
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و هفتاد و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید خسرو حسنی، جانشین اطلاعات نیروی هوافضای سپاه که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
بنبست واشنگتن در مسیر جنوبی
آمریکاییها در ۴۸ ساعت گذشته، بار دیگر ایجاد یک مسیر عبوری در بخش جنوبی تنگه هرمز را آزمودند. از هفته اول جنگ رمضان، جمهوری اسلامی ایران با اعلام تنگه هرمز بهعنوان منطقه جنگی، هرگونه عبور از این مسیر را منوط به هماهنگی و دریافت تأییدیه از سوی نیروهای مسلح اعلام کرد. بر همین اساس، نیروی دریایی سپاه پاسداران با ایجاد یک مسیر امن در بخش شمالی تنگه، شناورهای تأییدشده و دارای مجوز را از آن عبور میداد. ایران از همان زمان هشدار داده بود که هر مسیر دیگری، جز این، بهمنزله عبور غیرمجاز در منطقه جنگی تلقی شده و با آن برخورد خواهد شد.
از همان زمان، آمریکاییها چندین بار کوشیدند تا یک مسیر در بخش جنوبی تنگه و در محدوده آبهای سرزمینی عمان راهاندازی کنند؛ شاید از این راه، ضمن اجرای یک نمایش در برابر افکار عمومی و رسانههای بینالمللی، بتوانند بخشی از تلاطمهای بازار انرژی را مهار کنند. اقدامی که هر بار با برخورد سخت نظامی ایران مواجه شد و مسیر ایجادشده نیز از کار افتاد. درگیریهای ۴۸ ساعت گذشته نیز بخش دیگری از همین تلاش آمریکاییها بود که باز هم با واکنش نظامی ایران ناکام ماند.
آمریکاییها در یک دوگانگی گرفتار شدهاند. پیش از این و در جریان جنگ رمضان، ثابت شد که استفاده از ابزار گسترده نظامی برای گشودن تنگه هرمز ناکارآمد است. از سوی دیگر، آنها نیاز دارند تا حد امکان دست ایران را در جریان مذاکراتِ تفاهمنامه خالی کنند. دالِّ مرکزی تفاهمنامه اخیر، برتری ایران در کنترل تنگه هرمز است. به همین دلیل، آمریکاییها میکوشند به هر طریق ممکن، تیزی این برگ برنده را بکاهند. در چنین چارچوبی است که تلاشهای گاهوگاه آمریکا برای گشودن حتی یک مسیر نمایشی در تنگه هرمز، معنا مییابد.
این وضعیت، چند پیام مهم در بر دارد. نخست آنکه جنگ پایان نیافته است. برخلاف سکوت ظاهری میدان نبرد و اینکه وضعیت هفتههای اخیر هیچگاه شبیه ۴۰ روز جنگ رمضان نبوده، ماهیت درگیری و کشمکش میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد. منطق و ماهیتِ پایاننیافتن جنگ، باید بهعنوان یک اصل کلیدی در همه امور کشور مد نظر قرار گیرد. هر یک از حوزههای اقتصادی، رسانهای، اجرایی، اجتماعی و سیاسی باید زیر نظر این کلانایده، یعنی تداوم جنگ، ارزیابی شوند. روشن است که با در نظر گرفتن این معیار، رفتارها و کنشهای فردی و اجتماعیِ جریانهای مختلف، بهشدت با وضعیت عادی تفاوت خواهد داشت. شرایط کشور هنوز جنگی است و همه باید رفتار خود را متناسب با این موقعیت تنظیم کنند.
نکته دیگر آنکه دشمن با این اقدامات، همچنان در پی فشار برای تغییر مفاد توافق است. این اقدامات، خلاف روح تفاهمنامه و یکی از بندهای صریح آن محسوب میشود. از این رو، باید با نهایت بدبینی با دشمن مواجه شد. او به دشمنی خود خاتمه نداده است؛ جنگ را تنها به این دلیل متوقف کرد که در عرصه نبرد نظامی به نتایج مطلوب خود نرسید. بنابراین، همچنان باید با نهایت بدبینی، رفتارهای او را رصد کرد؛ با بدبینی به حرفها و وعدههایش نگاه کرد و با بدبینی، کنشهای مشکوکش را در آبهای جنوبی کشور پیگیری و برخورد لازم را انجام داد.
دشمن همان دشمن است. اگر بتواند، دامنه این درگیریها را به عمق کشور نیز خواهد کشاند و به سواحل جنوب ایران بسنده نخواهد کرد. اگر فعلاً دست به چنین کاری نمیزند، به این دلیل است که در جریان جنگ اخیر دریافته که هزینه سنگینی برای چنین اقدامی باید بپردازد. پس تا اطلاع ثانوی، باید در گفتار و رفتار و کنشهای خود چنان عمل کرد که دشمن به این یقین برسد که ایرانِ پساجنگ، پساآتشبس و پساتفاهم، هیچ تفاوتی با ایرانِ زمان جنگ ندارد و اگر بار دیگر منافعش تهدید شود، با همان قدرت و حتی بیشتر از پیش، در میدان حاضر خواهد شد.