newspart/index2
استقلال جمهوری اسلامی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
استقلال جمهوری اسلامی

در دوران رژیم گذشته، درواقع بیگانه‌ها بر این کشور مسلّط بودند. ظاهراً رژیم، رژیم ایرانی بود، اما در باطن تحت تسلّط بیگانگان ‌قرار داشت. اگر با آن زمان مقایسه کنید، امروز به برکت آزادی و استقلال، ایران پیشرفت زیادی کرده است و باز هم خواهد کرد و ‌بیشتر، پیش خواهد رفت‌.‌1373/08/11
لینک ثابت
استقلال جمهوری اسلامی

استقلال از قدرتهای بزرگ را ملّت ایران انتخاب کرده است. مگر امروز در ایران کسی جرأت دارد دَم از وابستگی به یک قدرت و ‌جناح در دنیا بزند؟ اگر بزند، این ملّت جوابش را میدهد. این ملّت، ملّتی آزاد و مستقل است.‌1373/08/11
لینک ثابت
استقلال جمهوری اسلامی

ما یک ملت آزاد و مستقل هستیم. ما میاندیشیم و عمل میکنیم. ما نگاه نمیکنیم که این و آن چه میگویند، تا دستورالعمل خود ‌را از گفته قدرتها انتخاب کنیم. ما مصالح ملت و کشور و بینشِ درست و استدلالِ صحیح را چراغِ راهِ خودمان قرار میدهیم. اتّکای ‌ما به خدا و به این ملت بزرگ است.‌1373/07/13
لینک ثابت
استقلال جمهوری اسلامی

ما یک ملت آزاد و مستقل هستیم. ما میاندیشیم و عمل میکنیم. ما نگاه نمیکنیم که این و آن چه میگویند، تا دستورالعمل خود ‌را از گفته قدرتها انتخاب کنیم. ما مصالح ملت و کشور و بینشِ درست و استدلالِ صحیح را چراغِ راهِ خودمان قرار میدهیم. اتّکای ‌ما به خدا و به این ملت بزرگ است.‌1373/07/13
لینک ثابت
استقلال جمهوری اسلامی

وجود جمهوری اسلامی در سطح جهان به حدّی مانع از پیشرفت اهداف استکباری امریکا و اسرائیل است که آنها وقتی وسیله ‌دیگری به دست نمی‌آورند، به هر وسیله‌ای، ولو سست و واهی متمسّک میشوند و با جمهوری اسلامی مقابله میکنند. این بسیار ‌مهم است‌.‌‌... از این نظر حائز اهمیت است که نشان میدهد یک دولت مستقل؛ دولتی که تسلیم هدفهای استکباری نمیشود، تا چه ‌حد برای نقشه‌های استکباری خطرناک است‌.‌‌ آنچه که مستکبران عالم و در رأس آنها امریکا از کشورهای در حال توسعه و جهان ‌سوم و غیره میخواهند، آن است که دستگاههای حاکم بر این کشورها، در بست تسلیم سیاستهای امریکا باشند. اگر چنین ‌حکومتی بر کشوری حاکم بود، هر عیب و علّتی در آن کشور باشد، برای آنها قابل قبول است و حرفی از عدم رعایت حقوق بشر در ‌آن کشور نمیزنند. حتّی اگر آن کشور یک مجلس صوری قانونگذاری هم نداشته باشد، نمیگویند این‌جا دمکراسی نیست؛ ‌نمیگویند این‌جا حکومت خان‌خانی و فامیلی است؛ نمیگویند این‌جا حقوق بشر تضییع و پایمال میشود. معیار درنظر آنها تسلیم و ‌سرسپردگی و دست بسته بودن حکومتها و دولتها در مقابل امریکاست. اگر این امر حاصل شود، آن کشور و دولت و مسؤولان، از ‌نظر دولتمردان امریکا مردمانی قابل قبول و بیاشکالند. دیگر نه لازم است فشاری بر آنها وارد آید و نه تبلیغاتی علیه‌شان انجام ‌شود. اما اگر کشوری دارای دولت مستقل و حکومت متّکی به مردم بود؛ عقاید و فرهنگ خودش برایش معتبر بود؛ مصالح ملتش ‌برایش معیار و ملاک بود؛ مواضع خود را از روی اعتقاد و نه به خاطر فشار این و آن، خود اتّخاذ میکرد، این کشور از نظر آنها مردود ‌است. حتی اگر بهترین نوع دمکراسی، بهترین مجلس مقنّنه و بهترین دولت مردمی را هم داشته باشد، آن را به نداشتن اینها متّهم ‌میکنند... جرم جمهوری اسلامی از نظر مستکبرین عالم این است که به اسلام، به استقلال و به مصالح ملت خود پایبند است. ‌برادران و عزیزان من! رمز قدرت جمهوری اسلامی این است. رمز این‌که تا امروز نتوانسته‌اند ضربه قاطعی بر جمهوری اسلامی وارد ‌کنند، همین است‌.‌1373/06/04
لینک ثابت
استقلال جمهوری اسلامی

جرم جمهوری اسلامی از نظر مستکبرین عالم این است که به اسلام و استقلال و مصالح ملت خود پایبند است. برادران و عزیزان ‌من! رمز قدرت جمهوری اسلامی این است. رمز این‌که تا امروز نتوانسته‌اند ضربه قاطعی بر جمهوری اسلامی وارد کنند، همین ‌است‌.‌1373/06/04
لینک ثابت
استقلال جمهوری اسلامی

‌[یک خصوصیت] دستگاه سیاسی[نظام اسلامی]، استقلال آن است. مسؤولین این دستگاه، زیر بار کسی نیستند؛ از هیچ قدرتی ‌واهمه ندارند و فرمان قدرتمندان عالم را که مسلّح و مجهّز به ابزارهای زر و زورند، به هیچ میگیرند. این هم موردی کمیاب در ‌عالم است‌.‌1373/03/14
لینک ثابت
وابستگی شاه پهلوی در عزل و نصب‌ها به آمریکا

بعد از آن‌که انقلاب اسلامی در این کشور پیروز شد و نظام قبلی که دربست در اختیار قدرتهای استکباری بود، برافتاد، قدرتهای بزرگ استکباری، بیشتر عصبانی شدند و مبارزه، تندتر و خشن‌تر شد. شما ملاحظه کنید که روزگاری نه چندان دور، در این تهرانِ مرکز کشور، حکومتی بر سرِکار بوده است که شاهِ آن وقتی می‌خواست نخست‌وزیری برای خود انتخاب کند، اوّل از امریکاییها می‌پرسید: شما موافقید من فلانی را انتخاب کنم یا نه؟ وقتی می‌خواست مدیر شرکت نفت یا وزیر دفاع و یا رئیس ستاد ارتش را عوض کند - «زید» را بردارد و «عمرو» را بگذارد - از سفیر امریکا خواهش می‌کرد که «شما یک تُکِ پا به محلّ اقامت من تشریف بیاورید تا ببینیم سیاست شما با چنین تعویضهایی مخالفت دارد یا ندارد؟» به معنیِ ساده‌تر،از آنها کسب تکلیف می‌کرد! استکبار هم عادت به تعارف کردن ندارد که تا ببیند طرف کوتاه آمد، بگوید: «ببخشید! ما با شما عرضی نداریم.» هرگز این طور نیست! شما در مقابل استکبار و استعمار، هر چه بیشتر خم شوید، بیشتر فشار وارد می‌کند. اگر سرتان را پایین آورید، فشار خود را راحت‌تر وارد می‌کند تا به سجده بیفتید! وقتی هم در مقابلش به خاک افتادید و سجده کردید، پایش را محکم روی شما می‌گذارد! این، خاصیت قدرتهای استکباری و متجاوز است. باری؛ آنها در مقابل چنان شاهی، که چنین کسب تکلیف می‌کرد، گاهی می‌گفتند: «عیبی ندارد. اگر شما فلان کس را به فلان سمت منصوب کنید ما حرفی نداریم و موافقیم.» البته، گاهی هم با انتصابهای او مخالفت می‌کردند و نمی‌گذاشتند هر کس را که دلش می‌خواست عزل و یا نصب کند! فکرش را بکنید! چنان حکومتی، تا پانزده سال پیش در این کشور و در این شهرِ تهران حاکمیت داشته است!
خوب؛ در هنگامه‌ی تسلّط چنان حکومتی بر ایران، نفت این مملکت، فولاد این مملکت، زغال سنگ این مملکت، منابع این مملکت، کشاورزی این مملکت، دانشگاه این مملکت و ارتش این مملکت، چه وضع و حالی داشت و در خدمت چه کسی بود؟ بدیهی است که در خدمت آن قدرتِ مستکبر و زورگو بود. البته آن زورگو هم همیشه یک کشور استکباری نبود. تا مدّتی انگلیسیها بودند. بعد که امریکاییها به عنوان یک قدرتِ تازه نفس و پولدار و جوان، وارد میدان شدند، آن رقیبِ پیرِ قدیمی و کهنه را بیرون انداختند و خودشان همه کاره‌ی این‌جا شدند.
در چنین وضعیّتی، انقلاب پدید آمد و آن حکومتِ نوکرِ مخلصِ حلقه به گوشِ ارادتمندِ «هرچه شما بفرمایید» را بیرون انداخت و حکومتی بر سرِ کار آورد که سرِ تسلیم در مقابل فلک هم خم نکرد و نمی‌کند. حکومتی را که انقلاب بر سرِ کار آورد، حتّی برای یک لحظه هم در مقابل دو ابرقدرت امریکا و شوروی تسلیم نشد.1373/01/24

لینک ثابت
وابستگی سیاسی محمدرضا پهلوی در عزل و نصب‌ها به آمریکا و انگلیس

ملت ایران، به فضل پروردگار در مقابل همه‌ی فشارها و تهدیدهای دشمنان مقاومت کرده است؛ آن هم مقاومتی بسیار با عظمت و با شکوه. همین مقاومت شماست که ملتهای دیگر را امیدوار نگه داشته است. دشمن می‌خواهد این مقاومت را در هم بشکند. این‌که می‌بینید سردمداران استکبار جهانی، پیوسته شعار می‌دهند «ما مایلیم با ایران روابط داشته باشیم»، اظهاراتی ریاکارانه و خلاف حقیقت است. معنای واقعی این اظهارات و شعارها، محبّت به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی نیست. به معنای قبول کردن اشتباهات گذشته‌شان نیست. به معنای تعهّد نسبت به آینده - که بعد از این به ملت ایران زورگویی نکنند - نیست. این یک نوع فریب است. به ظاهر می‌گویند «ما آماده‌ایم روابط برقرار کنیم» و متعاقب آن عنوان می‌کنند «مشروط بر این‌که ایران از حرفهای افراطی خود صرف نظر کند.» حرفهای افراطی ما چیست؟ یکی از حرفهای افراطی نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران، همین است که می‌گوییم «نمی‌خواهیم دولتهای استکباری در کار ما دخالت کنند.» این حرف، افراطی است؟! این حرف، به نظر سردمداران استکبار، حرفی نگفتنی است! می‌گویند چرا عنوان می‌کنید که «در کار ما دخالت نکنید»؟! در همین منطقه‌ی خاور میانه و منطقه‌ی اسلامی خودمان، دولتهایی را می‌شناسیم که اگر بخواهند با دولتی دیگر رابطه برقرار کنند، از امریکا اجازه می‌گیرند! به امریکا می‌گویند: شما اجازه می‌دهید ما با فلان دولت، رابطه داشته باشیم؟ این را خودشان می‌گویند. حیا نمی‌کنند و خجالت هم نمی‌کشند!
در همین کشور ایران، محمّدرضا پهلویِ خائن، برای این‌که کدام نخست‌وزیر سرِ کار بیاید؛ کدام رئیس شرکت نفت سرِ کار بیاید؛ کدام وزیر دفاع و یا کدام وزیر خارجه سرِ کار بیاید، دنبال سفرای امریکا و انگلیس در تهران می‌فرستاد و به آنها می‌گفت: می‌خواهم فلان کس را بیاورم. نظر شما چیست؟ اگر آنها می‌گفتند «بیاور»، می‌آورد و اگر می‌گفتند «نیاور»، نمی‌آورد! امریکاییها این را می‌خواهند. استکبار جهانی این را می‌خواهد.1373/01/01

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی