
در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. زکریا اخلاقی از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
باشد... ولی این جادهها، این جادههای تشنه در رنج است
این قریههای خسته دور از صحبت خوشبوی نارنج است
حالا همین انسان که روزی تا صفای سیبها میرفت
در قبض و بست لحظهها درگیر خواهشهای بغرنج است
دیریست آن الهامهای تازه هم بر در نمیکوبند
در این هبوت بیغزل عالم نفسگیر و دَم آهنج است
این زندگیهای ملالانگیز از عرفان و گل خالیست
دنیا مجال مصلحتاندیشی مردان شطرنج است
گل بود، ایمان بود، دریا بود، طوفان و تماشا بود
حالا ولی در ذهنها رؤیای کمرنگی از آن پنج است
آن دستهایی هم که در کار شهود آنگونه گل میکرد
در غفلت مردابهای بیترنم تا به آرنج است
با این همه انسان به سمت ارغوانها بازخواهدگشت
آن سوی این ویرانگیها وسعتی لبریز از گنج است
بادی میآید سبز، مردان قدیم قریه میگویند
فردا تمام جادهها در سایۀ سرشار نارنج است
فردا کسی از فصل گلهای سپید یاس میآید
و میبرد تا سبزها روح کبودی را که در رنج است
شاعر به سمت تپهها برگرد و گلها را مواظب باش
حالا تمام حرفهایت خالی از الفاظ بغرنج است