others/content
نسخه قابل چاپ

سرمقاله شماره ۳۸۱ روزنامه صدای ایران

دلم قرار نمیگیرد از فغان بی تو

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
*  دلم قرار نمیگیرد از فغان بی تو*
* مسجدی در دل منطقه کویری قم، جایی که حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه بارها آنجا مشرف می‌شدند و ساعت‌ها به عبادت، نماز و دعا می‌پرداختند که البته در این سال‌های اخیر، تنها چند فریم محدودش منتشر شده، محل اقامه نماز بر پیکر مطهر ایشان اعلام شده است. ظرفیت جمکران، هشت ساعت مانده تا شروع مراسم، کامل تکمیل شده بود و سایر عزاداران در خیابان‌های اطراف باید در صفوف متصل، نماز بر پیکر مطهر اقامه کنند.

قبل از اقامه نماز، صدای حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه از ماذنه‌های جمکران پخش می‌شود؛ همان جملات تاریخی در خطبه‌های نماز جمعه روز ۲۹ خرداد سال هشتاد و هشت: «یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام می‌دهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه این‌ها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ این‌ها هم نثار شما باشد...» موج جمعیت به هق‌هق می‌افتد...

بانگ «الصلاة، الصلاة» بلند شده، آیت‌الله جوادی آملی، تکبیرةالاحرام می‌گوید. صدای «الله‌اکبر» جمع که بلند می‌شود، گفتم: «قَدْ قامَتْ قُمّ»، قم به پا خاست.

آیت‌الله جوادی آملی که حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای چندی پیش با عبارت «حکیم نامدار دوران و فقیه عالی‌قدر» از ایشان یاد کرده‌اند، در فراز پایانی نماز، در قالب شهادت‌نامه‌ای ماندگار و جلوی صفوفی که از جمکران شروع می‌شود و کیلومترها آن‌سوتر به حرم کریمه اهل‌بیت سلام‌الله‌علیها می‌رسد، برای قائد شهید می‌خواند:

«خدایا! او در حالی بر تو وارد شده که مجاهدی سخت‌کوش، پرهیزکار، یکتاپرست و اهل تأله و خداشناسی بوده است... خدایا! خدایا! خدایا! او نزد تو در حالی آمده که کشته راه اسلام است؛ کشته امت مسلمان است؛ کشته راه سیاست اسلام؛ کشته راه پاسداری از اسلام؛ کشته راه حفظ کیان آن؛ کشته راه عظمت، سیادت، ولایت و وحدت آن است.»

پس از اقامه نماز و در طول مسیر، آه و بغض گلوگیر شده، گرمای هوا هم مزید بر علّت شده، ولی زن و مرد آن را تبدیل به فریاد کرده‌اند و هر از گاهی، میان گریه و نوحه، شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» شعله می‌گیرد.

دریای جمعیت اجازه تکمیل تشییع زمینی را نمی‌دهد و پیکر مطهر با بالگرد بر فراز حرم طواف داده می‌شود و این طواف می‌شود آخرین زیارت آقا و سیل جمعیتی که در هرم گرمای تابستان، سر به آسمان بلند کرده‌اند و با اشک روان، مهمان عزیز قم را مشایعت می‌کنند تا آقای شهید برود نجف و کربلا. آه، کربلا! السلام علیک یا اباعبدالله...

*مصرع غزلی از رهبر شهید انقلاب تقدیم به صاحب‌الزمان(عج) با ادامه‌ی: سپندوار ز کف داده‌ام عنان بی تو

 

....
منبع چاپی: سرمقاله شماره سیصدوهشتادویکم روزنامه صدای ایران
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی