|چکیده مقالهی ارائهشده به همایش|
زهره حامیان
حرکت «بیداری اسلامی» یا خیزش اسلامی، پدیدهی عظیم و فراگیری است که حدود دو قرن از پیدایش آن میگذرد. در این دو قرن فراز و نشیبهای فراوانی فرا روی این حرکت بوده و با ضعف و قوتهایی همراه شده است. این حرکت در ابتدا در مناطق جغرافیایی خاص و محدودی ظهور یافت، سپس در طول دهههای گذشته دامنهی آن گسترش یافته و به تدریج به سراسر دنیای اسلام از شرق آسیا تا جنوب و غرب آفریقا و حتی در بین اقلیتهای مسلمان در سایر کشورها توسعه یافت. در آغاز، فعالان آن جمعی از علمای دین، نخبگان و اندیشمندان بودند، اما امروزه تودههای مسلمان، اعم از عالم و عامی، در سراسر جهان به حرکت در آمدهاند.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جنبش بیداری اسلامی وارد مرحلهای جدید شد و جهشی توأم با عمق فکری را در جغرافیای اسلام بهویژه در میان تودهها و لایههای خفتهی جوامع اسلامی به وجود آورد. به گونهای که بیداری اسلامی از حالت دفاع انفعالی خارج و در موضع تهاجم فکری و رفتاری قرار گرفت و در اشکال جریانها و نهادهای سیاسی و حتی جنبشهای مقاومت رخ عیان نمود.
بیداری منتج از انرژی آزادشده از انقلاب اسلامی که برای اولینبار در شکل یک نظام سیاسی ظاهر شد به زودی به حوزهی مدیریت سیاسی و دیپلماتیک وارد و سایر نظامهای سیاسی جهان اسلام را متأثر کرد. در شرایط کنونی حضور قدرتمند حرکت بیداری اسلامی با محوریت نظام جمهوری اسلامی ایران و کارکرد آن در شکل مردمسالاری دینی و تحت مدیریت جنبشها و جریانهای سیاسی و مقاومت، معادلات قدرت در روابط بینالملل را دچار تحول کرده و در حال سامان دادن معادلهی جدیدی است که معارض با معادلات تعریف شده از سوی لیبرال دموکراسی به محوریت غرب است. این وضعیت به وضوح قدرتهای بزرگ و مدعی هژمون جهان را به وحشت انداخته است، بهطوریکه تمام امکان خود را بسیج کردهاند که از تکمیل سیکل معادلهی جدید قدرت در منطقه با مدیریت «اسلام سیاسی» تحت نفوذ و هدایتگری ایران جلوگیری بهعمل آورند، چرا که آنها این بیداری اسلامی را که هم اکنون در چهرهی جنبشهای مقاومت در لبنان، فلسطین و عراق با قدرت رخ نموده است به عینه دیدهاند.
کلید واژهها:
بیداری، اسلامی، معادلات، جهان