
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و چهل و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سیدمصطفی میرغفاری، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
خط ولایت تا شهادت

علیرغم گذشت نزدیک به نیم قرن از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی، هنوز همه ابعاد این انقلاب و نظام برای ناظران و تحلیلگران جای تأمل و تحلیل دارد. انقلابی که برخلاف مسیر و جریان رایج قدرت در سپهر بینالملل، که در آن زمان در دو قطب شرق و غرب خلاصه میشد، بر نظامی دیکتاتوری و مورد حمایت تام و تمام آمریکا پیروز شد و تعجب همگان را برانگیخت.
عوامل مؤثر بر این رویداد شگفتیساز متعدد بودند، اما همگان متفقالقول هستند که نرمافزار و مغز این معجزه، نظریه و نسخهای به نام «ولایت فقیه» بود. نسخهای که پس از گذشت حدود پنج دهه، همچنان برای دشمنان جمهوری اسلامی قابل درک نیست و سعی دارند به این عدم درک، با زدن انواع و اقسام برچسبهای مختلف پاسخ دهند.
فردا، همزمان با عید سعید غدیر خم، سیوهفتمین سالروز عروج مردی است که این نظریه را از لابهلای کتب فقهی و میراث شیعه بیرون کشید و آن را زنده کرد. ولایت فقیه، ابداع امام خمینی رحمهالله نبود. هنر امام راحل آن بود که با شناخت دقیق و عمیق از اسلام و شرایط دنیای جدید و تلفیق آن با شجاعت و قیام، این نظریه را که امتداد امامت و ولایت ائمه معصوم علیهمالسلام بود، به متن تحولات آورد و آن را به نسخهای عملی تبدیل کرد.
رحلت امام برای مردم ایران و دوستداران انقلاب تلخ و هراسناک بود، تا جایی که خلف صالح ایشان در چهلمین روز عروج امام امت چنین میفرمایند: «باور کردن این حقیقت تلخ، بسیار سخت است. براى ما در طول سالهاى گذشته، تصوّر آن دنیایى که در آن امام نباشد، آن جهان بیروح، آن فضاى افسرده، آن زندگى غمانگیزى که در آن امام و رهبر و مراد و معلّم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد، بسیار سخت بود. پروردگارا! ما در این مصیبت به تو پناه میبریم، از تو تسلا میجوییم، از تو کمک میخواهیم، به تو شِکوه میکنیم.»
این فقدان، هر قدر برای امتِ امام تلخ و ناباورانه بود، برای دشمنان انقلاب و جمهوری اسلامی ایران باعث شادی ابلهانه بود. گمان میکردند با نبود امام، کار انقلاب نیز تمام میشود. سکانداری حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه، سراب بودن رؤیاهای دشمنان انقلاب و ایران را زودتر از آنچه فکر میکردند، اثبات کرد.
ایشان در همان نخستین روزهای آغاز زمامداری خود به صراحت اعلام کردند که راه ما، راه امام خمینی خواهد بود. این موضع، سخنی از روی تعارف نبود و در تمام شئون حکمرانی، این راه ادامه یافت. آنچه دشمن را نسبت به رهبری چنین دچار حقد و کینه کرد که کار به ترور و شهادت رسید، ادامه دادن همین راه و عدم انحراف از مسیر آرمانهای امام و انقلاب بود. بهانه برای کوتاه آمدن کم نبود، اما او ایستاد و سر خم نکرد و ایرانی ساخت که مقابل ارتش آمریکا نهتنها ایستاد، بلکه آن را به استیصال کشاند. همان ارتشی که قریب به اتفاق کشورهای دنیا نهتنها قادر به تصور درگیری با آن نیستند، بلکه تشر و ارعابی از سوی آن برای کرنش کردن مقابلش و دادن امتیازهای ریز و درشت کفایت میکند.
شهادت مردی چون او و فقدانش، برای ما بسیار سخت و طاقتفرساست؛ همانطور که دنیای بدون خمینی برایمان قابل تصور نبود. اما باید از خود بپرسیم که امام راحل و قائد شهید دنبال چه بودند و آیا صرفاً سوگوار و داغدار بودن برای آنان کفایت میکند؟
آری! ما سوگوار فقدان امام و شهادت رهبر انقلابیم، اما این سوگ برای ما منبع حرکت نیز هست. ما این سوگ را به بیعت با ولایت پیوند میزنیم؛ همان ولایتی که نقطه آغازش غدیر خم است.
