others/content
نسخه قابل چاپ

سرمقاله شماره ۳۵۳ روزنامه صدای ایران

تاب‌آوری ملی و شکست راهبرد محاصره

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و پنجاه و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سید بهمن حسینی، از اعضای پدافند هوایی ارتش که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* تاب‌آوری ملّی و شکست راهبرد محاصره
* حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ابعاد جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران، دو محور اصلی راهبرد دشمن را «کاهش تاب‌آوری مردم» و «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور» معرفی کرده‌اند. این دو محور در واقع مکمل یکدیگر هستند؛ زیرا دشمن تلاش می‌کند از طریق وارد کردن فشار اقتصادی و معیشتی بر جامعه، زمینه اتخاذ تصمیمات نادرست در سطح سیاست‌گذاری را فراهم کند و از سوی دیگر، با القای برخی محاسبات غلط به مدیران و تصمیم‌گیران، ظرفیت‌های راهبردی کشور را تضعیف نماید.

در شرایط کنونی، یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که می‌تواند محل تمرکز این راهبرد باشد، حوزه تجارت خارجی و مسیرهای تأمین کالاهای مورد نیاز کشور است. دشمن به‌خوبی آگاه است که یکی از پایه‌های اصلی تاب‌آوری اقتصادی، تداوم دسترسی جامعه به کالاهای اساسی و حفظ ثبات در زنجیره تأمین است. از این‌رو، تلاش می‌کند با ایجاد محدودیت در مسیرهای دریایی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، ناامن‌سازی مسیرهای تجاری و تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی، کشور را با چالش در تأمین برخی نیازهای اساسی مواجه سازد.

هدف اصلی چنین اقداماتی صرفاً ایجاد کمبود کالا نیست؛ بلکه مهم‌تر از آن، ایجاد نگرانی در افکار عمومی، کاهش اعتماد به توانایی نظام حکمرانی در مدیریت شرایط و در نهایت تضعیف تاب‌آوری اجتماعی است. تجربه تحریم‌های گذشته نیز نشان داده است که طراحان فشار اقتصادی همواره تلاش کرده‌اند از اختلال در شبکه تأمین کالا به عنوان ابزاری برای افزایش هزینه‌های سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.

در کنار این هدف، دشمن یک هدف راهبردی دیگر را نیز دنبال می‌کند و آن، ایجاد تغییر در محاسبات تصمیم‌گیران کشور درباره یکی از مهم‌ترین مزیت‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جمهوری اسلامی ایران، یعنی تنگه هرمز است. در واقع، تلاش می‌شود این تصور شکل گیرد که در صورت ایجاد محدودیت در تجارت دریایی ایران، کشور ناچار خواهد شد از برخی ابزارهای راهبردی خود صرف‌نظر کند یا در نحوه بهره‌گیری از آن‌ها تجدیدنظر نماید. چنین تصوری دقیقاً در چارچوب همان خطای محاسباتی قرار می‌گیرد که رهبر انقلاب نسبت به آن هشدار داده‌اند.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته ظرفیت‌های متنوعی برای دور زدن محدودیت‌ها و حفظ جریان تجارت خارجی ایجاد کرده است. توسعه کریدورهای زمینی، فعال‌سازی مسیرهای ترانزیتی منطقه‌ای، گسترش همکاری‌های اقتصادی با کشورهای همسایه، تقویت ظرفیت بنادر شمالی و بهره‌گیری از شبکه‌های حمل‌ونقل چندوجهی، بخشی از این ظرفیت‌ها به شمار می‌روند. هرچه وابستگی کشور به یک مسیر خاص کاهش یابد، امکان اثرگذاری فشارهای خارجی نیز محدودتر خواهد شد.

بر همین اساس، ضروری است سیاست‌گذاران اقتصادی و اجرایی کشور، با فرض ادامه بلندمدت اختلال از طرف دشمن، با اولویت‌بخشی به تأمین کالاهای اساسی، برنامه‌ریزی جامعی برای استفاده حداکثری از ظرفیت بنادر شمالی، کریدورهای ترانزیتی منطقه‌ای و مسیرهای زمینی تجارت خارجی داشته باشند. تأمین پایدار کالاهای اساسی، مواد اولیه تولید و نهاده‌های مورد نیاز صنایع باید در رأس اولویت‌های مدیریتی قرار گیرد تا دشمن نتواند از حوزه معیشت مردم به عنوان اهرم فشار استفاده کند. در چنین شرایطی، حفظ آرامش بازار و اطمینان‌بخشی به جامعه، بخشی از الزامات امنیت اقتصادی کشور محسوب می‌شود.

در عین حال، مقابله با فشارهای خارجی نباید به گونه‌ای باشد که کشور دارایی‌های راهبردی خود را از دست بدهد. تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت اقتصادی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است. این ظرفیت، بخشی از قدرت بازدارندگی اقتصادی کشور را تشکیل می‌دهد و نقش مهمی در افزایش هزینه اقدامات خصمانه علیه ایران دارد.
 
نکته اساسی آن است که نباید در دام معادله‌ای گرفتار شد که دشمن در پی تحمیل آن است؛ معادله‌ای که می‌کوشد «محاصره ایران» را در برابر «چشم‌پوشی از ظرفیت راهبردی تنگه هرمز» قرار دهد. این یک دوگانه واقعی نیست. جمهوری اسلامی ایران همزمان از دو ظرفیت برخوردار است: نخست، توانایی شکستن یا بی‌اثر کردن محاصره از طریق تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری، توسعه کریدورهای زمینی و منطقه‌ای، بهره‌گیری از بنادر شمالی، گسترش همکاری با کشورهای همسایه و حفظ امنیت خطوط مواصلاتی و تجاری کشور؛ و دوم، حفظ و بهره‌برداری از مزیت ژئواکونومیکی تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت ملّی. بنابراین، راهبرد صحیح نه انتخاب میان این دو، بلکه شکستن محاصره و در عین حال حفظ تمامی ابزارهای قدرت راهبردی کشور است.

هرگونه عقب‌نشینی از ظرفیت‌های ملّی به بهانه کاهش فشارهای مقطعی، دقیقاً همان خطای محاسباتی است که دشمن برای تحقق آن سرمایه‌گذاری کرده است.

از سوی دیگر، ظرفیت تنگه هرمز صرفاً به عنوان یک ابزار بازدارندگی قابل تعریف نیست، بلکه می‌تواند مبنایی برای شکل‌گیری تعاملات اقتصادی و سیاسی جدید نیز باشد. بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی و امنیت انرژی کشورهای منطقه و جهان به استمرار جریان تجارت و انتقال انرژی از این گذرگاه وابسته است. از این رو، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند بدون واسطه آمریکا و مستقل از چارچوب‌های تحریمی، با کشورهای استفاده‌کننده از تنگه، شرکای تجاری، مصرف‌کنندگان انرژی و همسایگان منطقه‌ای وارد گفت‌وگو و همکاری شود. چنین رویکردی، علاوه بر افزایش هزینه سیاست‌های تحریمی، زمینه شکل‌گیری منافع مشترک اقتصادی میان ایران و سایر بازیگران را فراهم می‌کند و به‌تدریج کارایی تحریم‌ها را کاهش می‌دهد. در نتیجه، تنگه هرمز نه موضوعی برای معامله در برابر رفع محاصره، بلکه بخشی از قدرت ملّی ایران برای بی‌اثر کردن محاصره و افزایش ظرفیت‌های اقتصادی و دیپلماتیک کشور است.

....
منبع چاپی: سرمقاله شماره سیصدوپنجاه‌وسوم روزنامه صدای ایران
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی