یک کشف خونآلود
وقتی حدود پنج قرن پیش، استعمارگران اروپایی که به مدد انقلاب صنعتی و به قول خودشان عصر رنسانس بساط جهانگشایی به پا کرده بودند و پا به قاره آمریکای امروزی گذاشتند و با کشتار بومیان آنجا پاکسازی نژادی را کلید زدند، شاید کسی در دنیا تصور نمیکرد روزگاری بیاید که رژیمی با عنوان ایالات متحده آمریکا در جهان یکهتازی کند و داعیهدار و پرچمدار حقوق بشر و حفظ کرامت انسان شود؛ اما واقعیت همانی بود که همه دیدند! اشغالگرانی که یک سرزمین مستقل را تصاحبکرده و نام آن را کشف سرزمین گذاشتند، طی دو تا سه قرن با کشتار بومیان محلی و بعدها با راهانداختن نظام بردهداری از میان سیاهان، تلاش کردند تا پایههای تمدن جدیدی را بر مبنای ارزشهای آمریکایی پایهگذاری کنند که حالا در جهان، ادعای سلطهگری و برتریجویی میکند و شعار حقوق بشر سر میدهد: «قاره آمریکا هم صاحبانی داشت، تمدنی داشت، ملتهایی داشت؛ اینها با حیلههای گوناگون ــکه همه اینها در تاریخهای دقیق مشخص است؛ کتاب بخوانید انشاءالله، این حقایق را بیشتر از نزدیک درک کنیدــ فاجعه آفریدند؛ قتل، غارت، کشتار جمعی، شکنجه، فشار، بردهگیری، بردهداری؛ این کارها را غربیها کردند. در این سه قرن، در همان حالی که غربیها در عمل اینجور مشغول جنایت بودند، روشنفکرانشان و متفکرانشان برای دنیا قانون حقوق بشر کشف و وضع میکردند! یعنی این تناقض در عمل و قول، این ریاکاری غربیها [مشهود است]. در عمل آنجور، در زبان اینجور.»
۱۴۰۱/۰۳/۱۴
میوههای تلخ حقوق بشر آمریکایی
حالا پنج قرن از آن روزگار میگذرد و میوههای تلخ شجره خبیثه حقوق بشر آمریکایی در جایجای دنیا خودش را نشانداده و کام مردم جهان را تلخ کرده است. در این میان، مردم مظلوم و در عین حال آزاده ایران، بیش از هر ملت دیگری معنا و مفهوم این مدل عجیبغریب از حقوق بشر را فهمیدهاند. نخستین شرارههای آتش حقوق بشر آمریکایی در یک قرن اخیر، وقتی به خرمن سرمایههای مردم این سرزمین افتاد که رژیم ایالات متحده آمریکا با طراحی کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شاه فراری را به مسند قدرت بازگرداند و دولت ملیگرای آن روز را که بهدنبال ملیکردن صنعت نفت ایران بود، به زیر کشید و تا ۲۵ سال بعد از آن، یعنی تا صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، بر مقدرات مادی و معنوی این ملت خیمه زد. در ادامه، وقتی کاسه صبر مردم این سرزمین لبریز شد و بساط ظلم ۲۵۰۰ساله را برچیدند و تلاش کردند تا خودشان بر سرنوشتشان مسلط شوند، این خیزش عمومی و بنیادی به مذاق حاکمان سلطهگر سرزمین آمریکا خوش نیامد و این بار تلاش کردند تا با قطع یکطرفه روابط سیاسی و اعمال تحریمهای اقتصادی، رگ حیات مردم تازه انقلاب کرده را قطع کنند. این تروریسم اقتصادی، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام علیه ایران اسلامی، با شدت بیشتری ادامه یافت تا جایی که سران دولتهای مختلف آمریکا در سالهای حماسه و خون، از یکطرف تمامقد پشت صدام ایستادند و انواع و اقسام کمکهای نظامی، تسلیحاتی و اطلاعاتی را خرج او کردند تا به گمان خویش، کار ملت ایران را یکسره کند و از طرف دیگر، با شدت بخشیدن به تحریمهای اقتصادی، سعی کردند معیشت و زندگی مردم را با محدودیت مواجه کنند؛ بماند که هدف قراردادن کشتیهای حامل نفت ایران و سکوهای نفتی که شاهرگ اقتصادی ایران آن روز بود نیز، برگ دیگری از پروندهسیاه حقوق بشر آمریکایی را ورق زد. در تمام آن سالها تا امروز، دهها قانون و فرمان اقتصادی از داماتو گرفته تا آیسا و کاتسا و ...، با ظاهری متمدنانه و اتوکشیده از کنگره و دولتهای آمریکا بیرون آمده تا مردم ایران را از حقوق طبیعی و خدادادیشان محروم کند و این بازی همچنان با فریادهای «وا حقوق بشرا» ادامه دارد! اما این همه بازی حقوق بشری آمریکایی نبوده و نیست؛ حمایت مالی و سیاسی از گروهک تروریستی منافقین که بیش از هفده هزار نفر از مردم و مسئولان ایرانی را در دهه ۶۰ و بعد از آن، ترورکرده و به خاک و خون کشیدند، برگ سیاه دیگری از این پرونده است. این نمایش علنی وقاحت همچنان ادامه دارد و یکی از تازهترین موارد آن، حضور اخیر مایک پنس، معاون دونالد ترامپ در گردهمایی اعضای گروهک تروریستی منافقین در آلبانی و دیدار وی با سرکرده این گروهک بوده است. هدف قراردادن هواپیمای مسافربری ایرانی بر فراز آبهای خلیج فارس در تیرماه ۱۳۶۷ و شهادت مظلومانه ۲۹۰ مسافر بیگناه و اعطای مدال شجاعت به فرمانده ناو وینسنس، تحریم داروهای بیماران خاص و نقشآفرینی در ترور دانشمندان هستهای این سرزمین، میوههای تلخ دیگری از درخت حقوق بشر آمریکایی و غربی است؛ اما نماد بارز حقوق بشر آمریکایی کمک به صدام و حمایت از تروریسم علیه ملت ایران بوده است: «پشتسر صدام چه کسی بود؟ آمریکاییها بودند، غربیها بودند، همان کسانی بودند که بمبهای شیمیایی را به او دادند ... از هفتم تیر تا دوازدهم تیر شما ببینید چقدر ترور، قتلعام و کشتار [انجام شد]؟ ... اگر طراح این حوادث هم سرویسهای امنیتی آمریکا و غرب نبودند، حداقل کمککننده بودند؛ حداقل تشویقکننده بودند.»
۱۳۹۴/۰۴/۰۶
ترور وقیحانه و ناجوانمردانه سردار ملت ایران و امت اسلامی، حاج قاسم سلیمانی، که قهرمان مبارزه با تروریسم بود و نیز اعمال تحریمهای ظالمانه در عرصه داروها و واکسن کرونا، در زمره تازهترین موارد پرونده سیاه و نمایش دروغین حقوق بشر آمریکایی محسوب میشود.
جهان اسلام؛ صحنه نمایش دروغ حقوق بشری یانکیها
سیاهه جنایات ضدبشری رژیم ایالات متحده آمریکا به ایران اسلامی محدود نبوده و نیست. نگاهی به کشورهای مختلف جهان اسلام بهویژه از دوران بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون، این حقیقت را یادآوری میکند که دولت آمریکا برای حفظ منافع نامشروع خود و متحدانش، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و نمیکند. حمایت سیاسی علنی و آشکار از ۷۰ سال اشغالگری و جنایت رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین و فشار بر گروههای مبارز و آزادیخواه فلسطینی برای تندادن به پیمانهای بهاصطلاح صلح، بهموازات حمایت مالی از این رژیم اشغالگر و نامشروع، بارزترین صحنه نقض حقوق بشر توسط آمریکا در جهان اسلام است.
در یک دهه اخیر نیز رژیم آمریکا با هزینه هفت تریلیون دلاری برای ایجاد و تقویت گروههای تروریستی و تکفیری نظیر داعش که بهراحتی سر میبُریدند و آتش میزدند و میکشتند، تلاش کرد تا افکار عمومی منطقه و جهان را از جنایات صهیونیستها و خطر ناشی از آنها، منحرف کند؛ حالا و با ناکامماندن توطئه تکفیریها در عراق و سوریه، تلاش میکنند تا با انتقال سران باقیمانده داعش به پاکستان و افغانستان، آنهم با هواپیماهای مجهز آمریکایی، آسیای میانه را هم به صحنه نمایش حقوق بشر آمریکایی تبدیل کنند! بماند که اشغال افغانستان و عراق در ۲۰ سال اخیر و جنایت و کشتار مردم در این کشورها با بهانههای نخنما نیز قصه پرغصه دیگری از این سیاهه جنایت است: «من تعجب میکنم، آمریکاییها خجالت نمیکشند اسم حقوق بشر را میآورند؟! هرکس دیگری در دنیا ادعا بکند طرفداری از حقوق بشر را، دولتمردان آمریکا دیگر نباید این ادعا را بکنند، با این همه فضاحتی که در کارنامه آنها نسبت به حقوقبشر هست ... زندان گوانتانامو را همه میدانند، زندان ابوغُریب عراق را همه میدیدند، شرکت بِلَک واتر را همه دیدند، حمله به کاروانهای عروسی افغانها را دیدند، کمک به تروریستهای نامدار که افتخار میکنند به تروریست بودن خودشان را همه دیدند ... باز میگویند حقوق بشر و خجالت هم نمیکشند!»
۱۳۹۲/۱۱/۲۸
مکری که باید افشا شود
در چنین شرایطی باید «ادعاهای دروغ شیطان اکبر را افشا کنیم. شیطان اکبر آمریکاست؛ اینها ادعاهای دروغی دارند، این ادعاها باید افشا بشود. یکی از این ادعاها مسئله حقوق بشر است. ضدحقوق بشرند و از حقوق بشر دَم میزنند و مدام نام حقوق بشر را میآورند و آن را مطرح میکنند، درحالیکه کارهایی که اینها میکنند ضدحقوق بشر است ... علیه آفریقا، علیه نژادها، علیه آمریکای لاتین، علیه همه مردم، علیه مسلمانها، علیه همهچیز حرف میزنند؛ یعنی علیه حقوق بشر اقدام میکنند، اما پرچم دفاع از حقوق بشر را دست میگیرند. این را باید افشا کرد؛ این دروغ بزرگی است که باید افشا بشود.»
۱۳۹۶/۱۰/۲۶