others/content
نسخه قابل چاپ

سرمقاله شماره ۳۵۵ روزنامه صدای ایران

عملیات روانی با یک الگوی تکراری

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و پنجاه و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید علیرضا عبیری، از اعضای پدافند هوایی ارتش که در اثر حملۀ موشکی رژیم صهیونی در ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* عملیات روانی با یک الگوی تکراری
* روز پنج‌شنبه، دونالد ترامپ بار دیگر الگوی همیشگی خود را تکرار کرد؛ تهدید و سپس عقب‌نشینی. رئیس‌جمهور آمریکا که در روزهای اخیر، همزمان با تشدید اقدامات خصمانه واشنگتن علیه ایران، بارها تلاش کرده با ادبیات تهدیدآمیز برای تهران خط و نشان بکشد، ابتدا از گزینه حمله به زیرساخت‌های ایران صحبت کرد؛ تهدیدی که بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر ناتوانی آمریکا در تغییر محاسبات جمهوری اسلامی ایران است. چند ساعت بعد، با چرخشی آشکار، مدعی شد از عملی کردن این تهدید صرف‌نظر کرده و با تهران به تفاهم رسیده است؛ ادعایی که مراجع رسمی ایران تاکنون آن را تأیید نکرده‌اند.

این نخستین بار نیست که ترامپ چنین تهدیدهایی را مطرح و سپس عقب‌نشینی می‌کند. او پیش از این نیز در تمام بیش از ۱۰۰ روز گذشته، بارها تهدیدهایی به مراتب شدیدتر را علیه ایران بر زبان آورده است که همگی بخشی از کارنامه فردی است که تصور می‌کند با هیاهوی رسانه‌ای و ادبیات قلدرمآبانه می‌توان معادلات جنگ و منطقه را تغییر داد. به همین دلیل، تهدیدهای اخیر او نیز نه جدید هستند و نه غافلگیرکننده. آنچه امروز از زبان ترامپ شنیده می‌شود، در واقع تکرار همان سیاست شکست‌خورده‌ای است که سال‌هاست از سوی آمریکا علیه ایران دنبال می‌شود و تاکنون نیز نتیجه‌ای جز ناکامی برای واشنگتن نداشته است؛ ناکامی بزرگی که در جنگ ۴۰ روزه، پررنگ‌تر از هر زمان دیگری آشکار شد.

با این حال، آنچه ترامپ و تصمیم‌گیران آمریکایی باید به آن توجه داشته باشند، این است که جمهوری اسلامی ایران کشوری نیست که در برابر تهدید عقب‌نشینی کند یا محاسبات خود را بر اساس فشار و تهدیدهای نظامی تنظیم کند. اگر آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را از سطح حرف و رسانه به عرصه عمل منتقل کند، بدون تردید با پاسخی مواجه خواهد شد که هزینه‌های آن بسیار فراتر از برآوردهای اولیه طراحان چنین اقداماتی خواهد بود. حداقل تجربه بیش از ۱۰۰ روز گذشته نیز نشان داده که هر اقدام خصمانه علیه ایران با پاسخ متقابل روبه‌رو شده و تهران در دفاع از امنیت و منافع ملّی خود هیچ‌گاه تردید نکرده است.

در همین چارچوب، هشدار اخیر قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این قرارگاه صراحتاً اعلام کرده است که هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران، صرفاً یک حمله محدود تلقی نخواهد شد و می‌تواند دامنه درگیری را به سطحی فراتر از منطقه گسترش دهد و مهم‌تر از آن، یا همه، از جمله ایران، می‌توانند نفت و گاز خود را صادر کنند، یا اگر ایران نتواند، هیچ کشور دیگری نخواهد توانست. این هشدار، در واقع پیامی روشن به واشنگتن است؛ اینکه امنیت ایران با امنیت منطقه و حتی فراتر از آن گره خورده و هرگونه ماجراجویی علیه زیرساخت‌های کشور، می‌تواند آتش بحرانی را شعله‌ور کند که مهار آن از توان آغازکنندگانش خارج باشد.

کسانی که از پشت میزهای فرماندهی در واشنگتن برای حمله به زیرساخت‌های ایران برنامه‌ریزی می‌کنند، باید بدانند که چنین تصمیمی نه یک عملیات محدود، بلکه آغاز زنجیره‌ای از واکنش‌ها خواهد بود که ابعاد آن قابل پیش‌بینی نیست.

از سوی دیگر، آمریکا همچنان تلاش می‌کند حملات و فشارهای خود را با ادعای «رسیدن به توافق» توجیه کند. مقام‌های آمریکایی مدعی هستند که افزایش فشارها با هدف کشاندن ایران به میز مذاکره و دستیابی به توافق صورت می‌گیرد. اما این ادعا بیش از هر چیز نشان‌دهنده سوءبرداشت واشنگتن از منطق تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ایران است. تجربه سال‌های گذشته به روشنی ثابت کرده که سیاست فشار حداکثری نه تنها ایران را وادار به تسلیم نمی‌کند، بلکه کار را برای طرف مقابل سخت‌تر هم می‌کند.

آمریکایی‌ها باید این واقعیت را بپذیرند که حمله، تهدید و فشار نمی‌تواند راهبردهای کلان ایران را تغییر دهد. جمهوری اسلامی نه تحت تأثیر بمباران رسانه‌ای تصمیم می‌گیرد و نه با تهدید نظامی از حقوق و منافع خود عقب‌نشینی می‌کند. معیار اصلی در هرگونه توافق احتمالی، صرفاً منافع ملّی ایران است، نه خواست واشنگتن، نه فشار نظامی و نه عملیات روانی. اگر توافقی قرار باشد شکل بگیرد، تنها در صورتی خواهد بود که منافع ملّت ایران تأمین شود، نه اینکه ایران تحت فشار به پذیرش خواسته‌های طرف مقابل تن دهد. ایران بدعهدی‌ها و شرارت‌های آمریکا در ماجرای برجام را فراموش نکرده و آن تجربه تاریخی را پیش چشم خود دارد و پس از پشت سر گذاشتن دو جنگ و سر خم نکردن مقابل دشمن، در هیچ میدان دیگری نیز به دشمن باج نخواهد داد.

فارغ از رخدادهای نقطه‌ای و گذرا، نباید فراموش کرد که جنگ پایان نیافته و نباید اجازه داد دشمن با ترفندهای تبلیغاتی و روانی، اهداف خود، از جمله ایجاد انشقاق در داخل کشور، را محقق سازد.

....
منبع چاپی: سرمقاله شماره سیصدوپنجاه‌وپنجم روزنامه صدای ایران
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی