
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در روز ۱۳۹۶/۶/۳۰ که در پایان سومین اجلاسیهی پنجمین دورهی مجلس خبرگان رهبری برگزار شد، با اشاره به جایگاه استثنائی و بینظیر مجلس خبرگان رهبری در ساختار سیاسی کشور، انجام یک کارکرد مهم از سوی این نهاد قانونی را خواستار شدند و فرمودند: «به نظر بنده میتوان به این مجلس امید بست برای یک کار مهمّ دیگر و آن عبارت است از نگاهِ کلان و راهبردی به انقلاب و مسیر انقلاب. ما دستگاهی برای این کار نداریم. البتّه جزو وظایف رهبری است و تا حدّ ممکن تلاش شده که این کار انجام بگیرد، لکن دستگاهی برای این کار نداریم... یک مرکزی لازم است که این نگاه را داشته باشد.» رهبر انقلاب در ادامه، وجود این مرکز و انجام مطالعات در این زمینه در ذیل مجلس خبرگان را مقدمهی شکلگیری مطالباتی اساسی و مهم از رهبری، قوای سهگانه و سایر دستگاهها و نهادها در کشور خواندند.
گفتار زیر از حجتالاسلام والمسلمین دکتر علی ذوعلم ، معاون پژوهش و آموزش مؤسسهی پژوهشی - فرهنگی انقلاب اسلامی، به تشریح ابعاد مختلف این بیان رهبر انقلاب پرداخ ته است.
توقع از خبرگان رهبری برای پُر کردن یک خلأ مهم
رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با خبرگان رهبری، بحثی را با اعضای این مجلس مطرح کردند و آن اینکه خبرگان رهبری برای بررسی مسیر موفقیتها یا عدم موفقیتهای انقلاب، باید تأملات پژوهشی، علمی و اندیشهای انجام دهد تا بتواند موانع و راهکارها را به دست بیاورد و بیشتر به صورت گفتمانی و در یک مواردی هم ممکن است به صورت حقوقی، برطرف شدن موانع یا اعمال راهکارها را از نهادهای ذیربط آن مطالبه کند. این یک توقعی بود که رهبر انقلاب در این دیدار مطرح کردند.
مشابه این توقع را رهبر انقلاب با سایر نهادها و دستگاهها هم کموبیش مطرح کردهاند؛ مثلاً در دیدار با دانشگاهیان در ماه رمضان امسال این را مطرح کردند که دانشگاهها باید به بررسی علل ناکامی جامعه در برخی از زمینهها بپردازند و آن را تبیین کنند؛ مثال زدند که اقتصاد مقاومتی مطرح شده و همه هم قبول کردند ولی بهصورت جدی تحقق پیدا نمیکند، باید دانشگاهها پژوهش کنند و علل را به دست بیاورند. یا اینکه در جمعهای دانشجویی و در جمعهای نخبگانی، شبیه این توقع را آقا مطرح کردند. در یک نگاه کلان میشود گفت اساساً انتظار رهبر انقلاب از نخبگان جامعهی حوزه و دانشگاه و مراکز پژوهشی این است که این کار را انجام بدهند.
دو پرسش مهم: چرا رهبر داریم؟ چرا خبرگان رهبری داریم؟
اگر بخواهیم از زاویهی محتوایی و ماهوی به این مسئله بپردازیم، من فکر میکنم لازم است ابتدا به دو سؤال مهم جواب دهیم. اگر ما به این دو سؤال خوب بیندیشیم معلوم میشود که این توقع و انتظار رهبر انقلاب از خبرگان رهبری جایگاهش کجاست.
پرسش اول این است که اساساً فلسفهی پیشبینی وجود رهبری و جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی چه بوده است؟ چه انتظاری از رهبری انقلاب وجود داشته است؟
پرسش دوم هم این است که فلسفهی وجودی خبرگان رهبری در قانون اساسی چیست و این نهاد برای چه پیشبینیشده است؟
در پاسخ به پرسش اول باید گفت که به نظر میرسد بهخاطر اینکه نظام جمهوری اسلامی یک نظام برآمده از انقلاب اسلامی است و آرمانها و اهدافی در آن انقلاب پیشبینی شده که این نظام باید آن اهداف را دنبال کند -کمااینکه در مقدمهی قانون اساسی به صراحت این بحث مطرح شده و در اصول مختلف آن، این توقعات و انتظارات مطرح شده است مثل اصل سوم قانون اساسی که وظایف حاکمیت را مشخص کرده- رهبری انقلاب در نگاه کلان، مسئولیت پیگیری و تحقق این آرمانها را بر عهده دارد. شرایطی هم که برای رهبری انقلاب در قانون اساسی مطرح شده، ناظر به این است که این توانمندی در رهبر انقلاب وجود داشته باشد که این وظایف انجام شود. بنده میخواهم این نکته را عرض کنم که اگر شرط عدالت، شجاعت، فقاهت، توانمندی، تجربهی سیاسی و ازاینقبیل در رهبری به صراحت یا تلویحاً در قانون اساسی مطرح شده است، اینها شرایطی است که بدون وجود آنها در یک فرد، این رسالت در او قابل تحقق نیست. در حقیقت رسالت رهبری، پاسداری از ارزشها و آرمانهای انقلاب و تحقق آرمانها در مسیر آنچه که مردم در طول انقلاب مطالبه کردند و در قانون اساسی تثبیت شده، است.
فلسفهی وجودی خبرگان رهبری هم این است که ضمانتی باشد برای اینکه این وظیفهی مهم از سوی رهبری بهدرستی انجام شود؛ یعنی اگر در قانون اساسی مطرح شده که نظارت بر استمرار و تداوم شرایط رهبری، و همچنین تعیین رهبر در موقعی که باید رهبر تعیین شود از وظایف خبرگان رهبری است، این بهخاطر آن است که هدف و کارکرد رهبری تحقق پیدا کند. بنابراین فلسفهی وجودی خبرگان رهبری این است که آن هدف و مقصدی که از جایگاه رهبری در قانون اساسی پیشبینی شده، بهدرستی و بهخوبی تحقق پیدا کند.
پیششرط اصلی نظارت خبرگان بر رهبری
خب چگونه خبرگان رهبری میتواند این کار را انجام دهد؟ ما ممکن است به دوگونه با این سؤال برخورد کنیم؛ یک برخورد کاملاً فردی و مقطعی و مکانیکی با این مسئله بکنیم؛ یعنی بگوییم بله، خبرگان رهبری باید هر شش ماه یکبار جلسهای تشکیل دهد تا بداند آن شرایط عدالت، شجاعت، فقاهت و ازاینقبیل هنوز باقی هست یا خیر. ولی یک نوع برخورد، برخورد فرایندی است؛ برخورد عمیق با این مسئله است؛ یعنی شرط اینکه و مقدمهی اینکه یا لازمهی اینکه خبرگان رهبری بتواند وظایف خودش را بهصورت عمیق انجام دهد، این است که روند جامعه را بررسی کند، اهداف و آرمانهای انقلاب را دائماً در نظر داشته باشد و ببیند که چه مقداری این روندِ حرکتِ انجامشده، بر آن اهداف منطبق بوده است؟ اینکه ما هنوز به عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی نرسیدیم، خیلی مسئلهی واضحی است؛ اینکه ما در اقتصاد به قدرت خرید مردم و حفظ قدرت پول ملی هنوز نرسیدیم و این ضربهی زیادی به بدنهی جامعه وارد کرده، مسئلهی بسیار مهمی است؛ یا اینکه هنوز روندها و فرایندها و نگرشهای غربی در جامعهی ما جریان دارد و بعضی از لایهها را تحت تأثیر خودش قرار میدهد -علیرغم اینکه یکی از شعارهای انقلاب ما فاصله گرفتن از فرایند تفکر غربی است- یک بحث بسیار مهم است.
من فکر میکنم اگر ما به فلسفهی وجودی خبرگان رهبری توجه کنیم که احراز آن شرایط در رهبر و انتخاب رهبری است که بتواند آن آرمانها را محقق کند، پس این مجلس خبرگان باید بتواند آن آرمانها را شناسایی کند و در ضمن واقعیات جامعه را درک کند، نقاط ضعف و قوت را استخراج کند و در نهایت به یک راهحلها و راهکارهایی برسد و آن را ارائه دهد. به نظر میرسد این ظرفیتی که رهبر معظم انقلاب برای خبرگان رهبری ایجاد کردند، این ظرفیت بهصورت بالقوه در رسالت خبرگان رهبری وجود داشته و این با بیان ایشان یک فعلیتی پیدا کرده که البته وظیفهی سنگینی است بر دوش خبرگان رهبری و این وظیفه ایجاب میکند همهی مراکز دستگاهها، پژوهشگران، نخبگان و دلسوزان جامعه به خبرگان رهبری کمک کنند که بتوانند این کار را بهدرستی انجام دهد و خروجی این کاری که خبرگان رهبری انجام میدهد، مطالبههایی است که از دستگاههای مختلف شکل میگیرد که این مطالبهها ممکن است بخشی به تعبیر خود مقام معظم رهبری، ناظر به عملکرد ایشان باشد، بخشی ناظر به عملکرد قوای سهگانه و بخشی ناظر به دستگاههای دیگر کشور باشد.
قانون، کار را به خود خبرگان سپرده است
برخی دربارهی قانونی بودن انجام چنین نظارتی از سوی مجلس خبرگان اشکال میکنند درحالیکه این اشکال وارد نیست. در اصل ۱۰۸ قانون اساسی دربارهی چگونگی انجام وظایف خبرگان رهبری و مسائل دیگر آمده است: «قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آئیننامهی داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید بهوسیلهی فقهای اولین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آراء آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هرگونه تغییر و تجدیدنظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است.» بنابراین طبق این اصل، مجلس خبرگان میتواند هرگونه مقرراتی که مربوط به ایفای وظیفهی نظارتی آنان مبنی بر استمرار صفات ذکرشده در قانون اساسی برای رهبری است، خودش وضع نماید.
از این منظر مجلس خبرگان رهبری برای اینکه بتواند نقش خود را بهخوبی ایفا کند حتماً نیاز دارد چگونگی ایفای این نقش را به کارشناسی بگذارد، رویش تأمل کند، از نظرات و دیدگاههای نخبگان مراکز پژوهشی و تحقیقاتی استفاده کند، آن پژوهشهایی که در این زمینه شده است را بررسی کند و در نهایت اگر به جمعبندی رسید، نهادسازی کند؛ آن نهادسازی هم نه اینکه در قالب یک دستگاه عریض و طویل تحقیقاتی و پژوهشی، بلکه در قالب یک مجموعهی چابک برای اندیشهورزی در قالب یک اندیشکده یا اندیشگاه که بتواند از همهی ظرفیت علمی پژوهشی و تخصصی کشور در این راستا استفاده کند. این ظرفیتسازی یک اقدامی است که به نظر میرسد بسیار باید مورد استقبال قرار گیرد.
ارتقای نهاد مجلس خبرگان و افزایش انتظارات
از سوی دیگر تحقق چنین نقشی در خبرگان رهبری، مجلس خبرگان را از یک نهاد بسیار باظرافت، متعالی و بلندمرتبه در نظام جمهوری اسلامی که درعینحال کارش یک وظیفهی مقطعی است، به یک نهاد دارای نقش فعال مستمر در جامعه تبدیل خواهد کرد؛ یعنی انتظار جامعه به این ترتیب از خبرگان ارتقا خواهد یافت. یعنی از امروز هر فرد و هر مجموعهی دلسوز و صاحبنظری از خبرگان رهبری بهعنوان یک نهاد شناسنامهدار منتخب مردم انتظار دارد که به یک رصدگری عمیق از جریان عمومی در جامعه بپردازد و این را بهعنوان یک مسئولیت بهعهده بگیرد.
در واقع حضرت آقا دارند با این کار، خبرگان رهبری را در خود رهبری شریک میکنند؛ یعنی میخواهند رهبری را از حالت فردی خارج کنند تا خبرگان رهبری یک بخشی از وظایف رهبری را به عهده بگیرد. این خیلی خوب است. فکر میکنم این کار یک مرحلهی پیشرفت در تعمیق مردمسالاری است؛ یک نوع ارتقای عقلانیت نظام تلقی میشود؛ ایجاد یک بستری برای اینکه جامعه بهخصوص جامعهی نخبگانی ما و منتقدان و معترضان بتوانند یک مخاطب پیدا کنند برای اینکه اشکال را مطرح کنند و ظرفیت بسیار مناسبی برای اصلاح و ارتقای جامعه فراهم بیاید. آن مخاطب، خبرگان رهبری است؛ یعنی یک مجموعهی منتخب مردم که نمایندگانشان در سراسر کشور در دسترس هستند و هموطن ما در هر استان هر وقت اراده کند میتواند برود سراغ نمایندهی خودش در خبرگان رهبری و این مطالبهاش را با او مطرح کند.
توقع جدید از مجلس خبرگان، خواسته مردم است
بخش عمدهای از این توقع و خواستهی رهبر انقلاب در قالب گفتمانسازی تحقق پیدا میکند و به همین جهت من عرضم این است که از همین الان باید رسانهها، صداوسیما و ازاینقبیل، اصل این مسئله را به بحث بگذارند. متأسفانه یک نوع محافظهکاری در صداوسیما و رسانهی ملی وجود دارد که وارد این عرصهها نمیشوند؛ چه اشکالی دارد یک میزگردی برای همین مسئله بگذارند، کسانی که موافقند یا مخالفند، برداشتهای مختلف راجع به این توقعی که آقا مطرح کردند را رویش بحث کنند؛ جامعه در جریان قرار بگیرد. تلقی من این است که این توقع حضرت آقا از خبرگان رهبری مطالبهی کلیت جامعه است؛ یعنی امروز جامعه به منِ طلبه که برمیخورَد میگوید: کجاست عدالتی که میگفتید؟ پس کجاست آن تدین؟ چرا اوضاع احوال اینگونه است؟ بنابراین بخش عمدهی این کار گفتمانسازی است ولی لازمهی این گفتمانسازی بحثهای علمی است.
حضرت آقا یک توقعی را مطرح کردند؛ توقعی که زبان حال بسیاری از نخبگان مراکز پژوهشی و مراکز تحقیقاتی ماست؛ این توقع را خود خبرگان رهبری باید فکر کنند، بررسی کنند، ببینند با چه اقداماتی در چه فرایندی میشود برآورده کرد. بنده پیشنهادم این است برای رسیدن به آن قالبها و راهکارها، نباید این مسئله در یک اتاق دربسته فکر شود، بلکه باید آن را به نظر جامعه بگذارند، نخبگان و صاحبنظران و مخالفان را دخیل کنند در این قضیه، کار را با پختگی دنبال کنند؛ یکی از آسیبهایی که ممکن است به این توقع حضرت آقا آسیب وارد کند و در نهایت اتفاقی هم نیفتد همین است که با یک نوع شتابزدگی در اتاقهای دربستهی خودِ اعضای خبرگان که خیلی هم محترم هستند این کار انجام شود. نه، در این زمینه باید بپردازیم به پیشینهی بحث در کشور خودمان، تحقیقاتی که شده، صاحبنظرانی که در این زمینه بحث کردند و مقاله نوشتند، کتاب نوشتند، حتی تجربههای دیگران را ملاحظه کنیم که کشورهای دیگر برای رصد این افقها چه سازوکاری پیشبینی کردند. مهم است که خبرگان نباید در این مورد در اجرایش در قالب، شتابزده عمل کند؛ باید به پختگی برسد، باید این را در مجامع دانشگاهی و در مجامع حوزوی به رأی و نظر بگذارند.