
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و شصت و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسدران انقلاب اسلامی که در اثر حملۀ موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
صدای ایرانِ قوی باشیم
پارسال این روزها در میانه جنگ ۱۲روزه بودیم. همه چیز تغییر کرده بود. خیابانها خلوت بود و آسمان شلوغ. نمیشد دست روی دست گذاشت و تماشاچی بود. تاریخ در حال ورق خوردن بود و ایران وارد فصلی پرشتاب و سرنوشتساز شده بود. عقلهایمان را روی هم ریختیم و ایدهها را روی میز گذاشتیم و سنجیدیم. اخبار زیاد بود و متناقض، و حجم عملیات روانی و رسانهای دشمن بیشتر از تهاجم نظامیاش. «رادیو نگار» با این ایده متولد شد که دوربین را از وقایع خرد و اخبار پرشتاب کمی دورتر کنیم و تصویری هوایی و کاملتر از صحنه نبرد به مخاطب عرضه کنیم.
چند روز بعد «صدای ایران» متولد شد. روزنامهای اینترنتی که میخواست هفت روز هفته با مخاطب حرف بزند و همان ایده را این بار در قالبی مکتوب پیش ببرد. یک سال از تولد «صدای ایران» گذشته و ایران در این مدت وقایعی را به خود دیده است و پشت سر گذاشته که به جرأت میتوان گفت در تاریخ معاصر و حتی پیش از معاصر این سرزمین کهن سابقه ندارد. دو جنگ در کمتر از یک سال! ایستادن در مقابل شیطانیترین قدرتهای عالم و سر خم نکردن در مقابل آنان.
این سرزمین جنگ کم ندیده است. اما همیشه پایان جنگها زخمی بزرگ و تحقیری عمیق بر جای گذاشته بودند. تقریباً همیشه جنگها با یک یا چند نتیجه مثل تحمیل قراردادی تحقیرآمیز، تسلیم و فرار حاکم وقت، فروپاشی قوای نظامی، اشغال تمام یا بخشی از خاک کشور، جدا شدن بخشی از خاک و امثال این نتایج تلخ و فاجعهبار پایان یافته بودند. البته که جنگ تحمیلی هشت ساله متفاوت بود، اما از پایان آن جنگ حدود چهار دهه میگذشت و جنگهای این یک ساله با آن جنگ سراسر متفاوت بودند؛ سهمگینتر، پیچیدهتر و با دشمنانی جانیتر.
این جنگ فقط در میدان نظامی نبود و جبههها در هم تنیده بودند و «صدای ایران» میخواست و میخواهد در این میدان صدای مظلومیت و البته اقتدار ملّت ایران باشد. ملّتی مبعوث که محاسبات خام دشمن را یکسره بر هم زده و معادلاتی جدید آفریدند. دشمن در پی شنیدن صدای ضعف و تسلیم است، قلدری میکند، دروغ میگوید، تحقیر و توهین میکند، ارعاب میکند و یأس میپراکند و در شیپور انشقاق و اختلاف میدمد تا صدای واقعی ایران به گوش کسی نرسد. در چنین میدانی باید صدای عزت، اقتدار، توکل، افتخار، مقاومت، وحدت و امید بود؛ همانها که دشمن از آن بهشدت هراس دارد و رویای شوم او را بر هم زد.
مسئولین در سطوح مختلف، نخبگان و خواص، رسانهها، اهالی هنر و عموم مردم در این میدان تکلیف دارند که صدای ایران مقتدر باشند. این نبرد تمام نشده و باید همه، در داخل و خارج از کشور، صدای ایران قوی باشیم.
