روایتی از دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی با رهبر انقلاب اسلامی
لیلی محمدی
حسینیه امام خمینی خلوتتر از اکثر مواقع، آماده رویدادی ویژه و دیداری خاص با فعالین بخش خصوصی است. چشمها مرتب به سمت ساعت حسینیه که پشت سر حاضرین قرارگرفته برمیگردد. چشمهای مشتاق و منتظر اما صبور... این را بعدا طی صحبتهای کسانی که به جایگاه آمدند بیشتر فهمیدم. وقتی رئیس انجمن صنایع نساجی ایران گفت: سال ۷۸ و در دوره دانشجوییم با مبلغ ۱۱ میلیون تومان وام شروع کردم فهمیدم که این نتیجه خوب، محصول صبر و استقامت است. این را وقتی فهمیدم که پیام خلیلی فعال حوزه تجهیزات صنایع نفت و گاز، توانست کارگاه کوچکشان در شهر اراک را به یک گروه صنعتی بزرگ دانشبنیان با ۵۰۰ نفر همکار و صادرکننده شیرآلات تبدیل کند و طی ۳۰ سال محصولاتشان سهم زیادی در بومیسازی تجهیزات نفتی ایفا کرد و ۳۰ سال صبر و پایداری در راه تولید، آسان نیست. و اصلا مگر بدون تلاش و صبر و پایداری میشود فرمانده خط مقدم جنگ اقتصادی نام گرفت؟ سخت است چون جنگ است و پایمردی میطلبد چون سخت است. و از این پایمردی سهم بانوان کم نبود. پیش از شروع دیدار با چند نفر از بانوان کارآفرین که در اطرافم نشسته بودند گفتگو کردم. بانوی کارآفرین ملی در زمینه تولید گل و گیاه بود و با وجود موفقیتهای فراوان، مدتهای مدید برای زمین جانمایی شده کسب و کارشان دوندگی میکرد. و نگاهی امیدوار و صبور داشت... و صبر میوه امید است... آنجا که آقا در ابتدای بیاناتشان فرمودند:
«آیا این پیشرفتهایی را که شما اینجا گزارش دادید و ما شنیدیم، همهی جوانهای ما میدانند؟ دانشجویان ما میدانند؟ کسانی که مایلند در کشور فعّالیّت کنند، اثر بگذارند، تواناییهایش را در خودشان میبینند، آنها میدانند که میتوان مثلاً فرض کنید در چند سال قبل از این، یک واحد کوچکی را در فلان شهر کوچک به وجود آورد، بعد از مدّتی آن را به چند ده برابر افزایش داد و پیش رفت؟ اینها را خبر دارند؟ ما در زمینهی نشان دادن آنچه وجود دارد، آن پیشرفتها، آن تحقّق آرزوها، کمکاریم.»

و مگر نه اینست که امید با دانستن پیروزیها و موفقیتها در دل افراد جامعه تکثیر میشود و هر بذر آن درختی تنومند انگیزه بخش میشود در جان جوان علاقهمند به وطن؟ و روایت این پیروزیها کار رسانه است.
متاسفانه به علت کمکاریهای رسانهای، جوانان، دانشجویان و قشرهای دیگر از این خبرهای خوش و پیشرفتهای به دست آمده مطلع نیستند که مسئولان این امر باید با بحث و بررسی دقیق، یک کار مهم رسانهای را در این زمینه برنامهریزی و اجرا کنند.
از نمایشگاه پیشگامان پیشرفت که دستاوردهای اقتصادی بخش خصوصی است تا دیدار امروز که قید «بخش خصوصی» به عنوانِ همیشگیِ دیدارِ تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی با رهبر معظم انقلاب اضافه میشود، برای آن کسانی که متولی و مسئول این امر هستند پیامهای واضح و آشکاری است.
تاکید چندباره ایشان به مسئولان دولتی برای دیدن این نمایشگاه و اشاره به نمایش تنها جزیی از واقعیت شکوفایی و دستاوردهای بخش خصوصی در این نمایشگاه و بیان این که
«این نمایشگاه نشاندهندهی پیشرفت بود، نشاندهندهی حرکت روبهجلو بود. ما چرا این نعمتهای بزرگ موجود خدا را قدرشناسی نمیکنیم؟ کشور دارد حرکت میکند، جلو میرود.» موید این مسئله بوده و هست که اگر بگوییم کشور معطل و بیحرکت مانده و پیشرفت آن در تحقق فلان مسئله و عامل بیرونی است و اگر موانع و مشکلات فعالان عرصه اقتصادی کشور را ندانیم و برای رفع آن اقدامی نکنیم خداوند را ناسپاسی کردهایم. وظیفه کشور مبتلا به تحریم را چیز دیگری برمیشمارند
: آن چیزی که وظیفه یک کشوری است که مورد تحریم است، این است که به ظرفیت داخلی خودش هر چه بیشتر چشم بدوزد، توجّه کند، خود را از آن بهرهمند کند. جمله جالب آقای وفا حاجیکریم رئیس فدراسیون صنعت آب را بالای برگهام یادداشت کردم و با خودکار چند بار روی آن کشیدم تا پررنگ شود: «تحریمهای داخلی سد پیشرفت ماست». آنجا که خانم زهره منوچهری فعال حوزه زعفران از آمارهای عجیب در حیطه کاریشان گفتند: ایران سهم بزرگی از زعفران جهانی را تامین میکند اما به دلیل عدم توجه و حمایت از فرآوری، این محصول به صورت خام از کشور خارج شده و سهم ایران از بازار بزرگ جهانی بسیار کم است. در حالیکه ۶۰ درصد تولیدات کشاورزی ما در بخش تعاون است اما عدم اقبال مدیران به شرکتهای تعاونی پررنگ است. در اهمیت تعاونی و مشارکت مردم در اقتصاد همین بس که سازمان ملل متحد سال ۲۰۲۵ را با شعار تعاونیها دنیای بهتری میسازد بعنوان سال اقتصاد تعاون نامگذاری کرد. نمیدانم این قسم بیتوجهی را باید مصداق قدرناشناسی دانست یا جاهایی را که
«دستگاههای دولتی یا دستگاههای نظارتی نقش سرعتگیر را ایفا میکنند.» و باز هم جمله پررنگ شده دیگری از آقای حاجیکریم: وقتی دولت بطور همزمان سیاستگذار، تنظیمگر، تخصیص دهنده و فروشنده است عملکرد بهینه مشکل خواهد بود.

آقای دستمالچیان با لهجه شیرین یزدی در حوزه صنعت پارچه بعد از اینکه از دستاوردها و پیشرفتهایشان میگوید از واردات بیرویه و قاچاق گلایه میکند. هر جمله را با لفظ شیرین جناب آقای رهبر شروع میکند یا پایان میدهد: در سال ۱۴۰۲، ۷۵۰ میلیون دلار واردات پارچه پلی استر که ما در آن مزیت نسبی داریم در برابر ۴۰۰ میلیون دلار واردات ماشین آلات صنعتی بوده جناب آقای رهبر. وقتی از تلاش برای کم کردن میزان واردات پارچه و افزایش واردات ماشین آلات صنعتی میگوید به آنجا میرسد که: از امسال شاهد افزایش ۲۰ درصدی واردات پارچه و کاهش ۲۰ درصدی واردات ماشینآلات صنعتی بودهایم متاسفانه، در انتهای جمله با جناب آقای رهبر گفتن کمی از تلخی آماری که گفته کم میکند، مبادا بار آن تلخکامیها و بی مهریهایی را که خودش به تنهایی به دوش کشیده بر حاضرین و آقای رهبر سنگینی کند. لکن چندان فایدهای ندارد. آقا در خلال صحبتهایشان به آن آمار اشاره میکنند و میفرمایند:
«انسان واقعاً خجالت میکشد! وقتی جنس ایرانی میتواند مشکل کشور را برطرف کند، چرا ما اجازه بدهیم، راه را باز کنیم برای اینکه به قیمت به زانو درآمدن سرمایهگذار ایرانی، سرمایهگذار خارجی بهرهمند بشود و پیش برود؟ این ضرر زدن به کشور است؛ این چیز کوچکی نیست؛ این را باید دنبال بکنیم. آنچه من [به آن] تاکید میکنم این است: باید دستگاههای دولتی کمک کنند، موانع را برطرف کنند؛ این موانع گاهی قانون است، قانون را اصلاح کنند؛ بعضی از مقرّرات دولتی است، آنها را تغییر بدهند.»
دست و پنجه نرم کردن با شرکتهای خصولتی و واگذاریهای واقعی و بهادادن به بخش خصوصی از دیگر نکاتی بود یکی از تولیدکنندگان مطرح کردند. حرف یکی از خانمهای فعال اقتصادی که قبل شروع جلسه با او گفتگو میکردم هم همین بود: با وجود اینکه برای محصولمان تاییدیه از آزمایشگاههای بینالمللی داریم اما بخاطر رابطهها و رانتهایی که در واردات این محصول هست به ما به بهانه نداشتن استاندارد کافی اجازه عرض اندام در بازارهای داخلی را نمیدهند.

رهبر انقلاب درباره توصیه کردن و عمل نشدنها فرمودند:
«عرایض فراوانی در زمینهی مسائل بخش خصوصی بنده دارم که سالهای قبل گفتهام و مایل نیستم تکرار کنم. بخش خصوصی احساس کند که پشتش گرم است به کمکهای دولتی؛ احساس کند که مانعتراشی نمیشود و کارش روان و سهل است. دیروز در این نمایشگاه، یک نفر از آقایان به من گفت که سال گذشته من به شما گفتم که برای مجوّز فلان تأسیس مثلاً، سه سال ما را معطّل کردهاند. پارسال این را به من گفت، من هم روز بعدش، مثل امروز، سخنرانی داشتم اینجا، همین را مطرح کردم. گفتم: خب چرا سه سال معطّل میکنید؟ کاری که میتواند در ظرف ده روز، حدّاکثر یک ماه انجام بگیرد، چرا سه سال معطّل میشود؟ حل کنید برود. این آقا دیروز گفت: سه سالِ پارسال با امسال شده چهار سال! یعنی در این یک سال هم انجام ندادهاند.»
همهمهای بین حضار بلند میشود... آقا ادامه میدهند:
«من واقعاً شرمنده شدم. باید اینها را حل کرد. حرف زیاد است؛ حرف میزنیم، میگوییم، تکرار میکنیم، تأکید میکنیم، [ولی] باید عمل کنیم.»
تصور میکنم رهبر انقلاب یک نقشه راه اقتصادی را در این دو روز بصورت مشخص و مبرهن برای همگان ترسیم کردند. بازدید از نمایشگاه دستاوردهای بخش خصوصی و توصیه به مسئولین برای بازدید آن، توصیه به اهالی رسانه برای بازتاب این دستاوردها و مقایسه پیشرفتهای امروز این بخش با پنج سال پیش، تمرکز بر ظرفیتهای داخلی و استفاده از ظرفیتهای مالی بریکس و مراودات مالی با ارزهایی به غیر از دلار، صحیح اجرا کردن سیاستهای اصل ۴۴ و گام برداشتن در راستای تحقق رشد پایدار ۸ درصدی می تواند کشور را در جنگ اقتصادی به نقطه امن برساند. یکی از حاضرین در جلسه که مسئول تجاریسازی ایدههای شرکتهای دانش بنیان و نوآور در حوزه سلامت بود برایم تعریف میکرد: ما حداقل در اداره کل غذا و دارو و تجهیزات پزشکی با مشکل تدوین پروتکلها و استانداردها مواجهیم به گونهای که بعضا برای پروندههای با فناوری بالا (های تک) پروسه اخذ مجوز بعضا تا یکسال یا بیشتر طول میکشد. این ضعفها و خلاها لزوما با رفع تحریم یا رشد سرمایه گذاری خارجی برطرف نمیشود.
آقای نجمینیا بود که بعد از گفتن موفقیتهایشان در مسیر تحقق اقتصاد معدن به جای اقتصاد نفتی، در خلال صحبتهایش به جمله معروف «خدای اقتصاد همان خدای جبهه هاست اگر ما همان رزمندگان باشیم» اشاره کرد و گفت ما و فرزندانمان رزمنده این جبههایم و از تلاشهایش برای افزایش اشتغال و ارزآوری در حیطه معدن گفت. کلامی امیدوار داشت و صدای لرزانش وقتی از حمایتهای شهید رییسی گفت دل بقیه را هم لرزاند. فقط میخواست تا دولت در ارسال بخشنامهها کمی ثبات داشته باشد تا امکان برنامهریزی بلند مدت برای صنعتش وجود داشته باشد و الحق برای کار به این بزرگی، خواستهاش بزرگ نبود.

حذف قیمت گذاریهای دستوری، تسریع در پرداخت مطالبات شرکتهای خصوصی و دانشبنیان از دستگاهها دولتی، ایجاد قوانین تسهیلگر کسبوکار و تناسبسازی قوانین تأمین مالی شرکتهای دانشبنیان در نظام بانکی را میتوان از مهم و پرتکرارترین مسائل مطرح شده دانست و واقعا هیچکدام خواسته نشدنی و محالی نبود و نیست. کمی همت میخواهد و توجه و تمرکز، البته اگر سرعت گیرها بشنوند و عمل کنند! صحبت آقا که به غزه میرسد از پیروزی مقاومت میگویند. انگار این واژه مقاومت و پایداری، اسم رمز هرگونه جنگی ست. چه در عرصههای داخلی و چه عرصه جنگ خارجی.
«این سنّت الهی است؛ باید اینها پیروز میشدند و شدند. هر جا از طرف بندگان خوب خدا مقاومت باشد، پیروزی در آنجا حتمی است. آن متوهّمِ خیالباف اعلام کرد که ایران ضعیف شده؛ آینده نشان خواهد داد چه کسی ضعیف شده.» صدای تکبیر جمعیت در سالن می پیچد و حس غرور و اطمینان از پیروزی آینده ایران مثل رایحهای گرم و آرامبخش برمشام جان حضار مینشیند.
جمله را با خودم تکرار میکنم: این سنت الهی است که هرجا از طرف بندگان خوب خدا مقاومت باشد پیروزی در آنجا حتمی است «و لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَهِ تَبدیلاً» و هرگز براى سنت خدا دگرگونى نیست... موضوع این جمله برای من حالا نه فقط مردم غزه که فعالان و مسئولان اقتصادیاند. تلاش و مقاومت در راه سخت اقتصادی، طبق سنت الهی به پیروزی منجر میشود و شاید فقط همه آن چیزی که باید بدانیم و باور کنیم همین است.