|
چکیده مقالهی ارائه شده به همایش|
حمیدرضا منیری*
مطالعه و بررسی آموزههای انقلاب اسلامی نشان میدهد که این انقلاب از جوهرهی دینی و فرهنگی عمیقی برخوردار است که نهتنها جامعهی ایران را متحول ساخت بلکه تاثیرات گستردهای را در احیا و بازتعریف جایگاه دین در عرصهی جهانی به همراه داشته است. نگاهی به وضعیت و منزلت دین در جهان مدرن نشان میدهد که اساساً با ورود جهان به دوران نوین، کارکردهای دین به حوزهی خصوصی تقلیل یافت و کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن در جوامع غربی و سپس در کشورهای اسلامی به حاشیه رانده شد. انقلاب اسلامی ایران با طرح پیوند دین و سیاست، ضرورت دینداری و ساخت نظام سیاسی براساس آموزههای دینی، برنقش و اهمیت جایگاه دین در عرصههای سیاسی و اجتماعی تاکید نمود.
از آنجا که این انقلاب به سرعت در جهان اسلام و نظام بینالملل بازتاب یافت، آثار و پیامدهای گستردهای را در ظهور و ایفای نقش دین در سایر کشورها و سیاستهای بینالملل به همراه داشته است که این امر به نوبهی خود باعث احیا و تقویت کارکردهای فکری، فرهنگی و سیاسی دین و همچنین دین اسلام و یا اسلام سیاسی در سطح نظام بینالملل گردیده، بهگونهای که در قرن بیست و یکم جهان غرب بیش از هر زمان دیگر با پدیدهای به نام اسلام سیاسی مواجه میباشد و اقبال به دین و آموزههای آن رو به افزایش میباشد.
* مدرس دانشگاه، تحصیلکرده حوزوی و دانشجوی دکتری گرایش انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم