت الهی، با اتکاء به خدا و اتکال به پروردگار، می‏تواند ادامه پیدا بکند. ابرقدرت‏ها خصوصیتشان همین است که سعی می‏کنند ملتها را با ارعاب، با تهدید و با ترساندن، از میدان خارج کنند؛ می‏دانند که با ملتها نمی‏شود کشتی گرفت.

امروز ملت ایران با عزت و صلابت در مقابل مستکبرین ایستاده است و آن‏ها کاری نتوانسته‏اند بکنند. آنچه توانستند، در شرق و در غرب کشور ما تلاش کردند، شاید بتوانند کشور را محاصره کنند. با هوشمندی ملت ایران و با ایمان ملت ایران و انسجام ملت ایران بحمد اللَّه کار استکبار- کار دشمنان ملت ایران در شرق و غرب مرزهای ما- به اقتدارِ هرچه بیشتر جمهوری اسلامی منتهی شد که امروز خودشان هم به آن اعتراف می‏کنند.

یاد امام، یادآور عزت ملت ایران و بیداری ملت ایران است؛ یادآور اسوه شدن و قدوه شدنِ ملت ایران برای همه‏ی امت اسلامی و ملتهای مستضعف است. یاد امام نیروبخش است؛ امیدبخش است. این یاد را باید زنده نگه داشت و راه امام و خط امام و انگشت اشاره‏ی امام و نشانه‏هائی را که امام برای پیمودنِ این راه قرار داده است، باید قدر دانست؛ از همه بیشتر جوانها و مسئولین کشور باید به مسئله‏ی توصیه‏های امام و وصیت‏نامه‏ی امام به چشم یک دستورالعمل نگاه کنند.
امروز قوای ثلاثه و مسئولان گوناگون کشور- اعم از نظامی و غیر نظامی و سیاسی و اجتماعی و خدماتی- باید دستورالعمل کار خود را همین وصیت‏نامه‏ی امام و راهنمائیهای امام قرار بدهند. عزت ملت ایران، امنیت پایدار ملت ایران، رشد و توسعه‏ی مادی ملت ایران، اعتلای معنوی و اخلاقی ملت ایران، در گرو عمل کردن به این توصیه‏هاست.
پروردگارا! تو را به ارواح طیبه‏ی شهیدان و ارواح طیبه‏ی امامان بزرگوار سوگند می‏دهیم ملت ایران را در پیمودن این راه موفق بدار؛ روز به روز عزت ملت ایران را بیشتر کن. پروردگارا! از این اجتماع و از دلهای ملت ایران و از دل و زبان ما هدایای معنوی برای روح مطهر امام بزرگوار ما ببر؛ رحمت و مغفرت و فضل خود را بر روح مبارک امام نثار بفرما. پروردگارا! شهیدان که پیشروان این راهند، با اولیائت محشور بگردان.

آنچه امروز در درجه‏ی اول برای ملت ایران مطرح است، تمسک به اسلام است. همه‏ی خیرات و برکاتی که یک ملت آرزومندِ داشتن آن‏هاست، به برکت اسلام برای یک ملت حاصل می‏شود. ما برای اینکه آزادی به دست بیاوریم، استقلال به دست بیاوریم، رفاه عمومی به دست بیاوریم، پیشرفت علمی به دست بیاوریم، پیشرو بودن در میدانهای گوناگون بشری را به دست بیاوریم، اوج عزت را برای خودمان- به عنوان ملت ایران- فراهم بکنیم، راه منحصربه‏فردِ امروز ما عبارت است از تمسک به اسلام. اسلام همه‏ی این‏ها را در تعالیم خود، در بطن خود، برای یک ملت به ارمغان می‏آورد. تمسک به اسلام، امروز بزرگترین راه است برای ملت ایران.

ملت ایران در طول این سی سال، مشکلاتی را هم متحمل شده‏اند؛ ولی عزّت ملی هزینه دارد؛ هیچ کشوری بدون دادن هزینه‏ی لازم، به عزت ملی، به استقلال ملی و به هویت برتر خود، دست پیدا نمی‏کند؛ باید هزینه‏اش را پرداخت. ملت ما این هزینه را پرداخته است و بازهم خواهد پرداخت. من خطاب به این ابرقدرت‏ها و عمال آن‏ها که چشمهایشان را می‏بندند، واقعیات را نمی‏بینند و دهانهاشان را باز می‏کنند به تهدید کردن و عربده کشیدن، به آن‏ها می‏گویم: تهدید، ملت ایران را وادار به عقب‏نشینی نمی‏کند. تهدید نمی‏تواند ملت ما را از این راهی که در پیش گرفته است منصرف بکند: راه به سوی کمال، راه به سوی عزت کامل، راه به سوی استقلال کامل، راه به سوی پیاده شدن کامل ارکان دین در این کشور که اسلام عزیز بتواند همه‏ی مشکلات ما را برطرف بکند. این راهی است که ملت ایران در پیش گرفته و از این راه منصرف نخواهد شد. دشمن نمی‏تواند با تهدید کاری بکند. این روزها باز صدای تهدیدشان بلند شده است: امریکا و صهیونیستها یک‏جور، بعضی از دولتهای اروپائی هم جاهلانه و ناخردمندانه، دنباله‏روِ امریکا! مگر ملت ایران را تجربه نکردید؟ مگر این ملت عظیم و مقاوم را نیازمودید؟ ما راه خودمان را با قدرت ادامه خواهیم داد و نمی‏گذاریم مستکبران عالم، حق این ملت را پایمال کنند. این تکلیف ما، وظیفه‏ی ما و حق این ملت عظیم است که ما باید به مقتضای مسئولیتمان، این حق را ادا کنیم؛ باید نگذاریم دشمن با شیوه‏های گوناگون، با روشهای مختلف، با جنگ روانی و با انواع و اقسام حیله‏ها و ترفندها حق این ملت را پامال کند و به فضل پروردگار نخواهیم گذاشت.

حقیقتاً افتخار دارد که انسان عزیزش را و جوانش را در راه خدا بدهد و بداند که خدای متعال را با این کار خشنود کرده است؛ «صبرا و احتسابا»، پای خدا حساب کند. بداند که این عزیزی که در راه خدا داد، یک سنگری بود که در مقابل هجوم دشمنان به عزّت و به استقلال این ملت، برافراشته شد. هرکدام از شهدای شما یک سنگرند؛ این افتخار دارد؛ جانبازان هم همین‏جورند. جانبازان هم شهدای زنده‏اند؛ شما جانبازان عزیز هم مثل شهدا هستید؛ شهید هم همین ضربه‏ای را که جانباز تحمل کرده است، او هم تحمل کرده؛ سرنوشت او پرواز و رفتن بود، سرنوشت این فعلًا ماندن. خانواده‏ی شهدا، پدر و مادر شهید، همسر شهید، فرزندان شهید، برادران و خواهران و خویشاوندان شهید، پدران و خواهران و همسران جانبازان باید افتخار کنند.

هدف ملت ایران- که از هرکسی که سؤال می‏کردیم، به زبانهای گوناگون این هدف را می‏گفت- این بود که بتواند در سایه‏ی اسلام، استقلال و آزادی به دست بیاورد. این شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که در دوران انقلاب رائج بود، حرف دل مردم بود و مردم این را می‏خواستند. مردم می‏دیدند که این کشورِ با این عظمت، حکامش و زمامدارانش استقلال رأی ندارند؛ تابع بیگانه و تابع قدرتهای مستکبرند و طوق اطاعتِ آن‏ها را به گردن انداخته‏اند؛ در مقابلِ آن‏ها ضعیف و غیر مستقل، اما نسبت به مردم خودشان سخت‏گیر، متفرعن و با آن‏ها با فشار و سخت‏گیری و زور رفتار می‏کردند؛ شلاق را بر گُرده‏ی این مردم می‏کوبیدند و به آن‏ها اجازه‏ی انتخاب نمی‏دادند. در طول سالهای مشروطیت و تا قبل از انقلاب اسلامی، هرگز اتفاق نیفتاد که این مردم با شوق، با رغبت و با معرفت به پای صندوق رأی بروند و کسی را انتخاب کنند. انتخاب معنی نداشت: حکومت، حکومت موروثی؛ مسئولان و زمامداران، سفارش‏شده‏ی قدرتهای بیگانه؛ مجلسی که به نام مجلس شورا از مشروطیت بوجود آمده بود، مجلس دست نشانده و غیر منتخب مردم! مردم هم اسیر و دستخوش تصمیم‏هائی بودند که این مجموعه‏ی غیر مسئول و غیر متعهد برای آن‏ها می‏گرفتند. مردم خواستند استقلال بدست بیاورند، آزادی داشته باشند، عزت ملی‏شان را تأمین کنند، سعادت و رفاه دنیوی و سربلندی معنوی و اخروی را بدست بیاورند؛ این آرزوی مردم بود و وارد این میدان شدند.

هزینه‏ای که ملت ایران پرداخت کرد هشت سال جنگ تحمیلی بود؛ این هزینه‏ی استقلال‏طلبی و آزادی‏طلبی و عزت‏طلبی ملت ایران بود؛ ملت ایران آن را پرداخت کرد و خم به ابرو نیاورد. هشت سال جنگ را تحمل کرد، چون این هزینه‏ی دست یافتن به استقلال ملت و قدرت ملی و افتخار ملی بود. قربانیان تروریسم کور دهه‏ی شصت در این کشور، هزینه‏ی دیگری بود که ملت ایران پرداخت کرد. از اول انقلاب تا امروز تحریمهای اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی که بر ملت ما تحمیل کرده‏اند، هزینه‏هایی بود که ملت ایران پرداخت کرد. همین حالا که من با شما صحبت می‏کنم، دو سال است که قدرتهای استکباری مرتب تهدید می‏کنند که ما ملت ایران را تحریم می‏کنیم و محاصره می‏کنیم! انگار تا حالا این کار را نکرده‏اند.

راز ارزش کارگر در یک جامعه، علاوه‏ی بر این معنای الهی و اسلامی و معنوی، در یک امر بسیار مهم دیگری هم نهفته است و آن این است که استقلال یک کشور، وابسته‏ی به کار است. هیچ کشوری و هیچ ملتی با بیکارگی و تن‏پروری و بی‏اعتنائی به کار به جائی نخواهد رسید. ممکن است از یک بخش الهی یا غیر الهی- مثل نفتی، چیزی- درآمدی داشته باشند، زندگی را به حسب ظاهر خوش بگذرانند، محصولات خارجی بیاید فضای زندگی آن‏ها را پر کند؛ اما استقلال نخواهند داشت. عزت یک ملتی که دارای استقلال است، جز به وسیله‏ی کار به دست نخواهد آمد. ارزش کار این است. ما با این چشم به کارگر نگاه می‏کنیم؛ ما با این چشم، بوسیدن دست کارگر را یک ثواب می‏دانیم. هرکسی دست یک کارگر را ببوسد، یک حرکت صواب و صحیح انجام داده است؛ برای اینکه یک وسیله برای استقلال ملت خود و کشور خود را تجلیل کرده است. کار، این‏قدر ارزش دارد.

امیدواریم دعای ولی‏عصر (ارواحنا فداه) و توجهات آن بزرگوار شامل حال شما باشد، شامل حال همه‏ی ملت ایران باشد و خدای متعال إن شاء اللَّه روز به روز بر عزت ملت ایران و بر استقلال این کشور بیفزاید و برکاتش را بر جامعه‏ی کارگری و بر مجموعه‏ی فعالان این کشور روز به روز زیادتر کند.

سلطه‏پذیری به معنای تسلیم شدن و تشویق کردن سلطه‏گران است. آن ملتی که می‏نشیند تا بیایند و منابع او را غارت کنند و بر سرنوشت او مسلط بشوند، دارد سلطه‏گران را تشویق می‏کند و به دست خود گور خود را می‏کند. از لحاظ اخلاقی، سلطه‏گری و استثمار یک کشور و تسلط ظالمانه‏ی بر یک کشور، تحقیر ملتها و سلب هویت آن‏هاست. ملتها وقتی زیر سلطه قرار گرفتند، فرهنگ خود و هویت خود و شخصیت خود را بتدریج از دست می‏دهند و آن عزت ملی و غیرت عمومی و مردمی و ملی از آن‏ها گرفته می‏شود. از لحاظ سیاسی، سلطه‏گری یعنی سرنوشت یک ملت را در دست گرفتن. همچنانی که در دوران طاغوت، امریکائیها و رژیم امریکا بر کشور ما سلطه داشتند و ملت هم هیچ‏کاره بود؛ یک مستبدی را بر سر کار گذاشته بودند و با فرمان او و پشت سر او این ملت را تحت سلطه قرار داده بودند و در امور داخلی این ملت دخالت می‏کردند: نصب می‏کردند، عزل می‏کردند، خط مشی برای دولت تنظیم و تعیین می‏کردند، نخست‏وزیر می‏آوردند، نخست‏وزیر می‏بردند، حتی در تعیین وزراء و در تعیین فرماندهان ارتش دخالت می‏کردند. از لحاظ اقتصادی هم سلطه‏گری یعنی غارت منابع یک کشور یا معطل گذاشتن منابع یک کشور. این نتائج سلطه‏گری است.

امروز پیام انقلاب اسلامی در سطح، گسترده و در عمق، ریشه گرفته است. امروز ملتهایی که به شما ملت ایران با چشم اعجاب و تحسین نگاه می‏کنند، فقط به ملتهای همسایه منحصر نمی‏شوند؛ ملتهایی که بزرگان نظام جمهوری اسلامی و مسئولان و رؤسای ما را مورد عشق و محبت خود قرار می‏دهند، فقط به همین اطراف ما منحصر نمی‏شوند؛ آوازه‏ی انقلاب اسلامی و ایستادگی ملت ایران و پایبندی این ملت به اصول و ارزشهای خود، مناطق بسیاری از دنیا را فراگرفته است؛ این گسترش در سطح. در عمق هم جمهوری اسلامی توانسته است کشور را از لحاظ علمی، از لحاظ فناوری، از لحاظ اجتماعی، از لحاظ خدمات عظیم و انبوه به آحاد مردم، پیش ببرد. حجم خدماتی که دولتها در طول این بیست و نه، سی سال انجام داده‏اند، قابل مقایسه با مدتهای مشابه در دوران طاغوت نیست؛ یک خیزش عظیم در حرکت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در ایران انجام گرفته است. عزت ملی کشور ما و ملت ما امروز زبانزد است؛ در پیشرفتهای علمی، این کشوری که در رده‏های آخر دنیا قرار داشت، در بسیاری از رشته‏ها در رده‏های اول است. می‏بینید جمهوری اسلامی از هشت کشور جهان، نه کشور جهان، ده کشور اول جهان، در مواردی جلو افتاده است یا به آن‏ها رسیده است؛ راهی را که آن‏ها در طول سالهای طولانی طی کرده‏اند، ملت ایران با همت جوانانش و با استعدادش، توانسته است در بخشی از مسائل طی کند. افق هم روشن، و آینده در چشم مردم ایران آینده‏ی امیدبخشی است؛ این پیشرفت ملت ایران است.

اما در مورد سال 87 که اکنون آغاز می‏شود، چشم‏انداز و امیدهای ما بسیار روشن و متعالی است. در این سال نظام مقدس جمهوری اسلامی سی‏سالگی خود را تمام می‏کند و سه دهه را پشت سر می‏گذارد. در این سه دهه، ملت ایران و مسئولین تلاشهای بسیار باارزشی انجام دادند: در دفاع از کشور، در دفاع از استقلال و عزت ملی و در پیشرفتِ به سمت اعتلای علمی و عملی. در طول این سالهای متمادی، ملت ایران بر آن بود که عقب‏ماندگیهای سالهای طولانی گذشته‏ی پیش از انقلاب را جبران کند و موفقیتهای بزرگی هم در این راه به دست آورد. آنچه در طول این سالهای متمادی انجام گرفته است، در تاریخ ملت ایران کارهای برجسته و إن شاء اللّه ماندگاری خواهد بود.

خوشبختانه مسئولین کشور عزت ملی را کاملًا در نظر دارند و می‏دانند که در مقابل زیاده‏خواهی دشمنان، راه نجات تسلیم شدن و عقب‏نشینی کردن نیست؛ اگر دشمن زورگویی و زورگیری می‏کند، باید در مقابل دشمن ایستاد و پیشرفت کرد. علاج ملت ایران در کسب اقتدار است؛ این اقتدار فقط به معنای اقتدار نظامی نیست؛ باید اقتدار علمی، اقتدار اقتصادی، به دست آوردن قدرت اخلاقی و اجتماعی و بالاتر از همه‏ی این‏ها اقتدار معنوی و روحی- که از اتکال به خداوند متعال برای یک ملت حاصل می‏شود- هم کسب کنیم. اگر بخواهیم در صحنه‏ی قدرت‏یابی ملت ایران پیش برویم و به هدفهای خود دست پیدا کنیم، ملت و دولت باید به یکدیگر دست دوستی و همکاری کامل بدهند؛ همچنانی که بحمد اللّه ملت همواره پشتیبان مسئولان بوده است، باید این پشتیبانی- هرچه بیشتر- ادامه پیدا کند و ملت و دولت با یکدیگر همکاری کنند. قشرهای گوناگون ملت ایران، قشر عالمان و فرزانگان و محققان، قشر دانشجویان، قشر کارگران و کشاورزان، قشر سرمایه‏گذاران و کسانی که قادرند با سرمایه‏گذاری خود ملت را به پیش ببرند، مدیران بخشهای گوناگون مؤسسات دولتی و غیر دولتی، همه‏ی این‏ها باید احساس بکنند که بار سنگین پیشرفت کشور بر دوش آن‏هاست و تکلیفی است الهی و مردمی و نتائج انجام این تکلیف عاید همه خواهد شد و همه- و بیش از همه، خود آن کسانی که این تکلیف را به بهترین وجهی انجام داده‏اند- از آن سود خواهند برد.

لازم می‏دانم از همه‏ی جریانهای سیاسی که با احساس مسئولیت در این آزمون بزرگ شرکت کرده‏اند، و نیز از مجریان و ناظران انتخابات که با تلاش طاقت‏فرسا، بار این مسئولیت قانونی را بر دوش کشیدند و با صداقت و امانت، آراء مردم را صیانت نمودند، و از رسانه‏ی ملی که با هنرمندی و ابتکار، فضای حماسه و حضور را رونق بخشید، و از متصدیان نظم و امنیت که آسایش ذهنی مردم را تأمین کردند، و از دیگر رسانه‏ها که به هرچه بهتر برگزار شدن انتخابات کمک کردند، و از نامزدهای رأی آورده و یا رأی نیاورده و سرانجام از نمایندگان مجلس هفتم که دوره‏ی نمایندگی را در خدمت مردم گذرانیدند، صمیمانه سپاسگزاری کنم. امید است با کمک و توفیق الهی و با توجهات حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه مجلس هشتم با احساس بار مسئولیت دینی و انقلابی خود، به پیشرفت روزافزون کشور و عزت ملی و شاداب‏تر کردن جمهوری اسلامی نائل گردد إن شاء الله.

ارزشهای انقلاب در درجه‏ی اول، استحکام ایمان و دیانت در دلهاست- که منشأ همه‏ی کارها و مجاهدتها این است- عدالت اجتماعی است، مبارزه‏ی با فساد است، آزادی مردم در انتخاب است، عدم تحمیل آراء فردی و حزبی و دولتی و غیره بر مردم است، که مردم آزادانه فکر کنند، آزادانه عمل بکنند؛ در چارچوب مقررات اسلامی. مردم‏سالاری دینی‏ یعنی این. این‏ها ارزشهای انقلاب و مبانی انقلاب است. لذا شما که می‏خواهید بروید پای صندوق رأی و رأی بدهید، هدفتان این باشد که یک مجلسی تشکیل بشود پایبند به همین مبانی انقلاب و ارزشهای انقلاب. نماینده، متدین، امین، معتقد به عدالت اجتماعی- استقرار عدالت در سرتاسر کشور- متنفر از فساد در هر بخشی و در هر طبقه‏ای از طبقات مسئولین، معتقد به عزت جمهوری اسلامی؛ مجلس باید یک چنین مجلسی باشد. ما هفت دوره مجلس شورای اسلامی را گذراندیم. در مجلس شورای اسلامی گاهی اتفاق افتاده است که کسانی آمده‏اند که با اسم «اسلامی» برای این مجلس مخالفت کرده‏اند! در دوره‏ی اول که بحث این بود که اسم مجلس چه باشد- که آمده بود «مجلس شورای اسلامی»- یک عده‏ای ایستادند که نه، «اسلامی» نباشد! خوب، این نماینده‏ی ملت ایران نیست. ملت ایران برای اسلام این فداکاریها را کرده است. ملت ایران عظمت خود را، عزت خود را، اقتدار خود را، آسایش و رفاه خود را در اسلام جستجو می‏کند. یک عده‏ای پیدا شدند که با اسم «اسلامی» برای مجلس مخالفت کردند! خوب، این مطلوب نیست. یا یک کسانی در یک مجلس دیگری پیدا شدند، تصمیم گرفتند برطبق خواسته‏ی مخالفین که می‏گفتند بساط انرژی هسته‏ای را جمع کنید، در کشور قانون بگذرانند که دولت را الزام کنند که دنبال انرژی هسته‏ای نرود! این هم بود در یکی از مجالس ما. این چیزی نیست که ملت ایران آن را بخواهند. اما در همین مجلس هم- همین مجلسی که الآن بر سر کار هست- قانون گذراندند و دولت را موظف کردند که بایستی انرژی هسته‏ای را دنبال کند و موانع سر راه را برطرف کند. همه جور داشتیم.

امیدواریم خدای متعال کمک کند به ما ملت ایران و آحاد مردم عزیزمان در شهرهای مختلف- چه در تهران، چه در استانهای گوناگون و شهرهای مختلف؛ چه در نقاط روستاها و مناطق دورافتاده- که همه إن شاء اللَّه بتوانند در این انتخابات با شور و شوق، با انگیزه و با قصد قربت شرکت کنند و إن شاء اللَّه محصول این شرکت عمومی، اولًا عزت ملت ایران و هیبت ملت ایران در چشم دشمنان بشود و جلو فتنه‏انگیزیهای دشمنان را بگیرد، ثانیاً یک مجلس کاملًا مفید برای ملت و نافع برای رسیدن به آرمان‏های انقلاب و ارزشهای انقلاب به وجود بیاید و إن شاء اللَّه کمک حضرت بقیة اللَّه (ارواحنا فداه) شامل حال همه‏ی ما باشد و ارواح مطهر شهدا و روح مطهر امام که این راه را جلو ما ملت ایران باز کرد، إن شاء اللَّه با پیغمبر و اولیائش محشور باشد.

امیدواریم که خداوند متعال در این انتخابات هم به ملت ایران این توفیق را عطا کند که بتوانند آن وظیفه‏ی بزرگ خود را انجام بدهند و امیدوارم خداوند متعال روز به روز بر عزت ملت ایران بیفزاید و شما مردم عزیز را از موهبت خود و از تفضلات خود برخوردار کند.

ما به موازات پیشرفتهای گوناگون علمی و سیاسی و افتخارات و عزت ملی که بحمد اللَّه به برکت مواضع انقلاب، ملت ما به دست آورده- در سطح منطقه و در سطح جهانی- به احساس امنیت عمومی در جامعه نیازمندیم. یک ملت مثل یک فردی است که موفقیت او، حسادتها را برمی‏انگیزد. آن کسی که یک موفقیتی پیدا می‏کند، ضمن اینکه خدا را شکر می‏گوید، باید مراقب حسادتها باشد. ملت هم همین‏جور است. کسانی هستند، بدخواهانی هستند که علاوه‏ی بر مسئله‏ی حسادت، از پیشرفت ملت ایران ناراحتند؛ برای خاطر اینکه منافعی که برای خودشان در این منطقه تعریف کردند، با پیشرفت ملتها- پیشرفتهای علمی و سیاسی- سازگار نیست. خوب، این‏جور عناصر، این دشمنان، این حسودان، این بدخواهان و بددلان بیکار نمی‏مانند. و از جمله‏ی نقطه‏های آسیب برای هر کشور و ملتی، مسئله‏ی امنیت است؛ شما باید خیلی بهوش باشید. راه‏ها بحمد اللَّه کوبیده شده، هموار شده؛ می‏توانید پیش بروید.

جنگ هشت‏ساله یکی از هزینه‏هائی بود که ملت ایران داد؛ اما در مقابل استقلال خود را گرفت؛ عزت خود را گرفت. امروز ملت ایران و جوانان ایران در دنیای اسلام و در بسیاری از کشورهای دیگر برای ملتها و برای روشن‏فکران الهام‏بخشند. امروز احترام ایران و اعتبار ایران در دانشگاههای سراسر دنیای اسلام از همه‏ی کشورها بیشتر است. به خاطر همین اراده‏ای که ملت ایران از خود نشان داد و سرنوشت خودش را عوض کرد.

سپاس فراوان از ملت ایران به خاطر راه‏پیمائی روز قدس است. حقیقتاً باید گفت: درود بر ملت ایران! عظمت ملی خود را، عظمت جایگاه اسلامی خود را، عزت خود را به دنیا نشان دادید. نقش این راه‏پیمائی‏ها بسیار زیاد است. استعمارگران از وقتی فلسطین را اشغال کردند، هدفشان این بود که نام و یاد فلسطین را به فراموشی بسپرند؛ اصلًا مردم دنیا و نسلهای بعدی فراموش کنند که روزی یک سرزمینی در دنیا بوده است، یک کشوری بوده است به اسم فلسطین؛ هدفشان این بود. بعد که نتوانستند و این قیام عظیم ملت فلسطین- چه در انتفاضه‏ی اول و چه در انتفاضه‏ی مسجد الأقصی- بار دیگر این شعله را در دنیا برافروخته کرد و دلهای ملتها و آحاد مردم و منصفان عالم را به خود متوجه کرد، راه علاج را این دانستند که مجموعه‏ی عرب فلسطینی را در گوشه‏ای از این سرزمین، در واقع زندانی کنند؛ محصور کنند و کشور آباد پرنعمت فلسطین و منطقه‏ی حساس فلسطین را به طور خالص در اختیار صهیونیستها و با هویت صهیونیستی نگه دارند و عربها را به طرف غزه و ساحل غربی برانند.

حرکت علمی برای کشور ما یک ضرورت مضاعف است؛ یک نیاز مضاعف و مؤکد است. نیاز است؛ چرا؟ چون علم، عامل عزت و قدرت و امنیت یک ملت است- که مختصراً توضیح خواهم داد- مضاعف و مؤکد است؛ چرا؟ چون به این وظیفه، در طول صد سال از بهترین زمانها عمل نشده؛ از دوران اواسط قاجار که نهضت علمی و نهضت صنعتی دنیا اوج گرفته و شکوفا شده بود- از اواسط نیمه‏ی دوم قرن نوزدهم- و علم در شکل استعمار خودش را نشان داده بود؛ غرب با دستیابی به ابزار علم، مشغول استعمار دنیا شده بود. از آن روز- تقریباً صد سال یا بیشتر- که وقت بیداری و هوشیاری ما بود، این وظیفه‏ی بزرگ، وظیفه‏ی رشد دادن علمی کشور، به دلائل گوناگون تعطیل و متوقف شد. عمده دلیل هم عبارت بود از: حاکمیت استبداد، حاکمیت طاغوتها، حاکمیت سلاطین دست نشانده، ضعیف و زبون. ما وارث این عقب‏ماندگی هستیم. لذا تلاش ما باید مضاعف باشد. پس، یک نیاز است و این نیاز مؤکد و مضاعف است.

دشمنان اصلی ملت ایران- شبکه‏ی صهیونیستی و رژیم صهیونیستی و رژیم امریکا، بخصوص این مجموعه‏ای که امروز در امریکا بر سر کار هستند، دشمنان اصلی ملت ایران و راه ملت ایران هستند- روز به روز در دنیا بدنام‏تر و از عواطف ملتهای مسلمان منزوی‏تر شده‏اند؛ بلکه حتّی در بین ملتهای غیر مسلمان هم منزوی‏ترند. امروز امریکا یکی از منفورترین کشورها در همه‏ی دنیاست؛ هرجا نظرخواهی می‏کنند، نتیجه این است. و نظام جمهوری اسلامی به برکت ایستادگی ملت ایران، به برکت شعار عدالت و مردم‏دوستی- که بحمد اللَّه امروز در این کشور، این شعار بر زبان دولتمردان به طور دائم وجود دارد- در چشم ملتهای مسلمان عزیز است. ملتهای مسلمان این راه را پسندیدند و کم‏وبیش تا آنجایی که توانسته‏اند در این راه حرکت کرده‏اند؛ البته شرائط ملتها مختلف است. شما وقتی نگاه کنید به ملتهای مسلمان منطقه‏ی ما و کشورهای اسلامی، می‏بینید همه‏ی این ملتها به نحوی این راه جمهوری‏ اسلامی و راه ملت ایران را مورد تأیید و حمایت معنوی خودشان قرار داده‏اند؛ از آن تمجید کرده‏اند و قدمی یا قدمهائی در این راه حرکت کرده‏اند و پیش رفته‏اند؛ این، آن چیزی است که استکبار جهانی را خشمگین می‏کند. راه موفقیت هم ایستادگی در این راه است. این را بدانند همه‏ی آحاد ملت ایران که راه نجات، راه موفقیت، راه دست یافتن به آرمان‏های بزرگ یک ملت- که عزت و رفاه و اوج افتخارات ملی و فرهنگی و همه‏جانبه است- فقط وابسته به این است که این ملت از دشمنان خود واهمه نکند، راه خود را بشناسد و این راه را با استقامت و پایداری تمام به پیش برود.

امام ابرقدرت‏ها را خوب شناخته بود؛ با قدرتهای سلطه‏گر و تجاوزگر نمی‏شود با التماس حرف زد. تا وقتی شما التماس کنید، عقب‏نشینی کنید، نرمش بخرج بدهید، طبیعت سلطه‏طلب این است که مُشتهای خود را گره‏تر می‏کند، تهدید خود را جدی‏تر می‏کند، چهره‏ی خود را خشمگین‏تر می‏کند و جلوتر می‏آید. حق را با ایستادگی باید گرفت. ملت ایران به حقِ استدلال خود دست یافت، عزت خود را تأمین کرد، مرزهای خود را امن کرد، یک حکومت باثبات در کشور به برکت همین ایستادگی، به برکت همین مجاهدت به وجود آورد؛ احساس قدرت کرد.

امروز دستگاه امپراطوری خبری و رسانه‏ای دشمن، سعی می‏کند تصویر مخدوش و غلطی را از ملت ایران و جمهوری اسلامی منعکس کند؛ اما تصویر واقعی این است: ملت ایران در برابر همه‏ی تهدیدها و چالشهائی که در این بیست و هشت سال با آن مواجه بود، پیروز شد؛ ملت ایران در مقابل همه‏ی فشارهای گوناگونی که آوردند، توانست اصول خود و جهت‏گیری‏های خود را حفظ کند؛ ملت ایران بر اثر صبر و پایمردی خود توانست هم در بخش علمی و آنچه مربوط به پیشرفتهای علم و فناوری است، هم در بخشهای مدیریت اجتماعی و سیاسی کشور و هم در وجهه‏ی عزت بین‏المللی، رتبه‏ی خود را به رتبه‏های بسیار بالا برساند و بالاخره ملت ایران توانست برای ملتهای مسلمان منطقه الگو بشود. ملتها از ایستادگی ملت ایران، احساس عظمت می‏کنند؛ احساس عزت می‏کنند؛ عزت ملت ایران را عزت خودشان می‏دانند. این، آن هویتی است که انقلاب اسلامی با پایمردی این مرد بزرگ و با همت ملت ایران به وجود آورده است.

در کار اتحاد ملی و مقابله‏ی با جنگ روانی دشمن، همه باید هوشیار باشند. ملت ایران به فضل پروردگار این توانائی را دارد که از خطرات عبور کند؛ از آنچه که دشمن آن را تهدید می‏داند، عبور کند. دشمن چشم دوخته است به نقاط اختلاف در میان ملت بزرگ ایران، برای برجسته کردن موارد اختلاف یا ایجاد کردن موارد اختلاف. اواخر امسال ما انتخابات داریم؛ دشمن تصور می‏کند می‏تواند با چالشهای انتخاباتی، بین مردم ما جدایی و تفرقه بیندازد. ما به حول و قوه‏ی الهی همین انتخابات آینده‏ی مجلس را وسیله‏ی دیگری برای رشد و عزت این ملت قرار خواهیم داد.

مجلس را که کسی نصب نمی‏کند؛ مجلس را مردم انتخاب می‏کنند؛ معنایش این است که دل این ملت برای همان چیزی می‏تپد که کسانی برنامه‏ریزی کرده بودند که آن را قلعِ ماده کنند؛ دل این ملت برای اصول اسلامی می‏تپد. نمی‏خواهیم ادعا کنیم که همه‏ی آحاد ملت جزو مقدسینِ درجه‏ی یک‏اند؛ اما می‏خواهیم ادعا کنیم که آن‏هایی هم که در عمل جزو مقدسین درجه‏ی یک نیستند، برای اسلام و برای ارزشهای اسلامی و برای ارزشهایی که این انقلاب به این کشور داد، اهمیت قائلند و طعم آن‏ها را چشیده‏اند. حافظه‏ی تاریخی این ملت، نمی‏تواند آن دورانی را که این کشور بزرگ و این ملتِ تاریخی، بازیچه‏ی دستِ استعمارگران و بازیگران صهیونیست شده بود، فراموش کند؛ می‏خواستند اقتصاد او را، فرهنگ او را، دل مردم را، جهت زندگی مردم را، پوشش مردم را، عقاید مردم را، دست‏مایه‏ی بازی خودشان قرار بدهند؛ اهانتی از این بزرگتر به این ملت متصور نبود. فقر بود، تبعیض بود، زورگویی بود، ظلم بود؛ در عین حال، همه‏ی این‏ها با اهانت به مقدسات بود، با جهت‏گیری‏های ضد اسلامی و قرآنی و دینی بود؛ با کشاندن مرد و زن به سمت منجلاب فساد بود. حافظه‏ی این ملت، آن دوران را فراموش نخواهد کرد. اگر فرض کنیم در زمان حاضر، اکثر افراد ملت، آن دوران را با پوست و گوشتشان لمس نکرده‏اند- چون جوانند؛ البته ماها لمس کرده‏ایم- اما یک ملت چیزهایی را در ذهن و حافظه‏ی خود نگه می‏دارد و آن‏ها به معارف آن ملت، فهم آن ملت و بصیرت آن ملت تبدیل می‏شود. ملت این اصول را دوست دارد.
از این خواست ملت، این مجلس جوشید. شما هم در تبلیغات انتخاباتی‏تان غالباً بر روی اصول اسلامی، پایبندی به ارزشها، مبارزه‏ی با فساد، کار برای طبقه‏ی محروم، تلاش برای حفظ استقلال و عزت ملی، تکیه کردید. مردم هم از این شعارها و حرفها استقبال کردند و رأی دادند و این مجلس تشکیل شد. این یک پدیده است و به یک مقطعی در تاریخ کشور تبدیل می‏شود. تاریخ، بی‏رحم است. آیندگان نگاه می‏کنند، قضاوت خواهند کرد و نظر خواهند داد و این مقطع یکی از آن مقاطع بسیار حساس و مهم بود. هویت مجلس شما این است.

خود خانواده‏ی شهدا؛ جوانهای شهدا؛ پسرهاشان، دخترهاشان بایستی پاسداران حقیقی ارزشهای شهید باشند. امروز بحمد اللَّه بسیاری از فرزندان شهیدان و جانبازان ما در دانشگاهها، در رتبه‏های علمی یا فارغ التحصیل شدند یا در شرف فارغ التحصیلی هستند؛ مبادا امواج گوناگون، این‏ها را از آن ریشه‏ی باارزشی که دارند، غافل کند. ریشه‏ی آن‏ها همان شهادت است. فرزندان جانباز افتخار کنند به پدران جانبازشان که با جوانیِ در عین سلامت و تندرستی جسمی به میدان جنگ رفتند و برای خاطر خدا سلامتشان را برای همه‏ی عمر- یا چشمش را، یا گوشش را، یا دستش را، یا نخاعش را- از دست داده‏اند. این، افتخار دارد. این حرکت عظیم، بزرگترین افتخار است. فرزندان این عزیزان، همسرانشان و خانواده‏هاشان به وجود این‏ها افتخار کنند. خود شما پاسداری کنید؛ نبادا بگذارید کسانی با تبلیغاتشان، با وسوسه‏هاشان این روحیه را بشکنند. من گاهی در ملاقات با خانواده‏های عزیز شهدا، از این‏ها می‏شنوم که از برخی از اظهاراتی که گاهی کسی گوشه‏کنار می‏کند، گله‏مندند. تحت تأثیر این حرفها قرار نگیرید. حقیقت را که نمی‏شود پوشاند؛ این حقیقت درخشان که عزیز شما توانسته است کشورش را، استقلالش را، عزت و حرمت ملی را حفظ کند. این نکته مربوط به خانواده‏های شهدا و خانواده‏های جانبازان است.

اگر ما در زمینه‏های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، آبادی کشور، عزت ملت هر پیشرفتی در طول این بیست و هفت سال کردیم، مرهون فداکاری آن کسانی است که در بحرانی‏ترین روزها و سخت‏ترین آزمونها سینه‏هایشان را سپر کردند و رفتند در مقابل خطر ایستادند؛ هوشیارانه و صبورانه مقاومت کردند و جنگیدند. «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر». برترین‏هاشان آن کسانی بودند که به شهادت رسیدند. شهدای زنده‏ی ما، این جانبازان عزیز هم در حقیقت شهیدند، این‏ها برترین‏هایند. این بود که ملت ایران را به صورت یک نیروی شکست‏ناپذیر در آورد؛ این است که در تحلیلهای امروزِ دنیا، آنجایی که صحبت از تعرض و تجاوز و اهانت به ملت ایران است، عقلای قوم می‏گویند با ملت ایران شوخی و سرسختی نکنید. این اقتدار معنوی را همین جوانها برای ما به وجود آوردند و این شد یک ذخیره برای این ملت. خون شهیدان ما هدر نرفت؛ خدا را سپاس می‏گوئیم.

روشن است که ما یک راه طی‏شده‏ی دویست‏ساله‏ی دیگران را در ظرف بیست سال نمی‏خواهیم طی کنیم. مدعا این نیست که ما در ظرف ده سال، پانزده سال، خودمان را به سطح علمی کشوری که دویست سال است دارد تلاش علمی می‏کند و از محصول دویست سال قبل از آنِ بقیه‏ی کشورها هم استفاده کرده است، برسانیم. این مورد نظر نیست؛ بلکه مدعا این است که نباید وقت را تلف بکنیم. اگر ایران باید آینده‏ای داشته باشد و اگر این ملت باید همین راه استقلال و عزت و عدم وابستگی را که در آن وارد شده ادامه بدهد، این امکان ندارد مگر با عالم شدن این ملت. باید عالم بشوند و علم در این کشور ترقی پیدا کند. علمِ وارداتی، علم- به معنای حقیقی کلمه- نیست؛ علمِ درون‏زا است که اقتدار می‏بخشد. اینکه من مسأله‏ی تولید علم و شکستن مرزهای علم را مطرح کردم، به خاطر این است و باید آن را جدی بگیرید. حوزه‏ها سهمی دارند در بخشی، دانشگاه‏ها هم سهم عمده‏ای دارند در بخش دیگری. امروز اساتید و مدیران دانشگاه باید این‏گونه به دانشگاه نگاه کنند.

امروز نقش و رسالت دانشگاه، یک نقش تعیین‏کننده است؛ و لو تعیین‏کننده‏ی برای زمان حال نه، اما تعیین‏کننده‏ی برای آینده‏ی کشور است. امروز تصمیم دانشگاهیان و همت دانشگاهیان، مثل نقش سوزن‏بانی است که دو مسیر ریلی را بکلی از هم جدا می‏کند. شما الآن سوزن‏بانید؛ می‏توانید با همتی که در این برهه‏ی از زمان می‏کنید، ریل حرکت ملت ایران را به سمت رفاه و عزت و ترقی و استقلال کامل قرار بدهید؛ و می‏توانید خدای نکرده با عدم تحرک لازم و با عدم اجابت به نیازِ امروز، جور دیگری عمل کنید و نتیجه‏ی دیگری حاصل بشود.

ملت ما و مجموعه‏ی ما مردم ایران هدف بزرگی برای خودمان ترسیم کردیم و در طول دهه‏های پس از انقلاب، این هدف را دنبال کردیم. هرچه نگاه می‏کنیم، احساس می‏کنیم که ما برای رسیدن به این دو هدف، توانایی‏های لازم را داریم. این هدف بزرگ عبارت است از سربلندی ایران اسلامی، الگوشدن در میان ملتهای مسلمان، هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی. معنای این حرف این است که ملت ما، هم از لحاظ مادی و هم از جنبه‏های معنوی ارتقاء پیدا کند؛ استقلال ملی داشته باشد؛ عزت ملی داشته باشد؛ توان و ظرفیت ملی داشته باشد؛ بتواند از همه‏ی ظرفیتهای خود استفاده کند؛ از رفاه عمومی برخوردار باشد و عدالت عمومی و اجتماعی بر زندگی او حاکم باشد. این ملت در آن صورت می‏شود الگو برای همه‏ی جوامع مسلمان و حتّی غیر مسلمان. ملت ایران می‏خواهد ملتی باشد آزاد، مرفه، باایمان، و کشوری داشته باشد آباد و پیشرفته؛ این هدف ملت ایران است.

ملت ما هدف روشنی دارد؛ هدف بزرگ ملی ما «استقلال ملی، عزت ملی و رفاه عمومی ملت» است. همه‏ی این‏ها به برکت اسلام و ایمان اسلامی تحقق‏یافتنی است. ما این را تجربه کردیم و دریافتیم. ملت ما ظرفیت بسیار زیادی برای پیمودن راههای دشوار به سوی آینده‏های محبوب و مطلوب دارد. ظرفیت ملی ما، اگر به طور کامل و همه‏جانبه مورد استفاده قرار بگیرد، بدون تردید ملت ایران خواهد توانست به همه‏ی امیدها و آرزوهای خود دست پیدا کند.

جهت‏گیری آراء که نشانه‏ی دل‏بستگی به مبانی انقلاب است و افزایش حضور مردم که سند حضور پرانگیزه‏ی آنان در صحنه‏های اساسی است، به همه‏ی دوستان و دشمنان ملّت ایران در سراسر جهان، پیامی رسا و روشن داد. این پیام پاسخ شفافی به همه‏ی تردیدافکنی‏ها و وسوسه‏ها است. این پیام آن است که ملّت ایران، زنده و پرنشاط و پرامید، هدفهای بلند خود را همچنان پی‏می‏گیرد و میدانها را پی‏درپی درمی‏نوردد، این ملّت تا دستیابی به حقوق حقه‏ی خود از پای نمی‏نشیند و پیوند خود را با نظام اسلامی که هدف آن عدالت و عزّت و اقتدار ملّی است، روز به روز مستحکم‏تر می‏سازد.
اینجانب جبهه‏ی سپاس در برابر خدای عزیز و حکیم بر خاک می‏سایم و با همه‏ی وجود از ملّت بزرگ ایران تشکر می‏کنم. لازم می‏دانم از همه‏ی کسان و دستگاه‏هایی که در این آزمون بزرگ نقش آفریدند سپاسگزاری کنم، از علمای اعلام و مراجع عظام، از دانشمندان و نخبگان حوزه و دانشگاه، از فعالان سیاسی و اجتماعی، از دستگاه‏های مسئول برگزاری و نظارت به‏ویژه از شورای نگهبان و وزارت کشور و مبعوثان مجلس شورای اسلامی، از رسانه‏ی ملی که نقشی هنرمندانه و متعهدانه ایفا کرد، از نیروهای انتظامی و بسیج که امنیت حوزه‏های رأی را عهده‏دار بودند، و از همه‏ی کسانی که با نامزدی یا حمایت از نامزدها بر شور و گرمی انتخابات افزودند.
از خداوند متعال می‏خواهم که منتخبان ملّت را بر مسئولیت‏پذیری و سپاسِ اعتماد مردم و عمل مخلصانه و بی‏منّت موفق فرماید و روز به روز بر عزّت ملّت ایران بیفزاید، و سلامی از اعماق دل بر حضرت بقیة اللّه أرواحنا فداه که پیروزی ملّت ایران مایه‏ی شادی قلب مبارک اوست.

مسئله‏ی حضور ملت ایران در صحنه‏های مختلف اداره‏ی کشور، یک پدیده‏ی بسیار برجسته و ممتاز است. خطاست اگر خیال کنیم که حضور ملت ایران، فقط در صحنه‏ی انتخابات نمایان و نشان‏دار است. بله، انتخابات در نظام جمهوری اسلامی همیشه در طول این بیست و هفت سال، یک مقطع درخشان برای ملت بوده است و نشان‏دهنده‏ی عمق اعتقاد این ملت و این نظام به دخالت مردم در سرنوشت خود محسوب شده است؛ ولی عمق، برکات، گستره و آثار حضور ملت ایران بیش از این‏هاست. امروز اگر در صحنه‏ی داخلی و پیشرفتهای گوناگون علمی و فنی و اجتماعی و اقتصادی‏ای که در کشور مشاهده می‏شود و همچنین در صحنه‏ی بین‏المللی، عزت ملت ایران و برجستگی و شاخص شدن سیاستهای این ملت در منطقه و سطح جهان یک پدیده‏ی مهمی است و همه‏ی تحلیلگران و چشمهای بینا و کاوشگر را به خود جلب کرده است، همه‏ی این‏ها محصول حضور مردم در صحنه‏های گوناگون است.

تمدن و فکر اسلامی، پیشرفت مادی را می‏خواهد؛ اما برای امنیت مردم، آسایش مردم، رفاه مردم و همزیستیِ مهربانانه‏ی مردم با یکدیگر؛ این خصوصیات نظام اسلامی است. ما این‏ها را با صدای بلند از اولِ انقلاب در سطح عالم مطرح کردیم و دلهای فراوانی از مسلمان و غیر مسلمان هم به این‏ها جلب شده است. پشتوانه‏ی عزت ملت ایران این‏هاست. یعنی متفکر مسیحی‏ و سیاستمدارِ غیر مسلمان- احیاناً ملحد- در مجامع جهانی، در برخورد با تفکرات نظام جمهوری اسلامی تحت تأثیر قرار می‏گیرد. این، بارها و بارها مشاهده و دیده شده است. ما می‏خواهیم در کشورمان این تفکرات والا را پیاده کنیم. برادران و خواهران عزیز! این، کار و تلاش لازم دارد؛ این، مردان مؤمن و فداکار و شجاع لازم دارد؛ این، پیوندِ روز به روز افزاینده‏یِ میان ملت و دولت را لازم دارد. دشمنان این کشور و ملت، و دشمنان رسیدن به آن اهداف، این نقاط را هدف می‏گیرند. برای اینکه پیوند میان مسئولان و مردم را ضعیف کنند، برنامه‏ها طراحی می‏کنند؛ برای اینکه اراده‏ی مسئولان کشور را سست کنند، برنامه‏ها طراحی می‏کنند. در چند سالِ گذشته، صریحاً دستگاه‏های تبلیغاتی غرب گفتند و تکرار کردند که در صدد اینند که در مجموعه‏ی مدیریت نظام جمهوری اسلامی اختلاف بیندازند؛ دودستگی و دوجریانی درست کنند؛ خودشان این را اعتراف کردند. و بحمد اللَّه موفق نشدند. جوانِ ما را از فکر آینده و همت گماشتن برای بِنای آینده، به سمت شهوات سوق بدهند؛ برای این برنامه‏ریزی می‏کنند. دلهای مردم ما را که در سایه‏ی امید می‏توانند این راه طولانی و دشوار، اما شوق‏برانگیز را طی کنند، ناامید کنند؛ دلهایشان را از امید خالی کنند. این‏ها جزو برنامه‏هایی است که دشمن طراحی می‏کند.

آن سه نوجوانی که از مهدی‏شهر باهم پیمان می‏بندند که هرکدام شهید شدند، آن دو نفر دیگر را در روز قیامت پیش خداوند شفاعت کنند؛ سه تا نوجوان و هر سه شهید می‏شوند؛ نام این‏ها را شماها می‏دانید؛ داستان این‏ها را شماها می‏دانید. این‏ها جزو ماجراهای فراموش‏نشدنیِ تاریخ است. این‏ها چیزهایی نیست که از خاطره یک ملت برود. آن جوان دلاوری که در جبهه جانباز می‏شود؛ بعد از جانبازی، شرکت و فعالیت او در جبهه آن‏چنان است که او را گاهی روی دوش می‏گیرند و برای شناسایی می‏برند؛ بارها جانباز می‏شود. دو نفر از این شهدا را ما داریم؛ همین شهید محمود اخلاقی که اینجا عکسش هست؛ یکی هم شهید شوکت‏پور. این‏ها اول جانباز شدند؛ در حال جانبازی به جبهه رفتند و بعد هم در نهایت، شهید شدند. خانواده‏های سه شهید، خانواده‏های دو شهید؛ این‏ها خیلی مایه‏ی افتخار است.
ما اگر این دستاوردها را هم نداشتیم- همه‏ی این دستاوردها متعلق به خون این عزیزان شماهاست: این عزت ملی، این پیشرفت علمی، این استقلال سیاسی، این زنده ماندن آرمان‏های انقلابی و سخنان امام، که همه‏ی این‏ها چیزهایی است که برای یک ملت آسان به دست نمی‏آید، این ایستادگی در این راه، این روز به روز مدارج ترقی را در بخشهای گوناگون طی کردن و پیش رفتن، از یک ملت ضعیف و عقب‏مانده و فراموش شده به یک ملت مطرح در سطح بین‏المللی تبدیل شدن- باز این یادگارها و خاندانهای شهدا و این شجاعتها و عظمتهایی که این‏ها آفریدند، در تاریخ ماندنی بود و افتخارکردنی.

آنچه که ما در تحول، تحولی که با پیشرفت همراه است، مورد نظرمان است- که جا دارد که این جزو آرمان‏های ما باشد- مبارزه‏ی با فقر، مبارزه‏ی با تبعیض، مبارزه‏ی با بیماری، مبارزه‏ی با جهل، مبارزه‏ی با ناامنی، مبارزه‏ی با بی‏قانونی‏ مدیریتها را به سطح علمی‏تر ارتقاء دادن، رفتار شهروندان را به سطوح منضبط ارتقاء دادن و انضباط اجتماعی، رشد امنیت، رشد ثروت ملی، رشد علم، رشد اقتدار ملی، رشد اخلاق و رشد عزت ملی است؛ همه‏ی این‏ها در این تحول و پیشرفت، به معنای صحیح دخالت دارند و ما این‏ها را پایه‏های اصلی می‏دانیم.

نشست سراسری شما را گرامی می‏دارم و از خداوند متعال، موفقیت و پیشرفت شما را مسئلت می‏کنم. شما اکنون در بهار عمر خویش به سر می‏برید، بهاری که بحمد اللّه با تلاش شما در راه دانش و آگاهی، از طراوت و زیبایی برخوردار است. خوشبختانه کشور و ملت شما نیز با مجاهدت و عزم راسخ خویش، خود را به دورانی بهاری و سرشار از بالندگی و امید و پیشرفت رسانده است. برای ملتی که تاریخش غنی و عزمش راسخ و هدفهایش روشن و دلش لبالب از امید است، دستیابی به افقهای بلند آینده، حتمی و تخلف‏ناپذیر است. ما توانسته‏ایم به برکت اسلام این همه را به دست بیاوریم. امروز آهنگ خوش پیشرفت و عزت ملی، در کشور شنیده می‏شود. شما جوانان باید خود را برای مسئولیتهایی که ادامه‏ی این حرکت، بر دوش یکایک آحاد این ملت، به ویژه ورزیدگان دانایی و آگاهی می‏گذارد، آماده کنید. از خداوند کمک و هدایت بخواهید، دلهای پاک و روشن خود را هرچه بیشتر به او نزدیک کنید، و خود را برای سهیم شدن در تعالی کشور و ملتتان مهیا سازید. خدا یار و مددکار شما.

امام، ملت را به صحنه آورد؛ به مردم اعتماد کرد، مردم هم خودشان را نشان دادند. وقتی او به مردم اعتماد کرد، مردم هم به او اعتماد کردند. اینجا، نقطه‏ای که محل امید کفر بود، شد پرچم‏دار اسلام ناب محمدی و روز به روز إن شاء اللّه ملت ایران در این صراط پیش خواهند رفت. آن کسانی که خیال کردند با فاصله گرفتن از مبدأ انقلاب و با غیبت امام بزرگوارمان و وفات او، مردم از ارزشها فاصله خواهند گرفت، به خطا رفته‏اند؛ اشتباه کرده‏اند و می‏بینند که اشتباه کرده‏اند. ما به این ارزشهای متمسک هستیم؛ ما ارزشهای اسلامی را مایه‏ی عزت ملی خودمان می‏دانیم؛ ما این ارزشها را موجب رشد استعدادها در ملتمان می‏دانیم. ما به برکت اسلام، به حول و قوه‏ی الهی خواهیم توانست با سرعتی بیش از سرعت متعارف و معمول، قله‏های علم را بالا برویم و این قله‏ها را فتح کنیم. ما بر ضعفی که در سالیان متمادی بر ما تحمیل شده است، فائق خواهیم آمد و خودمان را قوی خواهیم کرد. معلوم است که استکبار راضی نیست؛ معلوم است که قدرتمندان با جنجال، با هوچی‏گری، با کار تبلیغاتی، با کار سیاسی، با فشار اقتصادی، می‏خواهند مانع از این حرکت شوند؛ اما نمی‏توانند. ما ایستاده‏ایم؛ این ملت ایستاده است و ملتهای مسلمان بیدار شده‏اند. امروز دلهای ملتهای مسلمان پُر است از بغض صهیونیستها و بعض امریکا. امروز در سرتاسر خاورمیانه و شمال آفریقا و آسیا، کشورهای اسلامی و جوانها، مشتاق بروز هویت اسلامی خودشان هستند. این چیزی است که در ملتها روئیده است.

اولین نعمتی که باید امروز ما خدا را به خاطر آن شکر کنیم، عزت و استقلال ملی است. یک روز در همین کشور، بالاترین مقام سیاسی آن برای تصمیم‏گیری‏های اساسی، منتظر اشاره‏ی سفیران انگلیس و امریکا بود. یک روز در همین تهران، رؤسای سه کشور متفق در جنگ بین‏الملل دوم، برای این کشور رئیس معین کردند؛ یکی را برداشتند، یکی را گذاشتند. در همین تهران، رؤسای دولت بدون اجازه‏ی کاخ سفید، معین نمی‏شدند؛ امینی بیاید، اقبال برود؛ فلان‏کس بماند، فلان‏کس برود؛ فلان وزیر در فلان‏جا نصب بشود یا نشود؛ سرنوشت ملت ما این بود. نفت را به فلان کشور بفروشید، در فلان پیمان بین‏المللی یا منطقه‏ای وارد بشوید یا حق ندارید وارد بشوید. برای ملتی با یک چنین مسئولان و سردمدارانی، غرور و عزتی باقی می‏ماند؟ بنابراین، اولین نعمت بزرگ الهی برای کشور، ملت و مسئولان ما، این است که عزت و استقلال ملی دارند. امروز هیچ قدرتی در دنیا نمی‏تواند ادعا کند که بر نظام سیاسی کشور ما حاکم است و اشاره، تصریح، نهیب یا تهدید او می‏تواند اثری بر روی تصمیم‏گیری‏های ما بگذارد.

این شجره‏ی طیبه‏ای را که امام بزرگوار غرس کرد و خدای متعال برکت بخشید و شاخ و برگ آن را این‏چنین گسترده کرد، همه باهم باید حفظ کنیم؛ هم مسئولان، هم آحاد مردم، هم نخبگان سیاسی، هم نخبگان علمی، هم اهل حوزه، هم اهل دانشگاه، هم کارگر و هم همه‏ی قشرهای دیگر. این، وظیفه‏ی همه است؛ همه، انقلاب و کشور را باید از خود بدانند؛ همه، نظام جمهوری اسلامی را باید از خود بدانند؛ همه، امت جمهوری اسلامی‏اند. ما آن کسانی را غریبه می‏دانیم؛ از این دایره خارج می‏دانیم، که برای دشمن کار می‏کنند. آن کسی که امام و راه امام و وصیت‏نامه‏ی امام را قبول دارد، او «خودی» است؛ آن کسی که استقلال ایران برایش دارای اهمیت است و به آن پایبند است، «خودی» است؛ آن کسی که عزت این ملت و پیشرفت علمی این ملت را دنبال می‏کند، او «خودی» است. غریبه‏ها کسانی هستند که مشتاق سلطه‏ی آمریکایند؛ آن‏ها کسانی هستند که در خانه، برای دزدِ کمین گرفته کار می‏کنند و به نفع او اقدام می‏کنند. غریبه آن کسی است که بلندگوی افکار و اهداف دشمنان این ملت است. آن کسی که سخن ملت را می‏گوید، آن کسی که از زبان این ملت حرف می‏زند، آن کسی که با دشمنان این ملت دشمنی می‏کند، آن کسی که در راه مصالح این ملت در هر بخشی قدم برمی‏دارد، جزو سربازان جمهوری اسلامی است. آن کسانی که عمداً در قول و عمل، وحدت را می‏شکنند و حرکت در جهت خواست دشمن می‏کنند، این‏ها در مقابل جمهوری اسلامی صف‏آرایی می‏کنند. البته «خودی‏ها مراقب باشند؛ غفلت نکنند. گاهی دیده می‏شود بعضی از «خودی‏ها از سر غفلت و نادانی- گاهی هم به‏ندرت، بعضی ناجوانمردانه- تحت تأثیر کینه‏های شخصی، کارِ غریبه‏ها را می‏کنند! این افراد باید به‏هوش باشند.

ما آرمان بلندی داریم که همه‏ی نیروی خودمان را می‏خواهیم صرف کنیم، تا به آن آرمان برسیم و آن، ساختن ایرانی است که خوشبختی مادی و معنویِ این ملت را تأمین کند و بتواند الگویی باشد برای ملت‏های دیگر. (ملت‏های دیگر خودشان می‏دانند؛ خودشان تلاش می‏کنند.) ما می‏خواهیم این کشور بزرگ و این ذخایر عظیم انسانی و طبیعی را- که خدای متعال به دست این ملت و به دست مسئولان سپرده است- در جای خود، به شکل صحیح خود، به کار بگیریم و این ملت را از زیر بار تحقیری که در طول چند صد سال نسبت به او انجام گرفته، خارج کنیم. این ملت احساس عزت می‏کند؛ احساس قدرت می‏کند، حق هم دارد؛ این ملت، عزت دارد؛ قدرت دارد؛ منتها ما را عقب نگه داشته‏اند؛ هم دستگاه‏های استبداد و حکومت‏های دیکتاتوری فاسد و هم پشتیبانان خارجی خبیث و بدخواه و بددل آن‏ها. امروز ملت ما، ملت آزادی است. ما می‏خواهیم این راه را با قدرت، با چشم باز، با همبستگی ملی برویم و کاری به کسی نداریم؛ تهدیدی برای کسی نیستیم؛ اما به آرمان‏های خودمان پابندیم؛ به منافع ملی‏مان پایبندیم و آن کسی که منافع ما را تهدید کند، تیزی خشم این ملت را خواهد دید.

اگر این شهیدان عزیز نمی‏بودند و چنانچه این مردم مؤمن در این منطقه، سدِّ راه دشمن نمی‏شدند، سرنوشت ایران عزیز و اسلامی چیز دیگری می‏شد. امروز و فردا و فرداها این ملت و این کشور، مرهون فداکاری شهیدان عزیزی است که این منطقه‏ی عظیم را با جسم و جان خود محافظت کردند، استقلال کشور را حفظ کردند و عزت این ملت را حفظ کردند. من در این منطقه، مردمی را دیدم که عمر خود را در همین منطقه گذرانده بودند- برادران و خواهران عرب- و با شجاعت، با جان‏فشانی و وفاداری خود به اسلام و ایران عزیز، آن‏چنان ایستادگی‏ای کردند که همه‏ی محاسبات دشمن بعثی و پشتیبانان خارجیِ او، غلط از آب درآمد. من در این منطقه، جوانان غیور این کشور را مشاهده کردم که از اکناف این کشور پهناور و بزرگ، از آغوش خانواده‏ها، از زندگی راحتِ در کنار پدر و مادر، دل بریده بودند تا به اینجا بیایند و از مرزهای شرف و عزت ایران اسلامی دفاع کنند. خوزستان، نقطه‏ای است که در آن توطئه‏ی دشمنان ناکام ماند؛ خوزستان منطقه‏ای است که در آن محاسبات دشمنان اسلام غلط از آب درآمد. طاغوتِ عراق طور دیگری محاسبه کرده بود و پشتیبانان صدام- یعنی امریکا و دیگر عناصر اردوگاه استکبار جهانی- محاسبات دیگری کرده بودند. همت شما مردم، غیرت جوانان مسلمان از سراسر کشور و حمیّت و ایمان مرد و زنِ این سرزمین، محاسبات آن‏ها را از ریشه باطل کرد. جانهایی در اینجا قربان اهداف بلند اسلامی شدند؛ که این شهید عزیز ما- شهید چمران- یکی از نمونه‏های برجسته‏ی آن است. یاد شهدا گرامی باد! یاد سرداران شهید و مجاهدان راه خدا گرامی باد! یاد شهیدان خوزستان و جوانان مخلص عرب- از اهواز و سوسنگرد و شادگان و حمیدیه و هویزه و دیگر مناطق این استان و شهیدان آبادان و خرمشهر- گرامی باد! این‏ها این کشور را بیمه کردند.

دولت در هر دوره‏ای، دولت مردم است؛ نشان‏دهنده‏ی خواست مردم و جهت‏گیری مردم است. این دولتی که تقریباً شش ماه است مشغول به کار شده، دولت جدید، شاخصه‏اش عبارت است از: تصمیم قاطع بر خدمت خستگی‏ناپذیر به مردم، به میدان آوردن همه‏ی توان خود و پُررنگ کردن هدفهای بلند انقلاب. این‏ها مشخصه‏های این دولت است. این دولت با تکیه بر شعارهای انقلاب و شعارهای امام بزرگوار، بر آن است که همه‏ی توان خود را به میدان بیاورد؛ با همه‏ی وجود کار کند؛ گره‏های زندگی مردم را باز کند؛ زیرساخت‏های کشور را هرچه زودتر و هرچه بهتر و جامع‏تر به وضعیت مطلوب برای پیشرفتهای آینده بسازد و در عرصه‏ی بین‏المللی بر استقلال ملی و عزت ملت ایران تکیه کند. در عرصه‏ی بین‏المللی، بازیگران سیاسی، یکی از ابزار عمده‏شان، مکر است و یکی تهدید. اگر دولتی در مقابل مکاری و تهدید آن‏ها خود را نبازد و به ملت خود تکیه کند، موفقیتهای بسیاری خواهد داشت. می‏بینیم و حس می‏کنیم که این دولت بنا دارد عزت و استقلال ملی را آن‏چنان که در شأن ملت ایران است، حفظ کند.

آمریکاییها در همین قضیه هم روح سلطه‏جویی و زیاده‏طلبی و دروغ‏گویی خودشان را نشان دادند. این‏طور وانمود کردند که گویا ایران می‏خواهد در مسائل گوناگون خود با امریکا مذاکره کند. تعبیرات بسیار نامناسب و زشتی را هم به کار بردند؛ بعضی از مسئولین امریکایی بر اثر همان خوی تکبر و دروغ‏گویی، حتی گفتند این به‏منزله‏ی احضار مسئول ایرانی است. من عرض می‏کنم، دولت امریکا غلط می‏کند که مسئول ایرانی را احضار کند. مسئولین ذی‏ربط کشور ما اگر می‏توانند با هدف تفهیم و حالی کردن به آمریکاییها در قضیه‏ی عراق، مطلبی را به آن‏ها منتقل کنند، مانعی ندارد؛ اما اگر مذاکره به معنای این است که یک عرصه‏ای باز شود برای اینکه طرف زورگو و پُررو و مکّار با اتکای به زور بخواهد حرفهای خودش را به طرف تحمیل کند، این مثل بقیه‏ی موارد، همچنان که اعلام کردیم، ممنوع خواهد بود. عزت، ایستادگی و مقاومت ملت ما مایه‏ی اقتدار و پیشرفت کشور ماست؛ این را نمی‏شود با توهمات مخدوش کرد.
در باره‏ی مسئله‏ی هسته‏ای من یک جمله عرض بکنم. خلاصه‏ی حرف دشمن این است که به ملت ایران می‏گوید شما فناوری هسته‏ای را نداشته باشید. چرا؟ برای اینکه فناوری هسته‏ای، شما را در عرصه‏های مختلف نیرومند می‏کند؛ شما این فناوری را نداشته باشید تا ضعیف بمانید، تا بتوان راحت‏تر به شما زورگویی کرد. مردم باید توجه کنند که اعماق حرف دشمن چیست. مسئله این است، انرژی هسته‏ای و توانایی تولید سوخت هسته‏ای، در طول سالهای نه‏جندان دورِ آینده، یک نیاز مبرم و قطعی برای ملت ایران است. اگر ملت ایران امروز برای کشور خود فناوری هسته‏ای را تحصیل نکند، چند سال بعد، آن روزی که این جوانها وارد بازار کار و فعالیت می‏شوند، آن روزی که جمعیت ملت ایران میلیونها نفر از حالا بیشتر است؛ آن روز، ملت در یکی از اساسی‏ترین نیازهای خود مجبور است دستش را به طرف بیگانگان و احیاناً دشمنان دراز کند. مثل اینکه امروز ما نفت نداشته باشیم؛ نفت یک منبع تمام شدنی و تجدیدناپذیر است. نفت تا ابد که باقی نمی‏ماند؛ اگر این‏طور که امروز مصرف می‏شود، مصرف شود، تا بیست سال، بیست و پنج سال دیگر نفت ملت ایران تمام خواهد شد. دنیا به جای نفت به سراغ انرژی‏های جایگزین رفته است که از همه مهم‏تر و قابل‏اطمینان‏تر، انرژی هسته‏ای است. اگر کشور ما بیست سال دیگر انرژی هسته‏ای نداشته باشد، برای راه‏اندازی یک کارخانه، دستش به سمت کسانی دراز است که پیشرفت ملت ایران را به هیچ قیمتی نمی‏پسندند. آبرو و عزت ملت را می‏گیرند تا یک مختصری از آنچه که در اختیار دارند، به این ملت بدهند.

ملت ما را در طول سال‏های متمادی به یک ملت وابسته تبدیل کرده بودند؛ ملت ما را با تبلیغات پیوسته، از فرهنگ خود، از اعتماد به خود تهی کرده بودند؛ ملت ما را به خود بی‏اعتماد و ناامید کرده بودند. ملتی با این سابقه‏ی تاریخی، در این موقعیت حساس جغرافیایی، با این همه استعداد انسانی و طبیعیِ نهفته‏ی در این سرزمین، تبدیل شده بود به وسیله‏ای برای استفاده و بهره‏برداری قدرت‏های بیگانه؛ مدتی انگلیس، بعد هم امریکا؛ اما این انقلاب ما را بیدار کرد؛ ما را به خود آورد؛ این همان حرکت عاشورایی بود. این اقدامِ بزرگ، سرنوشت و راه ما را عوض کرد. ما امروز در راه عزت، در راه استقلال، در راه استفاده از استعدادهای طبیعی و انسانی خودمان حرکت می‏کنیم و پیش رفته‏ایم و دنیا هم تا حدود زیادی به این اعتراف کرده و آن را قبول کرده است؛ چاره‏یی ندارد؛ اما ما باید این راه را ادامه بدهیم. هیچ ملتی با تنبلی و تن‏آسایی نخواهد توانست به عزت برسد. رسیدن به استقلال، رسیدن به عزت ملی، رسیدن به کرامت انسانی، برای یک ملت هزینه دارد، که باید این هزینه را متحمل شد و باید تلاش کرد؛ باید به عاقبت کار، امیدوارانه و واقع‏بینانه نگاه کرد، که یک نگاه واقع‏بینانه، امید به انسان خواهد بخشید. این دشمن است که می‏خواهد شما را مأیوس کند. هر بخشی از بخش‏های کشور وظیفه‏ای دارند؛ نیروهای مسلح، ارتش جمهوری اسلامی، نیروی هوایی، وظایف ویژه‏ی خودشان را دارند؛ باید این وظایف را با دقت و با پیگیری و اهتمام انجام دهند.

امروز شما کارکنان نیروی هوایی- نظامیانی که در این بخش مهم مشغول فعالیتید- جایگاه خودتان را درست بشناسید. نیروی هوایی بسیار مهم است؛ به یک معنا تعیین‏کننده است. امروز بخش پدافند شما جزو مؤثرترین بخش‏های همه‏ی دستگاه‏های نظامی کشور برای دفاع از عزت، استقلال و سربلندی ملت ایران است، که جز با همت و اراده و اعتماد به نفس و توکل شما به خدا و کار خستگی‏ناپذیرتان، این قله‏های بلند را نمی‏شود فتح کرد. یک روز نیروی هوایی با آن کار بزرگ خود در بیست و دو بهمن، تحول را در مجموعه‏ی کشور به وجود آورد. شاید آن جوان‏هایی که آن روز آمدند، نمی‏دانستند که چه کار مهمی انجام می‏دهند- یک ایمان، یک عشق آن‏ها را به میدان کشانده بود- اما کار آن‏ها به‏شدت در کلّ حرکت انقلاب تأثیرگذار بود. بنابراین، هر بخشی از بخش‏های نیروهای مسلح و بیرون از نیروهای مسلح، می‏توانند در مواقع خاصی به‏شدت اثرگذار باشند. به خود اعتماد کنید، از نیروی درونی و ذاتی خود استفاده کنید و بدانید که شما می‏توانید بخش خودتان را با اراده و ابتکار و نوآوری و فعالیت خودتان، در سطح بالا، وسیله‏ی عزت ملت خودتان قرار بدهید؛ می‏شود؛ تا حالا هم امتحان کرده‏ایم و شده است. کارِ سازماندهی‏شده، منظم، با اعتماد به خود، و با حفظ آن انضباط دقیق و ظریف نظامی، و با اخلاص، و با توکل به خدا؛ در همه‏ی قسمت‏های شما یک چنین کاری با این روح و با این جوهر و حقیقت، می‏تواند تأثیرات بزرگی را بگذارد.

امروز این ملت، وسط میدان آمده است؛ امروز مسئولان ملت، مظهر اراده‏ی مردم و مظهر خواست این ملتند و باید مظهر اقتدار این ملت هم باشند. اگر مسئولانی بر سر کار باشند که نتوانند اقتدار ملی و عزت این ملت را نشان بدهند، نماینده‏ی این ملت نیستند. اقدام رئیس‏جمهور محترم در صدور بیانیه و دستور به سازمان انرژی اتمی، درست همان چیزی بود که متناسب با عزت و اقتدار این ملت بود. خوشبختانه آنچه که مسئولان در طول این مدت و امروز تصمیم گرفته‏اند، متکی به کارِ کارشناسی و متکی به عقبه‏ی دوراندیش و خبره و وارد در مسائل سیاسیِ بین‏المللی و مسائل فنی است؛ می‏فهمند چه کار می‏کنند و درست عمل کرده‏اند. آن کسانی که منتظرند ملت ایران از خود ضعف نشان بدهد، بدانند که ملت ایران در مسیر عزت و اقتدار ملی و استقلالِ خود، در مقابل هیچ تهدیدی ضعف نشان نخواهد داد. و تجربه‏ی بیست‏وهفت‏ساله‏ی ما، تجربه‏ی انقلاب، تجربه‏ی دوران دفاع مقدس و تجربه‏های بعدی، همه، همین حقیقت را به ما تفهیم می‏کند و برای ما تکرار می‏کند که اقتدار ملی این کشور و این ملت را نباید دست‏کم گرفت.

ملت ایران از جان خود، از عزم و اراده‏ی پولادین خود مایه گذاشت و تا امروز کارهای عظیمی انجام شده است که بعضی از آن‏ها شبیه افسانه است. این حرکتی که از اول انقلاب تا امروز در جهت ایجاد یک بنای رفیع اجتماعیِ مبتنی بر هدایت دین و انگشت اشاره‏ی قرآن، در کشور ما انجام می‏گیرد، تداوم همان حرکت ائمه (علیهم‏السّلام) است. لُب و لباب و مظهر خالص و کامل این حرکت هم از اول انقلاب تا حالا، بسیج بوده است. وقتی می‏گوییم «بسیج»، مراد ما فقط یک مجموعه‏ی نظامی و مُلبس به لباس نظامی و آموزش‏های نظامی نیست، بلکه بسیج، یعنی مجموعه‏ی انسان‏هایی که نیروی خودشان را به میدان می‏آورند تا در جهاد عمومی کشور و ملتشان، در جهت رسیدن به قله‏ها، فعال باشند و با آن‏ها همکاری کنند و در کارشان سهیم باشند؛ این، معنای بسیج است. آن مادری که با عشق به فرزند خود- که عشق مادران به فرزندان‏شان، چیزی شبیه افسانه‏هاست؛ افسانه‏ای که هر روز در زندگی ما، هزاران و هزاران بار واقعیت و تجسم پیدا می‏کند- با طوع و رغبت، او را راهی جبهه‏ی دفاع می‏کند و بعد که جنازه‏ی فرزند شهیدش را تحویل می‏گیرد، به جای اظهار پشیمانی، به جای اظهار گله، اظهار سرافرازی و افتخار می‏کند، مظهر یک بسیجی کامل است. آن خانواده‏هایی که در دوران سخت این کشور، در همه‏ی مشکلاتی که بر سر راه این ملت وجود داشت، خود را سهیم دانستند؛ با زبانشان، با پولشان، با کارِ دستیشان، با حضورشان، همان کاری را که می‏توانستند انجام بدهند، آن را به میدان آوردند، این‏ها بسیجی‏اند. یک سیاستمدار بسیجی، یک نظامی بسیجی، یک دانشجوی بسیجی، یک روحانی بسیجی، یک کشاورز بسیجی، یک کارگر بسیجی، یک محقق و دانشمند بسیجی، یک استاد بسیجی، از همه‏ی قشرها یک بسیجی، آن کسی است که مقدورات و امکان خود را در راه هدف‏های عظیم این ملت به میدان می‏آورد؛ خود را سهیم می‏کند؛ خود را مسئول می‏داند و مایل نیست کنار بنشیند، تا دیگران تلاش کنند، او هم نگاه کند؛ یا آنجایی که سودمند است، سودش را ببرد؛ و یا تا یک گوشه‏اش ساییده شد، بنا کند به ایراد گرفتن و اعتراض کردن؛ این‏جور انسان هم در جامعه داریم؛ بسیجی آن کسی است که این‏گونه نیست. آنجایی که نیازمند رفتن به عرصه‏ی نظامی است، او پیشاهنگ است؛ جوان و پیر هم نمی‏شناسد؛ دور و نزدیک هم نمی‏شناسد؛ آن جایی که جای حضور در عرصه‏ی سیاسی و میدان سیاست است، او فعال و پُرنشاط است؛ آن جایی که در عرصه‏های بین‏المللی باید حضور پیدا کرد- عرصه‏های گوناگون بین‏المللی؛ عرصه‏ی سیاسی، عرصه‏ی فرهنگی، عرصه‏ی ورزشی- او در آنجا، مظهر عزت ملت و کشور خود است. با این روحیه، با این احساس، در آنجا حاضر می‏شود؛ آن جایی که جای علم است، جای تحقیق است، جای صبر کردن بر مشکلاتِ نوآوری علمی است، از جان و ذهن خودش مایه می‏گذارد؛ آن جایی که جای پول خرج کردن است، اگر پولی دارد، پول خرج می‏کند. این، بسیجی است.

شما در بدنه‏ی ارتش، در بخش‏های مختلف مشغول کار خواهید شد. هرکدام از شما دارای مسئولیت سنگینی هستید و سنگینی این مسئولیت به تناسب اهمیت و ارزش ارتش جمهوری اسلامی ایران و به طور کلی نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی است. همچنان که نیروهای مسلح در نظام جمهوری اسلامی مظهر قدرت و عزت ملی و توانایی دفاع از کُلیت و هویت ملت هستند- این حقیقتی است که امروز بحمد اللّه در نیروهای مسلح ما مشهود است- و به تناسب این ارزش والا که برای ارتش جمهوری اسلامی و دیگر نیروهای مسلح وجود دارد، هر فردی از شما هم در هرجا حامل مسئولیت عزت‏آفرینی و قدرت بخشیِ هرچه بیشتر به این مجموعه و به این سازمان هستید.

دو سه سال قبل جمع زیادی از هنرمندها در این حسینیه جمع بودند. به آن‏ها گفتم کدام هنرمند است که از روحیه‏ی حماسیِ پُرشور ملت و جوانهای خودش در مقابل دشمنی که قصد داشت غیرت و عزت این ملت را زیر پاهای خودش لگدمال کند، و از زیبایی خارق‏العاده‏ی آن بتواند بگذرد و این را نبیند. اگر دیدیم هنرمندهای ما این را نمی‏بینند و به آن نمی‏پردازند، باید ببینیم عیب کار کجاست. یا در نگاه هنری، یا در عرضه‏ی درست، یا تأثیراتی که سیاستها و دشمنان در فضای فرهنگی کشور دارند می‏گذارند، مشکلی وجود دارد؛ و الّا چطور ممکن است یک ملت فراموش کند یا نبیند و نفهمد؟ لذا خاطره‏گویی شما و ثبت کردن این حوادث، نقش خیلی زیادی در این مسئله دارد.

نکته‏ی بعد، تأمین عزت ملی است. یک ملت اگر احساس عزت کرد، پیشرفت خواهد کرد و خواهد بالید؛ اما اگر توسری خورد، استعدادها در او خفه خواهد شد. عزت ملی و آنچه را که امروز به آن غرور ملی گفته می‏شود- البته تعبیر «غرور» با توجه به معنای لغوی‏اش خیلی رسا نیست، اما رایج است- باید در ملت تقویت کرد تا احساس عزت و توانایی کند. آنچه مایه‏ی عزت یک ملت است، مثل تُراث عظیم فکری و فرهنگی و علمی در مقابل چشم آن‏ها قرار می‏گیرد؛ شخصیت‏های برجسته‏شان، گذشته‏ی روشنشان، استعداد والایشان.

افرادی به نیابت از دشمنان عزت این ملت سعی کردند جهاد را بدنام کنند. الآن می‏دانید در کشورهایی از منطقه‏ی ما، سعی امریکایی‏ها بر این است که آیات جهاد را از کتابهای درسی بیرون بیاورند؛ اصرار کردند که باید این کار را بکنید؛ بعضی از دولتهای ضعیف و زبون هم این را قبول کردند. می‏خواهند جهاد را از آیات قرآن و تعالیم دینی خارج کنند؛ چون ضامن عزت ملتهای اسلامی و امت اسلامی و بزرگترین سنگر و حصن حصین مقاومت، جهاد فی سبیل الله است. شهادت را به عنوان یک عمل ساده‏لوحانه معرفی کردند، که خود برترین ارزشهایی است که جهاد به دنبال دارد. جهاد وقتی می‏تواند اثر خودش را به‏طور کامل نشان دهد که با دل نهادن به شهادت همراه باشد. جهاد و شهادت، دو فصل بزرگ حرکت بسیجی است. بسیجیان عزیز ما تا امروز پیشرفت‏های خوبی کرده‏اند؛ این پیشرفت‏ها باید همچنان ادامه پیدا کند. مطمئناً این الگو در کشور عزیز ما دنیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد. امروز مسائل ایران با مسائل دنیا مرتبط است. جرم دولت ایالات متحده‏ی امریکا فقط این نیست که ملت ایران را تهدید می‏کند؛ جرم دیگر او این است که منطقه را بی‏ثبات کرده است؛ و ضرر این بی‏ثباتی به همه‏ی دنیا می‏رسد. ما امروز در مقابل تحریکات امریکایی ایستاده‏ایم و در واقع تضمین‏کننده‏ی ثبات این منطقه هستیم؛ این دفاع از هویت ماست؛ دفاع از شخصیت ملی ماست؛ دفاع از دین ماست؛ دفاع از آرمان‏های بلند نظام جمهوری اسلامی است؛ دفاع از منطقه است؛ و به این معنا دفاع از دنیاست.

شما ملت ایران در انقلابتان تقوای الهی را رعایت کردید؛ در دفاع از این انقلاب و از کشور و از اصالتهای اسلامی و دینی و ملی‏تان تقوای الهی را رعایت کردید؛ لذا امروز بحمد اللّه به همان نسبت عزیزید. امروز عزت و اقتدار و عظمت ملت ایران در چشم مردم دنیا و دولتها و حتّی دشمنانش با اکثر کشورهای اسلامی قابل مقایسه نیست؛ این به خاطر تقواست. هرچه کمبود داریم، به خاطر بی‏تقوایی است.

بحمد اللّه انتخابات ملت ایران مایه‏ی آبروی کشور و عزت و سربلندی و اقتدار ملی شد. ملت ایران در این برهه، حرکت بسیار پُرمعنایی را انجام دادند و آثار آن هم در دنیا ظاهر شد. کسانی که اهل سیاست و اهل اطلاع از جریان‏های جهانی هستند، خوب می‏فهمند که من روی چه چیزی دارم تکیه می‏کنم. ملت ایران قدرت خود، اراده‏ی خود، جهت‏گیری و ایستادگی خود را به دنیا نشان داد. امروز بحمد اللّه دولت تقریباً در آستانه‏ی تشکیل شدن است. در مجلس، نمایندگان وظایف و حقوقی دارند؛ رئیس‏جمهور هم وظایف و حقوقی دارد. هر دو طرف باید به وظایف خود عمل کنند و از حقوق خود استفاده نمایند. البته باید بنا بر تفاهم باشد تا کار پیشرفت کند و کار کشور معوق نماند. بعد از تشکیل دولت هم إن شاء اللّه مجلس و دولت بنا بر همکاری داشته باشند و وظایف خودشان را انجام دهند؛ منتها برادرانه.

این انتخاباتی که اتفاق افتاد، خیلی حادثه‏ی بزرگی بود؛ حادثه‏ی شیرینی بود. این همه از چند ماه قبل علیه این انتخابات در دنیا تبلیغات کردند و امیدشان این بود که بیست درصد مردم شرکت می‏کنند؛ این را صریحاً گفتند؛ اما این همت را تصور نمی‏کردند. ما بارها در صحبتهای عمومی و علنی، خطاب به سیاست‏گذاران بلوکهای قدرت جهانی می‏گفتیم به حرف این تحلیل‏گران غلطاندیش و کج‏اندیش که شماها را در باره‏ی وضع ملت ایران گمراه می‏کنند، گوش ندهید؛ زیرا ملت ایران، این نیست که این‏ها می‏گویند. ملت ایران زنده است، ملت ایران مؤمن است، ملت ایران پایبند به مبانی انقلاب است، ملت ایران به دنبال استقلال و به‏ دنبال آرمان‏های انقلاب اسلامی و به دنبال عزت ملی و اسلامی خود هست؛ اما این‏ها باور نمی‏کردند و با تحلیل‏های غلط خودشان نسبت به ملت ایران، حرف زدند و تحلیل کردند و تصمیم گرفتند. ملت ایران در این انتخابات خودش را نشان داد. شرکت بالای مردم، قریبِ سی میلیون؛ و در جمعه‏ی بعد، بیست و هشت میلیون، حادثه‏ی عظیمی است که در این کشور اتفاق افتاد؛ حادثه‏ی بی‏نظیری است. این عزت ملت ایران است؛ این عظمت ملت ایران است؛ عظمت انقلاب است، که همه باید این عظمت را در دنیا بفهمند و منطق ملت ایران را بشناسند و با این محاسبات، با این مردم حرف بزنند و در مقابل این مردم موضع بگیرند. بنده بار دیگر این عظمت را به این ملت تبریک عرض می‏کنم. انتخابات بسیار خوبی بود؛ حرکت بسیار عظیمی بود؛ کار بسیار پرافتخاری بود.

افتخار رأی قریب سی میلیونی برای ملت ایران باقی ماند و هیچ ترفندی از ترفندهای دشمنان نتوانسته و نخواهد توانست این چهره‏ی عزت و افتخارآمیز را از ملت ایران بگیرد؛ ولی به‏هرحال هنوز رئیس‏جمهور انتخاب نشده. امروز با حضور مردم رئیس‏جمهور انتخاب خواهد شد و کار هفته‏ی گذشته تمام خواهد شد و به قول معروف، «کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد.»هرچه مردم بیشتر شرکت کنند و رئیس‏جمهوری که امروز از آراء مردم کسوت ریاست جمهوری را خواهد گرفت، با آراء بیشتری انتخاب شود، برای صیانت کشور، برای عزت ملت ایران و برای پیشبرد هدفهای والای این ملت بهتر خواهد بود و دوست و دشمن روی آن رئیس‏جمهور حساب بیشتری باز خواهند کرد؛ لذا امروز وظیفه‏ی دیگری پیشِ روی ماست و آن این است که ما حتماً شرکت کنیم و رأی بدهیم.

رأی شما که در محیطی آزاد و با حضور سلایق گوناگون و به نامزدهائی با چهره‏ها و گرایشهای متنوع، در صندوق رأی ریخته شد، پیش از هر چیز، رأی به جمهوری اسلامی، رأی به استقلال ملی، رأی به قانون اساسی، رأی به پیشرفت و عدالت و آرمان‏های اسلامی است که در آن، دین و دنیای مردم، و رفاه و معنویت عمومی، و عزت و افتخار ملی تأمین خواهد شد.

به همه‏ی برادران و خواهران و همه‏ی ملت عزیز ایران سفارش می‏کنم که فضای انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. کسانی که به یک نامزد انتخاباتی علاقه‏مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‏ی به او، نامزد دیگر را تخریب نکنند؛ این بین مردم اختلاف و نقار ایجاد می‏کند؛ علاوه بر اینکه تخریب اساساً کار درستی نیست و فایده‏یی هم ندارد. کسی که با تخریب یک نامزد انتخاباتی می‏خواهد آراء او را کم کند، به مقصود خودش دست پیدا نمی‏کند؛ هم یک کار غلط و خلاف منطق و در موارد بسیاری خلاف شرع انجام می‏گیرد، هم فایده‏یی گیر او نمی‏آید. فضا را سالم نگه دارید. شما از نامزدِ خودتان حمایت کنید، دیگران هم از نامزدِ خودشان حمایت کنند و به او رأی دهند. در پیدا کردن نامزد مورد نظر دقت کنید. به کسی گرایش پیدا کنید که به دین مردم، به انقلاب مردم، به دنیای مردم، به معیشت مردم، به‏ آینده‏ی مردم و به عزت مردم اهمیت می‏دهد. بحمد اللّه میدان برای آزمودن و دیدن و شناختن باز است؛ ملت ما هم هشیار است.

ما مثل دولتمردان امریکا جنگ‏طلب نیستیم- آن‏ها جنگ‏طلبند و دنبال جنگند- اما آنجایی که پای عزت این ملت و منافع این کشور به میان بیاید، ما اهل فداکاری هستیم. ما فداکاری را مخصوص آحاد ملت نمی‏دانیم. بعد از قضیه‏ی یازده سپتامبر که به دو برج نیویورک حمله شد، تا دو سه روز از رئیس‏جمهور امریکا و معاونش و دولتمردان درجه‏ی یک خبری نبود؛ گم و گور بودند! ما این‏گونه نیستیم. اگر خدای نخواسته برای این ملت تجربه‏ی تلخ و امتحانی پیش بیاید، خود ما پیشاپیش ملت لباس رزم می‏پوشیم و آماده‏ی فداکاری می‏شویم.

حضور پرعظمت و پرمعنای ملت هوشیار ما در 22 بهمن، سرمای بی‏سابقه امسال و نیز جنگ روانی دشمن و تهدیدهای سخیف او را شکست داد، گرمی دلها و روحیه‏ها و ایمانها، چهره‏ی جوان و پرانگیزه‏ای ملت ما را به نمایش گذاشت و شعارهای پرمغز و پرمضمون آنان، عزت و وحدت ملی را تثبیت کرد، این روحیه و این اتحاد و این ایمان همان گوهر گرانبهایی است که یک ملت را تسخیرناپذیر می‏سازد .

امروز شما ملت در دنیای اسلام عزیزید. می‏بینید که مسئولان کشور شما وقتی به کشورهای دیگر سفر می‏کنند، مردم آن کشورها- که آن مسئول را مظهر و نماد ملت ایران می‏بینند- چه احترامی می‏کنند. نسبت به دیگران، چنین چیزی وجود ندارد. خیلی از رؤسای کشورها به کشورهای مختلف مسافرت می‏کنند؛ اما اینکه مردم کشوری به خیابانها بریزند و به رئیس یک کشورِ دیگر احترام بگذارند و شعارهای شما را با همان الفاظ تکرار کنند، در دنیا بی‏نظیر است؛ هیچ نمونه‏ی دیگری برای هیچ رئیس کشوری وجود ندارد. از اول انقلاب تا الآن این‏طور بوده؛ این به‏خاطر عزت ملت ایران است؛ و این عزت به‏خاطر این است که ملت ایران استقلال خود را با تکیه‏ی به اعتقاد به اسلام و ایمان اسلامی محکم نگه داشت و کوتاه نیامد. برای همین است که با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی دشمن‏اند.

ملت ایران راه خود را با قدرت ادامه می‏دهد. ما راه سازندگی مادی و معنویِ کشورمان را پیدا کرده‏ایم. ملت ایران به برکت اسلام قادر است دنیا و آخرت و اخلاق و معنویت خود را آباد کند. ملت ایران این راه را شناخته و پیش رفته و ایستاده است. در مقابل همین حرفها هم ملت ایران مستحکم‏تر خواهد شد. حضور شما ملت ایران در مقابله‏ی با یاوه‏های دشمنان، در راه‏پیماییِ بیست و دوم بهمن، در انتخابات ریاست جمهوری و در پای صندوقهای رأی، به فضل الهی خودش را نشان می‏دهد. این حضور، قدرت و عزت و عزم ملت ایران را نشان خواهد داد.

ملت عزیز ایران! نمازگزاران عزیز! این وحدت و این یکپارچگی و این تمسک شما به ارزشهای معنوی، بزرگترین دستاوردی است که به شما کمک می‏کند که بتوانید در مقابل‏ افزون‏طلبی و زیاده‏خواهی و تعدی و تجاوز استکبار ایستادگی کنید؛ این را حفظ کنید؛ این بسیار ارزش دارد. همین نمازهای عید، همین اجتماعات عظیم، همین راه‏پیمایی‏های پُرشکوه، همین جوانهای پُرانگیزه و همین ملت آماده‏ی برای حرکت، قیام، دفاع و جهاد در راه اسلام، توانسته است به همه‏ی امت اسلامی عزت ببخشد. عزت و قدرت شما مردم در گرو تمسک به همین وحدت، همین یکپارچگی، همین بصیرت و روشن‏بینی است؛ این را حفظ کنید. مسئولان در خدمت مردم، مردم در کنار مسئولان، همه به فکر مصالح این کشور و این ملت، و همه با اهتمام فراوان به آن چیزی که ضامن اصلی نجات امت اسلامی است، یعنی تمسک به اسلام، باشند که می‏تواند دنیا و آخرت مردم را آباد کند. امروز از خدا بخواهید این روحیه و این ایمان و این نشاط و شادابی را در شما حفظ کند.

نام مبارک شهیدان و نام‏گذاری یک روز از هفته دفاع مقدس به یاد پرخاطره آنان، حامل مضمونی بزرگ است. این کار نمادین بدین معنی است که هیچ ملتی بدون فداکاری قادر نخواهد بود از هویت و عزت و ناموس ملی خود و از ارزش‏ها و باورها و حقوق خود دفاع کند. گریز از عرصه‏هائی که زورگویان و مستکبران جهان بر ملت‏های آزاده تحمیل می‏کنند، سرانجامی جز تحقیر شدن و آنگاه گرفتار شدن در چنبره ستم و تجاوز انسان نخواهد داشت. این درس را ملت رشید و بیدار ما به همه آموخت و در تاریخ ماندگار ساخت. امروز جهاد پرشکوه فلسطینیان مظلوم که با دست خالی، صهیونیست‏های خشن و سنگدل و تا دندان مسلح را عاجز و بیمناک کرده‏اند، ادامه همان درس جاودانه است و پا در گل ماندن نیروهای اشغالگر در عراق، حاصل این سرمشق کارآموز است در آن مرزوبوم.

امروز پس از سالهای متمادی که مسئولیتهای گوناگون و سنگینی داشته‏ام، وقتی تفرّس و دقت می‏کنم، می‏بینم این مردم، همان مردم انقلابند. یک عده به‏عکسِ واقعیت تبلیغ می‏کنند؛ یک عده جوان و جامعه‏ی جوان ما را چشم‏بسته محکوم می‏کنند؛ چرا؟ چون فلان جوان فرقش را از وسط باز کرده، یا زلفش را اینجا ریخته، یا به موی سرش روغن زده؛ این‏ها را کافی می‏دانند برای اینکه نسل جوان ما را محکوم کنند. شما نگاه کنید، ببینید در این چند روز جلوه‏ی حضور جوانانه‏ی مردم چگونه بود؛ که مخصوص این چند روز هم نیست. بنده، کسی نیستم. این مردم برای من این کارها را نمی‏کنند؛ این مردم برای انقلاب و عظمت کشور و عزت این ملت و برای نظام اسلامی این کارها را می‏کنند. قدر این مردم را بدانید؛ خدمت به این مردم را نعمت خدا بشمرید؛ برای مردم کار کنید؛ خدا را حاضر و ناظر بدانید و بدانید هر قدمی که برمی‏دارید، حسنه است. من دیشب به وزرا و معاونان رئیس‏جمهور هم که اینجا آمده بودند و با من جلسه داشتند، گفتم هر قدمی که شماها برای خدمت به این مردم برمی‏دارید، یک حسنه و یک صدقه‏ی جاریه و یک اقدام خداپسندانه است.

شما عزیزان من بدانید که این کار بزرگ و معجزه‏آسا؛ یعنی قیام یک دولت اسلامی و مستقل، آن هم در این منطقه‏ی بسیار حساس عالم- که حقیقتاً کار نشدنی بود- نشد، جز به کمک و پشتوانه‏ی همین اخلاصها و همین صفاها. به اوضاع کشورهای عربی، کشورهای حاشیه‏ی خود ما و مجموعه‏ی کشورهای اسلامی نگاه کنید و ببینید که اگر بخواهد تلاشی در این کشورها صورت بگیرد که اندکی با منافع قدرتهای مسلط عالم اصطکاک داشته باشد، چطور جنجال و غوغا درست می‏کنند و چطور مانع از هرگونه حرکتی می‏شوند که به نفع عزت ملیِ این کشورهاست. به اطراف خودتان نگاه کنید؛ این عراق را ببینید- بقیه‏ی کشورهای اسلامی را نمی‏خواهم نام بیاورم- این پدیده‏ها را که انسان مشاهده کند، آن وقت می‏فهمد که کشوری مثل ایران در قلب این منطقه‏ی حساس، آن هم با داشتن این همه ذخایر مادی و معنوی- که همیشه یک بهشت گمشده برای استعمارگران بود و هرجا که دست پیدا می‏کردند، برای آن‏ها یک موهبت عظما محسوب می‏شد- و درحالی‏که این کشور یکسره پایتخت اقتدار منطقه‏ییِ امریکا محسوب می‏شد، چطور ناگهان تبدیل شد به قله‏یی از مقاومت و احساس عزت و اسلام‏خواهی و مقابله‏ی با زورگویی و کامجویی و زیاده‏طلبی امریکا. این یک معجزه است؛ اصلًا قابل تصور نبود؛ اما این معجزه اتفاق افتاد. معجزه‏های اجتماعی برخلاف معجزه‏ی اژدها شدنِ عصای موسی است؛ چون آن‏طور معجزه‏ها ربطی به اراده‏ی انسان ندارد؛ اما معجزه‏های اجتماعی به‏طور مستقیم به اراده‏ی انسانها ارتباط پیدا می‏کند؛ «انّ اللَّه لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم».

بسیار جلسه نورانی و مالامال از اخلاص و صفاست. طبیعت جلسه‏ای که تشکیل شده از جوانان بسیجی؛ پسران و دخترانی که سرمایه‏ی بسیار باارزش جوانیِ خودشان را به‏طور داوطلبانه به میدان آورده‏اند تا از آن برای خدا، اسلام، پیشرفت کشور و عزت ملت ایران استفاده کنند و همچنین جوانانی که سربازان گمنام انقلاب و امام هستند- که نام مناسبی بر روی آن‏هاست- یعنی برادران و خواهران مشغول در مجموعه‏ی اطلاعات کشور، طوری است که اگر انسان در چنین جمعی تموّج صفا و اخلاص را مشاهده کند، چیز شگفت‏آوری نیست.

ما امروز یک الگو را به دنیای اسلام ارائه کردیم؛ الگوی مردم‏سالاری دینی، الگوی استقلال و عزت ملی. امروز دنیای اسلام علیه امریکا در طول بیست و پنج سال بسیج شده‏اند و ملتها مرگ بر امریکا می‏گویند. مرگ بر امریکا را چه کسی می‏گفت؟ غیر از جمهوری اسلامی و غیر از ملت ایران چه کسی می‏گفت؟ امروز همه دارند می‏گویند. ما با بمب اتم پیش نرفتیم. پیروزی در صحنه‏های عظیم و تاریخی و ماندگار که با این سلاحها حاصل نمی‏شود. امروز رژیم صهیونیستی مگر بمب هسته‏یی ندارد؟ آن‏طور که نقل می‏کنند، دویست یا شاید سیصد کلاهک هسته‏یی الآن در داخل انبارهای رژیم صهیونیستی هست؛ اما رژیم صهیونیستی الآن چند سال است که در برابر طرف مقابلش که تفنگ هم ندارد و فقط سنگ دارد؛ البته سنگِ همراهِ با اراده و سنگِ با پشتوانه‏ی ایمان، عاجز مانده است. مسأله‏ی ما مسأله‏ی بمب هسته‏یی نیست؛ ما بمب هسته‏یی را می‏خواهیم چه‏کار کنیم. وانگهی وقتی از بمب هسته‏یی استفاده می‏کنند، فقط آن‏هایی که دشمن هستند کشته نمی‏شوند، بلکه کسانی هم که دشمن نیستند، کشته می‏شوند و این برخلاف عقیده‏ی ماست؛ برخلاف ممشی و روش ماست. بمب هسته‏یی که برّ و فاجر را می‏برد؛ خوب و بد را از بین می‏برد؛ تر و خشک را باهم می‏سوزاند، کار نظام اسلامی نیست.

شما، نماینده و عصاره و خلاصه‏ی ملت هستید. موضع‏گیری شما در مسائل سیاسی و بین‏المللی، به یک معنا حاکی از موضع‏گیری ملت ایران است. این موضع‏گیری، دوگونه می‏تواند باشد: گاهی می‏تواند دشمن را به دخالت بیشتر امیدوار کند؛ او را نسبت به نظام اسلامی، گستاخ و طلبکار و فزون‏طلب و به زیاده‏خواهی تشویق کند؛ می‏تواند هم درست بعکس باشد؛ احساس کند که در ملت ایران و نمایندگان او، صلابت، ایستادگی، آگاهی به منافع و مصالح، ایستادگی بر سر منافع ملی و مصالح ملی، و ناسازگاری با کسانی وجود دارد که همه‏ی همتشان این است که منافع ملی را به بازیچه بگیرند و راهی برای سیطره‏ی بر این ملت پیدا کنند. امروز مشکل ما با دشمنانی که در دنیا با آن‏ها دعوا داریم، این است؛ برادران و خواهران عزیز! یک نقطه‏ی پُرفایده و پُرسود در یک نقطه‏ی بسیار حساس از لحاظ سوق‏الجیشی- سیاسی و نظامی- در دنیا به نام ایران وجود داشته و سالهای متمادی در قبضه‏ی قدرتهای مستکبر بوده است- یک روز روسیه، یک روز انگلیس، یک روز هم امریکا- بعد این ملت آمده با اتکاء به یک اندیشه و یک فکر و یک اراده، این کشور را از چنگال این‏ها خلاص کرده؛ این‏ها می‏خواهند دوباره سیطره پیدا کنند؛ همه‏ی دعوا بر سر این است. ما با کسی دعوا نداریم. ما به کسی که می‏خواهد دوباره بر ما سیطره پیدا کند، می‏گوییم نخیر، غلط می‏کنی؛ اجازه نمی‏دهیم. منازعه‏ی نظام اسلامی با کسانی که در پی چالش با این نظامند، سر این قضیه است؛ مشکل دیگری نیست. همه‏ی کشورهای دنیا در تعامل باهم، چالشهای قهری و طبیعی دارند- این‏ها که مهم نیست- آنچه مهم است، این است که ملت ایران و نظام اسلامی ایستاده است و می‏خواهد از هویت و استقلال و عزت ملیِ خود دفاع کند. عده‏یی می‏خواهند بر این اراده و عزم دست‏اندازی کنند؛ دعوا سر این است. مجلس در این دعوای اصولی، اساسی، تعیین‏کننده و سرنوشت‏ساز باید جایگاه روشنی داشته باشد؛ چون شما نماینده‏ی این ملتید. این ملت را در انتخابات می‏بینید، در تظاهرات و راه‏پیمایی‏ها می‏بینید، در شعارها می‏بینید، در درخواستها و مطالبات می‏بینید؛ می‏بینید این ملت، کیست و چیست. مجلس باید آینه‏ی تمام‏نمای اقتدار ملی و عزت ملی و ایستادگی بر سر منافع مالی و مقابله‏ی با سلطه‏جویان و سیطره‏خواهانِ جهانی و بین‏المللی باشد. این‏ها ظرفیتهای مهمی است که مجلس دارد.

تعبیر «ذوب در ولایت» را غالباً مخالفان شماها- کسانی که می‏خواهند نکته‏گیری کنند و مضمونی بگویند- به کار می‏برند؛ و الّا بنده این حرف را از آدم‏های حسابی کمتر شنیده‏ام. بنده نمی‏فهمم معنای ذوب در ولایت را. ذوب در ولایت یعنی چه؟ باید ذوب در اسلام شد. خود ولایت هم ذوب در اسلام است. روزی که شهید صدر گفت «در امام خمینی ذوب شوید؛ همچنان که او در اسلام ذوب شده است»، تنها شاخص صحت راه، شخص امام بود؛ نه قانون اساسی بود، نه جمهوری اسلامی بود، نه نظامی بود، نه دستگاهی بود. در صحنه‏ی آشفته‏ی هواها و جریانها و خطوط مختلف، یک قامتِ برافراشته و یک علمِ سرافراز وجود داشت و او امام بود؛ شهید صدر می‏گفت در او ذوب شوید. راست هم می‏گفت؛ ذوب در امام، ذوب در اسلام بود. امروز این‏طوری نیست. ذوب در رهبری، ذوب در شخص است؛ این اصلًا معنا ندارد. رهبری مگر کیست؟ رهبری هم باید ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبری در سایه‏ی این است که او ذوب در اسلام و ذوب در همین هدفها بشود؛ پایش را یک‏قدم کج بگذارد، ساقط می‏شود. هیچ‏کس در شخص و در جهت ذوب نمی‏شود؛ در آن هدفها باید ذوب شد؛ در اسلام باید ذوب شد؛ در اهداف والای اسلامی- که خدای متعال برای ما معین کرده- باید ذوب شد؛ در واقع در ملت باید ذوب شد. به این هدفها و به آن نقطه‏ی اوج و والا چشم بدوزید. اسلام، عزت ملی، استقلال، عدالت اجتماعی و کم کردن فاصله‏ها بین طبقات جامعه؛ امروز ما به این‏ها خیلی نیاز داریم. یک قانونِ شما می‏تواند شکاف بین فقیر و غنی را عمیق‏تر کند؛ می‏تواند هم مقداری این را جمع کند. باید دنبال این باشید که این فاصله را کم و این شکاف را پُر کنید.

نمایندگان مردم در مجلس وظیفه‏ی سنگینی در این باره بر عهده دارند. گفتار و عمل آنان باید یکپارچگی ملت، عزت ملی، ایمان و امید و تلاش، بیداری و آگاهی، اخلاق و فضیلت و آزادگی و عزم و اراده‏ی پولادین را برای کشور به ارمغان آورد. چنین مجلسی بی‏شک، عصاره‏ی فضائل و بطور طبیعی در رأس امور خواهد بود.

ثبات کشور و ثبات نظام اسلامی، بزرگترین فرصتی است که امروز در اختیار ملت ایران و مسئولان قرار دارد. دشمنان می‏خواهند کشور ثبات خود را از دست بدهد. در یک کشور بی‏ثبات، نه کار علمی می‏شود کرد و نه کار اقتصادی؛ نه کار فرهنگی می‏شود کرد و نه می‏توان از حقوق ملت دفاع کرد؛ همچنان که نمی‏شود عزت ملت را در دنیا حفظ کرد. این ثباتی که امروز در این کشور وجود دارد، به برکت ابراز اقتدار ملت ایران در مراحل گوناگون است. همین‏که شما در راه‏پیمایی‏ها آن‏طور حضور پیدا می‏کنید؛ در پای صندوق انتخابات علی‏رغم تلاش دشمنان و بوق‏های تبلیغاتی بیگانه آن‏طور با اخلاص وارد می‏شوید، نشان‏دهنده‏ی اقتدار ملی است و این اقتدار ملی پشتوانه‏ی ثبات کشور و نظام اسلامی است. البته مراکز استکباری عالم دوست ندارند کشور ما باثبات باشد؛ می‏خواهند تلاطم در کشور ایجاد کنند. بدانید، و می‏دانید، که همه‏ی تلاش خود را می‏کنند برای بحران‏آفرینی؛ ایجاد تلاطم و ایجاد آشوب؛ همچنان که کردند. در تابستان سال 82 همه‏ی دستگاه‏های جاسوسی وابسته به صهیونیسم و امریکا بسیج شدند برای اینکه کشور را به آشوب بکشند؛ اما آگاهی و هوشیاری مردم و تلاش مجاهدت‏آمیز خدمتگزاران آن‏ها، دست رد به سینه‏ی همه‏ی این توطئه‏ها زد و نگذاشت. من بارها عرض کرده‏ام که دشمن از دشمنی خود دست نمی‏کشد، مگر وقتی‏که احساس کند دشمنی بی‏فایده است. امروز شما ملت ایران در نظر مستکبران عالم ملتی هستید که به‏وقت، بجا و به‏هنگام، آنچه را که نشانه‏ی اقتدار ملی است، به ظهور می‏رسانید و نشان می‏دهید؛ این را شناخته‏اند. همین آگاهی و هوشیاری و آمادگی شما، توطئه‏های چندساله‏ی فرهنگی و سیاسی دشمن را باطل کرد و از بین برد. خوابها دیده بودند؛ توطئه‏ها کرده بودند؛ ولی آگاهی شما، توطئه‏های دشمن را نقش‏برآب کرد. امروز دشمنان ملت ایران که هدفشان این بود که کشور را به تلاطم و آشوب دچار کنند و برادرکشی به راه بیندازند؛ هدفشان این بود که در بین مسئولان جنگ و اختلاف ایجاد کنند، به بن‏بست رسیده‏اند

در روزی که مزین به نام مبارک شهید است، مخلصانه‏ترین سلام و درود خود را به روح مطهر شهیدان والامقام تقدیم می‏دارم و فضل و رحمت الهی را برای آنان مسئلت‏ می‏کنم. در حقیقت همه‏ی روزهای دهه‏ی فجر روز شهید است، زیرا همه‏ی دستاوردهای انقلاب اسلامی مرهون مجاهدت و صبر شهیدان و خانواده‏های مکرم آن‏ها است. امروز عزت و استقلال ملت ایران و پیشرفتهای مادی و معنوی کشور که مردم و مسئولان ما آن‏ها را بحق، مایه‏ی افتخار خود می‏دانند و بدان می‏بالند، به برکت جان‏فشانی‏های بهترین فرزندان این مرزوبوم در راه استقرار نظام اسلامی و دفاع از ارزشهای آن به دست آمده است. مسئولان کشور باید خود را امانت‏دار این ودیعه‏ی الهی بدانند و با همه‏ی توان خود در پاسداری از آن بکوشند. همان دشمنانی که رزمندگان و مردان و زنان رشید و فداکار ما، جان عزیز و گرامیترین عزیزان خود را در مقابله با آنان به میدان آوردند، امروز هم در کمین نشسته‏اند. اندکی غفلت ما به تسلط دشمن خواهد انجامید و سرمایه‏ی بزرگ ملت ایران را به هدر خواهد داد. همه باید در راه آبادی و سربلندی ایران و حاکمیت اسلام، تلاش کنیم و روح شهیدان و قلب مبارک حضرت ولی اللّه الاعظم أرواحنا فداه را خشنود سازیم إن شاء اللّه.

ملت ایران ملتی است مستقل، آزاد، هوشمند و به شدّت به هویّت ملی و اسلامی خود علاقه‏مند؛ از هرگونه تهدیدی به شدّت بیزار و متنفّر و غیر پذیرای دخالت خارجیها و سلطه‏ی بیگانه؛ ملتی آقا و عزّتمند که هرکس با این ملت از در صلح و مسالمت و دوستی و تعامل معمولی وارد شود، با ملتی خوب، پذیرا و علاقه‏مند روبه‏رو می‏شود؛ اما اگر کسی بخواهد به این ملت زور بگوید، تهدید کند، قصد سلطه‏ی بر آن را داشته باشد و دائم چنگ و دندان به آن نشان دهد، معلوم است که این ملت، ملتی نیست که زیر بار کسی برود.

در دنیای قانون جنگل، هر ملتی باید به فکر خودش باشد و خود را تقویت کند. اگر به عزّت، شرف، استقلال و به هویّت انسانی خود معتقد است، باید در خود قدرت دفاع‏ به وجود آورد. البته بخشی از این قدرت، دفاع مادّی و سلاح و نظامی است؛ اما این قدرت، معنوی و وحدت ملی است؛ همکاری و همدلی مردم با مسئولان کشور است؛ تلاش مسئولان کشور برای بهروزی مردم است؛ حفظ وحدت مردم است، و در کنار این‏ها آمادگیِ بهترین و برترین و شجاعترین جوانان برای دفاع از کشور، ارزشها، استقلال و عزّت ملی است. وارد خوب میدانی شده‏اید و خوب هدفی را انتخاب کرده‏اید. جوانی شما در بهترین جهت و رویکرد به کار می‏رود. این را قدر بدانید و در سازندگی مادّی و معنوی، روحی و جسمی و نظامی و تقوایی خود هرچه بیشتر بکوشید. خدای متعال نگاه رحمتش بر آن ملتی است که خودسازی، اراده و حرکت کند.

نظام جمهوری اسلامی و کشور عزیز و بزرگ و غنیِ طبیعی ما در تحوّلات جهانی، هم با فرصتهایی مواجه است، هم با تهدیدهایی. ما فرصتهای زیادی در پیش روی خود داشتیم و داریم. برای مسئولان مهم‏ترین مسئله این است که از همه‏ی فرصتهایی که پیش می‏آید، با حفظ عزّت ملی، برای پیشرفت کشور- هم از لحاظ مادّی و هم از لحاظ معنوی- استفاده کنند. هدف جمهوری اسلامی فقط این نیست که با ارقام و اعداد، تولید ناخالص ملی را در مجموع رقم بالایی نشان دهد؛ این کافی نیست. ما معتقدیم در کشور باید عدالت باشد و ثروت ملی میان همه‏ی مردم تقسیم شود. این آرزوی بزرگ ماست و برای آن تلاش و مبارزه می‏کنیم.

مجلس جایگاه بسیار مهمّی است؛ خانه‏ی ملت است؛ تجلّیگاه عزّت ملی ماست؛ می‏تواند عزّت اسلامی و عزّت ملی ما را به دنیا نشان دهد؛ تأمین‏کننده‏ی منافع عمومی است. با قوانین مجلس است که مسئولان می‏توانند حرکت کنند و پیش بروند. مجلس می‏تواند حافظ امنیت ملی باشد؛ می‏تواند سدّ مستحکمی در برابر تعرّض دشمنان و طمع‏ورزی بیگانگان باشد. خصوصیات یک مجلس مطلوب این است. وقتی مردم در انتخابات شرکت کنند و با چشم باز و با بصیرت، کسی را که شرایط لازم را در او می‏بینند، انتخاب کنند و به مجلس بفرستند، مجلس خواهد توانست چنین نقش بزرگی را ایفا کند. مجلس- همان‏طور که امام فرمودند- عصاره‏ی فضایل ملت است. وقتی مردم در انتخابات بیشتر شرکت کنند، کارآمدی و اعتبار مجلس بیشتر می‏شود و توان خدمت‏رسانی پیدا می‏کند.

اوّلًا باید بگویم که این‏گونه حوادث در کشور نباید به‏هیچ‏وجه وسیله‏ی بگومگو و اختلاف بین مسئولان، آحاد یا جناحهای کشور شود؛ از این پرهیز کنید. ایشان درست گفتند که نقد و انتقاد و ... ایرادی ندارد، و حتّی برخی از بی‏تابی‏هایی که انسان در این قضیه از دانشجویان، آحاد مردم و یا بعضی از مطبوعات دید که دغدغه داشتند، خوب هم هست و نشان‏دهنده‏ی این است که روی عزّت و استقلال ملی در جامعه، حسّاسیت زیاد است؛ اما هیچ‏کدام از این‏ها نباید به دعوا، اختلاف و کشمکش منتهی شود. آنچه اهمیت دارد این است که شما نخبگان و مسئولان و بخصوص افرادی که تریبون دارند و نقششان بسیار مهمّ است- چه مجلس، چه مطبوعات، چه نمازهای جمعه و چه بقیه‏ی جاها- بدانند که وقتی کشور با چنین مسأله‏ای- که یک مسئله از دهها و صدها مسأله‏ای است که کشور با آن مواجه می‏شود- روبه‏رو می‏گردد، بدترین روش این است که خود این مسئله در داخل به وسیله‏ای برای بگومگو تبدیل شود؛ این خیلی بد است.

ما در هرجا حرکتی کرده باشیم که به نقطه‏ای برسد که به منافع جمهوری اسلامی خدشه و تردید وارد شود، همان‏جا آن حرکت را بدون هیچ تردیدی قطع می‏کنیم. بنابراین ما راههای مسالمت‏آمیز و همراه با عزّت جمهوری اسلامی را برای حفظ کشور و این دستاورد طی می‏کنیم، که خطّ قرمزش این است که بخواهند در امور داخلی ما دخالت کنند. اگر بخواهند بگویند «ما می‏خواهیم اطمینان پیدا کنیم» ما حرفی نداریم و همین کاری که تا الآن اتّفاق افتاده است، بعد از این هم همین کار در حدّی انجام خواهد گرفت. البته تصمیم‏گیریِ نهایی، طبق قانون بر عهده‏ی مجلس شورای اسلامی است و بعد هم شورای نگهبان که بایستی آن را با شرع و قانون بسنجد. تاکنون دولت هیچ تصمیمی نگرفته و نمی‏تواند هم بگیرد؛ الآن مسئولان محترم، کارِ مقدّماتی انجام داده‏اند. آنچه که تاکنون مسئولان محترم- چه آقای دکتر روحانی و چه آقای رئیس‏جمهور و مسئولان دیگر- حقیقتاً زحمت کشیدند، این است که با دقّت و ملاحظه‏ی جوانب، کار کرده‏اند و حواسشان جمع است که کاری برخلاف مبانی و اصول انجام نگیرد. بنده هم مطّلع هستم و هرجا احساس کنم که برخلاف ضوابط، اهداف و عزّت ملی و جهت‏گیریِ نظام اسلامی کاری انجام می‏گیرد، مطمئنّاً نخواهم گذاشت و جلوش را می‏گیرم. البته تاکنون چنین مسأله‏ای پیش نیامده و به فضل الهی امیدواریم بعد از این هم بتوانند با همه‏ی جهات، این کار را پیش ببرند.

تا دو روزِ دیگر اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی در مالزی تشکیل می‏شود و رئیس‏جمهور عزیز ما هم به آنجا می‏رود و إن شاء اللّه خواهد درخشید. توقّع و انتظار ما از کشورهای اسلامی و از این کنفرانس این است که مرعوب اخم امریکا نشوند. در محیط رعب نمی‏شود تصمیم‏گیری کرد. سران کشورهای اسلامی اگر مرعوب امریکا باشند، نمی‏توانند دنبال مصالح خود حرکت کنند و طبق مصلحت تصمیم بگیرند. همه‏ی سعی امریکا این است که این‏ها را بترساند؛ همه‏ی سعی این‏ها هم باید این باشد که از امریکا نترسند. هم از چهره‏ی خشم‏آلود امریکا مرعوب نشوند، هم به چهره‏ی امریکا که در جاهایی لبخند منافقانه می‏زند، غرّه نشوند و بدانند که استکبار جز جهان‏خواری و سلطه‏ی بر منابع انسانی و حیاتی ملتها هدفی ندارد و برای او ملتها هیچ ارزشی ندارند. اگر ملتها و دولتهای اسلامی، اصلی را که ملت ایران با کمال عزّت و قدرت برای خود محترم شمرد، محترم بشمارند، استکبار نمی‏تواند هیچ کاری در این منطقه بکند. ملت ایران از زن و مرد و جوان و پیر، نشان دادند که پولادین و با عزم و اراده و ایمان هستند.
این مطلبی که شما گفته‏اید و در شعارنوشته‏های خودتان نوشته‏اید که:
زنجانِّلر قان وِرَر
انقلابا جان وِرر
کاملًا درست است. آن را تصدیق می‏کنیم و از بن دندان باور می‏کنیم و می‏دانیم که: «زنجانی قان وِرَر، اما عزّتنی، استقلالنی، اسلامنی ویرمز». این عزّت و قدرت معنوی و عزم ملت ایران است که ما امروز یک نمونه‏ی آن را در زنجان می‏بینیم.

با دلی سرشار از تکریم و ستایش، به روح شهیدان عزیز درود می‏فرستم و نام و یاد بلندآوازه‏ی آنان را گرامی می‏دارم. این مردان خدا با دلهائی که به ایمان و اخلاص و شجاعت، مزیّن بود، کشور و ملت خود را در یکی از بزرگترین حوادث تاریخی، از مهلکه نجات دادند و تهدیدی را که می‏توانست به ذلت و اسارت ایران و شکست اسلام بینجامد، دفع کردند. آنان با فداکاری دلاورانه‏ی خود بیداری اسلامی را در جهان تداوم بخشیدند و پرچم پیروزی اسلامی را که با انقلاب بزرگ ملت ایران به اهتزاز درآمده بود برافراشته نگاه داشتند. دشمن بعثی که بسود هدفهای استعماری غرب، به کشور ما هجوم آورده بود، از دلیران مؤمن و غیور ما شکست خورد و پس از هشت سال، سرافکنده در پشت مرزهای خود متوقف گشت. ملت ایران در این آزمون مرگ و زندگی، بهای سنگینی پرداخت ولی استقلال و عزت ملی و هویّت اسلامی خود را که برای ملتها از همه چیز گرانبهاتر است حفظ کرد و پرچم بیداری اسلامی را که دنیای اسلام به آن چشم دوخته است، سربلند نگاه داشت.

آنچه بنده در وضع کنونی برای خودم احساس تکلیف کرده‏ام و می‏کنم و به مسئولان کشور هم توصیه می‏کنم، این است که ما میدان مجاهدت را رها نکنیم؛ مجاهدت در صحنه‏هایی که طبق تشخیص و فهم درست مسائل، بر ما تکلیف است. این مجاهدت، مهم‏ترین راهِ برون‏رفت از مشکلات است. باید مجاهدت و تلاش کرد؛ همچنان که تداوم مجاهدت و مبارزه در دوران اختناق رژیم طاغوت، توانست ما را از مشکلات عظیمی که آن روز بر کشور ما حاکم بود و ما را احاطه کرده بود، خارج کند؛ همچنان که مجاهدت دائم در دوران جنگ، توانست تهدید عظیمی را که به کشور ما متوجّه بود، از کشور برطرف کند؛ همچنان که در تمام طول بیست‏وپنج‏ساله‏ی پُر ماجرای عمر انقلاب، تداوم مبارزه و ایستادگی در مقابل مشکلات گوناگون، تنها راه علاج و برون‏رفت از مشکلات بوده است. خداوند فرموده است: «و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»، «و من‏ جاهد فإنّما یجاهد لنفسه». این مجاهدت، تنها راهی است که ما در پیش داریم و بحمد اللّه ملت، مسئولان، طبقه‏ی جوان و عناصر مؤمنِ بی‏شماری که در جامعه‏ی ما هستند، آماده‏ی این مجاهدتند؛ فقط ما باید نگذاریم در عزم خودمان فتوری به وجود آید.
این مجاهدت، در میدانهای گوناگونی است که اهمّ آن‏ها یکی مجاهدت در راه حفظ استقلال کشور و عزّت ملی در برابر سیاست توسعه‏طلبی و انحصارطلبی‏ای است که امریکا در نگاه چندساله‏ی اخیر خود به دنیا دارد. این انحصارطلبی و تجاوزگری، به کشورهای دنیای اسلام یا کشورهای شرق یا محیط خاورمیانه اختصاص پیدا نمی‏کند؛ ناظر به همه‏ی دنیاست. امروز حتّی اروپاییها هم احساس می‏کنند که از سوی امریکا مورد تعرّض و تجاوز اقتصادی، فرهنگی و سیاسی قرار گرفته‏اند و این یک واقعیت است. بخشی از این سیاست توسعه‏طلبی و تجاوزطلبی متوجّه به منطقه‏ی ما و کشور ماست. در این میدان باید هوشیارانه مجاهدت و مقاومت کرد و نگذاشت استقلال کشور آسیب ببیند و عزّت ملی پایمال شود. عزّتی را که امروز به برکت اسلام و با مجاهدت مردم برای کشور به وجود آمده است، باید با همه‏ی وجود حفظ کرد؛ این یکی از میدانهای مجاهدت است.

جوانان خوزستان و اهواز از جمله مجموعه‏های کم‏نظیری هستند که تأثیر خود را در حراست از استقلال کشور، انقلاب اسلامی و عزّت ملی نشان داده‏اند؛ این را ما در اهواز و مناطق اطراف آن و در سرتاسر خوزستان شاهد بوده‏ایم. هنوز هم در میان چهره‏های بسیار درخشانی که من از طول دوران دفاع مقدّس در یاد دارم، چند چهره‏ی برجسته‏ی اهوازی وجود دارند که یاد آن‏ها را هرگز فراموش نمی‏کنم. امیدواریم خداوند متعال شما جوانان برومند را با توفیقات و نورانیّت و فیض خود جزو ذخیره‏هایی قرار دهد که إن شاء اللّه پایه‏های نظام اسلامی و استقلال کشور و عزّت این ملت را مستحکم خواهید کرد.

امروز صهیونیسم و امریکا به شدّت از اسلامِ شما مردم وحشت دارند. دشمنی آن‏ها با اسلام به خاطر نماز و روزه نیست، بلکه با اسلام از آن جهت دشمنند که ملت خود را با عزّت، با قدرت و برخوردار از استقلال می‏کند. این موضع آن‏ها را آزار می‏دهد. آن‏ها ملتها را توسری‏خور می‏خواهند. آن‏ها از استقلال ملتها می‏ترسند و می‏خواهند ملتها به استکبار وابسته باشند. آن‏ها می‏خواهند منافع ملتها را چپاول کنند. اسلام نمی‏گذارد؛ با اسلام به این دلیل دشمنند. در غیر این صورت اگر کسانی با نام اسلام در خدمت آن‏ها باشند و منافع خود را در خطر نبینند، خیلی هم با اسلام دشمنی نمی‏کنند. آن‏ها از اسلام می‏ترسند، چون اسلام مانع از سوءاستفاده‏های آن‏ها می‏شود و جلوِ چپاولشان را می‏گیرد.

این حرکت مردم عزیز و هوشیار تبریز- یعنی زنده نگه داشتن نام و یاد بیست و نهم بهمن- حقّاً و انصافاً یک حرکت آگاهانه و ناشی از بیداری است. سیاستهای اقتدارطلب جهانی، همه‏ی سعی خود را متمرکز کرده که یادگارهای انقلاب و نشانه‏های غیرت دینی و غیرت ملی مردم را زیر آواری از جنجالهای تبلیغاتی خود پنهان کند و از یادها ببرد. اما دلهای بیدار و جانهای آگاه و هوشیار، درست نقطه‏ی مقابل آن سیاست شیطانی عمل می‏کنند؛ یعنی چیزهایی را که پرچم عزّت و افتخار این ملت است، بر سرِ دست نگه می‏دارند. بیست و نهم بهمن از این قبیل است و شما با این حرکت خود- آمدن این راه طولانی و اجتماع در اینجا- این نام و یاد را زنده نگه می‏دارید. این حقیقتاً بیداری است.

ملت، اسلام و انقلاب و نظام خود را دوست دارد. هرگاه مشکلاتی- چه مشکلات اقتصادی و چه مشکلات اجتماعی- در سطح جامعه وجود داشته باشد، دشمن سعی می‏کند این‏ها را به پای انقلاب بگذارد. ملت ایران هوشیارانه می‏داند که سهل‏انگاریها و کوتاهیهایی که ممکن است بعضی از مسئولان در هر بخشی داشته باشند، به انقلاب ربطی ندارد. انقلاب پرچم عزت این ملت است و ملت این پرچم را در دستِ استوار خود محکم نگه خواهد داشت و به فضل پروردگار تسلیم امام زمان أرواحنا فداه و عجّل الله فرجه خواهد کرد.

انقلاب به فضل الهی و به نیروی این ملت در سال پنجاه و هفت پیروز شد. جبهه‏ی مقابل انقلاب و اسلام که وابسته به همان دشمنان بیرونی بود، سرشکسته و مأیوس شد و عقب نشست؛ اما آیا از معارضه و دشمنی کردن و از انتقام کشیدنِ از انقلاب و ملت ایران منصرف شد؟ ابداً. دشمن در یک رویارویی ممکن است شکست بخورد و عقب‏نشینی کند؛ اما کمین خواهد گرفت، مواظبت خواهد کرد و حوادث را رصد خواهد نمود تا در یک فرصت مناسب حمله کند و انتقام بگیرد. جوانان غیور و مؤمنِ این مرزوبوم از هر قشری، از روحانی و دانشجو و کاسب و کارگر و کشاورز همه باید متوجّه باشند. همه‏ی آن‏هایی که دل‏بسته‏ی دین و شرف خود و عزّت ملی و استقلال کشور هستند، باید مراقب و مواظب باشند. دشمن ممکن است در یک برهه شکست خورده باشد و خورد. دشمن در مراحل متعدّد شکست مفتضحانه‏ای هم خورد؛ اما این دشمن کمین می‏گیرد، از غفلتها استفاده می‏برد و حمله می‏کند. حمله‏ی دشمن هم همیشه نظامی نیست. دشمن ممکن است حمله‏ی فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و حمله‏ی امنیتی کند یا در دستگاه‏های حسّاس نفوذ نماید. لذا ملت باید همیشه هشیار باشد. مسئولان به‏طور مضاعف بایستی هشیار باشند. بخصوص که امید دشمنان اسلام و این انقلاب به این بوده و به این است که مردم را از نظام اسلامی مأیوس کنند و این‏طور قلمداد نمایند که نظام اسلامی نمی‏تواند. درحالی‏که نظام اسلامی بهتر از همه‏ی نظامها می‏تواند مشکلات و گره‏ها را برطرف کند. نظام اسلامی بود که به این ملت که در طول قرنهای متمادی همواره زیر پنجه‏ی نظامهای استبدادی دست و پا می‏زد، آزادی داد بدون اینکه این آزادی حقوق عمومی و آسایش عمومی را از بین ببرد و پایمال کند.

یادبودها و خاطره‏هایی که در طول سال، ملتها آن‏ها را به عنوان روز ملی یا جشن ملی بزرگ می‏شمارند، باید در خود مضمونی نهفته داشته باشند. هرچه این مضمون عمیق‏تر باشد، آن روز برای آن ملت از جنبه‏ی نمادین اهمیت بیشتری دارد. با این حساب، روز سیزدهم آبان حقیقتاً یک روز مهمّ است. این روز به عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار» نام‏گذاری شده است. مسئله، مسأله‏ی استکبار است؛ بحث یک دولت یا یک رژیم خاص نیست. البته امروز در دنیا مظهر استکبار- با همان معنای زشت و نفرت‏انگیزش- امریکاست، و الّا مسأله‏ی دشمنی با یک نژاد یا با یک ملت یا با یک کشور نیست. مسئله این است که هر ملتی برای خود عزّت و شخصیّتی دارد و مایل نیست قدرتهای بیرونی، با اتّکاء به زور یا فریب، آن عزّت را بازیچه قرار دهند. هر ملتی ثروتی دارد و مایل نیست که آن ثروت چپاول شود.

ملت باید وحدت خود را حفظ کند. دو بسیج عمده در این کشور لازم است: اوّل، بسیج مردم، بخصوص جوانان است. باید برای آماده‏سازی خود و احیای عزّت کشور و ملت و برافراشته نگهداشتن پرچم اسلام بسیج شوند؛ چون همه‏ی مشکلات این کشور در سایه‏ی اسلام و عمل به قوانین اسلام حل خواهد شد. جوانان خودسازی کنند- هم خودسازی علمی، هم خودسازی اخلاقی و معنوی و دینی، هم خودسازی جسمی- و روحیه و امید خود را برای دفاع از این کشور حفظ نمایند که این سرمایه‏ی بسیار بزرگی است؛ نقطه‏ی مقابلِ آن چیزی است که دشمن مایل است در ایران اتّفاق بیفتد. در اجتماعات مختلف و در برخوردهایی که بحمد اللّه با نسل جوان و قشر جوان دارم و آنچه از مسائل جوانان منعکس می‏شود، می‏بینم که در جوانان ما بحمد اللّه این استعداد و آمادگی وجود دارد. برخلاف خواست دشمن، اکثریت جوانان ما آماده هستند که هروقت و هرطور لازم باشد، از کشور و نظام و دین و شرف و عزّت ملی خود دفاع کنند. اجتماعات مردمی، همین را نشان می‏دهد.

همه‏ی کسانی که علم را تحصیل می‏کنند، باارزشند و هرکدام از جوانان ما در هر رشته‏ای، دانش را زیور وجود و فعّالیتهای دوران زندگی خود قرار می‏دهند، برای کشور یک ذخیره و مغتنم است؛ اما بعضی از دانشجویان و بعضی از مراکز تحصیلی از جهاتی ارزش و امتیاز دارند و شما از این قبیل هستید. فرق است میان کسی که دانش را تحصیل می‏کند و از آن برای تأمین زندگی خود بهره می‏برد- که این هم البته باارزش است- و کسی که دانش را تحصیل می‏کند تا برای کشور و در خدمت امنیت ملت، آن را به کار ببرد. در میان کسانی هم که دانش را برای مصلحت کشور و امنیت ملت به کار می‏برند، آن‏هایی که صفوف پُرخطرتر را انتخاب کرده‏اند، بیشتر مورد ستایش قرار می‏گیرند. علاقه و محبّت من به افسران جوان و دانشجویان رشته‏های نظامی بدین خاطر است. برای یک ملت، درس عزّت و افتخار از حسین بن علی علیه‏السّلام درس گرانبهایی است. میدانهای گوناگونی هم برای بروز دادن عزّت و افتخار ملی وجود دارد؛ اما جوانمردانی که در نیروهای مسلّح همچون حصارهای مستحکمی از کشور و ملتشان حراست می‏کنند، چهره‏های زیباتری از عزّت و افتخارات ملی را به نمایش می‏گذارند. شما جوانان عزیز قدر این موقعیت والا را بدانید. همه‏ی کسانی هم که جسم و جان و نیرو و استعداد خود را برای سربلندی کشور و اسلام و نظام اسلامی مصرف می‏کنند، قدردان این موقعیت والا را باشند.

بار دیگر فرارسیدن روز شهیدان در هفته‏ی دفاع مقدس، دلها را به یاد عزیزترین فرزندان ملت ایران به تپش می‏افکند و خاطره‏ی همیشه زنده‏ی این زندگان جاوید را جلوه‏ای تازه می‏بخشد. ملت ما استقلال و عزت خود را مرهون خون پاک رادمردانی است که سرمایه‏ی حیات و نشاط خود را به آرمان‏های والا و ارزشهای متعالی نظام اسلامی تقدیم کردند و پرچم اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را که به دست امام و امت به اهتزاز درآمد، برافراشته نگاه داشتند.

اکنون رژیم آمریکا با روشی متکبرانه و زبانی آمیخته به زور و تزویر، منطقه‏ی خاورمیانه را به تهاجمی خونین و آشوبی سهمگین تهدید می‏کند. آماج این ستیزه‏گری نظامی و تبلیغاتی در وهله‏ی اوّل عراق، و در پی آن همه‏ی این منطقه است و هدف آن به تسلیم و تمکین کشاندن هر قدرت مستقل و به تسخیر در آوردن همه‏ی منابع حیاتی در این بخش از جهان است، حتی دوستان و همپیمانان سنتی و همیشگی آمریکا نیز، امروز همین تلقی را از تحرک نظامی و رسانه‏ای آمریکا دارند.این را باید بزرگترین گرفتاری بشریت امروز دانست که کشوری متکی به زر و زور، خود را از همه‏ی بنیادهای اخلاقی و قراردادهای بشری رها بداند و بی‏مهار به سلطه‏جویی و استیلاطلبی بپردازد. این همان مفهوم واژه‏ای عمیق و پرمعنای استکبار است که فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی آن را به زبدگان و روشن‏فکران جهان معرفی کرد. در کشاکش این حوادث بزرگ تنها نیرویی که قادر است هیمنه قدرت استکباری را در هم بشکند و قدرتهای شیطانی متکی به سلاح را عقب براند نیروی ملتها است. هر نظام سیاسی که توانسته باشد به ملت خود تکیه کند و سرچشمه‏ی ایمان و اعتماد به نفس و وحدت ملی را میان آنان جوشان سازد، خواهد توانست در برابر چنین ستیزه‏گری‏ها و زورگویی‏ها مقاومت کند و لبه‏ی تیغ زورگویی را با صخره‏ی مستحکم خود کُند سازد. ملت بزرگ ایران اکنون از این موهبت‏ها برخوردار است. شما جوانان برومند می‏توانید در امتداد عزّت و افتخار ملت خود نقش‏های سازنده و مؤثر ایفا کنید.

چرا باید ملت ایران را در پیمودن راه شرف و عزّت و اعتلایی که در پیش گرفته، مردّد کرد؟! این قدر مسئولان دلسوز و علاقه‏مند تلاش و کار می‏کنند؛ بدنه‏ی عظیم مسئولان در سطوح مختلف تلاش می‏کنند؛ چقدر اخلاصها وجود دارد که بنده و امثال بنده کوچک‏تر از آن هستیم که بتوانیم به این همه اخلاص و کار مخلصانه احاطه پیدا کنیم؛ فقط خدا می‏داند. انسان همه‏ی این‏ها را ندیده بگیرد و روی آن‏ها خط بطلان بکشد و تمام دستگاه را زیر سؤال ببرد! این‏ها دیگر همان چیزهایی است که خدای متعال باید انسان را از بعضی از لغزشها محفوظ بدارد. باید از خدا خواست که انسان دچار لغزش نشود. هرچه آدم بالاتر باشد، لغزش او خطرناک‏تر است. باهم خوب و مهربان باشید؛ به هم حُسن ظن داشته باشید؛ به مسئولان نظام حُسن ظن داشته باشید. ما گفتیم با فساد مبارزه می‏کنیم- این یک نقطه‏ی روشن در نظام است- اما عدّه‏ای می‏خواهند این را به نقطه‏ی تاریک تبدیل کنند و بگویند فساد همه جا را گرفته است. نه آقا! فساد همه جا را نگرفته است. باید با فسادِ کم هم- هرجا بود- مبارزه کرد. ممکن است روزنامه‏ای بردارد یک مورد فساد را درشت کند؛ مگر همه جا فساد هست؟ فساد در گوشه‏هایی وجود دارد. انسانها لغزش دارند و دچار گناه می‏شوند؛ باید با این گناه مبارزه کرد. ما وقتی گناهکاریم که با فساد- و لو کمِ آن- مبارزه نکنیم؛ چون گسترش پیدا خواهد کرد. مبارزه با فساد لازم است؛ اما ناامید کردن مردم که بگوییم فساد همه جا را گرفته، یک خطای واضح و ناشی از نادانی و فریب‏خوردگیِ کسانی است که آدم می‏داند خودشان آدم‏های مغرضی نیستند؛ مغرضان که جای خود دارند.

ملت ما یک ملت باعزّت است؛ به استقلال و عزّت و کرامت خود اهمیت می‏دهد و تحقیر و اهانت را از کسی قبول و تحمّل نمی‏کند. هیچ رژیمی در دنیا حق ندارد ملت ایران را به خاطر مواضع مستقلّش مورد اهانت و تحقیر قرار دهد.

کسانی که به عزّت مردم ایران و استقلال کشور و شرف و کرامتی که این ملت برای آن ارزش قائل است، اهمیت نمی‏دهند، آن روز و امروز و در طول سالها، همیشه با توصیه‏های ناجوانمردانه و بُزدلانه‏ی خود سعی کرده‏اند ملت ایران را ذلیل و ضعیف کنند؛ همیشه هم تکیه‏شان به این است که ما نمی‏توانیم! در دل خودشان ضعف موج می‏زند؛ اما این را به ملت ایران نسبت می‏دهند. در دل خودشان فروغ ایمان نیست؛ این را به مردم مؤمن نسبت می‏دهند. این جفای به مردم مؤمن است. ملت ما ثابت کرده آنجایی که پای شرف، کرامت و دفاع از ارزشهای کشور و ارزشهای والای اسلامی در میان است، از همه‏ی توان خود استفاده و دشمن را مغلوب می‏کند.

عدّه‏ای با دستشان به پای خود رشته‏هایی را می‏بندند و گره‏هایی را به وجود می‏آورند؛ خود را از قابلیت استفاده برای این ملت و آرمان‏های او می‏اندازند و بعد هم اسلام و نظام اسلامی و احکام اسلامی را متّهم می‏کنند. ناجوانمردی از این بیشتر؟! بعضی در دلِ خود احساس ضعف می‏کنند، یا چشم‏غرّه‏های امریکا آن‏ها را می‏ترساند، یا وعده‏های امریکا و امثال امریکا دل ضعیف و ناتوانشان را به خود جذب می‏کند؛ لذا به سمت امریکا می‏کشند. آن‏گاه ملت و جوانان مؤمن و مدیران باایمان و باصفای کشور را متّهم می‏کنند که این‏ها نمی‏توانند؛ بنابراین ناچاریم برویم تسلیم امریکا شویم! کسانی که دم از مذاکره‏ی با امریکا می‏زنند، یا از الفبای سیاست چیزی نمی‏دانند، یا الفبای غیرت را بلد نیستند؛ یکی از این دوتاست. در حالی که دشمن این‏طور اخم می‏کند، این‏طور متکبّرانه حرف می‏زند، این‏طور به ملت ایران اهانت می‏کند، تصریح هم می‏نماید که می‏خواهد علیه این نظام و این کشور و منافع آن اقدام کند، عدّه‏ای در اینجا ذلیلانه و زبونانه می‏گویند: چه کار کنیم؛ برویم، نرویم، نزدیک شویم، با آن‏ها صحبت کنیم، در خواست کنیم، خواهش کنیم؟! این اهانت به غیرت و عزّت مردم ایران است؛ این نشانه‏ی بی‏غیرتی است؛ این سیاستمداری نیست. سعی می‏کنند رنگ و لعابی از فهم سیاسی به کار خود بدهند؛ نه، این درست ضدّ فهم سیاسی است.

تهدید دشمنان این ملت و کشور- چه تهدید نظامی و چه تهدید سیاسی- برای این کشور چندان حائز اهمیت نیست و برای این ملت تهدید واقعی به حساب نمی‏آید. این ملت یک ملت شجاع است که طعم عزّت و استقلال را چشیده است. این جوانان- که عمده‏ی نسل امروز ما را تشکیل می‏دهند- هرگز بیگانه‏ای را بر کشور خودشان مسلّط ندیده‏اند؛ لیکن زمان ما این‏گونه نبود. نسل ما در دورانی چشم باز کرد که بر اثر ضعف حکومتها در داخل کشور، نیروهای اشغالگر خارجی همه‏کاره بودند. در مشهدِ ما نیروی بیگانه‏ای از یک دولت، در آذربایجان نیروی بیگانه‏ای از دولت دیگر؛ در خودِ تهران هم نیروهای بیگانه‏ی دیگری از دولتهای مختلف حضور داشتند. بعد هم که به ظاهر نیروهای نظامیشان را خارج کردند، نفوذهای سیاسیشان را بجا گذاشتند. نسل گذشته‏ی شما فضای کشور را این چنین دیده بود؛ مسئولان کشور، سرسپرده و مطیع بیگانگان بودند؛ لیکن نسل امروز این‏طور نیست. نسل امروز، ملت، کشور، مسئولان، حکومت و نظام خود را همیشه آزاد، سربلند، مستقل و عزیز می‏بیند؛ همه‏ی نمادهای کشور را دارای نشانه‏های استقلال دیده و به خود می‏بالد؛ این نسلی است که از تهدید دشمن نمی‏هراسد. لذا این تهدیدها برای کشور خطر جدّی نیست.

امروز در جمهوری اسلامی اگر بخواهیم سعادت این کشور تأمین شود و مردم عزیز ایران با تواناییهایی که خدای متعال در جوهر این کشور و این ملت قرار داده، به تمنّیات و آرزوهای مشروع خود برسند، باید همان خط را دنبال کنیم و دین و دنیای خود را از روی آن حکومت، الگو بگیریم: سیاست ناآلوده‏ی به اغراض و امیال و شهوات؛ سیاست الهام‏گرفته از دین و اخلاق؛ سیاستی که در شکل‏دهی آن، منافع عمومی ملت بر منافع شخصی و گروهی و قومی و منافع بیگانگانی که همه‏ی دنیا را برای خود می‏خواهند، ترجیح پیدا کند؛ سیاستی که در آن، دنیا و زندگی و معیشت مردم، در کنار عزّت، اقتدار ملی، آبروی جهانی، فرهنگ متعالی، پیشرفت علمی، معنویّت، فضیلت، دین و اخلاق تأمین شود. ما امروز این را لازم داریم و این به وسیله‏ی حاکمان و زمامدارانی تأمین می‏شود که با میل و انتخاب و خواست و عاطفه‏ی جوشان و برطبق عقیده‏ی مردم بر مسند مسئولیت نشسته‏اند و کارها را دنبال می‏کنند. این می‏شود نمونه‏ی کامل. اگر ما در جمهوری اسلامی این خط و این راه را دنبال کنیم- که به توفیق الهی، این کار، هم عملی است؛ هم نمونه‏ها و تجربه‏ی آن را در طول این بیست و سه سال، مسئولان کشور به دست آورده‏اند و هم مورد علاقه‏ی مردم است- آن‏گاه خدا راضی می‏شود؛ مردم اعتماد بیشتری پیدا می‏کنند و اقتدار نظام دنبال می‏شود.

پاسخ ما این است که ملت ایران به برکت اسلام، عزّت و استقلال و یکپارچگی و وحدتی را که به دست آورده و راه روشنی را که انتخاب کرده است، از دست نمی‏دهد؛ با اتّکای به همین یکپارچگی و وحدت و قدرت درونی و ملی و تاریخ کهن و ارزشهای ماندگار و پایدار اسلامی و با توکّل به خدای متعال، این راه را ادامه می‏دهد؛ در مقابل تهدیدها می‏ایستد و می‏داند کسی که بخواهد تیغ خود را با این صخره‏ی مستحکم تجربه کند، جز شکسته شدن آن تیغ، سرنوشتی برای او متصوّر نیست.

ملت ما امروز در دنیا به عنوان ملتی که استقلال و شرف ملی و آرمان‏ها و خواستهای خود را قربانی خواستهای قدرتهای استکباری نخواهد کرد، شناخته شده است. از اوّلِ انقلاب اسلامی، آن چیزی که بیش از همه، قدرتهای زیاده‏خواه و سلطه‏طلب دنیا را نسبت به این انقلاب و این نظام حسّاس کرد و به موضع‏گیری انداخت، همین روحیه بود. احساس کردند این نظام، این حکومت و این ملت، آن حکومت و ملتی نیست که با اشاره‏ی یک قدرت بزرگ- چه امریکا و چه شورویِ آن روز- حاضر باشد از حرف و راه و منافع و عزّت خود دست بکشد؛ چون این روحیه را اسلام به آن‏ها داده بود؛ چون ایمان آن‏ها پشتوانه‏ی آن بود. آن قدرتها، با اسلام و ایمان این مردم دشمنی کردند؛ و الّا اگر اسلامشان، اعتقاد خشک و بی‏روحی بود که در عمل و رفتار و انگیزه‏ها و هدف‏گیریها و رفتار سیاسی و ملی این‏ها اثر نمی‏گذاشت، می‏توانستند از اسلام هم به‏راحتی اغماض کنند.

آن‏ها در دفاع از آزادی و دمکراسی دروغ می‏گویند؛ به دلیل اینکه در طول تاریخ سی، چهل سال گذشته‏ی سیطره‏ی امریکا بر بسیاری از کشورهای دنیا، همیشه پشتیبان‏ دولتها و قدرتهای مستبد- ولی مطیع آن‏ها- بوده‏اند. در ایران هم این‏گونه بود. حکومت شاه، حکومتی مستبد و غیر انسانی بود که بویی از مفاهیم دمکراسی و امثال این‏ها نبرده بود؛ اما تسلیم آن‏ها و در اختیارشان بود. نفت ایران متعلّق به آن‏ها بود؛ سیاستهای نفتی صددرصد منطبق با اراده‏ی آن‏ها بود؛ حضور آن‏ها در سرتاسر مراکز قدرت در ایران، محسوس بود؛ ارتش در پنجه‏ی اقتدار آن‏ها قرار داشت؛ منابع مالی، صددرصد مورد استفاده‏ی آن‏ها و در اختیارشان بود؛ لذا شاه مستبد، فاسد، رشوه‏بگیر و بی‏اعتنای به مصالح ملی، از نظر آن‏ها مطلوب و مقبول بود. آن‏ها این را می‏خواهند. آن‏ها حکومتی را که به خاطر منافع ملی به آن‏ها پاسخ نمی‏دهد، به خاطر شرف ملی تسلیم آن‏ها نمی‏شود، به خاطر عزّت ملی و هدفهای ملت خود به آن‏ها اعتنا نمی‏کند، دوست نمی‏دارند؛ بنابراین با او کینه‏ورزی می‏کنند؛ آن‏گاه خود را پشتِ پرچم دمکراسی و آزادی پنهان می‏سازند. این منطق در دنیا، شکست خورده است. چنین منطقی، منطقی نیست که امروز دنیا آن را بپذیرد و بپسندد و هواداران آن منطق بتوانند به توفیق خود امیدوار باشند. قدرتهای پوشالیِ تهی از معنویّت و فکرِ درست و جهت‏گیری‏های انسانی، اگر به بیش از اسلحه‏ای که امروز با آن مجهّزند، مجهّز باشند، راه به جایی نخواهند برد.

یکی از ثمرات عظیم بسیج این است که به برکت آن، سپاه پاسداران از یک سازمان کوچک و محدود، به یک سازمان رزمیِ کارآمد و وسیع تبدیل شد و توانست آن امتحانهای سرافرازکننده را در طول دوران جنگ تحمیلی و پس از آن در مقابل چشم ملت ایران از خود نشان دهد. اگر این گیاه پُربرکت و پُرثمر در این سرزمین نمی‏رویید، یقیناً سرنوشت جنگ غیر از آن چیزی بود که پیش آمد. جنگ را به ما تحمیل کردند تا بتوانند ملت ایران را تحقیر کنند؛ اما بسیج با حضور قدرت‏مندانه‏ی خود- که نشانه‏ی عزّت ملت ایران بود- عملًا عکس این را نشان داد و ثابت کرد. جنگ را تحمیل کردند تا نظام مبارک جمهوری اسلامی را به ناتوانی در اداره‏ی مرزهای کشور متّهم کنند؛ اما بسیج با حضور در سازمانهای نیروهای مسلّح و با فداکاری عمومی، موجب استحکام هرچه بیشتر پایه‏های نظام جمهوری اسلامی شد. معلوم شد که مسأله‏ی دفاع از مرزها در ایران اسلامی، مانند اغلب کشورهای دنیا نیست که فقط متّکی به نیروهای سازمان‏یافته باشند- که گاهی ممکن است کارآمد باشند، گاهی هم نباشند- بلکه به اراده‏ی ملت ایران متّکی است.

امام مانند هرکسی که با اسلام آشناست، معتقد بود- و امروز هم ما معتقدیم- که سعادت و رفاه و آزادگی و عزّت یک ملت و نیز عدالت و تکیه به مردم- به معنای واقعی کلمه- در سایه‏ی احکام اسلام تأمین می‏شود. آن‏هایی که شعار عدالت و مردم‏سالاری دادند، نشان دادند که نمی‏توانند حقوق و منافع مردم را عادلانه تأمین کنند؛ اما اسلام می‏تواند این کار را بکند. تکیه‏ی بر اسلام، به معنای ایمان عمیق امام بزرگوار به رسالت اسلام بود؛ یعنی امروز اسلام می‏تواند ملتها را نجات دهد. لذا هم در تدوین قانون اساسی و هم در تمام رهنمودهایی که امام در طول ده سال زندگی مبارک خود به ملتهای مسلمان داد، بر روی اسلام تکیه کرد و همین موجب شد که نظام جمهوری اسلامی با وجود دشمنیهای بی‏اندازه‏ی قدرتهای جهانی، در میان ملتهای مسلمان، هم طرف‏داران بی‏شماری پیدا کند و هم در آن‏ها شوق و امید و انگیزه به وجود آورد و حرکت اسلامی را در سرتاسر جهان اسلام زمینه‏سازی کند. امروز هم اگر نظام جمهوری اسلامی و مسئولان و رؤسای این نظام در دنیا عزّت و آبرویی دارند، به برکت اسلام است. چه آن‏هایی که در دنیا به اسلام معتقدند و چه حتّی آن‏هایی که به اسلام معتقد نیستند، عزّتی که برای جمهوری اسلامی و مسئولان آن قائلند، به خاطر اسلام است. آن‏هایی هم که به اسلام معتقد نیستند، نقش و نفوذ و تأثیر و اقتدار اسلامی را می‏شناسند و می‏دانند و آن کسی که مظهر این اقتدار است، در چشمشان دارای عظمت و جلال است.

اگر امروز این ملت، عزّت و اقتدار و امنیّتی دارد و اگر دانشگاه و کارخانه و دولت و دستگاه‏های گوناگون کشور این فرصت را دارند که به کارهای روزمرّه‏ی معمولیِ خودشان برسند؛ این به برکت همین جنازه‏های از راه رسیده‏ای است که در تفحّصها پیدا شده‏اند. این‏ها رفتند دشمن را بیرون کردند؛ این‏ها رفتند عزّت ملی را تأمین کردند؛ این‏ها رفتند ننگ تسلّط چکمه‏پوشان دشمن بر مرزها را از چهره‏ی این ملت عزیز ستردند و پاک کردند. بنابراین قدرشناسی از این‏ها لازم است. هرکس که در این کشور زندگی می‏کند، باید خودش را مدیون شهدای عزیز بداند. این کاروانی که می‏آید، جزئی از این مجموعه‏ی عظیم شهداست؛ همه‏ی ما وظیفه داریم به این‏ها احترام کنیم.

وظایف فراوانی بر عهده‌ی رئیس‌جمهور است. عمده‌ی این وظایف دو چیز است. البته از همه‌ی ظرفیتها و قابلیتها و استعدادهایی که در این کشور وجود دارد، باید استفاده شود. همه‌ی نیازهای این کشور- نیازهای امروز، حتّی زمینه‌ی نیازهای فردا- باید در تصمیم‌گیری‌ها دیده شود. باید عدالت، محور و اساس باشد. باید امنیتِ همه‌جانبه مورد توجّه باشد؛ امنیّت اجتماعی، امنیّت اقتصادی، امنیّت فرهنگی، امنیّت آبرویی. مردم در نظام جمهوری اسلامی باید احساس کنند که جان و مال و فرزندان و ناموس و فکر و عقیده و سرمایه‌گذاری و فعّالیت اقتصادیشان برخوردار از امنیّت است. بهداشت مردم، عزّت و هویّت ملی مردم، ارتقای علمی کشور، کارآمدی دستگاه اداری و فسادزدایی از آن، در قانون اساسی وجود دارد. این‌ها وظایف مهمی است که باید وجهه‌ی همّت قرار گیرد. البته همه‌ی این وظایف در چهار سال ریاست جمهوری قابل عمل نیست؛ بسیاری از این‌ها در بلند مدّت محقّق می‌شود و در دوره‌های‌ متعدّد، افرادی باید این کارها را پی‌بگیرند تا به نتایجی برسد؛ منتها جهت‌گیری باید این‌ها باشد.

همه‌ی اینها متوقف به این است که دستگاه اداره‌کننده‌ی اینها از توانایی مالی برخوردار باشد. متوقف بر این است که آحاد مردم در کشور - که می‌خواهند پشتیبان دولت باشند - احساس گشایش اقتصادی کنند. پس مسأله‌ی اقتصادی در امنیت و فرهنگ و عزت و برجستگی حرف سیاسی در کشور و در حضور جهانی تأثیرگذار است. مسأله‌ی اقتصادی بسیار مهم است. در اسلام پرداختن به امور اقتصادی مردم جزو اوجب واجبات حکومتهاست. پیغمبر اکرم - طبق روایت - فرمود: «کاد الفقر ان یکون کفرا». مضمون این حرف، آن است که ما آمده‌ایم به مردم ایمان بدهیم؛ اگر نتوانی نانشان را به‌راحتی به دستشان برسانی، ایمانشان از آنها گرفته خواهد شد. واقع قضیه هم همین است. مسأله‌ی فقرزدایی و روان کردن کار اقتصادی در کشور، از جمله مسائل بسیار مهم است؛ مسأله‌ای است که هر کس ان‌شاءالله رئیس جمهور شد، باید گشایش و پیشرفت امور اقتصادی کشور و بر طرف کردن مشکلات مردم را سرلوحه‌ی برنامه‌های خود قرار دهد.

اقتدار ملی یعنی چه؟ اقتدار ملی دست قدرت‏مندی است که مجموعه‏ی نیروهای فعّالِ قوای سه‏گانه در تشکیل آن سهم دارند و باید وظیفه‏ی خودشان را با شجاعت و اقتدار و امید و بدون رودربایستی و با همکاریِ کامل انجام دهند. یک ملت اگر اقتدار ملی داشته باشد- اقتدار در زمینه‏ی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و سازماندهی دولتی- مشکلات مادّی و معنوی‏اش حل خواهد شد. اگر فرضاً مسئولی در بخش امنیت، کار خود را خوب انجام دهد، مردم احساس عزّت و اقتدار می‏کنند. اگر مسئولی در بخش اقتصاد تلاش کند و کارآمدیِ خود را نشان دهد- پول ملی را تقویت کند، تورّم را مهار کند، در جامعه رونق اقتصادی به وجود آورد و طبقات محروم را از حقوقی که متعلّق به آن‏هاست، برخوردار نماید- مردم احساس اقتدار و توانایی می‏کنند. خودشان را در آن مسئول، مشاهده و ملاحظه می‏کنند و او را مظهر خودشان به حساب می‏آورند. وقتی در عرصه‏ی بین‏المللی، مسئولان کشور، با عزّت و سربلندی و استغناء در مجامع جهانی شرکت می‏کنند و حرف حقِّ خودشان را با شجاعت بر زبان می‏آورند و در معامله و مبادله‏ی با دولتها، منافع ملی را مدّ نظر می‏گیرند و مصالح را ملاحظه و به نفع کشور کار می‏کنند، ملت که در جریان این کارها قرار می‏گیرد، احساس اقتدار می‏کند.

خودِ انتخابات، مظهر اقتدار ملی است. اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات، آرای فراوان خود را به میدان آورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگترین مظهر اقتدار و عزّت ملی است. امیدوارم که خداوند متعال این توفیق را به مسئولان بدهد تا انتخابات خوبی را برگزار کنند و ملت عزیزمان در این انتخابات، با شور و هیجان و شعور کامل- که بحمد اللّه از آن برخوردار هستند- شرکت کنند و یک‏بار دیگر عزّت و رشادت خود را به دنیا نشان دهند.

در حقیقت، نیروهای مسلّح در هر کشوری باید نماد غیرت و عزّت مردم آن کشور باشند؛ اما همه جا این حقیقت تحقّق خارجی ندارد. در بسیاری از کشورها و میان خیلی از ملتها، نیروهای مسلّحشان نه فقط مظهر عزّت ملی و غرور ملی و غیرت ملی نیستند، بلکه نقطه‏ی مقابل آن هم قرار می‏گیرند. یک روز در کشور ما هم متأسفانه مطلب از این قرار بود؛ یعنی نیروهای مسلّح نه فقط عزّت این ملت را نشان نمی‏دادند، بلکه سعی و تلاش و برنامه‏ریزی می‏شد که نیروهای مسلّح، حافظ منافع بیگانگان و دیگران باشند. بدنه‏ی نیروهای مسلّح خون دل می‏خوردند؛ افسران شریف و پاک‏دامنی آن روز هم رنج می‏بردند؛ اما این برنامه‏ریزیها می‏شد؛ چون قدرت متمرکزِ مداخله‏جویِ مستکبرِ جهانی این‏طور خواسته بود و با پشتوانه‏ی زر و زور و سلاح و انواع روشهای تزویرآمیز، خواسته‏ی خودش را بر خیلی‏ها تحمیل کرده بود. امروز هم در بسیاری از جاهای دنیا این‏طور است.

پاسداران، کسانی هستند که در حسّاس‏ترین لحظات تاریخ ملی ما، از همین دانشگاهها و از همین دبیرستانها و از لابلای قشرهای مردم بیرون آمدند، در صف مستحکمی قرار گرفتند و مردانه و شجاعانه نقش ایفا کردند. یعنی آن جمعی از دانشجویان و دانش‏آموزان که در یک دوره‏ای مثل دوره‏ی انقلاب، مثل دوره‏ی بسیار حسّاس و خطرناک بعد از انقلاب، مثل دوران جنگ تحمیلی آماده شدند و همّت کردند که نقش سازنده و قوی ایفا کنند، همین پاسدارانند. همین سردارانی که امروز شما ملاحظه می‏کنید، در اوایل انقلاب جوانانی بودند در همین سنینی که امروز دانشجویان ما و بعضاً دانش‏آموزان ما هستند؛ جوانانی پُرشور، آگاه، شجاع، دارای احساس سرشار دینی و انقلابی، همراه با گذشت. در همان دوران، جوانان دیگری هم بودند این‏ها تنها جوانان کشور که نبودند که یا این شجاعت را نداشتند، یا به این اندازه ایمان در آن‏ها قوی نبود و یا به کارهای دیگری از کارهای کشور سرگرم بودند و در این میدان خطیری که این سربازان حقیقی اسلام و انقلاب و جان‏برکفان وارد شدند، نیامدند. پس این جوانان شجاع و آگاه یکی از اصلی‏ترین عناصر عزّت ملت و کشور و سربلندی و تأمین آینده‏ی کشور و نظام ما محسوب می‏شوند؛ که در حساس‏ترین برهه‏ها، حقیقتاً مردانگی هم نشان دادند. کاری هم‏ که کردند، فقط اعمال و ابراز یک ایمان پُرشور و عاشقانه نبود البته این بود، اما فقط این نبود بلکه در همان حال، با فکر خودشان، با مغز خودشان، با تلاش استعدادی و انسانی خودشان، توانستند کارهای شگفت‏آوری را بیافرینند. بسیاری از این تاکتیکهای نظامی ما، خیلی از کارهای بسیار وسیع عملیاتی ما در میدان جنگ، خیلی از کارهای اطّلاعاتی ما که منجر به انهدام دشمن شد چه در بخش جنگ و چه در بخش اطّلاعات و کارهای ضد امنیّتی دشمن کار همین جوانها بود. این‏ها نه معلّمی، نه دوره‏های آموزشی‏ای در این زمینه‏ها نداشتند؛ اما با احساس نیاز و فشارآوردن بر استعدادهای درونی خودشان، ناگهان مثل چشمه‏ای جوشیدند و کارهای شگفت‏آوری کردند. البته خطرات زیادی هم تهدیدشان کرد؛ اما آن خطرها نتوانست این‏ها را از میدان خارج کند. در واقع می‏توان گفت، برای هر نسل جوانی، پاسداران ما که خودشان جوانانی بودند در دوره‏های جنگ و در این میدان پُرخطر یک الگوی زیبا و جذّابند.

حرف امروز و حرف همیشه‏ی من به جناحها و شخصیتهای سیاسی در این کشور این است که در مقابل دشمن به‏گونه‏ای نباشید که او احساس کند از این طریق می‏تواند در دل انقلاب رخنه‏ کند و نفوذ خودش را گسترش دهد. اگر من گاهی از بعضی از اشخاص یا بعضی از مطبوعات در این کشور گله کردم، به خاطر این است. کاری نکنند که این احساس را به دشمن بدهند که می‏شود از اینجا در داخل نظام رخنه کرد و نفوذ خود را گسترش داد؛ که گفتیم هرچه دشمن نفوذش بیشتر بشود، عزّت ملی، اقتدار ملی، عظمت ملی و تأمین آینده‏ی کشور ضعیف‏تر خواهد شد. نسبت این‏ها، نسبت معکوس است. اگر کسی به دشمن میدان می‏دهد؛ اگر کسی روز سیزده آبان را که روز اعلام خصومتهای امریکاست تبدیل به روز ذلّت در مقابل امریکا می‏کند و اگر کسی به جای استحکامِ وحدت ملی، دائم در فکر تفرقه است، یقین بدانید می‏خواهد نفوذ دشمن را زمینه‏سازی کند. پس این شخص نمی‏تواند ادّعا کند که طرف‏دار وحدت ملی و مصالح ملی است. این بسیار بد است که در نظام اسلامی عدّه‏ای دل به دشمن بدهند؛ اکتفا به این هم نکنند، به تکرار حرفهای دشمن بپردازند؛ به این هم اکتفا نکنند، مقدّسات نظام را زیر سؤال ببرند؛ به این هم اکتفا نکنند، همان کاری را که دشمن می‏خواهد، عیناً انجام دهند؛ یعنی آن ایمان را که شرط اوّلی بود در مردم متزلزل کنند؛ آن شجاعت و اعتماد به نفس را در دل جوانها از بین ببرند؛ تیشه بردارند به دیواره‏ی این نظام بزنند، تا رخنه ایجاد کنند! این کارها را بکنند، بعد نظام با آن‏ها برخورد کند و طبق قوانین، مجرمشان بشناسد؛ که مجرم شدن در نظام اسلامی، یک لکّه‏ی ننگ ابدی است، مگر آنکه «الّا الّذین تابوا و اصلحوا و بیّنوا»؛ کسی توبه کند؛ چیزی را که افساد کرده، اصلاح کند؛ ابهامی را که ایجاد کرده، تبدیل به تبیین کند؛ خطای گذشته‏ی خودش را روشن کند؛ آن وقت خدای متعال از او خواهد گذشت و جرمش تبدیل به صلاح می‏شود. ولی مادامی که این کارها را نکرده، یک مجرم است؛ آن وقت کسانی برخلاف قانون، به حمایت از این مجرم بپردازند که این جزو بدترین کارهاست!
بدترین عادتها در یک کشور همین است که دستگاه‏های مختلف کشور، یکدیگر را متّهم کنند. این معنی ندارد؛ این اصلًا انسجام و اتّحاد دستگاه‏های اداره‏کننده‏ی کشور را مختل می‏کند. یک مجموعه وقتی کامل است و وقتی می‏تواند کار کند که دستگاه‏هایش یکدیگر را تکمیل و به هم کمک کنند. نه اینکه فلان دستگاه همه‏اش به فکر این باشد که بهمان دستگاه را از حیّز اعتبار بیندازد؛ بهمان دستگاه هم همه‏اش به فکر این باشد که فلان دستگاه را نابود و بدنام کند. اینکه نمی‏شود. کسی که مجرم است، مجرم است؛ البته به قدر جرم خود مجرم است نه بیشتر. جرمها یک اندازه نیستند. این‏طور نیست که وقتی کسی جرمی انجام داد، یک سیئه همه‏ی حسنات را از بین ببرد؛ نه، آن هم نیست؛ اما جرم باید جرم محسوب شود. آن رفتار و عملی که طبق قانون و طبق قاعده و روش صحیح، تشخیص داده شده که جرم است و صاحبش مجرم است، دیگر نباید مورد تشویق و تقدیر و احسنت و آفرین چهار نفر آدم بی‏توجّه قرار گیرد. همین بی‏توجّهی‏هاست که به آینده‏ی کشور لطمه می‏زند. کسی این کارها را بکند، بعد بگوید من به عزّت ملی هم عقیده دارم؛ به سعادت ملت هم عقیده دارم؛ آینده‏ی ملت را هم می‏خواهم! این‏ها باهم نمی‏سازد.

موفّقیت هر ملتی در پیشرفتهای خود، نسبت معکوس با نفوذ بیگانگان و دشمنان در آن کشور دارد. این‏ها نسبتشان متعاکس است؛ یعنی هرگاه بیگانه و یک قدرت خارجی و لو آن قدرت خارجی علناً اظهار دشمنی نکرده باشد نفوذش در بین مردم، قشرهای مختلف و فضای سیاسی بیشتر باشد، این ملت از آینده‏ای همراه با عزّت و همراه با افتخار و تأمین‏شده، فاصله‏اش بیشتر است. نه اینکه با هر بیگانه‏ای باید ستیزه‏گری کرد؛ نه، گاهی هم انسان به خاطر مصالح، با بیگانه‏ای دوستی می‏کند؛ اما به همان بیگانه‏ی دوست هم نباید اجازه داد که در امور داخل این خانه، این خانواده، این کشور و این جامعه بتواند نقش ایفا کند.

ملت ایران به همان اندازه‏ای که به قرآن نزدیک شده است، به عزت نزدیک شده است؛ به نجات نزدیک شده است؛ به رستگاری نزدیک شده است؛ به نصرت نزدیک شده است. راه نجات همه‏ی ملتهای دنیا نزدیکی به اسلام و به قرآن است. راه نجات فلسطین نیز همین است. شما ببینید؛ پنجاه سال است که یک حکومت غاصب در کشور فلسطین تشکیل شده است. در طول این مدّت، مبارزاتی هم انجام گرفت، لیکن به نهایت نرسید. چرا؟ چون در این مبارزات، دین خدا، ایمان اسلامی و حکم قرآنی ملاک نبود. امروز ملت فلسطین با نام اسلام علیه دشمن مبارزه می‏کند و این مبارزه در ارکان دشمن تزلزل ایجاد کرده است. اگر مسلمانها به آن‏ها کمک کنند که این وظیفه‏ی قرآنیِ همه است یقیناً این راه کوتاه خواهد شد. اگر مسلمانها هم کمک نکنند، خود آن‏ها مقاومت و ایستادگی کنند، بازهم پیروز خواهند شد؛ منتها پیروزی در حال غربت و تنهایی سخت‏تر است؛ مثل ملت ما که تنها ایستادگی کرد و شرق و غرب با او مخالفت کردند. در جنگ تحمیلی علیه ما، همه‏ی مراکز قدرت علیه ما شدند. ما غریبانه مقاومت کردیم؛ غربت را تحمل کردیم؛ اما از مقاومت دست برنداشتیم و خدای متعال ما را پیروز کرد. ملت فلسطین نیز همین‏طور است. برای رفتنِ در فضای زندگی شایسته‏ی انسان، مبارزه لازم است. وظیفه‏ی همه‏ی مسلمانهاست که در این مبارزه سهیم شوند و به آن قطعه از پیکر اسلامی که در دست دشمن است، یاری برسانند تا بتوانند آن را پس بگیرند. یک مصداق از عمل به قرآن این است. اگر مسلمانها به همین یک قانون و به همین یک دستور عمل کنند، بسیاری از کارها اصلاح خواهد شد.

ملت ایران در میدانهای مختلف، شایستگی خود را نشان داده است. تهدیدهای جهانی، تهدیدهای بین‏المللی و اخمهای مراکز قدرت استکباری تا به امروز نتوانسته است و در آینده نیز نخواهد توانست این ملت بزرگ را از راه عزّت و افتخار و استقلال و آزادی یعنی راه نظام اسلامی و انقلاب اسلامی منصرف کند.

کسانی که دلشان آن طرف است، الآن هم هستند. این‏ها به چیزی به نام استقلال ملی، هویت ملی، شخصیت و عزّت ملی باور ندارند. تربیت‏هایشان طوری است که به آن‏ها اجازه نمی‏دهد درست بفهمند که حضور یک قدرت استکباری در یک کشور، چقدر برای یک ملت، زیانبار و سنگین است. دستورات اسلام هم برای بعضی از آن‏ها چندان اهمیت و ارزشی ندارد. این‏ها همیشه یک اقلیت کوچک بودند؛ امروز هم هستند. البته فعّالیت می‏کنند، تبلیغات می‏کنند، تبلیغات دشمنان اسلام را ادامه می‏دهند؛ اما دلِ متن مردم، بخصوص جوانان دانشجویان، دانش‏آموزان و سایر قشرهای مختلف جوان هرجا هستند، درک می‏کنند که برای یک ملت، بزرگترین اهانت این است که تسلیم قدرت استکباری بیگانه باشد. هرکس که اهل تحلیل باشد، این معنا برایش روشن است که امروز امریکا برای ایران هیچ نقشه‏ای جز نقشه‏ی استکباری ندارد؛ یعنی بازگشت به وضعیت قبل از انقلاب! معلوم است که ملت ایران در مقابل این نقشه می‏ایستد. این، آن جهت‏گیریِ ضدّ استبدادی ملت ایران است.

همین اروپای به اصطلاح طرف‏دار حقوق بشر و در مقام صحبت، با نزاکت و ادب و اتوکشیده چه قسمت شرقی‏شان؛ همین یوگسلاوی فعلی و بقیه‏ی کشورهای بلوک شرق آن روز، و چه قسمت غربی‏شان؛ یعنی همین آلمان و بقیه آنچه توانستند، به عراق کمک کردند، ولی حاضر نبودند ساده‏ترین چیزها را به ایران بفروشند. اگر یک‏وقت هم از طرقی دولت جمهوری اسلامی می‏توانست چیزهایی را از این‏ها بگیرد، با چند برابر قیمت و با زحمت می‏توانست به‏دست آورد! البته هدفشان معلوم بود من اوّل عرض کردم بحث بر سر این بود که این عزّت ملی که به وسیله‏ی حرکت عظیم انقلابی مردم ایران به وجود آمده است، باید از بین برود. رخنه‏ای که به وسیله‏ی انقلاب در اقتدار فرهنگ غربی و سلطه‏ی غربی و نظام سلطه‏ی جهانی به وجود آمده است، باید پُر شود. هدف آن‏ها این بود؛ به‏هرحال به این سیاست رسیده بودند. این‏ها کجای آثار هنری ما، در کدام فیلم یا نمایشنامه یا بقیه‏ی آثار هنری منعکس شده است؟ آیا قابل انعکاس نیست؟ آیا برای نسلهای آینده‏ی ایران تجربه‏آموز نیست؟
امروز ما می‏بینیم وقتی‏که راجع به دفاع مقدّس و جنگ هشت‏ساله و این عظمت مطلقی که ملت ایران آفرید، صحبت می‏شود که مهم‏ترین موضوع هنری است و یک هنرمند در باره‏ی این‏گونه شکوه‏های ملی، خوب می‏تواند قلمفرسایی یا میدان‏داری کند بعضی از آثار در گوشه و کنار پیدا می‏شود که نه فقط عظمت را نمی‏بینند؛ می‏گردند یک نقطه ضعفی، یا واقعی، یا حتی پنداری، پیدا می‏کنند و آن را مورد مداقّه قرار می‏دهند! هدف از این کارها چیست؟ چرا باید ما این فرآورده‏ی عظیم ملت ایران را ندیده بگیریم؟! این خدمت به ملت ایران است که در تهاجمی که به مرزهای او، به شخصیت او، به عزّت او، به تاریخ او، به هویّت ملی او شده است این‏گونه مردانه ایستاده و این‏طور شجاعانه دفاع کرده ما بیاییم آن را زیر سؤال ببریم؛ آن هم با زبان هنر؟! این کارها را می‏کنند. این‏ها به نظر من تصادفی هم نیست؛ یعنی نمی‏شود گفت حالا یک هنرمند به این فکر افتاده که می‏شود این‏گونه عمل کرد؛ نه. به نظر من غیر عادی می‏آید. البته تقصیر از مسئولان و سردمداران مسائل هنری و فرهنگی کشور است؛ آن‏ها هم باید سازماندهی کنند؛ باید کار کنند.

ما دیدیم که مسئولان کنونی چه مسئولان قوه‏ی مجریه و چه مسئولان قضائی در همین جهت‏هایی که گفته شد، تلاش‏هایی کردند و برنامه‏هایی ریختند. بسیار خوب؛ اما یک نوع چیزهایی هست که دشمن آن را اصلاحات می‏داند. آمریکاییها می‏گویند حجاب شما از بین برود؛ مرزهای اخلاقی و دینی شکسته شود؛ حکومت قرآن و انطباق قوانین با اسلام که جزو قانون اساسی است نباید باشد؛ این یعنی اصلاحات! این‏ها اصلاحات امریکایی است! ملت ایران آنچه را که به دست آورده، ارزان به دست نیاورده است. ملت ایران استقلال و رشد سیاسی و شخصیتی و عزّتِ خود را به دست آورده است؛ این‏ها که ارزان به دست نیامده است.

این را همه باید بدانند: مسئولان باید بدانند؛ نمایندگان مردم باید بدانند؛ کسانی که تازه انتخاب شده‏اند، بدانند؛ مبادا کسی بر اثر اشتباه و بر اثر تبلیغات واهی رادیوهای بیگانه، فهم مردم را عوضی بفهمد و برخلاف عقاید و خواستها و آرزوهای دینی مردم حرفی بزند؛ آن‏وقت مردم چون با کسی دست خویشاوندی نداده‏اند، این‏ها را طرد خواهند کرد. من خدای متعال را صمیمانه سپاسگزارم و آرزو می‏کنم که تفضّلات و الطاف و رحمت خودش را بر سر شما مردم عزیز و ملت بزرگ ایران نازل کند. از حضرت بقیة اللّه أرواحنا فداه که دست اقتدار و اراده‏ی او که پشت سر اراده‏ی خداست همواره مراقب حال این ملت بوده، به‏عنوان یک سرباز کوچک، صمیمانه سپاسگزاری و تشکّر می‏کنم. از شما آحاد ملت بزرگ که این‏طور در صحنه‏ها ایستاده‏اید و از عزّت این کشور و عزّت این ملت و عزّت اسلام و مسلمین پاسداری می‏کنید، صمیمانه تشکّر می‏کنم و توفیق همه‏ی شما را از خداوند خواستارم.

امروز شما به مناطق مختلف دنیا نگاه کنید من حالا نمی‏خواهم از کشورها اسم بیاورم؛ اما این خبرها، خبرهای موجودِ ساری و جاری در دنیاست در فلان کشور که آمریکاییها پایگاه نظامی دارند و به مردم ظلم می‏کنند، علیه آن‏ها تظاهرات ملی می‏شود. در فلان کشور که فلان مقام امریکایی می‏خواهد برود، مردم قبل از آمدن او روی دیوارها می‏نویسند که نیا! در فلان کشور، فلان قرارداد استعماری و استکباری را با دولت آن کشور امضا می‏کند و مردم به جوش و خروش می‏آیند؛ منتها دولتها به خاطر مصالح خودشان نمی‏گذارند صداهای مردم همه‏گیر شود. دستگاه تبلیغاتی استکبار هم که دنیا را گرفته است. امروز تقریباً امپراتوری خبری، فضای تبلیغاتی دنیا را پر کرده است. این رادیوهایی که شما اطّلاع دارید به زبان فارسی در ایران امواج منتشر می‏کنند، این‏ها بخشی از همان امپراتوری عظیم خبری برای اغفال ملتهاست؛ اکثر هم در مشت صهیونیستها یا سرمایه‏داران بزرگی است که منافعشان با منافع امریکا گره خورده است. نمی‏گذارند این خبرها در دنیا درست پخش شود؛ اما ملتها در مقابل دخالت استکباری می‏ایستند و به جوش و خروش می‏آیند. درعین‏حال هر ملتی این توفیق و اقبال را ندارد که بتواند کاری را که ملت ایران کرد، بکند. امتیاز ملت مسلمان ما، همین احساس ایستادگی در مقابل استکبار، همین احساس عزّت ملی و غرور ملی و احساس مقابله با آن قدرتی است که می‏خواهد وجود او را انکار کند. ملت ایران، کارِ کارستان و جانانه‏ای کرد؛ برای همین هم با ملت ایران بسیار بسیار بدند. کاری که ملت ایران کرد، تا آن‏روز هیچ ملتی با امریکا نکرده بود. با تجربه‏هایی که برایشان پیش آمد، تا امروز هم نگذاشته‏اند که این تجربه در ملتها و در کشورهای دیگر تکرار شود؛ ولی البته نخواهند توانست. قدرت ملتها بالاخره فائق خواهد آمد؛ که حالا این به عهده‏ی آینده است و اگر ما هم نبینیم، شما إن شاء اللّه آن روزها را خواهید دید.

مبارزه‏ی با استکبار که امروز هم مظهر استکبار، دولت و رژیم امریکاست جزو ذاتِ این انقلاب و جزو کارها و خواسته‏های اصلی و اساسی این ملت است. اگر این ملت مبارزه با استکبار را رها کند، معنایش این است که به دخالت بیگانه، به ذلت‏پذیری و به وضعیت بسیار تهدیدآمیز قبل از انقلاب تن دهد! همه‏ی آحاد ملت، این احساس و این درک را از مسأله‏ی مبارزه با استکبار دارند. البته کسانی هم در همان اوّلِ انقلاب و پیش از انقلاب بودند که اصلًا دل در گرو بیگانه داشتند. همان روزی که امام کاپیتولاسیون را در منبر عمومی و در ملإ عام تخطئه و رد کردند، کسانی بودند که می‏گفتند نه، چه اشکالی دارد؟! این‏ها نه هویت ملی سرشان می‏شود، نه غیرت ملی سرشان می‏شود، نه عزّت ملی می‏فهمند یعنی چه، نه می‏دانند که استقلال یک ملت برای پیشرفت او چقدر اثر دارد؛ اصلًا حاضر نیستند فکر کنند! مردمان حقیر و پست و زبونی بودند؛ آن روز هم بودند؛ تو همه‏ی قشرها هم بودند. البته افراد کمی بودند. زیاد نبودند؛ اما بودند. در میان روشن‏فکران بودند، در میان قلم زنها بودند، در میان ملبّسین به این لباس روحانی‏نماها بودند؛ در میان قشرهای مختلف بودند. توده‏ی ملت، آگاهان ملت، افراد باایمان، بخصوص دلهای روشن و مغزهای دارای تحلیل، همه موضع امام را تقویت می‏کردند. آن روز هنوز کشتار دانش‏آموزان در میان نبود؛ می‏فهمیدند که این موضع درست است؛ بسیاری هم وارد میدان می‏شدند. وقتی‏که مبارزات با آن وسعت شروع شد و چنگ و دندان خونین عوامل امریکا در ایران آشکار گردید، عدّه‏ی بیشتری فهمیدند. وقتی انقلاب پیروز شد، دلهای ناباورتری به راه آمدند و ایمان پیدا کردند؛ اما درعین‏حال در همان روز هم من یادم است که در شورای انقلاب، بعضی از افراد هیئت دولتِ آن روز که در شورای انقلاب شرکت می‏جستند، کار دانشجویان را تخطئه می‏کردند و می‏گفتند چرا به سفارت امریکا رفتند؟! این‏ها دلشان آن طرف بود.کسانی که دلشان آن طرف است، الآن هم هستند. این‏ها به چیزی به نام استقلال ملی، هویت ملی، شخصیت و عزّت ملی باور ندارند. تربیت‏هایشان طوری است که به آن‏ها اجازه نمی‏دهد درست بفهمند که حضور یک قدرت استکباری در یک کشور، چقدر برای یک ملت، زیانبار و سنگین است. دستورات اسلام هم برای بعضی از آن‏ها چندان اهمیت و ارزشی ندارد. این‏ها همیشه یک اقلیت کوچک بودند؛ امروز هم هستند. البته فعّالیت می‏کنند، تبلیغات می‏کنند، تبلیغات دشمنان اسلام را ادامه می‏دهند؛ اما دلِ متن مردم، بخصوص جوانان دانشجویان، دانش‏آموزان و سایر قشرهای مختلف جوان هرجا هستند، درک می‏کنند که برای یک ملت، بزرگترین اهانت این است که تسلیم قدرت استکباری بیگانه باشد. هرکس که اهل تحلیل باشد، این معنا برایش روشن است که امروز امریکا برای ایران هیچ نقشه‏ای جز نقشه‏ی استکباری ندارد؛ یعنی بازگشت به وضعیت قبل از انقلاب! معلوم است که ملت ایران در مقابل این نقشه می‏ایستد. این، آن جهت‏گیریِ ضدّ استبدادی ملت ایران است.

دوران ده‏ساله‏ی حیات مبارک امام بزرگوار، دوران پیدایش نظام سیاسی اسلام و احیاء هویت اسلامی در مسلمانان جهان و افراشته شدن پرچم اسلام در کشور ما است. دوران استقلال و آزادی ایران و عزّت و غرور ملّی و خیزش بی‏سابقه‏ی ملت بسوی تعالی و ترقی است. دوران شور انقلابی و شعور سیاسی و حرکت برای حفظ کشور و سازندگی آن است. دوران سربلندیِ ایران در عرصه‏ی جهان و تأثیرگذاری بر حوادثِ بین‏المللی است. دوران آغاز راهی نو در تاریخ کشور ما است. با ادامه‏ی آن، ایران اسلامی به تعالی مادّی و معنوی دست خواهد یافت.

هزاران انسان فداکار و آگاه، با فهم موقعیت و شناخت نیاز زمان، در همان نقطه‏ای که باید در آن حضور داشته باشند، حضور پیدا کردند؛ نتیجه یک حماسه‏ی تاریخی و ماندگار شد. حماسه‏ی فتح خرّمشهر و عملیات عظیم بیت‏المقدّس، در تاریخ این کشور خواهد ماند. هم در آن روزی که این حادثه اتّفاق افتاد، هم هر وقت که این‏گونه حوادث برای افکار مردم تشریح گردد و توضیح داده شود، وسیله‏ای برای تجدید حیات ملی و آسان کردن راه عزّت و عظمت برای یک ملت می‏شود.

اگر همه‏ی ارتشهای دنیا بتوانند در زیر ظاهر تشریفات برّاق ارتشها که لازم هم هست یک عزم قوی، یک ایمان راسخ به یک هدف، یک خویشتن‏داری قابل قبول و یک اعتماد به آینده ذخیره کنند، این ارتشها مقتدر و قوی پنجه خواهند شد. اگر این ایمانی که در درون هست، ایمان راسخ به خدا باشد مثل اینکه در مورد مؤمنین هست، در مورد شما هست آن‏وقت هیچ‏چیزی نمی‏تواند انسان را در هیچ میدانی دچار هزیمت کند؛ شما باید از این مرزها حراست کنید. البته دشمن همان‏طور که گفتم هیچ‏وقت غافل نیست. در بهترین حالات، با مسائل جهانی، با روابط بین‏المللی، در مواجهه با شیرینترین لبخندهای دیپلماسی، در مبادله‏ی گرم‏ترین درودها و سلامهایی که مسئولان و رؤسای سیاسی دنیا به یکدیگر تحویل می‏دهند، در هرکدام از آن‏ها باید مراقب دشمنی باشند؛ چون عالم دیپلماسی و روابط بین‏الملل و مسائل جهانی، عالم صفا و صداقت که نیست. دشمن، همان عنصری است که می‏خواهد یک ملت و یک کشور را از ابزارهای اقتدارش تهی‏دست کند. ابزارهای اقتدار و عزّت کنونی ملت ما چیست؟ ایمان، عزم راسخ الهی، کار برای خدا، احساس سربازی دین خدا. این‏هاست که ملت ما را عزیز کرده است؛ این‏هاست که انسانهای پولادین به وجود آورده است و می‏آورد و می‏توانند مقابله کنند. دشمنان می‏خواهند این خصوصیات را از جوانمردان و انسانهای والای کشور بگیرند.

امام بزرگوار، با فکر روشن و منش خردمندانه‏ی خود، با اراده و تصمیم قوی و قاطع خود، با روحیات و خصلتهای والای انسانی خود و با تعبّد و ایمان حقیقی به دین که در وجود او بود با این چند خصوصیت ممتاز توانست انعکاس‏دهنده‏ی آرزوهای مردم شود و فریاد مردم، ندا و خواست مردم را تجسّم و تبلور ببخشد. وقتی‏که مردم خواستهای خود را در وجود این مرد و در پیام او منعکس دیدند، به دنبال او حرکت کردند. این موج خروشان و این دریای عظیم و توفانی، توانست کارهای بزرگی بکند و ملت را از آن وضعیت نجات داد و ایران و ایرانی در مسیر جدیدی؛ در مسیر حضور مردم، انتخاب مردم، اهمیت دادن به خواست و عقیده و گرایش مردم، در اهمیت دادن به مصلحت و نفع و سود مردم و در مسیر ارزش بخشیدن به شخصیت و عزّت ملت ایران، قدم گذاشت و در این راه قدم برداشت. امام بزرگوار ما و جمهوری اسلامی به فضل پروردگار در همین راه پیش رفت.
امروز ملت ایران در دنیا ملت عزیزی است و در درون خود احساس توانایی و اقتدار و عزّت می‏کند. ملت ایران از تحقیر قدرتهای بزرگ و ظالم و سلطه‏گران خود را نجات داد. ملت ایران در مسیر ایجاد زندگی خوب و مطلوب و حیات طیّبه قرار گرفت. البته این مسیر، به‏سرعت و بی‏مانع طی نمی‏شود؛ اما اگر ملت ایران و برگزیدگانش یعنی مسئولان کشور با همان خصوصیاتی که امام بزرگوار ما مظهر آن بود، یعنی فکر روشن و روشِ خردمندانه، سپس اراده و تصمیم و عزم راسخ و قاطع و آن‏گاه خُلقیّات انسانی و والا و بالاخره تدیّن و تعبّد و ایمان دینی و اعتقاد راسخ به ارزشهای اسلامی و قرآنی که این چهار خصوصیت، چهار خصوصیت ممتاز امام و راه امام بوده و إن شاء اللّه خواهد بود در همین مسیر حرکت کنند، إن شاء اللّه به اهداف بزرگ خواهند رسید.

امروز، علاج توطئه‏ها و تبلیغات استکبار، بیداری شما مردم، بیداری شما جوانان و عزم قاطع ملت بر پیمودن راهی است که در این بیست سال او را به عزّت رسانده است. بحمد اللّه این عزم و اراده در مرد و زن این کشور هست. به کوری چشم آن‏هایی که نمی‏توانند ببینند، مردم از بُن دندان به اسلام اعتقاد دارند، به استقلال کشور اعتقاد دارند، به پیمودن راه خدا اعتقاد دارند و می‏دانند که آبادی دنیا و آخرتشان در سایه‏ی عزم و اراده‏ی قاطع و تلاش پیگیر در پرتو احکام اسلام، تحقّق پیدا خواهد کرد. این را ملت ایران می‏داند؛ مسئولان می‏دانند، زنان و مردان و جوانان کشور می‏دانند و به همین علت است که توطئه‏های دشمن اثری نخواهد بخشید. این ملت إن شاء اللّه راه سعادت را طی خواهد کرد و به فضل پروردگار و در پرتو توجّهات و ادعیه‏ی زاکیه‏ی حضرت بقیة اللّه الاعظم أرواحنا فداه، خواهد توانست همه‏ی مشکلات را حل کند، گردنه‏های دشوار را پشت سر بگذارد و به قلّه‏ی تکامل و ترقّی دست یابد.

تا امروز هم ملت ایران هر توفیقی پیدا کرده است، به برکت تکیه به معنویات آن را به دست آورده است. کسانی که از لحاظ مادّیات جلوتر از ملت ایران باشند، در دنیا هستند؛ اما آن‏ها نتوانستند بر روی ملتهای دیگر و جوانان کشورهای دیگر این‏گونه تأثیرات شگرفی را باقی بگذارند که ملت ایران با انقلاب خود، با حرکت خود، با امام خود، با مجاهدات خود و با شهادتهای خود، آن تأثیرات را گذاشت. شما بر روی ملتهای دیگر و بر روی جریان عادی بسیاری از کشورهای جهان، اثر بسیار عمیقی گذاشتید. این به برکت معنویت بود. این معنویت را باید روز به روز زیاد کرد. عزّت ملت ایران، سربلندی ملت ایران و امید بی‏پایان ملت ایران، به برکت اتّکاء و امیدواری به خداوندگار است و این با ارتباط روزافزون، شفّافتر و متجلّی‏تر و متلألئ‏تر می‏شود. اینکه ما این‏قدر تأکید می‏کنیم جوانان ما که بحمد اللّه در این زمان منبع صفا و نورانیّتند، بیشتر به درِ خانه‏ی خدا بروند بااینکه امروز وضع جوانان نسبت به گذشته به طور کلّی متحوّل شده است و امروز نورانیّت و معنویت مضاعفی دارند به‏خاطر این است که هرچه رابطه با خدا را مستحکم‏تر کنیم، توفیقات و هدایت الهی بیشتر و دلهای ما روشن‏تر خواهد شد.

بحمد اللّه احساس می‏شود که ملت ایران با هوشیاری خود، این موقعیت حساس را درک کرده است و مثل همیشه می‏داند که در مقابل چه وظیفه‏ای قرار دارد. حضور در انتخابات خبرگان، در واقع صف‏آرایی در مقابل دشمنان استقلال و عزّت این ملت است. هرکس که می‏خواهد این کشور و این ملت عزیز، سربلند و موفّق باشد، باید در صحنه‏های اجتماعی و سیاسی این کشور حضور داشته باشد که مظهر اعلای آن هم همین انتخابات است. در برهه‏های گوناگون، انتخابات گوناگونی برگزار می‏شود که انتخابات مجلس خبرگان، جزو مهم‏ترین آن‏هاست. بحمد اللّه ملت در همه‏ی تجربه‏های این چند سال‏ گذشته، نشان داد که از رشد و هوشیاری برخوردار است و در موقع حسّاس، دشمن را مأیوس می‏کند و به حرکت انقلاب، جان تازه‏ای می‏بخشد. در این دفعه هم به فضل الهی همین‏طور خواهد بود و ملت ایران رشد خود را نشان می‏دهد.

جمع شما، بحمد اللّه و المنّة، نمونه‏ای است از بروز و ظهور نورانیّت ایمانی و دینی در بین جوانان کشور؛ آن هم ایمان فعّال و همراه با عمل صالح. از یک طرف شما تا آنجا که من می‏بینم و می‏شناسم یادآور درخشان‏ترین خاطرات ملت ما هستید؛ خاطرات دفاع جانانه، فداکارانه و پارسایانه در مقابل تهاجمی که هدفش نابودی عزّت این ملت و لطمه به عظمت اسلام بود. شما جزو بهترین عناصری هستید که در آن روز، واقعاً با پاک‏دامنی و پارسایی و شجاعت و فداکاری ایستادید و این ملت، این کشور، این تاریخ، و در حقیقتْ پرچمِ برافراشته‏ی اسلام را نجات دادید و حفظ کردید. هریک از شما، تاریخی و نشانه‏ای از آن روزها هستید؛ که یاد آن روزها گرامی باد! امام بزرگوار ما، به این تپش روح ایمانی در دلها و جانهای شما دلخوش بود و آن را قدر می‏دانست.

ملت ما متحد است؛ ملت با دولت، دولت با ملت، مسئولان در بین خودشان. این وحدت کلمه‏ی در خطّ اسلام و انقلاب، همان چیزی است که دشمن را عصبانی می‏کند. من به شما مسئولان، به شما کارگزاران کشور، به آحاد این ملت عرض می‏کنم که این را قدر بدانید. عزّت شما به این وحدت شماست. عظمت شما در چشم دشمن به‏خاطر این وحدت شماست. احساس عجزی که می‏بینید دشمن می‏کند به‏خاطر این وحدت شماست؛ این را نگهش دارید.

سرعت پیشرفت علمی ده‏ساله‏ی ما به قدر سرعت علمی دویست‏ساله‏ی امریکا نیست؛ اما من می‏خواهم به شما این را بگویم که دانشجوی ایرانی، با هوشمندی‏اش، با ایمانش، با احساس استقلالش، با احساس عزّتی که امروز در ملت ایران و بخصوص در جوانان و دانشجویان ما هست، اگر سی سال کار کند، امید هست که به قدر صد سالِ دیگران پیشرفت کند.

ملت و دولت ایران، با انقلاب عظیم خود که به رهبری امام خمینی عظیم‏الشّأن (رحمة اللّه علیه) و ادامه‏ی خطّ و راه او، پرچم عظمت اسلام و ایران را برافراشت، عزت و استقلال ملّی خود و حیات دوباره‏ی تاریخی خود را بازیافته است. به برکت انقلاب اسلامی، ملت ایران از فساد روزافزون و انحطاط علمی و اخلاقی و استبداد سیاسی و وابستگی به امریکا نجات یافت و نشاط زندگی و سازندگی را دوباره به دست آورد. از حاکمیت مهره‏های نوکرمآب و بی‏کفایت و غیر امین و فاسق و بدکار و مستبد و ظالم، خلاص شد و حکومتی مردمی و مدیرانی دلسوز و کاردان و مؤمن و امین یافت. سرنوشت کشور و منابع ملّی و ثروتهای خداداده‏اش را که به وسیله‏ی بیگانگان غارت می‏شد، خود به دست گرفت. نیروی ابتکار و سازندگی را که بر اثر ضعف و فساد پادشاهان خائن و وابسته، سالها به خمودگی و رکود کشیده شده بود، در خود زنده کرد و در همه‏ی میدانهای علمی و عملی، به جبران دو قرن عقب‏افتادگی، گامهای بلند برداشت و برای آینده نیز همت بلند و عزم قاطع و فکر روشن را با تجربه‏ی دوران نوزده‏ساله، چراغ راه ساخته است.

جمهوری اسلامی ثابت کرده است که در پی تشنّج آفرینی در روابط خود با کشورها نیست، و به روابطی برابر که با سه اصل عزت و حکمت و مصلحت، در سیاست خارجی منطبق باشد، علاقه‏مند و پایبند است؛ و ثابت کرده است که در این روابط، منافع مادی و معنویِ کشور و رعایت مصلحت و عزت ملت عظیم‏الشّأن ایران و صیانت از آرامش و سِلم در فضای سیاسی جهان، شاخص و راهنمای اصلی اوست.

سال هفتاد و شش رسید و انتخابات انجام گرفت و اجتماع عظیم مردم آرای سی میلیونی و شرکت سی میلیونی مردم در انتخابات که مایه‌ی افتخار ملت ایران و نظام مقدّس جمهوری اسلامی بود موجب شد که مرتّب به آن‌ها فشار می‌آمد! آن‌ها هم مرتب فشار آوردند، شاید بتوانند با دولت و با مسئولین جدید، ارتباط برقرار کنند! کسی به آن‌ها جواب نداد و بالاخره در نهایتِ کار، مجبور شدند همان را که ما گفته بودیم قبول کنند! درست همان‌گونه که گفته شده بود، عمل کردند.
خوب؛ این عزّت ملت ایران است. تحلیلگران سیاسی که کور نیستند! در اطراف دنیا می‌بینند که در ایران چه اتّفاق می‌افتد؛ همه هم می‌دانند که این به خاطر انقلاب و به خاطر اسلام است. سعی می‌کنند انواع و اقسام تبلیغات را هم علیه این مواضع ملت ایران داشته باشند؛ از اطراف حمله می‌کنند البته حمله‌ی دیپلماسی و سیاسی که ملت ایران چاره‌ای ندارد و مجبور است با امریکا رابطه برقرار کند، و الّا نمی‌شود! از صد طریق این را به گوش ما می‌رسانند؛ مربوط به امروز هم نیست!
آن سالی که بنده برای اجلاس سازمان ملل به نیویورک رفتم، یکی از مسئولین بلندپایه‌ی یکی از کشورهای اروپایی پیش من آمد و گفت: «شما بالاخره باید مسأله‌ی خود را با آمریکا حل کنید!» فکر می‌کردند ما که به نیویورک رفته‌ایم و در کشور آمریکا هستیم، شاید بتوانند نان را به تنور گرم بزنند! گفتم نمی‌شود. قضیه‌ی سازمان ملل، قضیه‌ی دیگری است. من به سازمان ملل آمده‌ام تا با مردم دنیا حرف بزنم و این ربطی به آمریکا ندارد! مسأله‌ی آمریکا، مسأله‌ی دیگری است.
یکی از وزرای خارجه‌ی کشورهای معروف و بزرگ اروپایی که حالا نمی‌خواهم اسم ببرم در زمان ریاست جمهوری بنده، به ایران آمد و حرفهایی زد. من این حرف را به او گفتم؛ حالا هم به شما عزیزان می‌گویم این حرفهایی که ما با این دیپلماتها، در طول سالهای متمادی زدیم، در کاغذها ثبت است و هیچ‌وقت فرصتی پیش نیامده است که به گوش مردم برسد. اگر یک روز این حرفها پخش و فهمیده شود که ما در طول هشت سال ریاست جمهوری و بعد از، چه گفتیم، من گمان می‌کنم که ملت ایران، بیشتر احساس عزّت خواهد کرد. الحمد للّه من به آن وزیر خارجه‌ای که از طرف دولتش شاید هم از طرف جامعه‌ی اروپا به ایران آمده بود در زمان حیات مبارک امام بود گفتم ما به‌عنوان جمهوری اسلامی، نمی‌خواهیم با غرب، قطع رابطه باشیم. ما می‌خواهیم رابطه‌مان برقرار باشد؛ اما منظور از غرب که فقط امریکا نیست. آمریکاییها می‌خواهند وانمود کنند که غرب یعنی آمریکا! اگر شما با آمریکا رابطه برقرار کردید، با غرب رابطه دارید، و الّا منزوی هستید! گفتم ما این را قبول نداریم. البته آن اروپایی هم از این حرف، خوشحال شد.
اروپاییها جزو مجموعه‌ی غربند، اما با آمریکاییها خیلی اختلاف دارند. کسانی خیال نکنند که اگر فلان مسئول اروپایی در مقابل انقلاب، در مقابل ایران و ملتهای مسلمان، در مقابل ملتهای شرق یا خاورمیانه، از کلّیتِ غرب، یا از امریکا پشتیبانی می‌کند، قضیه همین است؛ نه. اختلافات بین آن‌ها خیلی زیاد است! اختلاف بین آمریکا و اروپا از لحاظ عمق در مواردی، اصلًا کمتر از اختلاف اروپا با دنیای غیر غرب نیست! باهم خیلی اختلافات دارند که حالا جای بحث آن نیست.
ما ملتی هستیم که خودمان تصمیم می‌گیریم. ما نمی‌توانیم منتظر بمانیم تا فلان کشور، فلان دولت، فلان وزیر خارجه یا رئیس‌جمهور، به ما توصیه کند که شما چاره‌ای ندارید جز اینکه با آمریکا رابطه برقرار کنید! نه آقا، چاره داریم؛ چاره این است که بر روی مواضع سرشار از عزّت، که ناشی از اسلام، ناشی از ملت ایران و از قدرت اسلامی و ملی ماست، محکم بایستیم تا همه‌ی کسانی که بیگانه از ما هستند، احساس کنند در مقابل این ملت، نمی‌شود با قلدری حرف زد!
من در پیام عید نوروز، خواستم به ملتمان این را عرض کنم که ای ملت عزیز! آن عزّتی که دارید، ناشی از مواضع ایمانی و انقلابی شماست. عزیزان من! در داخل مرزهای ملت ما کسانی هستند که متأسفانه همان حرفی را می‌زنند که سازمان سیای آمریکا به وسیله‌ی قلم‌به‌مزدان خود در مجلّات و مطبوعات دنیا پخش می‌کند! یعنی می‌خواهند بگویند «ارتباط با آمریکا، کلیدِ حلّ است؛ تا ارتباط با آمریکا پیدا نکنید، نمی‌شود هیچ کار کرد!» عدّه‌ای هم در داخل کشور، این پیام دشمن را در روزنامه‌های خودِ ما با استفاده از فضای آزادی که خوشبختانه نظام جمهوری اسلامی به وجود آورده است و همه می‌توانند نظرات خودشان را بگویند، پخش می‌کنند!
آنچه که من بر آن تأکید می‌کنم، این است که عزّت ملت از استقرار او بر روی مواضع انقلابی و استحکام مواضع دینی و ملی اوست؛ نه از گرایش به این و آن. نه از اتّکا به این و آن. نه از التماس کردن و ایجاد رابطه پیش این، یا آن دولت. متأسّفانه عدّه‌ای در داخل، این طور حرف می‌زنند، این طور حرکت می‌کنند و این‌گونه می‌اندیشند. البته من بعید می‌دانم که این، فکر آن‌ها باشد. نمی‌تواند یک نفر در این فضای سالم و معنوی و انقلابی، این قدر غلط و کج فکر کند! حالا می‌نویسند، بنویسند؛ البته آن کسانی که با پول بیت‌المال قلم می‌زنند، باید بفهمند که چه می‌نویسند. بعضی کسان حق ندارند پول این ملت را بگیرند و با بودجه‌ی بیت‌المال با پول بیت‌المال که مال مردم است علیه مصالح مردم حرف بزنند و خائنانه نظر بدهند!
بحمد اللّه امروز عزّت مردم در کشور ما، بر اثر همین روح استکبارستیزی است. و استکبارستیزی موجب انزوای هیچ ملتی نمی‌شود. آمریکاییها خودشان می‌خواهند این طور وانمود کنند که اگر ملت ایران با ما رابطه برقرار نکند، منزوی می‌شود! ما با امریکا، رابطه هم برقرار نکردیم، رابطه را هم رد کردیم؛ نه که منزوی نشدیم، بلکه در قضیه‌ی اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در تهران و یک قضیه‌ی دیگر قبل از آن، همه‌ی دنیا گفتند که آمریکا در مقابل ملت ایران منزوی شد! ایستادگی یک ملت، موجب انزوای او نمی‌شود، بلکه بیشتر موجب عزّت او می‌گردد. همچنان که رابطه با دولت آمریکا یا هر دولت دیگر هم هیچ گره‌ای را از کار ملتی که خودش نتواند دردهای خود را علاج کند، باز نمی‌کند.
شما به ملتهای شرق آسیا نگاه کنید! یکی از رؤسای معروف همین چند کشور آسیایی که در قضایای بحران اقتصادی، چند ماه قبل دچار ضرر شدند، در قضیه‌ی کنفرانس اسلامی که به تهران آمده بود، به من گفت: «ملت ما یک شَبِه تبدیل به یک ملت فقیر شد»! می‌گفت عامل آن هم همین سرمایه‌داران صهیونیست و آمریکایی هستند! آن کشور، با آمریکا هم روابط صمیمانه، یا رابطه‌ی دوستانه دارد. مگر رابطه می‌تواند مشکلی را از کار یک ملت حل کند؟! مگر استکبار و ایادی دولت آمریکا و دیگران، آن وقتی‌که منافعشان ایجاب کند، به ملتی رحم می‌کنند؟! نه به اقتصاد رحم می‌کنند، نه به فرهنگ، نه به مردم، نه به پول و نه به اقتصاد بین‌المللی. به کسی رحم نمی‌کنند!
حال فلان آقای نویسنده، از فضای بازی که بحمد اللّه در کشور ما هست، سوءاستفاده کند و ایستادگی ملت ایران را بگوید «انزوا»! آیا این انزوا است؟! آیا ملتی که همه‌ی دنیا از عزّت و عظمتش خبر می‌دهند، منزوی است؟! اگر معنای منزوی این است که یک ملت مستقل باشد و تسلیم این و آن نشود، این انزوا از هر چیز دیگری بهتر است! این انزوا نیست. خیال کرده‌اید که اگر ملت ایران از اصول خود صرف نظر کند، از راه پرافتخار دوران حیات مبارک امام برگردد و دست دوستیِ التماس‌آمیز و حقارت‌آمیز به سوی قدرتها دراز کند، همه‌ی مشکلات اقتصادی این کشور، یک شَبِه حل خواهد شد! ابداً!

بحمد اللّه سالی که در آن قرار داریم، برای ملت ایران، سال توفیقات بزرگ و کارهای بزرگ و اقدام‏های بزرگ است. خدا را سپاس می‏گوییم که دلهای ملت ایران را به هم نزدیک کرد. خدا را سپاس می‏گوییم که عزّت ملت ایران را در چشم مردم جهان افزایش داد. خدای متعال را سپاس می‏گوییم که همّت این مردم را در روز قدس، یک‏بار دیگر در مقابل چشم جهانیان قرار داد.
در راه‏پیمایی عظیم روز قدس، ملت ایران مواضع خود را برای دنیا تشریح کرد. بخصوص امسال این ملت هوشیار، آگاه، آشنای به مصالح سیاسی، زمان‏شناس و موقعیت‏شناس دانست که باید از هر سال قوی‏تر و پُرشورتر وارد صحنه شود. ملت و دولت، مسئولان و آحاد مردم، زن و مرد و کوچک و بزرگ، اجتماعات عظیم میلیونی را در سراسر کشور به راه انداختند و شعارهای انقلاب و مواضع سیاسی حقیقی این کشور و نقاط برجسته‏ی خطّ نورانیِ ترسیم‏شده به وسیله‏ی امام امت را که خط عزّت این ملت است با صدای بلند فریاد کردند؛ خواستند تا دنیا ملت ایران را بشناسد و او را خوب درک کند.

روز عید فطر، «الّذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمّد صلّی الله علیه و آله ذخراً و شرفاً و کرامةً و مزیدا» است. چرا روز عید فطر این‏گونه است؟ چون روز عید فطر، مظهر اجتماع و اتّحاد و برادری مردم با داشتن دل به سوی خداست. اگر این در دنیای اسلام تأمین شود یعنی اتّحاد و دل به سوی خدا و در گرو احکام خدا داشتن عزّت مردم هم تأمین خواهد شد. شما ملت عزیز ایران این را که دارید، قدر بدانید. اگرچه متأسفانه در داخل کشور ما هم کسانی یا با بی‏مسئولیتی و یا با سوء نیّت سعی می‏کنند میان مردم دلخوری، دوگانگی و کدورت به وجود آورند؛ اما آحاد و توده‏ی مردم و قشرهای وسیع مردم و مسئولان کشور، بحمد اللّه دلهایشان نورانی و باصفاست. ملت و دولت باهم خوبند؛ آحاد مردم هم با یکدیگر خوبند. اگر دیدید کسی مایه‏ی اختلاف می‏نویسد، می‏گوید و می‏پراکند، بدانید که او به مصالح ملت یا واقف نیست، یا احساس مسئولیت نمی‏کند و یا به‏کلّی علاقه‏مند نیست.

شما ملاحظه کنید، همین کنفرانس اسلامی بحمد اللّه و به عزّت الهی، موجب عزّت امت اسلامی و ملت عزیز ایران شد؛ «من کان یرید العزة فللَّه العزة جمیعاً»: هرکس عزت می‏خواهد، سراغ خدا برود؛ خدا به او عزت خواهد داد. در این کنفرانس، این آیه‏ی شریفه خودش را نشان داد و دست قدرت الهی و عزت الهی، ملت ایران و دولت ایران و مسئولان کشور و دست‏اندرکاران را در دنیا مثل خورشیدی روشنی‏بخش و بامشکات و منور جلوه داد. علی‏رغم میل امریکا، به وسیله‏ی این اجلاس باشکوهی که در اینجا تشکیل شد، همه‏ی سیاستهای امریکا در مورد ایران شکست خورد. دیدند که این اجلاس، نشان‏دهنده‏ی وحدت، یکپارچگی، مدیریّت قوی، همکاری صمیمانه بین مسئولان کشور و مسئولان و مردم است و قدرت و توانایی انجام کارهای بزرگ و پیچیده و مرکّب را دیدند. حالا چه‏کار باید بکنند؟ شروع به ساختن شایعات و ایجاد اختلاف کردند. از روز اوّل تشکیل کنفرانس تابه‏حال شایعه‏ی اختلاف را همین‏طور ترویج می‏کنند. البته کسی هم گوشش بدهکار نیست، اعتنایی هم نمی‏کند؛ چون شواهد و قرائن و نصوص و همه چیز برخلاف شایعات آن‏هاست؛ اما آن‏ها کار خودشان را می‏کنند.

با ملت مسلمان و انقلابی ایران این مردمی که در سایه‏ی جمهوری اسلامی زندگی می‏کنند نمی‏توانند هر کاری را انجام دهند. ملتی است بیدار، زنده، متوجّه که قدر خودش را می‏داند، قدرت و عزّت خودش را می‏داند، با دنیا آن‏طور که شایسته‏ی خود اوست، رفتار می‏کند؛ نتیجه را هم می‏بینید.

امید، بزرگترین قوّه‏ی محرّکه‏ی انسان است. امید به پیروزی، امید به پیشرفت و امید به موفقیّت، هر انسانی را به حرکت وادار می‏کند. اگر شما بخواهید هر انسان فعّال و سرزنده و شادابی از حرکت بیفتد، کافی است او را ناامید کنید. اگر ناامید کردید، دستهای فعّالْ سست خواهد شد؛ زانوان فعّال و استوار به لرزه خواهد افتاد. می‏خواهند ملت ایران را ناامید کنند. چرا؟ چون می‏بینند که ملت ایران امروز به سوی یک آینده‏ی خوب و روشن که در آن، هم دنیای مادّی او تأمین است و هم عزّت و سربلندی و ایمان و نفوذ او در سطح دنیای اسلام تأمین می‏شود، حرکت می‏کند.

آنچه برای ملت ایران مهم است، این است که ملت عزیز ایران عناصر اقتدار خود را باید بشناسد. امروز شما در دنیا از عزّت و شخصیت و عظمت برخوردارید. امروز دولت و ملت ایران در میان دولتها و ملتهای عالم، به عنوان یک دولت و ملت برجسته و باشخصیت و شجاع و غیر قابل تحمیل معرفی شده است. باید ببینید که ملت و دولت ایران، این چهره‏ی درخشان و باعظمت را از کجا به دست آورده است؟

ملت ایران، عزّت و سربلندی خود را از استقامت و خودباوری و نفی خودباختگی به دست آورده است. همه‏ی دنیا باید بدانند که این ملت، به سمت کمال و رفاه و علم و معرفت و گسترش فرهنگ و به سمت همه‏ی نیکی‏ها و زیباییها پیش خواهد رفت؛ اما حتّی یک روز و یک ساعت هم تسلیم فشارهای دشمنان نخواهد شد.

دولت هم البته آنچه را که لازمه‏ی حکمت و اعتزاز این ملّت است، در این زمینه عمل می‏کند و باید عمل کند. آنچه را که مصلحت ملت است، همراه با عزّتی که مناسب این ملت است، باید با توجّه و دقّت دنبال کند و هیچ‏گونه عجله‏ای به خرج ندهد. هیچ احساس احتیاجی نکند، که بحمد اللّه نمی‏کند. ما به کسی احتیاج نداریم. این ملت، ملتی با شصت میلیون نیروی انسانی و با ذخیره‏ی بسیار باارزشی از تجربه‏ها و سرمایه‏ها سرمایه‏های مادّی، سرمایه‏های انسانی، سرمایه‏های معنوی و دانش و تجربه است. این ملت، خیلی چیزها را در درون خود دارد. ما اگر همه‏ی دروازه‏هایمان را هم ببندیم، از پا نخواهیم افتاد. ما به خودکفایی نسبیِ کاملی در همه‏ی جوانب رسیده‏ایم. اگر این ملت، یک‏وقت مصلحتش ایجاب کند که همه‏ی درها را هم ببندد، می‏تواند. بدانید که اگر چنان روزی برای ملت ایران پیش آید، روز فَرَج است. چرا؟ برای اینکه ما همیشه آن وقتی‏که احساس کرده‏ایم باید از خودمان استفاده کنیم درخشیده‏ایم. دیدید که در جنگ، به مجرّد اینکه درهای سلاح و تجهیزات جنگی بر روی ما بسته شد، ما به درون خودمان برگشتیم که خودمان را تأمین کنیم. این پیشرفتهایی که ما امروزه در صنایع نظامی داریم، به همین خاطر پیش آمد، و الّا ایران نمی‏توانست سلاح سبک کوچک هم تولید کند. امروز ایران سلاحهای پیچیده را هم تولید می‏کند و می‏تواند تولید کند. این، به برکت همین بستن درها و قطع رابطه‏ها پیش آمد. به برکت این پیش آمد که ملت ایران و نیروهای سازنده و کارآمد، احساس کردند که باید به خودشان مراجعه کنند. اگر یک روز این احساس در جوانب دیگر هم پیش آید، روز عید ماست. ما از این هیچ نگرانی نداریم.

سالی که گذراندیم، سالی پرکار و پرتلاش و سال عزّت هم برای ملت و هم برای دولت بود. علی‏رغم اینکه در سال گذشته، همه‏ی دستگاه‏های استکبار و همه‏ی بوق‏های تبلیغاتی، علیه ملت ایران تبلیغات و تهدیدها کردند؛ حرفها زدند و خوابهای آشفته‏ای را که دیده بودند، برای ملت ایران بر زبان آوردند، بحمد اللّه با قوّت و ایستادگی و حضور شما و با راه‏پیمایی‏های عظیمتان در ماه رمضان و بیست و دوم بهمن و در مراسم گوناگون دیگر و حمایت شما از نظام و مسئولان، همه‏ی این نقشه‏ها خنثی شد. حضور ملت، معجزه‏گر است و آثار آن، معجزه‏آساست و حقیقتاً تأثیراتِ مثبتی می‏بخشد.

به شما ملت عزیز عرض می‏کنم که همین حضور در صحنه را حفظ کنید، تا عزّت و اقتدار و قدرت مادّی و معنویتان محفوظ باشد. این اتّفاق کلمه‏ای که بحمد اللّه در میان شما برقرار است و دشمن نتوانسته است آن را به هم بزند، حفظ کنید، تا عزّت و اقتدار و آبرو و حیثیت شما در دنیا و تأثیرگذاریتان بر روی ملتهای دیگر، به همین شدّت و قوّت و قدرت و عظمت، باقی بماند.

امروز در دنیا، نام اسلام را با عنوان شجاعت و عدالت خواهی و ظلم‏ستیزی می‏شناسند. امروز بحمد اللّه وضع شما ملت ایران، به خاطر شجاعتها و به خاطر ایستادگی و نشان دادن شخصیت و عزّتتان، طوری شده است که اگر کسانی بخواهند با سلطه‏های مستکبر دنیا پنجه در بیندازند، به شما نگاه می‏کنند؛ از شما یاد می‏گیرند و تقلید می‏کنند. امروز نام ایران به عنوان مرکزی برای ایستادگی در مقابل افزون خواهی و زیاده‏طلبی استکبار جهانی، شناخته می‏شود. ملت ایران، ملتی است که دولتش را از خود می‏داند. خودش سرِ کار آورده است و از دولت و مسئولین خود حمایت می‏کند. اینجا میان مردم و دولت، مسئولین و مردم، پیوند مستحکمی است. این خصوصیت این کشور و این ملت است. برای همین است که من برای چندمین بار تکرار می‏کنم که قدرت استکبارگر آمریکا و ایادی مزدور و اجیر او- که به وسیله‏ی تبلیغات و تلاشهای سیاسی و کارهای اقتصادی و فرهنگی، سعی می‏کنند این ملت را از اصول و ارزشهای خودش دور کنند- باید بدانند که این ملت، با تمسّک به اسلام، با چشیدن مزه‏ی استقلال و احساس عزّتی که از ایستادگی در مقابل دشمنان گردن کلفت خود می‏کند و در برابر توطئه و تهدیدهای آمریکا و ایادیش و در مقابل خلاف‏کاری‏های بعضی از مجامع جهانی، با کمال قدرت می‏ایستد. در نهایت، آن کسی که از میدان بیرون خواهد رفت، دشمنان ملت ایرانند نه ملت ایران!

در داخل کشور ما نیز همین‏طور است. ملت ما اگر می‏خواهد این راه عزّت را دنبال کند، باید یاد و نام امام را روز به روز زنده‏تر کند. اگر ملت می‏خواهد به برکت بازوان توانا و ابتکار و خلّاقیّت خودش، ایران را بسازد که مایه‏ی غبطه‏ی ملتها و کشورها باشد، باید روز به روز به دستورات امام بیشتر توجّه کند. بعضی دلهای غافل، ممکن است خیال کنند یا تبلیغ نمایند که راه امام و خطّ امام، معنویّات و آخرت را برای مردم تأمین می‏کند؛ اما دنیایشان آباد نمی‏شود! این، خطاست. راه خدا برای انسانها، دنیا و آخرت را آباد می‏کند؛ زندگی را شیرین و آسان می‏کند و فشار تحمیل دشمن را از سر آن‏ها برمی‏دارد و کم می‏کند. راه خدا این‏گونه است و راه امام نیز همین راه خداست.
ملت ایران به خاطر دخالت بیگانگان و حکومتهای فاسد و حکومت جبّار پهلوی و قاجار- که این دو سلسله‏ی ننگین، سالها بر این کشور حکومت کردند و پای بیگانگان را بر این سرزمین گشودند- از قافله‏ی علم و دانش بازماند. ملت ایران در صورتی می‏تواند زندگی را به آبادی و توسعه و رشد حقیقی برساند که بتواند روی پای خود بایستد و احکام الهی را در زندگی عمل و پیاده کند و دست و پای دشمن را به کلّی از این کشور قطع نماید. این، همان راه و توصیه‏های امام است.
ملت ایران، عزّت و رفاه و روسفیدی دنیا و سعادت و کمال معنوی و اخروی را در راه همان خطّی می‏تواند پیدا کند که امام بزرگوار و رهبر عظیم‏الشّأن او، پیش پای این ملت گذاشت. خدای متعال، ده سال هم به او مهلت و فرصت داد تا توانست این راه را برای مردم تبیین کند. در کلمات امام رضوان اللّه تعالی علیه نقطه‏ی پنهان و مشکوکی وجود ندارد. این، راه ملت ایران است.

ملت ایران، اگر می‏خواهد راه عزّت و پیشرفت را ادامه دهد- همچنان که بحمد اللّه در این چند سال، به برکت بازوان توانا و خدمتگزاری که در دولت جمهوری اسلامی تلاش و فعّالیت، و در بخشهای مختلف کار و پیشرفت کردند- اگر می‏خواهد راه توسعه، سازندگی و رفاه زندگی را ادامه دهد و به نتیجه برساند، باید به استقامت و ایستادگی در مقابل دشمنان و استکبار بپردازد. ملت ایران در این چند سال، دستاوردهای عظیمی داشته است. لذا وظیفه دارد که این دستاوردها را حفظ کند. ملت و بخصوص مسئولین جمهوری اسلامی، وظیفه دارند با حرکت عاقلانه، خردمندانه و حکیمانه، مانع شوند که دستاوردهای مردم ایران، خدای ناکرده از بین برود. چه دستاوردهایی که مستقیماً به وسیله‏ی انقلاب به این ملت داده شده است- مثل حکومت مردمی، دولت مردمی، رئیس‏جمهور مردمی، نمایندگان مردمی و از این قبیل- و چه دستاوردهایی که متعلق به انقلاب است، اما غیر مستقیم به این ملت داده شده است- مثل حرکات سازندگی؛ که همه، کار انقلاب و هنر انقلاب است و به وسیله‏ی عناصر انقلابی، در دولت و بخشهای مختلف انجام گرفته است-. دستاوردهایی چنین را ملت ایران و مسئولین، باید خردمندانه و حکیمانه حفظ کنند.

نمایندگان محترم مجلس پنجم باید به دقت مراقب باشند تا در تصویب برنامه‏ها و طرحهایی که مقصود از آن سازندگی کشور است به این نکته توجه کنند و همچنانکه دولت خدمتگزار و مجلس شورای اسلامی تاکنون عمل کرده‏اند، آبادانی کشور و عزت و اعتلای ملت را در پرتو ارزشهای اسلام و انقلاب دنبال کنند.

باید ملت ایران و شما جوانان مؤمن و کسانی که در مقابل تحمیلات دشمنان قدرتمند، طعم عزّت را چشیده‏اند و می‏دانند عزّتِ یک ملت یعنی چه، در تمام شرایط به دشمن حالی کنند که از مواضع اسلامی و مواضعی که انقلاب به آنان آموخته است، یک سرسوزن عقب نخواهند نشست. شما جوانان مؤمن و پاسداران عزیز و مجرّبین میدانهای نبرد و کسانی که فضای شهادت و جهاد را لمس کرده‏اید- بلکه آن را به وجود آورده‏اید- در این مرحله، نقش بسیار مهمّی را می‏توانید بر عهده بگیرید. شما باید رفتار و گفتار و تظاهر و اعلان و دل و باطنتان سرشار از ایستادگی و اقتداری باشد که امام بزرگوار ما مظهر آن بود و استقلال و آزادی ایران از بند قدرتهای تجاوزگر، ثمره‏ی شیرین آن است و إن شاء اللّه پیشرفت و رشد پی‏درپی این کشور، ثمرات بعدی آن خواهد بود و آزادی ملتهای دیگر را که از تجربیّات این کشور درس خواهند گرفت، به دنبال خواهد داشت.

اقامه‏ی نماز در کشوری که پرچم اسلام را بر فراز سر خویش برافراشته و به حاکمیت اسلام مفتخر گردیده، یکی از واجب‏ترین فرائض است. زیرا همه‏ی هدفهای یک جامعه‏ی نیک‏بخت، از قبیل: تأمین عدالت اجتماعی، دستیابی به رفاه عمومی و شکوفایی مادی، پرورش استعدادها و خلاقیتها در آحاد مردم، برخورداری از دانش و بینش و تجربه، عزت و استقلال و اقتدار ملی، گسترش اخلاق انسانی و روابط سالم میان آحاد مردم و دیگر هدفهای والا، در صورتی تأمین می‏شود که تربیت فردی و تهذیب اخلاقی در آحاد مردم به ویژه در کارگزاران امور کشور، تأمین شود و انسان‏هایی پاک و برخوردار از همت و توکل و اخلاص و صبر و سخت‏کوشی در آن جامعه باشند که به یاری این پشتوانه‏ی روحی، توانایی برداشتن بارهای سنگین را دارا باشند و در برابر موانع گوناگون و به ویژه امواج فساد و تباهی، یارای ایستادگی داشته باشند. هرچه شمار این‏گونه انسانها در جامعه و کشوری بیشتر باشد، افق آینده‏ی آن جامعه و آن کشور، روشن‏تر و حرکت به سوی نیک‏بختی در آن جامعه و آن کشور، ممکن‏تر و آسان‏تر خواهد بود.

اگر شما، خدای ناخواسته، در جنگ تحمیلی شکست خورده بودید یا سرزمینتان را از دست داده بودید، این موجِ بیداریِ اسلامی، متوقّف می‏شد. ملتها در وجود شما، اسلام و انقلاب اسلامی را تجربه می‏کنند. اگر شما نتوانسته بودید این‏گونه کشورتان را آباد کنید و عزّتتان را در دنیا حفظ نمایید، موج اسلامی متوقّف می‏شد. اگر شما نتوانسته بودید وحدت ملی‏تان را حفظ کنید، العیاذ باللّه، ایران دچار اختلافات و جنگهای داخلی می‏شد. الآن دشمنان می‏خواهند همین کار را بکنند و تلاش می‏کنند که این کار بشود. خدا می‏داند این وحدتی که امروز ملت ایران دارد، چطور مثل تیری در چشم دشمن می‏خلد و او را ناراحت می‏کند. دشمن می‏خواست ملت ایران، بعد از انقلاب یا بعد از جنگ یا بعد از رحلت امام، دچار دودستگی شود؛ جنگ داخلی راه بیفتد و همدیگر را بزنند و بکشند. بعد، استکبار به مسلمانان دیگر می‏گفت: «ببینید! این ملت ایران! این انقلاب اسلامی! بفرمایید!»
ملت ایران، وحدت و عزّت خود را حفظ کرد؛ آبادسازی و بازسازی کشور را ادامه داد؛ رشد خود را نشان داد؛ فرهنگ خود را پیش برد؛ دانشگاههای خود را، روز به روز آبادتر و شلوغتر کرد؛ علم و معرفت را روز به روز در کشور گسترش داد. پیشرفتهای کشور، روز به روز بیشتر شد. ملتها کور که نیستند! نگاه می‏کنند، این وضع را می‏بینند؛ لذا به اسلام رو می‏آورند. بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام، روز به روز بیشتر می‏شود. اگر می‏خواهید اسلام بازهم پیش برود و بیداری اسلامی دنیای اسلام را فراگیرد؛ اگر می‏خواهید حتّی ملتهای غیر مسلمان به معنویت رو کنند و راه صحیح زندگی را بیابند، شما ملت ایران، باید همین اصولی را که تا امروز محترم شمرده‏اید، همیشه محترم بشمارید. وحدت و برادری‏تان را حفظ کنید. در ساختن و بازسازی کشور، همکاریتان را با دولتمردان دلسوز و علاقه‏مند، ادامه دهید.

بین مجلس شورای اسلامی و آحاد نمایندگان، فرق هست. یعنی اگر ما از مجلس شورای اسلامی ستایش می‏کنیم- که جای ستایش هم دارد- این بدین معنا نیست که این ستایشها، مالِ همه‏ی اعضا و نمایندگان مجلس است. نماینده، بایدها و نبایدهایی دارد. بعضی نمایندگان، به این بایدها و نبایدها، خیلی پایبندند و بعضی به طور متوسّط پایبندند. شاید بعضی هم، خدای ناکرده، کمتر پایبند باشند. این بایدها و نبایدها را در امر نمایندگی باید در نظر گرفت. یکی از آن‏ها این‏ است که نماینده‏ی مجلس، چون نماینده‏ی این ملت عزیز است، باید عزّت این ملت را حفظ کند. بالاخره انتساب به یک جای بالا و بزرگ، اقتضائاتی دارد. آن‏کس که فرضاً یک نوجوانِ معمولی در کوچه و بازار است، یک طور حرکت می‏کند. امّا همین نوجوان، وقتی پسر فلان آقای محترم بود، مجبور است طوری دیگر حرکت کند؛ و ناچار، باید شئونی را رعایت نماید و محدودیتهایی را بپذیرد. لذا اگر شما روشی را از پسر فلان آقا مشاهده کنید، به او ایراد می‏گیرید؛ امّا همان کار را اگر از یک نوجوان معمولی در کوچه و بازار ببینید، می‏گویید «حالا نوجوانی است که کاری انجام داده است.»

ما اگر نماینده‏ی مجلس شدیم، نماینده‏ی این ملتیم. خوب؛ این ملتِ به این عظمت، جلالت قدر و عزّت، از وقتی بنده‏ی خدا شد، سر در مقابل غیر خدا فرود نیاورد. شانزده سال است که این ملتْ به دنبالِ عبدِ صالحِ خدا حرکت کرده و همه‏ی قیود بندگی قدرتها، شخصیتها و مقامات را برای خاطر بندگی پروردگار، بُریده است. پناه خودش را از همه قطع کرده و به خدای متعال پناه برده است. چنین ملّتی، عزیز است. «عزّ جارک.» ای خدای متعال! آنکه به تو پناه می‏آورد، عزیز است. خدا پناه‏آورنده به خودش را وانمی‏گذارد. آن شأن لئام است که کسانی را که به آن‏ها پناهنده می‏شوند و با آن‏ها پیوند دوستی می‏بندند، در گرفتاریها رها می‏کنند. «اکرم الاکرمین» کسی را که به او پناه آورده است، عزیز می‏دارد؛ همچنان که خود او عزیز است. «عزّ جارک و جلّ ثنائک.» همان‏طور که می‏گوییم «جلّ ثناء اللّه»، همین‏طور هم می‏گوییم «عزّ جار الله». باید این عزّت حفظ شود. نماینده‏ی مجلس نباید خدای ناکرده یک‏وقت در مقابل کسانی که با این نظام دلِ همراه ندارند، یا فلان آدم طاغوتی که یک شاهی صنّار پول در جیبش است- احیاناً فرض کنید در قضایای انتخابات یک خرج بیخود هم کرده است- سر فروآورد. یا در مسافرت به حوزه‏ی انتخابی، یا فلان نقطه‏ی دیگر (احیاناً عرض می‏کنم. این مسائل ممکن است گاهی پیش آید) به جای اینکه شما را در حسینیه‏ی حزب اللّه و خانه‏ی فلان شهید ببینند، خبردار شوند که به خانه‏ی فلان آدمی که با انقلاب، نظام اسلامی و با اصل اسلام هیچ رابطه‏ای ندارد یا رابطه‏ی خوبی ندارد، رفته‏اید. این، حفظ عزّت اسلام نیست.

امروز ملت و امّت اسلامی، باید دلهای خود را باهم نزدیک و آشنا کنند. ملت ایران به عنوان ملتی که قدرت و عزّت و عظمت و تواناییهای گوناگون خود را در این پانزده- شانزده سال به اثبات رسانده و صاحب این کشور است، و ما به عنوان مسئولین این کشور، دستِ دوستی به همه‏ی امّتهای اسلامی داده‏ایم. این دست دوستی، بعد از این هم به سوی آنان دراز است. البته نه به سبب احتیاج به کسی و نه به علّت ضعف؛ بلکه به خاطر وحدت و یکپارچگی دنیای اسلام؛ به خاطر مصلحت مسلمین و امت اسلامی.
ملت بزرگ ایران ثابت کرده است که عظمت و بی‏نیازی و قدرت و عزّت را به خاطر گرایش به اسلام از خدای متعال هدیه گرفته و بحمد اللّه امروز ملتی سرافراز است. تمام مسلمانانی که امروز به نحوی شلّاق استکبار را بر تن و جان خودشان می‏آزمایند و هرکدام از طرف دشمنان رنجی می‏کشند- ملت بوسنی، ملت فلسطین، ملت چچن، ملتهای گوناگون در منطقه، مردم لبنان، مردم کشمیر، مردم کشورهای اسلامی در آفریقا و آسیا- این رنج را از ناحیه‏ی یکپارچه نبودن امّتِ اسلامی می‏برند. و الّا اگر امت اسلامی یکپارچه بود، هیچ‏یک از این قضایا پیش نمی‏آمد و اگر پیش می‏آوردند، به راحتی علاج می‏شد. به ملت ایران هم عرض می‏کنم: خدا را شکر که به الطاف پروردگار و به توجّهات حضرت ولی اللّه الاعظم، أرواحنا فداه، شما ملت رشید، هشیار و آگاه، وحدت و یکپارچگی‏تان را حفظ کردید و بعد از این هم باید با همه‏ی دقّت و توان و ظرفیت بالای خودتان، بر توطئه‏ها فایق آیید و این یکپارچگی را حفظ کنید.

یکی از کارهای استعمارگران در جوامع اسلامی، این بوده است که خواسته‏اند کاری کنند که مردم مسلمان، در هر طبقه و رتبه‏ای از اهمیت و مسئولیت در زندگی و جامعه، خودشان را به ارزشهای غیر اسلامی نزدیک‏تر کنند. یعنی لباسشان مثل لباس آن‏ها، رفتارشان مثل رفتار آن‏ها، بینششان مثل بینش آن‏ها و اعمالشان هم مثل اعمال آن‏ها باشد. در واقع، ارزشهای آن‏ها را ارزش‏ بشمارند، ضدّ ارزشهای آن‏ها را ضدّ ارزش به حساب آورند و از اسلام یادشان نیاید. سعی کردند این کار را بکنند. متأسفانه، آن‏ها در اکثر مناطق اسلامی، در طول سالهای استعمار و ورود فرهنگ استعماری به کشورهای اسلامی، موفّق هم شدند. لباسها را عوض کردند، رفتارها را عوض کردند، آداب زندگی را عوض کردند، بینشها را عوض کردند و مسلمانان را از اسلام دور، و به آنچه که ضدّ اسلام و غیر اسلام است، نزدیک نمودند. امروز هم که ملت ایران اصرار دارد و پافشاری می‏کند بر اینکه مواضع اسلامی، ارزش اسلامی و فرهنگ اسلامی را در رفتار خود، در حرکات خود، در لباس خود، در برخورد جهانی خود و در گزینش دوست و دشمن خود رعایت کند، بیشترین حمله‏ها را برای همین می‏کنند.
در چنین دنیایی، ملت ایران توانست اعتزاز به شخصیّت و هویّت اسلامی را به خودش برگرداند. یعنی مردم ما احساس عزت می‏کنند که مسلمانند؛ و حقیقت قضیه نیز همین است. «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین.» مؤمنین، عزیزند. آن‏کس که در دل خود ایمان دارد و در عمل خود، آنچه را لازمه‏ی ایمان است رعایت می‏کند، حقیقتاً عزیز است. بحمد اللّه، احساس عزّت هم در دل ملت ما هست و این از برکات رعایت همان ارزشهایی است که در غدیر تثبیت شد.

وقتی در یک نظام، مسئولینی عدّه‏ای که یک کشور بزرگ مثل ایران را اداره می‏کنند متّکی به آحاد مردم هستند؛ به این نیروهای زنده و پرنشاط؛ به این جوانانی که خطر را در مقابل هدفهای خودشان به هیچ می‏انگارند؛ به این دلهای سرشار از شور و شوق و عشق به هدف والا؛ همینهایی که جنگ هشت‏ساله را اداره کردند؛ همینهایی که امروز اگر ما در مقابل استکبار جهانی با قدرت می‏ایستیم، به خاطر این است که به ایستادگی این نیروی عظیم در داخل کشور اعتماد و اطمینان داریم؛ وقتی‏که بین این نیروی عظیم با مرکزیّت کشور، با مسئولین کشور، با دستگاه اداره‏کننده‏ی کشور، با رهبر، با دولت، پیوند و ارتباطِ مستحکم باشد، اداره‏کنندگان چنان قدرت روحی پیدا می‏کنند که در مقابل فشارها و تحمیلات جهانی بگویند «نه»؛ تا استکبار نتواند بر آن‏ها چیزی را تحمیل کند. کمااینکه امروز آمریکاییها و بقیه‏ی قدرتهای ظالم و غاصب، بر خیلی از دولتها تحمیل می‏کنند. هم آن‏ها قدرت پیدا می‏کنند، هم نیروی مردم در راه مصالح کشور به کار می‏رود. اراده‏های مردم، مشتهای گره‏کرده‏ی مردم، در راه استقلال و آباد شدن کشور و در راه آزاد زیستن و عزّت ملت به کار می‏افتد. و کدام عزّت برای یک ملت از این بالاتر، که هیچ قدرتی نتواند آن را ابزار دست و وسیله برای رسیدن به خواستهای خودش قرار دهد؟! این، برای یک ملت، از هر عزّتی بالاتر است.

ملت بزرگ ما، با فداکاریهایش، با اخلاصش، با گذشتش، با شجاعتش و با عزّت و غرورش که از اتّکا به کلمه‏ی توحید منشأ گرفته است، امروز یکی از ارزشمندترین ملتهای دنیاست. آبروی این ملت، در همه‏ی ابعاد و نواحی، باید حفظ شود و خدمت به این ملت، باید افتخار شمرده شود. بسیار کسان هستند که سرانگشت دشمنند؛ اما نه در چهره‏ی یک برخورد نظامی، بلکه با برآشفتن محیط امن زندگی مردم، با شکستن حریم خلوت امن خانواده‏ها و با نفوذ کردن در حصار محکم عفّت عمومی این ملت. سرانگشت دشمن است که این‏گونه عمل می‏کند. هنر بزرگ شما این است که این‏ها را بشناسید. همه یکسان نیستند. آنکه به خطا و بی‏آنکه بخواهد ضربه‏ای وارد کند، عملی انجام می‏دهد، تفاوت دارد با کسی که از روی نقشه و به دنبال اراده‏ی دشمنانِ این ملت، حرکتی را انجام می‏دهد. نیروی انتظامی باید این دو را از هم بازبشناسد و به وظیفه‏ی خود عمل کند.

ما چه احتیاج داریم که به فلان دولت اروپایی یا غیر اروپایی چیزی بگوییم که خوشامد دل او باشد یا ژست خوشامد او را نشان دهیم تا به ما کمکی کند؟ ما به کمک آن‏ها احتیاج نداریم؛ آن‏ها به کمک ما احتیاج دارند. آن‏ها به نفت احتیاج دارند؛ آن‏ها به این ملت شصت میلیونی احتیاج دارند؛ آن‏ها به دوستی یک دولت قوی در این منطقه‏ی حساس احتیاج دارند. البته دنیا، همه‏چیزش با تبادل است: چیزی بگیرند، چیزی بدهند. اما این کارها باید با حفظ عزت و کرامت و شرافت این ملت صورت گیرد. بعضی افراد، بدون توجه به این مسائل، روحیه‏ها را تضعیف می‏کنند. این، همان مضطرب کردن درونی است. اسلام، با این هم مبارزه می‏کند. شما پاسداران با این هم باید مبارزه کنید. شما با آن خوره و موریانه‏ای که از درون به جان نظام اسلامی می‏افتد و روحیه‏ی جوانان را تضعیف می‏کند، باید مبارزه و مقابله کنید.

ما چه احتیاج داریم که به فلان دولت اروپایی یا غیر اروپایی چیزی بگوییم که خوشامد دل او باشد یا ژست خوشامد او را نشان دهیم تا به ما کمکی کند؟ ما به کمک آن‏ها احتیاج نداریم؛ آن‏ها به کمک ما احتیاج دارند. آن‏ها به نفت احتیاج دارند؛ آن‏ها به این ملت شصت میلیونی احتیاج دارند؛ آن‏ها به دوستی یک دولت قوی در این منطقه‏ی حساس احتیاج دارند. البته دنیا، همه‏چیزش با تبادل است: چیزی بگیرند، چیزی بدهند. اما این کارها باید با حفظ عزت و کرامت و شرافت این ملت صورت گیرد. بعضی افراد، بدون توجه به این مسائل، روحیه‏ها را تضعیف می‏کنند. این، همان مضطرب کردن درونی است. اسلام، با این هم مبارزه می‏کند. شما پاسداران با این هم باید مبارزه کنید. شما با آن خوره و موریانه‏ای که از درون به جان نظام اسلامی می‏افتد و روحیه‏ی جوانان را تضعیف می‏کند، باید مبارزه و مقابله کنید.

امام بزرگوار، چند صباحی را در میان ما زندگی کرد. همیشه همین‏طور است. فرد که ابدی نیست. فرد باید بتواند وظیفه‏ی خودش را در مدت عمر کوتاهش در همین چند صباح، انجام دهد. امام رفت و همه‏ی ما رفتنی هستیم. اما این انقلاب ماندنی است. این ملت ماندنی است. این کشور ماندنی است و عزت و استقلال ما، إن شاء اللّه پایدار است. و این، به کمک شما جوانان و با خودسازی شما شدنی است. خودتان را بسازید.

ما آرزو داریم که این یک میلیارد مسلمان، حقیقتاً یک واحد باشند؛ نه اینکه دولتها و کشورها وجود نداشته باشند. چنین چیزی، علی‏الظّاهر، تا قبل از ظهور ولیّ‏عصر أرواحنا فداه، نخواهد شد. اما می‏گوییم در یک جهت حرکت کنند. با یک روحیه حرکت کنند. ملتها و دولتهای مسلمان، با یک‏دل حرکت کنند. و این، عزت و قدرت آن‏هاست. عزت و قدرت، در سایه‏ی اسلام است. عزت و قدرت، در سایه‏ی همبستگی و همدلی اسلامی شما ملت ایران است. عزت و قدرت در سایه‏ی تقوا و تمسک به قرآن است. عزت و قدرت، در سایه‏ی نترسیدن از غیر خداست. این‏ها را اگر ما رعایت کردیم، دیگران باشند یا نباشند؛ همراه ما باشند یا مقابل ما باشند، خدای متعال پشتیبان ما خواهد بود. و ما این راه را به فضل الهی ادامه خواهیم داد و می‏دانیم که خدای متعال با ماست و توجهات ولیّ‏عصر أرواحنا فداه، إن شاء اللّه شامل حال شما ملت است.

من همین امروز به مناسبتی داشتم فکر می‏کردم، که این تعبیر «غرور ملی» نظرم را جلب کرد. «غرور ملی» یعنی چه؟ آن چیزی که در فارسی از این اصطلاح تفاهم می‏شود، چیست؟ یعنی آن احساس عزت ملی؛ یعنی یک ملت به خود احساس اعتزاز و شرف کند. طبیعی است که کلمه‏ی غرور این را نمی‏رساند. کسی که با زبان عربی آشناست و غَرَر در باب بیع را می‏خواند، و «غرّکم باللّه الغرور» را می‏خواند، می‏داند که غرور یعنی فریفتگی جاهلانه؛ یعنی کسی که از روی جهالت فریفته بشود؛ لذا می‏گویند فلانی آدم مغروری است؛ این زشت است. اتفاقاً این تعبیر در فارسی ما وجود دارد؛ البته نه در تعبیرات سیاسی، بلکه در تعبیرات معمولی. می‏گویند آدم با غروری است، آدم مغروری است؛ یعنی خودفریفتگی جاهلانه دارد؛ این بد است. این واژه وقتی در فرهنگ سیاسی می‏آید، می‏شود «غرور ملی»، می‏شود خوب!

امروز نه فقط کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی و عفت و شرف و ناموس ملت ایران مرهون فداکاری آن عزیزان است، بلکه امروز دنیای اسلام مرهون این فداکاریهاست. اگر امروز اسلام در دنیا آن حیثیتی را دارد که می‏تواند توده‏های مردم و جوانان روشن‏فکر را در کشورهای اسلامی به خود جذب کند، به برکت همین فداکاریهاست. اگر امروز مشاهده می‏شود که بحمد اللّه ایران و جمهوری اسلامی در دنیا سرافراز و محترم است، و کارهای سازندگی کشور بر روال است، و ملت ایران به سمت عزت و سعادت روزافزون حرکت می‏کند، این هم به برکت همین فداکاریهاست. پس، ملت ایران نباید هرگز این خاطره‏ی بزرگ را فراموش کند؛ و خانواده‏های شهدا هم که صاحبان انقلابند، باید خون شهدای عزیز را پاس بدارند و همان عزت نفس، همان فداکاری و همان ایمان در آن‏ها تجلی پیدا کند.

این جنگ تحمیلی، نه فقط برای همان چند سال یک امتحان بود، بلکه برای بعد از دوران خاتمه‏ی جنگ هم یک محک و یک امتحان و یک عبرت است. اگر هر ملتی بتواند در هنگام تهاجم دشمنان و خطری که بیگانگان برای او به وجود می‏آورند، از خودش دفاع کند و دشمن را سرکوب نماید و به عقب براند و بعد از جنگ، ویرانیهای جنگ را اصلاح کند و اوضاع را به حال اول در بیاورد و عزت و آبروی آن ملت را حفظ بکند و یادگارهای جنگ یعنی همین رزمندگان و جانبازان و خانواده‏های شهدا را گرامی بدارد، این ملت ذلیل‏شدنی نیست؛ این ملت عزیز خواهد ماند.

ملت ما بحمد اللّه با پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از این پیروزی درخشان، خود را از این حالت تحقیرآمیز نجات داد. بعد هم ماجرای جنگ تحمیلی اتفاق افتاد و این ملت بزرگ ثابت کرد که می‏تواند از خودش دفاع کند؛ این درسی برای ملتهای دیگر شد. ما در مقابل بزرگترین قدرتهای ترکیب‏شده‏ی عالم قرار گرفتیم؛ یعنی در طول هشت سال، همه با کمک به دشمنمان، در مقابل ما صف‏آرایی کردند؛ اما بعد از این هشت سال، نتوانستند یک‏صدم از مقاصد خودشان را به دست بیاورند و سرافکنده به جای اول برگشتند. آیا این برای یک ملت عزت نیست؟
آنچه که من می‏خواهم تأکید کنم، این است که ملت ما نباید هرگز فراهم‏آورندگان این عزت را فراموش کند. آن‏ها چه کسانی هستند؟ رزمندگان، نیروهای مسلح، آحاد بسیج عظیم و بی‏پایان مردمی، جوانان مؤمن این مملکت و خانواده‏های صبور و غیور این ملت. این‏ها بودند که این حماسه‏ی بزرگ را آفریدند. این کشور همیشه به رزمندگان دوران هشت‏ساله، بخصوص به خانواده‏های شهدا و جانبازان و آزادگان و مفقودان و اسرا و خانواده‏هایشان مدیون است؛ ما به این‏ها مدیون هستیم.

آدم در رفتار بعضی از مسئولان کشورها، حتّی در رفتار دیپلمات‏هایشان گاهی مشاهده می‏کند که فخر و غرور بیجا و احمقانه‏ای وجود دارد. تصور می‏کنند که چون زبانشان فلان زبان است، یا نژاد و اسمشان، فلان نژاد و فلان اسم است، پس باید فخر بفروشند! نه، این‏ها تصورات احمقانه‏ای است و در منطق صحیح انسانی، جایی ندارد. ما چنین چیزی را از هیچ‏کس قبول نمی‏کنیم. ما بر اساس عزت اسلامی، عزت توحیدی و عزت ملت خودمان حرکت می‏کنیم.
ملت ما باید در روابط بین‏المللی خواری نبیند و اهانت نشود. هیچ‏کس حق ندارد اهانت به ملت ایران را در کمترین برخورد با دیگران قبول کند. اگر کسی اهانت‏پذیر است، برای خودش اهانت‏پذیر است؛ برای ملت ایران نمی‏شود؛ حق ندارد. ملت ایران، ملتی سرافراز و بزرگ و جان‏دار است و نشان داده است که قدرت حضور در صحنه‏های دنیا را دارد.
ما که بودیم؟ ما کجا بودیم؟ ما را در دنیا یک روز به عنوان زایده‏ی انگلیس، و یک روز به عنوان زایده‏ی امریکا می‏شناختند! چه کسی معتقد بود که این ملت می‏تواند بدون اتکای به هیچ‏کس، بدین‏گونه در دنیا برای خودش عزت درست کند و انظار جهانی را به سوی خویش جلب نماید؟ ما بحمد اللّه در تمام صحنه‏ها مشاهده کرده‏ایم که این ملت، ملت بزرگ و جان‏دار و پُرخونی است؛ زار و نزار و ذلت‏پذیر نیست.

انسان که به طور معمولی و طبیعی تبدیل به فرشته نمی‏شود. بالاخره شهوات و خواستهای انسان، بر انسان معمولی نه آن برگزیدگان والا اثر می‏گذارند؛ اما مهم این است که این شهوات و خواستها، در خطمشی زندگیش اثر نگذارند؛ بخصوص در آنجاهایی که با سرنوشت یک جمع، یا با سرنوشت جامعه‏ی اسلامی سروکار دارند. در این‏طور جاها باید تسلیم خدا باشد و اراده‏ی خدا را بر اراده‏ی خودش، خواست خدا را بر خواست خودش، و اهداف الهی را بر اغراض شخصی خویش غلبه بدهد. اگر این‏طور شد، همین عزتی که خدای متعال به شماها، به مسلمین و به مردم ایران داد و این دوازده، سیزده سال حقیقتاً گل سرسبد ملتهای دنیا شدید، «کنتم خیر أمّة اخرجت للنّاس» شدید و دشمنان هم به این اعتراف کردند و پیشرفتهای زیادی نمودید، این ادامه پیدا خواهد کرد.

نگاهی هم به سال 1370 این سالی که اکنون در طلیعه‏ی آن قرار داریم بکنیم. امیدواریم که امسال، سال فرخنده و مبارکی باشد. از اینکه در طلیعه‏ی این سال، ماه مبارک رمضان آغاز شد و خدای متعال در طلیعه و مقدمات این سال لطف فرمود و نعمت باران را به شکل مطلوبی تقریباً در همه جای کشور نازل کرد، ما می‏توانیم آن را به فال نیک بگیریم. امیدواریم که سال سرسبز و پُرمحصول و سال عزت و عظمت برای ملت ما و سال دلخوشی برای خانواده‏ها و همه‏ی آحاد مردم در هرجا که هستند، باشد.

کارها و خدمات و حرکت عظیم این انقلاب و شخصیت و عزتی که به ملت ایران داد و احساس آقایی‏یی که در یکایک آحاد این ملت بیدار کرد و خدمات بی‏شماری که در طول این دوازده سال در داخل کشور انجام داد، آن‏قدر زیاد است که قابل احصا نیست. این در حالی است که در تمام این دوازده سال، استکبار جهانی به شکلهای مختلف با این انقلاب مبارزه کرده، که هشت سالش فقط جنگ بوده است.

دستاورد بزرگی که انقلاب اسلامی به مردم ما داد، مردم را زنده کرد؛ آن‏ها را به هوش آورد و شجاعت و قدرت و عزتشان داد. ملت ما، اول ملتی بود که ثابت کرد امریکا هیچ غلطی نمی‏تواند بکند. ملتهای دیگر هم، راهشان همین است و باید عمل و اقدام کنند. راه اقدام هم، تمسک به اسلام است.

اسلام به نیروهای نظامی و به ملت ما عزت و قدرت داد. اسلام سایه‏ی مطبوع خود را بر سر این ملت گسترانید و امن و امان حقیقی را که خروج از سلطه‏ی قدرتهای بزرگ جهانی است به ملت ما بخشید. امروز بسیاری از ملتهای دنیا خودشان را اسیر در چنبر قدرت قدرتهایی می‏بینند که بر دنیا یا بخشی از آن مسلطند، یا می‏روند که مسلط بشوند. ملت ما به برکت اسلام آزاد است. از این فداکاری و قدرت‏مندی ملت ما، پرچم اسلام هم برافراشته شد و لذا امروز ملتها به نام قهرمانیهای شما به هیجان می‏آیند. این، افتخار بزرگی است. همه‏ی ملت باید این را حفظ کنند و در سازمانهای نظامی مخصوصاً مراکز آموزش باید با دقت مورد توجه و رعایت قرار بگیرد.

ملت هم خوشحال است که کوتاه نیامد، ضعف نشان نداد، عقب‏نشینی نکرد و در سایه‏ی این صبر و استقامت، امروز با عزت، عزیزانش را پس می‏گیرد. بین اینکه انسان، آن چیزی را که می‏خواهد، با ذلت به دست بیاورد، یا با عزت، فرق است. ملت ما عزتش را حفظ کرد و شماها را پس گرفت؛ شما هم عزت و آبروی اسلام و کشورتان را حفظ کردید و به آغوش میهن برگشتید. ما به شماها افتخار می‏کنیم. شماها فرزندان خوب و شجاع و سربلند این کشور و اسلام هستید. از حالا به بعد، در میدانهای دیگر باید از تجربه‏های گذشته استفاده کنیم.

در یک نظام درست، حکومت مثل سکویی برای مردم است که روی آن سکو پا می‏گذارند، تا اعتلا پیدا کنند. یک حکومت خوب و شجاع، یک دولت دلسوز، مایه‏ی عزت مردم خودش است. ملت ایران به خاطر عظمت امام بزرگوارمان، در دنیا عظمت پیدا کرد. مسئولان و رهبران و دولت خوب، این است. اما دولت بد، آن دولتی است که بر دوش مردمِ خود سوار می‏شود، به سر آن‏ها می‏زند، باری بر گردن آن‏هاست و وزر و وبالی برای آن‏ها می‏باشد. متأسفانه وقتی اسلام در کشوری زنده نبود و حاکمیت نداشت، آن‏طور می‏شود. این‏ها برای ما عبرت است.

حفظ عزت و کرامت انقلابی جمهوری اسلامی و ملت ایران در مناسبات بین‏المللی، یکی دیگر از نقاط اصلی است.

انسان گاهی در رادیوها یا در اطلاعیه‏هایی که مخالفان انقلاب می‏نویسند، چیزهایی می‏شنود و یا می‏خواند که تعجب‏ می‏کند این‏ها را از کجا می‏آورند. علت اینکه تبلیغات جهانی سعی می‏کنند مشکلاتی را که در ایران نیست، به ایران نسبت بدهند؛ آنچه را که کوچک است، ده برابر و صد برابر بزرگتر کنند، این است که می‏خواهند مردم دنیا را نسبت به مسائل ایران، دچار یأس و ناامیدی کنند. می‏خواهند بگویند که اسلام و انقلاب این است و انقلاب و اسلام نمی‏توانند یک کشور و ملت را اداره کنند و سعادتمند نمایند. عزت و بیداری و شجاعت و تسلیم‏ناپذیری ملت ایران، بانشاط شدن این نسل انقلابی، ابتکار و فعالیت و حرکت به سمت خودکفایی در ایران را ندیده می‏گیرند؛ اما فرضاً اگر سیب زمینی یک چند روزی کم است، تمام رادیوهای دنیا می‏گویند که در ایران مسأله‏ی سیب زمینی وجود دارد! نه برای خاطر اینکه سیب زمینی مهم است؛ بلکه به این دلیل که نشان دادن حتّی یک نقطه ضعف کوچک در ایران اسلامی، برای آن‏ها خیلی مهم است. اگر یک نقطه ضعف کوچک پیدا کردند، برای آن‏ها فوزی است و خوشحال می‏شوند. شما باید سعی کنید ایران را آن‏چنان بسازید که برای اسلام و مسلمین، مایه‏ی افتخار باشد.

جنگ را بر ما تحمیل کردند. ما از جنگ ضربات مادّی و معنوی زیادی دیدیم، اما خسارت نکردیم؛ زیرا با وجود این ضربات، اسلام عزیز شد و همه در دنیا فهمیدند که اگر ملتی مؤمن شد و به خدا و قرآن و روز جزا معتقد گردید و جوانانش در میدان جنگ، این‏گونه با مظلومیت جنگیدند، تا حدی که دشمن را ناکام کردند، سربلند و پیروز است. همه‏ی قدرتهای دنیا دستشان را روی هم گذاشتند، تا بتوانند به قصد ساقط کردن نظام اسلامی، بخشی از این کشور را جدا کنند و تمامیت ارضی ایران را از بین بردند؛ ولی نتوانستند. این، شکست قدرتهای بزرگ نیست؟ این، غلبه و عزت و توانایی ملت ما نیست؟

برای اینکه دنیا روی شما حساب کند، شما باید خودتان را قوی کنید. برای اینکه دنیا مجبور بشود عزت و کرامت شما ملت ایران را نگه بدارد، باید به خودتان متکی بشوید و نیروهای ذاتی خودتان نیروی علم، نیروی اقتصادی، نیروی کار و قدرت دفاع نظامی را شکوفا کنید. اگر ملتی قوی و یکپارچه شد، اگر ملتی به خدا متکی بود و از شیطانها نترسید، آن ملت، حتّی دشمنانش را وادار خواهد کرد که برای او احترام قائل بشوند؛ همچنان که امروز بحمد اللّه، علی‏رغم همه‏ی چرندهایی که گاهی رسانه‏های وابسته به استکبار، در باره‏ی ملت ایران و نظام اسلامی می‏گویند، همه‏ی ملتهایی که ایران و ملت ما را می‏شناسند، برای شما ملت ایران احترام قایلند. این را ما از نزدیک دیده‏ایم.

در آغاز از همه‏ی شما برادران و خواهران، مخصوصاً خانواده‏های معظم شهدای عالی‏قدرمان و علمای اعلام و مجاهدان فی سبیل الله که از راههای دور و نقاط مختلف و در هوایی سرد تشریف آوردید، تشکر می‏کنم. خدا را شکرگزاریم که یک‏بار دیگر ملت بزرگ ما، با احساس قدرت و عافیت و عزت، در آستانه‏ی دهه‏ی فجر و روزهای نورانی و پُرخاطره‏ی پیروزی انقلاب قرار گرفت.

ملت ما، عزت خود را در مقابل قدرتهای جهانی حفظ کرد؛ یعنی همان چیزی که قرآن برای مسلمانها خواسته است: «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین». عزت، متعلق به مؤمن است؛ چون مؤمن تنها کسی است که با همه‏ی وجود، در مقابل هر چیزی که بوی شیطنت و ظلم و فساد می‏دهد، مبارزه و مقاومت می‏کند و فقط بنده‏ی خداست و غیر او را بندگی نمی‏کند. از وقتی‏که ملت ایران با پیروزی انقلاب توانست دین خدا و اسلام را در قالب یک نظام اجتماعی مجسم و متبلور کند، ترس از اسلام در دل مستکبران به وجود آمد و لذا علیه اسلام، تلاش و مبارزه و تبلیغ نمودند و پول خرج کردند.

ما ملت ایران، نعمت بزرگی را به دست آوردیم که عبارت از جمهوری اسلامی و حاکمیت دین و آزادی از زورگوییِ قدرتهای بزرگ بود. یک روز بود که در این کشور، سفیر امریکا و انگلیس، با سران کشور ملاقات می‏کردند و سیاست خارجی و نفتی و اقتصادی را به آن‏ها دیکته می‏کردند و خارج می‏شدند! در این صد سال اخیر- مخصوصاً پنجاه سال اخیر- روزی بر کشور ما گذشت که ملت ایران در سرنوشت خود و تعیین آن، کمترین قدرت و اراده‏ای نداشت. ملت ما را تحقیر کردند، استقلالش را گرفتند، دانشمندان را در این کشور از بین بردند، ریشه‏ی علم و دانش و پیشرفتهای مادّی و معنوی را ضعیف کردند؛ اما ما به برکت اسلام توانستیم آن دوران سیاه را پایان بدهیم. ملت ایران آزاد و مستقل شد، در دنیا عزت و نام نیک پیدا کرد و بر امور خود مسلط گردید.

خداوند به ملت ما پاداش داد و بعد از مقاومتها و مبارزات و جان‏فشانی‏ها و فداکاریهای زیاد، این عزت و استقلال و تدین و ایمان و نظام اسلامی را به آن‏ها بخشید. ملت ما توانست این نظام را در طول ده سالِ بسیار سخت، حفظ کند و آن را از گردنه‏های خطرناک- مثل جنگ تحمیلی هشت‏ساله و توطئه‏ی امریکا و مبارزه‏ی دسته‏جمعی کشورهای عضو ناتو- عبور دهد و از آسیب نگه دارد و آزمایشهای بسیار دشوار را پشت سر بگذارد.

شما ملت عزیز ایران، توکلتان به خدا و استحکامتان را مثل همیشه حفظ کرده‏اید و بازهم إن شاء اللّه حفظ خواهید کرد. ما مشاهد می‏کنیم که ملت ما یکی از مستحکمترین و قوی‏ترین ملتهاست. این ملت، شایسته‏ی آقایی و عزت است. آن ملتی که قدر خودش را دانست و از قبول ذلت دوری کرد، عزیز خواهد شد. ملتهایی را که می‏بینید ذلیل شدند، خودشان تن به ذلت دادند. ملت ما بحمد اللّه ملتی کارآمد و باهوش و فعال و دارای امکانات کار و تلاش و سازندگی است؛ آن هم با ایمان به خدا و با وحدت کلمه. با قوّت مدیریت در داخل کشور و با تلاش و فعالیت همه‏جانبه‏ی مسئولان و دولتی‏ها و آحاد مردم، به فضل پروردگار تمام مشکلات در ظرف مناسب خود حل خواهد شد و از بین خواهد رفت. دشمن نمی‏تواند به برخی از مشکلاتی که برای همه‏ی ملتها وجود دارد، چشم بدوزد و خیال کند که این مشکلات، ملت ما را زبون و خسته خواهد کرد. چنین چیزی متصور نیست.

قدرتهای خارجی- مدتی انگلیسی‏ها و مدتی هم روسها و دیگر دولتهای اروپایی، و پس از آن آمریکاییها- ملت ما را تحقیر کرده بودند. ملت ما هم باور کرده بود که قابلیت و لیاقت کارهای بزرگ را ندارد، سازندگی از او برنمی‏آید، ابتکار از او ساخته نیست و دیگران باید بر او آقایی کنند و به او زور بگویند! بنابراین، روح غرور و افتخار ملی را در ملت ما کشته بودند؛ ولی امام عزیز ما، روح غرور و افتخار ملی را در ملت ایران بیدار و زنده کردند.
در همان حال که ملت ما از احساسات و نخوتهای بیجای ناسیونالیستی- که استکبار عامل آن، و رژیم منحوس پهلوی مروجش بود- مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت می‏کنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه‏ی مشترک شرق و غرب و ارتجاع نمی‏ترسند و احساس ضعف هم نمی‏کنند. جوانهای ما احساس می‏کنند که خودشان می‏توانند کشورشان را بسازند. مردم ما احساس می‏کنند که قدرت و توان آن را دارند که در مقابل تحمیلها و زورگویی‏های شرق و غرب بایستند. این روح عزت و خودباوری و غرور ملی و افتخارات حقیقی و اصیل را امام (ره) در ملت ما زنده کرد.

ملت ایران بخوبی فهمیده‏اند که اسلام همان عاملی است که دشمنان را علیه آن‏ها بسیج کرده است؛ «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللّه العزیز الحمید»، و می‏دانند که همین اسلام، مایه‏ی عزت و پیروزی و سربلندی آن‏ها خواهد شد. این نکته را مردم ما با تمام وجود و اعماق جانشان معتقدند.

ملتی که با ایمان صادقانه و صحیح اسلامی حرکت کند، از عزت و راحتی و رفاه مادّی برخوردار خواهد شد و دیگر کسی نمی‏تواند چیزی را بر او تحمیل کند. ما به فضل پروردگار و در سایه‏ی ایمان عمیق ملتمان خواهیم توانست در این قطعه از عالم، جامعه‏ای آباد و آزاد و مرفه و راحت به وجود آوریم که مشاهده‏ی آن برای ملتها درس باشد و منجر به صدور فکر انقلاب شود. تاکنون فضل پروردگار شامل حال ملت ما بوده است و بعد از این هم خواهد بود.

به همه‏ی اقشار مردم ایران توصیه می‏کنم که قدر حیثیت اسلامی و آبروی سرشار انقلاب خود را بدانند و سعی کنند آن را حفظ کنند. اسلام به ملت و کشور ما خیلی عزت و شخصیت داده است. جا دارد که هرچه در توان داریم، از اسلام و نظام اسلامی دفاع کنیم. دنیا ملتی را مثل ملت ایران نمی‏شناسد که این‏قدر با قاطعیت و قدرت و اعتماد به نفس، در مقابل زورگویی‏های قدرتهای مستکبر جهانی ایستاده باشد و از کسی هم واهمه نداشته باشد.
روحیه‏ی ایستادگی و مقاومت در شما مردم و وفاداری نسبت به امام عزیز و بزرگوارمان- که مظهر ایستادگی و مقاومت انقلابی ملت ما بود- و عزتی که از طریق همین ایستادگی‏ها و مقاومتها در دنیا و در چشم ملتها به وجود آمده، موارد نادری است که برای یک ملت به آسانی پیش نمی‏آید.

عصری که امام بزرگ و عظیم‏الشّأن ما آغاز کردند، مشخصه‏هایی دارد که عمده‏ی آن‏ها عبارت است از: ایجاد روح عزت و استقلال و استغناء و اعتماد به نفس برای ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود این روحیات از او گرفته شود و دیگران بر سرنوشت او تسلط پیدا کنند.

استکبار جهانی از لحظه‏ی پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هرگز سودای تضعیف، بلکه محو جمهوری اسلامی را از سر بیرون نکرده؛ همچنان که از هیچ اقدام ممکن و مقرون‏به‏صرفه نیز در این راه خودداری نورزیده است، و تا آنگاه که ملت و مسئولان جمهوری اسلامی، پایبند به استقلال و عزت ملی و اصول اسلامی خود می‏باشند، این انگیزه را در خود نگاه خواهد داشت؛ منتها به فضل و مدد الهی و بنا بر قوانین خلقت و تاریخ، در برابر عزم و اراده و آمادگی ملت، کاری از او ساخته نبوده و کید و مکر او به جایی نرسیده است و به خواست خداوند، همواره نیز همین‏گونه خواهد بود؛ إن شاء اللّه.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی