others/content
نسخه قابل چاپ

سرمقاله شماره ۳۲۸ روزنامه صدای ایران

خیزش مردم سرآغاز بعثت هنر

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و بیست و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سیّدمرتضی سادات کاشی، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله آمریکایی-صهیونی به دفتر مقام معظم رهبری به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر
* شاهنامه از مصادیق اصیل استقلال است؛ استقلال در زبان، استقلال در فرهنگ، استقلال در زیست و زندگی و حتی مرگ. از این جهت، می‌توان شاهنامه را مانیفست استقلال‌خواهی و زیر علم و بیرق دیگران نرفتن دانست. اثری که در عین ممزوج شدن با گشوده بودن در برابر وجوه انسانیِ دیگر فرهنگ‌های بشری، باب سر فرود آوردن در برابر اجنبی را بسته و اتکای به خود و نه دیگری را محور اصلی زندگی و جهان‌بینی ایرانیِ موحد توصیف می‌کند. این محور تا بدان‌جا برای فردوسی حکیم اصالت پیدا می‌کند که حتی مرگ در چنین مسیری را تقدیس می‌کند و زبان به ستایش آن می‌گشاید.

از این جهت، مسئله هزار سال قبلِ فردوسی، مسئله انسانِ ایرانیِ معاصرِ امروز هم محسوب می‌شود. انسان ایرانی، از یکصد سال قبل، مشغول مبارزه و کوتاه نیامدن با انواع و اقسام کسانی است که او را به سر فرود آوردن در برابر بیگانه فرا می‌خوانند. چه زمانی که روشنفکرانِ غربگرای پسامشروطه از تاریخ و جغرافیا و فکر و فرهنگ او به تحقیر یاد می‌کردند، چه زمانی که فکر و دست اجنبیِ انگلیسی، حکمرانی اجنبی‌پرستِ پهلوی را بر ایران تحمیل کردند ـ که کمر همت بر از ریشه کندن فرهنگ ایرانی بسته بود ـ چه زمانی که با کودتای اجنبیِ آمریکایی، مایه تداوم حکمرانی فرزندش را فراهم آوردند، چه در جنگ ۸ساله، چه دفاع مقدس ۱۲روزه و چه در جنگ اخیر، پنجه در پنجه دیوسیرتانی انداخته بود که بنای هدم و حذف ایران و ایرانی را داشتند.

مسئله امروز انسان ایرانی و درگیری او، در امتداد درگیری و دغدغه و مبارزات یکصد سال اخیر اوست. ایستادن در برابر کسانی که او را تهی و پوک می‌خواهند؛ سر خم کردن در برابر کسانی که با زور و عربده و گردن‌کلفتی در پی تعرض به ساحات شرف و غیرت اویند. ایرانیِ معاصر، در یکصد سال اخیر، به انحای مختلف با این طرح به مخالفت برخاسته؛ چه زمانی که قهرمانان و پهلوانانش در غربت و به نیرنگ اجنبی و عمالش شهید و ترور می‌شدند و چه در ۵۰ سال اخیر که ندای نهضت بیداریِ انقلابِ روح‌الله خمینی رحمه‌الله را گمشده تاریخی خود یافته و پای آن ایستاده‌اند. حماسه و هنر اصلی را انسان ایرانی رقم زده و می‌زند که در پاسداری از هویت و حقیقت خویش کوتاه نیامده؛ فشارها و تحمیل‌ها و رنج‌ها و جنگ‌ها را به تن خریده، اما با همه زخم‌ها و جراحت‌ها، خم و پوک و تهی نشده است.

همه آن حماسه‌ها و شجاعت‌ها و بصیرت و روحیه‌ای که در شاهنامه استقلال‌طلبِ حکیم ابوالقاسم فردوسی مدح و تمجید شده‌اند، امروز در روح جمعی این ملّت به وضوح مشهود است. ملّتی که با شجاعت در برابر قلدرِ گردن‌کلفتِ قداره‌بند ایستاده و به او، نیات و انگیزه‌های ابلیس‌صفتانه‌اش «نه» می‌گوید و در این مسیر باکی از مبارزه هم ندارد. عینیت بیرونی اسطوره‌های آزادگی و غیرت که در شاهنامه به تصویر کشیده‌ شده‌اند، همین مردم خیابان‌اند که بیرق خود را به دست گرفته و زیر بیرق بیگانه نرفته و نمی‌روند. زبان به مدح و ستایش اینان گشودن، قدم گذاشتن در مسیری است که فردوسی حکیم هزار سال پیش از این، با شاهنامه بابش را باز نگاه داشت.

زبان به ستایش و مدح اینان گشودن، شکر نعمت و استعداد هنری است که خداوند در وجود هنرمند به ودیعه گذاشته است. زبان به ستایش و مدح اینان گشودن، ادای دین به ملّتی است که پرچم‌بر‌دوش و ایستاده در برابر ابلیس‌های عالم، سیرت و صورت اسطوره‌های هزار سال پیش شاهنامه را زنده نگاه داشته‌اند. مردمی مبعوث شده که جهان و بدخواهان جهان و دوست و دشمن را مبهوت روشن‌بینی و موقعیت‌شناسی و شجاعت و شرف خود کرده‌اند. انسان ایرانی با تمام وجودش برخاسته؛ به تصویر کشیدن این برخاستن، توفیقی است که می‌تواند هنر و هنرمند ایرانی را هم، به مانند برخاستن انسان ایرانی، در تاریخ ماندگار کند؛ که عقب ماندن از این کاروان، خسارتی‌ست بس عظیم...!

....
منبع چاپی: سرمقاله شماره سیصدوبیست‌وهشتم روزنامه صدای ایران
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی