
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و بیست و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید طالب نانکلی، این شهید همراه با همسر و سه فرزندش در خانه پدرهمسرش -سردار شهید جمشید اسحاقی، مشاور رئیس ستاد کل نیروهای مسلح- بود که دشمن آمریکایی-صهیونی اقدام به ترور آنها کرد و به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
تو رستم تهمتنی...
اگر این آیه شریف سوره انبیا را که خداوند در آن میفرماید: «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ!» مبنا قرار دهیم، باید بپذیریم این که ما در مرکز جهان یعنی ایران، با همه متن و حاشیهاش به دنیا آمدهایم، بیسبب نیست. تصور کنید در مرکز دهکدهای بزرگ، باغی مرغوب دارید با درختانی پربار و محصولی متنوع. شما از رهگذر این باغ به ثروتی رشکبرانگیز دست یافتهاید؛ اما باغ همسایگان شما دچار خشکسالی و آفت شده. پرواضح است آنها این آب و آبادانی را برنمیتابند و دیر و زود به دارایی شما متمایل میشوند و تلاش خواهند کرد زین خود را بر گرده اسب شما بگذارند. حالا اگر با میل در اختیارشان نگذارید به زور و جبر دست میبرند.
ایران همان باغ خرم و بهشتی دنیای ما است. ایرانی که در کنار ثروتها و منابع سرشار، بنا بر آنچه در روایات میخوانیم نقشی مهم و بیبدیل در جریانات آخرالزمانی ظهور دارد و در طول تاریخ به انگیزههای مادی و معنوی همواره مورد طمع و دستاندازی آشنا و بیگانه قرار گرفته. شاید تا در نظرتان اغراقآمیز باشد؛ اما حقیقت این است که از ابتدای تشکیل سلسله ماد که اولین حکومت سیاسی در پهنه ایرانزمین بوده تا همین جنگ هشتساله دفاع مقدس در روزگار ما، یعنی در ۲۷۲۰ سال، ایرانزمین صحنه وقوع ۱۱۴۰ جنگ بوده و این یعنی هر دو سال و سه ماه یک جنگ!
قابل بیان این که مردم نجیبزاده ایران در بیشتر این موارد مدافعانی در برابر هجوم دشمن بودهاند و کمتر پیش آمده در مقام کشورگشایی لباس رزم بر تن کرده باشند. وقتی به این اعداد و آمار نگاه میکنیم فقط یک جمله برای گفتن باقی میماند: در طول قرون، جنگ هرگز انتخاب ما نبوده اما وقتی بهشت محل سکونتمان مدام زمین تاخت و تاز اسبها و چکاچک تیغها بوده، انتخابی جز نبرد نداشتهایم.
اما کدام مردمی را سراغ دارید که در طول تمام عمر با خون و خونریزی درآمیخته باشند و دچار فروپاشی روانی و ذهنی نشوند؟ در کمال تعجب میبینیم مردم ما در همه دوران زیست خود ضمن این که با جنگ دستبهگریبان بودهاند در تمام شئون فرهنگی، دینی، تاریخی، سیاسی و هنری و اجتماعی پیشرفت داشتهاند.
نیاکان هنرمند ما که از سنگ آینه میساختهاند نمیتوانستهاند با دیو جنگ همسایه باشند اما از او فرشته نسازند! پس با روحیه زلال و آینهوار خود همچنان که از اولجایتوی مغول، سلطانمحمد خدابنده ساختند، بر تن جنگ هم قبای هنر دوختند و حماسه آفریدند.
اگر میبینید شاعران حماسهسرا در کنار سلاطین مینشستهاند و صاحبقدر بودهاند بیدلیل نبوده. از همین رهگذر است که حکیم فردوسی طوسی ظرف حماسه را برای پیریزی بنای فرهنگ و زبان ایران انتخاب میکند و میسراید:
▫️هنر نزد ایرانیان است و بس
ندارند کرگِ ژیان را به کس
هرچند در زمان و زبان فردوسی، هنر به معنی جنگ است و منظور فردوسی در این بیت این بوده که ایرانیان در علم جنگ بیبدیلند، اما در ذهن عموم مردم و با نگرش معاصرانه، این بیت در ذهن مردم چنین معنی شده که جنگ یک هنر و پدیده زیباییشناسانه است که ایرانیان هنرمند آن هستند و بر همین اصل ایرانیان را در هر زمینه هنری به معنای امروزین آن صاحبسبک میدانند...
اما وقایع جنگ دوازدهروزه و جنگ تحمیلی سوم و همچنین کنشها و واکنشهای حماسی ایرانیان نشان داد هرچند ما با تعاریف امروز موسیقی و سینما و شعر و دیگر شاخههای زیباشناسی را هنر تصور کنیم، اما در هنگامه نبرد تمامی آنها رنگ میبازند و تنها هنری که مردم دوست دارند هنرمند آن باشند هنر نبرد و رزم است.
با بررسی گفتار و کردار مردم در حین جنگ و آتشبس به خوبی به چشم میآید که تک تک مردم ایران، رستمی نشسته در کمین دشمنند که فراتر از هر مفهوم دیگری با مفاهیم حماسی انس میگیرند. پس مایه سؤال و تعجب نیست اگر در میان هنرها، هنر شعر صحنهگردان خیابانها و جانها بود و از بسیار شعرهایی که در روزهای جنگ با موضوعات گوناگون از قلم بیشمار شاعران زاده شد شعری که شاعر و روحانی جوان جناب علی مقدم با مطلع «تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی» سروده اینچنین در ذهن و زبان مردم جاری شد و در خیابانها ادامه یافت.
شعر از نظر فنی ممکن است نکاتی داشته باشد اما کاری را که شاعر از آن انتظار داشته به کمال انجام داده و توانسته پاسخگوی نیاز حماسی مردم باشد. شعری که در کمال تعجب از زبان یک روحانی و چهره مذهبی صادر میشود اما ریشههای آن از سرچشمه مفاهیم ملی سیرآب شدهاند. بر همین اساس شاعر بدون دستهبندی مردم به دستههای متفاوت مذهبی، غیرمذهبی، انقلابی، غیرانقلابی فقط میهن را که فصل مشترک تمام ایرانیان است نقطه پرگار دانسته و همه مردم را در داخل و خارج ایران با خود همراه کرده.
شاعر توانسته با ایستادن در نقطهای درست و محکم، دست گروههای مختلف جامعه را بار دیگر در دست یکدیگر بگذارد و حنجره همه را برای خواندن سرود جنگ با یکدیگر صلح دهد و متحد کند. کاری دشوار که فقط از دست شعری ملی و حماسی برمیآمد که از قضا شاعر آن یک روحانی باشد و جمع شدن همه اینها در کنار یکدیگر بهترین تصویری است که میتوان از ایران به تصویر کشید. چرا که ایران با همه افرادش یک قهرمان ملیگرای مذهبی است.
