با تأکید بر گفتمان بیدارگرایانهی انقلاب اسلامی ایران
محسن احمدی*
سلمان ایزدی**
انقلاب اسلامی ایران در دهههای پایانی قرن بیستم در شرایطی به وقوع پیوست که از آن به عصر پایان ایدئولوژی، پایان تاریخ و قرنی سکولار تعبیر میشد، اما وقوع انقلاب اسلامی که منبعث از بیداری اسلامی بود، در واقع خود آغازی بر پایان همهی ایدئولوژیها و خمودیهای تاریخی مدرنیته بود، بهگونهای که برخی متفکران غربی از انقلاب ایران بهعنوان «انقلابی که جهان را لرزاند» و «روح جهان بیروح» نام برده اند.
انقلاب اسلامی در چنین قرنی در واقع آغازگر گفتمان بیداری اسلامی بود، که نگرش مادیگرایانه و دنیا خواهانهی غالب بر شرق و غرب دنیا را با بنبست مواجه نمود و بهخصوص موجب بیداری جهان اسلام و جلوگیری از انحطاط آن شد، آنهم بهگونهای که تجلی بارز آن را در جنبشهای اخیر در کشورهای حوزهی خاورمیانه مثل لیبی، بحرین، تونس و ... میتوان دید.
هدف و سوال اساسی این مقاله بررسی مفهوم بیداری اسلامی در کلام مقام رهبری از سال 68 تا 90 میباشد و ضرورت انجام چنین بررسیهای وقوع بیداری اسلامی در کشورهای منطقه و جهان و همچنین جایگاه کلام و گفتار مقام معظم رهبری برای سیاستگذاریهای کلان جمهوری اسلامی ایران میباشد. این مقاله با توجه به استراتژی پژوهش کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی در ابتدا مقولهها و مضامین مفهومی مرتبط با بیداری اسلامی را در سخنان مقام معظم رهبری استخراج کرد و در ادامه با توجه به مقولات بهدست آمده از روش تحلیل محتوای کیفی، به شماتیک تحلیلی سخنان مقام رهبری دربارهی بیداری اسلامی دست مییازد.
واژگان کلیدی:
انقلاب اسلامی، بیانات مقام معظم رهبری، بیداری اسلامی، استراتژی پژوهش کیفی، تحلیل محتوای کیفی.
* دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران
** دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه تربیت مدرس تهران