
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و هجدهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید عیسی زارعی، از اعضای سپاه حفاظت ولیامر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
نسخۀ عربیِ اسرائیل

امارات یکی از بازیگرانی در منطقه خلیج فارس است که همواره سعی کرده از حالت یک بازیگر عادی و مستقل خارج شده و خود را بهعنوان کشوری دستنشانده و کاملاً تابع اوامر دیگر قدرتها معرفی کند. همین مسئله پیامدهای منفی زیادی برای امنیت منطقهای به همراه داشته است. امارات میتوانست بهواسطه موقعیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود به پلی برای همکاریهای منطقهای تبدیل شود، اما در عمل در مسیر معکوس حرکت کرده و به بازیگری مسئلهساز بدل شده است.
یکی از نقاط عطف این روند، نوع مواجهه ابوظبی با مسئله فلسطین است؛ مسئلهای که برای دههها معیار سنجش همبستگی جهان اسلام تلقی شده است. تصمیم امارات برای عادیسازی روابط با رژیم اسرائیل در قالب توافقهای ابراهیم، شکافی جدی در اجماع جهان عرب درباره فلسطین ایجاد کرد. این اقدام در زمانی صورت گرفت که نه اشغال پایان یافته بود، نه حقوق فلسطینیان به رسمیت شناخته شده بود و نه حتی افق روشنی برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی وجود داشت. در چنین شرایطی، این عادیسازی عملاً به معنای نادیده گرفتن حداقلهای حقوقی و سیاسی ملت فلسطین تلقی شد و به تعبیر بسیاری از ناظران، نوعی «پاداش دادن» به اشغال بود. رهبر شهید انقلاب اسلامی در سال ۹۹ در همین ارتباط تأکید کردند: «دولت امارات متّحدهی عربی هم به دنیای اسلام خیانت کرد، هم به دنیای عرب خیانت کرد، هم به کشورهای منطقه خیانت کرد، هم به مسئلهی مهمّ فلسطین خیانت کرد. این کاری که اماراتیها کردند، لکّهی ننگی است؛ البتّه این از بین خواهد رفت، لکن این لکّهی ننگ بر پیشانی کسانی که این اقدام را امروز انجام دادند خواهد ماند».
۱۳۹۹/۰۶/۱۱
اما پرونده امارات به همینجا ختم نمیشود. در بحران یمن که از سال ۲۰۱۵ به یکی از پیچیدهترین و دردناکترین منازعات منطقهای تبدیل شد، نقش امارات بهشدت مخرب بوده است. مشارکت فعال در ائتلاف نظامی، حمایت از نیروهای نیابتی و حضور میدانی در مناطق جنوبی یمن، همگی بخشی از کارنامهای هستند که با پیامدهای انسانی گسترده همراه بودهاند؛ بحرانی که باعث شهادت دهها هزار یمنی و به قحطی کشاندن میلیونها نفر شده است.
افزون بر این، حضور امارات در برخی جزایر و بنادر راهبردی یمن، از جمله در سواحل جنوبی و جزایری مانند سقطری، در راستای پروژهای کلان بود. این حضور با هدف کنترل مسیرهای دریایی و تثبیت نفوذ ژئوپلیتیکی صورت گرفت. در این میان، اسنادی نیز از همکاریهای امنیتی میان امارات و اسرائیل در این مناطق منتشر شده که همراستایی فزاینده با سیاستهای تلآویو و واشنگتن در یمن را نشان میدهد.
این الگو را میتوان در سایر عرصهها نیز مشاهده کرد. از لیبی گرفته تا شاخ آفریقا، امارات در حمایت از بازیگران خاص و مداخله در معادلات داخلی کشورها، مداخله نظامی و امنیتی کرده است؛ نقشی که به پیچیدهتر شدن بحرانها و تشدید ناامنی منجر شده است.
در تحولات اخیر منطقه، نقش امارات دیگر در حد گمانهزنی و روایتهای متناقض باقی نمانده، بلکه بهعنوان یک واقعیت تثبیتشده قابل ارزیابی است. در جریان تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، امارات بهطور آشکار به بستری برای هماهنگیهای امنیتی و اجرای عملیاتهای اطلاعاتی علیه تهران تبدیل شده و زیرساختهای خود را در اختیار این محور قرار داده است. این کشور عملاً به یکی از گرههای کلیدی در شبکه اقدامات اطلاعاتی و امنیتی علیه ایران بدل شده و نقش آن در تسهیل فعالیتهای جاسوسی و پشتیبانی از سناریوهای ضدایرانی دیگر قابل انکار نیست.
در حقیقت، با این نوع کنشگری امارات باید گفت که این کشور به نسخه عربی اسرائیل بدل شده است؛ بازیگری با اتکای بالا به قدرتهای خارجی، با استقلال محدود در تصمیمگیریهای راهبردی و با نقشآفرینی فعال در پروژههای مهار و فشار بر کشورهای اسلامی. در این میان، آنچه اهمیت دارد، تصویری است که در افکار عمومی منطقه شکل گرفته است؛ تصویری که امارات را نه بهعنوان یک شریک، بلکه بهعنوان یک عامل بیثباتکننده میبیند.
تداوم این رویکرد پرهزینه از سوی امارات، نهتنها امنیت منطقهای را با چالش مواجه کرده، بلکه بهتدریج بنیانهای اقتصادی خود این کشور را نیز تحت فشار قرار داده است. افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، نقشآفرینی در تنشها و پیوند خوردن با پروژههای امنیتی پرهزینه، باعث شده بخش زیادی از سرمایهگذاران خارجی نسبت به ثبات بلندمدت این کشور دچار تردید شوند و آن را دیگر بهعنوان یک محیط امن و قابل پیشبینی برای سرمایهگذاری ارزیابی نکنند و در حال فرار از امارات هستند.
امارات با توهم تکیه بر امنیت عاریهای و وارداتی، بسیار فراتر از وزن واقعی خود در حال ایفای نقش در معادلات پیچیده منطقهای است؛ رویکردی که هزینهزا و فرسایشی است. ادامه این مسیر میتواند این کشور را آماج شدیدترین حملات قرار داده و حتی به قیمت نابودی کامل توانایی این کشور باشد. به نظر میرسد تنها راه برونرفت، بازگشت به عقلانیت، کاهش مداخلات و پرهیز از قرار گرفتن در صفبندیهای پرتنش است؛ پیش از آنکه تبعات این سیاستها، امارات را به زمانی برگرداند که هیچ نشانی از رونق و رفاه اقتصادی نبود و این کشور با بیابانهایش شناخته میشد.
