others/content
نسخه قابل چاپ

سرمقاله شماره ۲۳۸ روزنامه صدای ایران

دشمنی تا عمق روستا

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
دویست و سی و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ابوالفضل طغیانی، او طلبه حوزه علمیه قم بود که در فتنه آمریکایی اخیر هنگام دفاع از مسجد در زرین‌شهر اصفهان توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* دشمنی تا عمق روستا
* آمریکا در بیش از ۴ دهه‌ی اخیر تمام روشها را برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی و تسلیم به کار گرفته است اما نتیجه‌ی این راهبردها برخلاف پیش‌بینی واشنگتن بوده است. 

اظهارات اخیر نانسی پلوسی رئیس اسبق مجلس نمایندگان آمریکا هم اعتراف به شکست سیاست‌ها و فشارهای آمریکا علیه ایران است و هم از ماهیت واقعی سیاست تحریمی واشنگتن پرده برمی‌دارد. 

پلوسی صراحتاً اعلام کرده که می‌توان بدون توسل به نیروی نظامی و از طریق فلج کردن اقتصاد به هدف سیاسی در ایران رسید و حتی تأکید کرده فشار اقتصادی باید به‌گونه‌ای باشد که اقشار روستایی و گروه‌های سنتی نیز آن را احساس کنند. 

قبل از هر چیز باید گفت این سخن، یک اعتراف بزرگ و ناخواسته در دل خود دارد؛ ریشه های محبوبیت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران تا روستاهای کوچک و دورافتاده کشور نیز ادامه دارد. روستائیانی که اغلب صدا و جایی در رسانه‌ها ندارند اما به وقتش و آنجا که لازم باشد، برای دفاع از کشور و انقلاب به میدان می‌آیند و نقشی قابل توجه در معادلات دارند. از این منظر، کینه دشمن از این قشر عجیب نیست.

اما همین چند جمله برای فهم ماهیت سیاست تحریم‌ها نیز کافی است. مسئله فقط اختلاف سیاسی یا چانه‌زنی دیپلماتیک نیست. بحث بر سر یک راهبرد کلان است که اقتصاد را به میدان جنگ و حمله به معیشت مردم عادی را به ابزار فشار تبدیل می‌کند. در اینجا نکته‌ی بسیار مهمی وجود دارد و آن اینکه، وقتی از ادامه و تشدید فشار اقتصادی سخن گفته می‌شود یک واقعیت ضمنی نیز در آن نهفته است: سیاست‌های پیشین به هدف اعلامی خود نرسیده‌اند. سال‌ها تحریم گسترده نفتی، بانکی و مالی علیه ایران اعمال شد، محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای بر مبادلات ارزی و دسترسی ایران به نظام مالی جهانی تحمیل گردید اما هنوز سخن از فلج کردن بیشتر به میان می‌آید. اگر آنچه اجرا شده موفق بود نیازی به طرح دوباره این راهبرد نبود.

این اعتراف مقام ارشد آمریکایی در عین حال پرده از یک تناقض آشکار برمی‌دارد. سال‌هاست مقامات آمریکایی مدعی‌ هستند تحریم‌ها «هوشمند» است و مردم ایران هدف تحریم‌ها نیستند. اما وقتی در همان چارچوب تأکید می‌شود که فشار باید به روستاها نیز برسد کذب بودن این ادعاها اثبات می‌شود. 

در چنین شرایطی مفهوم «تروریسم اقتصادی» مطرح می‌شود. اگر هدف‌گذاری آگاهانه بر معیشت مردم برای وادار کردن آن‌ها به تغییر سیاسی باشد این دیگر ابزار دیپلماتیک نیست، تحمیل رنج اجتماعی برای تحقق مقاصد سیاسی استکباری است. از منظری تفاوتی نمی‌کند این فشار از مسیر بمب و موشک اعمال شود یا از مسیر انسداد مالی و تحریم بانکی؛ آنچه تعیین‌کننده است، هدف قرار گرفتن زندگی مردم عادی است.

نکته مهم دیگر ماهیت فراحزبی این رویکرد در سیاست آمریکاست. در فضای داخلی آمریکا، رقابت میان دو حزب اصلی گاه به شدیدترین سطح خود می‌رسد اما در قبال ایران، همگرایی معناداری وجود دارد. تفاوت‌ها بیشتر در لحن و تاکتیک است. یک دولت با عنوان «فشار حداکثری» عمل می‌کند و دیگری با ادبیات دیپلماتیک‌تر همان ابزارها را حفظ یا بازتنظیم می‌کند اما منطق بنیادین تغییر نمی‌کند.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که این مسیر علاوه‌بر هزینه‌های انسانی و اجتماعی، الزاماً به نتیجه مطلوب طراحان آن نیز منتهی نمی‌شود. اقتصاد ایران تحت شدیدترین محدودیت‌ها قرار گرفت، اما پیش‌بینی‌های مکرر درباره فروپاشی قریب‌الوقوع محقق نشد. همین تداوم فشار و سخن گفتن از تشدید آن، خود گواهی بر ناکامی در دستیابی به هدف است.

در نهایت پرسش اساسی درباره تناقضات این راهبرد است. آیا می‌توان با هدف قرار دادن معیشت مردم عادی مدعی حمایت از همان مردم بود؟ آیا فشار بر روستاییان، کارگران و اقشار کم‌درآمد می‌تواند عنوان «دفاع از حقوق بشر» بگیرد؟ آیا طراحان این جنگ و عاملان این جنایت گمان می‌کنند مردم ایران از ساکنان کلان شهرها گرفته تا اهالی روستا، متوجه این تناقضات کلیدی نیستند؟ شاید هم می‌دانند و این جنایت‌ها را به مثابه تنبیهی در برابر استقلال‌خواهی و باج ندادن این ملت فهیم می‌بینند!
....
منبع چاپی: سرمقاله شماره دویست و سی‌وهشتم روزنامه صدای ایران
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی