others/content
پیوندهای مرتبطصوتصوت
نسخه قابل چاپ

«رادیو نگار ۱۰۸»

شکاف روی دیوار اعتماد

 جنگ تحمیلی سوم برای حکام کشورهای عرب حوزه خلیج فارس یک غافلگیری بزرگ بود. این کشورها سال‌ها امنیت ملّی خود را بر پایه اتکا به آمریکا و قدرت‌های غربی بنا کرده بودند و تصور می‌کردند این تکیه‌گاه، امنیت آن‌ها را در هر شرایطی تضمین می‌کند.
 قسمت جدید رادیو نگار با حضور آقای مختار حداد، سردبیر روزنامه الوفاق و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، تغییر نگرش حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و همچنین افکار عمومی این کشورها نسبت به جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار داده است. در ادامه متن کامل این قسمت از رادیو نگار در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.


[دریافت نسخه صوتی]

* آقای حداد، خیلی خوش آمدید به رادیو نگار. به عنوان سوال اول بفرمایید که اگر جنگ رمضان را یکی از نقاط عطف تحولات اخیر منطقه دانست. به نظر شما این جنگ چه تغییراتی را در نگرش حکام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و همچنین افکار عمومی این کشورها نسبت به جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است؟
* بله، خب ما در تاریخ پس از انقلاب اسلامی شاهد سه جنگ اصلی بوده‌ایم. جنگ هشت‌ساله دوران دفاع مقدس، جنگی که در آن تقریباً بسیاری از کشورهای دنیا، از جمله همین کشورهای منطقه، حامی رژیم صدام بودند و در جنگ مشارکت کردند و حضور پیدا کردند؛ حالا یا با ارسال نیرو، کمک‌ها و یا از طرق مختلف. آمریکایی‌ها هم نقش اساسی را در حمایت از رژیم صدام ایفا کردند، ولی حضور علنی‌شان تقریباً در اواخر جنگ بود که این شباهتی دارد به اتفاقاتی که الان در منطقه خلیج فارس رخ می‌دهد.

در آن زمان، همین کشورهای عربی بعد از چند سال از صدام آسیب دیدند؛ زمانی که صدام کویت را اشغال کرد و وارد این کشور شد. با وجود اینکه همین کشور کویت تا مدت کوتاهی قبل از آن حامی صدام بود و کمک‌ها و حمایت‌های مختلفی از او انجام می‌داد، جمهوری اسلامی از مردم کویت حمایت کرد، آوارگان کویتی را پذیرفت و زمانی که صدام هنگام خروج، چاه‌های نفت کویت را به آتش کشید، نیروهای آتش‌نشانی ایران برای خاموش کردن آن‌ها اعزام شدند.

ایران به این شکل وارد صحنه شد؛ چرا که برای ایران، همسایگی و روابط خوب با کشورهای منطقه همواره در اولویت بوده است.

در اواخر جنگ تحمیلی هشت‌ساله نیز شاهد درگیری‌های مستقیم با آمریکایی‌ها در منطقه خلیج فارس بودیم. همان اتفاقات در تنگه هرمز رخ داد و آمریکا نیز جنایت‌هایی مشابه آنچه امروز شاهد آن هستیم، انجام داد؛ از جمله هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری.

در جنگ دوازده‌روزه، این جنگ در ظاهر توسط رژیم صهیونیستی آغاز شد. رژیم صهیونیستی اعلام کرد که وارد جنگ با ایران شده است و آمریکایی‌ها نیز در ابتدا اعلام بی‌اطلاعی کردند، در حالی که این موضوع کاملاً هماهنگ شده بود و با هماهنگی کامل وارد جنگ شدند. در نهایت نیز دیدیم که در میانه جنگ دوازده‌روزه، با عملیاتی که انجام دادند و برخی مراکز هسته‌ای را هدف قرار دادند، نشان دادند که در این جنگ حضور مستقیم دارند. این‌ها اتاق عملیات مشترک با سنتکام داشتند و دارند و نیروی تروریستی سنتکام و ارتش رژیم صهیونیستی به‌صورت مشترک برای عملیات در منطقه برنامه‌ریزی می‌کنند. حتی در نوار غزه نیز در تمام عملیات‌ها آمریکایی‌ها حضور داشتند. برخی اسناد هم منتشر شد که نشان می‌داد نیروهای آمریکایی در نوار غزه نیز حضور داشته‌اند.

اما برگردیم به بحث خودمان. در جنگ دوازده‌روزه، کشورهای منطقه احساس خطر کردند و دیدیم که تقریباً مواضع مناسبی اتخاذ کردند. البته باید میان کشورهای عربی تفاوت قائل شویم، چون همه آن‌ها مواضع یکسانی نداشتند.

با این حال، در جنگ دوازده‌روزه تقریباً همه تلاش می‌کردند اوضاع به سمت آرام شدن پیش برود، زیرا برای خودشان احساس خطر می‌کردند و مواضع نسبتاً خوبی داشتند. آمریکایی‌ها نیز از همه امکانات خود در منطقه، آن‌گونه که انتظار می‌رفت، استفاده نکردند؛ به جز پایگاه العدید که آن موقع هم ایران پاسخ درخوری به آن‌ها داد.

اگر بخواهیم به نمونه‌ای اشاره کنیم، زمانی که صهیونیست‌ها برای ترور رهبران حماس به دوحه حمله کردند، از همین پایگاه العدید استفاده شد. سامانه‌های پدافندی مستقر در آن پایگاه را از مدار خارج کرده بودند تا هواپیماها و موشک‌های رژیم صهیونیستی بتوانند عملیات خود را در دوحه انجام دهند. این خود نشان‌دهنده نوعی دوگانگی در رفتار این کشورهاست.

* وارد جنگ رمضان بشویم.
* در جنگ رمضان، آمریکا دیگر به‌صورت مستقیم و علنی جنگ را آغاز کرد؛ با همان عملیات‌های تروریستی روز نخست که منجر به شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب، فرماندهان و تعداد زیادی از مردم شد. مدرسه میناب، باشگاه ورزشی در لامرد، مدرسه‌ای در آبیک قزوین و بسیاری از جنایت‌هایی که فقط در روز نخست رقم خورد. ادامه آن نیز در طول چهل روز جنگ و پس از آن، به اشکال مختلف ادامه پیدا کرد و این‌ها جنایت‌های خود را ادامه دادند.

آن‌ها از پایگاه‌های آمریکایی مستقر در کشورهای عربی منطقه استفاده می‌کردند. ببینید، بیشترین حضور نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس است. البته باز هم باید مواضع کشورهایی مانند الجزایر، مصر و تونس را از کشورهای خلیج فارس جدا کنیم. آن‌ها کشورهای بزرگی هستند و مواضع مشخصی دارند. موضع تندی علیه ما نگرفتند. الجزایر که اساساً چنین موضعی نداشت، تونس نیز به‌صورت رسمی موضعی علیه جمهوری اسلامی اتخاذ نکرد و تلاش می‌کرد اوضاع به سمت آرامش پیش برود.

اما در کشورهای خلیج فارس، متأسفانه آمریکایی‌ها با قدرت حضور دارند و پایگاه‌های متعددی در اختیار دارند. در روزهای نخست نیز، هنگامی که ایران به پایگاه‌های آمریکایی پاسخ می‌داد، تلاش می‌کردند چنین القا کنند که این حملات از آن پایگاه‌ها انجام نشده، بلکه از کشتی‌ها صورت گرفته است. در حالی که نیروهای مسلح ما اشراف کامل بر منطقه داشتند و مشخص بود که این موشک‌ها از کدام نقطه شلیک شده و از چه مسیری به ایران رسیده‌اند.

دولت‌های عربی نیز روابط مشخصی با آمریکا دارند و طبیعتاً نمی‌توانستند مخالفتی با آمریکایی‌ها انجام دهند. برخی از آن‌ها نیز، متأسفانه، در این عملیات‌ها همکاری داشتند.

* ما اکنون با جنگی مواجه هستیم که به روایت شما، به مرحله‌ای کاملاً نظامی رسیده است. متأسفانه ما تاریخ را خیلی زود فراموش می‌کنیم. نکته‌ای که شما در ابتدای صحبت‌هایتان درباره جنگ ایران و عراق مطرح کردید، برای من بسیار جالب بود. اینکه وقتی به یک پدیده تاریخی مانند جنگ و مواجهه ایران با آن اشاره می‌کنیم، این قابلیت را دارد که در آینده نیز قابل تطبیق باشد. اکنون، پس از گذشت حدود چهل سال از دفاع مقدس و چند ماه از آغاز جنگ رمضان، یعنی از نهم اسفندماه، چه رویکردی نسبت به ایران در کشورهای منطقه شکل گرفته است؟ چه در افکار عمومی و چه در میان حاکمان، آیا واقعاً تغییری در مواجهه سیاسی یا سایر عرصه‌های تعامل با ایران ایجاد شده است؟
* ببینید، دولت‌هایی مانند اردن که پایگاه‌های آمریکایی در آن‌ها حضور دارند و همچنین دولت‌های حوزه خلیج فارس، روابط گسترده‌ای با آمریکا دارند و در حوزه‌های مختلف سیاسی با آن همراهی می‌کنند.

البته باید کشور عمان را از سایر کشورهای خلیج فارس جدا کنیم. عمان کشوری است که همواره مواضع خوبی داشته و در این جنگ نیز همان روابط خوب خود را با ایران حفظ کرده است.

در عمان نیز آمریکایی‌ها حضور دارند، اما عمانی‌ها اجازه نمی‌دهند آمریکایی‌ها هرگونه فعالیتی را انجام دهند و در این زمینه موضع محکمی اتخاذ کرده‌اند.

نتیجه این مواضع محکم چیست؟ اینکه مدتی پیش دیدیم ترامپ عمان را تهدید به حمله نظامی کرد. این نشان می‌دهد اگر کشوری بخواهد مستقل عمل کند و محکم بایستد، آمریکایی‌ها ناچار به عقب‌نشینی خواهند شد.

البته آمریکایی‌ها همواره تهدید می‌کنند و فضای رسانه‌ای ایجاد می‌کنند، اما تجربه این جنگ نشان داد که بسیاری از این تهدیدها صرفاً در حد حرف است و خودشان نیز می‌دانند که در صورت اقدام، چگونه ضربه خواهند خورد و چگونه پاسخ متناسب دریافت خواهند کرد.

اما برخی از کشورها واقعاً وابستگی جدی به آمریکا دارند. یعنی خودشان را وابسته کرده‌اند و سیاست مستقلی ندارند.

برای مثال، دولت اردن اقتصاد قدرتمندی ندارد و وابسته به کمک‌های کشورهای خلیج فارس و آمریکا است. به همین دلیل تحت تأثیر قرار می‌گیرد، موضع محکمی اتخاذ نمی‌کند و مانع اقدامات آمریکا نیز نمی‌شود.

البته شاید از اواسط جنگ، آن‌ها نیز متوجه شدند که اقداماتی که آمریکایی‌ها انجام می‌دهند، در راستای منافع این کشورها نیست.

در مجموع، اگر بخواهیم یک جمع‌بندی نسبتاً زودهنگام داشته باشیم، یک موضوع برای این کشورها اثبات شد؛ اینکه تمام این پایگاه‌ها، همه امکاناتی که آمریکا در منطقه مستقر کرده و کل این حضور نظامی، در نهایت فقط یک هدف را دنبال می‌کند و آن، حمایت از رژیم صهیونیستی است.

این کشورها به این نتیجه رسیده‌اند که نه در دکترین امنیت ملی آمریکا جایگاهی دارند، نه در برنامه‌های نظامی آمریکا اولویتی برای آن‌ها تعریف شده و نه در اهداف راهبردی آمریکا در منطقه، منافع آن‌ها اهمیت دارد؛ بلکه تنها اولویت آمریکا، رژیم صهیونیستی و تأمین امنیت آن است.

به نظر من، حداقل دستاورد این جنگ برای دولت‌های منطقه همین بوده است. به همین دلیل اکنون شاهد هستیم که تلاش می‌کنند روابط خود را با ایران بهبود ببخشند، به روابط گذشته بازگردند و حتی برخی از آن‌ها دوباره نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کنند.

البته بخشی از این میانجی‌گری به دلیل نگرانی از بازگشت جنگ است، اما بخش دیگر آن به این دلیل است که به‌روشنی مشاهده کردند آمریکایی‌ها تمام ظرفیت‌ها و امکانات خود را صرف حمایت از اسرائیل و شخص نتانیاهو کردند.

نکته دیگری که وجود دارد این است که آمریکا هیچ‌گونه هماهنگی واقعی با این کشورها انجام نمی‌دهد. من یک خاطره را عرض کنم. سال ۱۳۸۲ برای بازدید از صنایع هوایی ایران رفته بودیم. آنجا دیدم اطراف بخشی که هواپیماها تعمیر می‌شدند، محدوده‌هایی مشخص شده بود. از مسئولی که آن زمان مسئولیت صنایع هوایی را بر عهده داشت، پرسیدم این محدوده‌ها برای چیست؟

ایشان توضیح دادند که این محدوده‌ها را آمریکایی‌ها تعیین کرده بودند و اجازه نمی‌دادند نیروهای ایرانی، به‌ویژه نیروهای نظامی، به هواپیماها نزدیک شوند یا روند تعمیر و اورهال آن‌ها را مشاهده کنند.

الان هم همین وضعیت وجود دارد. آیا واقعاً اجازه می‌دهند نیروهای مسلح قطر وارد پایگاه العدید شوند و بر فعالیت آمریکایی‌ها نظارت داشته باشند؟ یا در پایگاه علی‌السالم؟ درست است که این پایگاه‌ها نام‌های عربی دارند، اما بهره‌بردار اصلی آن‌ها آمریکایی‌ها هستند و نیروهایی که در آن‌ها مستقر می‌شوند نیز تحت فرمان آمریکا فعالیت می‌کنند.

حتی این احتمال وجود دارد که نیروهای رژیم صهیونیستی نیز در این مدت از همین پایگاه‌ها استفاده کرده باشند، پرواز انجام داده باشند و نشست و برخاست داشته باشند. این موضوع درباره برخی پایگاه‌های آمریکایی در امارات نیز مطرح شد.

بنابراین، این کشورها اکنون به این تجربه رسیده‌اند که حضور آمریکایی‌ها نه‌تنها امنیتی برای آن‌ها ایجاد نمی‌کند، بلکه تمام این امکانات در خدمت رژیم صهیونیستی قرار دارد.

اما درباره مردم، شرایط کاملاً متفاوت است. ببینید، برخوردهایی که در برخی کشورها با مردم صورت گرفت، نشان می‌دهد علت این برخوردها مواضع مردم در حمایت از جمهوری اسلامی ایران بوده است.

مردم این کشورها همراه آمریکا و رژیم صهیونیستی نیستند. آن‌ها مسلمان هستند، اعتقادات خود را دارند و به‌خوبی می‌دانند که حضور آمریکا در منطقه، جز ناامنی و بحران، دستاورد دیگری برای منطقه نداشته است.

آن‌ها تجربه عراق را دیده‌اند؛ اشغال این کشور، جنایت‌هایی که آمریکا در آن انجام داد، جنگ‌هایی که به راه انداخت و همچنین اتفاقاتی که در افغانستان و سایر کشورهای منطقه رخ داد.

* غیر از بحرین، که همان روزهای ابتدایی جنگ اخبار آن منتشر می‌شد و مشخص بود بخشی از مردم با سیاست‌های دولت خود مخالف هستند، آیا درباره سایر کشورهای عربی نیز خبرهایی وجود داشت؟
* بله، در کویت نیز اتفاقاتی در این زمینه رخ داد. در کشورهایی مانند اردن نیز، اگرچه اخبار زیادی منتشر نشد، اما سخت‌گیری‌ها کاملاً مشهود بود.

اجازه بدهید درباره مردم اردن نکته‌ای را عرض کنم. در یکی از سفرهایی که برای شرکت در یک کنفرانس به اردن داشتم، با افراد مختلفی گفت‌وگو کردم. بسیاری از آن‌ها با صراحت می‌گفتند که شما ایرانی‌ها تنها کشوری هستید که به‌طور واقعی از مردم فلسطین حمایت می‌کنید.

حتی برخی از افرادی که با آن‌ها صحبت می‌کردیم، از مسئولان دولتی، کارمندان یا نیروهای نظامی بودند و تقریباً همگی بر همین موضوع تأکید داشتند.

بنابراین، چنین فضایی در میان مردم کشورهای عربی وجود دارد؛ هرچند دولت‌ها از ابزارهای گسترده رسانه‌ای برای اثرگذاری بر افکار عمومی استفاده می‌کنند.

با این حال، اگر به برخی اتفاقات نگاه کنیم، برای مثال زمانی که هواپیمای آمریکایی در کویت سقوط کرد، آن کویتی با چوب بالای سر خلبان آمریکایی ایستاده بود واکنش مردم کویت نشان داد که آن‌ها با سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی همراه نیستند.

یعنی می‌توان گفت فضای سانسور رسانه‌ای و محدودیت‌هایی که از سوی دولت‌ها و ساختارهای امنیتی ایجاد شده، باعث شده است نتوانیم تصویر دقیقی از نسبت مردم کشورهای عربی با جنگ رمضان داشته باشیم؟

بله، دقیقاً همین‌طور است. کشورهای خلیج فارس به دلیل نوع روابط دولت‌هایشان با آمریکا ناچارند این مسیر را ادامه دهند؛ زیرا بقای خود را در این روابط می‌بینند.

به همین دلیل، طبیعی است که بسیاری از اخبار منتشر نشود. اما همین که اخبار بازداشت‌ها، محدودیت‌ها و تصاویر مربوط به حملات به پایگاه‌های آمریکایی منتشر می‌شد، نشان می‌داد افرادی که این تصاویر را منتشر می‌کنند، می‌خواهند به دنیا بگویند که ایران در این عملیات‌ها موفق بوده است.

در مقابل، در کشورهایی مانند مصر، شرایط متفاوت بود. مردم مصر انتقادهای خود را مطرح کردند و فعالان فرهنگی، رسانه‌ای و سیاسی نیز دیدگاه‌هایشان را به‌صورت علنی بیان کردند.

این مسئله تا حد زیادی به موضع دولت مصر بازمی‌گردد؛ زیرا مصر نیز از رفتارهای رژیم صهیونیستی احساس تهدید می‌کند.

چندی پیش نتانیاهو اعلام کرد که در حال مقابله با محور شیعی است و در مقابل، از محور سنی نام برد. وقتی از محور سنی صحبت می‌شود، کشورهایی مانند مصر، قطر و ترکیه نیز در این چارچوب قرار می‌گیرند و طبیعتاً می‌توانند در آینده جزو اهداف پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی باشند.

مصری‌ها این موضوع را به‌خوبی درک می‌کنند. آن‌ها چندین بار با رژیم صهیونیستی وارد جنگ شده‌اند، از این رژیم آسیب دیده‌اند و حتی تجربه رویارویی با آمریکا را نیز در ماجرای ملی شدن کانال سوئز داشته‌اند.

بنابراین، اگرچه گاهی در قالب اتحادیه عرب مواضعی مشترک اتخاذ می‌شود، اما نمی‌توان آن مواضع را الزاماً به‌عنوان موضع رسمی همه کشورهای عضو، از جمله مصر، تلقی کرد. ضمن اینکه این بیانیه‌های مشترک نیز معمولاً تأثیر عملی چندانی ندارند.

من می‌خواهم به یک نمونه از تحریف رسانه‌ای در همین جنگ اشاره کنم. برای مثال، زمانی که سامانه‌های پاتریوت اقدام به رهگیری می‌کردند، گاهی ترکش‌های موشک‌های رهگیر در مناطق مسکونی فرود می‌آمد و افرادی کشته یا مجروح می‌شدند. اما همان حادثه را این‌گونه روایت می‌کردند که در حمله دیروز ایران به پایگاه علی‌السالم، ترکش‌ها باعث کشته شدن یک عابر پاکستانی شده است.

در حالی که آن ترکش‌ها مربوط به موشک‌های سامانه آمریکایی بود و ایران هیچ مسئولیتی در قبال آن نداشت.

ببینید، این‌ها یک سیستم رسانه‌ای کاملاً هماهنگ داشتند؛ هم آمریکا، هم رژیم صهیونیستی و هم رسانه‌های همسو در برخی کشورهای منطقه. همه این‌ها تحت یک فرمان عمل می‌کردند و افکار عمومی را هدایت و روایت‌سازی می‌کردند. نتیجه این روایت‌سازی نیز تولید روایت‌های نادرست و تحریف واقعیت بود.

در ارتباطاتی که با مردم کشورهای عربی داشتیم، به‌ویژه در کشورهای خلیج فارس، مشاهده می‌کردیم که بسیاری از فعالان رسانه‌ای از برقراری ارتباط با ایرانی‌ها احتیاط می‌کردند و نگران بودند.

البته عمان شرایط متفاوتی داشت. فعالان رسانه‌ای عمان واقعاً مواضع بسیار خوبی اتخاذ کردند. برخی از آن‌ها از گذشته برای ما شناخته‌شده بودند و ارتباط دوستانه‌ای با آن‌ها داشتیم. از زمان شهادت حضرت آقا تا پایان جنگ، مواضع بسیار شرافتمندانه و روشنی داشتند. رسانه‌های عمانی نیز، به دلیل موضع رسمی دولت عمان، عملکرد بسیار مناسبی از خود نشان دادند.

اما در سایر کشورهای خلیج فارس، شرایط متفاوت بود. سانسور گسترده‌ای وجود داشت و محدودیت‌های فراوانی اعمال می‌شد. هرچند در روزهای پایانی جنگ، برخی از رسانه‌های این کشورها تا حدودی از مواضع اولیه خود عقب‌نشینی کردند و لحن خود را تعدیل کردند، در کشورهایی مانند مصر، الجزایر و تونس، شرایط متفاوت بود. فعالان رسانه‌ای که با آن‌ها ارتباط داشتیم یا فعالیت‌هایشان را دنبال می‌کردیم، مواضع بسیار شرافتمندانه‌ای داشتند. آن‌ها حتی خطاب به برخی کشورهای عربی تأکید می‌کردند که این مواضع درست نیست؛ ایران یک کشور اسلامی است و آمریکا نه برادر شماست و نه دوست شما.

آن‌ها می‌گفتند آمریکا روزی این منطقه را ترک خواهد کرد، اما آنچه باقی می‌ماند، همسایگی ایران و کشورهای منطقه است و این روابط و برادری باید حفظ شود.

البته درباره این موضوع نکات فراوانی وجود دارد و اگر بخواهیم همه آن‌ها را دسته‌بندی کنیم، زمان زیادی لازم است.

در مجموع، باید گفت متأسفانه رسانه‌های کشورهای خلیج فارس عملکرد مطلوبی نداشتند، اما در بسیاری از کشورهای عربی دیگر، چه فعالان رسانه‌ای و چه بخشی از رسانه‌ها، مواضع قابل دفاعی داشتند.

البته یک نکته را هم باید اضافه کنم. برخی رسانه‌ها در این کشورها تحت حمایت امارات یا برخی دولت‌های دیگر فعالیت می‌کنند و طبیعتاً حساب آن‌ها جداست، اما رسانه‌های رسمی‌تر معمولاً تلاش می‌کردند موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کنند و وارد مجادله رسانه‌ای نشوند.

* حالا قبل از اینکه سؤال بعدی را مطرح کنم، نکته‌ای به ذهنم رسید که دوست دارم بپرسم. چند روز دیگر، ان‌شاءالله، مراسم وداع با پیکر پاک رهبر شهید انقلاب برگزار می‌شود و مراسم تشییع نیز، ان‌شاءالله، هفته آینده برگزار خواهد شد. آیا مردم عرب‌زبان منطقه تمایل یا درخواستی برای حضور در این مراسم دارند؟
* قطعاً. حداقل درباره کشوری مانند عراق و حتی کشورهای دیگری مانند مصر، تونس و الجزایر، تا جایی که اطلاع دارم، بسیاری از افراد در تلاش هستند خودشان را به ایران برسانند.

درباره کشورهای خلیج فارس، واقعاً نمی‌دانم آیا اجازه خواهند داد شهروندانشان به ایران سفر کنند یا خیر، اما به عنوان نمونه عرض کنم که در سالگرد ارتحال حضرت امام رضوان‌الله تعالی علیه، بسیاری از مهمانان از همین کشورهای خلیج فارس حضور داشتند و تلاش می‌کردند در این مراسم شرکت کنند و ما نیز آن‌ها را از نزدیک می‌دیدیم.

اگر تصاویر سال گذشته، پیش از آغاز جنگ دوازده‌روزه، به‌ویژه آخرین سخنرانی قائد عظیم‌الشأن، امام مجاهد شهید را مشاهده کنید، خواهید دید که از کشورهای خلیج فارس نیز افرادی در مراسم حضور داشتند.

بنابراین، بله، حتماً علاقه‌مند هستند که در این مراسم شرکت کنند، اگر به آن‌ها اجازه داده شود. البته درباره کشورهای خلیج فارس این موضوع دشوارتر است، اما تا جایی که اطلاع دارم، از کشورهای مختلف عربی افراد بسیاری در تلاش هستند خود را به این مراسم برسانند، حضور پیدا کنند و با امام شهید تجدید عهد و بیعت کنند. چرا؟ چون این افراد، امام شهید را صرفاً رهبر ایران نمی‌دانستند.

ببینید، این نکته بسیار مهمی است. ممکن است در یک کشور، رئیس‌جمهور یا پادشاهی محبوب باشد و عده‌ای به او علاقه داشته باشند، یا یک مقام سیاسی از محبوبیت برخوردار باشد، اما نگاهی که به امام شهید وجود داشت، از این جنس نبود. در کشورهای اسلامی و حتی در بسیاری از کشورهای غیراسلامی، ایشان را به عنوان رهبر جریان آزادی‌خواهی می‌شناسند.

* ان‌شاءالله فرصت شود یک بار به‌صورت مفصل درباره این موضوع صحبت کنیم. رهبر شهید ما در نگاه بسیاری از ملت‌های جهان، جایگاه بسیار بزرگی داشت. از چین گرفته تا کشمیر، هندوستان، پاکستان، افغانستان و تا سواحل دریای مدیترانه، در یک گستره وسیع جغرافیایی، تصویر محبوب و ماندگاری از ایشان در ذهن مردم شکل گرفته است. برگردیم به اصل موضوع. یک سؤال پایانی دارم. ما شاهد بودیم که از پایگاه‌های آمریکایی مستقر در کشورهای عربی منطقه به کشور ما حمله شد و ایران نیز پاسخ محکمی داد. تقریباً می‌توان گفت بسیاری از این پایگاه‌ها کارایی خود را از دست دادند و از مدار عملیات خارج شدند. آیا همین اتفاق، بر افکار عمومی منطقه تأثیر گذاشته است؟ از این جهت که مردم با خود بگویند این پایگاه‌ها چه فایده‌ای برای ما دارند؟ فارغ از اینکه چه کسی حق دارد یا ندارد، این سؤال مطرح است که قرار بود این پایگاه‌ها امنیت کشورهای میزبان را تأمین کنند؛ پس اکنون چه دستاوردی برای آن‌ها داشته‌اند؟
* قبل از اینکه به این سؤال پاسخ بدهم، اجازه بدهید به نکته‌ای اشاره کنم.

چند روز پیش با یکی از دوستانمان در کرانه باختری صحبت می‌کردم که از مسئولان یکی از گروه‌های فلسطینی است و فعالیت گسترده‌ای نیز در آنجا دارد. او می‌گفت بعد از شهادت حضرت آقا، جوانان و فعالان فلسطینی در کرانه باختری واقعاً بسیار متأثر و منقلب شده بودند.

همچنین می‌گفت نیروهای رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از هرگونه فعالیت در این زمینه، در ایست‌های بازرسی تلفن همراه افراد را بررسی می‌کردند و هر کسی که تصویر حضرت آقا در تلفن همراهش داشت، بازداشت می‌شد.

خود ایشان نیز با یکی از شبکه‌های رسانه‌ای مصاحبه کرده بود. محل زندگی او شهر الخلیل است؛ شهری که تحت شدیدترین محاصره و کنترل رژیم صهیونیستی قرار دارد.

مستندی درباره وضعیت الخلیل وجود دارد که اگر آن را ببینید، مشاهده می‌کنید حتی مقابل پنجره خانه‌های مردم نیز دوربین‌های نظارتی نصب کرده‌اند.

ایشان می‌گفت نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی وارد منزلش شدند و وقتی دیدند تصویر حضرت آقا، حاج رمضان و تعدادی از شهدا را به‌عنوان پس‌زمینه و قاب در منزل قرار داده است، به او حمله کرده، او و اعضای خانواده‌اش را مورد ضرب و شتم قرار دادند، تصاویر را برداشتند و دو دنده او را نیز شکستند.

با وجود همه این شرایط، می‌گفت ما تمام تلاش خود را می‌کنیم که اگر امکان داشته باشد، به هر شکلی در مراسم تشییع حضرت آقا حضور پیدا کنیم. این میزان علاقه و ارادت واقعاً وجود دارد.

ببینید، این افراد در شدیدترین فضای خفقان رژیم صهیونیستی زندگی می‌کنند؛ آن هم در شهری مانند الخلیل که به‌شدت تحت نظارت دستگاه‌های امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی قرار دارد. با این وجود، با مردمی مواجه هستیم که دلشان با امام شهید، با این مسیر، با حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای و با جمهوری اسلامی است.

واقعاً جمهوری اسلامی در نقاط مختلف جهان حامیان مخلصی دارد و انقلاب اسلامی نیز از چنین پشتوانه‌ای برخوردار است.

اما در خصوص سؤال شما، همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره کردم، پاسخ اصلی همین‌جاست.

برای این کشورها ثابت شده است که این پایگاه‌ها امنیتی برای آن‌ها به همراه نخواهند داشت. اکنون نیز که بخش قابل‌توجهی از این پایگاه‌ها آسیب دیده‌اند، به نظر من حتی ممکن است خود این کشورها نیز تمایل چندانی به احیای آن‌ها نداشته باشند، اگر چنین امکانی برایشان وجود داشته باشد.

آنچه در این مدت برای آن‌ها روشن شد، این بود که وجود این پایگاه‌ها هیچ امنیتی برای کشورهای میزبان ایجاد نمی‌کند.

* آیا درباره جنگ رمضان، در کشورهای منطقه نظرسنجی‌ای انجام شده است؟ به‌ویژه درباره میزان اعتماد مردم به آمریکا؟
* بله، اخیراً نتایج یک نظرسنجی را دیدم. البته اکنون دقیقاً به خاطر ندارم که مربوط به کدام مرکز یا مؤسسه بود، اما در مجموع درباره کشورهای عربی انجام شده بود.

نتایج نشان می‌داد که جایگاه آمریکا در افکار عمومی این کشورها با افت بسیار شدیدی مواجه شده است.

البته اساساً مردم کشورهای عربی و اسلامی هیچ‌گاه نگاه مثبتی به آمریکا و رژیم صهیونیستی نداشته‌اند.

در مقطعی نیز تلاش کردند با ایجاد ماجرای داعش، افکار عمومی را از مسئله اصلی، یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی، منحرف کنند، اما در نهایت این اتفاق نیفتاد و امروز نیز مردم همان نگاه گذشته را نسبت به آمریکا حفظ کرده‌اند.

اما نکته مهم این است که دولت‌های منطقه نیز اکنون به یک واقعیت رسیده‌اند؛ اینکه آمریکایی‌ها این پایگاه‌ها را صرفاً برای تأمین منافع رژیم صهیونیستی ایجاد کرده‌اند و نه برای تأمین امنیت کشورهای منطقه.

* خیلی ممنونم اقای حداد عزیز. ما در این قسمت تلاش کردیم با حضور جناب آقای مختار حداد، سردبیر روزنامه الوفاق، درباره تأثیر جنگ رمضان بر افکار عمومی منطقه گفت‌وگو کنیم. از حضور شما بسیار سپاسگزارم.
....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی