
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و هشتاد و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، پاسدار شهید محمدناصر دلیرور، از اعضای نیروی دریایی سپاه که ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵ در حین انجام مأموریت در جزیره فارور خلیجفارس توسط دشمن آمریکایی به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
یاوران حضرت زینب سلاماللهعلیها در نبرد عاشورایی
در همه جنگها، رهبران کشورها از مردم خود میخواهند برای دفاع از وطن هزینه بدهند، اما کمتر اتفاق میافتد که پیش از دیگران، خود رهبر یک کشور و خانوادهاش، این هزینه را بپردازند. جنگ تحمیلی ۴۰روزه علیه ایران، یکی از همین استثناها را رقم زد. رهبر شهید انقلاب اسلامی، تنها فرمانده و راهبر دفاع از ایران نبودند، بلکه ایشان و خانوادهشان نیز در صف نخست این دفاع قرار گرفتند. شهادت چهار عضو خانواده قائد شهید امت، در کنار شهادت خود ایشان، گواه روشن این حقیقت است. این اتفاق، نشان داد که دفاع از ایران، پیش از آنکه از مردم مطالبه شود، از خانه رهبر انقلاب آغاز شد. همانگونه که هزاران خانواده ایرانی در این جنگ عزیزان خود را تقدیم امنیت و استقلال کشور کردند، خانواده رهبر انقلاب نیز عزیزترین چهرههای خود را در همین مسیر نثار ایران اسلامی کرد.
در میان شهدای خانواده رهبر شهید انقلاب اسلامی، یک نکته بیش از هر چیز توجهات را به خود جلب میکند؛ از چهار عضو شهید این خانواده، سه نفر را بانوان و دختران تشکیل میدهند. یک دختر، یک عروس و یک نوه دختر چهارده ماهه. همین واقعیت، به تنهایی تصویری روشن از ماهیت جنگ تحمیلی ۴۰روزهای که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند، پیش روی افکار عمومی جهان قرار میدهد. جنگی جنایتکارانه که نه فقط نیروهای نظامی، نه فقط مردان، بلکه زنان، دختران و حتی کودکان ایران عزیزمان را نیز هدف قرار داد.
اگر قرار باشد تنها یک تصویر برای روایت نقش و مظلومیت زنان ایرانی در جنگ تحمیلی ۴۰روزه و دفاع مقدسی که اکنون نزدیک به ۱۴۰ شبانه روز از آن میگذرد انتخاب شود، شاید هیچ تصویری رساتر از همین نباشد. حضور سه بانو در میان پنج شهید بیت رهبر انقلاب، نشان میدهد که زنان ایرانی، همانند همه مقاطع حساس تاریخ این سرزمین، تنها نظارهگر حوادث نبودند، آنان نیز سهم خود را در دفاع از ایران، استقلال کشور و امنیت ملّت ادا کردند.
اما این واقعیت، وجه دیگری نیز دارد؛ وجهی که بیش از هر چیز، ادعاهای سالیان طولانی آمریکا و کشورهای غربی درباره دفاع از حقوق زنان را به چالش کشیده و آنها را بیآبروتر از همیشه میکند. دولتهای غربی، بهویژه آمریکا، همواره کوشیدهاند خود را اصلیترین و جدیترین مدافع حقوق زنان در جهان معرفی کنند و این شعار را به یکی از مهمترین محورهای رسانهای و سیاسی خود تبدیل کردهاند. آنان بارها با همین ادعا، کشورهای مستقل از اردوگاه غرب را مورد هجمه قرار داده و تلاش کردهاند خود را معیار سنجش حقوق زنان در جهان معرفی کنند.
با این حال، جنگ ۴۰روزه و شهادت خانواده رهبر شهید انقلاب، در کنار دیگر شهدای زن ایرانی، آزمونی واقعی برای این ادعاها بود. شهادت زنان خانواده رهبر شهید انقلاب اسلامی، از جمله یک کودک معصوم چهارده ماهه، به تنهایی برای آنکه بیاساس بودن این شعارها آشکار شود، کافی است.
همین یک نمونه، کافی بود تا تشت رسوایی این ادعاها بر زمین بیفتد و افکار عمومی جهان، تناقض میان گفتار و عملکرد مدعیان دفاع از حقوق زنان را با چشم خود ببیند. چگونه میتوان از حقوق زنان سخن گفت، اما در نخستین موج حملات تجاوزکارانه به ایران، زنان و کودکان مظلوم را هدف قرار داد؟ چگونه میتوان خود را پرچمدار دفاع از زن معرفی کرد، اما هنگامی که زنان و کودکان ایرانی در حملات ارتش تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت میرسند، نه تنها واکنشی نشان نداد، بلکه از عاملان این جنایت نیز حمایت سیاسی، رسانهای و نظامی کرد؟ این پرسشها، امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر آمریکا و مدعیان غربی حقوق بشر و حقوق زن قرار دارد.
البته این مظلومیت، تنها به خانواده رهبر شهید انقلاب اسلامی محدود نمیشود. در میان شهدای جنگ تحمیلی ۴۰روزه و همچنین جنگ ۱۲روزه، شمار قابل توجهی از شهدا را زنان و کودکان بیگناه تشکیل میدهند. جنایت آمریکا در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت ۱۶۸ دانشآموز و معلم، گواه روشنی بر مظلومیت کودکان ایران و سندی آشکار از کودککشی آمریکاییها و صهیونیستهاست.
چه آن بانوانی که قربانی جنایت شیطان بزرگ و کوچک شدند و چه آنانی که در عرصههای مختلف این نبرد، بخصوص با حضور در تجمعات دشمنشکن در میادین و خیابانها، نقشآفرینی میکنند، در این نبرد عاشورایی، لبیکگویان به حضرت زینب
سلاماللهعلیها هستند.