others/content
نسخه قابل چاپ

سرمقاله شماره ۲۹۹ روزنامه صدای ایران

مقاومت ملی ایران، سرمشق آزادگان جهان

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
دویست و نود و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ماکان نصیری، دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب که با وجود گذشت بیش از ۴۰ روز از جنایت آمریکایی‌ها در میناب هنوز جاویدالاثر است و پیکر او شناسایی نشده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* مقاومت ملّی ایران، سرمشق آزادگان جهان
* مشکل محاسباتی دشمن در راه‌اندازی و ادامه جنگ علیه ایران آن بود که همه چیز را روی کاغذ و از دریچه مادیات دیده بود. اما پیروز جنگ‌ها از دل این محاسبات بیرون نمی‌آید و میزان رسیدن به اهداف راهبردی است که بازنده و برنده جنگ را تعیین می‌کند. این‌ها تنها سطوح ارزیابی و سنجش نتیجه جنگ نیستند و آن‌هایی که نگاهی عمیق‌تر و ژرف‌تر دارند، افق‌های دیگری را می‌بینند و می‌سنجند.

بسیاری از رسانه‌ها و تحلیلگران جهانی، جنگ جاری علیه ایران را با بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ مقایسه می‌کنند. مصر کانال سوئز را ملّی کرد و کنترل عبور از آن را به دست گرفت و به دنبال آن، انگلیس، فرانسه و رژیم صهیونیستی در واکنش به این اقدام، به مصر حمله کردند. اغلب تحلیلگران این ماجرا را که با شکست و تحقیر طرف‌های مهاجم همراه بود، نقطه عطف پایان هژمونی جهانی بریتانیا می‌دانند.

چهار سال پس از این ماجرا، نخست‌وزیر وقت انگلیس در یک سخنرانی، از آن بحران و عواقبش به عنوان «بادهای تغییر» نام برد که مقاومت‌ناپذیر بود و در توصیف شرایط چنین گفت: «چه بخواهیم چه نخواهیم، این رشد آگاهی ملّی یک واقعیت سیاسی است.»

نکته مهم و تعیین‌کننده در همین عبارت نهفته است؛ «رشد آگاهی ملّی». جنگ تحمیلی سوم علیه ایران را صرفاً نباید از دریچه و با معیار بمب و موشک و معیارهای نظامی و حتی سیاسی و دیپلماتیک سنجید. این معیارها لازم، اما برای فهم تمام واقعیت و عمق ماجرا، ناکافی هستند.

هرچند سانسوری شدید و مرگبار حاکم بر جامعه اغلب کشورهای عربی جنوب خلیج فارس حاکم است، اما با این وجود نیز انگشت‌شمار ویدئوهای مردمی که از این کشورها به فضای مجازی راه یافت، نشانگر واقعیتی قابل تأمل است. موشک ایرانی در آسمان می‌درخشد و در پرواز است و شلیک‌های پدافندی نیز قادر به سد راه آن نیستند. شهروند عرب ساکن این کشورها که با گوشی تلفن همراه خود مشغول ثبت این صحنه است، با شور و شعفی خاص از اینکه موشکی ایرانی در حال اصابت به پایگاه آمریکایی در خاک کشورش است، ابراز شادی و هیجان می‌کند و پس از اصابت، چنان فریاد می‌کشد که گویی خود او پرتابگر آن موشک یا پهپاد بوده است!

این گوشه‌ای و بارقه‌ای از تحسین آزادگان جهان نسبت به مقاومت جانانه ایران در برابر استکبار است. یکی از دلایل اصلی فشار به روزنامه‌نگاران مستقل و آزاده منطقه و حتی بازداشت برخی از آنان ـ مانند احمد شهاب‌الدین، روزنامه‌نگار بین‌المللی ـ ممانعت از بروز و ظهور رسانه‌ای همین «رشد آگاهی ملّی» است.

استکبار و استعمار همیشه کار خود را با نمایش قدرت (بیش از آنچه در عمل دارد)، تهدید و ارعاب و وادار کردن دیگران به تسلیم و سکوت پیش برده است. آمریکا در اواسط دی‌ماه سال گذشته با حمله‌ای هالیوودی به ونزوئلا و دستگیری رئیس‌جمهور این کشور و همسرش، نمایش پرسر و صدای دیگری را روی صحنه بردند و نفس بسیاری را در جهان در سینه حبس کردند، اما از سرمستی آن نمایش هالیوودی تا گیر کردن در باتلاق جنگ ایران، کمتر از دو ماه فاصله بود.

رزمندگان ایران در میدان نبرد و مردم ایران در خیابان، توخالی بودن آن شکوه و جلال و اقتدار پوشالین را پیش چشم جهانیان اثبات کردند و به همه نشان دادند «پادشاه لخت است».

همان‌طور که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در پیام اخیرشان فرمودند: «جهالت و نادانی مستکبران باعث شد که اسفند ۱۴۰۴ سرآغاز فصل نوین از قدرت‌گیری و برآمدن نام ایران و انقلاب اسلامی گردد و پرچم ایران اسلامی نه فقط در جغرافیای خاکی کشورمان، بلکه در عمق دل‌های حق‌جویان جهان برافراشته شود.»

....
منبع چاپی: سرمقاله شماره دویست‌ونودونهم روزنامه صدای ایران
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی