
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و نود و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید سعید اصلانی، از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در اثر حملۀ موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
سیلی دوباره واقعیت بر گونه سرخ واشنگتن
برخلاف تصویری که رئیسجمهور ایالات متحده، چه در زمان ارائه پیشنهاد آتشبس، چه در زمان انعقاد توافقنامه، نشان میداد و جنگ با ایران را خاتمهیافته تلقی میکرد، اما این سو، در ایران، نه مقامات، نه مردم، هرگز به این وعدهها و تصویرها اعتماد نکردند. جمهوری اسلامی ایران، هرچند در عین آمادگی نظامی و درگیری با ایالات متحده، مسیر کاهش تنش را انتخاب کرد، اما این انتخاب ناشی از ضعف و دست خالی نبود. ایران، در حالی موقتاً فتیله آتش جنگ را پایین کشید و به وساطت بعضی همسایگان به کارزار دیپلماتیک آمریکا رفت که تنگه راهبردی هرمز همچنان تحت کنترلش بود و با جامه عمل پوشاندن به وعده رهبر شهید و منطقهای کردن جنگ، ضربات سنگینی به دشمن آمریکایی وارد کرده بود.
ایران یقین داشت که دشمن دست از دشمنی و عداوت بر نخواهد داشت. از این جهت، پذیرفتن خاموشی موقت صحنه نبرد نظامی، هیچگاه و هرگز برای ایران به معنای اتمام جنگ تعبیر نشد. برعکس، در این مدت، دست بر ماشه، ضمن محافظت از دستاوردهای متعدد جنگ، از تسلط بر هرمز گرفته تا دور کردن رینگ آتش آمریکا از اطراف مرزهای ایران، به احیای توان نظامی و امنیتی خود نیز پرداخت. گواه این ادعا، گزارشهای منابع نظامی و امنیتی آمریکایی از سرعت احیای توان نظامی و دفاعی ایران در این مدت است. بر همین مبنا، حالا که کاخ سفید، مأیوس از گرفتن امتیاز از ایران در عرصه غیرنظامی، دوباره به تشدید تنش و آزمودن نسخه درگیری رو در رو روی آورده، ایران نه تنها غافلگیر نشده، بلکه با عزم و توانی مضاعف به مصاف دشمن رفته است.
ضربات اخیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، چه در جبهه جنوبی و دریای عمان و خلیج فارس و تنگه هرمز و منافع آمریکاییها در کشورهای حاشیه خلیج فارس، چه در جبهه غربی و پایگاههای آمریکا در کشور اردن، در کنار اقدامات قاطع برای شکستن گردن و کمر تروریستهای تجزیهطلب در جداره مرزی کشور، به روشنی اثبات میکند که ایران ترسی از تشدید تنش ندارد. این ضربات، که از قضا از نظر کیفی به شدت ارتقا هم پیدا کردهاند، نشان میدهد که بازسازی توان دفاعی و نظامی ایران، با سرعتی بیش از آنچه منابع اطلاعاتی آمریکایی ـ اسرائیلی تصور میکردند، پیش رفته است. جمهوری اسلامی ایران همچنین در دوره جدید، با کنار گذاشتن برخی خویشتنداریها، از خجالت بعضی همسایگان ناسپاس هم درآمده است. همسایگانی که نه تنها فضا، بلکه خاک خود را در اختیار کفار آمریکایی ـ اسرائیلی قرار داده تا به جان و مال و زیرساختهای ۹۰ میلیون ایرانی تعرض کنند.
اینها اما همه ماجرا نیست. جمهوری اسلامی ایران در دوره جدید، تدارک سنگین و جدی هم برای باز کردن نبرد در جبهههای جدید دیده است. تدارکی که البته از دید ناظران رسانهای مرتبط با دشمن هم پنهان نمانده و لابهلای تحلیلها و بحثهایشان به آن اشاره دارند. ایران در دور جدید درگیری خود، قرار نیست به تکرار تجربه موفق منطقهای خود در جنگ ۴۰ روزه بپردازد. همانگونه که دفاع مقدس ۱۲ روزه تجربههای جدیدی برای ساختار نظامی، امنیتی و دفاعی ایران به ارمغان آورد ـ که نتایجش در جنگ ۴۰ روزه دیده شد ـ دفاع مقدس ۴۰ روزه هم تجربیات گرانقدری، هم در ساحت راهبرد، هم در ساحت تاکتیک، برای ساختار نظامی، دفاعی و امنیتی ایران رقم زده که در درگیری بعدی با محور آمریکایی ـ اسرائیلی، نتایجش به معرض دید همگان درخواهد آمد.
حالا بهتر مشخص میشود که آنچه در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب توصیف شده و وعده درسهای فراموشنشدنی به دشمن داده، برآمده از منطقی است که نشانههایش از همین حالا در عرصه میدان هم دیده میشود. با این حال، به نظر میرسد آمریکاییها این نشانهها را نادیده گرفته و دنبال آزمون مسیری هستند که یک بار آن را آزمودهاند. نتیجه این نگاه از همین الان مشخص است. همانگونه که پایان جنگ ۴۰ روزه، انسداد تنگه هرمز، یک گره به گرههای پیشین آمریکاییها اضافه کرد، نتیجه درگیریِ احتمالی آتی هم گرهها و معضلات دیگری به فهرست معضلات آمریکاییها خواهد افزود. این نتیجه طبیعی کسانی است که سیلی واقعیت، آنها را از توهم باطل بیرون نیاورده است.