
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و نود و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مازیار و همایون چتر زرین، دو برادر 11 و 32 ساله اهل شهرستان خمیر استان هرمزگان که در حمله آمریکا به یکی از زیرساختهای غیرنظامی این شهرستان، در اثر بمباران پل به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
چرا باید مردم در میدان بمانند؟
«ملّت عزیز،... همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی، هوشیار و فعّال در میدان خواهد بود.» این فراز از پیام اخیر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی
خطاب به ملّت ایران، بیش از آنکه توصیهای برای آینده باشد، جمعبندی تجربهای است که ملّت ایران در جریان جنگ رمضان پشت سر گذاشت. تجربهای که نشان داد سرنوشت جنگ را تنها موشکها، جنگندهها و تجهیزات نظامی تعیین نمیکنند، بلکه آنچه میتواند معادلات را بر هم بزند، حضور یا غیبت مردم در میدان است. از همین رو، تأکید رهبر معظم انقلاب بر «هوشیار و فعال ماندن» مردم، نه یک دعوت مقطعی، بلکه تبیین یک راهبرد برای صیانت از منافع ملّی در برابر دشمنی است که همچنان به دنبال ضربه به ایران است.
رهبر انقلاب در همان عبارت، فلسفه این حضور را نیز به روشنی بیان کردهاند؛ «برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی». این یعنی حضور مردم، هدف نیست، بلکه ابزار حفظ منافع ملّی است. هرگاه دشمن به این نتیجه برسد که میتواند میان مردم و نظام فاصله ایجاد کند، راه برای فشارهای سیاسی و نظامی هموارتر خواهد شد. اما اگر بداند در برابرش تنها یک ساختار حکومتی وجود ندارد، بلکه با ملّتی متحد و حاضر در صحنه مواجه است، ناچار خواهد شد در محاسبات خود تجدیدنظر کند.
این نکته، ناظر به تجربهای است که از نخستین روز آغاز جنگ آمریکا علیه ایران شکل گرفت. در همان ساعات اولیه تجاوز، دشمن تنها به دنبال وارد کردن خسارت نظامی نبود. ترور رهبر شهید انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی، حمله به مراکز اطلاعاتی و نظامی و تلاش برای ایجاد شوک امنیتی، هرچند بخشی از عملیات نظامی محسوب میشد، اما هدف نهایی چیز دیگری بود؛ شکستن جبهه داخلی ایران.
طراحی جنگ بر این فرض استوار بود که با آغاز حملات، جامعه ایران در دوگانهای که میان جمهوری اسلامی و آمریکا شکل میگیرد، یا از نظام فاصله میگیرد و با دشمن همراه میشود، یا دستکم از حمایت از نظام اسلامی دست خواهد کشید.
در واقع، آنچه بیش از قدرت نظامی در محاسبات دشمن آمریکایی-صهیونی اهمیت داشت، عنصر مردم بود. آنان میدانستند که اگر جامعه ایران از صحنه کنار برود، جدای از هموار شدن مسیر برای براندازی جمهوری اسلامی و در نهایت تجزیه ایران، حتی موفقیتهای نظامی نیز آسانتر به دست خواهد آمد. به همین دلیل، جنگ نظامی علیه ایران از همان ابتدا با جنگ رسانهای، عملیات روانی و فضاسازی در شبکههای اجتماعی همراه شد. هدف این بود که سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی آسیب ببیند و مردم احساس کنند که دیگر دلیلی برای ایستادن در کنار نظام ندارند.
اما نتیجه، برخلاف همه این محاسبات رقم خورد. جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیی علیه کشورمان، به جای آنکه جامعه ایران را دچار واگرایی کند، به عاملی برای همگرایی ملّی تبدیل شد. حضور گسترده در سنگر میدان و حمایت قاطع از نیروهای مسلح، نشان داد که محاسبه اصلی دشمن از ابتدا دچار خطا بوده است.
اگر از این زاویه به جنگ جاری نگاه کنیم، روشن میشود که نقش مردم، کمتر از نقش نیروهای مسلح نیست. نیروهای مسلح، تجاوز دشمن را در میدان نبرد پاسخ میدهند، اما مردم، مهمترین امید دشمن را از او میگیرند. اگر دشمن موفق میشد جامعه ایران را دچار شکاف، دوگانگی و جنگ داخلی کند، حملات نظامی نیز میتوانست نتایج متفاوتی به دنبال داشته باشد.
باید یادآور شد که تأکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت حضور مردم در صحنه میدان، ترسیم مسیر آینده است. ایشان از «حضور فعال» سخن میگویند، اما در کنار آن، بر «هوشیاری» نیز تأکید میکنند. رهبر انقلاب در همان پیام، مسیر این حضور هوشیارانه را نیز مشخص کردهاند. ایشان بر اعتماد به مسئولان دلسوز تأکید میکنند، اما مهمتر از همه، از وحدت و صیانت از انسجام اجتماعی یاد میکنند. زیرا دشمن نیز دقیقا همین نقطه را هدف گرفته است.
بر همین اساس، حضور فعال مردم در میدان، امروز بیش از هر چیز به معنای پاسداری از همین انسجام ملّی است. حضوری که اجازه نمیدهد دشمن این تصور را پیدا کند که میتواند از مسیر ایجاد تفرقه، به اهدافی برسد که در میدان نبرد از دستیابی به آنها ناتوان مانده است.
تأکید رهبر معظم انقلاب، در حقیقت دعوت به استمرار همان حضوری است که در روزهای جنگ، معادلات دشمن را بر هم زد. دشمن زمانی از تعرض به منافع ایران مأیوس خواهد شد که بداند طرف حسابش ملّتی است که هرگاه پای ایران و منافع ملّی در میان باشد، با هوشیاری و حضور فعال و فارغ از همه تفاوتها و سلیقهها در میدان میایستد. چه آنکه قائد شهید امت نیز در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که دوازدهم بهمن ماه 1404 برگزار شد، تصریح کردند: «بالاخره ما یک کشوری هستیم، یک فکر جدیدی داریم، یک راه جدیدی داریم، با منافع قلدرهای عالم در اصطکاکیم، در برخوردیم؛ همیشه باید منتظر بود. و حالا اینها تا کِی ادامه پیدا میکند؟ تا آن وقتی که ملّت ایران به جایی برسد که ثبات و استقامت و تسلّطش بر امور، دشمن را مأیوس کند؛ که باید البتّه به اینجا برسیم، و میرسیم.»