
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و چهلمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید امیرعلی و امیرمحمد بوستانی، دو برادر دبستانی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به دبستان شجره طیبه میناب استان هرمزگان در نهم اسفند به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
رژیمِ بدون آینده
در یک دهه اخیر، مسئله فروپاشی اسرائیل به یکی از مهمترین مباحث در رسانههای جهان تبدیل شده است. این مسئله بعد از سخن قاطع و آیندهنگرانه رهبر شهید انقلاب،
مبنی بر نابودی اسرائیل در ۲۵ سال آینده، به وجود آمد. در ادامه این روند، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در
پیامی به مناسبت فرارسیدن موسم حج ابراهیمی تأکید کردند: «رژیم متزلزل و غده سرطانی صهیونی نیز به مراحل پایانی عمر منحوس خود نزدیک شده و به فضل الهی و مطابق با سخن قاطع و آیندهنگر ۱۰ سال قبل رهبر عظیمالشأن شهید قَدَّسَ اللهُ نَفْسَهُ الزَّکیه، ۲۵ سال بعد از آن تاریخ را نخواهد دید، انشاءالله.»
در دهههای گذشته، رژیم صهیونیستی تلاش میکرد خود را یک قدرت باثبات، دارای انسجام داخلی و برتر امنیتی در منطقه معرفی کند؛ اما این تنها یک تبلیغات رسانهای بود و پس از عملیات «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر، این تصویر بهتدریج فرو ریخت. البته پیش از آن نیز بحرانهای داخلی این رژیم علنی شده بود. امروز حتی بسیاری از رسانهها و مراکز مطالعاتی غربی و صهیونیستی نیز از بحرانی سخن میگویند که بیش از آنکه خارجی باشد، ریشه در درون جامعه و ساختار اسرائیل دارد. مسئله اصلی دیگر فقط جنگ غزه یا حزبالله و ایران نیست؛ بلکه شکافی عمیق در امنیت، هویت، اقتصاد و انسجام اجتماعی اسرائیل است که میتواند در بلندمدت به فروپاشی این رژیم منجر شود.
مهمترین ضربه، فروپاشی «اسطوره ساختهشده امنیت» اسرائیل بود. رژیمی که دههها مشروعیت خود را بر تأمین امنیت صهیونیستها بنا کرده بود، در ۷ اکتبر نتوانست در برابر قیام فلسطینیها از شهرکها و شهروندانش دفاع کند. این شکست فقط یک ناکامی اطلاعاتی نبود، بلکه ضربهای روانی به بنیان فکری اسرائیل بود. برای نخستینبار، شهرکنشینان دریافتند که حتی ارتش و دستگاههای اطلاعاتی این رژیم نیز قادر به جلوگیری از نفوذ و حمله مقاومت نیستند.
اما بحران اصلی زمانی آشکار شد که اسرائیل پس از ماهها جنگ ویرانگر نیز نتوانست به اهداف اعلامی خود برسد. تلآویو وعده نابودی کامل حماس را داده بود، اما با وجود بمباران گسترده و هزینههای عظیم، هنوز ساختار مقاومت در غزه پابرجاست. این شکست راهبردی باعث شد اعتماد عمومی به رژیم و ارتش بهشدت کاهش پیدا کند.
در کنار شکست نظامی، اسرائیل وارد مرحلهای از بحران داخلی بیسابقه شده است. پیش از جنگ نیز جامعه صهیونیستی بر سر طرح جنجالی اصلاحات قضایی دچار شکاف عمیق شده بود. هزاران نیروی ذخیره ارتش، از جمله خلبانان و نیروهای اطلاعاتی، تهدید به عدم همکاری کردند. بر اساس گزارش رسانههای اسرائیل، بیش از ۱۱۰۰ افسر نیروی هوایی و بیش از ۱۰ هزار نیروی ذخیره اعلام کرده بودند در صورت ادامه روند سیاسی کابینه نتانیاهو، از خدمت خودداری میکنند.
این مسئله برای اسرائیل در آن مقطع بسیار خطرناک بود، زیرا ستون اصلی قدرت نظامی آن بر نیروهای ذخیره استوار است. وقتی بخشی از نخبگان نظامی مشروعیت کابینه را زیر سؤال میبرند، در واقع انسجام امنیتی رژیم دچار ترک جدی شده است. حتی اندیشکده امنیت داخلی اسرائیل هشدار داده بود که این روند میتواند در آینده توان عملیاتی ارتش را مختل کند.
از سوی دیگر، بحران مهاجرت معکوس به یکی از بزرگترین تهدیدهای جمعیتی اسرائیل تبدیل شده است. روزنامه صهیونیستی کَلکالیست اعلام کرده که پژوهش جدیدی که سه تن از پژوهشگران برجسته دانشگاه تلآویو تهیه کردهاند، نشان میدهد که حدود ۹۰ هزار اسرائیلی بین ژانویه ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۴ از سرزمینهای اشغالی مهاجرت کردهاند. همچنین طبق آمار منتشرشده در رسانههای اسرائیلی، تنها در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۹ هزار اسرائیلی سرزمینهای اشغالی را ترک کردهاند.
روزنامه صهیونیستی کَلکالیست اعلام کرده که خطر نه «فوری»، بلکه «یک خطر راهبردی بزرگ» است. اسرائیل بر سرمایه انسانی محدود و متمرکز در بخشهای حیاتی تکیه دارد و «برای فروپاشی نظامها نیاز به مهاجرت جمعی نیست»؛ صرفاً خروج گروههای متمرکزی از پزشکان، مهندسان و دانشمندان میتواند «مارپیچ سقوطی غیرقابل بازگشت» ایجاد کند. رسانه عبری اسرائیل هیوم نیز گزارش داده که حدود ۷۰ هزار صهیونیست تنها در سال ۲۰۲۵ فلسطین اشغالی را ترک کردند و شکافهای اجتماعی و مهاجرت منفی در حال تشدید است.
نکته مهمتر این است که بخش قابل توجهی از مهاجران، نیروهای متخصص، تحصیلکرده و فعالان حوزه فناوری هستند؛ یعنی همان قشری که موتور اقتصادی اسرائیل محسوب میشود. روزنامه واشنگتنپست گزارش داده که بسیاری از این افراد به دلیل ترس از آینده، ناامنی، اختلافات داخلی و بیاعتمادی به ساختار سیاسی تصمیم به ترک اسرائیل گرفتهاند.
این یعنی اسرائیل بهتدریج در حال از دست دادن سرمایه انسانی خود است؛ روندی که در بلندمدت حتی خطرناکتر از جنگ نظامی خواهد بود.
بحران اقتصادی نیز هر روز عمیقتر میشود. طبق گزارش رسانههای اسرائیلی، هزینه مستقیم جنگ غزه تا پایان ۲۰۲۵ به حدود ۲۰۰ میلیارد شِکِل، معادل بیش از ۵۵ میلیارد دلار رسیده بود. تجاوز نظامی به ایران و حملات کوبنده انتقامی به اسرائیل، بر این بحران به میزان زیادی افزوده است. در واقع، ماجراجوییها و حماقتهای راهبردی اسرائیل در منطقه باعث کاهش رشد اقتصادی، رکود در بخش گردشگری، تعطیلی بسیاری از کسبوکارها و فرار سرمایه از سرزمینهای اشغالی شده است.
در عرصه بینالمللی نیز اسرائیل بهشدت آسیب دیده است. تصاویر ویرانی غزه و کشتار غیرنظامیان باعث شده افکار عمومی جهان، بهویژه در غرب، نگاه متفاوتی به این رژیم پیدا کنند. اعتراضات گسترده دانشجویان و مردم در آمریکا و اروپا نشان داد که مشروعیت اخلاقی اسرائیل بهشدت فرسوده شده است. حتی پژوهشهای دانشگاهی درباره پوشش رسانهای جنگ غزه نیز از کاهش توان اسرائیل در مدیریت افکار عمومی جهانی خبر میدهند.
اما شاید مهمترین مسئله، بحران هویتی اسرائیل باشد. این رژیم اکنون از درون به چند جامعه متضاد تقسیم شده است: سکولارها در برابر مذهبیها، راست افراطی در برابر جریانهای لیبرال، یهودیان شرقی در برابر غربیها و حتی اختلاف میان ارتش و کابینه. جامعهای که روزی با ترس مشترک متحد میشد، امروز دیگر آن انسجام سابق را ندارد.
اسرائیل هنوز از حمایت آمریکا برخوردار است، اما تجربه تاریخی نشان داده هیچ رژیمی صرفاً با اتکا به قدرت خارجی دوام نمیآورد، بلکه بحران داخلی آنها را از پا درمیآورد.
حتی رسانههای مختلف جهان و بهویژه داخل سرزمینهای اشغالی نیز فروپاشی اسرائیل را دیگر یک گزینه دور از ذهن نمیدانند. روزنامه صهیونیستی هاآرتص اعلام کرده که اسرائیل در تکبر و غرور زندگی میکند و در صدد تغییر دادن منطقه است و همین مسائل باعث شده در یک پیروزی خیالی زندگی کند؛ پیروزیای که البته پایان آن، فروپاشی و خشونت خواهد بود.
شبکه الجزیره در تحلیلی با عنوان «اسرائیل در حال فروپاشی است» تأکید کرده که رژیم صهیونیستی دچار فروپاشی انسجام داخلی، بحران روانی و فرسایش مشروعیت اجتماعی شده است. میدلایست مانیتور هم نوشته که رئیس ستاد ارتش اسرائیل درباره «فروپاشی از درون» هشدار داده و بحران کمبود نیرو، ادامه جنگ و شکاف داخلی را تهدیدی موجودیتی دانسته است. یوری گلدبرگ، محقق انگلیسی، نیز از فروپاشی اسرائیل سخن گفته و تأکید کرده است که رژیم صهیونیستی، که سالها خود را قدرتمندترین بازیگر منطقه معرفی میکرد، اکنون با چالشهای بیسابقهای روبهرو است که نشان از ضعف ساختاری، فروپاشی داخلی و انزوای فزاینده بینالمللی دارد.
رژیم صهیونیستی اکنون بیش از هر زمان دیگری شبیه به رژیمی است که از بیرون مسلح به نظر میرسد، اما در درون دچار بحران مشروعیت، بیاعتمادی، فرار جمعیت، شکاف اجتماعی و فرسایش امنیتی شده است. شکست راهبردی در برابر ایران نیز در جریان جنگ چهلروزه، از نگاه بسیاری از کارشناسان جهان، نشان داد که اسرائیل روند معکوس قدرت خود را آغاز کرده است. اکنون سخن گفتن از پایان اسرائیل، توصیف آیندهای است که نشانههای آن از هماکنون دیده میشود.