
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و هشتاد و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید محمدعلی فتحعلیزاده، فرمانده یگان فاتحین که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
عصر حجر؟ خواهیم دید چه خواهد شد!

وقتی اعلام شد سحرگاه امروز -پنجشنبه ۱۳ فروردین- قرار است رئیسجمهور آمریکا درباره جنگ با ایران صحبت کند برخی پیشبینی کردند که ممکن است این سخنرانی روزنهای برای خروج آبرومندانه آمریکا از جنگ باز کند و به سردرگمی استراتژیک این کشور پایان دهد. در مقابل عدهای دیگر معتقد بودند این سخنرانی هم علیرغم فضاسازیهای دولت آمریکا، چیزی بیشتر از مواضع قبلی او نخواهد داشت و حتی ارزش بیدار ماندن برای شنیدن هم ندارد.
سخنرانی ترامپ انجام شد و نشان داد حق کاملاً با گروه دوم است. حتی یک نفر از گروه دوم جایی با لحنی جدی و آمیخته به شوخی نوشته بود مطمئنم ترامپ بار دیگر خواهد گفت: «ایران قلدر خاورمیانه بود و دیگر نیست» و رئیسجمهور آمریکا دقیقاً همین جمله را در اواخر سخنرانی خود تکرار کرد! نکته مضحک و قابل تأملی است که حتی آدمهای عادی هم بتوانند جملات سخنرانی رئیسجمهور آمریکا را از پیش حدس بزنند.
ترامپ در این سخنرانی حدود ۲۰ دقیقهای، برای چندمین بار در ماهی که گذشت، مدعی نابودی توان نظامی ایران و پیروزی قاطع در جنگ جاری شد. البته از رئیسجمهور آمریکا که به گفته منابع آمریکایی اطلاعش از روند جنگ محدود به دیدن یک ویدیوی دو دقیقهای از بمبارانهاست، تکرار چنین مواضعی عجیب و غریب نیست.
ترامپ میتواند هر چه میخواهد یاوه بگوید اما یاوهگوییهای او، واقعیتهای میدان نبرد را تغییر نخواهد داد. چه کسی فکرش را میکرد روزی تمام پایگاههای آمریکا در منطقه چنان نابود و غیرقابل استفاده شوند که سربازان متجاوز آمریکایی برخلاف پروتکلهای پنتاگون از ترس جانشان در هتلها بخزند؟!
دروغها و تناقضات ترامپ در این سخنرانی چنان آشکار و زننده بود که صدای بسیاری را در خود آمریکا هم درآورد. برای نمونه «ریچارد هاس» رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا، با صراحت گفت که ۲۰ دقیقه از وقت خود را پای «سخنرانی بیارزش» ترامپ هدر داده است. سناتور کریس مورفی تأکید کرد که «ترسناک است» رئیسجمهوری تا این حد از واقعیت دور باشد. کریس ون هولن نیز ترامپ را «دروغگو» و «متوهم» خواند و او را خطری برای آمریکا و جهان دانست.
یک نویسنده و تحلیلگر آمریکایی، این سخنرانی را «احمقانه» توصیف کرد و ترامپ را فردی «کمهوش» خواند که نباید نسبت به خطرناک بودن رفتارهایش بیتفاوت بود و یک رسانه آمریکایی تصویر کلی این سخنرانی را چنین ترسیم کرد: ترامپ «مستأصل»، «خسته» و «ناامید» به نظر میرسد؛ فردی که تلاش میکند با اعلام پیروزی زودهنگام، افکار عمومی را با خود همراه کند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.
سخنرانی ترامپ یک اعتراف ناخواسته نیز دارد؛ درگیری بیش از یک ماهه آمریکا با یکی از «قدرتمندترین کشورها» و همچنین یک تهدید و لفاظی بیشرمانه؛ «ایران را به عصر حجر بازخواهیم گرداند». این تهدید بزدلانه علیه زیرساختهای ایران و حمله به اهدافی همچون پل B1 در کرج و یا صنایع فولاد و حتی کارخانه تولید دارو و انستیتو پاستور، قبل از هر چیز اثبات این گزاره است که تهدید ایرانِ هستهای و حتی توان موشکی ایران بهانهای بیش نیست و آمریکا و اسرائیل با ایران مقتدر و آباد، دشمنی و سر جنگ دارند.
نکته مهم دیگر اینکه همین تهدید نشانگر شکست و استیصال ترامپ است. کسی ایرانیان را اینطور تهدید میکند که اول جنگ گفته بود آمده است تا ایران را بزرگ کند! به راستی اگر آمریکا پیروز بود و دست برتر را در میدان واقعی جنگ داشت، چه نیازی به این تهدیدات ابلهانه داشت؟!
اما ایران به برکت و قوت بازوی پرتوان نیروهای مسلح خود، پاسخ این تهدیدات و اقدامات را در میدان نبرد خواهد داد، نه با معادله «چشم در برابر چشم» بلکه با معادله «بیشتر از چشم». خواهیم دید چه خواهد شد!
