
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و نود و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سیدسعید موسوی، سرهنگ نیروی زمینی ارتش که در حمله آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ در اصفهان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
بازنده میدان، باجخواهِ مذاکره

«ایران کارت برندهای ندارد!» این را رئیسجمهور آمریکا گفته است. رئیسجمهوری که از نهم اسفند تاکنون بارها مدعی نابودی ایران، حذف کردن ایران از روی نقشه، تغییر دادن حاکمیت سیاسی، نابودی زیرساختها و نیروی دریایی ایران شده بود. حالا هم مدعی شده که ایران کارت برندهای ندارد. رئیسجمهوری که سه ماه قبل در مذاکرات مسقط در عمان پای میز مذاکره آمده و قرار بود یک معضلِ به تعبیر خودشان مهم ایران را حل کند. قرار بود در این مذاکرات تصمیم بگیرند با ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد ایران چه کنند. آن زمان تنها معضل آمریکا و ترامپ همین ذخایر بود.
حالا کمی بیش از دو ماه از آن مذاکرات دوباره هیئت عالی آمریکایی در اسلامآباد پای میز مذاکره آمده بود تا درباره معضلات آمریکا با ایران گفتوگو و رایزنی کند تا شاید بتواند راهحلی بیابند. سه ماه قبل اگر معضلات کاخ سفید یک موضوع بود حالا در اسلامآباد اما تبدیل به دو معضل شده بود. ترامپ، مَست از طول و عرض ناوگان نظامی ایالات متحده به ایران لشکرکشی کرد تا شاید بتواند معضل ۴۴۰ کیلو اورانیوم را با مدل ونزوئلایی حل کند. حالا ۴۴ روز بعد از شروع جنگ نه تنها آن معضل حل نشده بلکه از کنار اقدام احمقانه ترامپ که برای حل معضل اول تدارک دیده بود یک معضل دیگر به معضلات آمریکاییها اضافه شده: تنگه هرمز!
طنز ماجرا آنکه همان به زعم خودشان معضل اول هم به دلیل رفتار سابق احمقانه ترامپ حاصل شده بود؛ زمانی که مست از طول و عرض قدرت ظاهری آمریکا زیر کاسه و کوزه برجام زد و یکطرفه از آن بیرون آمد. به زعم خودش با تند و رادیکال کردن فضا به دنبال تسلیم ایران بود. حالا هم به تعبیر خودش برای حل این معضل دوم (تنگه هرمز) باز مبتنی بر همان مدل شکستخورده ونزوئلایی دنبال محاصره دریایی ایران است تا دو معضل قبلی را حل کند. فارغ از آنکه این ادعا چقدر در میدان شدنی است و فارغ از اینکه ایران چقدر با ونزوئلا یکی است اما گذشت زمان نشان خواهد داد که این لفاظی احمقانه هم نه تنها مشکلی از ایالات متحده حل نخواهد کرد بلکه با اقدامات و تدارکات میدانی ایران، کارتهای برنده ایران را افزایش داده و یک گره دیگر به گرههای آمریکاییها خواهد افزود.
رئیسجمهور آمریکا در برابر دوربین رسانهها لفاظی میکند و رجزهای توخالی میخواند. اینها اما هیچکدام زورشان به حافظه تاریخ نمیرسد. این آمریکا بود که برای تحمیل اراده و تحقق اهدافش از تجزیه ایران تا سرنگونی جمهوری اسلامی به ایران لشکرکشی کرد. بعد از ۴۰ روز جنگ، نه تنها آن اهداف محقق نشده، نه تنها ایران تجزیه نشده، نه تنها مردم به نفع دشمن به خیابانها نریختهاند، نه تنها حاکمیت تغییر نکرده، نه تنها تعرضی به تمامیت ارضی ایران وارد نشده و نه تنها برای آن ۴۴۰ کیلو اورانیوم اتفاقی نیفتاده بلکه موضوع اصلی جنگ موضوعی است که ایران آن را تبدیل به راهبرد اصلی آمریکاییها کرده. راهبرد اصلی کاخ سفید شد: باز کردن تنگه هرمز.
وقتی بعد از ۴۰ روز جنگ، زورش در میدان به ایران نرسید و تن به همان شرایطی داد که ایران در هفته دوم جنگ وضع کرده بود، حاضر شد مبتنی بر سندی که ایران برای گفتوگو تعیین کرده بود پای میز بیاید. حالا بعد از آنکه در میدان دیپلماتیک هم زورش به ایران نرسیده دوباره زبان به تهدید باز کرده. چه کسی؟ کسی که کارت حمله نظامی را به عنوان کارت روانی همه روسای جمهوری قبلی ایالات متحده برای همیشه سوزاند. کسی که آخرین مرحله تشدید تنش را هم آزمود. کسی که تمام قدرت ایالات متحده را به منطقه کشاند و حالا نه تنها ایران فرو نپاشیده، تجزیه نشده، معضل قبلیاش حل نشده و هرمز را هم نتوانسته باز کند بلکه کارتهای برنده ایران را افزایش داده و معضلات آمریکاییها را هم. حالا بهتر میتوان جمله نخست این متن را خواند و به آن خندید!
