others/content
نسخه قابل چاپ

|یادداشت|

جنگی که بود، جنگی که هست

 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با اشاره به اینکه ما امروز در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم تأکید کردند: «جبهه‌ی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی می‌بینیم دشمن به یک نقطه‌ای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد.» ۱۴۰۴/۱۰/۲۰
رسانه‌ KHAMENEI.IR به همین مناسبت در این یادداشت به بررسی جنگ رسانه‌ای و شناختی دشمن و ضرورت آرایش تبلیغاتی منسجم پرداخته است.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif بیانات رهبر انقلاب درباره ماهیت تقابل رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمن، واجد اهمیت دو چندان است؛ نه از آن جهت که هشدار تازه‌ای است، بلکه از آن رو که نوع جنگ به‌صراحت نام‌گذاری شده است. آنچه ایشان ترسیم می‌کنند، عبور دشمن از امکان تصرف نظامی و تمرکز بر تغییر ذهن، ادراک و نظام معنایی جامعه است. در این چارچوب، رسانه دیگر ابزار پشتیبان نیست، بلکه خودِ میدان نبرد است.

تأکید رهبر انقلاب بر گستردگی جبهه دشمن در جنگ تبلیغاتی و معنوی، ناظر به واقعیتی است که در ادبیات جنگ‌های نوین از آن با عنوان «جنگ شناختی» یاد می‌شود؛ جنگی که در آن، هدف بازتعریف معنا، جابه‌جایی مرجعیت و تغییر چارچوب‌های تفسیری است. دشمن، به این جمع‌بندی رسیده است که اگر بتواند دل‌ها و فکرها را دگرگون کند، نیازی به درگیری سخت نخواهد داشت.

در همین بستر است که مفهوم «آرایش تبلیغاتی» اهمیت راهبردی و ویژه‌ای پیدا می‌کند. به‌کارگیری این واژه، صرفاً یک تشبیه کلامی نیست، بلکه انتقال یک منطق عملیاتی از میدان نظامی به میدان رسانه است. آرایش، به‌معنای سازماندهی نیروها براساس شناخت دشمن، تمرکز تهدید و هدف عملیات است. اگر این منطق را به حوزه تبلیغات تعمیم دهیم، روشن می‌شود که تولید پراکنده محتوا، واکنش‌های موردی و فعالیت‌های جزیره‌ای، حتی اگر پرحجم باشند، نمی‌توانند جایگزین آرایش مؤثر شوند.

نخستین مسئله ساختاری در وضعیت کنونی رسانه‌ای کشور، تقلیل جنگ تبلیغاتی به سطح اطلاع‌رسانی است. در حالی که دشمن پیش از خبر، به تولید کلیدواژه و چارچوب معنایی می‌پردازد، بخش قابل توجهی از کنش رسانه‌ای داخلی همچنان در مدار پاسخ‌گویی، تکذیب و دفاع می‌چرخد. این همان وضعیتی است که رهبر انقلاب نسبت به آن هشدار می‌دهند؛ دفاع لازم است، اما کافی نیست.

مسئله دوم، فقدان فرماندهی معنایی و انسجام روایی است. تعدد رسانه‌ها و کنشگران، بدون نقشه جامع روایت، به پراکندگی پیام و کاهش اثرگذاری منجر شده است. در چنین شرایطی، نه اولویت‌ها روشن است و نه نسبت هر رسانه با هدف کلان مشخص. این وضعیت، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، حاصل فقدان سازماندهی و تقسیم نقش است.

مسئله سوم، خطای تشخیص کانون حمله دشمن است. رهبر انقلاب به‌روشنی تصریح می‌کنند که معارف اسلامی، شیعی و انقلابی هدف اصلی تهاجم تبلیغاتی است. با این حال، پاسخ رسانه‌ای غالباً در سطح منازعات سیاسی و خبری روزمره متوقف می‌ماند و کمتر به مواجهه فعال با جنگ معنا و هویت می‌پردازد. این جابه‌جایی میدان، عملاً به نفع دشمن تمام می‌شود.

در کنار این‌ها، نوعی محافظه‌کاری ساختاری در تهاجم رسانه‌ای نیز قابل مشاهده است. توصیه صریح رهبر انقلاب به هجوم به نقاط ضعف دشمن، هنوز به یک دکترین عملیاتی منسجم تبدیل نشده و اغلب در حد اقدامات پراکنده باقی مانده است. نتیجه این احتیاط، تثبیت جایگاه دشمن در موضع داوری و نگه‌داشتن خودی در موضع دفاع است؛ وضعیتی که در منطق جنگ تبلیغاتی، به فرسایش تدریجی قدرت روایت منجر می‌شود.

اگر قرار است مفهوم آرایش تبلیغاتی از سطح توصیه به سطح اجرا منتقل شود، چند الزام بنیادین باید مورد توجه قرار گیرد. نخست، بازتعریف مأموریت رسانه از انتقال خبر به مدیریت معنا و ادراک است؛ هر کنش رسانه‌ای باید در نسبت با تقویت یا تضعیف یک چارچوب معنایی سنجیده شود. دوم، استقرار ساختارهای رصد و هدایت روایت، با کارکرد تصمیم‌سازی رسانه‌ای، ضروری است؛ ساختارهایی که بتوانند نظم دشمن، محورهای حمله و کلیدواژه‌های غالب را به‌صورت مستمر شناسایی کنند.

هم‌زمان، گذار از دفاع واکنشی به حمله روایت‌محور باید به‌عنوان یک اصل پذیرفته شود؛ حمله‌ای مبتنی بر افشای تناقض‌ها، بحران‌های اخلاقی و شکاف‌های معنایی جبهه مقابل، نه در قالب شعار، بلکه در چارچوب روایت‌های مستمر و طراحی‌شده. در این میان، بازآفرینی معارف اسلامی و انقلابی در قالب‌های نوین رسانه‌ای، به‌منظور تقویت قدرت نرم، اهمیتی مضاعف دارد؛ چراکه دقیقاً همان نقطه‌ای است که دشمن آن را هدف گرفته است.

بیانات رهبر انقلاب را نباید به‌عنوان توصیه‌ای کلی، بلکه باید به‌مثابه نقشه راه سیاست رسانه‌ای در شرایط جنگ معنا تلقی کرد. میدان تغییر کرده، ابزار تغییر کرده و معیار پیروزی نیز تغییر یافته است. در چنین وضعیتی، فقدان آرایش تبلیغاتی، نه یک ضعف مقطعی، بلکه زمینه‌ساز شکست تدریجی در ساحت ادراک عمومی است.
....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی