|چکیده مقالهی ارائه شده به همایش|
علیرضا صادقی
تحول در نظامهای جهانی و مردم از گذشتههای دور آغاز شده و استمرار داشته است. اما آنچه در لابهلای این تحولات به صورت آشکار و پنهان به وقوع پیوسته، رویکرد مردم و کشورهای جهان از خداگرایی به سوی انسانگرایی و تلقی بینیازی از خدا و اعلان استقلال و جدایی از اوست. پشت پا زدن به تمام ارزشهای آسمانی، جایگزینی انسان و ترجیح او به خدا، پرداخت صرف به خواستههای مادی و فراموشی یا بیتوجهی به نیازهای معنوی و اعلان بینیازی به خدا در حقیقت ابتدای بتپرستی مدرن بوده است.
سرپیچی از قوانین الهی از تلقی بینیازی انسان به خداوند آغاز و موجب طغیان او و اعتقاد به معرفت نسبی، حقیقت غیر قابل دستیابی و اخلاص خصوصی میگردد و دنیای به اصطلاح متمدن با اصالت منفعتطلبی، مدیریت جوامع را عهدهدار میشود. در اندرون جوامع، شکافهای طبقاتی، فاصلهها، بهرهگیری انسان از انسان وجود دارد و این داعیهداران تمدن در جهان بیرون با نام فریبندهی منافع ملی به غارت ملل میپردازند و هر مقاومتی را غیر متمدنانه تلقی و سرکوب مینمایند. خشونت و ظلم، همزاد این تمدن ظاهر فریب است.
به نظر میرسد تقارن اندیشهی لیبرال دموکراسی و نظام سرمایهداری با اصالت آزادی، عقل و نفع، صرفاً جهت توجیه و تئوریزه کردن نظام سرمایهداری و شکلگیری نظام سلطهی جهانی است. با تشکیک در فضیلت و اخلاق، غرائز منفعتجویی تعطیل نخواهد شد و برای نیل به منفعت بیشتر با پیشرفت تکنولوژی، خشونت تنها از مسیر سنتی به مدرن ارتقا مییابد. حذف رقیبان و دستیابی ظالمانه به ثروت، نیاز به دستیابی به قدرت سازماندهی شده و خشونت نظام یافته دارد. با عبور زمان، تمرکز اشرار در قالب یک درصد است. ظاهراً تاریخ به پایان نرسیده است. ترفندها در سرگرم ساختن ملل و اباحیگری اخلاقی به انتها رسیده است و پیشرفت دنیای ارتباطات، تسریع در هوشیاری و بیداری را فراهم نموده است.
در مقابل، اسلام عزیز، آئینی است که به رفع نیازمندیهای واقعی و فطری انسان میپردازد، رفع اینگونه نیازمندیها، برنامههای تربیتی و عالی را برای مؤمنین دربردارد و عاملی قوی در جلوگیری از ظلم، تعدی و تجاوز به حقوق دیگران است. اسلام، سعادت را برای انسان میخواهد و کفر را مانع کمال میداند، تبلیغ عقاید ضد دینی و خرافی را فتنه مینامد و از قتل بالاتر میپندارد، جهاد را واجب کفائی برای ادامهی حیات میشمارد و ایمان به غیب را محور اصلی در جلوگیری از انحرافات و حفظ تعادل اجتماعی تلقی میکند. در اسلام، هدایت مردم به سوی زندگی عقلانی و منطقی توأم با ایمان و پذیرش دین در سایهی بصیرت و آگاهی است.
برای دفاع از آئینی که مشوق بهرهگیری حداکثری از عقل و ترویج تفکر و تدبر است، نیروی علم و اندیشه در قالب تشکیل حکومت اسلامی ضروری است. در اندیشهی اسلامی بنیان همه چیز بر محور حق است و مدارا و تساهل در این اندیشه تا مرز دفاع از حق و مقابله با باطل و بیعدالتی است. بنابراین فرمان جهاد برای دفاع از اسلام و ایجاد امنیت و اعتلای کلمهی حق به فرمان امام و حاکم شرع، دفاع مشروع و مقابله با خشونت الهام گرفته از فرهنگ مدرنیته است.