
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و هشتاد و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید علیمحمد مددالهی، مشاور فرماندهی هوافضای سپاه پاسداران که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
زلزله دشمنشکن

آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در
پیامی به مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران»، ضمن قدردانی صمیمانه از حضور دهها میلیونی مردم ایران و عراق، این حضور باشکوه را غوغای حیاتبخشی دانستند که زلزله در باطل میاندازد. ایشان تأکید کردند: «جا دارد به همین مناسبت از حضور دهها میلیونی، اعجاببرانگیز، دشمنشکن و تاریخی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق، خصوصاً تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، صمیمانه قدردانی کنم.»
در این پیام، دو تعبیر کلیدی وجود دارد: «زلزله در باطل» و «دشمنشکن». این دو مفهوم، در کنار یکدیگر، تصویری روشن از ابعاد راهبردی پدیدهای ارائه میدهند که به متغیری تعیینکننده در عرصه نبرد ارادهها تبدیل شد.
تشییع دهها میلیونی رهبر شهید ایران، در معادلات سیاسی و ژئوپلیتیکی، حامل پیامهایی بسیار عمیق است. هنگامی که میلیونها نفر از اقشار مختلف جامعه، با وجود همه فشارها و فضاسازیهای رسانهای، به صحنه میآیند، در واقع از استمرار یک گفتمان و پایداری یک هویت سیاسی و اعتقادی خبر میدهند که نهتنها نشانه حیات اجتماعی یک ملت است، بلکه میتواند محاسبات دشمن را نیز دگرگون کند.
تعبیر «زلزله در باطل» دقیقاً به همین تغییر محاسبات اشاره دارد. جبهه دشمن، طی سالهای گذشته، بهویژه پس از جنگ چهلروزه، تلاش فراوانی کرد تا این گزاره را القا کند که فشار نظامی، عملیات روانی و ترور فرماندهان میتواند پیوند مردم با انقلاب اسلامی را تضعیف کند. هدف این بود که جامعه ایران دچار واگرایی شود و سرمایه اجتماعی نظام آسیب ببیند. اما حضور دهها میلیونی مردم در مراسم تشییع، تصویری کاملاً متفاوت را به نمایش گذاشت. آنچه در خیابانهای تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا رقم خورد، صرفاً بدرقه یک شخصیت نبود؛ بلکه تجدید بیعت با یک مسیر و اعلام استمرار یک گفتمان بود. این همان «زلزله در باطل» است؛ لرزشی که نه بر زمین، بلکه بر بنیان محاسبات دشمن وارد میشود.
در ادبیات راهبردی، مهمترین سرمایه هر نظام سیاسی، اعتماد و همراهی مردم است. اگر دشمن به این نتیجه برسد که این سرمایه از میان رفته است، راهبرد فشار را تشدید میکند؛ اما اگر با صحنهای روبهرو شود که خلاف همه برآوردهایش باشد، ناچار است در محاسبات خود تجدیدنظر کند. تشییع تاریخی «آقای شهید ایران» دقیقاً چنین کارکردی داشت. این پدیده حماسی و تاریخی نشان داد که سرمایه اجتماعی انقلاب، برخلاف تبلیغات گسترده رسانههای معاند، نهتنها تضعیف نشده، بلکه در بزنگاههای تاریخی قدرت بسیجکنندگی خود را حفظ کرده و در مسیر تقویت است.
در همین چارچوب، تعبیر «دشمنشکن» نیز معنایی عمیق پیدا میکند. دشمنشکنی صرفاً به معنای شکست نظامی نیست. گاهی بزرگترین شکست برای دشمن، فرو ریختن تصویری است که سالها برای ساختن آن هزینه کرده است. هنگامی که رسانههای غربی و اتاقهای فکر آمریکایی، ماهها بر شکاف اجتماعی، کاهش مشروعیت و فاصله مردم با حاکمیت تمرکز میکنند، اما ناگهان با حضور دهها میلیونی مردم مواجه میشوند، در حقیقت یکی از مهمترین ابزارهای جنگ شناختی خود را از دست میدهند. این حضور، روایت جعلی آنان را با چالشی جدی روبهرو میکند و همین، معنای واقعی «دشمنشکن» بودن است.
اهمیت این مراسم تنها به مرزهای ایران محدود نماند. حضور گسترده مردم در نجف و کربلا نشان داد که پیوندهای اعتقادی و راهبردی میان ملّتهای منطقه همچنان زنده و فعال است. این همافزایی مردمی، پیام روشنی برای بازیگرانی داشت که میکوشند محور مقاومت را صرفاً مجموعهای از سازمانهای نظامی معرفی کنند. تشییع میلیونی نشان داد که محور مقاومت، پیش از آنکه یک ائتلاف نظامی باشد، بر پایه پشتوانهای اجتماعی و فرهنگی استوار است؛ پشتوانهای که با فشار خارجی از میان نمیرود.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که نبرد اصلی، تنها در میدان نظامی جریان ندارد؛ بلکه در عرصه ادراک، روایت و اراده ملّتها شکل میگیرد. در چنین نبردی، حضور مردم خود یک قدرت بازدارنده است؛ قدرتی که میتواند امید دشمن به فرسایش اجتماعی را از بین ببرد و معادلات او را دگرگون سازد، زیرا این حضور، روح تازهای در کالبد جامعه میدمد و پیام روشنی از استمرار، پایداری و اعتماد به آینده مخابره میکند.
