
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و هشتاد و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مسعود زارع، فرمانده دانشکده پدافند هوایی شاهینشهر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
سیلی واقعیت

ستونکشی آمریکاییها برای از معرکه در بردن کمکخلبان مفقود شده به یک نمایش بینظیر برای ایران تبدیل شد. حالا کار به جایی رسیده که آمریکاییها که جنگ را برای یک پایانبندی باشکوهِ چهار روزه طراحی کرده بودند حالا دارند یک عملیات با هزینه بالا و همراه با تصاویر سوخته، منهدم شده و حقارتبار بر جای مانده در دل ایران را به عنوان یک افتخار و موفقیت به رسانه و افکار عمومی خود میفروشد. راهبردهای جنگی ایالات متحده آمریکا حالا از سیطره و تجزیه ایران و در مرحله بعد براندازی و فروپاشی جمهوری اسلامی به مرحله نجات کمکخلبان مفقود شده در دل صحراهای مرکزی ایران رسیده است.
هرچند آمریکاییها مشغول ساختن یک تصویر قهرمانانه هالیوودی از خود هستند اما تأمل روی دو واقعیت به نتایج معناداری ختم میشود. نخست آنکه اگر واقعاً آمریکاییها با یک طرح و برنامهریزی صد در صد طراحی شده قبلی دست به این عملیات زدهاند چرا باید در نهایت تن به باقی ماندن تجهیزات نابود شده و منهدم شده خویش در صحنه شوند. عملیات اگر واقعاً طبق برنامهریزی مو به مویِ آمریکاییها پیش رفته بود چرا باید راضی به آن شوند که چنین تصاویر تحقیرآمیزی از آنها در صحنه نبرد باقی بماند و در حافظه تاریخی ایرانیان، شکست عملیات طبس را یادآور شود. نفس این واقعیت یعنی ماجرا آنگونه پیش نرفته که آمریکاییها مدعی آنند به خصوص سردمداران این روزهای کاخ سفید و پنتاگون که در نمایش و شوآف دست بسیاری از بازیگران هنرهای نمایشی را هم بستهاند.
نکته مهم دیگر سیلی واقعیت به گوش شومنهای کاخ سفید و پنتاگون است. کسانی که تا پیش از این در برابر تریبون و دوربین رسانهها با ادعاهای متعدد درباره هلیبرن و نفوذ عمقی به داخل خاک ایران به خیال خود قصد به رخ کشیدن توان هالیوودی ارتش ایالات متحده را داشتند. اتفاقی که در صبح یکشنبه رخ داد نشان داد که واقعیت روی زمین بسیار پیچیدهتر از آن است که با لفاظیهای سیاسی و سناریوهای بازیهای رایانهای، قابل تحلیل باشد. طرح آمریکاییها برای نجات خلبانهایشان در مناطق صعبالعبور و کمتردد مرکزی و جنوبغربی ایران حالا دو هواپیمای ترابری، یک بالگرد و دو جنگنده روی دست تلفات و هزینههای ارتش آمریکا باقی گذاشته است. سیلی واقعیت حالا به وضوح اثبات میکند که طرحهای نمایشی آمریکاییها در عالم واقعیت با چه هزینهها و ریسکهایی روبروست.
بحث بر سر اجرا یا عدم اجرای این طرحها نیست. طرف مقابل به حدی دچار مستی و جنون قدرت شده که هیچ اقدامی از او بعید نیست. نکته اما آنجاست که واقعیت جنوب اصفهان و شمال کهگیلویه و بویراحمد نشان داد هزینه جاهطلبیهای نمایشی آمریکا در عالم واقعیت بسیار بیشتر از آن چیزی است که جلوی دوربین رسانهها از آن دم میزنند حال اگر واقعاً طالب پرداخت این هزینهها هستند ایران دریغ نمیکند که طرف حسابِ این معامله باشد و نامش را در فهرست سیلیزنندگان به آمریکا ثبت کند. ۳۷ روز از جنگ گذشته. جنگی که قرار بود چهار روزه تمام شود.
این ۳۷ روز یک سیلی است. انسداد تنگه هرمز که در روزهای ابتدایی با نخوت از بازگشایی آن با زور صحبت میکردند نیز یک سیلی است. عدم فروپاشی نظام سیاسی و امنیتی و نظامی ایران نیز یک سیلی است. عدم همراهی مردم با متجاوزان به خاک ایران و حمایت تمامقد آنها از مدافعان ایران نیز یک سیلی است. هر روز که از آغاز جنگ بیشتر میگذرد به تعداد سیلیهایی که به گوش مسئولان کاخ سفید نواخته میشود هم افزوده میشود.
