خانواده ایشان با اشاره به نقش مهم خانوادهها در فراگیری قرآن از جانب فرزندان، لزوم ایجاد شوق و رغبت در میان نونهالان و نوجوانان بمنظور آشنایی با قرآن و پرهیز از هرگونه اجبار در این خصوص را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: باید همزمان با آموزش و حفظ قرآن، مبانی فکری و استدلالی قرآنآموزان از طریق آثار شهید مطهری و دیگر بزرگان، استحکام یابد تا این نونهالان و نوجوانان در آینده در خدمت اسلام، قرآن و اهل بیت علیهم السلام قرار گیرند.1380/04/04
خانواده در محیط خانواده هم میشود نهی از منکر کرد. در بعضی از خانوادهها حقوق زنان رعایت نمیشود؛ در بعضی از خانوادهها حقوق جوانان رعایت نمیشود؛ در بعضی از خانوادهها، بخصوص حقوق کودکان رعایت نمیشود. اینها را باید به آنها تذکّر داد و از آنها خواست. حقوق کودکان را تضییع کردن، فقط به این هم نیست که انسان به آنها محبّت نکند؛ نه. سوء تربیت ها، بیاهتمامی ها، نرسیدن ها، کمبود عواطف و از این قبیل چیزها هم ظلم به آنهاست.1379/09/25
خانواده تسلّط فرهنگی از تسلّط اقتصادی و از تسلّط سیاسی هم خطرناکتر است. چرا؟ چون وقتی یک ملت بر ملت دیگر تسلّط فرهنگی پیدا کرد، هویّت ملتی که زیر سلطه است، از بین میرود. شما فرض کنید یک انسان اصیلِ نجیبِ خانوادهداری که دارای نیاکان و خانواده بسیار باشرافتی است. اگر کسی بخواهد از او نوکری بگیرد، به آسانی نمیتواند؛ چون او به شرافت خانوادگی خود متّکی است و حاضر نیست کارهای پست انجام دهد. راه اینکه بتوانند او را به کارهای پست وادار کنند و از او نوکرىِ بیمزد و منّت بگیرند، این است که شخصیت او را، خانواده او را، سابقه او را، هوّیت او را و تاریخ او را از یاد او ببرند تا فراموش کند کیست و چه شخصیتی دارد. آنگاه همهگونه میتوانند در او تصرّف کنند؛ همهگونه میتوانند بر سر او دست دراز کنند. یک ملت نیز همینطور است .1379/08/24
خانواده, اسلام, زن, زن در اسلام, خانواده در اسلام, اخلاق در خانواده در داخل خانواده، از نظر اسلام مرد موظّف است که زن را مانند گلی مراقبت کند.1379/06/30
خانواده سعی کنید از موقعیتهای مطلوب جامعه، شما مرد و زن این دوران، حدّاکثر استفاده را بکنید. من نمیپسندم که خانوادهای به جوانان خود، امکان تحصیلات ندهد؛ در حالیکه نظام جمهوری اسلامی، امکان تحصیلات را به خانوادهها و به جوانان داده است. من نمیپسندم که براساس رسوم غلط، اجازه ندهند که دختران درس بخوانند. دختران هم باید درس بخوانند؛ استعدادهای بزرگی در میان آنها وجود دارد.1378/01/09
خانواده من گمان میکنم که جامعه ما، جامعهای است که نوآوری را اصلاً تربیت و استقبال میکند. یک نمونهاش همین است که شما در مورد حضرت امام اشاره کردید. امام بزرگوار یک مرد کهنسال هشتاد ساله بودند که در اواخر عمرشان این دو فتوایی را که شما میگویید، صادر کردند. اینها نشاندهنده آن است که جامعه ما اصلاً جامعهای است که با پدیدههای نو و معقول و منطقی، کاملاً همساز و همخوان است. خانوادههای ما نیز همینطورند. البته ممکن است خانوادهها با بعضی از «از حد خارج شدنهای جوانان» مقابله کنند که این هم منطقی است. نباید هم از پدران و مادران انتظار داشته باشید که به جوانشان اصلاً تذکّر ندهند. هر جوانی به کمک فکری پدر و مادر خود احتیاج دارد. نباید تصوّر کرد که کمکهای فکری پدر و مادر و بکن نکنهای پدرانه و مادرانه و مشفقانه، جلوِ نوآوری جوان را میگیرد؛ نه، این طور نیست. من گمان نمیکنم آنجایی که نوآوری معقول و منطقی و صحیحی باشد، پدر و مادر یا بخصوص جامعه ما در مقابل آن بایستند؛ نه. امروز اصلاً تشویق به نوآوری، جزو شعارهای مکرر این جامعه و این نظام است. ما نوآوری را دوست میداریم؛ منتها همانطور که شما هم در صحبتهایتان کاملاً توجّه داشتید و به آن اشاره کردید و من هم تصریح کردم، نوآوری بایستی به نوآوریهای غیرمنطقی و گاهی نابخردانه منتهی نشود؛ یعنی انسان با هرچه که سنّت است، با هر چه که از نسل قبل است، یا قدیمی است، به صرف این که من میخواهم نوآوری کنم، مبارزه نکند. این اصلاً منطقی نیست؛ این را عقل نمیپذیرد. نوآوری، یعنی در آن میدانهایی که حرکت تکاملی وجود دارد، بایستی ما آن را پیش ببریم. بنابراین، از جوانان این انتظار هست که نوآوری و خلاقیت کنند. البته افرادی هم هستند که چشم و گوششان خیلی بسته است؛ من این را هم منکر نمیشوم. تحجّر و تصلّب هست، لیکن همان آدمهای متحجّر را هم میتوان با شیوه منطق درست، آگاهشان کرد. ما این را در دوره مبارزات خیلی تجربه کردیم. جوانانی دور و برِ ما بودند که در خانوادههای خودشان گاهی حرفهایی را مطرح میکردند که باعث برآشفتگی پدران و مادرانتان میشد. اتّفاق افتاده بود که بعضی از این پدران و مادران به ما مراجعه میکردند. برای خود من چند بار از این قبیل مراجعات اتّفاق افتاد. آدم با آن پدر و مادر که صحبت میکرد، میدید هیچ تعصّبی ندارند، ولی چون محتوای حرف فرزندشان را نمیدانند - یعنی آن جوان نتوانسته بود مقصود خودش را درست بیان کند - آشفته شدهاند.1377/11/13
خانواده سلامعلیکم حضور محترم مقام معظم رهبری حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدظله) احتراماً به اطلاع میرسانم که اینجانب ... مدت ۱۹ سال است که ازدواج کردهام ... دو بچه دارم (دختر ۸ ساله و پسر ۱/۵ ساله.) شوهرم محیط مدارس را سالم نمیداند و مانع تحصیل دخترم میباشد ... ایشان وجود هر کتابی را برای بچهها ... ممنوع میداند. تماشای تلویزیون، چه در منزل و چه در مهمانی، برای من و دخترم ممنوع است ... کفش و لباس برای من و بچهها نمیخرد (میگوید ندارم) بسیار سختگیر است و انتظار دارد در منزل اجارهای آپارتمانی، شخصاً نان بپزم. برای آینده بچهها نگرانم. مرا راهنمایی بفرمایید و در صورت جدایی، آیا حق حضانت بچهها را به من میدهند یا نه؟ پاسخ رهبر انقلاب به شرح زیر است: بسمهتعالی تحصیل کودکان در مدارس لازم است و مراقبت و تربیت بر عهدهی والدین است. گزینش برنامههای سالم رسانهها برای کودکان نیز وظیفهی دیگر آنهاست. بچهها را به کتابخوانی عادت دهید و کتابهای مفید مناسب سن آنها تهیه کنید. زن و شوهر باید با مهربانی و مدارا زندگی کنند. مرد تا حد امکان بر عیال خود توسعه دهد و زن توقعات را تا ممکن است. کم کند. کار در داخل خانه، جزو وظایف حتمی زن نیست. زندگی مشترک را قدر بدانید و فکر جدایی نکنید.1377/06/07
خانواده حضرت آیتالله خامنهای همچنین با تأکید بر تأثیر تعیینکننده و سازنده آنان بر همسران، فرزندان، پدران و برادران خود فرمودند: مهمترین مشکلات بانوان، متأسفانه در درون خانواده و عائله است، جایی که حرمت و شأن و حقوق بانوی مسلمان در مواردی نادیده گرفته میشود و برای اصلاح این مهم، علاوه بر قانونگذاران، زنان کشور نیز باید با تحصیلات و کسب معارف دین و علم، تلاش کنند.1376/11/29
خانواده, غرب, خانواده در غرب, مسئله خانواده از بزرگترین بلاهایی که گریبان کشورهای غربی را بهشدّت گرفته و آنها را به وضعیت نامطلوب شدیدی دچار کرده، مسألهی خانواده است.1376/07/30
زن, امنیت, خانواده, رابطه زن و مرد, خانواده, خانواده در اسلام, آرامش مرد برای پیدا کردن آرامش، به زن در محیط خانواده احتیاج دارد؛ زن هم برای یافتن آرامش، به مرد در محیط خانواده نیازمند است.1376/07/30
خانواده یک مسأله هم مسأله تعلیم و تربیت بانوان است. من بر این همیشه تأکید کردهام. خوشبختانه امروز در جامعه ما، تعلیم و تربیت زنان رایج است؛ اما در عین حال هنوز خانوادههایی هستند که دختران خودشان را از تحصیل منع میکنند. اگر یک روز محیطهای تحصیلی، محیطهای ناسالمی بود، امروز بحمدالله در دوران اسلامی آن گونه نیست. باید اجازه بدهند که دختران درس بخوانند، مطالعه کنند، کتاب بخوانند، با معارف دینی و با معارف انسانی آشنا شوند و ذهن و مغزشان قوّت و قدرت پیدا کند. این، کارِ بسیار لازمی است که باید انجام گیرد.1376/07/30
زن مسلمان ایرانی, زن, خانواده, نقش مادری زن مسلمان، در عائله وظایفی دارد و آن، همان رکنیّت اساسی خانواده و تربیت فرزندان و هدایت و تقویت روحی شوهر است.1375/12/20
خانواده در اسلام، برای فعّالیت زنان، سه عرصه معیّن شده است... بخش سوم -که آن هم بسیار مهم است- بخش خانواده است. به نقش زن در اعتلای معنوی اشاره کردیم و حکم اسلامىِ هر نوع فعّالیت اجتماعی را گفتیم؛ اما در این بخش، نقش زن در خانواده را مطرح میکنیم؛ یعنی زن بعنوان یک همسر یا یک مادر. اینجا واقعاً احکام اسلام به قدری درخشان و افتخارآمیز است که انسان وقتی احکام اسلام را مشاهده میکند، احساس اعتزاز مینماید. زن به عنوان یک زوجه و یک همسر، در مراحل مختلف مورد توجّه و عنایت ویژهی اسلامی قرار دارد.1375/12/20
خانواده وقتی که عائله تشکیل میشود، در داخل عائله، از نظر اسلام، زن و شوهر دو شریک زندگی هستند و باید نسبت به یکدیگر با محبت رفتار کنند. مرد حق ندارد به زن زور بگوید؛ زن هم حق ندارد به مرد زور بگوید. احکام و مقرّرات اسلامی، در مورد ارتباطات زن و مرد در داخل عائله و خانواده، بسیار دقیق و ظریف است. خدای متعال، با توجّه به طبیعت زن و مرد، با توجّه به مصالح جامعهی اسلامی، با توجّه به مصالح زن و مرد، این احکام را معیّن کرده است. مرد فقط در چند مورد -که من یک مورد را تصریح میکنم و یکی، دو مورد دیگر را تصریح نمیکنم- حق دارد به زن دستور بدهد و زن موظّف است که دستور را عمل کند. آن موردی که تصریح میکنم، این است که مرد میتواند از خروج زن از خانه بدون اجازهی خود جلوگیری کند؛ به شرط اینکه در هنگام عقد ازدواج، شرطی در این مورد انجام نگرفته باشد. اگر شرطی در بین نباشد، مرد میتواند مانع شود. این، یکی از آن رازهای دقیق احکام الهی است و این، حق فقط به شوهر داده شده و حتّی به پدر هم داده نشده است. پدر نمیتواند دختر خود را موظّف کند که اگر خواست بیرون برود، از او اجازه بگیرد. پدر چنین حقّی ندارد، یا برادر چنین حقّی نسبت به خواهر ندارد؛ اما شوهر این حق را نسبت به زن دارد. البته در هنگام صیغهی عقد، زنان میتوانند شروطی را به عنوان شرط عقد ازدواج ذکر کنند. این شروط را هم زن و هم مرد موظّفند که عمل کنند. بنابراین، اگر شرط کردند، آن بحث دیگری است؛ اما در درجهی اوّل، این طور است. یکی، دو مورد دیگر هم هست که زن موظّف است در آن موارد، از مرد اطاعت کند. اینها همه به خاطر طبیعت زن و مرد است. طبیعت زن و مرد، هر کدام ویژگیای دارد. در داخل خانواده، کار و روحیّات مرد را نباید از زنان توقّع کرد؛ روحیات زن را هم در خانواده نباید کسی از مرد توقّع کند. هر کدام یک خصوصیات طبیعی و روحی دارند که مصلحت بشر، مصلحت جامعه، مصلحت نظام اجتماعی زن و مرد این است که روحیّات و خصوصیات مرد وزن در تعامل اینها در داخل خانواده دقیقاً رعایت شود؛ که اگر رعایت شد، هم این خوشبخت است و هم آن. اما کسی به کسی حقّ ظلم کردن، زور گفتن و استخدام کردن ندارد. بعضی از مردان خیال میکنند که زن وظیفه دارد همهی کارهای مربوط به آنها را انجام دهد. البته در محیط خانواده، زن و مردی که به هم علاقه دارند، با کمال میل و شوق، کارها و خدمات یکدیگر را انجام میدهند؛ اما انجام دادن از روی میل، غیر از این است که کسی احساس کند، یا این طور عمل کند که گویا وظیفهی زن است که باید مثل یک مستخدم، خدمت مرد را به آن شکل انجام دهد. چنین چیزی در اسلام وجود ندارد. از جمله وظایفی که برعهدهی زنان در داخل خانه و خانواده است، مسألهی تربیت فرزند است. زنانی که به خاطر فعّالیتهای خارج از خانواده، از آوردن فرزند استنکاف میکنند، برخلاف طبیعت بشری و زنانهی خود اقدام میکنند. خداوند به این راضی نیست. کسانی که فرزند و تربیت فرزند و شیردادن به بچه و در آغوش مهر و عطوفت بزرگ کردن فرزند را برای کارهایی که خیلی متوقّفِ به وجود آنها هم نیست، رها میکنند، دچار اشتباه شدهاند. بهترین روش تربیت فرزند انسان، این است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبّت او پرورش پیدا کند. زنانی که فرزند خود را از چنین موهبت الهی محروم میکنند، اشتباه میکنند؛ هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کردهاند. اسلام، این را اجازه نمیدهد. یکی از وظایف مهم زن، عبارت از این است که فرزند را با عواطف، با تربیت صحیح، با دل دادن و رعایت و دقّت، آن چنان بار بیاورد که این موجود انسانی -چه دختر و چه پسر- وقتی که بزرگ شد، از لحاظ روحی، یک انسان سالم، بدون عقده، بدون گرفتاری، بدون احساس ذلّت و بدون بدبختیها و فلاکتها و بلایایی که امروز نسلهای جوان و نوجوان غربی در اروپا و امریکا به آن گرفتارند، بار آمده باشد.1375/12/20