جستجوآرشیو پیشرفتهنسخه سریعتلکس رهبریویژه نامه هاصفحه اصلی
صفحه اصلیRSS سایت رهبریدرباره سایت رهبریتماس با مازبانهای دیگر
امروز سه‌شنبه، ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
پیوندهای مرتبط خبر خبر
10/11/1369نسخه قابل چاپ

سخنرانى در ديدار با اقشار مختلف مردم و مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران، در سالروز ميلاد حضرت على(ع)

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

وجود اميرالمؤمنين، يك درس جاودانه براى همه‏ى نسلهاى بشر

اين ولادت باسعادت و مبدأ يك بركت الهى بر بشريت را به همه‏ى آزادگان عالم، مخصوصاً مسلمين جهان و بالاخص به مردم مؤمن و فداكار كشور عزيزمان، تبريك عرض مى‏كنم.

وجود اميرالمؤمنين(عليه‏الصّلاةوالسّلام)، از جهات متعدد و در شرايط گوناگون، براى همه‏ى نسلهاى بشر، يك درس جاودانه و فراموش‏نشدنى است؛ چه در عمل فردى و شخصى خود، چه در محراب عبادتش، چه در مناجاتش، چه در زهدش، چه در محو و غرق شدنش در ياد خدا، و چه در مبارزه‏اش با نفس و شيطان و انگيزه‏هاى نفسانى و مادّى. اين جملات از زبان اميرالمؤمنين، در فضاى آفرينش و فضاى زندگى انسان، همچنان پُرطنين است: «يا دنيا ... غرّى غيرى»(1): اى جلوه‏هاى دنيا، اى زيباييهاى پُرجاذبه، اى هوسهايى كه قويترين انسانها را به دام خود مى‏كشيد، برويد كس ديگرى غير على را فريب بدهيد؛ على بزرگتر و بالاتر و قويتر از اين حرفهاست. بنابراين، يكايك انسانهاى بيدار، در لحظه‏لحظه‏ى زندگى اميرالمؤمنين و در ارتباطش با خدا و معنويت، درسهاى فراموش‏نشدنى پيدا مى‏كنند.

با قدرت اراده و جهاد على(ع) حق زنده شد

و باز در بُعد ديگر، جهادش براى برپاداشتن و بپاشدنِ خيمه‏ى حق و عدالت بود. يعنى آن روزى كه نبىّ‏اكرم(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم)، بار رسالت را بردوش گرفت، از اولين ساعات، يك مبارز و مجاهد مؤمن و فداكار - كه هنوز در دوران نوجوانى بود - در كنار خود پيدا كرد، و او على بود. تا آخرين ساعات عمر بابركت پيامبر(ص)، مجاهدت در راه برپاداشتن نظام اسلامى و بعد حفظ كردن آن، لحظه‏يى اميرالمؤمنين را فارغ نگذاشت. چه‏قدر مبارزه كرد، چه‏قدر خطرها را به جان خريد و چه‏قدر در راه مبارزه براى اقامه‏ى حق و عدل محو بود.

آن وقتى كه هيچ‏كس در ميدان نمى‏ماند، او مى‏ماند. آن وقتى كه هيچ‏كس به ميدان قدم نمى‏گذاشت، او مى‏گذاشت. آن وقتى كه سختيها مثل كوههاى گران، بر دوش مبارزان و مجاهدان فى‏سبيل‏اللَّه سنگينى مى‏كرد، قامت استوار او بود كه به ديگران دلگرمى مى‏بخشيد. براى او، معناى زندگى همين بود كه از امكانات خداداده، از قوّت جسمى و روحى و ارادى و كلاً از آنچه كه در اختيار اوست، در راه اعلاى كلمه‏ى حق استفاده كند و حق را زنده نمايد. با قدرت اراده و بازو و جهاد على(ع)، حق زنده شد.

اگر شما ملاحظه مى‏كنيد كه امروز مفاهيم حق و عدل و انسانيت و مفاهيمى كه براى انسانهاى هوشمند در دنيا باارزش است و اين مفاهيم، مانده و روزبه‏روز قويتر و راسختر شده است، به خاطر همان مجاهدتها و فداكاريهاست. اگر امثال على‏بن‏ابى‏طالب - كه در طول تاريخ بشر بسيار نادرند - نمى‏بودند، امروز ارزشهاى انسانى وجود نداشت؛ عنوانهاى جذاب براى بشريت، جذابيت نداشت؛ بشر زندگى و تمدن و فرهنگ و آمال و آرمان و اهداف والا نداشت؛ و بشريت به يك حيوانيت وحشى و درنده تبديل مى‏شد. بشريت به خاطر حفظ آرمانهاى والا، مرهون اميرالمؤمنين و انسانهاى والايى در حد اوست. آن جهادها، اين اثر را داشت.

امام على(ع) معناى حكومت را عوض كرد

بُعد ديگر از زندگى اميرالمؤمنين(ع)، در ميدان حكومت است. آن وقتى كه اين انسان بزرگ‏انديش و بزرگ، بالاخره بر مسند قدرت و حكومت دست پيدا كرد، در آن دوران كوتاه، كارى كرد كه اگر سالهاى سال، مورخان و نويسندگان و هنرمندان، بنويسند و تصوير كنند، كم گفته‏اند و كم تصوير كرده‏اند. وضع زندگى اميرالمؤمنين در دوران حكومت، قيامتى است. اصلاً على(ع) معناى حكومت را عوض كرد.

او تجسم حكومت الهى، تجسم آيات قرآن در ميان مسلمين، تجسم «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم»(2) و تجسم عدل مطلق بود. او فقرا را به خود نزديك مى‏كرد - «كان يقرّب المساكين»(3) - و ضعفا را مورد رعايت خاص قرار مى‏داد. برجستگانى كه با پول و زور و بقيه‏ى وسايلِ مطرح شدن، خودشان را به ناحق مطرح كرده بودند، در نظر على(ع) با خاك يكسان بودند. آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ايمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانيت بود. با اين مبناهاى باارزش، اميرالمؤمنين كمتر از پنج سال حكومت كرد. قرنهاست كه درباره‏ى اميرالمؤمنين مى‏نويسند و كم نوشته‏اند و نتوانسته‏اند درست تصوير كنند و بهترينها، معترف به عجز و تقصير خودشان هستند.

امروز ما مى‏توانيم خدا را بر تمسك به ولايت اميرالمؤمنين حمد كنيم‏

ما كسانى هستيم كه دنيا ما را به محبت اميرالمؤمنين(ع) شناخته است: «و معروفين بتصديقنا ايّاكم»(4). هم دنياى اسلام، ما را به عنوان كسانى كه نسبت به على‏بن‏ابى‏طالب(ع) تعصب و محبت و اعتقاد و وابستگى خاصى دارند، و هم بقيه‏ى مردم دنيا، ما را اين‏طور شناخته‏اند. ما بايد خودمان را شايسته‏ى اين گمان قرار بدهيم.

يك روز بود كه اگر گفته مى‏شد «الحمدللَّه الّذى جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمؤمنين و اولاده المعصومين(عليهم‏السّلام)»(5)، خيليها شك مى‏كردند كه اين حرف، راست است و حق هم داشتند كه شك كنند. مى‏گفتند ما خدا را حمد كنيم كه متمسك به ولايت اميرالمؤمنين هستيم؟! آن روزى كه در اين كشور، ولايت، ولايت امريكا و صهيونيستها و اعداءاللَّه بود و نظام اجتماعى، تحت تأثير افكار و فرهنگ و رفتار و خواست و اراده و عاطفه‏ى دشمنان خدا قرار داشت، ما چه‏طور حق داشتيم بگوييم «الحمدللَّه الّذى جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمؤمنين»(6)؟ بله، بخش بزرگى از مردم در دلهاى خود، به محبت متمسك بودند و به ولايت اعتقاد داشتند؛ اما ولايت بيش از اين است.

امروز ملت ما مى‏تواند خدا را بر تمسك به ولايت اميرالمؤمنين(ع) حمد كند. راه انقلاب ما، راه ولايت اميرالمؤمنين، راه حكومت علوى و راه اسلام بوده است. على(عليه‏السّلام)، برترين و بزرگترين پيشاهنگ و منادى و سردار و مجاهد راه اسلام است. او براى اسلام زندگى كرد، براى اسلام شهيد شد و نور و پرتو مشعل وجود او تا امروز، در راه اسلام پرتوافشانى كرده است.

بايد كارى كنيم كه جامعه‏ى ما، جامعه‏ى علوى باشد

ما مى‏خواهيم دنيا و زندگى و نظام ما به گونه‏يى بشود كه اميرالمؤمنين(ع) در راه آن، مبارزه و زندگى و جهاد و حكومت كرد. ما مى‏خواهيم در نظام ما، عدل اسلامىِ كامل حكمفرما بشود. هركسى كه در اين نظام زندگى مى‏كند، بايد مجاهدت نمايد، تا اگر در رأس جامعه اميرالمؤمنين(ع) قرار مى‏داشت، جامعه و نظام ما لايق او مى‏بود. ما بايد اين‏طور حركت كنيم.

بايد كارى كنيم كه نظام و كشور و جامعه‏ى ما، يك جامعه‏ى علوى باشد. اسم اسلام و اسم ولايت، كافى نيست. بخصوص كسانى كه مسؤوليتى بر دوش دارند و مأموريتى از نظام الهى و اسلامى برعهده‏ى آنهاست - چه در دستگاه قضايى، چه در دستگاه اجرايى، چه در دستگاه قانونگذارى، چه در دستگاه انتظامى، و چه در نهادها و دستگاههاى مختلف - زبان و بازو و راه و كار، بايد زبان و بازو و راه و سبك كار اميرالمؤمنين(ع) باشد.

اميرالمؤمنين براى خدا و در راه او كار مى‏كرد، به درد مردم مى‏رسيد، مردم را دوست مى‏داشت و خدمت به آنها را وظيفه‏ى خود مى‏دانست. با اين‏كه حكومت او در جهت خدمت به مستضعفان بود، به اين اكتفا نمى‏كرد؛ شبها هم، تنها و به صورت فردى، به كمك يكايك مستضعفان مى‏رفت. اين، زندگى اميرالمؤمنين(ع) است.

در نظام ما، هر حركت و سياست و قانون و تلاشى، بايد در خدمت مردم مستضعف و محرومى باشد كه حكومت طولانى و بلندمدت طاغوتها، آنها را از جهات مختلف، به استضعاف و ضعف دچار كرده است. اين، راه ماست. اين، آن راهى است كه اميرالمؤمنين(ع) پيمود. اين، آن راهى است كه امام و معلم و رهبر عظيم‏الشأن اين انقلاب، آن را از على(ع) درس گرفت و پيش پاى ما گذاشت. بايد در آن راه حركت كنيم.

على(ع) در هر سطحى، با هر نامى و زير هر پوششى، ظلم‏ستيز بود. زندگى دشوار اميرالمؤمنين را نگاه كنيد. اين جنگهاى اوست؛ ببينيد با چه كسانى جنگيد، چه‏طور جنگيد، با چه صلابتى جنگيد، آنها چه كسانى بودند، زير چه نامها و عنوانهاى فريبنده‏يى پنهان شده بودند. اما وقتى تشخيص مى‏داد كه اين، ظلم و باطل است، درنگ نمى‏كرد. اين، راه ماست؛ راه دشوارى كه بايد آن را طى كنيم. اين، راه يكايك كسانى است كه ادعاى پيروى از اميرالمؤمنين(ع) را مى‏كنند؛ راه مقابله‏ى با ظلم و ظالم، در هر سطحى و با هر كيفيتى.

آن چيزى كه ملت مسلمان ما و نظام جمهورى اسلامى را مورد تهديد قرار داد - تهديد ستمگران و گردنكشان و طغيانگران عالم - همين نقطه‏ى اصلى و اساسى است كه در زندگى اميرالمؤمنين(ع) مشاهده كرديم و وظيفه‏ى ماست كه اين راه را دنبال بكنيم. پيداست كسانى كه عادت كرده‏اند و مردم دنيا را عادت داده‏اند كه هرچه گفتند، از آنها پذيرفته بشود، برايشان سخت است تحمل كنند. ملتى با تمسك به اسلام و قرآن، در مقابل قلدريهاى آنها ايستاده است. بديهى است كه با آن ملت، دشمن مى‏شوند و دشمنى مى‏كنند.

امريكا و ديگر قلدران عالم، از اسلام مى‏ترسند

اگر امريكا و قدرتمندان و قلدران عالم، با جمهورى اسلامى دشمن نمى‏شدند و بغض ملت ايران را در دل نمى‏گرفتند، جاى تعجب بود. اگر طراحان سياستهاى موذيانه و امنيتى و تبليغاتى صهيونيسم در سرتاسر عالم، شب و روز عليه جمهورى اسلامى توطئه نمى‏كردند، مايه‏ى تعجب و شگفتى بود. راه اسلام، راه مقابله‏ى با اينهاست.

اينها از اسلام مى‏ترسند. اينها از اسلام سيلى خورده‏اند. اينها از اسلام و مسلمانان مؤمن و مخلص و مبارز، در ذهن خودشان خاطره‏ى تلخ دارند. لذا از اول انقلاب، با نظام جمهورى اسلامى مقابله و مبارزه كردند و انواع و اقسام توطئه‏ها را به كار بردند، كه يكى از خباثت‏آميزترينِ كارها اين بود كه همسايه‏ى ما را روزبه‏روز بيشتر و پيچيده‏تر تجهيز كنند و به جان جمهورى‏اسلامى بيندازند. شما ملت ايران، آن قايله را ختم كرديد. شجاعت شما بود كه دشمن را وادار به ختم قايله كرد.

امروز خود آنها در همان چاهى كه حفر كردند، افتاده‏اند. آنچه امروز در عراق اتفاق مى‏افتد (7) - اين ظلم بزرگى كه از طرف مهاجمان و متجاوزان مستكبر و ظالم، به ملت عراق مى‏شود - لكه‏ى ننگى در تاريخ زندگى اينهاست. ببينيد با ملت عراق چه مى‏كنند. آمارها را افشا نمى‏كنند، حقايق را بيان نمى‏كنند. ملت عراق، مگر چه گناهى كرده‏اند كه بايد اين‏قدر فشار ببينند و زجر بكشند؟

امروز سردمداران امريكا و رفقا و همپيمانان و همقسمهايش، يكى از بزرگترين جنايات بشرى را در عراق انجام مى‏دهند. خدا مى‏داند كه چه‏قدر از ملت عراق در اين روزها، يا كشته يا مجروح يا معلول يا بى‏خانمان شدند. اينها به عهده‏ى كيست؟ اين خونها به گردن كيست؟ مى‏گويند: ما چندهزار سورتى پرواز داشتيم. اين پروازها، اين بمبها را در كجا فرو ريختند؟

چند فروند موشك در سرزمين صهيونيستها فروافتاد، از همه‏ى دنيا صداى مهره‏هاى استكبارجهانى درآمد، همدرديشان را اعلام كردند و از صهيونيستها حمايت نمودند! صدها و هزارها برابر آن، نسبت به مردم عراق اتفاق مى‏افتد، پس چرا خفه شده‏اند و سكوت كرده‏اند؟! اين است معناى طرفدارى از حقوق بشر؟!

استكبار غرب، چهره‏ى كريه خودش را نشان داد

استكبار غرب، چهره‏ى كريه خودش را نشان داد. ما نمى‏خواهيم از اين سردمداران عراق حمايتى بكنيم - آنها هم درجاى خود مقصرند - اما اين مسأله، مسأله‏ى ديگرى است. مسأله اين است كه امروز يك ملت مسلمان، زير دست‏وپاى استكبار غرب - كه دست به دست هم داده‏اند؛ بعضى پول مى‏دهند، بعضى تجهيزات مى‏دهند، بعضى تشويق مى‏كنند، بعضى هم جنايت را مستقيماً انجام مى‏دهند - له مى‏شود و از بين مى‏رود. البته ملت عراق از بين نخواهد رفت؛ بلكه زنده خواهد ماند. تا وقتى متمسك به اسلام است، زنده است.

اينها چهره‏ى خودشان را نشان دادند. ببينيد چه مى‏كنند. اينها همان كسانى هستند كه وقتى يك انفجار در يك گوشه‏ى دنيا اتفاق بيفتد، همه‏ى دنيا را پُرمى‏كنند كه غيرنظاميان كشته شدند. الان در بصره و بغداد و نجف و كربلا و اعتاب مقدس و بقيه‏ى شهرهاى عراق، چه كسانى كشته مى‏شوند؟ غيرنظاميان و زنان كشته مى‏شوند، كودكان نابود مى‏شوند. اين، چهره‏ى استكبار جهانى است؛ او را بشناسيد - و شما مى‏شناسيد - مردم دنيا اينها را بشناسند. اينها كسانى هستند كه براى منافع و نفت و راه افتادن چهار كارخانه‏شان، حاضرند هزاران انسان را به خاك و خون بكشند! امريكا و انگليس و فرانسه و بقيه‏ى قدرتهاى غربى، اينند.

تنها چيزى كه بشريت را از دست اين گرگهاى خونخوار و آدميخوار نجات مى‏دهد، اسلام انقلابى است. ملتهاى مسلمان، اگر مى‏خواهند از دست سلطه‏ى شيطانى و جهنمىِ اين استكبار خبيث غربى - كه شيطان اكبرشان امريكا امروز پيشاپيش است و بقيه هم دنبال سر او مى‏روند - نجات پيدا كنند، راهش اين است كه به قرآن و اسلامشان برگردند، مشتشان را محكم كنند و بر سر متجاوزان و مزدورانشان بكوبند. اين كارى است كه ملت ايران كرد.

دهه‏ى فجر، خاطره‏ى شكفتن نيروى عظيم ملت ايران‏

دهه‏ى فجر در پيش است. دهه‏ى فجر، يعنى خاطره‏ى شكفتن اين نيروى عظيم و زنده شدن و فعال شدن آتشفشان بزرگى كه دنياى استكبار را تكان داد.اين دهه‏ى فجر را خيلى قدر بدانيد و البته ملت ايران قدر مى‏داند. هر روزى از روزهاى اين دهه - مخصوصاً روز بيست‏ودوم بهمن - ايام اللَّه و خاطره‏هاى فراموش‏نشدنى براى ملت ايران هستند. حقيقتاً ملت ما در اين دهه جان گرفت.

شما ببينيد در هر حادثه‏يى از اين حوادث، ملت ما چه كردند؟ همين روزها مصادف با حادثه‏ى آمل است، كه جمعى از برادران و خواهران آملى ما هم ظاهراً در اين‏جا تشريف دارند. مردم ما در آمل و آذربايجان و مازندران و گيلان و اقصا نقاط كشور، چه كردند؟ ملت ما در طول اين دوازده سال، هرجا كه نشانه‏يى از دست استكبار و استعمار مشاهده كردند، چگونه با هوشيارى و قاطعيت عمل كردند؟ ثمره‏ى يك انقلاب، اين است.

دستاورد بزرگى كه انقلاب اسلامى به مردم ما داد، مردم را زنده كرد؛ آنها را به هوش آورد و شجاعت و قدرت و عزتشان داد. ملت ما، اول ملتى بود كه ثابت كرد امريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. ملتهاى ديگر هم، راهشان همين است و بايد عمل و اقدام كنند. راه اقدام هم، تمسك به اسلام است.

اميدواريم كه ان‏شاءاللَّه خداوند به شما توفيق بدهد. در ايام دهه‏ى فجر، برادرانى كه مسؤول اداره‏ى اين مراسم هستند، يك روز را هم براى همدردى با ملت مسلمان و مظلوم عراق مشخص كنند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏


1) نهج‏البلاغه، كلمات قصار، ش 77

2) فتح: 29

3) شرح ابن‏ابى‏الحديد، ج 18 ، باب 75 ، ص 226

4) مفاتيح‏الجنان، زيارت جامعه‏ى كبيره‏

5) اقبال، ص 464

6) اقبال، ص 464

7) v ر.ك: پاورقى صفحه‏ى 14

آخرین ها
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی