آرمانِ انقلابیِ ملت ایران
انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید، شاید برای برخی تصورش هم دشوار بود که بعضی از بندهای قانون اساسیِ نظام جدید کمتر از نیمقرن بعد تحققِ عینی پیدا کند. انقلابی که به رهبری امام خمینی به پیروزی رسیده بود در پی آن بود که افق تازهای را پیش روی دیگر جوامع ترسیم کند. آرمانِ کمک به مظلومین عالم و مقابله با زورگوییهای سلطهگران آنقدر از نگاه انقلابیون مسلمان ایرانی مهم و شیرین بود که در متن مقدمه قانون اساسی نظام جدید به آن اشاره شده است."قانون اساسی با توجه به محتوای اسلامی انقلاب ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین بود زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم میکند؛ بهویژه در گسترش روابط بینالملی، با دیگر جنبشهای اسلامی و مردمی میکوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند. (إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد."در حقیقت، «یکی از کارهای بزرگ انقلاب اسلامی همین است که یک هویتی برای ملت تعریف کرد و بر آن پافشاری کرد؛ منافع ملی را بر اساس آن استخراج کرد و استنباط کرد و ترسیم کرد و تصدیق کرد و دنبال کرد.» ۱۳۹۶/۳/۲۲
سیاستِ قطعی و آشکار ایران
مشغولکردن نظام جدید ایران به انواع و اقسام توطئهها -از حمله مستقیم نظامی در صحرای طبس که ناکام ماند تا طراحی کودتا برای براندازی این حکومت جوان و انواع توطئههای تجزیهطلبانه- به این دلیل بود که حکومت اسلامی جوان، شعارها و آرمانهایی برای خودش انتخاب کرده بود که با منافع اردوگاه استعمار و استکبار سازگار نبود. به همین علت هم بود که بعد از امتحانکردن همه این راهها در نهایت صدام بعثی را به جان ملت ایران و انقلاب تازه به پیروزی رسیده انداختند تا شاید با مواجهکردن جمهوری اسلامی با تهاجم دشمن خارجی، او را از آرمانهای بلندی که هدف قرار داده بود منصرف کنند؛ اما درست در همان سالهایی که استکبار تصور میکرد فشارهای خُردکنندهای به جمهوری اسلامی وارد آورده تا او را وادار به تجدیدنظر در آرمانهایش کند، بنیانگذار جمهوری اسلامی موضع دیگری داشت: "ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بینالملل اسلامیمان بارها اعلام نمودهایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کمکردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم ... ما درصدد خشکانیدن ریشههای فاسد صهیونیزم، سرمایهداری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفتهایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیدهاند نابود کنیم و نظام اسلامِ رسولالله را در جهان استکبار ترویج نماییم. دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی و مصونیت کارگزاران آمریکایی، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیری میکنیم." ۱۳۶۷/۴/۲۹ این سیاست اصولی امام خمینی در سالهای بعد هم با قوت توسط حضرت آیتالله خامنهای ادامه پیدا کرد: «صریح میگوییم. ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجهاش هم پیروزی جنگ سیوسه روزه و پیروزی جنگ بیستودو روزه بود. بعد از اینهم هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه و مقابله کند، ما پشتسرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابایی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است.» ۱۳۹۰/۱۱/۱۴ حضور در صحنه دفاع از مسلمانان بوسنی در دهه ۷۰، سردستگرفتنِ آرمان فلسطین و حمایت از جبهه مقاومت در فلسطین و لبنان علیه دشمن اشغالگرِ صهیونیستی، دفاع از سوریه بهعنوان عقبه مقاومت در منطقه در برابر فشارهای رژیم صهیونیستی و فتنههای یک دهه اخیر که در پی براندازی و تجزیه این کشور بودند، حمایت از ملت و حاکمیت عراق در برابر فتنهانگیزیهای تکفیریها و حامیان غربیشان، حمایت از ملتهای مستقل و مستضعف و آزادیخواه منطقه مانند مردم یمن و در نهایت هم بسط و گسترش و حمایت از هر دولت و ملت آزاده در دنیا که در دوگانه استکبار و استضعاف، علیه نظام سلطه با جمهوری اسلامی ایران هماردوگاه محسوب میشوند، جلوههایی از تحقق این آرمان انقلابی طی این سالها بوده است.
سیاستی در خدمتِ تأمینِ منافع ملی
اما نکته مهم و اصولی اینکه این اقدامات صرفاً برخاسته از یک موضع ایدئولوژیک نیست و برای ملت ایران و نظام اسلامی نتایج و دستاوردهای عینیِ مشخصی به بار آورده و در جهت تأمین منافع ملی و امنیت ملی ایران ثمربخش بوده است. فارغ از مسئولیت مکتبی و دینی، تجربه انقلاب اسلامی بهروشنی نشانداده که هزینه مقاومت در برابر زیادهطلبی و سلطهطلبی دشمن برای هر ملت و دولتی که سودای استقلال در سر دارد بهمراتب کمتر از سازش با نظام سلطه است. حمایت علنی، رسمی و صریح جمهوری اسلامی ایران از ملتهای عراق و سوریه و رشادتهایی که حاجقاسم سلیمانی در بسیج مردم علیه داعش و دخالت آمریکاییها ایجاد کرد، علاوه بر ادای تکلیف دینی و اسلامی، موجب خشکاندن فتنهای شد که در صورت قدرتگرفتن میتوانست تهدیدهای جدی علیه منافع ملی میلیونها ایرانی ایجاد کند؛ محور مقاومت اینبار نه در مرز ایران یا در همدان و کرمانشاه که در کیلومترها آنطرفتر، نقشه مرتجعین عبری و عربی را نقشبرآب کرد. در واقع، حمایتِ جمهوری اسلامی از گروههای مقاومت اعم از شیعه و سنی که به آرمان فلسطین متعهدند، امنیت ملی ما را در مقابل سیاستِ توسعهطلبانه و تجاوزگرایانه آمریکا و اسرائیل کیلومترها دورتر از مرزهای رسمیمان تأمین کرده است.
در نمونهای دیگر، هنگامی که در پی تحریمهای آمریکا، مردم ایران تحت فشار شدید سیاسی و اقتصادی قرار گرفته بودند، ونزوئلا -دیگری کشوری که مواضع ضدآمریکایی و ضدصهیونیستیاش او را به ایران نزدیک کرده بود- وارد میدان شد. این کشور در مجامع بینالمللی در کنار دیگر کشورهای مسلمان که مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران قرار دارند، در برابر زیادهخواهیهای آمریکا، در کنار ایران قرار گرفته است. فروش محمولههای نفت به این کشور علاوه بر آنکه موجب امتدادِ عمق ما در آمریکای لاتین شد، نوعی فرصت و منفعتِ اقتصادی هم برای کشور و ملت به ارمغان آورد. این مهم در شرایطی بود که بهدلیل فشارهای آمریکا و متحدان غربیاش، ایران با محدودیتهای جدی و بیسابقه برای صادرات نفتی و کسب درآمد ارزی روبهرو بود. این ثمرات و موفقیتها در تجربه عینی و ملموس ثابتکرده «مقاومت قدر و منزلت و لیاقت یک ملت و کشور و رهبران آن کشور را ارتقا میدهد.» ۱۴۰۱/۳/۳
جمهوری اسلامی ایران در عمل نشانداده که همواره در امتداد گفتمانِ مقاومت پای کار حمایت از کشورهای مسلمان، ملتهای ستمدیده و گروههای آزادیبخش و مبارزِ ضداستکباری و ضدصهیونیستی ایستاده است. این همان سیاست راهبردیای است که بار دیگر رهبر انقلاب در دیدار اخیر با رئیسجمهور ونزوئلا بر آن تأکید ویژهای کردند: «جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که در مواقع خطر، خطر میکند و دست دوستان خود را میگیرد.» ۱۴۰۱/۳/۳ البته این موضوع در فرجام آنهایی که در نقطه مقابلِ این رویکرد، بر روی دیوار آمریکا و غربیها، یادگاری نوشتند از محمدرضا پهلوی، قذافی، حسنی مبارک و صدام تا برخی ولیعهدهای جوان که آمریکا آنان را گاو شیرده توصیفکرده، نمایان است: «نوکری کسی مثل حسنی مبارک نسبت به آمریکا، نتوانست یک قدم مصر را بهسمت شکوفایی پیش ببرد ... یعنی آمریکاییها بهخاطر این نوکری، پاداش هم ندادند.» ۱۳۸۹/۱۱/۱۵ «رژیم پهلوی در مقابل آمریکا تسلیم بود -خیلی اوقات هم ناراحت و ناراضی بودند، اما تسلیم بودند، میترسیدند- هم نفت میداد، هم پول میداد، هم باج میداد، هم توسری میخورد! امروز دولت سعودی هم همینجور است؛ هم پول میدهد، هم دلار میدهد، هم بر طبق خواست آمریکا موضعگیری میکند، هم توهین میشنود؛ به او میگویند «گاو شیرده»! هزینه سازش، هزینه تسلیم، هزینه عدم مقاومت، از هزینه مقاومت بهمراتب بیشتر است؛ هزینه مادی هم دارد، هزینه معنوی هم دارد.» ۱۳۹۸/۳/۱۴