
در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. عباس حداد کاشانی از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
چو بر گاه عزّت نشستی امیرا
رعیت نعیماً و ملکاً کبیرا
ایا مالک ای مالک ملک عزّت
به مصر ار کند رو بِهی رو بِهی را
تو با او به عزّت گرای و به حرمت
خط عفو زن بر خطایش خطیرا
به جز حق مکن تکیه بر تکیهگاهی
عصا ربک کان خیراً ظهیرا
تو ای آهنینتن از آن بار سنگین
که حق است هرگز مشو رنجه، زیرا
بدیع السموات و الارض حیٌ
و کان بما تعملون خبیرا
مشو رنجه، ان مع العسر یسرا
دلیرا همی خواه روشندلی را
چو بر سلطۀ سلطنت خیره ماندی
مکن بد که ظلم است اثماً کبیرا
چو گندمنمای دنی جو فروشد
بگو تا که مقبون نسازد کسی را
و جِرم صغیرُ و جُرم کبیرٌ
و مأواُ نار و سائت مصیرا
فویل لهو سوف یدعوا صبورا
و یسرا سعیراً و یوماً اسیرا
هنا قال ان عدتم عدنا
فهذا جحیم و للکافرین حصیرا
ففروا الی اللّه یا معشر الناس
لقد کان خیر لکم مستطیرا
چنان کن که «حداد» بهرت نباشد
و یوم عبوسا و لا قمطریرا
من از ضم، منظّم کنم گر کتابی
فقد صار مسوای ناراً سعیرا
درود آر بر والدینم درود آر
الهی کما ربیانی صغیرا
ز دو یای مجهول عذرم پذیرید
که بینم بصیراً در این فن بسی را