newspart/index2
استعمار / استعمار نو/استعمار فرانو/استکبار
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
در دست انسان های صالح بودن علم،لازمه خدمت آن به بشریت

در دنیا برای این‌که [غربی ها] ثابت کنند که علم ذات سکولار دارد و دانش با ارزشها کاری ندارد، خیلی سعی شد و برایش فلسفه درست کردند؛ استدلال کردند و بحث کردند برای این‌که مفهوم دانش را یک مفهوم مجردِ از ارزشها معرفی کنند؛ درست نقطه‌ی مقابل کاری که الان شما کرده‌اید. شما می‌گویید جهاد دانشگاهی؛ جهاد یک ارزش است. حقیقت مطلب هم این است که علم و عقل ابزار دو جنبه‌یی است؛ می‌تواند در خدمت ارزشها قرار بگیرد، می‌تواند در خدمت حیوانیت و سَبُعیت قرار بگیرد. بستگی به این دارد که مدیریت علم با چه کسی است. اگر مدیریت علم به دست انسانهای دنیاطلب و قدرت‌طلب و زراندوز و سلطه‌طلب بود، همین می‌شود که امروز شما در دنیا مشاهده می‌کنید؛ یعنی علم ابزاری برای استعمار، استثمار، تحقیر ملتها، اشغالگری و برای ترویج فحشاء، سکس و هروئین خواهد شد. اگر علم نبود، استعمار هم نبود. اروپاییها به برکت علمشان توانستند در دنیا راه بیفتند و ملتها را زیر سلطه‌ی استعمار بگیرند و به اختلاف مناطق، صد، صدوپنجاه و دویست سال ملتها را عقب نگه دارند و آنها را از سرمایه‌های مادی خودشان محروم کنند؛ استعدادهای انسانی‌شان را سرکوب کنند و کشتار به راه بیندازند. وقتی علم در مدیریت انسانهایی قرار گرفت که جز به جنبه‌های حیوانی زندگی نمی‌اندیشند، همین خواهد شد. اما اگر علم به‌وسیله‌ی بندگان صالح مدیریت شد، آن‌وقت خدمت می‌کند و زیان نمی‌رساند. اگر آن کسانی که انرژی هسته‌یی را کشف کردند، اهل فضیلت و تقوا بودند، اگر آن کسانی که آن را به‌کار گرفتند، اهل فضیلت بودند و بندگان صالح، هرگز حادثه‌ی هیروشیما پیش نمی‌آمد. تا امروز هم که شما نگاه می‌کنید، می‌بینید که اینها تا آن‌جایی که می‌توانند، همچنان از این نیروی مخرب استفاده می‌کنند. این قدرتها توان هسته‌ییِ ضعیف شده را در جنگ ده، دوازده سال پیش که با عراق داشتند به‌کار بردند، در همین حوادث هم از آن استفاده کردند، و در بعضی از مناطق دیگر دنیا هم این سلاح را به‌کار بردند که مایه‌ی قطع نسل و حرث شد؛ «یهلک الحرث و النّسل واللَّه لایحبّ الفساد»(1) که منطبق بر آیه‌ی قرآنی است. انسانها را مقطوع‌النسل و زمینها را ضایع کردند. سالهای متمادی - خدا می‌داند - آثار مخرب آن اشعه‌ی مسموم‌کننده و نابودکننده را برای ملتها و برای نسلهای آینده باقی گذاشتند. اگر مدیریت علم دست انسانهای صالح باشد، این مسائل پیش نمی‌آید و علم در خدمت بشریت قرار خواهد گرفت؛ چون این ظرفیت را دارد و می‌تواند این‌طور باشد. بنابراین، این‌که ما بیاییم علم را سکولاریزه کنیم؛ ثابت کنیم که علم نمی‌تواند با ارزش همراه باشد، یک مغالطه‌ی بسیار بزرگ و فریب بزرگ برای ذهن انسانهاست؛ نخیر، علم می‌تواند با ارزش همراه باشد. معنویت اسلامی با حیوانیت، با فساد و با سوءاستفاده‌ی از علم مشکل دارد، نه با دانش و فناوری و تحقیق. می‌تواند معنویت همراه با علم باشد و می‌تواند نتایج دانش و پژوهش در جهت معنویت حرکت کند.1383/04/01

1 ) سوره مبارکه البقرة آیه 205
وَإِذا تَوَلّىٰ سَعىٰ فِي الأَرضِ لِيُفسِدَ فيها وَيُهلِكَ الحَرثَ وَالنَّسلَ ۗ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الفَسادَ
ترجمه:
(نشانه آن، این است که) هنگامی که روی برمی‌گردانند (و از نزد تو خارج می‌شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش می‌کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود می‌سازند؛ (با اینکه می‌دانند) خدا فساد را دوست نمی‌دارد.
لینک ثابت
استعمار

اگر مدیریت علم به دست انسانهای دنیاطلب و قدرت‌طلب و زراندوز و سلطه‌طلب بود، همین میشود که امروز شما در دنیا مشاهده میکنید؛ یعنی علم ابزاری برای استعمار، استثمار، تحقیر ملتها، اشغالگری و برای ترویج فحشاء، سکس و هروئین خواهد شد. اگر علم نبود، استعمار هم نبود. اروپاییها به برکت علمشان توانستند در دنیا راه بیفتند و ملتها را زیر سلطه‌ی استعمار بگیرند و به اختلاف مناطق، صد، صدوپنجاه و دویست سال ملتها را عقب نگه دارند و آنها را از سرمایه‌های مادی خودشان محروم کنند؛ استعدادهای انسانیشان را سرکوب کنند و کشتار به راه بیندازند. وقتی علم در مدیریت انسانهایی قرار گرفت که جز به جنبه‌های حیوانی زندگی نمیاندیشند، همین خواهد شد1383/04/01
لینک ثابت
استعمار

من به حوادث دوران استعمار که نگاه میکردم - دوران استعمار تقریباً از اواخر قرن هجدهم میلادی شروع شد، در قرن نوزدهم به اوج رسید و تا اواسط قرن بیستم هم ادامه پیدا کرد. حرکت استعمار یعنی حضور قدرتهای مسلط نظامی و سیاسىِ دنیا در کشورهایی که میتوانستند با استفاده از زور در آنها حضور پیدا کنند و منافع خودشان را از آن‌جاها تأمین کنند و در واقع از موجودىِ مادی و معنوی آن کشور سرمایه‌یی برای خودشان بسازند، همان چیزی که آنها اسمش را استعمار گذاشتند و امروز هم اطلاق میشود - میدیدم هرجا که اینها وارد شده‌اند، اگر این توانایی را پیدا کرده‌اند که فرهنگ آن ملت را مضمحل کنند و تحت تأثیر قرار دهند و تضعیف کنند، پایه‌های قدرتشان در آن‌جا مستحکم شده و اگر در جایی فرهنگ ملی و بومی به‌خاطر کهنسال بودن، ریشه‌دار بودن و برجسته بودن مضمحل نشده و از بین نرفته، استعمارگرها و اشغالگرها نتوانسته‌اند مدت زیادی از آن‌جا منافع خودشان را تأمین کنند و ناچار شدند که آن منطقه را رها کنند. این در مورد همه‌ی جهانگشاییها و کشورگشاییهای دورانهای گذشته‌ی تاریخ هم - که ما در تاریخ میخوانیم - صادق است1383/02/28
لینک ثابت
استعمار

اگر دشمنان بتوانند با اِعمال قدرت این منطقه را تصرف کنند، دنیای اسلام باز هم مثل دوران استعمار، صد سال دیگر عقب خواهد افتاد و صد سال دیگر فاصله‌ی امت اسلامی با دنیای مدرن و صنعتی بیشتر خواهد شد.1383/02/18
لینک ثابت
استعمار

دهها سال قدرتهای استعماری بر ایران سلطه و سیطره داشتند. بلاهایی که دولت استعمارگر انگلیس در طول دهها سال بر سر ملت ایران آورد، فراموش نشدنی است. انقلاب مشروطیت را مصادره کردند، دیکتاتوری سیاه رضاخان را بر این مردم تحمیل کردند، نفت را غارت کردند، کشور را عقب نگه داشتند، ملت را مورد اهانت قرار دادند و ذلیل کردند و حقّ عمومی یک ملت را در طول دهها سال پامال نمودند. بعد هم که قدرت انگلیسیها در سطح بین‌المللی رو به کاهش رفت، امریکاییها خود را سرِ این سفره رساندند و تطاول را شروع کردند. دیکتاتورىِ بیست و پنج ساله سیاه محمّدرضا و همان جنایتهایی که انگلیسیها میکردند، به‌وسیله امریکاییها در ایران صورت گرفت و روزبه‌روز پنجه قدرتشان را در این کشور بیشتر فرو میکردند. ثروتها را می‌بردند، فرهنگ اسلامی و ملی را نابود میکردند و فرهنگ بیگانه‌پرستی را به جای آن رسوخ میدادند. همه چیزِ این کشور تحت سلطه و در پنجه آنها بود و رمق این ملت را کشیده بودند.1382/11/15
لینک ثابت
استعمار

بزرگترین بلایی که مستقیم و غیرمستقیم در این دویست سالِ دوران استعمار بر سر ملتهای مشرق و بخصوص ملتهای اسلامی آمد،... [این] بود که در مقابل تبلیغات غرب مرعوب شدند و عقب‌نشینی کردند. این تهاجم خونین و بسیار سهمگین را که سردمداران استکبار غربی از طریق فرهنگ به آنها کردند، نتوانستند تحمّل کنند و مجبور شدند عقب‌نشینی کنند و دستهایشان را بالا ببرند. در همه‌ی زمینه‌های زندگی، غربیها و اروپاییها فکری را پرتاب کردند که هرکس با آن مخالفت کرد، شروع کردند به هوچیگری و مسخره و اهانت کردن؛ فشار آوردند تا فرهنگ خودشان را حاکم کنند1382/09/26
لینک ثابت
استفاده انگلیس از کشتیهای بخار برای استعمار هند

بر اثر شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مسأله‌ی استعمار- كه نقش استعمار در مطلبی كه مورد نظر من است، بسیار زیاد است- بخشی از دنیا زودتر از یك بخش دیگر و به كمك وسیله‌ی شتابنده‌ای به سمت قلّه‌های علمی حركت كرد. این بخش از این وسیله‌ی شتابنده استفاده كرد و به جلو رفت و این وسیله را روز به روز شتابنده‌تر و تواناتر كرد و با بالا بردن كاربری آن، به دستاوردهای علم رسید؛ درحالی‌كه ما با همه‌ی پیشرفت علمی، محاط به جهالتهای فراوانیم. ساكنان آن بخش از دنیا، پیشرفتهای علمیِ شگفت‌آوری كردند و بعد هم سیاست كلّی‌شان این شد كه علم را در اختیار خودشان بگیرند و اجازه ندهند كه كشورهایی كه عقب مانده‌اند، به آن‌ها برسند و یا از آن‌ها جلو بزنند! حتماً شما از محدودیتهایی كه برای برخی از فناوری‌های پیشرفته وجود دارد كه مطلقاً نبایستی به هیچ نقطه‌ای از نقاط دنیا درز پیدا كند، مطالب زیادی شنیده‌اید.
استعمار، هم در پیشرفت علمیِ یك بخش از دنیا نقش داشت و هم توانایی‌اش بر استعمار، ناشی از میزان پیشرفت علمی‌اش بود كه از آن پیشرفت، استفاده‌ی سیاسی كرد. مانند انگلیس كه از كشتی بخار برای استعمار هند استفاده نمود و استعمار هند كمك كرد كه كشتی بخار به كشتیهای پیشرفته‌تری تبدیل شود و تسلّط بر هند و نقاط دیگر را نیز بیشتر كند. به این ترتیب، علمی كه محدود و محصور به خودشان بود، در خدمت استعمار قرار گرفت و استعمار در خدمت علم!
ما باید از محاصره‌ی موجود كه كشورهای جهان سوم در آن قرار گرفته‌اند، خودمان را خارج كنیم. این فقط وظیفه‌ی ما نیست، بلكه وظیفه‌ی همه‌ی ملتهای دنیاست كه در دوره‌ای از كاروان علم عقب ماندند. من اعتقاد راسخم- كه این اعتقاد با نظر خبرگان و كارشناسان فن تأیید شده است- این است كه ما می‌توانیم این كار را بكنیم. این مُهر «نمی‌توانیم» و «نمی‌توانید» را كه یكی از بخشهای عمده‌ی سیاست فرهنگی دشمنان بوده، بایستی از ذهن خودمان پاك كنیم.1382/08/08

لینک ثابت
استعمار

بر اثر شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مسأله استعمار - که نقش استعمار در مطلبی که مورد نظر من است، بسیار زیاد است - بخشی از دنیا زودتر از یک بخش دیگر و به کمک وسیله شتابنده‌ای به سمت قلّه‌های علمی حرکت کرد...
استعمار، هم در پیشرفت علمىِ یک بخش از دنیا نقش داشت و هم تواناییاش بر استعمار، ناشی از میزان پیشرفت علمیاش بود که از آن پیشرفت، استفاده سیاسی کرد. مانند انگلیس که از کشتی بخار برای استعمار هند استفاده نمود و استعمار هند کمک کرد که کشتی بخار به کشتیهای پیشرفته‌تری تبدیل شود و تسلّط بر هند و نقاط دیگر را نیز بیشتر کند. به این ترتیب، علمی که محدود و محصور به خودشان بود، در خدمت استعمار قرار گرفت و استعمار در خدمت علم!1382/08/08

لینک ثابت
استعمار

چقدر انسان‌ها در اطراف عالم به‌خاطر سلطه‌ی استعمارگرانی که با ابزار علم بر آن‌ها تاختند و سلطه پیدا کردند، امروز از منابع حیاتیِ متعلّق به خود محرومند و در فقر و مسکنت و محرومیت و بیچارگی زندگی می‌کنند! امروز هم همین‌طور است. امروز استکبار جهانی - استعمار به شکل نوین در دنیا - با تکیه به علم و با ابزار علم انسان‌ها را بیچاره می‌کند؛ آن‌ها را به زنجیر می‌کشد و دچار مرگ و نیستی و نابودی می‌کند.1382/07/02
لینک ثابت
استعمار

امروز... در دنیا و در سطوح مختلف، با همه مفاهیمی که در مجموعه تفکّرات نظام اسلامىِ برخاسته از اسلام است، مقابله و مبارزه میشود. با حاکمیت دین، با تکفّل دین نسبت به امور زندگی مردم، با سازگاری مردم‌سالاری با دین، هم در میدان نظر و هم در میدان عمل، مقابله و مبارزه میشود؛ همچنان‌که با وحدت امّت اسلامی هم به‌شدّت مبارزه میشود، که این از تجربه‌های قدیمی استعمار است.
امروز ما میبینیم در نقاط مختلف دنیا دشمنان مسأله جنگ طایفه‌ای و عقیدتی را بین مسلمانان به‌جد تعقیب میکنند. همین الان در عراق به بخشی از دنیای اسلام این‌طور تفهیم میکنند که حکومت آینده عراق دستِ شیعه خواهد افتاد و این برای آنها خطر است. به شیعه هم این‌گونه تفهیم میکنند که دشمنان شما سنّیها هستند. آنها سیاستهای خود را این‌طور پیش میبرند تا بین شیعه و سنّی و بین طوایف مختلف اسلامی اختلاف بیندازند. این از سیاستهای کهنه و قدیمی استعمار است، که انگلیسیها هم در این سیاست جزو کهنه کارها هستند و خوب بلدند؛ در داخل کشور ما هم تلاشهایی در این زمینه میکنند.1382/06/19

لینک ثابت
استعمار

از روزی که استعمار وارد کشورهای اسلامی شد، همه تلاش استعمارگران و سلطه‌گران این بود که ابعاد سیاسی و اجتماعی اسلام، عدالتخواهی، آزادیخواهی و استقلال‌طلبی اسلام را از اسلام حذف کنند. سلطه‌گران برای این‌که استیلای خود را بر ملتها و منابع کشورهای اسلامی هرچه بیشتر گسترش دهند، خود را ناچار میدیدند که ابعاد سیاسی اسلام را از اسلام جدا کنند و اسلام را به معنای تسلیم در مقابل حوادث، تسلیم در مقابل اشغالگر و تسلیم در مقابل دشمن ظالم و قوی پنجه تفسیر کنند.1382/03/14
لینک ثابت
استعمار

از روزی که استعمار وارد کشورهای اسلامی شد، همه تلاش استعمارگران و سلطه‌گران این بود که ابعاد سیاسی و اجتماعی اسلام، عدالتخواهی، آزادیخواهی و استقلال‌طلبی اسلام را از اسلام حذف کنند.1382/03/14
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی