others/content
پیوندهای مرتبطصوتصوت
نسخه قابل چاپ

«رادیونگار ۶۵»

ایران، ایران است

 دشمنان ایران و ملّت ایران همواره در محاسبه قدرت، توانایی و تاب‌آوری این کشور دچار خطا و حتی توهّم بوده‌اند؛ خطاهایی که بارها آن‌ها را به تصمیمات غلط کشانده و هزینه‌اش را نیز پرداخته‌اند. این واقعیت، یکی از محورهای مهم بیانات رهبر انقلاب درباره شناخت ایرانِ واقعی و اشتباهات راهبردی دشمن در مواجهه با ملّت ایران است که در بیانات مختلف به آن اشاره داشته‌اند.
 قسمت جدید رادیو نگار در گفت‌وگو با آقای مهدی فضائلی، کارشناس مسائل سیاسی، علل و عوامل چرایی اشتباهات محاسباتی دشمنان در قبال ملّت ایران را مورد بررسی قرار داده است. در ادامه، متن کامل این گفت‌وگو در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.

[دریافت نسخه صوتی]

* اگر بخواهیم به‌صورت کلی درباره «اشتباه محاسباتی دشمن» صحبت کنیم؛ دقیقاً این خطا کجاست و شما چگونه آن را تحلیل می‌کنید؟
* وقتی از «اشتباه محاسباتی دشمن» صحبت می‌کنیم، منظورمان برآوردها و محاسباتی است که در نهایت به یک تصمیم علیه ما منجر می‌شود. دشمنان ما در حوزه‌های مختلف -سیاسی، نظامی، امنیتی و مانند آن- پیش از تصمیم‌گیری، بر اساس یک سلسله برآوردها تصمیم می‌گیرند و برای آن تصمیم هم هدف یا اهدافی در نظر می‌گیرند؛ یعنی تصمیم باید به یک نتیجه مشخص ختم شود.

وقتی آن تصمیم اجرایی می‌شود، اما دشمن به هدفی که برای آن ترسیم کرده بود دست پیدا نمی‌کند، می‌گوییم «دچار اشتباه محاسباتی شده است». این به آن معنا نیست که در این فرآیند هیچ آسیبی به ما وارد نمی‌شود یا خسارتی متحمل نمی‌شویم؛ ممکن است در برخی اقدامات، زیان‌ها و خسارت‌هایی هم به کشور و مردم وارد شود -همان‌طور که در مواردی چنین بوده- اما معیار اصلی، رسیدن یا نرسیدن دشمن به هدفی است که دنبال می‌کرد.

دشمن صرفاً برای اینکه ما را اذیت کند تصمیم و اقدام نمی‌کند؛ تصمیم‌ها معمولاً برای یک هدف مهم‌تر گرفته می‌شود؛ مثلاً براندازی، یا تعیین تکلیف برای نظام. وقتی آن هدف محقق نشود، یعنی محاسبات غلط بوده است.

اگر به مقاطع مختلف نگاه کنیم، از ابتدای پیروزی انقلاب تا امروز بارها این اتفاق رخ داده است. برای نمونه، در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، آن‌ها عملیات معروف خود را برای آزادسازی نیروهایشان طراحی و اجرا کردند که در طبس به آن سرنوشت دچار شد. در آنجا -به تعبیر حضرت امام- «شن‌های بیابان» محاسباتشان را به هم ریخت.

در دوران جنگ تحمیلی هم محاسبه‌شان این بود که با آغاز جنگ، ظرف چند روز می‌توانند خوزستان را جدا کنند و سپس تا تهران پیش بیایند؛ اما محاسبه‌شان غلط از آب درآمد: جنگ هشت سال طول کشید و نهایتاً هم مجبور شدند خاک ایران را ترک کنند و حتی یک سانت از خاک ایران را نتوانستند در تصرف خود نگه دارند.

در ماجرای عملیات مرصاد نیز طراحی کرده بودند ظرف چند روز تا تهران بیایند، اما آن وضعیت برایشان پیش آمد و آن ضربات و تلفات را متحمل شدند. در فتنه ۸۸ نیز همین‌طور. در تحریم‌هایی که پس از فتنه ۸۸، از سال ۸۹ به بعد آغاز شد و تا امروز ادامه دارد، هدفشان -به تعبیر خودشان- «تحریم‌های فلج‌کننده» بود؛ یعنی می‌خواستند کمر ملّت ایران را بشکنند. البته فشارهایی به مردم و کشور وارد شد، اما نتیجه‌ای که آن‌ها می‌خواستند به دست نیاوردند.

در همین «جنگ دوازده‌روزه اخیر» نیز یکی از نمونه‌های مهم است؛ بر اساس برخی اطلاعات، نزدیک به بیست سال برای چنین رخدادی برنامه‌ریزی کرده بودند. هدفشان این نبود که صرفاً فرماندهان ما را به شهادت برسانند، تعدادی از دانشمندان را ترور کنند، تعدادی از مردم عزیزمان را شهید کنند یا برخی مقرها و پایگاه‌ها را بزنند و تمام شود. این‌ها قرار بود مقدمه باشد برای یک نتیجه مهم‌تر؛ یعنی ساقط شدن نظام.

* البته دشمن از همین‌ها هم در لایه رسانه استفاده می‌کند؛ دست‌کم تلاش می‌کند القا کند به اهدافش رسیده است. انگار تصور می‌کند صرفِ شهادت فرماندهان ما هم برایش یک «هدف» محسوب می‌شود.
* این‌ها جزو اهداف فرعی‌شان است. وقتی عملیاتی طراحی می‌شود، یک‌سری اهداف خردتر هم تعریف می‌کنند که سریع‌تر و در دسترس‌تر است. ممکن است به بعضی از آن‌ها برسند و به بعضی هم نرسند؛ چنان‌که در همین جنگ هم به همه اهدافشان نرسیدند. اهداف دیگری هم داشتند که محقق نشد؛ از جمله فرماندهان دیگر، شخصیت‌های دیگر، و حتی جلسه شورای عالی امنیت ملی؛ این‌ها محقق نشد.

در هر حال، این اهداف خرد مسیر تحقق هدف بزرگ‌تر بود. آن‌ها بیست سال طراحی نکردند که صرفاً فرمانده ستادکل نیروهای مسلح یا فرمانده قرارگاه خاتم را هدف بگیرند. در طراحی‌شان این بود که این‌ها را بزنند تا چه اتفاقی بیفتد؟ تا آن «سرود فتح تهران» که ساخته بودند، محقق شود؛ یعنی تهران را «فتح» کنند. خب تهران که فتح نشد. نه‌تنها فتح نشد، بلکه مردم انسجام و همدلی بسیار جدی از خودشان نشان دادند.

بنابراین وقتی هدف بزرگ‌تر محقق نمی‌شود، مثل جنگ هشت‌ساله است: ما شهدای زیادی تقدیم کردیم و در مقاطعی بخشی از خاک ما به تصرف دشمن درآمد؛ آبادان محاصره شد، خرمشهر را گرفتند. اما آن‌ها برای همین‌ها نیامده بودند؛ این‌ها مسیر رسیدن به هدف اصلی بود. وقتی هدف اصلی محقق نشد، آن اهداف هم از دستشان درآمد: آبادان رفع حصر شد، خرمشهر پس گرفته شد و هیچ بخشی از خاک ایران در تصرف آن‌ها باقی نماند.

* خب با توجه به نکته‌ای که فرمودید، ذهن من درگیر یک کلیدواژه می‌شود: «سرافرازی». یعنی اگر دشمن به اهدافش نرسد، ما سرافرازیم. این واژه برای من خیلی جذاب است. سرافرازی را چطور می‌توانیم در چارچوب مرزهای فکری جمهوری اسلامی ایران بسط بدهیم؟ به این معنا که ما از جنگ هشت‌ساله و از جنگ دوازده‌روزه، سرافرازانه خارج شدیم. این حس سرافرازی شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی باشد که می‌توانیم به دشمن نشان بدهیم؛ اینکه همه ما فهمیدیم تو به هدفت نرسیدی.
* این، نیازمند یک شناخت دقیق از میدان و صحنه‌ای است که در آن قرار گرفته‌ایم؛ اینکه بفهمیم دشمن ما چه کسی بوده.

* و دنبال چه بوده…
* بله و دنبال چه بوده و برای رسیدن به آن چقدر سرمایه‌گذاری کرده است و اگر آن چیزی که دنبالش بود محقق می‌شد، بعد چه اتفاقاتی می‌افتاد. اگر این‌ها را بتوانیم درست تصور کنیم و اضلاع مختلف ماجرا را بشناسیم، آن‌وقت وقتی می‌بینیم آن اتفاقات نیفتاده، بهتر می‌فهمیم چه رخ داده است.

در چنین وضعی، دشمن آبرویش می‌رود -هرچند به ما هم زحمت و خسارت وارد کرده- اما شیرینیِ نرسیدنِ دشمن به هدف و رفتنِ آبرو و اعتبارش، صحنه را برای ما شیرین می‌کند.

* و این اتفاق افتخارآمیز یعنی بی‌اعتبار شدن دشمن در جنگ دوازده روزه، برای ملّت ما شیرینی و دستاورد بزرگی رقم زد
* بله. ببینید، در همین جنگ دوازده‌روزه اگر دقت کنیم، طرف ما آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند. ما در طول این ۴۷ سال آن‌قدر «مرگ بر آمریکا» گفته‌ایم که برایمان عادی شده؛ آن‌قدر روی پرچم رژیم صهیونیستی راه رفته‌ایم و آن را آتش زده‌ایم که ابهت این‌ها در ذهن ما ریخته است. یکی از افتخارات انقلاب هم همین است: ابهت این دشمن‌ها را در ذهن مردم فرو ریخت و آن‌ها را تحقیر کرد. این برایشان خیلی گران تمام شده است.

و این اتفاق فقط در ذهن ملّت ما رخ نداده؛ دارد به کشورهای دیگر هم تعمیم پیدا می‌کند. ببینید رژیم صهیونیستی رژیمی است که در «جنگ شش‌روزه» -که برخی می‌گویند شش ساعت؛ درست است، زمان کلی جنگ شش روز بود اما بخش‌هایی از عملیات‌ها در چند ساعت انجام شد- چهار کشور مهم عربیِ آن زمان را شکست داد. این نشان می‌دهد چه تصویری از قدرت برای خودش ساخته و هنوز هم یک‌سری کشورها از او حساب می‌برند، در مقابلش خاضع‌اند و در محاسباتشان برای او حساب ویژه باز می‌کنند.

آمریکا هم که سردمدار اصلی این ماجراست؛ ابرقدرتی که بعد از فروپاشی شوروی سابق، در ذهنش «تک‌قطبی کردن جهان» بوده و می‌خواسته خودش را تنها سکاندار و هدایت‌کننده جهان معرفی کند. در عملیات‌ها و حرکت‌های مختلفی وارد شده تا هژمونی‌اش را تثبیت و تقویت کند.

حالا تصور کنید که این دولت‌های متخاصم سلاح اتمی و پیشرفته‌ترین سلاح‌های جهان را در اختیار دارند و از توانمندی‌های گسترده برخوردارند؛ وقتی این دو کشور دست به دست هم می‌دهند و تمام توان امنیتی، نظامی و سیاسی‌شان را به میدان می‌آورند، و بعد دست‌کم ده، دوازده کشور عضو ناتو هم آن‌ها را پشتیبانی می‌کنند و چند کشور منطقه هم همراهی می‌کنند، این مجموعه می‌آید به جنگ کشوری که از ابتدای انقلاب در تحریم بوده و در ده، دوازده سال گذشته هم تحریم‌های شدیدتری را تحمل کرده است.

اما با این همه، به هدفشان نمی‌رسند؛ به نقطه‌ای می‌رسند که درخواست توقف آتش می‌کنند. خب این صحنه، صحنه فوق‌العاده‌ای است. تصورش هم مهم است. آن هم در شرایطی که بیست سال برای چنین عملیاتی طراحی کرده بودند و همه امکانات و توان خودشان را در بخش‌های مختلف به کار گرفته بودند؛ اما آن اتفاقی که می‌خواستند نمی‌افتد.

عرض کردم: تمام زمینه‌ها را چیده بودند؛ «سرود فتح تهران» را ساخته بودند، داشتند تمرین می‌کردند برای آمدن. گفتند تهران را خالی کنید و مجموعه‌ای از این اتفاقات رخ داد. وقتی به آن نتیجه نمی‌رسند، اگر ما این صحنه را درست تصور کنیم، کمک می‌کند آن سرافرازی و آن پیروزی را واقعاً حس کنیم.

وقتی رهبر انقلاب می‌فرمایند «ما در این جنگ پیروز شدیم، آمریکا شکست خورد، رژیم شکست خورد»، باید این را با پوست و گوشت و استخوان درک کنیم؛ هم پیروزی را، هم شکستِ طرف مقابل را... .

* وقتی درباره «محاسبات دشمن» صحبت می‌کنیم، یک بُعد دیگر هم مطرح است: چه چیزی باعث می‌شود این محاسبات اشتباه از آب دربیاید؟ قطعاً بخشی از پاسخ ناظر به ظرفیت‌ها و اقتدار درونی ماست. بیایید درباره همین صحبت کنیم؛ چه می‌شود که ایران، «ایران» می‌ماند و قابل قیاس با برخی کشورها نیست؟ ریشه‌ها و عناصرِ مستحکم این اقتدار دقیقاً چیست که محاسبات دشمن را به هم می‌زند و به نتیجه نمی‌رساند؟
* ببینید، هرکدام از این اتفاقاتی که من فهرست‌وار به بعضی‌شان اشاره کردم -مثل فتنه ۸۸، جنگ تحمیلی و همین جنگ دوازده‌روزه- پشتوانه‌ای از نظریه‌پردازی دارد. مثلاً در فتنه ۸۸ بحث «انقلاب مخملی» یک پشتوانه تئوریک بود؛ روی آن کار کرده بودند، نظریه‌پردازی کرده بودند و در چند کشور هم اجرا کرده بودند: در اوکراین اجرا کرده بودند، در گرجستان اجرا کرده بودند و به نتیجه رسیده بود. بنابراین احساس می‌کردند این یک «طراحی» است که می‌توانند در هر کشوری اجرا کنند و همان نتیجه را در کشور بعدی هم بگیرند.

در مورد جنگ تحمیلی هم محاسباتی داشتند؛ در مورد همین جنگ اخیر هم به همین شکل. حالا وقتی همان طرح‌ها -با قوت و حتی گاهی با سرمایه‌گذاری بیشتر- اجرا می‌شود، اما در ایران به نتیجه نمی‌رسد، این سؤال پیش می‌آید که چرا؟ چرا این الگوها در برخی کشورها نتیجه داده، اما درباره ایران این اتفاق نیفتاده و آن‌ها به هدفشان نرسیده‌اند؟ اینجا به نظرم باید تفاوت‌های خودمان و آنچه ما را از دیگران متمایز می‌کند، دقیق بشناسیم. اگر بخواهم چند مورد را اشاره کنم: یک بخش، برمی‌گردد به فرهنگ و تاریخ ایران؛ کشوری با چند هزار سال پیشینه تمدنی و سابقه تاریخی اثرگذار در مجموعه اتفاقات جهانی. ما چنین پیشینه‌ای داریم، اما بسیاری از کشورهایی که مثال می‌زنیم، چنین سابقه و تمدنی ندارند. امروز حتی برخی از کشورهای اطراف ما دارند برای خودشان تاریخ می‌سازند؛ دنبال این هستند که تمدنی را به شکل امروزین بسازند. گاهی حتی آثار باستانی می‌سازند؛ یعنی یک جور جعل تاریخ می‌کنند. همین نشان می‌دهد این مسئله چقدر مهم است: وقتی یک کشور فاقد آن باشد، می‌فهمد «نداشتنِ» چنین سرمایه‌ای چه اثر و اهمیتی دارد؛ برای همین به شکل‌های مختلف سعی می‌کنند برای خودشان تاریخ و تمدن و پیشینه تمدنی درست کنند.

* به قول دوستی می‌گفت دنبال ساختن «تمدن پلاستیکی»اند.
* بله؛ و خب این نتیجه هم نمی‌دهد. اما همین تلاش‌ها نشان می‌دهد این مؤلفه -تاریخ و فرهنگ- در بزنگاه‌ها اثر خودش را نشان می‌دهد؛ کما اینکه درباره ما نشان داده است. این یک تفاوت مهم ما با بسیاری از کشورهاست.

نکته دیگر در مؤلفه‌ها، دین است. جامعه ایرانی حدود ۱۴۰۰ سال، یعنی چهارده قرن، این تجربه را داشته و دین با فرهنگ و تمدن ایرانی آن‌چنان عجین شده که تفکیک‌پذیر نیست. ریشه‌های دینی -به‌ویژه در مکتب تشیع- و ارتباطی که مردم ما با اهل‌بیت علیهم‌السلام دارند، فوق‌العاده اثرگذار است.

شما در دوران جنگ تحمیلی اگر مطالعه کنید، می‌بینید سربندهای رزمندگان در عملیات‌ها چه بوده: نام ائمه علیهم‌السلام؛ «یا زهرا»، «یا امیرالمؤمنین»، «یا ابوالفضل» و... رزمنده‌ها با همین‌ها انرژی می‌گرفتند و عملیات انجام می‌دادند. اسم رمزهای عملیات هم به نام پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، «یا علی»، «یا حسین» و... بوده است.

پس دین در عرصه‌های مختلف حضور دارد. شما در فتنه ۸۸ می‌بینید اهانت به روز عاشورا چگونه مردم را در ۸ دی -در برخی شهرها- و ۹ دی بعد از عاشورا به صحنه می‌آورد. این‌ها نشانه ریشه‌های عمیق دینی و اعتقادی است.

از طرف دیگر، ویژگی‌های فرهنگی خود مردم هم بسیار مهم است. مردم ما در بزنگاه‌هایی رفتارهایی از خودشان نشان می‌دهند که همه محاسبات را به هم می‌ریزد؛ مثل همین جنگ دوازده‌روزه. دشمن یک حساب ویژه روی واکنش مردم باز کرده بود. آن‌ها قبل از جنگ -از زمستان ۱۴۰۳- در جلسات مختلف و در مجموعه‌های تصمیم‌گیری‌شان دو نظریه را مطرح می‌کردند:
یک ما جنگ کنیم، مردم شورش می‌کنند. دو صبر کنیم مردم شورش کنند، بعد ما جنگ کنیم.

آن‌ها مدل اول را اجرا کردند؛ یعنی گفتند جنگ می‌کنیم و مردم شورش می‌کنند. جنگ کردند، اما مردم نه‌تنها شورش نکردند، بلکه انسجام و همدلی و اتحاد را به شکلی نشان دادند که خیلی‌ها را شگفت‌زده کرد. حالا دارند مدل دوم را دنبال می‌کنند؛ یعنی زمینه‌های آشوب و اغتشاش فراهم شود و بعد وارد شوند که ان‌شاءالله در این هم شکست خواهند خورد.

پس بخشی از ماجرا، به خود مردم و ویژگی‌های هویتی آن‌ها برمی‌گردد؛ همان بخش‌هایی که در بزنگاه‌ها خودش را نشان می‌دهد.

* در واقع دشمن تلاش می‌کند به هویت ملّت ایران خدشه وارد کند.
* بله. وقتی می‌گوییم «هویت»، مجموعه دین و فرهنگ ایرانی و همه این‌ها در آن وجود دارد. اینکه دشمن این‌قدر تلاش می‌کند جامعه ما را بی‌هویت کند و برای «انقطاع هویتی» سرمایه‌گذاری می‌کند، به همین دلیل است؛ چون می‌داند تا وقتی این هویت وجود داشته باشد، اجازه نمی‌دهد آن اتفاقاتی که می‌خواهند رخ بدهد.

نکته دیگر، وضعیت نیروهای مسلح ماست. نیروهای مسلح ما با بسیاری از نیروهای مسلح دنیا متفاوت‌اند.

یک بخش مهم تفاوت این است که از متن مردم جوشیده‌اند. سپاه و بسیج نیروهایی هستند که از متن مردم بیرون آمده‌اند. خودِ بسیج یعنی مردم؛ بسیج نیرویی نیست که در پادگان بخوابد. وقتی اتفاقی می‌افتد وارد صحنه می‌شود؛ و فقط هم نیروی مسلح نیست، در بزنگاه‌ها یک کنش اجتماعی هم از خودش نشان می‌دهد.

سپاه زاییده انقلاب است و با فلسفه دفاع از انقلاب شکل گرفته؛ بر اساس اساسنامه‌ای که برایش تدوین شده. به لحاظ فکری و اعتقادی هم -هم سپاه و هم ارتش- ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را متفاوت می‌کند. امروز ارتش ما هم همین ویژگی‌ها را دارد، یعنی این ویژگی‌ها به هم نزدیک شده است.

این دفاع شجاعانه، ایستادگی و عنصر شهادت‌طلبی که در نیروهای مسلح ما وجود دارد، چیزی است که آن‌ها را از بسیاری از نیروهای مسلح دنیا متمایز می‌کند.

و آنچه همه این مؤلفه‌ها را کنار هم جمع می‌کند و به ظهور می‌رساند، رهبری است. ما در این کشور رهبری‌ای داریم که این مؤلفه‌ها را به‌خوبی می‌شناسند: هویت و فرهنگ ایرانی را می‌شناسند، فرهنگ اسلامی را می‌شناسند، به پیشینه تمدنی این کشور اشراف دارند، وضعیت دنیا را می‌دانند و مردم را باور دارند. وقتی این مؤلفه‌ها کنار هم جمع می‌شود، این تمایز را ایجاد می‌کند.

و نکته پایانی -که یک مؤلفه بسیار مهم است و دشمن اساساً روی آن محاسبه نمی‌کند و ما باید خیلی روی آن حساب باز کنیم- نصرت الهی است. این مؤلفه در محاسبات دشمن هیچ جایگاهی ندارد. واقعه طبس از این منظر، مثال خوبی در این زمینه است.

در جنگ دوازده‌روزه هم وقتی به نتیجه نمی‌رسند، آقا می‌فرمایند این کار خدا بود که این نقشه باطل شد. این امداد الهی و نصرت الهی در محاسبات دشمن نمی‌آید؛ اما ما باید روی آن حساب کنیم. حساب باز کردنِ ما یعنی چه؟ یعنی زمینه جذب آن نصرت و امداد الهی را فراهم کنیم. با چه؟ با این سنت الهی إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرْکُمْ یعنی تصمیم ما این باشد که دین الهی و اهدافی را که خدای متعال تعیین کرده دنبال کنیم. آن بخش را مطمئن باشیم که خداوند وعده‌اش وعده صادق است. اگر ما کارمان را درست انجام بدهیم و در مسیر نصرت دین خدا باشیم، خدای متعال حتماً نصرت خودش را می‌رساند.

این چیزی است که دشمن نه درکش می‌کند، نه در محاسباتش برای آن حساب و کتابی باز می‌کند. می‌شود گفت اگر نگوییم همه ضربه را از اینجا خورده، بخش مهمی از ضربه را از همین‌جا خورده است؛ چون بقیه چیزها هم دست خداست. یعنی این رهبر، رهبری نیست که بگوید «من این کار را کردم». وقتی می‌خواهد کاری انجام بدهد، به خدای متعال متوسل می‌شود؛ توسلش بیشتر می‌شود. ایمانی که به مردم دارد، یک مبنای اعتقادی و دینی دارد؛ مردم دل‌هایشان به هم گره می‌خورد و انسجام پیدا می‌کنند؛ این هم هدایت الهی است و بخشی از تحقق نصرت الهی.

این مجموعه مؤلفه‌ها -که بخشی از آن را به‌صورت مادی و ظاهری می‌بینیم و بخشی از آن قابل مشاهده شهودی به آن معنا نیست، اما کاملاً درک می‌کنیم که واقع می‌شود- از اول انقلاب تا امروز وجود داشته و نتیجه‌اش این شده که محاسبات دشمن غلط از آب درآمده است.

* شما همه این‌ مؤلفه‌ها را برشمردید، اما یک سؤال اینجا برای من باقی مانده است. آیا اندیشکده‌های دشمنان ملّت ایران، که به طور تخصصی و متمرکز درباره مردم ایران، ویژگی‌های رفتاری آنان و دیگر خصوصیات آنها پژوهش و تحقیق می‌کنند، چگونه باز هم نمی‌توانند رفتارهای این ملّت بزرگ را تحلیل کنند؟ آیا در جلسات متعددی که بیست سال درباره‌اش فکر شده، این مؤلفه‌ها را ندیده‌اند؟ چرا نهایتاً به نتیجه نمی‌رسند و خروجیِ این محاسبات اشتباه از آب در می‌آید؟
* این انقلاب مستظهر به امداد و نصرت الهی است، اگر این را می‌فهمیدند و درک می‌کردند، احتمالاً بسیاری از این کارها را انجام نمی‌دادند.

آن‌ها در محاسبات مادی -که درباره همه کشورها انجام داده‌اند و نتیجه‌اش را هم گرفته‌اند- روی همان مؤلفه‌ها حساب می‌کنند. مثلاً توان نظامی ما را برآورد می‌کنند: می‌گویند ما چقدر موشک داریم، قدرت موشک‌ها چگونه است، پدافندمان چگونه است. این‌ها را می‌توانند محاسبه کنند و محاسبه هم می‌کنند و ممکن است از نتایجش هم استفاده کنند.

اما یک بخش‌هایی را نمی‌توانند محاسبه کنند؛ مثل همان مؤلفه‌هایی که مشهود نیست، مانند نصرت و امداد الهی. و بعد، برخی پیامدهای آن را هم درست نمی‌توانند محاسبه کنند؛ مثل واکنش مردم. تصورشان این بود مردم واکنش دیگری نشان می‌دهند، اما دیدند آن‌طور نشد.

بنابراین آن‌ها تلاش زیادی می‌کنند؛ حتماً هم بعد از این جنگ دوباره اندیشکده‌هایشان فعال شده‌اند و فعال هستند تا ببینند کجا دچار خطا شده‌اند. اما چون در دستگاه محاسباتی‌شان بعضی از این مؤلفه‌ها اساساً «تعریف نشده»، طبیعی است در اقدامات بعدی ممکن است در بخش‌های مادی پیشرفت‌هایی داشته باشند، ولی آن بخش‌های دیگر را نمی‌توانند محاسبه کنند.

* ما خودمان را در یک نزاع آخرالزمانی می‌دانیم و نسبتِ دشمنان در این جنگ با ایران، به نظر من کاملاً وجودی است؛ یعنی اگر حمله‌ای می‌کنند، به این دلیل است که معتقدند اگر این کار را نکنند نابود می‌شوند؛ هم به جهت توسعه گفتمان جمهوری اسلامی در جهان، هم به جهت قدرتمندی کشور ما در حوزه‌های مختلف علمی، نظامی و ... است. خواستم این را عرض کنم که بعضی وقت‌ها باید در زندگی روزمره‌مان هم بدانیم در مسیری قدم برمی‌داریم که رو به یک اتفاق بزرگ در عالم است و انقلاب اسلامی مقدمه آن اتفاق بزرگ است.
* به عبارتی همان چیزی که از آن به «نبرد تمدنی» یاد می‌کنیم -که کاملاً واقعی هم هست- اما این نکته را هم اضافه کنم: وقتی می‌گویم امداد و نصرت الهی، معنایش این نیست که ما بعد از جنگ، بخش‌های پژوهشی و علمی‌مان یا مجموعه‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرمان ننشینند اشکالات را بررسی کنند. نه؛ ما هم طبیعتاً محاسبه داریم، برآورد داریم، بازنگری داریم. ارتقای توان نظامی، امنیتی و دفاعی را هم داریم و اصلاً باید داشته باشیم.

نصرت الهی به این معنا نیست که دست روی دست بگذاریم و بنشینیم؛ اتفاقاً اگر این کار را کنیم، آن نصرت هم نمی‌آید. نصرت الهی این است که ما همه توان و بضاعت‌مان را به کار بگیریم برای یاری دین خدا؛ بعد خدا هم نصرت خودش را می‌رساند. اگر تنبلی کنیم، اگر بی‌دقتی کنیم -چون نظام هستی سنت‌هایی دارد- اگر آن سنت‌ها را رعایت نکنیم، دشمن بر ما فائق می‌آید. این‌طور هم نیست که خدا «سند شش‌دانگ» داده باشد که شما هر کاری بکنید، من یاری‌تان می‌کنم. بنابراین ما هم در حال ارتقای توان دفاعی و نظامی هستیم و در کنارش به نصرت الهی هم توجه داریم.

و جمله آخر: آن‌ها تلاش می‌کنند «شبیه‌سازی» کنند. در فتنه ۸۸ می‌خواستند ایران را شبیه انقلاب‌های مخملیِ آسیای میانه کنند. در وقایع دیگر هم همین‌طور؛ امروز مثلاً ماجرای ونزوئلا را بزرگ‌نمایی می‌کنند تا به‌نوعی آن را درباره ایران تکرار کنند. ما باید این را خیلی خوب بدانیم: ایران نه اوکراین است، نه گرجستان، نه سوریه، نه ونزوئلا. تنها چیزی که می‌توانیم بگوییم این است که ایران، ایران است؛ با همه مختصاتی که بخشی از آن منحصر به‌فردِ کشور ماست و بخشی از آن هم اگر هر جای دیگر دنیا شکل بگیرد، می‌تواند نتایج مشابهی از خودش بروز بدهد.

....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی