newspart/index2
تدبر در قرآن / قرآن انس با قرآن / تفکر در آیات قرآن/تامل در قرآن/تفکر در قرآن/تعمق در قرآن
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
تدبر در قرآن

باید با قرآن انس پیدا کنید. زبان ما، زبان قرآن نیست؛ می‏توانیم به ترجمه‏ی قرآن مراجعه کنیم؛ اما عمق‏یابی مضامین قرآنی فقط با مراجعه‏ی به ترجمه نمی‏شود؛ کمااینکه با خواندن متن‏ قرآن هم برای کسانی که می‏فهمند، همیشه به دست نمی‏آید؛ با تدبر به دست می‏آید؛ با عمق‏یابی به دست می‏آید.
با قرآن باید مثل آینه مواجه شد؛ پاکیزه، براق و بی‏زنگار؛ تا قرآن در دل ما منعکس شود. قرآن باید در جان ما انعکاس پیدا کند؛ این همیشه و برای همه نیست؛ برای کسانی است که دلشان را با صفای باطن و نفس پاکیزه کنند؛ با ایمان، با باور و با قبول با قرآن مواجه شوند؛ و الّا کسانی که دل معاند دارند، بنای بر نشنیدن و نفهمیدن دارند، نوای قرآن، کلام قرآن و پیام قرآن در دل آن‏ها اثری نمی‏کند؛ «و لو انّنا نزّلنا الیهم الملائکة و کلّمهم الموتی و حشرنا علیهم کلّ شی‏ء قبلا ما کانوا لیؤمنوا الّا أن یشاء الله»؛ اگر برای برخی افراد زمین را به آسمان بدوزی، این دلِ ناباور و زنگار گرفته، نزدیک نمی‏شود و ایمان نمی‏آورد. لذا قرآن را هم می‏خواند، اما به قرآن نزدیک نمی‏شود.
باید به قرآن نزدیک شد. شما جوانهای عزیز و همه‏ی جوانهایی که این حرف را در سرتاسر کشور می‏شنوید، بدانید در قرآن حکمت هست، نور هست، شفاء هست. عقده‏هایی که بر اثر چالشهای موجود مادی دنیا در دل و جان انسان به وجود می‏آید، سرانگشت حکمت قرآنی می‏تواند همه‏ی این عقده‏ها را باز کند؛ این واقعیت است؛ دلها را باز می‏کند، شرح صدر می‏دهد، امید می‏دهد، نور می‏دهد، عزم راسخ برای حرکت در صراط مستقیم می‏دهد. با قرآن باید مواجه شد و این‏ها را گرفت.1384/07/14

لینک ثابت
تدبر در قرآن

برادران عزیز و خواهران عزیز! بارتان سنگین و کارتان دشوار است. اگر خوب عمل کنید، اجرتان دو برابر است؛ اما اگر خدای نکرده بد عمل کنید، مؤاخذه‏تان هم دو برابر است. برای اینکه بتوانید این راه را سالم طی کنید و 1450 روزی را که در پیش دارید، بخوبی سپری کنید، باید خود را به خدا وصل کنید. قرآن خواندنِ هر روز را فراموش نکنید. هر روز حتماً قرآن بخوانید؛ هر مقداری می‏توانید. آن‏هایی که ترجمه‏ی قرآن را می‏فهمند، با تدبر به ترجمه نگاه کنند. آن‏هایی که ترجمه‏ی قرآن را نمی‏فهمند، یک قرآن مترجَم خوب- که الحمد للّه زیاد هم داریم- کنار دستشان بگذارند و به ترجمه‏ی آن نگاه کنند. ممکن است ده دقیقه صرف وقت کنید و یک صفحه یا دو صفحه بخوانید؛ اما هر روز بخوانید؛ این را یک سیره‏ی قطعی برای خودتان قرار دهید. علامت بگذارید، فردا از دنباله‏اش بخوانید. تا آنجایی که می‏توانید، به نماز و توجه و ذکر در نماز و به نوافل اهمیت دهید. خدای متعال به پیغمبر اکرم می‏فرماید: «قم اللّیل الّا قلیلًا. نصفه او انقص منه قلیلا. او زد علیه و رتّل القرآن ترتیلا. انّا سنلقی علیک قولا ثقیلا»؛ یعنی نصف شب را بیدار بمان، یا دو ثلث شب را بیدار بمان و عبادت کن- که این برای پیغمبر است؛ من و شما خیلی دهنمان می‏چاید که از این حرفها برای خودمان بزنیم- چرا؟ «انّا سنلقی علیک قولا ثقیلا»؛ ما می‏خواهیم سخن سنگینی را به تو القاء کنیم؛ می‏خواهیم حرف بزرگی را به تو بزنیم؛ بنابراین باید خودت را آماده کنی.
بار سنگین احتیاج به آمادگی روحی دارد؛ این آمادگی روحی هم همین‏طوری به دست نمی‏آید. اینکه ما بگوییم آقا برو دلت را صاف کن، بله، اساس همان صاف کردن دل است؛ اما صاف کردن دل فقط از راه نماز، از راه توسل، از راه توجه و از راه ذکر به دست می‏آید.
اگر کسی خیال کند که می‏توان دل و روح را بدون این‏ها صاف کرد، سخت در اشتباه است. از راه گریه‏ی نیمه‏شب، از راه خواندن قرآن با تدبر و با دقت، از راه خواندن ادعیه‏ی صحیفه‏ی سجادیه، دل انسان صاف می‏شود؛ و الّا این‏طوری نیست که بگوییم آقا برو دلت را صاف کن؛ هر کاری هم کردی، کردی.1384/06/08

لینک ثابت
تدبر در قرآن

حج‏گزاران عزیز را به خشوع و ذکر و انابه و تلاوت قرآن با تدبر و حضور در نمازهای جماعت و مهربانی با حاجیان کشورهای دیگر و پرهیز از وقت‏گذرانیهای‏ بیهوده، فرامی‏خوانم و از خداوند متعال موفقیت و عافیت و قبولی عبادات شما را مسئلت می‏کنم و همه را به دعا برای حضرت بقیة اللّه أرواحنا فداه و فرارسیدن حکومت عدل جهانی آن ذخیره‏ی الهی دعوت می‏کنم.1383/10/29
لینک ثابت
جوان, قرآن, تدبر در قرآن, انس با قرآن

اگر جوان مسلمان با قرآن اُنس پیدا کند و فرصت تدبّر در قرآن را به خود بدهد، بسیاری از شبهات دشمنان بی‌اثر خواهد شد.1380/06/28
لینک ثابت
تدبر در قرآن

امروز که حکومت اسلامی تشکیل شده و نظام جمهوری اسلامی به وجود آمده است، ما معنای بسیاری از آیات قرآن را می‏فهمیم، که قبل از تشکیل حکومت اسلامی، تصویر گنگ و مبهمی از آن آیات داشتیم. امروز که دشمنیهای استکبار و قدرتهای ظالم و ستمگر و افزون‏طلب در مقابل چشم ماست و صف‏آراییهای آن‏ها را مشاهده می‏کنیم- توطئه‏ها و نقشه‏های آن‏ها و نوع فریب افکار عمومی یا فریب بعضی ذهنهای آلوده‏ی برخی از خواص- برای ما آشکار می‏شود که عمق معنای آیه‏ی قرآن چیست و به کجا اشاره می‏کند و چه آسیبهایی را برای ذهن خوانندگان و متدبّران در قرآن مجسم می‏کند. قدر این را باید دانست.
ما در جامعه‏ی خودمان مبالغ زیادی از آموزش قرآن عقب‏افتادگی داریم. باید این‏ها را جبران کنیم. اگر جوان مسلمان با قرآن انس پیدا کند و فرصت تدبّر در قرآن را به خود بدهد، بسیاری از شبهات دشمنان بی‏اثر خواهد شد. البته همه‏ی دستگاه‏های فرهنگی کشور باید کمک کنند. باید مفاهیم قرآنی به وسیله‏ی خبره‏های این کار دسته‏بندی شود و به تناسب در جای خود و در کتابهای درسی- چه در مدرسه‏ها و چه در دانشگاهها- گنجانده شود. این ارتباط باید دائمی باشد.1380/06/28

لینک ثابت
تدبر در قرآن

تلاوت قرآن یک فضیلت بزرگ و یک ثواب است؛ اما این تلاوت وسیله‏ای برای رسیدن به معرفت است. این قرآن یک اقیانوس عظیم است. هرچه بیشتر جلو بروید، تشنه‏تر می‏شوید و علاقه‏مندتر می‏شوید و دل شما روشن‏تر می‏شود. در قرآن باید تدبّر کرد. من بازهم از شما جوانان خواهش می‏کنم که با معانی قرآن انس پیدا کنید و ترجمه‏ی قرآن را بفهمید. من بارها این را از جوانان خواسته‏ام و بسیاری هم اقدام کرده‏اند. قرآن را که هر روز تلاوت می‏کنید. هرچه تلاوت کردید، ترجمه‏ی آن را هم نگاه کنید؛ بگذارید این مفاهیم در ذهن جوان شما حک شود. در آن صورت فرصت تدبّر پیدا خواهید کرد.1379/08/09
لینک ثابت
تدبر در قرآن

در پایان خطبه‏ی اوّل، من چند دعا هم بکنم: اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد. پروردگارا! تو را به ذات مقدس و به اسماء و صفات خودت و به اولیایت سوگند می‏دهیم که این ماه رمضان را برای ملت ما مبارک فرما. پروردگارا! توفیق دعا، عبادت، تضرّع، روزه، تلاوت قرآن و تدبّر در قرآن به همه‏ی ما عنایت کن.1377/10/04
لینک ثابت
تدبر در قرآن

قدم اوّل برای عمل کامل به قرآن، آشنایی با متن قرآن است. در دوره‏ی رژیم طاغوت، مردم ما با قرآن آشنا نبودند. کسانی که می‏توانستند قرآن را از رو بخوانند آن هم به صورت غلط محدود بودند. جوانان و کسانی که در مدارس دوره‏ی پهلوی رشد پیدا کرده بودند، هیچ با قرآن آشنایی نداشتند. اگر یک‏وقت پدر و مادر مؤمنی داشتند، آن‏ها را در گوشه‏ای دوره‏ی قرآنی می‏گذاشتند و خودشان یاد می‏گرفتند. مدارس ما در آن روز، حامل مسئولیت تربیت قرآنی نبود؛ قرآن در فضای جامعه، غریب بود. در این شهر تهران بزرگ، دوره‏های قرآن که چند نفر دور هم می‏نشستند و استادی به آن‏ها درس می‏داد تجوید، یا قرائت معدود بودند. در شهرهای دیگر هم همین‏طور بود. وقتی قرآن وارد جامعه می‏شود، حضور قرآن، حلاوت خود را به کامها می‏چشاند. امروز قرآن در کشور ما سیطره دارد. قدمِ اوّل، یاد گرفتن متن قرآن است و این باید روز به روز زیاد شود. اگر بخواهیم همه قرآن را بیاموزند، عدّه‏ای باید در اوج قرار گیرند مثل همه چیز دیگر همین‏طور که اگر بخواهید ورزش، همگانی شود، بایستی عدّه‏ای قهرمان را جلوِ چشم مردم نگهدارید. اگر بخواهید قرآن در خانه‏ها، بین بچه‏ها، بین بزرگها، بین زنها و مردها رواج پیدا کند، بایستی قهرمانان قرآنی را احترام کنید. این است که ما به این‏ها احترام می‏کنیم. این‏ها حامل قرآنند، این‏ها عزیزند. زبان این‏ها عزیز است، لبها و دلهای این‏ها عزیز است؛ چون با قرآن مأنوس است. جان ما به قربان قرآن! اما اینجا تمام نمی‏شود؛ حفظ قرآن، فهمیدن مفاهیم و ترجمه‏ی کلمه کلمه‏ی قرآن، برای کسانی که به زبان عربی آشنایی ندارند، لازم است. وقتی‏که کلمات قرآن را فهمیدید، آن وقت تدبّر لازم است. حتی آن کسی که الفاظ عربی را هم خوب بلد است، اگر تدبّر نکند، بهره‏ی کمی از قرآن خواهد برد. در قرآن، تدبّر لازم است تدبّر یعنی اندیشیدن در مفاهیم قرآنی این سخن عمیقی است، این سخن بزرگی است؛ باید در آن تدبّر کرد. گوینده‏ی آن، ذات اقدس الهی است. کلمات آن هم مال ذات اقدس الهی است یعنی الفاظش، نه فقط مفاهیمش لذا بایستی در آن دقّت کرد، باید آن را فهمید، باید در آن غور کرد. این‏ها حاصل نمی‏شود، مگر با انس با متن قرآن.1377/09/01
لینک ثابت
تدبر در قرآن

امروز بحمد اللّه در کشور ما جوانان با همان سرمایه‏ی معنویت و نورانیّت و صفایی که در آن‏ها هست، گامهای بلندی را برداشته‏اند. امروز قرآن یک امر مهجور در جامعه‏ی ما نیست. جوانان و نوجوانان با قرآن آشنا می‏شوند؛ طبقات مردم با قرآن انس می‏گیرند، ارتباط پیدا می‏کنند و معارف قرآن را مورد استفاده قرار می‏دهند؛ بسیاری از احکام اسلام هم در کشور اجرا می‏شود. البته ما به قدر ظرفیت و توان و به قدر آنچه که همّت خود ما بود، پیش رفته‏ایم؛ اما این پایان راه نیست؛ این، همه‏ی ظرفیت اسلام نیست. اگر ملتی همّت کند و دلسوزان این ملت وجود خود را وقف حرکت عمومی این ملت به سمت معارف اسلامی و حقایق اسلامی کنند، آنچه که به دست آن‏ها خواهد آمد، به قدری درخشان است که از افق حدس و گمان انسان هم خارج است. در زیر سایه‏ی اسلام، برای پیشرفت، میدان باز است؛ هم پیشرفت علمی، هم پیشرفت عملی، هم پیشرفت اخلاقی، هم پیشرفت سیاسی، هم عزّت و اعتلای مدنی و هم آزادی و عدالت و آرمان‏های بزرگ انسانی. در محیط اسلامی و زیر سایه‏ی اسلام، هیچ حجاب و حدّی برای انسان وجود ندارد. بی‏همّتی و کم‏همّتی ماست، کوتاهی انسان‏هاست که نمی‏گذارد آن‏ها از اسلام استفاده کنند. در محیط اسلامی، بازگشت به اسلام و بهره بردن از معارف اسلام، کاری عظیم است که اگر روشن‏فکران و اندیشمندان و دانشمندان و اهل علم و معرفت در هر کشوری از کشورهای اسلام به آن بپردازند، خواهند توانست بهره‏های زیادی ببرند.
اسلام را آن‏چنان که فهم صحیح انسانی و در متون اصیل اسلامی هست، باید فهمید، باید دانست و با هدایت قرآنی از آن بهره برد. خودِ قرآن «تبیاناً لکلّ شی‏ء» است؛ راهنماست، بیان است، خطّ است. در جوامع اسلامی، به اهل فکر و نظر تلقین می‏کنند که این تلقین هم دنباله‏های همان تسلّط فکری غرب و فرهنگ غربی است که از سیطره‏ی تفکّر اسلامی واهمه دارد که اسلام را بایستی با ابزار و با فهم معارف غربی دانست! این‏طور نیست. البته همه‏ی معارف، انسان را آگاه می‏کنند و برای فهم بهتر مجهّز نمایند؛ اما اسلام را از خود اسلام باید گرفت؛ حقایق اسلام را از متون اسلام باید گرفت؛ حقایق اسلام را با مصطلحات خود اسلام بایستی دانست و فهمید و مورد عمل قرار داد. اسلام مشعل راهنمای فکر و ذهن انسانها و هدایت‏گر انسان‏هاست. قرآن، کتاب هدایت و کتاب نور است. آن کسانی که به قرآن مراجعه و تدبّر می‏کنند و زمینه‏ی لازم و استعداد لازم را در خود به وجود می‏آورند، برای اینکه از معارف قرآن استفاده کنند، آن‏ها می‏توانند از قرآن بهره ببرند. نباید ملاحظه کرد که آنچه ما از اسلام می‏فهمیم، در قضاوت کسانی که با اسلام میانه‏ای ندارند، از اسلام خوششان نمی‏آید و اسلام را مزاحم خودشان می‏دانند چه در زمینه‏های اقتصادی و چه در زمینه‏های سیاسی چه تأثیری دارد؛ آیا آن‏ها خوششان می‏آید، آیا فهم ما را از اسلام قبول دارند یا نه؟ اسلام به عنوان هدایت انسانها در دنیایی قرار گرفت و وارد بشریت شد که از همه طرف انکار و تکذیب بود. پیامبر را با انواع تهمتها متّهم می‏کردند. شما قرآن را ملاحظه کنید؛ تعبیراتی که دشمنان پیامبر در باره‏ی پیامبر به کار می‏بردند، تعبیراتی است که هر انسانی را که ضعیف باشد، خُرد می‏کند، می‏شکند و جرأت و جسارت او را برای بیان مراد خود از بین می‏برد؛ اما پیامبر اعتنایی نکرد و حرف خدا را که بر زبان او جاری و بر دل او الهام شده بود، بیان نمود و نورانیّت کلام الهی کار خود را کرد.1377/08/26

لینک ثابت
تدبر در قرآن

اصلًا تدبّر برای تفسیر کردن نیست؛ برای فهمیدن مراد است. انسان هر سخن حکیمانه‏ای را دوگونه می‏تواند تلقّی کند: یکی سرسری و با سهل‏انگاری؛ یکی با دقّت و کنجکاوانه. این اصلًا به مرحله‏ی تفسیر کردن و تعبیر کردن نمی‏رسد. تدبّری که در قرآن لازم است، پرهیز کردن از سرسری نگریستن در قرآن است؛ یعنی شما هر آیه‏ی قرآنی را که می‏خوانید، با تأمّل و ژرف‏نگری باشد و دنبال فهمیدن باشید. این همان تدبّر است و بدون اینکه نیازی به این باشد که انسان، سلایق خودش را به قرآن تحمیل کند که همان تفسیر به رأی است خواهید دید که بابهایی را از معرفت، به حسب محتوای آیه هرچه که محتوای آیه است باز می‏کند.
اشکال عمده در کار قرآن‏خوانی‏های بی‏تأمّل، این است که اصلًا روی جملات درنگ نمی‏کنند. خوب؛ شما وقتی سخن حکیمی، یا سخنِ حکمت‏آمیزی را می‏شنوید، باید به آن دل بدهید؛ بدون دل دادن که اصلًا انسان مُراد را نمی‏فهمد. هر کتاب عادّی بخصوص اگر کتاب پُرمغزی باشد، بخصوص اگر حکیم فرزانه‏ی بزرگی آن را نوشته باشد همین حالت را دارد. اگر سرسری بخوانید و رد شوید، از آن چیزی نمی‏فهمید. قرآن می‏گوید: «مرا سرسری نخوانید» قرآن از عالی‏ترین مقام است؛ از قلّه‏ی معرفت عالم وجود است. این است که انسان باید تأمّل کند و چون عمق این آیات و این مفاهیم، خیلی زیاد است، هرکسی تأمّل کند، از آن استفاده خواهد کرد حتّی خود پیغمبر خودِ پیغمبر هم اگر تأمّل کنند که البته پیامبر و ائمّه (علیهم‏السّلام) همیشه قرآن را با تأمّل و تدبیر می‏خواندند از قرآن استفاده می‏کنند.
البته ما هم استفاده می‏کنیم. مثل سطوح مختلف دریاست که هرکس در هر سطحی برود، بهره‏ای از آن خواهد بُرد حالا این تشبیه نارسایی است، لیکن برای تقریب به ذهن است البته هر چیزی را که انسان نفهمید، هر معنایی را که درست، سر در نیاورد و ترکیب یا عبارتِ مشکلی بود، به تفسیر مراجعه می‏کند. منظورم این است که تدبّر، اصلًا به عالم «تفسیر به رأی» نزدیک نمی‏شود.1377/07/18

لینک ثابت
تدبر در قرآن, قرآن

تدبری كه در قرآن لازم است، پرهیز كردن از سرسری نگریستن در قرآن است؛ یعنی شما هر آیه‌ی قرآنی را كه می‌خوانید، با تامل و ژرف‌نگری باشد و دنبال فهمیدن باشید.1377/07/18
لینک ثابت
تدبر در قرآن

ماه رمضان، ماه مبارکی است. برکات رمضان، از خودِ آحاد و افراد مسلمانی که می‏خواهند در ضیافت الهی در این ماه وارد شوند، شروع می‏شود؛ از دلها شروع می‏شود. اوّلین حقیقتی که تحت تأثیر برکات این ماه قرار می‏گیرد، دل و جان مؤمنین و روزه‏داران و وارد شوندگان به عتبه‏ی مقدّس و مبارک این ماه است. از طرفی روزه‏ی این ماه، از طرفی تلاوت قرآن در این ماه و از طرفی انس با ادعیه‏ای که در این‏ ماه وارد شده است، انسان را در معرض یک تزکیه و تهذیب و تصفیه‏ی باطنی قرار می‏دهد و ما همه به این تصفیه احتیاج داریم.
علاوه بر اینکه هر فرد مسلمانی احتیاج دارد به اینکه در این ماه ذخیره‏ی تقوا و پرهیزکاری و تهذیب و تزکیه را برای خود فراهم کند، ما منسلکین در سلک روحانیت، بیشتر از دیگران به این معنا احتیاج داریم. به قول آن عارف معروف که می‏گوید: «آب که از برکات الهی است، همه‏ی پلیدیها و ناپاکیها را از بین می‏برد؛ هر جسمی که با آب تماس می‏گیرد، پاک می‏شود؛ ولی خود آب تحت تأثیر تماس با ناپاکها و ناپاکیها، به تصفیه احتیاج پیدا می‏کند و خدای متعال در یک گردش طبیعی، آب را به بخار تبدیل می‏کند؛ به آسمان می‏برد، از بالا مجدّداً به صورت قطرات باران به زمین برمی‏گرداند، پلیدیها را از آن جدا می‏کند، آن را تصفیه می‏کند و باز به صورت ماء طهور در اختیار افراد انسان و سایر موجودات قرار می‏دهد.»
گوینده‏ی این سخن حکمت‏آمیز می‏گوید: «این جان شما، معارف شما، نصایح شما، بلکه خود قلب و روح شما، همان ماء طهوری است که ناپاکیها را از انسانها می‏زداید؛ اما خود این ماء طهور بتدریج به تصفیه و تزکیه احتیاج پیدا می‏کند و تزکیه و تصفیه‏ی آن، جز با یک عروج معنوی، جز با یک گردش معنوی به سمت علویّات که آن هم با ذکر و دعا حاصل خواهد شد ممکن نمی‏شود.» با ذکر، با توجّه، با توسّل، با مناجات، با نافله، با تضرّع در مقابل خداوند، با تفکّر در آیات آفاقی و انفسی، این ماء طهور باز همان طهارت خود را به دست می‏آورد؛ آماده می‏شود تا بازهم با پلیدیها مواجه گردد و آن‏ها را از جسم و جان بشر و عالم بزداید. بنابراین، ماه رمضان فرصت این عروج معنوی است.
همیشه فرصت هست. ماه شعبان و ماه رجب نیز همین‏طور است. ایام دیگر سال هم برای انسان‏هایی که اهل ذکر و توجّهند، همین‏طور است؛ «انّما تنذر من اتّبع الذّکر». پیروی از ذکر یعنی به یاد آوردن و توجّه کردن مایه‏ی نجات جان بشر است. در همه‏ی ایام سال، در همه‏ی شبها، در نیمه‏شبها، با تلاوت قرآن، با تدبّر در قرآن، با خواندن این دعاهای پُرمغز و عمیق و این لحن عاشقانه‏ای که در این دعاها هست بخصوص ادعیه‏ی صحیفه‏ی مبارکه‏ی سجّادیه می‏شود این تسویه‏ی باطن را به وجود آورد؛ ولی ماه رمضان یک فرصت استثنایی است. لیالی و ایام این ماه، هر ساعت و هر دقیقه‏اش برای انسان بخصوص برای جوانان یک فرصت است.1376/10/03

لینک ثابت
تدبر در قرآن

این رابطه با خدا را همه باید داشته باشند؛ اما شما که مسئول هستید و یکی از مدیریّتهای بالا در دست شماست شما که می‏گویم، یعنی ما مسئولان، که من خودم از شما به این کار اولی هستم جزو شایسته‏ترین افرادی هستید که باید این رابطه‏ی ویژه را با خدا داشته باشید. نمازِ با توجّه و با حضور بخوانید؛ به نوافل اهمیت دهید و سعی کنید که در روز مقداری قرآن تلاوت کنید. هیچ روزی بر شما نگذرد که مقداری قرآن و لو ده آیه، پنج آیه با تدبّر تلاوت نکنید. این، به شما نورانیّت می‏بخشد. انتظار این را نداشته باشیم که اگر امشب نافله خواندیم، فردا مثلًا گشایش مهمّی در کارمان بشود و اثرش ظاهر گردد؛ نه. در دعاهای ما، نفس رابطه‏ی با خدا، جزو بدیهیّات و محکمات ادعیه‏ی ماست و خدای متعال، متضرّعین الیه را مورد توجه و عنایت خاص قرار می‏دهد. تضرّع، این خواص را دارد.1376/06/02
لینک ثابت
تدبر در قرآن

آقایان محترم که به شهرهای مختلف تشریف می‏برید و با مردم حرف می‏زنید! به جوانان اقبال کنید؛ حقایق دینی را صریح با مردم در میان بگذارید؛ ارواح و نفوس مردم را تصفیه کنید. مردم احتیاج دارند؛ اهل شنیدن و باور کردن و پذیرفتن هستند. دلها پاک است. آیات کریمه‏ی قرآن و روایات نورانی اهل بیت را با دقّت، با تأمّل، با تدبّر و با بیان شافی و وافی مطرح کنید. آن چیزهایی را که متضمّن نصایح اخلاقی و هدایتهای فکری است و به ذهنها نور می‏افشاند، به این دلها فروبخوانید. آن‏ها را هدایت کنید.1375/10/19
لینک ثابت
تدبر در قرآن

من یک‏وقت می‏خواستم بحثی قرآنی در این خصوص عرض کنم که فعلًا مجالش نیست. بحث قرآنی مربوط به ماجرای حضرت موسی علیه‏السّلام است که از آن ماجراهای عبرت‏آمیز و عجیب تاریخ است. در باره‏ی این ماجرا هرچه بگویم تمام نمی‏شود. واقعاً قرآن گنجینه‏ی عظیمی از تجربه‏ی موسوی برای ماست. در این ماجرای عجیب، یکی از نقاط برجسته، خراب و فاسد شدنِ کسانی از همراهان موسی علیه‏السّلام است که از همراهیِ او برگشتند. من این‏ها را عرض می‏کنم تا کسانی که اهل تأمّل در آیات قرآنند، دنبالش بروند.1373/11/28
لینک ثابت
لزوم انس گرفتن مدبّرانه با قرآن

برادران عزیز همین که قرآن را در جیبمان بگذاریم کافی است؟ این‌که در هنگام سفر، از زیر قرآن رد شویم کافی است؟ امروز من می‌گویم، این‌که ما در جلسه‌ی تلاوت قرآن شرکت کنیم کافی است؟ این‌که حتی قرآن را با صدای خوش تلاوت کنیم یا تلاوت خوش را بشنویم و از آن لذّت ببریم کافی است؟ نه. چیز دیگری لازم دارد. آن چیست؟ آن تدبّر در قرآن است. باید در قرآن تدبّر کرد. خودِ قرآن در موارد متعدد از ما می‌خواهد که تدبّر کنیم.(1) عزیزان من! اگر ما یاد گرفتیم که با قرآن به‌صورت تدبّر، اُنس پیدا کنیم، همه‌ی خصوصیاتی که گفتیم حاصل خواهد شد. ما هنوز خیلی فاصله داریم؛ پس باید پیش برویم. این‌که شما می‌بینید از اوّلِ انقلاب تا امروز، مسؤولین و دلسوزان کشور، قرآن را در تلاوت، در حفظ و در تعقیبِ مراسم مربوط به قرآن مطرح کرده‌اند، برای این است که ما به آن‌جا نزدیک شویم. البته تلاوت قرآن با صدای خوش، کار بسیار خوبی است. روایت دارد که امام سجاد علیه‌السّلام - هم درباره‌ی امام سجاد علیه‌السّلام دارد، هم درباره‌ی امام باقر علیه‌السّلام - وقتی تلاوت می‌کردند، کسانی که از نزدیک محل تلاوت ایشان می‌گذشتند، زانوهایشان می‌لرزید و سست می‌شد و نمی‌توانستند حرکت کنند. می‌ایستادند تلاوت قرآن را گوش می‌کردند و وقتی حظّ خودشان را می‌بردند، به راهشان ادامه می‌دادند.(2) تلاوت قرآن با صوت خوش و با آداب که شیوه‌ی خاصی دارد، موسیقی خاصی دارد، روش خاصی دارد، امور لازمی است. اینها انسان را نزدیک می‌کند؛ اما کافی نیست. اگر بخواهیم تشبیه کنیم، این‌طور می‌گوییم: قرآن را به صورت بنای مُعْظمی، دارای سالنها و حجره‌ها و زوایای گوناگون و اعماق فراوان در نظر بگیرید. این عمارت وسیع و عظیم، سردر و مدخلی دارد. اگر آن مدخل را زیبا ساختیم، مردم برای ورود در آن عمارت، تشویق می‌شوند. مدخلِ آن بنای رفیع، همین تلاوتهای زیبایی است که این‌جا خواندند. کاشیکاری دَمِ در، این تلاوت است. حال وارد شوید.1373/10/14

1 ) سوره مبارکه النساء آیه 82
أَفَلا يَتَدَبَّرونَ القُرآنَ ۚ وَلَو كانَ مِن عِندِ غَيرِ اللَّهِ لَوَجَدوا فيهِ اختِلافًا كَثيرًا
ترجمه:
آیا درباره قرآن نمی‌اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند.
1 ) سوره مبارکه محمد آیه 24
أَفَلا يَتَدَبَّرونَ القُرآنَ أَم عَلىٰ قُلوبٍ أَقفالُها
ترجمه:
آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
2 )
الكافی،ثقة الاسلام كلینی  ج‏2  ص 615 ؛
الاحتجاج، شیخ طبرسی، ج 2 ، ص 395 ؛
بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 89 ، ص 194؛

ذَكَرْتُ الصَّوْتَ عِنْدَهُ فَقَالَ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع كَانَ يَقْرَأُ فَرُبَّمَا مَرَّ بِهِ الْمَارُّ فَصَعِقَ مِنْ حُسْنِ صَوْتِهِ وَ إِنَّ الْإِمَامَ لَوْ أَظْهَرَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً لَمَا احْتَمَلَهُ النَّاسُ مِنْ حُسْنِهِ قُلْتُ وَ لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللَّهِ ص يُصَلِّی بِالنَّاسِ وَ يَرْفَعُ صَوْتَهُ بِالْقُرْآنِ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يُحَمِّلُ النَّاسَ مِنْ خَلْفِهِ مَا يُطِيقُون‏
ترجمه:
على بن محمد نوفلى گويد: نزد حضرت أبى الحسن عليه السلام از آواز خواندن ياد كردم فرمود: همانا على بن الحسين عليهما السلام قرآن ميخواند و چه بسا كسانى بر آن حضرت ميگذشتند و از آواز خوش او مدهوش ميشدند، و اگر راستى امام چيزى از آواز خوشش آشكار كند مردم تاب شنيدن آن را ندارند، عرضكردم: مگر نبود كه رسول خدا (ص) با مردم نماز (جماعت) ميخواند و آوازش را بخواندن بلند ميكرد؟ فرمود: رسول خدا (ص) باندازه تحمل و طاقت آنان كه پشت سرش بودند آوازش را بلند ميكرد.
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی