بسم الله الرّحمن الرّحیم
خوشامد عرض میکنم به آقایان محترم و عزیز ــ علماى اعلام، فضلا، مبلّغین و طلّاب جوان و انقلابى ــ و امیدوارم که ان
شاءالله
این اجتماع ما به
عنوان خدمتگزارانِ بخش تبلیغ دین، مورد نظر حضرت بقیّةالله
الاعظم (ارواحنا فداه) قرار بگیرد و با ادعیه
ى زاکیه
ى آن بزرگوار و به برکت ورود در اَعتاب
(۱) ماه مبارک رمضان، دلهاى ما، جانهاى ما مشمول پرتو هدایتگر و روشنگر و منوّرکننده
ى الطاف الهى واقع بشود.
براى بنده توفیق بزرگى است که در آستانه
ى ماه مبارک با جمع عزیزانى مانند شما ملاقاتى بکنم. خصوصیّت این جمع همین است که عمرشان، جوانی
شان، نیروهایشان به
جاى صَرف در منافع شخصى، مصالح شخصى و جمع کردن و گرد آوردن متاع دنیوى براى خود، صَرف اهداف والاى دین و تبلیغ دین و تحکیم مبانى ایمان دینى در دلها میشود. این شرف بزرگى است براى ملّت ایران که روحانیّت اسلام در این کشور یک خصوصیّاتى دارد و حاوى یک مجموعه
اى است که حقّاً و انصافاً در مجموعه
ى همه
ى جمعها و سازمانهاى روحانى در میان ادیان و مذاهب عالم، بى
نظیر است.
اوّلاً ماه رمضان، ماه مبارکى است؛ برکات رمضان از خود آحاد و افراد مسلمانى که میخواهند وارد در ضیافت الهى در این ماه بشوند، شروع میشود؛ از دلها شروع میشود. اوّلین حقیقتى که تحت
تأثیر برکات این ماه قرار میگیرد، دل و جان مؤمنین و روزه
داران و واردشوندگان به عَتَبه
ى
(٢) مقدّس و مبارک این ماه است. از طرفى روزه
ى این ماه، از طرفى تلاوت قرآن در این ماه، از طرفى اُنس با ادعیه
اى که در این ماه وارد شده است، از همه
طرف انسان را در معرض یک تزکیه و تهذیب و تصفیه
ى باطنى قرار میدهد، و ما همه به این تصفیه احتیاج داریم.
علاوه
ى بر اینکه هر فرد مسلمانى احتیاج دارد به اینکه در این ماه، ذخیره
ى تقوا و پرهیزکارى و تهذیب و تزکیه را براى خود فراهم بکند، ما مُنسَلِکین
(۳) در سلک روحانیّت بیشتر از دیگران به این معنا احتیاج داریم. به قول آن عارف معروف
(۴) که میگوید: آب ــ که از برکات الهى است ــ همه
ى پلیدی
ها و ناپاکى
ها را از بین میبرد؛ هر جسمى با آب تماس میگیرد، پاک میشود ولى خود آب، تحت
تأثیر تماس با ناپاک
ها و ناپاکى
ها به تصفیه احتیاج پیدا میکند. و خداى متعال در یک گردش طبیعى، آب را به
صورت بخار میکند، به آسمان میبرد، از بالا مجدّداً به
صورت قطرات باران به زمین برمیگرداند، پلیدی
ها را از آن جدا میکند، آن را تصفیه میکند و باز به
صورت ماء طهور
(۵) در اختیار افراد انسان و سایر موجودات قرار میدهد. آن گوینده
ى این سخن حکمت
آمیز میگوید این جان شما، معارف شما، نصایح شما بلکه خود قلب شما و روح شما همان ماء طهورى است که ناپاکى
ها را از انسانها میزداید، امّا خود این ماء طهور بتدریج به تصفیه و تزکیه احتیاج پیدا میکند؛ و تزکیه و تصفیه
ى آن جز با یک عروج معنوى، جز با یک گردش معنوى به
سمت عِلْویّات
(۶) ــ که آن هم با ذکر و دعا حاصل خواهد شد ــ ممکن نمیشود. با ذکر، با توجّه، با توسّل، با مناجات، با نافله، با تضرّع در مقابل خداوند، با تفکّر در آیات آفاقى و اَنفسى، این ماء طهور باز همان طهارت خود را به دست مى
آورد، آماده میشود تا باز هم با پلیدی
ها مواجه شود و آنها را پاک کند و از جسم و جان بشر و عالم وجود، پلیدی
ها را بزداید.
این ماه رمضان فرصت این عروج معنوى است. همیشه فرصت هست، ماه شعبان و ماه رجب هم همین
جور است؛ ایّام دیگر سال هم براى انسانهایى که اهل ذکرند، اهل توجّهند، [همین
جور است؛] خود پیروى از ذکر، یعنى به یاد آوردن و توجّه کردن، مایه
ى نجات جان بشر است: اِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکر.
(۷) در همه
ى ایّام سال، در همه
ى شبها، در نیمه
شب
ها، با تلاوت قرآن، با تدبّر در قرآن، با خواندن این دعاهاى پُرمغز و عمیق و این لحن عاشقانه
اى که در دعاها هست ــ بخصوص ادعیه
ى صحیفه
ى مبارکه
ى سجّادیّه ــ میشود این تصفیه
ى باطن را به وجود آورد، ولى ماه رمضان یک فرصت استثنائى است. هر ساعت و هر دقیقه از لیالى این ماه و ایّام این ماه،
یک فرصت است، بخصوص [برای] جوانها. شما فضلاى جوان که بحمدالله
جوانىِ خودتان را به توفیق الهى در خدمت دین، در خدمت شریعت، در خدمت تبلیغ قرار داده
اید، خیلى باید بهره ببرید. و قبل از ورود در ماه رمضان در همین روزهاى معدودى که باقى مانده است، خودتان را آماده کنید. و شما از امثال این بنده
ى حقیر آماده
ترید؛ هم از لحاظ روحى آماده
ترید، هم گرفتاری
هاى کمترى دارید و نورانیّت بیشترى دارید؛ [این را] قدر بدانید، مغتنم بشمارید. باز هم هر چه بیشتر خودتان را آماده کنید براى برداشتن بارهاى سنگین
تر و انجام بخشیدن به کارهاى بزرگ
تر. و هنوز این جامعه و این کشور و این دنیاى بزرگ و این تاریخ، به تلاش شما ــ آن
هم تلاش مقدّس و پاکیزه ــ خیلى احتیاج دارد. بایستى از این فرصتها حدّاکثر استفاده را بکنید.
در زندگىِ شما عزیزان، یک عامل دیگر هم وجود دارد براى مبارک بودن این ماه، و آن «تبلیغ» است، که اجتماع امروز ما هم به
مناسبت تبلیغ است. تبلیغ به این شکلى که در میان ما معمول است، خیلى چیز بدیعى است! حقیقتاً هیچ
یک از روشهاى تبلیغى و هنرى، هیچ
کدام از وسایل ارتباط
جمعى و رسانه
ها جاى این تبلیغ را نمیگیرد. نمیخواهم عرض کنم که این تبلیغ، مُغنى
(۸) از آنها است، لکن آنها هم مُغنى از این تبلیغ و از این سبْک و این روش نیستند. اینکه یک انسانى، روبه
رو با مؤمنین در اجتماعاتِ هر روز یا هر شب، پیاپى بنشیند و براى او ــ با انگیزه
هایى که عرض میکنم و با روشهایى که باید مورد توجّه قرار بگیرد ــ معارف الهى را بیان کند، نصیحت کند، اخلاق فاضله را براى او بشکافد، صراط مستقیم را در مقابل او قرار بدهد و براى او تبیین کند، نفَسها و نگاه
ها و دلها میان گوینده و مخاطب در هم گره بخورد، چیز بسیار بااهمّیّتى است؛ این را به هیچ
قیمت جامعه
ى روحانیّت و حوزه
هاى مبارکه
ى علمیّه نباید از دست بدهند. البتّه خوشبختانه همین
جور هم هست؛ هم طلّاب و فضلا و عاملین تبلیغ در این راه، هم بزرگان تا سطح عالىِ مراجع معظّم، قدر این تبلیغ را میدانند و به این سبْک تبلیغ اهمّیّت میدهند، و باید هم اهمّیّت بدهند، چون واقعاً بسیار حائز اهمّیّت است.
این تبلیغ داراى سه رکن اصلى است که من مختصراً عرض میکنم. یک رکن، «منشأ» این تبلیغ است؛ یک رکن، «هدف» این تبلیغ است؛ یک رکن، «ابزار» این تبلیغ و وسایل و شیوه
هاى این تبلیغ است. منشأ این تبلیغ چیست و چه باید باشد؟ منشأ این تبلیغ باید فکر، اندیشه، خردمندى و اخلاص و معنویّت باشد؛ یعنى باید تبلیغ ما از یک منبع نورانى سرچشمه بگیرد. اگر این تبلیغ از روى هواى نفْس شد، بر اساس انگیزه
هاى ناسالم شد، از روى بى
اعتنائى به اصل کار شد، آن منشأ را نداشت، تأثیر او هم تأثیر آن چشمه
ى فیّاضى نخواهد بود که از یک منشأ غزیر
(۹) و پُربارِ حقیقى سرچشمه میگیرد و میریزد؛ منقطع خواهد شد و ناسالم خواهد شد و آلوده خواهد شد. منشأ باید، هم فکر و اندیشه و مطالعه و تأمّل و تدبّر باشد و هم اخلاص، نُصح
(۱۰) و علاقه
ى به مخاطبی که برای او تبلیغ میکنیم.
در تبلیغاتى که در دنیا میشود براى بعضى از فِرَق ــ که مبلّغین فلان فرقه در آفریقا یا در کجا، رفتند و این حرفها را زدند و این کارها را کردند ــ آنها میخواهند نشان بدهند که تبلیغ آنها ناشى از همین منشأ مبارک است؛ یعنى از عشق به مخاطبین، نُصح نسبت به مخاطبین و مانند اینها؛ لکن حقیقت قضیّه غیر از این است؛ و معلوم شد که گروه
هاى تبشیرى از ۱۵۰ سال پیش، ۲۰۰ سال پیش به
عنوان مقدّمه
ى استعمار چه کارهایى را در کشورهاى دیگر ــ چه در کشورهاى آسیایى و چه بیشتر از آن در کشورهاى آفریقایى ــ انجام دادند. در خود اروپا و آنجاها هم وضع بدتر از این حرفها است که قابل ذکر نیست؛ لکن در شما این ممکن و واقع است و گذشته
ى تبلیغىِ ما هم این را نشان میدهد که تبلیغ اوّلاً ناشى است از اندیشه و فکر و مطالعه و تدبّر و رسیدگى؛ که نگاه کنید به آثار تبلیغى، اغلب کتابهاى مرحوم آیت
الله
شهید مطهّرى (رضوان الله
تعالى علیه) سخنرانى
هاى او است؛ یعنى همین تبلیغات او است که با همین روش، با همین سبْکى که شما امروز دارید انجام میدهید، ابلاغ شده، تبلیغ شده و رسانده شده است. و ببینید چقدر پُرمایه و پُرمغز است! و از این
قبیل الى
ماشاءالله
چه در دوران انقلاب و چه قبل از آن [وجود داشته].
و همچنین منشأ باید همان اخلاص و صفا و عشق به مخاطب [باشد]، باید از روى علاقه
ى به مخاطبین [باشد]. عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیم؛
(۱۱) این خصوصیّتِ آن مبلّغ اوّل و داعىِ
(۱۲) اوّل است که شما دنبال او دارید حرکت میکنید؛ باید با مردم این
جور بود، با این منشأ باید با مردم حرف زد: حریصٌ على المؤمنین و عزیزٌ علیکم ما یعرض علیهم من العنت، رئوفٌ رحیمٌ بالمؤمنین؛ باید شما این
جور باشید. و مبلّغ با این احساس و با آن مایه
ی فکرى وقتی که وارد میدان میشود، سخنش مثل مغناطیس دلها را جذب میکند؛ مثل قطرات آب زلال در سخت
ترین سنگها هم اثر میگذارد. وَ البَلَدُ الطَّیِّبُ یَخرُجُ نَباتُهُ بِاِذنِ رَبِّه؛
(۱۳) آنچه شما از این زلال معنوى در زمین مناسب و به سرزمین دلهاى مردم و ذهنهاى مردم سرازیر کنید، فوراً پرورش مى
یابد و رشد میکند. و نمونه
هاى آن را ما در زندگىِ خودمان مشاهده کرده
ایم؛ یک نمونه
اش همین انقلاب است. مهم
ترین رکن و عامل این انقلاب عظیم، همین تبلیغات بود. حالا تحلیلگران مادّى هر جور میخواهند تبلیغ بکنند بکنند، آنچه ما دیدیم و حس کردیم، این است. و هر هدف بزرگى هم با این تأمین خواهد شد؛ این مربوط به منشأ.
هدف باید صراط
الله
باشد؛ صِراطِ العَزیزِ الحَمیـد؛
(۱۴) اِنَّکَ عَلیٰ صِراطٍ مُستَقیم؛
(۱۵) اٌّدعُ اِلیٰ سَبیلِ رَبِّک؛
(۱۶) راه خدا. هدف تمام پیغمبران کشاندن مردم به صراط مستقیم است و صراط مستقیم هم یعنى عبودیّت؛ وَ اَنِ اعبُدونی هٰذا صِراطٌ مُستَقیم.
(۱۷) باید مردم را به عبودیّت الهى که همان صراط مستقیم است، سوق بدهید. این عبودیّت البتّه در زمینه
ى اخلاق، در زمینه
ى عمل فردى، در زمینه
ى عمل اجتماعى کاربرد دارد، که وقتى بحث عمل اجتماعى پیش آمد، آن
وقت بحثهاى سیاسى، بحثهاى تحلیل سیاسى، تبیین سیاسى هم در حوزه
ى کار شما قرار میگیرد.
اشتباه آن کسانى که در گذشته، مسائل سیاسى را از تبلیغ کنار میگذاشتند، در این بود که عبودیّت را منحصر میکردند به منطقه
ى فردى؛ اشتباهشان در اینجا بود؛ آنها اینجا را غلط میفهمیدند و غلط عمل میکردند. بله هدف، کشاندن مردم به عبودیّت است، منتها عبودیّت، یک منطقه
ى وسیعى در زندگى انسان دارد؛ آن منطقه به عمل شخصى منحصر نیست. وقتى
که عمل جامعه، عمل یک مجموعه
ى عظیم انسانى و مردم یک کشور، عمل اقتصادى، عمل سیاسى و موضع
گیری
هاى سیاسى، مشمول بحث عبودیّت شد، آن
وقت دعوت شما هم میتواند شامل این مسائل باشد و باید باشد، چاره
اى ندارید؛ باید اخلاق بگویید، اخلاق سیاسى هم بگویید؛ [باید] اخلاق و معنویّت بگویید، تحلیل سیاسى هم بدهید؛ دشمن درونى را که نفْس امّاره یا شیطان رجیم است، معرّفى بکنید؛ دشمن اجتماعى را هم ــ که شیطان بزرگ است یا شیطانهاى گوناگونند ــ معرّفى کنید؛ ایادى شیطان و اَذناب
(۱۸) او را معرّفى کنید.
معنای عبودیّت الهی وقتی این شد که انسان از اَنداد
(۱۹)الله اجتناب کند و تبرّى کند
، اَندادالله
یک
وقت، نفْس پلیدِ انسانى و بشرى است که در درون او است: نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک؛
(۲۰) یک
وقت شیطان است که در دعاى
صحیفهی سجّادیّه میگویید که او را در وجود من مستقر کردى و متمکّن کردى او را از وجود من، به چیزى که من را از آن متمکّن نکردى؛
(۲۱) یک
وقت [هم] شیطانهاى قدرتمندِ عرصه
ى سیاسى است که منتظر نشسته
اند براى اِغوا، براى راهزنى، براى تسلّط، براى ضربه زدن، براى به جهنّم کشاندن ملّتها و شعوب بشرى؛ یک
وقت هم دشمن، اینها هستند؛ شیطانها اینها هستند، اندادالله
اینها هستند. دعوت به عبودیّت، نفى اینها را میطلبد؛ چاره
اى ندارید.
ما توصیه نمیکنیم که منبرها و سخنرانى
ها را منحصر کنید به جنبه
هاى فردى و شخصى؛ نه، ممکن است یک سخنرانى، یک منبر، یک سلسله منبر، منحصر به این معانى باشد، مانعى ندارد، امّا در کنار آن بایستى صحنه
ى زندگى اجتماعىِ سیاسىِ انسان هم میدان عبودیّت الهى باشد؛ آنجا هم بایست طواغیت ازاله بشوند، زدوده بشوند، افشا بشوند. خب، این هم هدف که عبارت است از عبودیّت الهى، از «صِراطِ العَزیزِ الحَمیـد» و « سَبیلِ رَبّ» و بقیّه
ى تعبیراتى که در کتاب عزیز الهى ذکر شده است.
رکن سوّم و عامل سوّم عبارت است از روش. روشها خیلى مهم است که در همین آیه
ى مبارکه
[میفرماید] «اٌّدعُ اِلیٰ سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَة»؛ سخن حکمت
آمیز یعنى سخن محکم، سخن غیر مشتبه، سخن غیر موهون و غیر ضعیف؛ حکمت، همه
ى اینها را هم دارد؛ هم سخن حکیم است، یعنى حکمت
آمیز است؛ هم حکیم است، یعنى مستحکم است؛ هم حکیم است، یعنى محکم در مقابل متشابه است. وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَجادِلهُم بِالَّتی هِیَ اَحسَن.
(۲۲) گفتگو، مذاکره، مواجه شدن با ذهنها، مخاطب قرار دادن دلها و ذهنها با لسان لیّن و با روش برادرانه، بسیار بسیار مهم است.
عزیزان من! از جمله
ی چیزهایى که در تبلیغ بسیار مهم است، پیدا کردن موضوع مورد نیاز است؛ [یعنی این] که شما به استفهامهاى مخاطبین خودتان پاسخ بدهید. اگر چنانچه برای یک جوانى که جلوى ما نشسته است و ده بیست سؤال در ذهن او است، یک سخنرانىِ یک
ساعته کنیم، در حالى
که هیچ
یک از سؤالهاى او جواب داده نشده است، به نظر شما این سخنرانى موفّق است؟ البتّه که نه! ما باید سؤالهاى ذهن او را که احیاناً بر زبان نمى
آورد، یا نمیتواند به زبان بیاورد، یا خود متوجّه نیست که این سؤالها را باید به زبان آورْد، یا موقعیّت مقتضى نیست، پاسخ بدهیم؛ چه
جورى میشود پاسخ داد؟ وقتى
که استفهامهاى او کشف بشود و ما بدانیم چه در ذهن او است. این
قدر که من به فضلاى جوان و به علما توصیه میکنم که با نسل جوان تماس بگیرید، براى این است. با نسل جوان تماس بگیرید، سؤالهاى اینها را بخواهید، استفهامهاى اینها را بشناسید؛ ببینید وقتى پاى صحبت یک روحانى می
نشینند، از او چه میطلبند؛ نه [اینکه] چه [چیزی] توقّع دارند شما بگویید بلکه [ببینید] توقّع دارند براى آنها چه [چیزی] تبیین بشود؛ این شناختن نیازها خیلى مهم است. از این بالاتر، نیازهاى جماعت مردم است. گاهى یک نیازِ تبلیغى در جامعه وجود دارد که آحاد هم توجّه به آن ندارند [ولی] شما میدانید که این نیاز هست؛ مثلاً شما تبلیغات دشمن را گوش کرده
اید و دیده
اید که دشمن، متمرکز به چیست، متوجّه به چیست؛ شما میفهمید که باید این را مورد توجّه قرار بدهید و پلیدى و دَنَسِ
(۲۳) تبلیغات کذب دشمن را ازاله بکنید؛ این شد رفع نیاز؛ در حالى
که ممکن است خود آن مخاطبین توجّهى نداشته باشند.
عزیزان! یکى از خدمتهایى که دشمنان ما به ما میکنند، همین است که به ما نشان میدهند که ما روى چه نقاطى بایستى متمرکز بشویم در تبلیغ. امروز شما اگر نگاه بکنید، مى
بینید که همه
ى دستگاه
هاى تبلیغاتىِ دشمن دست به دست هم داده
اند، در رأس آنها هم تبلیغات صهیونیست
ها است. صهیونیست
ها که عرض میکنیم، مرادمان فقط دولت صهیونیستِ غاصب نیست ــ او یک بخشى از مجموعه
ى صهیونیست
ها است ــ [بلکه] مجموعه
ى صهیونیست
هایى است که سرمایه
داران بزرگ کشورهایى از جمله آمریکا را تشکیل میدهند و بر سیاست آن کشور مسلّطند؛ که امروز متأسّفانه کشور آمریکا، دولت آمریکا، کنگره
ى آمریکا و در نتیجه آحاد ملّت آمریکا، اسیر طلسم صهیونیسم هستند در زمینه
هاى گوناگون؛ مالى، تبلیغاتى، فرهنگى، سیاسى و غیره. تبلیغات رسانه
اى دنیا هم غالباً در اختیار اینها است. عمده
ی این خبرگزاری
هاى معروفى که شما می
شنوید، در اختیار همین مجموعه
اند؛ بعضى
ها هم که متعلّق به آنها نیستند، با آنها هم
جهتند. اگر شما تبلیغات اینها را نگاه کنید، مى
بینید در مورد کشور عزیز ما و ملّت بزرگ و قهرمان و در عین
حال مظلوم ما، اینها بر روى چند نقطه متمرکزند: اوّل، اختلاف؛ همان داستان قدیمىِ «تفرقه بینداز، حکومت کن»؛ همان درد و بلاى عمده
اى که از قدیم در جان ملّتها مى
افتاده است؛ ایجاد اختلاف، دوئیّت و تفرقه؛ یا تفرقه ایجاد کنند، یا اگر هر چه تلاش کردند، دیدند نمیتوانند تفرقه ایجاد کنند، شایعه
ى تفرقه بیندازند.
شما ملاحظه کنید همین کنفرانس اسلامى
(۲۴) را که بحمدالله
به عزّت الهى موجب عزّت امّت اسلامى و ملّت عزیز ایران شد. مَنکانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلّهِ العِزَّةُ جَمیعًا؛
(۲۵) هر کس عزّت میخواهد، برود سراغ خدا، خدا به او عزّت خواهد داد. این آیه
ى شریفه در این کنفرانس خودش را نشان داد. دست قدرت الهى و عزّت الهى، ملّت ایران، دولت ایران، مسئولین کشور و دست
اندرکاران را در دنیا مثل خورشیدى روشنى
بخش و باشکوه و منوّر جلوه داد. على
رغم [خواست] آمریکا،
سیاستهاى او در مورد ایران، به
وسیله
ى این اجلاس باشکوهى که در اینجا تشکیل شد، همه شکست خورد. دیدند این اجلاس نشان
دهنده
ى وحدت، یکپارچگى، مدیریّت قوى، همکارى صمیمانه بین مسئولین کشور، مسئولین و مردم، و قدرت و توانایىِ انجام کارهاى بزرگ و پیچیده و مرکّب است.
خب اینها را دیدند، حالا چه
کار کنند؟ شروع کردند شایعه
ى اختلاف انداختن. از همان روز یعنی از روز تشکیل کنفرانس تا همین حالا دارند شایعه
ى اختلاف را همین
طور [پراکنده میکنند]. حالا گوش کسی هم بدهکار نیست و اعتنائى نمیکند؛ چون شواهد، قرائن، نصوص، همه
چیز برخلاف شایعات آنها است، امّا آنها کار خودشان را میکنند؛ پیدا است به مسئله
ى اختلاف خیلى اهمّیّت میدهند. شما باید درست نقطه
ى مقابل این حرکت کنید؛ اوّلاً سعى کنید اختلاف نباشد، ثانیاً سعى کنید شایعه
ى اختلاف [هم] که دشمن آن را رشد میدهد، پرورش میدهد نباشد. کسانى که شایعه
ى اختلاف را در داخل تقویت میکنند، مثل کسانى هستند که خودِ اختلاف را دامن میزنند. دستهاى حقیری، ضعیفی، پلیدى سعى میکنند ایجاد اختلاف کنند. اگر هم دیدند نمیشود اختلاف به وجود بیاورند، سعى میکنند شایعه
پراکنى کنند که بله، اختلاف هست! مثل اینکه دشمن سعى میکند به جبهه
ى حق شکست وارد کند، [ولی] وقتى
که دید نمیتواند، شایعه مى
اندازد که دارند شکست میخورند؛ الان است که شکست بخورند، الان است که عقب
نشینى کنند؛ کار دشمن همین است. شما نقطه
ى مقابل او باید حرکت کنید. این خدمتى است که دشمن به ما میکند؛ به ما نشان میدهد که روى این نقطه حسّاس است؛ در واقع معلوم میشود که ما روى این بایستى متمرکز بشویم. البتّه ما عکس
العملى و انفعالى حرکت نمیکنیم نسبت به رفتار دشمن، [بلکه واکنش ما] یک تجزیه
و
تحلیلِ منطقى و خردمندانه است.
نقطه
ى دوّم، تیره
و
تار و مبهم جلوه دادن آینده است. سعى دشمن این است که نشان بدهد آینده مبهم است، آینده تیره
و تار است؛ معلوم نیست چه خواهد شد، معلوم نیست به کجا میرسند. وظیفه
ى مبلّغ دین و مبلّغ معنویّت و پیام
آور حقیقت، این است که مردم را امیدوار کند، یأس را از آنها بزداید. یأس، بزرگ
ترین دشمن یک ملّت است. باید تلاش بشود که یأس از مردم زدوده بشود. نگاه کنید ببینید چه
جورى، نگاه کنید ببینید در کدام منطقه
اى که مورد بحث شما است، نگاه کنید ببینید با چه زبانى که مخاطب شما به آن نیاز دارد، [این اتّفاق می
افتد.] به
هر تقدیر باید مانع بشوید که یأس در دلها راه پیدا کند. کارى که دشمن میخواهد بکند، این است که یأس را بر دلها حاکم کند، و هر کسى یک
جورى مأیوس باشد؛ دانشجو یک
جور، دانش
آموز یک
جور، کارگر یک
جور، روحانى یک
جور، کاسب یک
جور، ادارى یک
جور، مسئول دولتى یک
جور، مسئول بلندپایه یک
جور. ما از نزدیک مى
بینیم که روشهایى دارند که سعى میکنند حتّى برخى از مسئولان بلند
پایه را هم در یک کشور مأیوس کنند. ما مسئولینى از کشورهاى دیگر را که با ما گاهى صحبت میکنند، دیده
ایم که دلشان پُر از یأس است. خب آدم مأیوس چه
کار میتواند بکند؟ ما سعى کردیم یأس را از دلهاى آنها بیرون بکشیم و به جایش امید تزریق کنیم. و بحمدالله
ملّت ما ملّت امیدوار و بانشاطى است. در مردم امید را تزریق کنید؛ این هم یک مرکز است.
یک مرکز دیگرى که دشمن روى آن کار میکند، «ارزشها» است؛ ارزشهاى انقلاب، پایه
هاى انقلاب، اساس انقلاب. بعضی از همینهایی هم که گفتیم، اساس انقلاب است؛ [مثلاً یکی] بى
ایمان کردن مردم به آن عاملى است که توانست این حرکت عظیم و معجزآسا را تقریباً در نوزده سال قبل به وجود بیاورد و آن را تا امروز نگه بدارد و جنگ را به پیروزى برساند به نفع اسلام و مسلمین؛ میخواهند این را در دلها و ذهنها از بین ببرند؛ باید خیلى مراقب باشید. میخواهند مردم را به پایه
ها و به اصول انقلاب و این حرکت عظیم و نهضت عظیم و پایه
هاى جمهورى اسلامى بى
اعتقاد کنند و متزلزل کنند. دشمنى آنها با اشخاص نیست، دشمنى آنها با فلان عنوان مخصوص نیست، [بلکه] دشمنى با اصل این حرکت عظیم است، دشمنى با انقلاب است؛ چقدر غافل است کسى که این را نفهمد!
نقطه
ى مقابل آن حرکت، حرکت شما است در تبلیغ. اگر آن منشأ تبلیغى، آن هدف تبلیغى و این روشها و ابزار و شیوه
هاى تبلیغى مورد نظر باشد، موفّق
ترین روشهاى تبلیغى، همین کار ماندگار و عمیقى است که شما به
صورت سنّتى انجام میدهید. و من به شما عرض بکنم، این را ما به چشم خودمان مشاهده کرده
ایم و دیده
ایم که به فضل الهى، دست قدرت الهى، این ملّت را دارد حمایت میکند و پشتیبانى میکند؛ نه قدرت آمریکا، نه قدرتهاى عظیم مالى و اقتصادى، نه قدرتهاى جاسوسى و امنیّتى، نه قدرتهاى مخرّب نظامى، هیچ
کدام در وضعى که ملّت ما دارد، قادر نیستند این ملّت مؤمن و انقلابى و شاداب و جوان و پُرامید را از راه عزّت و عظمت اسلام که دارد پیش میبرد و پرچم اسلام را بر دست گرفته است و به اهتزاز درمى
آورد، برگردانند و او را در نیمه
ی راه متوقّف کنند.
امیدواریم خداوند متعال به شماها توفیق بدهد و لطف کند؛ راه شما را هموار کند، دل شما را روشن کند؛ و همه
ی ما و شما را مشمول ادعیه
ى زاکیه
ى حضرت بقیّة
الله
(ارواحنا فداه) قرار بدهد. و شبهاى قدر را هم قدر بدانید؛ بنده هم از همه
ى شما ملتمس دعا هستم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته