
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و نود و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید معین حیدری، سرهنگ نیروی زمینی ارتش که در حمله آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ در اصفهان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
نقطه عطف تغییر نظم جهانی

شاید کنار هم قرار گرفتن واژههای «اقتصاد» و «سلاح» کمی نامأنوس باشد، اما واقعیت دنیای امروز این است که کشورهای قدرتمند از ابزارهای اقتصادی بهمثابه سلاح استفاده میکنند. نیکلاس مولدر در کتاب «سلاح اقتصادی: برآمدن تحریمها بهعنوان ابزاری از جنگ مدرن» خاستگاه «سلاح اقتصادی» را به تجربهی جنگ جهانی اول بازمیگرداند؛ یعنی تجربهای که در آن بریتانیا و فرانسه با ایجاد سازوکار محاصره، جنگ اقتصادیِ سازمانیافتهای را علیه آلمان، اتریش-مجارستان و امپراتوری عثمانی پیش بردند. او معتقد است همین تجربه به سیاستمداران بینالمللی پس از جنگ این ایده را داد که میتوان همان فشار را از «وضعیت جنگ» به «وضعیت صلح» منتقل کرد.
در جهان کنونی و البته تا پیش از جنگ تحمیلی سوم علیه مردم ایران، ایالات متحده و چین دو کشوری بودند که با فاصلهای قابل توجه از سایر کشورها توان استفاده از ابزار «سلاح اقتصادی» را داشتند و البته این آمریکا بود که بیش از همه از این سلاح استفاده کرد. جیسون داگلاس -رئیس دفتر والاستریتژورنال در توکیو- در یادداشت اخیر خود توضیح داده است که ایالات متحده مدتهاست با استفاده از نظام مالی مبتنی بر دلار، افراد، شرکتها و دولتها را تحریم میکند. همینطور از سلطه خود بر فناوری نیمهرساناها برای محدود کردن توان نظامی چین و مهار جاهطلبیهای پکن برای پیشی گرفتن از آمریکا بهعنوان بزرگترین اقتصاد و قدرت فناوری جهان بهره برده است.
او در ادامه نوشت: چین نیز از کنترل تقریباً کامل خود بر منابع عناصر نادر خاکی بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند، مواد معدنیای که در تولید جنگندهها تا تلفنهای هوشمند نقش حیاتی دارند. پکن از این زنجیره تأمین برای فشار بر صنایع آمریکایی و کاهش تعرفهها و محدودیتهای تجاری دوران ترامپ استفاده کرد. به اعتراف داگلاس در والاستریتژورنال، ایران با بهرهبرداری از این گلوگاه اقتصادی (یعنی تنگهی هرمز) در سواحل خود در واقع همان مسیر قدرتهایی چون آمریکا و چین را دنبال میکند؛ کشورهایی که سالهاست از برتری خود در حوزههای کلیدی تجارت جهانی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجیشان بهره گرفتهاند. واقعیت این است که ایران، امروز یکی از سه قدرتی است که امکان استفاده از سلاح اقتصادی -با این سطح از تأثیر- را دارند.
رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای«حفظهالله» اسفندماه ۱۴۰۴ در
نخستین پیام خود بر استفاده از «اهرم مسدود کردن تنگهی هرمز» تأکید کردند. ایشان همچنین بیستم فروردینماه در پیام خود بهمناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب «قدّس الله نفسه الزکیه» فرمودند: «این را همه باید بدانند باذنالله تعالی ما حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمیکنیم. حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.» در این چهل روز، ایران برای اولینبار سلاح اقتصادی خود را بهکار گرفت: استفاده از اهرم مسدود کردن تنگهی هرمز در دوران جنگ و همچنین ورود مدیریت آن به مرحلهای جدید در دوران سکوت صحنهی نبرد نظامی.
بهگفته اندرو کاپیسترانو، پژوهشگر مؤسسه ژئواکونومیکس در توکیو «برای آنکه بتوانید بگویید «چیزی را که ما نیاز داریم قطع نکن»، باید توان آن را داشته باشید که بگویید «من هم میتوانم چیزی را که تو نیاز داری قطع کنم».» بنابراین توان مدیریت نوین ایران بر تنگهی هرمز عملاً به ایران سلاحی قویتر از سلاح هستهای داده است. ایالات متحده با دروغ مقابله با ساخت سلاح هستهای وارد نبرد با ایران شد اما در نهایت ایران را وادار کرد توانایی بالقوهی استفاده از تنگهی هرمز بهمثابه سلاح اقتصادی را به فعلیت برساند. رخدادی که عملاً همانطور که کاپیسترانو گفته، تحریم اقتصادی علیه ملت ایران را خنثی خواهد کرد.
به کتاب «سلاح اقتصادی: برآمدن تحریمها بهعنوان ابزاری از جنگ مدرن» بازگردیم. نویسنده در این کتاب از عبارت «سلاح اقتصادی مثبت» نیز استفاده میکند؛ عبارتی که بهمعنای استفاده از اقتصاد برای ساختن ائتلاف، حفاظت از دولتهای هدفِ تجاوز و تبدیل قدرت اقتصادی به ابزارِ امنیت جمعی است.
بنابراین مدیریت نوین تنگهی هرمز، علاوه بر تنبیه متجاوز نظامی و اقتصادی، از این پس ابزاری برای حمایت از کشورهای تحت ستم منطقه نیز خواهد بود. ایران از این سلاح برای مبارزه با ظلم و استکبار و برای حمایت از مردم منطقه استفاده خواهد کرد. واقعیت این است که جغرافیای اقتصادی منطقه پس از جنگ تحمیلی سوم وارد مرحلهای جدید شده است. دیگر به نظم پیشین بازنخواهیم گشت.
