
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاه و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهیدان یوسف درودی و عامر صبوریان، دو دانشآموز اهل سنت لارستانی که در جنگ تحمیلی سوم در اثر حمله هوایی آمریکایی-صهیونی به غیر نظامیان در ارتفاعات کوه کرمستج در حال کوهنوردی به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
جبهه لبنان و همگرایی دین، انسانیت و ژئوپلتیک
سخن گفتن از اینکه چرا اضلاع و گروههای مقاومت حالا بخش لاینفکی از دفاع از منافع ملّی ایران محسوب میشوند، نیاز به استدلالهای پیچیده و چندوجهی ندارد. نفس اتفاقی که در جنگ اخیر برای ایران رخ داد و مواجهه با دشمنانی که با هیچ متر و معیار و ملاحظهای قابل تعامل، مدیریت و مهار نیستند و فقط زبان زور و قدرت را میفهمند، خود بزرگترین استدلال برای حمایت از همه جریانها، افراد و کسانی است که در معرکه اخیر در سمت اردوگاه حق و ایرانیان ایستادند.
واقعیتی که در نبرد میهنی اخیر خود را به رخ میلیونها ایرانی کشید، واضحتر از هر برهان و استدلالی است. دشمنانی که در میان مذاکره و گفتوگو برای کاهش ولو موقت، تنش دو مرتبه میز مذاکره را بمباران کردند. همه کسانی که با ما در دشمنی با این دو رژیم استعماری و استکباری اشتراک عقیده و افق دارند، باید حمایت کرد؛ از هر عقیده، دیدگاه و مسلکی که باشند. دیگر جریانهای دینی و شیعی و خالصی مانند مقاومت شریف و پاک لبنان و دلباختگان مسیر خمینی کبیر که جای خود دارند.
وجه دیگر دفاع از مقاومت اسلامی در منطقه و به ویژه مقاومت اسلامی لبنان، ماهیت پاک این جریان مقاومت است. مجاهدان و رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان همکیشان مسلمان میلیونها ایرانی محسوب میشوند. آیین مسلمانی و در کنار آن فتوت و جوانمردی تاریخی ایرانی حکم میکند در میان معرکه ظالم و مظلوم، در کنار مظلومان ایستاد. این مسئله را میتوان بخشی از هویت و ماهیت اصلی نهضت اسلامی امام خمینی رحمهالله و خامنهای شهید دانست.
حمایت از مظلوم جایی اهمیت مضاعف و دوچندان پیدا میکند که مظلومان بخشی از امت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و معتقد به آیین مسلمانی باشند. از این جهت، حمایت از این افراد در مال و زبان و سلاح، نه یک گزینه صرفاً بشردوستانه، بلکه تکلیف دینی و شرعی هم محسوب میشود.
دلیل مهم دیگر حمایت از مقاومت اسلامی لبنان، نگاه راهبردی و ژئوپلتیکی برای دفاع از ایران است. هرچند معیارهای اعتقادی، ایدئولوژیکی، شرعی، انسانی و اخلاقی بالاتر از همه امورند و با هیچ معیار دیگری هم قابل مقایسه نیستند، اما حتی اگر اینها را هم نادیده بگیریم، محاسبه ساده هزینه و فایده عقلی در برابر دشمنانی مانند امریکا و رژیم صهیونی به هر انسان عاقلی حکم میکند با سایرینی که در دشمنی با چنین موجوداتی با او همهدف هستند، یک اتحاد و دیوار دفاعی مشترک تشکیل دهد.
رژیم نامشروع صهیونی از بدو امر با یک توطئه استعماری بر منطقه تحمیل شد و این تحمیل تا به امروز هم بر جوامع و کشورهای منطقه ادامه داشته است. این موجود تحمیلی و مصنوعی، دشمن خونی هر جامعه و کشوری محسوب میشود که به طور طبیعی برخوردار از پارامترهای قدرت است. در این میان، تکلیف ایران قدرتمند و یکپارچه با منابع عظیم طبیعی، نیروی انسانی و جغرافیای راهبردیاش معلوم است.
هر نظام سیاسی دیگری هم اگر بر ایران حاکم باشد و طالب همین حقوق اولیه و طبیعی خودش باشد، اسرائیل با او دشمن است. رویای این موجود نامشروع و تحمیلی، تجزیه و تکهتکه کردن جوامعی مانند ایران است. حالا شاید بهتر بتوان درک کرد که حمایت از متحدان و آزادگان منطقه که در دشمنی با چنین موجود خبیثی با ما اشتراک دارند، چه خدمت عظیمی در درجه اول به ایران است.
در این نگاه، گروهها، جریانها و متحدان ایران نه بخشی جدا از ایران، بلکه عین و ذات و ماهیت منافع ملّی ایران محسوب میشوند. ماهیت آنها جزئی از ایران بودن است، ولو در ظاهر از جغرافیای ایران جدا باشند. حمایت از این گروهها و جریانها در برابر دشمنانی مانند اسرائیل و امریکا، نه هزینهسازی برای کشور، بلکه عین خدمت به منافع ملّی است. همراه شدن این جوامع و ایستادن در کنار ایران مقتدر و بزرگ و آزاده هم نه هزینهسازی برای آنها، بلکه عین خدمت به منافع این جوامع آزاده است.
با همه اینها، اما در نهایت نباید از این مسئله مهم غافل شد که از همه این امور بالاتر، این فطرت پاک انسانی، بشری، اخلاقی، دینی، شرعی و اسلامی است که ایران را در کنار این جریانها و این جریانها را در کنار ایران قرار داده است. بحث و تحلیلی هم اگر در ساحت ژئوپلتیکی صورت میگیرد، از آن جهت است که مشخص شود این اتحاد، حمایت و همراهی به هیچ وجه خلاف منافع ملّی و میهنی هم نیست و اتفاقاً آنها را هم تقویت میکند.
وحدت ساحات و میادین در غرب آسیا حالا یک مصداق محکم و ریشهدار از اتحاد انسانهای باشرف علیه دشمنان بشریت است.
