
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و هفتاد و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهیدان خانواده رستمی، مهدی رستمی، منظرالسادات زرآبادی، علی رستمی، فاطمه رستمی و زینب رستمی که در حمله موشکی آمریکایی- صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
محور مقاومت یکپارچه علیه سلطه و اِشغال

در بیستوپنجمین روز جنگ تحمیلی علیه ایران حالا دو محور مهم مقاومت هم علیه دشمن آمریکایی-اسرائیلی فعال شدهاند: جبهه لبنان و جبهه عراق. ضلع دیگر مقاومت در جبهه یمن هم از روز نخست در کنار مقاومت ملّی ایرانیان قرار گرفته است. البته که تحلیلگران عنوان میکنند به دلیل شرایط و نوع مأموریتی که متوجه این ضلع است، ورودشان نیازمند شرایطی است که آن شرایط هنوز در میدان محقق نشده است. با این حال در اصل موضوع تردیدی نیست که این جبهه هم خود را بخشی از این ماجرا و این محور میداند و در صورت لزوم و مبتنی بر شرایط برای ورود به ماجرا تصمیم خواهد گرفت.
وحدت ساحات و میدانها حالا مابِازای بیرونی و میدانی و عینی پیدا کرده است. محور مقاومت حالا در تمام اضلاع خود علیه دشمن مشترک مقاومت به میدان آمده است. گروهها و جریانهایی که آرمان و نگاه و موضع ضداستعماری و ضداستکباری مشترک دارند حالا هر یک به اقتضای میدان و جغرافیایشان به میدان آمده و عرصه را بر دشمن تنگ و تنگتر میکنند. جریان و گروههایی همدین و همآیین که به این بلوغ رسیدهاند که در برابر استعمار فرامنطقهای و ضدبشری صهیونیستی و آمریکایی سرنوشت مشترک دارند. این افق و جهانبینی ضداستعماری مشترک است که محور نظم آینده منطقه خواهد شد. نظم آیندهای برآمده از یک بلوک منطقهای بومی که از موضع استقلال بنای تعامل با دنیا را دارد.
همین همسرنوشتی و همافقی است که باعث شده گروههای مقاومت، جمهوری اسلامی ایران را بخشی از ماهیت و هویت خود بدانند و جمهوری اسلامی ایران هم این گروهها را بخشی از ماهیت و هویت خود تعریف کند. این همهویتی و همسرنوشتی قرار نیست یکی در جایگاه فرادست و دیگری را در جایگاه فرودست قرار دهد. احترام به استقلال جریانهای ریز و درشت مقاومت همیشه خط قرمز تهران بوده است. عملیات حماسی طوفانالاقصیٰ یا اقدامات متعدد حزبالله لبنان که به اتکای تحلیل و تصمیم مستقل این گروهها انجام گرفته مؤید واقعیت این گزاره است. اضلاع مختلف مقاومت از ایران گرفته تا دیگر گروهها از جنس رشد و بلوغ است نه از جنس مزدورپروری در دیگر اقطاب دنیا.
دقیقاً به همین دلیل است که این اضلاع برای یکدیگر هزینه میدهند بدون اینکه لزوماً توقعی از هم داشته باشند. همین الان ورود مقاومت عراق و مقاومت لبنان به معرکه نبرد آمریکایی – اسرائیلی برای این عزیزان، بدون هزینه نبوده است. دشمن آمریکایی – صهیونی همانگونه که با ملّت ایران دشمنی کرده و به آنها زخم و ضربه میزند به مقاومت در لبنان و عراق هم زخم و ضربه زده و به آنها هزینه وارد میکند. کار وقتی به اینجا میرسد تنها انسانهای همافق و همسرنوشت و همجهانبین با همدیگر همراه میشوند و برای یکدیگر هزینه میدهند و در عین این هزینهها، رابطه انسانی و برادارانهشان هم محکمتر میشود.
دقیقاً در همین راستاست که یکی از شرایط ششگانه ایران برای پنجره خروج از جنگ و نه آتشبس دریافت تضمینهای لازم برای پایان جنگ و بیمه در برابر تجاوزهای بعدی و شکستن چرخه جنگ-آتشبس، نه فقط در ایران بلکه در تمام اضلاع مقاومت است. اینکه بیمه شدن در برابر تجاوز بعدی و شکستن این چرخه نه فقط در مورد ایران بلکه باید در مورد تمام اضلاع مقاومت اتفاق بیفتد. ایران نه در گذشته و نه در آینده، جریانهای مقاومت را از خود جدا نمیدانست و نمیداند و نخواهد دانست. هویت و ماهیت ضداستعماری و ضدسلطه جمهوری اسلامی ایران محدود به تمامیت ارضی ایران نیست و این به معنای دخالت در جزئیات و خدشه در استقلال این جریانها هم نیست.
جمهوری اسلامی ایران و جریانهای مقاومت، جامعههای همسرنوشت، همجغرافیا و همتاریخی هستند که نظم آینده منطقه را مبتنی بر خواستها و اقتضائات بومی جوامع خودشان رقم خواهند زد برخلاف آنچه که اجنبی و محور استعماری انگلیس و فرانسه و آمریکا در یکصد سال قبل بعد از جنگ جهانی اول رقم زدند. نظم بعدی منطقه برآمده از نگاه بومی و جغرافیایی این منطقه خواهد بود. این را وحدت ساحات و میدانهای جنگ امروز به ما میگوید.
