
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و نودمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سرلشکر شهید مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
اربعین ایستادگی
در یکی از دیدارهایی که در آمریکا داشتم، این آقای برژینسکی ملاقاتی با من داشت. در ضمن ملاقات، وقتی این درخواست را طرح کرد که چه کنیم که روابط استراتژیک ما با شما برقرار است، انگشتش را روی میز حرکت داد و گفت: همه نقشه این منطقه غرب آسیا را ما خطخطی کردیم و این کشورها را به وجود آوردیم. همه این کشورهای منطقه این شکلی به وجود آمدند، به جز دو کشور: ایران و مصر! شما بودید، هستید و خواهید بود! این عبارات، مضمون بخشهایی از یکی از مصاحبههای شهید علی لاریجانی است. شهید لاریجانی در ادامه تأکید میکند که فردی که عقبه و ریشه یک ملّت را میشناسد، اینگونه نگاهی به آن دارد.
آنچه بعد از تهاجم نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل در کوچه و خیابانهای ایران رخ داد، نمود مسلم همین خاطره شهید لاریجانی است. ملّتی که حافظه تاریخی دارد و در امتداد تاریخ بر مدار و محور توحید حرکت کرده و در عین حال، به دلیل برخورداری از روحیه آزادی و عزت، زیر بار تحقیرهای تحمیلشده خارجی نرفته است. هر بار هم که با تجاوز روبهرو شده، بعد از طی یک دوره فترت، مجدداً سر بلند کرده است. تاریخ چند قرن اخیر ایران، اثبات این مدعاست که هر بار مجدداً از خاک برخاسته است. حافظه و امتداد تاریخی این ملت، در کنار روحیه موحدانه و آزادهاش، این را نمیپذیرد که فرش قرمز زیر پای متجاوز خارجی پهن کند.
همه اینها در کنار شخصیتی ملّی که بعد از انقلاب اسلامی شکل گرفته و خاطرات تلخ جنگ جهانی دوم و کودتای ۲۸ مرداد و استعمارزدگی و وابستگی عمیق خاندان پهلوی به خارجیِ استعمارگرِ مستکبر را هنوز از یاد نبرده، از شخصیت ایرانیِ مسلمان، هویتی ساخته که تن به تسلیم و ذلت نمیدهد. این هویت شاید در ظاهر بعضی تحلیلگران و مفسران را به اشتباه بیندازد، اما آن هنگام که معرکه بالا میگیرد و زنگارها کنار میرود و ماهیت اصلی هویت ملّی ایرانیان خود را آشکار میکند، همان چیزی رخ میدهد که در ۴۰ شب و روز اخیر در خیابان و کوی و برزن ایران دیدیم.
مردمی که از ابتدای تجاوز لشکر مستکبر اشقیای زمان، نهتنها با او همراه نشدند، نهتنها بخشی از نقشه و طراحی عملیاتی او نشدند و نهتنها امید او را ناامید کردند، بلکه درست در نقطه مقابل ایستادند و در یک خط و جبهه متحد و متشکل، تبدیل به عقبه اجتماعیِ نیروهای مسلح شدند تا مشت مدافعان ایران پرقدرتتر بر دهان متجاوز زده شود. مردمی که ۴۰ شبانهروز و در روزهای ابتدایی، با زبان روزه و در ادامه، زیر آتش بمباران دشمن، یکجا و یکصدا مقاومت و استقامت را فریاد میزدند. مردمی که در روزهای ابتدایی، در غیاب رهبر جامعه و فرماندهان نظامی، جامعه و کشور و انقلاب را رهبری کردند.
مردمی که با سینه ستبر و مشت محکم و پرچم به دست، حالا در اربعین ایستادگی و استقامت خود ایستادهاند و کار را به جایی رساندهاند که دشمن متکبر کافرشان روی به ناسزا آورده است. چه افتخاری بالاتر از اینکه فرعون از استقامت و ایستادگی و آزادگی و شکوه این مردم به ستوه آمده است. ملّت حالا در اربعین جنگ و اربعین سیدالشهدای ایران، محکمتر از قبل پرچم را در دست گرفته و جلوی یاوهگوییهای یکی از فرعونصفتان تاریخ ایستاده است. درود خدا بر این جماعت مبعوثشده!
