ما پیش بردهایم و توانستهایم در جهتهایی که انقلاب برای ما ترسیم کرده، به شکل محسوس پیشروی کنیم. این شوخی است که مراکز قدرت سیاسی دنیا تصریح کنند که ایران به یک قدرت منطقهیی تبدیل شده و اگر فلان کار و فلان کار را نکنیم، به یک قدرت جهانی تبدیل خواهد شد؟ این چیز کمی است؟ شما خیال میکنید در دنیای فوق مدرن پیشرفتهی علمی و این همه ثروت متراکم، این چیز کمی است که یک مجموعهی سیاسی به نام دین و معنویت و عدالت و با پشتیبانی مردم بهوجود بیاید و چنین جایگاه و موقعیتی پیدا کند؟ امروز این اتفاق افتاده است. خیمهیی که اینجا سرپاست، ریسمانها و میخهای عمیقی که این خیمه در سرزمین اسلامی دارد، در کشورهای دیگر کوبیده شده است. ما در ملتهای گوناگون عمق استراتژیک داریم. شماها انشاءالله وقتی در عرصههای وسیعتر وارد شوید - به کشورها مسافرت کنید، در میان ملتها حضور پیدا کنید - این را بیشتر احساس میکنید. الان در کشورهای دنیا، جمهوری اسلامی در دل ملتهای مسلمان جا دارد. ما به چیزهایی عادت کردهایم. رؤسای جمهور ایران پا میشوند به کشورهای دیگر میروند. استقبال مردمی از این رؤسای جمهور برای هیچ رئیس جمهوری از هیچ کشوری در هیچ نقطهیی غیر از کشور خودش متصور نیست؛ این یک واقعیت است. بنده هم که زمان ریاستجمهوری به کشورهای بیگانه سفر میکردم، همینطور بود. رئیس جمهور بعد از من، و رئیس جمهور بعد از او هم به کشورهای مختلف رفتند و ملتها نسبت به آنها اظهار عشق و علاقه کردند. این، هنر این رئیس جمهور نیست؛ هنر این حرکت عظیم است؛ هنر این موجآفرینی است؛ هنر هویت شماست؛ هویت نظام جمهوری اسلامی؛ این شأن ماست. ما میتوانیم پایههای غلطی را که قدرت اقتصادی متمرکز متراکم دستگاههای شیطانی برای خودشان بهوجود آوردهاند، به چالش بکشیم. در دنیا جنگ راه میاندازند، قحطی بهوجود میآورند و بحران ایجاد میکنند. یک سرمایهدار ناگهان در چندین کشور بحران مالی بهوجود میآورد. یادتان هست چهار، پنج سال قبل یک سرمایهدار یهودی و امریکایی ساکن اروپا با اسم مشخص و شناخته شده توانست مالزی و اندونزی و فیلیپین و تایلند را ورشکست کند؟ قدرت پول را ببینید. بنابراین قدرتهای اقتصادی میتوانند بحران ایجاد کنند. بحرانآفرینی، جنگآفرینی و ایجاد نظامهای خشن و قسیالقلب - مثل اسرائیل - کار اینهاست. باید اینها را به چالش کشید. کی میتواند؟ یک هویت جمعی بینالمللی زندهی خستهنشو، متکی به ایمان قلبی و دینی؛ این است که نمیگذارد انسان خسته شود. هر چیز دیگری قابل خسته شدن است، جز ایمان با طراوت دینی. این میتواند آن قدرتها را به چالش بکشد و تعدیل کند و در نهایت آنها را از بین ببرد. انشاءالله در حکومت عدل مهدوی (سلام اللهعلیه) و (عجلاللهتعالی فرجه الشریف) این کارها انجام میگیرد؛ منتها ما هم میتوانیم مقدماتش را انجام دهیم؛ اگر همت و اراده و ایستادگی و تدبیر داشته باشیم. این کارها، هم ایستادگی و شجاعت و قدرت میخواهد؛ هم تدبیر و عقل میخواهد. اینها کارهایی که دمدستی باشد و بشود همینطوری تمامش کرد، نیست؛ اما شدنی است و تا الان هم شده است. نظام جمهوری اسلامی که امروز برایش مسألهی هستهیی حل شده است - و البته این فقط یک مثال است؛ بارها من این را گفتهام - همان نظامی است که روز اولی که بهوجود آمد، مستکبران عالم نه تصور میکردند و نه اگر تصور میکردند، یک موی تنشان راضی بود که این کشور بتواند در زمینههای علمی پیشرفت کند. یکی از شما جوانها الان بیان کردند که در اوایل انقلاب ما در دانشگاهها مشکل استاد داشتیم، مشکل پزشک داشتیم، مشکل متخصص داشتیم؛ اما امروز کشور از لحاظ علمی پیشرفته است. البته ما نباید همت خود را کم کنیم. مقداری که پیش آمده، نسبت به آنچه باید پیش میآمد، و نسبت به توانایی ما خیلی کم است.1384/07/24
لینک ثابت
امروز نظام جمهوری اسلامی سر کار است که داعیهی عدالت و مبارزهی با ظلم و دفاع از ارزشهای والای انسانی را دارد. چنین نظامی اگر بتواند مردم خودش را به اوج علمی برساند، قطعا برای مستکبران عالم خطر بزرگی را به وجود خواهد آورد؛ این واقعیتی است که امروز وجود دارد.
با توجه به این واقعیت، ما باید دنبال علم و پیشرفت علمی باشیم. البته پیشرفت علمی هم با تقلید حاصل نخواهد شد؛ با ابتکار و شکستن مرزها و پیش رفتن و فتح مناطق ناگشوده، حاصل خواهد شد. وظیفهی دانشگاهها و مراکز تحقیق خیلی سنگین است. به نظر من آنچه بعضی از دوستان در باب اهمیت تحقیقات مطرح کردند، کاملا درست و متین است. مسؤولان دولتی هم باید این پایه و اساس را - که همان تحقیق است - مورد توجه قرار دهند و بدانند که نه علم و نه فناوری، بدون وجود مراکز فعال تحقیقاتی، پیشرفتی نخواهد داشت. هم دانشگاههای ما، هم مراکز تحقیقاتی خارج از دانشگاهها باید انشاءالله مورد حمایت و توجه قرار بگیرند.
1384/07/21
لینک ثابت
امام ما را به راهی هدایت کرد، هدفهایی را برای ما تعریف کرد، شاخصهایی را در میانهی راه به ما معرفی کرد تا راه را گم نکنیم. فقط در صورت پیمودن این راه است که ما میتوانیم به حیات طیبه برسیم و طعم آن را بچشیم؛ یعنی میتوانیم کابوس فقر و عقبافتادگی را از جامعه و ملت خودمان دور کنیم؛ میتوانیم آرزوی دیرین بشر - یعنی عدالت - را تحقق ببخشیم؛ میتوانیم به تحقیر شدن ملتهای مسلمان خاتمه دهیم؛ میتوانیم طمع قدرتهای استکباری را قدرتمندانه - نه با تملق و اظهار ذلت - از خودمان قطع کنیم؛ میتوانیم اخلاق و تقوا و ایمان را، هم در رفتار فردی خود، و هم در برنامههای کلان کشور حاکم کنیم؛ میتوانیم آزادی را که نعمت بزرگ خداست، با همهی برکاتی که در آن هست، بهدست بیاوریم؛ اینها هدفهای امام است. حرکت امام و انقلاب امام و نظامی که او معمار آن بود، برای تحقق این هدفها بهوجود آمده است. پس راه امام، راه ایمان و راه عدالت و راه پیشرفت مادی و راه عزت است. ما پیمان بستهایم که این راه را ادامه دهیم و به توفیق الهی ادامه خواهیم داد. امام این راه را بهروی ما باز کرد و این هدفها را برای ما تعریف کرد. او با ارادهی قاطع و با دست توانای خود، به کمک این ملت، اساسیترین مرحلهی این راه طولانی را طی کرد و دنیای اسلام را متحول نمود. مردان خدا اینطورند؛ علیرغم بیاعتنایی به زخارف دنیا میتوانند دنیایی را متحول کنند. عامل اصلی قدرت آنها، بیاعتنایی به زخارف دنیاست. مردان خدا نظرشان به همه چیز و همه کس، تابع نظرشان به خداست. مردان خدا به تاریخ روح میبخشند، و روح بخشیدهاند. تاریخ حقیقی و معنوی بشر را مردان خدا نوشتهاند. شما نگاه کنید؛ امروز با اینکه هزاران سال از دوران ابراهیم و موسی و عیسی میگذرد، مفاهیمی که هدیهی آنها به بشریت است، امروز برترین مفاهیم رایج بشری است. امروز اگر سخن از آزادی و کرامت بشر میرود، اگر حقوق انسان در جوامع مطرح میشود، اگر عدالت و رفع تبعیض همچنان در دنیا یک شعار جذاب است، اگر مبارزهی با فساد و مفسدان و مبارزهی با ظلم و توجه به ایثار و فداکاری در راه حق در چشم بشریت جذاب و شیرین است، بهخاطر این است که این مفاهیم را پیغمبران - این مردان خدا - به تاریخ عرضه کردند و آنها را در اختیار بشریت قرار دادند. بنابراین مردان خدا تاریخ را متحول میکنند. آنها با امید به خدا و با خشیت از پروردگار، ناممکنها را ممکن میکنند. با خوف و رجاء مادی و حیوانی نمیشود انسان و انسانیت را متحول کرد. بیم و امید مردان خدا از قبیل بیم و امید اهل دنیا نیست؛ دلبستگی آنها به خداست؛ توکلشان به خداست؛ خشیت آنها از نافرمانی خداست؛ آنها همهی قوانین طبیعت را - که دست قدرتمند الهی سررشتهدار آنهاست - در خدمت هدفهای خود میبینند و با توکل به خدا حرکت میکنند؛ لذا دنیایی را متحول میکنند. امام بزرگوار ما از زمرهی چنین مردانی بود.1384/03/14
لینک ثابت
البته ما وارد این راه شدیم و قدری هم پیش رفتیم و نتایج آن مقدار پیشرفت را هم داریم مشاهده میکنیم. چقدر در این مملکت کار شده است؛ چقدر از لحاظ علمی و فناوری این کشور پیشرفت کرده است؛ چقدر اعتماد به نفس جوانان در میدانهای مختلف علمی، فناوری و فعالیتهای گوناگون بالا رفته است. ملتی که به او تفهیم کرده بودند هیچ کاری نمیتواند بکند و همه چیز را باید دیگران بکنند و او باید بنشیند و تماشا کند و از آنها گدایی کند، در حال حاضر به احساس استغناء و توانایی رسیده و افقهای جدیدی را در مقابل خود ترسیم کرده است. ما خیلی پیشرفت کردهایم؛ اما هنوز در اوایل راه قرار داریم و خیلی بیش از این باید پیشرفت کنیم.
1384/03/03
لینک ثابت
امروز کشور برای کار، میدان وسیعی است. مدیران کارآمد اگر بیایند کار و تلاش کنند و نشاط به خرج دهند، میدان برای کار خیلی باز است. ما میتوانیم بسیاری از مشکلات مادی جامعه را برطرف کنیم. خوشبختانه در دولتهای قبلی زیربناهای خوبی در کشور فراهم شده و کارهای خوبی صورت گرفته است - این را من بارها گفتهام - این کارها را باید به زندگی مردم وصل کنند؛ کاری کنند که مردم طعم شیرین خدماتی را که در کشور انجام میگیرد، بچشند؛ در هیچ نقطهیی از کشور فقر نباشد - عدالت برقرار باشد - فساد نباشد و افراد مفسد از دستگاههای تصمیمگیر طرد شوند و امکان دخالت پیدا نکنند؛ اینها چیزهایی است که ما باید مورد توجه قرار دهیم. مطمئن باشید وقتی نیت من و شما خیر باشد و بخواهیم برای خدا کار کنیم و از خدای متعال کمک بخواهیم و آنچه در وسع داریم، انجام دهیم، یقینا خدای متعال نتیجهی شیرین را لطف خواهد کرد و به حول و قوهی الهی در این آزمایش بزرگ هم ملت ایران سرافراز بیرون خواهد آمد.
1384/03/03
لینک ثابت
من از اینجا شروع کنم که جوان در ایران اسلامی کنونی ما - شاید در جاهای دیگر هم همینطور باشد؛ من نمیتوانم از لحاظ علمی اظهارنظری بکنم؛ اما آن چیزی که به تجربه و شناخت از نزدیک به آن رسیدهام، در مورد جوان ایرانی کنونی ماست - آرزوهایش خلاصه نمیشود در پیدا کردن خانه و همسر و شغل؛ این، همهی آرزوهای یک جوان نیست. البته اینها نیازهای یک جوان است و دوست دارد تأمین شود؛ اما فراتر از این، آرزوهای بزرگتری هم بهطور طبیعی در جوان ما وجود دارد؛ بخشی مربوط به طبیعت جوانی است - که آرمانگرایی در آن وجود دارد - بخشی مربوط به آرزوهایی است که نظام جمهوری اسلامی برای ملت و آیندهی ما ترسیم کرده؛ برخی شاید بر اثر پیشرفتهایی است که تاکنون با تجربه به دست آمده؛ برخی هم بر اثر ناکامیهایی است که وجود دارد. جوان ما وقتی تبعیض را در جامعه میبیند، آرزوی عدالت اجتماعی در دل او شعله میکشد. جوان ما وقتی فساد را در بخشی از دستگاههای مجموعهی نظام مشاهده میکند، میل به مبارزهی با فساد و آرمان ریشهکنی فساد در درون او شکل میگیرد و او را به حرکت وادار میکند. به این دلایل، کمالجویی و آرمانخواهی در جوانان ایران اسلامی ما وجود دارد.جوان چه میخواهد؟ جوان ما مایل است در کشوری که خانهی اوست، فقر و عقبافتادگی و بدبختی نباشد؛ امنیت و عزت و افتخار وجود داشته باشد؛ صفا و محبت و روشنبینی بر فضای زندگی حاکم باشد؛ میدان کار و تلاش و پیشرفت در برابر او باز باشد؛ احساس پوچی نکند؛ هدف روحی و معنوی و والایی که در دل هر انسانی هست، بتواند آن را اشباع کند. این یک ترسیم کلی از آرمانهایی است که قاعدتا یک جوان ایرانی دارد.1384/02/19
لینک ثابت
در تجربهی غربی، عدالت اجتماعی و حتی دمکراسی واقعی نیست. شما ببینید امروز در کشورهای پیشرفتهی غربی - به قول خودشان - اپوزیسیون به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ اختلاف بر سر این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم؛ حزب کارگر در انگلیس معتقد به حمله است، حزب محافظهکار معتقد است که نه، حمله نکنیم. در فرانسه، فلان آقا معتقد است که با اسرائیل اینطوری برخورد کنیم؛ دیگری معتقد است که نخیر، آنطوری برخورد کنیم. در اتریش و جاهای دیگر هم همینطور است. دعوا بر سر این نیست که اصول پذیرفته شدهی آن کشورها مورد خدشه قرار بگیرد و خدشهکننده اجازه داشته باشد در صحنهی انتخابات یا تبلیغات وارد شود یا به او اعتنایی بشود؛ اینطوری نیست. در دورهی قبل ریاستجمهوری امریکا شخصی که جزو دو حزب معروف امریکا نبود، آمد وارد صحنه شد؛ ثروت زیادی هم داشت و پول زیادی هم خرج کرد؛ اما مطلقا نگذاشتند به مراحل مقدماتی و ابتدایی انتخاب هم برسد؛ با شیوههای گوناگون و روشهای خاص، او را از صحنه خارج کردند.1384/02/19
لینک ثابت
یکروز در آغاز گشایش دروازهی زندگی غربی به روی ایران - که پیشرفت بود، علم بود، ماشین بود و ایرانیها هیچ چیز نداشتند - سیاستمداران و متفکران و نخبگان آن روز ما به جای اینکه وقتی آن پیشرفتها را دیدند، به فکر جوشش از درون باشند - کاری که امیرکبیر در زمان ناصرالدین شاه کرد و میخواست بکند - شصت سال، هفتاد سال بعد از زمان امیرکبیر، آقایی در دورهی مشروطه پیدا شد که گفت راه نجات کشور ایران این است که جسما، روحا، ظاهرا و باطنا فرنگی شود! به جای اینکه برای جبران عقبافتادگیها به درون مراجعه کنند و گوهر خویش را جستجو کنند، به جای اینکه خویش را در خویش پیدا کنند، رفتند سراغ اینکه خود را در راه طی شدهی اروپا پیدا کنند! آنها این اشتباه را کردند. بعد هم رژیم پهلوی بهوسیلهی خود انگلیسیها روی کار آمد و پس از آن، امریکاییها جای انگلیسیها را گرفتند. بهترین انتخاب برای امریکا و انگلیس، رضاخان و محمدرضا بودند؛ چون همان نقشهها، همان فرهنگ، همان وابستگی، همان عقبافتادگی و همان سرپوش گذاشتن بر روی استعدادهای درونی که غرب مایل بود، در کشور به دست کسانی اجرا میشد که بظاهر ایرانی بودند. امروز خطاست که جوان ما بخواهد آن راه را طی کند. آن راه، راه خطایی است.
1384/02/19
لینک ثابت
چرا ما راه دیگران را برویم؟ چرا از خودمان غافل شویم؟ ما میتوانیم؛ ما پیشرفت کردهایم؛ یک نمونهاش جامعهی دانشگاهی ماست. قبل از انقلاب، مرد خیری به نام مرحوم افضلیپور - که من از ایشان تجلیل میکنم؛ شنیدهام همسر ایشان حیات دارند، که از همینجا به همسر ایشان که به مرحوم افضلیپور کمک کردهاند، سلام میکنم - با پول خودش و به قدر توانش، مرکز تحصیلات دانشگاهی کوچکی درست کرد. یک روز در این استان کمتر از سه هزار دانشجو تحصیل میکردند؛ اما امروز کرمان نزدیک به هفتادهزار نفر دانشجو دارد. جمعیت کشور دو برابر شده؛ خیلی خوب، سه هزار نفر یا شش هزار نفر دانشجو باید داشته باشد؛ اما امروز ما در این استان هفتاد هزار نفر دانشجو داریم. این، توسعه و پیشرفت است.1384/02/19
لینک ثابت
آرمانگرایی جوان ایرانی ما عبارت است از ترسیم آیندهیی با این خصوصیات. ما نظام و کشوری میخواهیم که پیشرفته باشد و مردم آن دانشمند و بیدار و زنده باشند؛ غفلتزده و خوابآلوده نباشند؛ کشور برخوردار از عدالت باشد؛ مبرای از فساد باشد؛ طبقهی اشراف بر آن حاکمیت نداشته باشد - چه اشراف سنتی، چه طبقهی جدیدی که ممکن است اسمشان اشراف نباشد، اما در واقع اشراف باشند و به قول آقایان از رانتهای گوناگون اقتصادی استفاده کنند - برخوردار از قدرت و استحکام سیاسی باشد؛ و همهی اینها الهام گرفتهی از معارف دین و اسلام عزیز باشد. اسلام این ظرفیت را دارد که اینها را به ما تعلیم دهد.ما این تجربه را شروع کردهایم. پیشرفتهای زیادی هم در زمینههای مختلف داشتهایم که گوشهی کوچکی از آنها را عرض کردم. البته نواقصی هم داشتهایم. بدیهی است که ساختن چنین دنیایی، تلاش مستمر لازم دارد. ما با چالشهای جهانی مواجهایم و دشمن جهانی داریم. نمیخواهند بگذارند زیر پرچم دین و معنویت و اسلام، جامعهیی با این خصوصیات بهوجود بیاید. این جامعه، اهداف استکباری را هدف قرار میدهد و میکوبد؛ لذا مخالفت وجود دارد. ما با مسائل گوناگونی در عرصهی کشور مواجه هستیم؛ چه مسائل خارجی، چه مسائل داخلی. من همیشه به بعضی از دوستان که میآیند سؤالی میکنند و چیزی میگویند، میگویم میدان مبارزه است. ما یک روز با رژیم طاغوت مبارزه میکردیم و طرف مقابل ما پلیس شاه بود؛ امروز با نظام قدرتطلب خونریز جهانی داریم مبارزه میکنیم. مبارزه مشکلاتی دارد؛ این مشکلات را باید تحمل کنیم و به جان بخریم. بنده خودم برای تحمل مشکلات آماده هستم؛ در هر مسؤولیتی که باشم. ملت ما هم نشان دادهاند که آمادهاند؛ همانطور که یکی از برادران عزیز ما الان گفت. ملت ما امتحان خوبی دادهاند. مبارزه، سختی دارد؛ عقبنشینی و پیشرفت دارد؛ اما همه چیز باید با حساب و کتاب باشد. در جنگ، عقبنشینی هم گاهی تاکتیک است. عقبنشینی غیر از فرار است؛ نباید فرار کرد؛ نباید منهزم شد. عقبنشینی تاکتیکی یکی از فنون جنگ است؛ مثل پیشروی تاکتیکی است. فرار یعنی عقبنشینی بینقشه؛ کمااینکه پیشروی بینقشه هم منجر به شکست خواهد شد. همهچیز باید با میزان و با حساب باشد؛ منتها در جهت حرکت به جلو.بنده نهضت عدالتخواهی را مطرح کردم؛ فضایی در کشور بهوجود آمد و جوانهای ما به این مسأله علاقهمند شدند. این معنایش این نیست که ما از اول انقلاب نهضت عدالتخواهی نداشتیم - چرا، انقلاب بر پایهی عدالت است - اما این تجدید مطلعی شد و روح تازهیی در جوانها بهوجود آورد و همت آنها را برانگیخت. همچنین آزادفکری و تولید علم و امثال اینها آرمان جوان است و برای اینکه به این آرمان برسد، به علم و فعالیت سیاسی منظم و صحیح و کسب تجربه و دانایی احتیاج دارد. جوان باید در خود دانایی را بهوجود بیاورد. دانایی،فقط علم آموختن نیست؛ دانایی به اندیشمندی هم ارتباط پیدا میکند.
1384/02/19
لینک ثابت
این اهداف تعریف شده، منحصر به یک بخش از زندگی انسانها نیست؛ این اهداف شامل زندگی مادی و معنوی مردم است. اسلام مردم خود را خوشبخت و سعادتمند میخواهد. این سعادت فقط با پول بهدست نمیآید؛ فقط با ذکر و عبادت هم بهدست نمیآید. حیات طیبهی اسلامی، زندگییی است که در آن، راه رسیدن به معنویت و اهداف و سرمنزلهای نهایی این راه، از زندگی دنیایی مردم عبور میکند. اسلام دنیای مردم را آباد میکند؛ منتها آبادی دنیا هدف نهایی نیست. هدف نهایی عبارت است از اینکه انسانها در زندگی دنیوی از معیشت شایسته و مناسب، از آسودگی و امنیتخاطر، و از آزادی فکر و اندیشه برخوردار باشند و از این طریق به سمت تعالی و فتوح معنوی حرکت کنند. حیات طیبهی اسلامی شامل دنیا و آخرت - هر دو - است. مسأله این است که زندگی دنیوی - که به سمت اهداف الهی حرکت میکند - باید زندگانی حقیقی و راستین عادلانه را برای مردم تأمین کند. در اسلام، عدالت مسألهی بسیار مهمی است. ارزشی که از نظر اسلام بههیچوجه و در هیچ شرایطی مورد مناقشه قرار نمیگیرد، عدالت است. عدالت، هدف پیغمبران است؛ هدف انقلاب اسلامی هم بوده است. در سایهی عدالت، زندگی مردم میتواند با رفاه و توسعهی مادی به سمت اهداف معنوی هم حرکت کند.
ملت ایران در راه ایجاد جامعهی عادلانه مبارزه و تلاش کرد. نظام مقدس جمهوری اسلامی هدف اصلی خود را ایجاد جامعهی عادلانه قرار داده؛ عدالت با تعریف اسلامی؛ عدالت، همانگونه که اسلام معرفی کرده است؛ بدون انحراف به چپ و راست؛ یعنی صراط مستقیم الهی.
در این راه، ما پیشرفتهای قابل توجهی کردهایم؛ اما برای استقرار نظام عادلانهی اسلامی هنوز باید تلاش شود. مهمترین وظیفهی مسؤولان کشور این است که در جامعه عدالت را معنا ببخشند تا مردم عدالت را احساس کنند؛ عدالت در قانون، عدالت در قضا، عدالت در تقسیم منابع حیاتی کشور، عدالت در برخورداریها و دسترسیهای همهی افراد به امکانات کشور. کشور ما امکانات زیادی دارد؛ این امکانات میتواند یک جامعهی مرفه و پیشرفته و توسعهیافته را برای ملت ایران ایجاد کند؛ منتها شرط اصلی این است که در استفادهی از این منابع، عدالت رعایت شود. نظام جمهوری اسلامی پرچم عدالت را بلند کرده است؛ مردم هم مجذوب همین شعار بسیار مهم و اساسی هستند. نظام جمهوری اسلامی موظف است در همهی مراحل عدالت را تأمین کند و مردم نقاط مختلف کشور و قشرهای گوناگون جامعه را از منابع حیاتی کشور برخوردار سازد. این، وظیفهی اساسی است.
مسؤولان کشور در ردههای مختلف - در سطح کشور، در سطح استانها و شهرها - موظفند عدالت را رعایت کنند و طبقات محروم را همواره مورد توجه قرار دهند. این خطاست اگر خیال کنیم اسلام با پیشرفت و توسعه و رفاه مادی جامعه مخالف است؛ بههیچوجه اینطور نیست. جامعهیی که در آن، پیشرفت علمی و عملی، پیشرفت فناوری و پیشرفت دنیایی مردم وجود داشته باشد؛ اسلام این را برای پیروان خود میپسندد. تشویق اسلام به علم و عمل و تلاش و فعالیت، از همین جهت است. سنت الهی بر این قرار گرفته است که هر ملتی تلاش و کار کند، بدون تردید نتیجهی آن را خواهد دید. بنابراین اسلام حیات مادی مردم را هم تأمین میکند؛ منتها غرق شدن در حیات مادی، فراموش کردن ارزشهای معنوی، ایجاد شکاف بین طبقات جامعه، و فاصله انداختن بین قشرهای مختلف مردم را نمیپسندد و نمیپذیرد؛ و این، نظام اسلامی را ممتاز کرده است.
امروز در دنیا کشورهای توسعهیافته بسیارند، اما در آنها عدالت وجود ندارد؛ اینها الگوی نظام جمهوری اسلامی نیستند. الگوی نظام جمهوری اسلامی، الگوی اسلامی است؛ یعنی الگوی پیشرفت و توسعه و رفاه، همراه با عدالت و برادری و محبت و عطوفت بین قشرها و پرشدن شکاف بین فقیر و غنی در جامعه. پیشرفت جامعه به این شکل که با معنویت همراه است، مورد نظر اسلام است.
خدا را شکر میکنیم که مسؤولان نظام جمهوری اسلامی از آرمانهای اسلامی و آنچه به عنوان اهداف والا برای این انقلاب و این مردم تعریف شده است، تخلف نکردهاند. این اهداف را همه پذیرفتهاند و شرط خدمت به این مردم و شرط احراز مسؤولیتهای اساسی برای این مردم همین است که هر مسؤولی به این اهداف والا و آرمانهای الهی و اسلامی از بن دندان و از عمق جان معتقد باشد و در راه آن تلاش و مجاهدت کند. جاذبهی نظام اسلامی برای ملتهای مسلمان در سراسر دنیا در همین نکتهی اساسی نهفته بود که اسلام را تضمینکنندهی سعادت جوامع اسلامی دانست. ملتهای مسلمان تا قبل از آنکه انقلاب اسلامی به صحنه بیاید، میپنداشتند نام عدالت در اردوگاه چپ و سوسیالیستی است، و رفاه و پیشرفت مادی در اردوگاه راست - یعنی نظام سرمایهداری - قرار دارد. اسلام به صحنه آمد؛ وعدهی زندگی همراه با رفاه مادی و عدالت اجتماعی را به مردم داد و آنها مجذوب این شعار و این حرکت عظیم شدند؛ لذا در تمام دنیای اسلام، نام انقلاب اسلامی و نام امام این انقلاب برای مردم به صورت یک خورشید درخشان و یک نقطهی پرجاذبه درآمد. با اینکه ما در سالهای نخستین انقلاب تبلیغات وسیعی هم در دنیای اسلام نداشتیم؛ اما هر کس از نظام جمهوری اسلامی به نقاط دوردست دنیا که مسلمانان در آنجا زندگی میکردند، سفر کرد، دید نام امام، نام انقلاب، نام نظام جمهوری اسلامی و این پرچم برافراشته، در اعماق قلب مردم مسلمان جا دارد. حتی بسیاری از ملتهای غیرمسلمان به خاطر این شعار به اسلام جذب شدند. ما باید به این شعارها عمل کنیم. به صرف گفتن و تکرار کردن، نمیتوان دلخوش بود که به آن هدفها خواهیم رسید؛ باید اینها را در عمل و در تجربهی میدانی و واقعی پیاده کنیم؛ این مسؤولیت بزرگ مسؤولان جمهوری اسلامی است. همهی مسؤولان به این معنا معتقد بودهاند و هستند و آن را دنبال میکنند؛ ولی باید تلاش و کار کنند تا این اهداف و آرمانها تحقق پیدا کند.
همین جاذبهی نظام جمهوری اسلامی است که دشمنان قدار جهانی جمهوری اسلامی را در مقابل آن به صفآرایی وادار میکند و تا امروز وادار کرده است. بعضی تصور میکنند ما دشمنان جهانی خود را تحریک کردهایم که بیایند با ما دشمنی کنند؛ بعضی خیال میکنند شعار «مرگ بر امریکا» امریکا را تحریک میکند که نسبت به نظام اسلامی و ایران اسلامی دشمنی بورزد؛ این خطاست. دشمنی نظام مستکبر امریکایی و هر مستکبری در دنیا با نظام اسلامی، به خاطر پرچم برافراشتهی عدالت است؛ به خاطر این است که میبیند با نام اسلام و با تعالیم والای اسلام کشوری دارد به سمت رشد و توسعه و پیشرفت علمی و عملی حرکت میکند؛ میداند که این، جلوی نفوذ آنها را خواهد گرفت. آنها با هر کشوری که خارج از قلمرو قدرت آنها به توسعه و پیشرفت علمی دست پیدا کند، مخالفند. آنها با هر کشوری که در میدان علم و توسعه، به سمت رقابت با آنها حرکت کند، مخالفند. آنها در مناطق مختلف عالم - که از لحاظ منابع حیاتی و منابع اقتصادی و زیرزمینی، ثروتمند و غنی است - منافع خودشان را دنبال میکنند و در پی این هستند که ظالمانه و مستکبرانه بر این کشورها پنجه بیفکنند و با قدرت زور و زر و تزویر خودشان بتوانند این منابع را در اختیار بگیرند. آنها برای مردم این کشور و کشورهای این منطقهی از عالم حق حیات قائل نیستند؛ چه برسد به اینکه اجازه داده شود این ملتها با ارادهی خودشان نظامی را تشکیل دهند، حکومتی را سر کار بیاورند، رئیس جمهوری را انتخاب کنند، دولتی را بیارایند، قوانینی را تصویب کنند، راهی را طی کنند و ابتکارهایی بهخرج دهند. دشمنی امریکا و استکبار با ایران اسلامی بهخاطر این حرکت قدرتمندانهی مردمی است؛ چون ایمان مردم، علاقهی مردم به استقلال، و اطمینان به نفس مردم، به ضرر آنهاست. آنها میخواهند کشور ما را همیشه وابسته نگه دارند. آنها میخواهند از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشورهای این منطقه را وابستهی به خودشان نگه دارند. وقتی کشوری مستقل است، وقتی اطمینان به نفس دارد و با اعتماد به خود، در راهی که او را به سمت اهداف والا میرساند، حرکت میکند، طبعا اینها ناراضی میشوند. نارضایی دشمنان جهانی ما به این خاطر است. آنها وقتی راضی میشوند که ملت ایران اختیار دین و دنیا و فرهنگ و اقتصاد خود را یکسره به آنها بسپارد. ملت ایران امروز بیدار شده است و زیر بار چنین زورگوییها و قلدریهایی نمیرود.
مردم عزیز رفسنجان! برادران و خواهران مؤمنی که سالهای متمادی در راه حق و حقیقیت قدم برداشتهاید! بدانید سعادت این کشور و این ملت در وحدت کلمه و پیمودن راه اسلام و پیگیری عدالت است. این ملت برای اینکه دشمنان را مأیوس کند و آنها را از تهاجمهای گوناگون و موذیگریهایی که نسبت به نظام جمهوری اسلامی دارند، منصرف کند، تنها راهی که میتواند بپیماید، این است که تلاش کند در سایهی اسلام و پیگیری اهداف اسلامی، و با همبستگی ملی و وحدت کلمه، خود را روزبهروز نیرومندتر کند. ما بحمدالله در این راه حرکت کردیم و باز هم با قدرت تمام حرکت خواهیم کرد و هیچگونه سستی را در این راه برای خود جایز نمیدانیم.1384/02/18
لینک ثابت
همهی ما پیشرفتهای این کشور را در زمینهی علم، فناوری، تحقیقات و توسعهی اقتصادی میدانیم و میبینیم. این پیشرفتها برای این ملت طبیعی است. اگر این ملت پیشرفت نکند، غیر طبیعی است. آنچه باید روی آن تکیه و برای آن تلاش کرد، این است که این حرکتها و این پیشرفتها در سایهی عدالت اجتماعی انجام بگیرد تا جوانان و همهی مردم بخشهای گوناگون ایران بتوانند از امکانات این کشور استفاده کنند.
من بار دیگر شما مردم عزیز و همهی مردم کشورمان را دعوت میکنم که در تجربهی انتخاباتی که در پیش است، فعالانه شرکت و حضور پیدا کنید. شخصیتهای صالحی که به شما معرفی میشوند، آنها را به تناسب اهداف والای این ملت و این انقلاب و این نظام انتخاب کنید. با پشتوانهی آراء مردمی باید دولتی سرکار بیاید که با قدرت گرهها را باز کند و کارهای بزرگ را انجام دهد؛ کارهایی که در نیمهی راه است و باید با تلاش مضاعف و با جد و جهد به نتیجه برسد، آنها را به نتیجه برساند. کشور ما میتواند ملتی بزرگتر از آمار کنونی ملت ما را هم اداره کند؛ میتواند خود را در سطح بالایی از پیشرفت و توسعه در میان ملتهای عالم قرار دهد؛ و همچنان که در سند چشمانداز بیست ساله اعلام شده است، میتواند از جهات مختلف رتبهی اول را در منطقه حائز شود. اینها تواناییهای ملت ماست؛ اینها را ملت ما به برکت وحدت کلمه، به برکت پرچم برافراشتهی اسلام، و به برکت ایمان عمیقی که در دلهای شماست، تا کنون بهدست آورده است و باز هم میتواند پیش برود و به چشمانداز زیبا و شایستهی ملت ایران دست پیدا کند.
1384/02/18
لینک ثابت
اما آنچه امروز برای این کشور مهم است، این است که دستاوردهای مهم دوران بعد از پیروزی در جنگ تحمیلی تا امروز، بتواند به صورت محصول شیرینی، کام مردم را شیرین کند. با تلاشی که تا امروز انجام گرفته است، ملت ایران و مسؤولان کشور باید بتوانند آینده را همراه با برخورداری مردم از عدالت اجتماعی و رفاه و ادامهی پیشرفت در راههای گوناگون، بسازند. زیربناهای کشور خوب ساخته شده است؛ اما آنچه بهوجود آمده، باید زندگی مردم را از فقر و محرومیت نجات دهد. از آنچه انجام گرفته است، ملت باید بتواند بهرهبرداری کند. بیانصافی است اگر کسی تلاشهای گذشتهی دولتهای گوناگون و سالهای متمادی بعد از جنگ را ندیده بگیرد. کار متراکمی صورت گرفته است؛ لیکن برای اینکه این کارها زندگی عامهی مردم و همهی مناطق کشور را از منافع و برکات خود بهرهمند کند، یک سلسله کار دیگر هم لازم است. وضعیت خطیر و مهم ما به این مناسبت است.باید حلقهی سازندگیها و تولیدها و پیشرفتها را به حلقهی زندگی مردم وصل کرد؛ مثل آبی که در پشت سدی جمع شده است و باید با کانالکشی، آن را سر مزرعهی مردم کشاند تا مردم بتوانند از آن استفاده کنند. بنابراین، از این همه پیشرفتی که صورت گرفته است، باید کام مردم را شیرین کرد؛ این، تلاش و برنامهریزی بسیار مهمی لازم دارد. آنچه امروز کشور به آن احتیاج دارد، این است که برای رفع فقر و ریشهکنی فساد و برخوردار کردن عامهی مردم و مناطق گوناگون و همهی زوایای کشور از منافع و برکات پیشرفت کشور باید برنامهریزی شود؛ سیاستها و برنامهها باید ناظر به این هدف باشد.
1384/02/11
لینک ثابت
عدالت و پیشرفت, استقرار عدالت, فقرزدایی, فقرزدایی, محرومین
زيربناهاى كشور خوب ساخته شده است؛ اما آنچه بهوجود آمده، بايد زندگى مردم را از فقر و محروميت نجات دهد.1384/02/11
لینک ثابت
اینکه شما میبینید ما امروز در دانش هستهیی، در دانش سلولهای بنیادی - که از دانشهای بسیار کمیاب دنیاست - و در بسیاری از رشتههای دیگر پیشرفتهایی کردهایم که دشمنان ما را هم به اعتراف وادار میکند، نشاندهندهی این است که در محیطی که خودباوری وجود دارد و ملت توان خود را باور کرده است و آزادانه و بدون سلطهی بیگانه مشغول کار است، همه نوع قلهیی را میتوان فتح کرد. ما میتوانیم قلههای علم و اخلاق - نه علم بیاخلاق و ضداخلاق؛ مثل علمی که امروز در دنیای غرب وجود دارد - و پیشرفت و عزت حقیقی انسان در جامعه را فتح کنیم و عدالت و روابط عادلانه را در کشورمان برقرار نماییم و آنچنان عمل کنیم که هر جوان این کشور وقتی به پیش روی خود نگاه میکند، تمام افقها را روشن ببیند. امروز دنیای غرب در این بخش احساس عجز میکند. امروز کشورهایی که در اوج پیشرفت علمی و صنعتی مادی هستند، جوانهایشان احساس نومیدی و بیآیندگی میکنند؛ لذا خودکشی و تبهکاری در بین آنها خیلی زیاد است. ما میتوانیم این محیط پرامید و پرشور همراه با پیشرفت مادی و معنوی و روابط عادلانه را در کشور ایجاد کنیم؛ اما به شرط اینکه شما جوانها آنچنان که شایستهی نسل شما در چنین دورانی است، حرکت کنید.1383/12/24
لینک ثابت
ملت ما راه اسلام ناب محمدی (ص) را که راه نوید بخش پیشرفت و توسعه همگام با عدالت و آزادی و استقلال ملی است، آگاهانه انتخاب کرده و آن را آگاهانه ادامه خواهد داد.1383/11/24
لینک ثابت