راه حل مسئله فلسطین / مساله فلسطین / راه نجات فلسطین/ علاج مسئله فلسطین/ استنقاذ فلسطین/برگرداندن فلسطین به فلسطینیها
من حرف اوّلم در باب فلسطین این است که هیچ قدرتی در دنیا وجود ندارد که بتواند انگیزه آزادی و بازگشت فلسطین به صاحبان آن را در دنیا و در دل ملتهای مسلمان و بهطور ویژه در دل ملت فلسطین خاموش کند. راه علاج هم یک راه بیشتر نیست. من به کسانی که مسأله خاورمیانه را یک مسأله بحرانیِ دنیا میدانند و میگویند بایستی سعی کنیم بحران خاورمیانه مهار شود، میگویم تنها راه مهار کردن یا از بین بردن بحران خاورمیانه این است که ریشه بحران خشک شود. ریشه بحران چیست؟ رژیم تحمیلی صهیونیستی در منطقه. تا وقتی که ریشهی بحران هست، بحران هم هست. راه حل این است که آوارگان فلسطینی از لبنان و هر نقطه دیگری که هستند، به فلسطین برگردند. این چند میلیون فلسطینیای که در بیرون فلسطین زندگی میکنند، به فلسطین برگردند. مردم اصلی فلسطین - چه مسلمان، چه مسیحی، چه یهودی - رفراندوم کنند و تصمیم بگیرند که چه رژیمی بر کشورشان حاکم باشد. اکثریت قاطع مسلمانند؛ تعدادی هم یهودی و مسیحیاند که اینها ساکنان اصلی سرزمین فلسطیناند و پدرانشان در این جا زندگی کردهاند. نظامی را که مطلوب این جمعیت است، سرِ کار بیاورند؛ بعد آن نظام تصمیم بگیرد با کسانی که در طول این چهل سال، چهل و پنج سال و پنجاه سال به فلسطین آمدهاند، چه کار کند. نگهشان دارد، برشان گرداند، در نقطه خاصی اسکان داده شوند؛ این دیگر با آن نظام حاکم بر فلسطین است؛ این راه حلِّ بحران است. تا وقتی این راه حلِّ اجرا نشود، هیچ راه حل دیگری کارایی نخواهد داشت؛ امریکاییها هم با همه قدرتنماییشان کاری نمیتوانند بکنند. آنها هر کاری میتوانستهاند، کردهاند؛ نتیجه این است که مشاهده میکنید. البته آنها از اوضاع این سه هفته فلسطین اشغالی، از قیام جوانان، از شجاعت مردان و زنان، از عزم و اراده والای آن مردم مظلوم و خشمگین، بهشدّت عصبانیند و مرتّب میخواهند گناه را به گردن این و آن بیندازند. نه آقا! عامل قیام فلسطین جمهوری اسلامی نیست؛ عامل قیام فلسطین مردم لبنان نیستند؛ عامل قیام فلسطین خود فلسطینیها هستند؛ عامل قیام و انتفاضه فلسطینی، رنجها و غمهای متراکم شده در وجود این نسل جوانی است که امروز با امید و نشاط به میدان آمده است. ما البته آنها را تحسین میکنیم؛ ما آنها را از خودمان میدانیم؛ ما فلسطین را پاره تن اسلام میدانیم و با ملت فلسطین، با جوانان فلسطین احساس برادری و همخونی میکنیم؛ اما آنها هستند که انتفاضه را راه میبرند.
این قراردادهایی هم که در «شرمالشّیخ» و دیگر مناطق، بین اطرافِ بیمسؤولیتِ قضیه بسته شده است، هیچ تأثیری ندارد. مایه شرمندگی قراردادکنندگان و کسانی که این قراردادها را بستهاند، خواهد شد. هیچ فایدهای ندارد؛ هیچ تأثیری نخواهد داشت.
در آینده بسیار نزدیکی اجلاس سران عرب تشکیل میشود. من لازم میدانم به سران کشورهای عربی مسؤولیت بزرگی را که امروز متوجّه آنهاست، یادآوری کنم. امروز امت اسلام از سران عرب انتظار دارد. امریکاییها سعی کردند در اجلاس «شرم الشّیخ» کاری کنند که اجلاس سران عرب تحت تأثیر قرار گیرد. نباید تحت تأثیر قرار گیرند. امروز هر تصمیمی که در اجلاس سران عرب گرفته شود، مورد قضاوت همیشگی تاریخ خواهد بود. سران عرب میتوانند با تصمیمهای درست، برای خودشان در این اجلاس افتخار ابدی کسب کنند. البته مسأله فلسطین با این اجلاسها حل نمیشود؛ اما این اجلاسها میتوانند مطالبات ملت فلسطین را به دنیا عرض کنند. نقدترین و فوریترین مطالبات ملت فلسطین این است که عاملان کشتار فلسطینی در این سه هفته باید در یک دادگاه اسلامی یا عربی، محاکمه و مجازات شوند. آن موجود پلیدی که با حضور خود در مسجدالاقصی احساسات مردم مسلمان را جریحهدار کرد، باید مجازات شود. قدس شریف و شهر بیتالمقدس باید از وجود صهیونیستها بهکلّی پاکسازی شود؛ اجازه داده شود که ملت فلسطین آزادانه نسبت به آینده و سرنوشت خود تصمیم بگیرد. اینها مطالبات نقدی است که سران کشورهای عربی میتوانند مطرح کنند.
من به برادران و خواهران فلسطینی عرض میکنم: جهادتان را ادامه دهید. ایستادگیتان را ادامه دهید. بدانید هیچ ملتی جز به وسیله ایستادگی و مبارزه نمیتواند شرف خود و هویت خود و استقلال خود را به دست آورد. به هیچ ملتی، دشمن با التماس چیزی نخواهد داد. هیچ ملتی به خاطر ضعیف بودن و گردن کج کردن در مقابل دشمن، به چیزی نمیرسد. هر ملتی که در دنیا به جایی رسیده است، به خاطر عزم و اراده و ایستادگی و سینه سپر کردن و سر را بالا نگهداشتن رسیده است. بعضی از ملتها این توان را ندارند؛ اما آن ملتی که به اسلام معتقد است، آن ملتی که به قرآن معتقد است، آن ملتی که به وعده خدا معتقد است، آن ملتی که معتقد است «لینصرنّ اللَّه من ینصره(1)» - هرکه خدا و دین خدا را یاری کند، خدا با تأکید او را یاری خواهد کرد - این توانایی را دارد.1379/07/29
لینک ثابت
اما این بار نیز، همچون گذشته از این جنایات هولناک طرفی نخواهد بست و نقشههای شوم و اوهام شیطانی او نقش بر آب خواهد شد.
به دنبال این شرارت ضد بشری و کینه توزانه، امواج خروشان اعتراض، مردم فلسطین، مسلمانان و مبارزان را فراگرفته و تظاهرات مردمی و دانشجویی در جای جای کشورهای اسلامی به راه افتاده و انتفاضه جان تازهای یافته و راه جهاد پررهروتر شده است.
امروز مسلمانان هوشیار و بیدار در تظاهرات گسترده و پرشور ضمن سردادن شعارهای حقطلبانه از مسئولین کشورهای اسلامی درخواست میکنند که راه جهاد را بگشایند و اجازه دهند مسلمانان به این وظیفه مهم به عنوان تنها راه حل عمل نموده و اشغالگران را از سرزمینهای غصب شده بیرون کنند تا فلسطینیان به سرزمین و خانههای خود برگردند.
امروز موج محکومیت حاکمان اشغالگر دامنهدارتر شده و راه سازشکاری کمرونقتر گردیده و هر روز بینتیجه بودن آن بر همگان روشنتر میشود.1379/07/13
لینک ثابت
هرجا که ما با اسلام و حقایق اسلام و وظیفهای که اسلام برایمان معیّن کرده است، صادقانه برخورد کردیم، نصرت الهی و پیروزی و موفقیت، نصیب شد. ما، هم در مسائل داخل کشورمان این را تجربه کردهایم، هم در مسائل دنیای اسلام این را دیدهایم. اگر مشاهده میکنید که جوانان مؤمن در لبنان توانستند پیروزی بزرگی را برای خودشان و برای امت اسلامی و ملت عرب به ارمغان بیاورند(1)، این در سایه اسلام و در سایه آشنایی با اسلام و عمل کردن به حکم اسلامی در این مورد بود.
همیشه همینطور است. علاج دردهای امت اسلامی؛ علاج درد بزرگ امت اسلام و زخم عمیق دنیای اسلام - یعنی مسأله فلسطین - نیز همین است. کسانی گمان نکنند که قضیه فلسطین هم تمام و ملت فلسطین نابود و مسأله فلسطین در زیر این جنجالها و غوغاها دفن شد! این خطاست؛ این توهّم باطل است. گذشتِ زمان نمیتواند حقی مثل مسأله فلسطین را از طومار عالم محو کند. فلسطین و ملت فلسطین، زنده و آینده فلسطین، روشن است.
شما ملاحظه کنید، چندین کشور - چه در آسیای میانه و چه در منطقه بالکان - بعضی پنجاه سال و بعضی هفتاد سال، جزو مجموعه شوروی بودند و کسی گمان نمیکرد که یک روز آنها دوباره به هویّت خودشان برگردند؛ اما برگشتند! یک روز شوروی، شکستناپذیر و زوالناپذیر به نظر میآمد و ظاهربینان خیال میکردند مسأله کشورهایی که در مجموعه شوروی، حل و گم شده بودند، برای ابد تمام شده است؛ اما اینطور نبود. فلسطین نیز همین است. فلسطین که تمامشدنی نیست. فلسطین که از روی صحنه عالم، گمشدنی نیست؛ همچنان که جنوب لبنان، گمشدنی نبود. صهیونیستها به لبنان نیامده بودند که یک روز آنجا را تخلیه کنند. آمده بودند که آنجا برای همیشه بمانند! دیدید که مجاهدت و صبر و استقامت مردم و جوانان مسلمان لبنان در طول بیست سال، عرصه را بر دشمن، تنگ و او را مجبور به عقبنشینی کرد. عین این مسأله در مورد خودِ فلسطین، صادق است. مقاومت مردم مسلمان و تمسّک به اسلام میتواند این نقشه جعلی و دروغین امروز را به هم بزند و نقشه حقیقی - نقشه فلسطین - و ملت فلسطین را دوباره به این سرزمین برگرداند. به فضل پروردگار، این کار شدنی است.
در سایه معرفت به اسلام و عمل به آن، بسیاری از چیزها که امروز ممکن است به چشمهایی محال و دشوار بیاید، هم شدنی است، هم وقتی که در عمل تحقّق پیدا کرد، دیده خواهد شد که آنقدر هم دشوار و غیرعملی نبود.1379/03/31
لینک ثابت
ما امروز باید ابتکار عمل را به دست گیریم. تا کنون همواره دشمن ابتکار عمل را در دست داشته و ما، حدّاکثر شکوه و گله کردهایم. فلسطین در یک فرآیند تاریخیِ متشکّل از دهها ابتکار عمل از سوی دشمن، به ملک طلقِ صهیونیستها بدل شده است. نخست خریدن زمینهای فلسطینیان، سپس مسلّح شدن صهیونیستهای مهاجر، بعد از آن جنگ داخلی و اعلام تجزیه فلسطین، سپس تصرّف بخشهای جدیدی از آن کشور اسلامی و عربی و در نهایت تصرّف همه آن و افزودن بخشهایی از کشورهای مصر و سوریه و اردن به آن! تا اینجا فقط یکبار همسایگان عرب فلسطین، ابتکار عمل را به دست گرفتند و آن حمله رمضان سال هزار و سیصد و نود و سه هجریِ کشورهای سوریه و مصر بود، که اگر چه بر اثر همراهی امریکا با اسرائیل و کم همّتی کشورهای اسلامی به نتایج کامل نرسید، ولی باز مایه افتخار جبهه عرب و رهاسازی بخشی از سرزمینهای عربی شد. پس از آن، باز همواره تا امروز صهیونیستها و حامیانشان و در رأس همه امریکا، ابتکار عمل را در دادن شعارهای سازش و عموماً در جهت تحکیم تصرّف غاصبانه فلسطین در دست داشته و حریفهای خود را تا هر جا توانستهاند، به دنبال خویش کشاندهاند. ما دولتهای مسلمان، در راه نجات فلسطین باید به کشورهای خط مقدّم، کمکهای جدّیتری میکردیم. در گذشته بعضی از دولتهای ما حتّی از پشت هم به جبهه کشورهای خط مقدّم، خنجر زدهاند! نمونه بارز آن، دولت ایران در عهد پهلوی است. متأسفانه در آن روزگار، ایران خانه امن صهیونیستها و همکار صمیمی دولت غاصب بود!
برادران و خواهران عزیز! این وضع، با عزّت اسلامی ناسازگار و از راه علاج دردهای امت اسلامی، بسی دور است. هم باید همه کشورهای اسلامی در احقاقِ حقِ ملت فلسطین سهم شایستهای بر عهده گیرند و هم دنیای اسلام باید از حالت انفعال به حالت ابتکار در آید. این هر دو وظیفه را عجالتاً فقط جوانان مؤمن و غیور فلسطین و لبنان، با همه وجود خود انجام میدهند. درود برآنان! مخالفت ما با آنچه بدان گفتگوی صلح خاورمیانه میگویند، به دلیل ناعادلانه بودن، استکباری بودن و تحقیر آمیز بودن و بالاخره غیرمنطقی بودن آن است. اصل تحمیلیِ صلح در مقابل زمین به معنای آن است که صهیونیستها زمینهای کشورهای همسایه را پس بدهند، تا ما بپذیریم که کشور فلسطین متعلّق به آنها باشد! چه سخنی از این نا عادلانهتر است؟ چه پاسخی میتوان به ملت کهن فلسطین در این معامله مغبونانه داد؟ از شوخیهای عبرت انگیز زمانه، یکی این است که دولت غاصب، همین را هم نامناسب دانسته و رد کرده است!! آیا وقت آن نرسیده که دنیای اسلام، به این روحیه استکباری پاسخ دهد؟ ما اگر مناسبات خود را تنظیم و برادرانه کنیم، این قدرت را داریم. امریکا در برابر جبهه متحد کشورهای اسلامی، از اندونزی تا شمال آفریقا، چه میتواند بکند؟ امروز دلگرمی استکبار، به پراکندگی این جبهه است. آیا وقت آن نرسیده که این صف را به نفع خودمان مستحکم کنیم؟ حضور دشمنی مانند حکومت صهیونیستی در قلب قلمرو اسلامی، شاید میتوانست ما را به یکدیگر نزدیکتر سازد، ولی دستهای مرموز استکبار، این خطر را هم از برابر خود برداشت. با ما کاری کرد که اینک از یکدیگر بیشتر میترسیم تا از دشمن! وسوسهها و دروغها و تبلیغات موذیانه، کشورهای اسلامی را بهغلط و نابجا از یکدیگر ترسانده است.1376/09/18
لینک ثابت
راه حل مسئله فلسطین, مسئله فلسطین
علاج نهایى منحصربهفرد خلع ید از صهیونیستهاى غاصب و تحویل فلسطین به فلسطینیان از هر مذهب و ملت است.1372/12/06
لینک ثابت
آن کسانی که برای فلسطین دل میسوزانند، برای صدها هزار و میلیونها انسانِ از حقوق انسانی محروم شده دل میسوزانند. کسانی که با حضور دولت غاصب صهیونیستی در وطن فلسطینی مخالفت میکنند، برای بشریت، برای مادران داغدیده و برای جوانان مؤمن دل میسوزانند؛ برای انسانهایی دل میسوزانند که حرفشان این است که خانهی ما را به خود ما بدهید، وطن ما را از ما نگیرید، در داخل خانهی ما اینقدر به ما ظلم نکنید. آیا این حرف، خلاف است؟ آیا این حرف، زورگویی و خشونت است؟ آیا اگر کسی در این دنیا برای احیای حق ملیت خود مبارزه کند، مبارزهی غیرعادلانهیی انجام داده است؟ ما از کسانی که امروز میگویند میخواهیم در قضیهی فلسطین راه حل عادلانه پیدا کنیم، سؤال میکنیم که این راهحل عادلانه چیست؟ فلسطین متعلق به کیست؟ جز اینکه متعلق به فلسطینی است؟
آیا شما با تغییر اسم میتوانید یک ملت را از اولیترین حقش - یعنی حقِ داشتن سرزمین خود - محروم کنید؟ آیا با تبلیغات میتوانید یک ملیت دروغین به نام ملیت اسرائیلی به وجود بیاورید؟ آیا چنین چیزی مقبول است؟ آیا چنین چیزی مطابق با انصاف است؟ آیا چنین چیزی عادلانه است؟ مسأله غیر از اینهاست؛ مسأله این است که دنیای استکباری، به سرزمین فلسطین به عنوان قلب جغرافیایی جهان اسلام احتیاج دارد، تا اسلام را بکوبد، ملتهای اسلامی را زیر فشار قرار بدهد و از حرکت اسلامی مانع بشود.
دولت اسرائیل در این نقطه، قائممقام حضور استکباری است، تا منافع استکبار را در این منطقه تأمین کند؛ قضیه این است. آیا انسانهای سالم و بی غرض حاضرند گول تبلیغات دروغین و خباثتآلود استکبار را نسبت به فلسطین بخورند؟ امروز اردوگاه استکبار ایستاده است تا حق بزرگ ملت فلسطین و ملتهای اسلامی را تضییع کند. آیا ملتهای اسلامی حق دارند بنشینند و تضییع حق یک ملت مسلمان و تضییع حقوق خود را تماشا کنند؟!
راهحل مسألهی فلسطین، راهحل روشنی است. کسانی که گول این مطلب را میخورند که بروند با دشمن - یعنی با عامل غصب - مذاکره کنند، خودشان را فریب میدهند. آنها میخواهند ملتها را فریب بدهند؛ اما ملتها فریب نمیخورند. راه حل مسألهی فلسطین این نیست که بروند با اسرائیل غاصب فلسطین بنشینند حرف بزنند. آنها که در این منطقه صلح میخواهند، اگر خانهی فلسطینیها را به خودشان برگردانند، صلح ایجاد خواهد شد. چرا شما افرادی را با ملیتهای مختلف روسی، انگلیسی، امریکایی، آفریقایی، آسیایی، از هند و از مناطق دیگر دنیا در اینجا جمع کردهاید، تا مردمی را از خانهی خودشان بیرون کنید؟ اگر شما صلح میخواهید، صلح به این است که افرادی که متعلق به کشورهای دیگرند، به خانههای خودشان برگردند و فلسطین را به فلسطینیها بدهند.
فلسطین متعلق به فلسطینیهاست. اگر مردم سرزمین فلسطین در داخل فلسطین - یعنی در همهی فلسطین، بدون تجزیه - دولتی تشکیل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست میگویید، و اگر توطئهیی علیه ملت فلسطین و ملتهای اسلامی و علیه اسلام در نظر ندارید، راه حل این است. اما اگر نخواهید این راه حل را عمل کنید، اردوگاه استکبار بداند که با این نشستوبرخاستهایی که ترتیب میدهند و با این تصمیمگیریها، مسألهی فلسطین حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطین خاموش نخواهد شد، و نباید بشود.
اسرائیل ثابت کرده است که جز زبان زور، چیز دیگری نمیفهمد. با او جز با زبان قدرت یک ملت و قدرت یک امت اسلامی در سراسر عالم، نمیشود حرف زد. شما نمایندگان ملتهای اسلامی هستید. شما نمایندگان مردم فلسطین، نمایندگان پارلمانها و نمایندگان ملتها در اینجا جمعید؛ نسبت به فلسطین تصمیم بگیرید. تصمیم باید استنقاذ فلسطین باشد، و لاغیر؛ و این هم یک راه بیشتر ندارد و آن راه، همان راهی است که عناصر انتفاضهی مقدسهی فلسطین آن را شناختند و دارند تعقیب میکنند؛ راه مبارزه در داخل سرزمینهای فلسطین؛ علاج این است و لاغیر.
شما یکچهارم جمعیت دنیا هستید. مسلمانان بزرگترین ابزارهای قدرت را در اختیار دارند. امروز دنیا به نفت شما محتاج است. امروز دنیا به منطقهی حساس حیات و زندگی شما محتاج است. چرا امریکا باید بتواند چیزی را بر شما تحمیل بکند؟ تحمل نکنید، قبول نکنید. اینها شعار نیست؛ اینها واقعیتهایی است که اگر ما همت بکنیم و با این تکلیف عظیم الهی و انسانی صادقانه برخورد نماییم، قابل تحقق و قابل عمل است.
امروز یک عده مسلمان، فداکار، برگزیدگان ملت فلسطین، از پیر و جوان و مرد و زن، در سرزمینهای مقدس فلسطین دارند مبارزه میکنند؛ به آنها کمک کنید؛ راه این است. کمک به فلسطین، یعنی کمک به عناصری که دارند مبارزه میکنند. کمک به فلسطین، معنایش این نیست که به عناصر سازشکاری که دلشان برای فلسطین نسوخته، بلکه دلشان برای منافع شخصی خودشان سوخته، کمک کنند. آن سازمانی مورد قبول است و نمایندهی واقعی مردم فلسطین است، که در راه آرمان فلسطین مبارزه بکند؛ نه آن سازمانی که برود آرمان فلسطین را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بکند!
باید ملتهای مسلمان حرکت کنند و احساس تکلیف نمایند. من آنچه را که به نظرم میرسد امروز باید گفته بشود و باید انجام بدهیم، در بیانیه(1) گفتهام؛ الان هم دارم میگویم: ملتهای اسلامی به هر نحو که میتوانند، باید انواع کمکهای خودشان را به آن مردمی که دارند در داخل فلسطین مبارزه میکنند، برسانند؛ این یک تکلیف شرعی و الهی و انسانی است.1372/11/29
لینک ثابت
در نظام جمهوری اسلامی چیزهایی که امریکا و هر مستکبر دیگری را خشمگین میسازد اینها است: اوّل - جدا نبودن دین از سیاست و پایهی اسلامی جمهوری اسلامی. دوّم - استقلال سیاسی این نظام، به معنای تسلیم ناپذیریاش در برابر زورگوییهای معمول ابرقدرتها. سوم - اعلام راه حلّ مشخص جمهوری اسلامی دربارهی مسألهی فلسطین، که عبارت است از انحلال رژیم غاصب صهیونیستی و تشکیل دولت فلسطینی، متشکل از خود فلسطینیان و همزیستی مسلمانان و مسیحیان و یهودیان در فلسطین. چهارم - حمایت معنوی و سیاسی از همهی نهضتهای اسلامی و تقبیح فشار بر مسلمانان در هر جای عالم. پنجم - دفاع از حیثیت اسلام و قرآن و پیامبر اعظم (صلّیاللَّهعلیهواله) و دیگر انبیای الهی و مقابله با توطئهی رواج دادن اهانت به این مقدسات، نظیر آنچه در باب نویسندهی مهدورالدّم آیات شیطانی دیده شد. ششم، تلاش برای اتحاد امّت اسلامی و همکاری سیاسی و اقتصادی دولتها و کشورهای اسلامی و حرکت در جهت تثبیت اقتدار ملتهای مسلمان در قالب «امّت بزرگ اسلامی». هفتم، ردّ و نفی فرهنگ تحمیلی غرب، که دولتهای غربی با تنگنظری و تعصّب، برآنند که همهی ملّتهای عالم را به پذیرش آن وادار سازند، و اصرار بر احیای فرهنگ اسلامی در کشورهای مسلمان. هشتم، مبارزه با فساد و بیبندوباری جنسی، که بعضی از دولتهای غربی بخصوص امریکا و انگلیس اخیراً انحرافیترین شکل آن را بیشرمانه رسمیّت داده یا در راه آنند، و از دهها سال پیش برای ورود اشکال گوناگون این فساد به کشورهای اسلامی برنامهریزی و تلاش میکنند. اینها است آنچه موجب دشمنی کینهآلود امریکا و همپالگیهایش، با جمهوری اسلامی است.1372/02/28
لینک ثابت
دشمن بداند که هیچ تهدید و هیچ ترفندی از قبیل شرکت دادنِ فلسطینیان پشت کرده به آرمان فلسطین در کنفرانس امریکایی، نخواهد توانست نفوس مؤمنهیی را که جهاد در راه نجات فلسطین را تکلیف اسلامی خود میدانند، از این مبارزهی برحق رویگردان کند، و علیرغم خواست امریکا و دستیاران و وابستگانش، جهاد ملت فلسطین ادامه خواهد یافت و این شعلهی مقدس با خیانت سیاستمداران وابستهی فلسطینی و عرب، خاموش نخواهد شد.
مهمترین علاج توطئهی امریکا، در داخل سرزمینهای اشغالی و در دستان نیرومند مبارزان فلسطینی است، لیکن همهی مسلمین موظفند در این جهاد شرکت جسته و کمکهای مالی و سیاسی و اطلاعاتی و نظامی و تجهیزاتی را به سوی آنان سرازیر کنند، ملت فلسطین باید احساس تنهایی نکند. صهیونیستها و کسانیکه شکنجه و کشتار مبارزان فلسطینی منتسب به آنهاست، باید در هیچ جای جهان احساس امنیت نکنند. صندوقهای پشتیبانی و هستههای کمک به فلسطینیان مبارز باید در همه جای عالم و از سوی دولتها و ملتها تشکیل شود. تحریم اقتصادی دولت غاصب و به رسمیت نشناختن آن، وظیفهی همهی دولتهایمسلمان است و ملتها باید در برابر این مسأله حساسیت نشان دهند ... و با این وسایل و با همهی وسایل ممکن باید با توطئهی جاری مقابله، و از تأثیرآن ممانعت به عمل آید. به هر تقدیر مسألهی فلسطین یک راه حل بیشتر ندارد و آن، تشکیل دولتی فلسطینی در تمامی سرزمین فلسطین است.1370/07/25
لینک ثابت
فلسطین, مسئله فلسطین, مسئله فلسطین, راه حل مسئله فلسطین, نابودی رژیم صهیونیستی
نظر ما نسبت به مسائل فلسطین روشن و واضح است. ما راهحل فلسطین را نابودی رژیم اسرائیل میدانیم.1370/05/28
لینک ثابت
امروز این قضیهی فلسطین، یکی از بزرگترین مسایل و مصایب دنیای اسلام است و در آینده نیز خواهد بود. مگر شوخی است که ملتی را از خانه و زندگی و کشور و سرزمین خود آواره کنند، غاصب مزدور خبیثی را آنجا بنشانند، همهگونه به او کمک کنند، همهی جنایات او را صحه بگذارند، دستشان تا مرفق در خون مردم منطقه فرو برود، به اینها هم قانع نباشند، بخواهند از مسلمانان و از صاحبان خانه امضاء بگیرند که این خانه متعلق به آن غاصب است و صاحبخانه در آن حقی ندارد؟! میخواهند این کار را بکنند.
آیا جوانان غیور فلسطینی مردهاند؟ آیا جوانان کشورهای اسلامی همجوار فلسطین و دیگر کشورهای اسلامی مردهاند که دشمنان بخواهند بزرگترین مسایل جهان اسلام را اینطور راحت به سود خودشان و به زیان امت اسلامی حل کنند؟ این چه سکوتی است که امروز در دنیای اسلام هست؟ تا چند سال قبل از این، مگر کسی در دنیای اسلام جرأت میکرد سخن از گفتگو با دولت غاصب اسرائیل بر زبان بیاورد؟ یک نفر خائن - آن طاغوت مصری - جرأت کرد و اقدام نمود و بعد از اندکی سزای عمل خودش را هم دید.
امروز قضیه را بهصورت یک قضیهی ساده مطرح میکنند. آن طرف قضیه امریکاست که میگوید بیایید با صهیونیستها، با این دزدها، با این قاتلها، با این کسانیکه چهل سال است ملت فلسطین را شکنجه میدهند و نسبت به همهی دنیای اسلام سمپاشی و خیانت میکنند و از پشت خنجر میزنند و همه یا بیشتر مشکلات دنیای اسلام ناشی از اینهاست، بنشینید مذاکره کنید و امضاء نمایید که بیتالمقدس و سرزمین فلسطین و جولان متعلق به صهیونیستها باشد!
امریکا در این قضیه چکاره است؟ دولت امریکا به چه مناسبت به خود حق میدهد در قضیهیی که متعلق به این ملت و این منطقه است، به صورت یک متولی، یک صاحب اختیار و یک قلدر وارد بشود و به این و آن دیکته بکند که چه کار باید بکنید؟! به شما چه؟ شما در قارهی امریکا دستاندازی و تجاوز کردید، بیاجازه وارد شدید و آدم کشتید؛ آیا بَستان نیست؟! در این منطقهی خاورمیانه، دل یکایک آحاد مردم هوشیار و آگاه این ملتها، پُر از بغض و عداوت نسبت به شماست؛ باز نزدیک بیایید و به گمان خودتان بخواهید مسألهی فلسطین را حل کنید! آیا راهحل این است؟! حل مسألهی فلسطین به این است که دولت غاصب متلاشی بشود و از بین برود؛ صاحبان سرزمین بیایند و در آنجا حکومت تشکیل بدهند؛ و مسلمان و مسیحی و یهودی و هرچه هستند، با هم زندگی کنند.1370/05/28
لینک ثابت
نظر ما نسبت به مسایل فلسطین روشن و واضح است. ما راهحل فلسطین را نابودی رژیم اسرائیل میدانیم. نگویند نمیشود؛ نمیشود در دنیا نیست. همه چیز شدنی است. همهی کوههای عظیمی که مانع راه حرکت انسانها باشد، برداشتنی است. چهل سال گذشته است؛ اگر چهل سال دیگر هم بگذرد، عاقبت دولت اسرائیل نابودشدنی است و باید نابود بشود. تا چند صباح قبل از این، هیچکس فکر نمیکرد که ابرقدرت شرق اینگونه متلاشی بشود. اگر دو سال قبل کسی میگفت که ابرقدرت شرق از بین خواهد رفت، عدهیی فیلسوفانه ریش میجنباندند که بله، شما ساده هستید! آن روزی که امام در نامه به گورباچف نوشتند که بعد از این مارکسیسم را باید در موزهها پیدا کرد، عدهیی پوزخند زدند! دو سال یا سه سال نگذشته بود که آن پیشگویی تحقق پیدا کرد. بعد از درگذشت امام، به یک سال نرسید که همه چیز دگرگون شد؛ چهطور نمیشود؟
قدرت استکباری امریکا هم از بین خواهد رفت، او هم متلاشی خواهد شد، این قدرت جهنمی ماندنی نیست، اسرائیل هم ماندنی نیست. این، حرف دولت و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است، و همین خواهد شد. این، در سایهی هوشیاری شما ملت و هوشیاری ملتهای مسلمان عملی خواهد شد. ما باید تلاش کنیم. وظیفهی ما تلاش کردن است.1370/05/28
لینک ثابت
بیش از چهل سال است که ملت اسلام نام فلسطین را میآورد. مسلمین، متفکران اسلامی، نویسندگان و سیاستمداران، هزاران و هزاران بار گفتهاند و هزاران نفر در این راه شهید شدهاند. مگر میشود پارهی تن جهان اسلام را همینطور در اختیار دشمنان گذاشت که آن را تصرف کنند و ملتی را از خانهی خودش بیرون نمایند. مگر چنین چیزی میشود؟ مگر اسلام اجازه میدهد؟ مگر ملتهای اسلامی اجازه میدهند؟
در فضای عالم، این جو آمادگی و حضور و انتظار و طلبگاری نسبت به فلسطین، باید روزبهروز بیشتر بشود. در داخل فلسطین هم باید این شعلهی مقدس روزبهروز برافروختهتر بشود. آن جوانان، آن زنان و مردان، آن نوجوانان، آن فداکارانی که در داخل فلسطین با رژیم غاصب مبارزه میکنند، باید بدانند نقطهی اصلی همان جایی است که آنها بر روی آن انگشت گذاشتهاند. این، آنجایی است که دشمن شکست خواهد خورد. این که سازمانها در خارج از مرزهای فلسطین پشت میزهای مذاکره بنشینند، یا در تریبونها به نام فلسطین خودنمایی کنند، مشکلی را حل نخواهد کرد. پشتیبانی عمومی دنیای اسلام از بیرون، و مبارزهی واقعی و محسوس ملت فلسطین در داخل، این دو با هم مشکل را حل خواهد کرد و سر دشمن فلسطین را به سنگ خواهد کوبید.1370/01/16
لینک ثابت
میتوان گفت که این جلسه، مهمترین مسألهی جهان اسلام را در دستور کار خود قرار داده است. تحقیقاً امروز در زندگی مسلمین و در آفاق اسلامی، هیچ مسألهیی به اهمیت و خطورت مسألهی فلسطین نیست. بیش از چهل سال است که بتدریج مسلمین را با غصب بخشی از خانهی خودشان عادت دادهاند. فقط غصب خانهی مسلمین نیست؛ بلکه قضیه بالاتر از این است. مسأله این است که دشمنان جهانی اسلام، بخشی از خانهی مسلمین را برای حمله به صفوف مسلمین و برای مبارزه با خواستهها و حرکات آنها، سنگر قرار دادهاند.
متأسفانه در دنیای اسلام، آن کسانی که امکانات در دستشان بوده و میتوانستند دربارهی این مسأله تصمیمهای مؤثری بگیرند، آن را در زاویهی فراموشی - ولو نه به لفظ، اما در باطن امر - قرار دادند. ما اگر به خود بیاییم، خواهیم دید که این بزرگترین بلایی است که در دورههای اخیر، بر مسلمین نازل شده است. حکم اسلامی این قضیه، واضح است. احدی از مسلمین، دربارهی حکم منطبق بر قضیهی فلسطین، تردیدی ندارد. این، همان مسألهیی است که در تمام کتب فقهی - که بحث جهاد در آن مطرح شده - آمده است. اگر کفار بیایند و بلد مسلمین را تصرف یا احاطه کنند، هیچیک از فقهای مسلمین - قدیم و جدید - در وجوب عینی جهاد در این مورد، تردید نکرده است. همهی مذاهب اسلامی، در این معنا همعقیده هستند. جهاد ابتدایی، واجب کفایی است؛ اما در غیر این مورد. جهاد دفاعی که اظهر مصادیق دفاع هم هست، واجب عینی است.
مسألهیی با این وضوح و با این اهمیت، امروز در دنیای اسلام، مثل یک مسألهی درجهی دو مورد توجه قرار میگیرد. البته گناه اول، به عهدهی رؤسای مسلمین است. اگر زعمای مسلمین و رؤسای کشورهای اسلامی، متحداً و جداً بر استنقاذ فلسطین تصمیم بگیرند، خواهند توانست.
در مسألهی فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنی محو دولت اسرائیل. فرقی بین سرزمینهای قبل از سال 67 و بعد از آن نیست. هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانهی مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت مردم فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: «اسرائیل بایستی محو بشود». یهودیهای فلسطین، اگر دولت اسلامی را قبول میکنند، در آنجا زندگی کنند. بحث، بحث یهودیستیزی نیست. مسأله، مسألهی غصب خانهی مسلمین است. رؤسا و زعمای مسلمین، اگر تحت تأثیر قدرتهای جهانی قرار نداشتند، میتوانستند این مهم را انجام بدهند؛ ولی متأسفانه نکردند.
امروز، حادثهی بزرگی داخل سرزمینها در جریان است و آن، همین قیام اسلامی است که این روزها وارد چهارمین سال عمر خود میشود. این، همان چیزی است که باید فلسطین را نجات بدهد. این، همان چیزی است که حامیان و تولیدکنندگان اسرائیل، از آن میترسیدند. این، همان چیزی است که بدان امید بود و این امید، امروز برآورده شده است. این، یک نعمت بزرگ الهی است.
اگر ما مسلمین، این نعمت را شکر کردیم، باقی خواهد ماند؛ «لئن شکرتم لازیدنّکم». اگر به این نعمت کفران ورزیدیم، از دست خواهد رفت. شکر این نعمت به آن است که همهی مسلمین در همه جای عالم، تکلیف شرعی خودشان بدانند که از این مبارزانی که امروز به نام اسلام مبارزه میکنند، حمایت نمایند. امروز، هیچ علاجی جز این نیست.
این حمایت، بایستی وسیع و همهجانبه باشد. هم حمایت سیاسی، هم حمایت تبلیغاتی، هم حمایت اخلاقی و هم حمایت نظامی لازم است. هرچه ممکن بشود، لازم و تکلیف است. مسلمین دنیا ببینند، کدامیک از انواع این حمایتها را میتوانند بکنند. هرچه را که دانستند، تکلیف شرعی آنهاست و از آن نباید تخلف بکنند.
غالباً دو نکته از نظر شعاردهندگانِ به نام اسرائیل، دور میماند. ما این دو نکته را اجمالاً عرض میکنیم. یکی از این دو نکته این است که دشمنیِ با غاصبان اسرائیل، با دوستیِ با کسانی که پشتیبان همهجانبهی غاصبان اسرائیل هستند، نمیسازد. این، ممکن نیست. آن کسانی که خیال میکنند، از راه امریکا و همپیمانانش میتوانند فلسطین را نجات بدهند، در اشتباه تأسفانگیزی بسرمیبرند. همچنان که از راه دولت اسرائیل نمیشود فلسطین را نجات داد، از راه دولت امریکا و همپیمانانش هم نمیشود فلسطین را نجات داد. هر حرکتی که به تکیه بر پشتیبانان دولت غاصب منتهی بشود، قطعاً یک حرکت انحرافی و یک غلط بزرگ است. اگر کسی شعار ضدیت با اسرائیل را میدهد، اما با همپیمانان اسرائیل در این مسأله همصحبتی میکند و به آنها اتکا مینماید، باید دانست که دروغ میگوید. چنین چیزی ممکن نیست.
آن کسانی که اسرائیل را تغذیه میکنند، در جبههی اسرائیل هستند. آن کسانی که به هر نحوی از انحاء به اسرائیل کمک میکنند، در جبههی اسرائیل هستند. آن کسانی که با صهیونیستها مذاکره میکنند، در جبههی اسرائیل هستند. مبارزه برای استنقاذ سرزمین فلسطین، باید معنای حقیقی مبارزه را داشته باشد. مبارزه، نقطهی مقابل سازش است. در این مسأله، سازش خیانت و مبارزه وظیفه است. هیچکس سازش را به حساب مبارزه نگذارد.1369/09/13
لینک ثابت
آنچه در مدت چهل سال اخیر از سوی رژیم غاصب به كشور و ملت فلسطین وارد آمده، برای تجربه كافی است. كافی است تا ثابت كند كه از راه توسل به قدرتهای مسلط عالم و وابستگان آنها در منطقه، هیچ امیدی به نجات فلسطین نیست.
انقلاب بزرگ اسلامی ما نشان داد كه كلید حل مشكلات بزرگ، در دست خود ملتهاست و ارادهی انسانهاست كه در صورت تكیه به خدا و اعتماد به وعدهی الهی، بر تدبیر و خواست قدرتهای مسلط غلبه خواهد كرد. و امروز با حوادثی كه در نقاط متعددی از جهان رخ داده، نقش ملتها بیش از پیش به اثبات رسیده است. در برابر درندهخویی رژیم صهیونیست غاصب فلسطین، تنها ارادهی ملت فلسطین است كه میتواند بایستد و با مقاومت مردانهی خود، دشمن را به عقبنشینی و قبول شكست وادار سازد.
دولت اسرائیل، با اعمال جنایتكارانهی خود در فلسطین و لبنان و بمباران وحشیانهی اردوگاهها و دزدی و آدمربایی و فساد در داخل و خارج مرزهای فلسطین، نشان داده است كه به هیچ اصل انسانی و هیچ قانون بینالمللی پایبند نیست. آنها كه گذشتهها را فراموش میكنند، چگونه میتوانند جنایات روزمرهی صهیونیستها در فلسطین و لبنان را كه بیوقفه ادامه دارد، نادیده بگیرند؟
خوشبختانه بیداری اسلامی ملت فلسطین، افقهای آینده را تا حدود زیادی روشن كرده است. امروز نسل نوین ملت فلسطین، با نام خدا و تمسك به ایمان اسلامی مبارزه میكند و این مبارزهیی بسیار امیدبخش است و چنانچه مشهود است، دشمن - چه حكام صهیونیست، چه امریكا و دیگر پشتیبانان اسرائیل و چه خیانتكاران منطقه - از این حركت جدید كاملاً سراسیمه و دهشتزده است و برای لوث كردن و پوشاندن جهت اصلی مبارزه، به هر شیوهیی متوسل میشود كه آخرین آن، همین شعار توخالی و دروغین حمله به اسرائیل است كه حكام دستنشاندهی عراق بر زبان آوردند. همه میدانند كه رژیم بعثی عراق، سلاحهایی را كه از ابرقدرتها گرفته، هرگز بر ضد اسرائیل - كه خود در زیر سایهی ابرقدرتها زندگی میكند - به كار نخواهد گرفت و از آن، جز در خدمت هدفهای استكبار، یا برای باجگیری از ثروتمندان منطقه استفاده نخواهد كرد.
راه صحیح مبارزه با حكومت غاصب، همان است كه امروز خود فلسطینیها آن را یافته و قدم استوار خود را در آن گذاشتهاند و وظیفهی همهی مسلمانان است كه آنان را در این مبارزهی مقدس یاری كنند. امروزه، هیچ عذری از دولتهای مسلمان در بیتفاوتی نسبت به مسألهی فلسطین پذیرفته نیست. دولت غاصب، وحشیگری و ددمنشی را به اعلی درجه رسانده و ثابت كرده است كه در راه هدفهای توسعهطلبانه و خطرناك خود، آمادهی دست زدن به هر جنایتی است. قیام اسلامی ملت فلسطین نیز حجت را بر همه تمام میكند و نشان میدهد كه علیرغم فشارهای همهجانبهی دشمن و غدر و خیانت مدعیان دوستی، نهال مقاومت نخشكیده، بلكه ریشهدار و پُربار نیز شده است. لذا بر همهی ملتها و دولتها واجب است كه مسألهی اسلامی فلسطین را صادقانه در زمرهی مسایل درجه اول خود دانسته و به قدر وسع خود به آن كمك كنند.
اكنون، جمعهی آخر ماه مبارك رمضان كه از سوی امام راحل عظیم ما (رضواناللَّهعلیه) روز قدس نامیده شده، در پیش روی ماست و در این ماه رمضان كاملاً مجاور لیالی قدر، باید همانطور كه شب قدر را تا صبح به بیداری میگذرانیم و با دعا و تضرع خود به درگاه الهی، میخواهیم كه آیندهی مطلوب برای ما رقم زده شود، روز قدس را و همهی این ایام حساس را كه لیلةالقدر تاریخ اسلام است، به بیداری و هشیاری بگذرانیم و تا مطلع الفجرِ نجات ملتهای مسلمان و مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطین، دست از تلاش نكشیم.1369/01/24
لینک ثابت