
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و بیست و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمدجواد جانقربان، از اعضای سپاه حفاظت ولیامر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
پنج هدف ایران
بیش از یک ماه از آتشبس موقت میگذرد و دشمن در طول این مدت، خباثتهای مختلفی را در عرصههای گوناگون از خود نشان داده است. البته این خباثتها بیپاسخ نمانده و ایران نیز پاسخ آن را داده است. این درگیریها در منطقه خاکستری و زیر خط جنگ، در حالی رخ داده و ادامه دارد که مذاکراتی نیز در جریان بوده است.
رد و بدل کردن پیامهای مکتوب و پیشنهادات میان ایران و آمریکا، یکی از ابعاد این عرصه است.
دولت آمریکا و بهطور مشخص، شخص رئیسجمهور این کشور میکوشد با اظهارات متعدد و حتی گاه متناقض، بر طرفهای مختلف ماجرا تأثیر بگذارد؛ از تصمیمسازان، مسئولان و مردم ایران گرفته تا مخاطبان آمریکایی.
ترامپ شیفته نمایش است و میخواهد خود را متفاوت از اسلافش نشان دهد. البته در نهایت، او در این موضوع موفق خواهد بود. آیندگان از او به عنوان متوهمترین و ابلهترین رئیسجمهور آمریکا یاد خواهند کرد؛ مردی که با شعار «اول آمریکا» و «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» بر سر کار آمد، اما در عمل، منافع و اهداف صهیونیستها را در اولویت اول و آخر سیاستهای خود قرار داد و به زوال امپراتوری آمریکا، شتابی دوچندان و غیرقابل بازگشت بخشید.
به هر حال، مواضع و تاکتیکهای این مرد متوهم، بر راهبرد ایران تأثیری نخواهد داشت. نه مرعوب آن میشویم و نه باعث تطمیع میشود. ایران اهداف مشخصی در مسیر پیش رو دارد و آنچه دشمن در میدان سخت جنگ به دست نیاورد، در عرصه دیپلماتیک و مذاکره به او نخواهد داد.
پایان جنگ در همه جبههها -بهخصوص با تأکید بر جبهه لبنان-، اخذ غرامت و خسارتهای ناشی از تجاوز دشمن، لغو تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی، آزاد شدن پولهای بلوکهشده و بالاخره به رسمیت شناختن حق کنترل و حاکمیت ایران در زمینه تنگه هرمز، پنج هدف اساسی ایران است.
اینها حقوق ملّت ایران است و باید پای آنها ایستاد. مهم نیست که افراد و جریانها چه تفکر و سلیقهای داشته باشند. برای ایستادن پای این اهداف، لازم نیست حتماً انقلابی دوآتشه بود! هر کس دل در گرو ایران، مردم ایران، آینده این کشور و حتی منافع شخصی خود را به عنوان یک شهروند ایرانی دارد، از تحقق این اهداف حمایت میکند؛ چرا که این پنجگانه مبتنی بر منافع ملی و در ادامه، منافع و حقوق تکتک ایرانیان است.
بابت استقلال، پیشرفت و آینده ایران اسلامی، خونهای پاک بسیاری در بزنگاههای گوناگون فدا شده است؛ از مبارزه در دوران طاغوت گرفته تا هشت سال جنگ تحمیلی، جنگ ۱۲ روزه، کودتای دیماه سال گذشته، جنگ جاری اخیر و وقایع و ماجراهای خطیر دیگری که هدف همگی آنها بلعیدن ایران بوده است. دشمنان ایران، رؤیای بلعیدن ایران را به گور خواهند برد.
