
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاه و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سلمان جبیری، دانشجوی دکتری دانشگاه تهران که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
مراقب این پنج بذر سمی باشید!

فراموش نکنیم یکی از عوامل اصلی آغاز جنگ اخیر که اکنون در میانه آنیم، تلقی دشمن از شکاف و اختلاف در میان جامعه بود. منابع متعدد متصل به دشمن در گزارشات و تحلیلهای خود به این موضوع مهم اشاره کردند که وقایع تلخ و غمبار دیماه سال گذشته، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به این طمع انداخت که میتوانند رویای شوم خود علیه ایران را عملی سازند.
شیپور جنگ که نواخته شد، ایران واقعی سربرآورد و مردم زیر یک پرچم، در دفاع از میهن خود متحد شدند و اثبات کردند آن وقایع خونبار و سیاه، در واقع توطئه و برنامه دشمن بود و سرنخ ماجرا به اتاق فکرها و اتاق فرماندهی کودتای دشمن در سرزمینهای اشغالی برمیگردد. گزارش افشاگرانه اخیر یک منبع صهیونیستی درباره کارنامه و عملکرد موساد در خصوص ایران، مهر تأییدی روشن و آشکار بر این قضیه بود.
ایران اگرچه زخمی، اما سربلند و پرغرور از آن طراحی شوم عبور کرد و اجازه نداد رویای دشمن تعبیر شود. اما دشمن بیکار ننشسته و دست از خباثت و دشمنی برنداشته است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از
پیام ۱۴ خرداد تأکید کردند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بهخصوص به خاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند.»
رئیسجمهور آمریکا در روزهای اخیر با انجام عملیات روانی و رسانهای متعدد و رنگارنگ، دقیقاً در حال کاشت پنج بذر سمی مورد اشاره است: تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف!
از دشمن هیچ انتظار و توقعی جز دشمنی نمیرود و اگر جز این کند جای تعجب دارد، اما قطعاً از آنان که دل در گرو ایران و انقلاب اسلامی دارند توقع بسیار است. نباید اجازه داد دشمنی که در میدان نبرد نظامی زمینگیر شده و به اهداف خود نرسیده، با کاشت چنین بذرهای سمی، محیط را برای دستیابی به اهداف خود آماده سازد.
این روزها سخن از تفاهمی است که هنوز نه محتوای آن دقیق و روشن بهطور عمومی اعلام شده و نه تا این لحظه نهایی شده است. فارغ از چند و چون این تفاهم و سرنوشت آن، چند نکته کلیدی را نباید فراموش کرد؛ نباید اجازه داد هیچ چیز به اتحاد مقدس شکلگرفته و نتیجه این جنگ خدشه وارد کند، نباید اجازه داد دشمن بذرهای سمی خود را بکارد و بدتر از آن اینکه در کاشت این بذرها به دشمن کمک کرد و با دست خود آنها را کاشت، نباید فراموش کرد که هیچ اعتمادی به دشمن نیست و او از خباثت دست نخواهد کشید و به اشکال و روشهای مختلف، پیدا و پنهان، در پی انتقام گرفتن از تحقیر و شکستی است که در دو جنگ اخیر بر او تحمیل شده است. پس در هر حال باید کمربندها را محکم بست که به قول رهبر شهیدمان؛ خرمشهرها در پیش است.
