
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و شصت و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید حاج اکبر خاجی، همراه صدیق رهبر شهید انقلاب که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
این تازه اوّل بازی است!
جنگ روانی و لفاظیهای سیاسی و رسانهای اردوگاه آمریکایی صهیونیستی اوج گرفته است. رئیسجمهور ایالات متحده با ژست قهرمان در برابر رسانهها از نابودی توان نظامی و دفاعی و دریایی ایران میگوید. جنایتکار بزرگ قرن ۲۱ که کشتار دختربچههای دانشآموز پایه ابتدایی را در کارنامه خود ثبت کرده است اما به این موضوع اشارهای نمیکند که اگر توان دفاعی و نظامی و دریایی ایران نابود شده پس چرا تنگه هرمز برای ناوگان مرتبط با اردوگاه شیطان بسته است و ماشین نظامی امریکا روی آب در چند صد کیلومتری سواحل جنوبی ایران لنگر انداخته و نزدیکتر نمیشود. به این موضوع اشارهای نمیکند که اگر واقعا این اتفاق افتاده چرا اقدامی برای عبور نفتکشها و تانکرهای اردوگاه شیطان از تنگه هرمز نمیکند.
هر قدر در فضای رسانهای و بازی با افکار عمومی یک فضای جنگ روانی سنگین را علیه مقاومت ملّی ایرانیان کلید زده و آن را اجرا کردهاند در میدان واقعیت و عمل اما دست برتر با مدافعان و رزمندگان ایرانی است. تنگه سوقالجیشی هرمز امروز تحت اراده ایران است.
ایران است که تصمیم میگیرد چه کسی از تنگه عبور کند و چه کسانی عبور نکنند. همین اقدام در چند روز گذشته آثار مستقیم تکانهای خود را بر اقتصاد و بازار انرژی در دنیا گذاشته است. کشورهای عضو گروه جی-۷ که خود را سرآمدان صنعتی دنیا میدانند آزادسازی ذخایر نفتی خود را روی میز آوردهاند تا این شوک بزرگ را موقتاً دفع کنند.
سوی دیگر بزرگترین شرکت نفتی دنیا که از متحدان محور آمریکایی محسوب میشود و زمین و آسمان و دریایش را در اختیار ناوگان نظامی امریکا قرار داده، در برابر رسانهها از عواقب فاجعهبار استمرار انسداد تنگه هرمز میگوید و اینکه بخش نفت و گاز منطقه تاکنون با بحرانی در این ابعاد روبرو نبوده است. مسدود کردن تنگه هرمز علاوهبر جلوگیری از انتقال محمولههای انرژی به قطبهای صنعتی دنیا، تأثیرات تکانهای خود را روی نرخ تولید هم گذاشتهاند. با بسته شدن تنگه و فقدان تردد ناوگانهایی که منابع نفت و گاز منطقه را به مشتریان منتقل کند، امکان ذخیرهسازی نفت و گاز تولیدی در منطقه محدود است.
تصمیم به کاهش تولید از سوی بعضی از کشورهای منطقه، در جهت کمبود همین منابع ذخیرهساز است. پس چارهای نمیماند جز آنکه تولید خود را کاهش دهند. کاهش تولید در جهانی که در ۵ سال اخیر با کمترین موجودی نفت و گاز و انرژی روبرو بوده خود ضربه دیگری به بنیانهای اقتصادی آمریکا و غرب است. همان کسانی که تصور میکردند با راه انداختن یک تهاجم نظامی سریع و سنگین، نسخه ایران را چندروزه میپیچند و کار را تمام میکنند غافل از آنکه ایران نه سوریه است نه وئزوئلا. جنگ روانی و لفاظیهای ترامپ و مکرون و دیگر شخصیتهای غربی و آمریکایی در این بستر معنادار میشود.
لفاظیهایی که در دنیای رسانه و جنگ روانی خیلی شدید است اما در میدان خالی و پوچ. آنقدر خالی و پوچ که حتی وزیر انرژی ایالات متحده مجبور به انتشار یک پیام دروغین در حساب کاربری خود شده و مدعی میشود که شناور حامل نفت با اسکورت شناورهای نظامی امریکا از تنگه هرمز گذشته است. یک دروغ مسلم که لحظاتی پس از انتشار مجبور به حذف آن میشود.
مقامات سیاسی و نظامی کشورمان درست گفته بودند. اگر جنگی در منطقه در بگیرد شروعش با امریکاست اما پایانش دست آنها نیست. دستوپازدن و لفاظیهای رسانهای رئیسجمهور جنایتکار ایالات متحده و دیگر شخصیتهای اروپایی و آمریکایی بیشاز هر چیز نشاندهنده این موضوع است که پس از رفع مستی اولیه حالا متوجه شدهاند که پایشان گیر افتاده. این وعده صادق را سالهای قبل رهبر شهید انقلاب نوید داده بود: «دوران بزن و دررو تمام شده؛ این جور نیست که شما بگویید میزنیم و درمیرویم؛ نخیر، پاهایتان گیر خواهد افتاد و ما دنبال میکنیم. این جور نیست که ملّت ایران رها کند کسی را که بخواهد به ملّت ایران تعرّضی بکند؛ ما دنبال خواهیم کرد.»
۱۳۹۴/۰۲/۱۶
